توسعه شهر، توسعه خود

دانلود پایان نامه

تيپ از نوع خاکهاي کم عمق سنگريزهدار با بافت سبک روي تجمع سنگريزه و سنگ است ( مهندسين مشاور امکو ايران، 1379 : 54 ). در سمت جنوب نورآباد دشتهاي دامنهاي تقريباً مسطح قرار دارند که در اين تيپ اراضي خاکهاي عميق با بافت سنگين و با تجمع مواد آهکي در لايههاي زيرين قابل مشاهده است. (همان منبع: 56). دانهبندي خاک منطقه که در واقع ترکيبي از ذرات رسي، شن، سيلت است، در انتخاب محل دفن بسيار مهم است؛ زيرا نسبت درصد ذرات سه گانه مزبور تعيين کنند? ويژگي تراوايي خاک به شمار ميآيد. به اين معنا که هر چه درصد شن در ساختار خاک منطقه بيشتر باشد، ميزان نفوذپذيري آن بيشتر ميگردد و در مقابل افزايش درصد رس در خاک نه تنها از ميزان نفوذپذيري آن ميکاهد و زمينه ساز پديد? فيلتر اسيون جريان سيالي ميگردد که از درون آن ميگذرد ( حيدرزاده، 1382 : 19 ). نقشه زير(3-8) خاکشناسي منطقه را نشان ميدهد.

نقشه 3-9: خاکشناسي منطقه

يافتههاي تحقيق

3-10) خصوصيات زلزلهخيزي محدود? مورد مطالعه
از آنجا که ايران بر روي کمربند لرزهخيزي آلپ هيماليا قرار گرفته است، مناطق مختلف آن طي قرون متمادي شاهد زمين لرزههاي فراوان بوده است. يکي از اين مناطق، رشته کوه زاگرس است که شهر نورآباد در منطقه چين خورده آن واقع شده است. در اين منطقه که تعداد زيادي چين موازي در امتداد شمال غربي به جنوب شرقي مشاهده ميشود، عرضي حدود 200 کيلومتر دارد و دو گسل عمده به نامهاي گسل قطر ـ کازرون و گسل ميناب در شرق بندرعباس در آن وجود دارد که هر دو روند شمالي ـ جنوبي دارند و تا پي سنگ نيز ادامه مييابند. اگر چه در محدود? شهر نورآباد روي دشت اثري از گسل ديده نشده است، ولي در کوههاي اطراف، چين خوردگيهايي با چندين گسل به موازات و عمود بر محور چين خوردگي مشاهده ميشود که به تکنونيک منطقه مستقيماً ارتباط ندارد، اما ممکن است که منشأ زلزلههاي اين منطقه گسلهاي موجود در پي سنگ باشد ( مهندسين مشاور امکو ايران، 1379: 46 ). بررسي زلزلههاي روي داده در محدود? 200 کيلومتري نورآباد نشان دهند? وقوع زلزلههاي متعددي در اين منطقه است. از مهمترين زلزلههاي رخ داده در تاريخ گذشت? اين منطقه، که از کتاب تاريخ زلزلههاي ايران گرفته شده است، زلزلههاي سال-هاي 1052 و 1085 ميلادي(برابر با431و464 هجري شمسي) است. در سال 1052 ميلادي در ارجان (در نزديکي شهرستان بهبهان کنوني) زلزلهاي به وقوع پيوست که شدت آن در منطقه نورآباد (حدود 200 کيلومتري فاصل? مرکزي وقوع زلزله) کمتر از پنج درج? مرکالي و شتاب افقي و قائم کمتر از 5 درصد شتاب ثقل زمين بوده است. زلزل? سال 1085 با شدت و شتاب کمتري رخ داده است. زلزلههاي ديگري در سالهاي1824ميلادي(برابر با 1203هجري شمسي) در کازرون، 1891 ميلادي(برابر با 1270هجري شمسي) در 20 کيلومتري از نورآباد به وقوع پيوست که به ترتيب شدت آنها 6 درجه و 7 درج? مرکالي بود. از وقايع مهم ديگر در تاريخچ? زلزلهخيزي شهر نورآباد يک موج زلزله (Earthquake swarm) است که در 12 جولاي 1986 ميلادي(برابر با 1365هجري شمسي) رخ داده است. در اين موج زلزله که به مدت 100 روز متوالي ثبت گرديده است تعداد 1617 زمين لرزه به ثبت رسيده است. در اولين روز وقوع زمين لرزه تعداد 8 زلزله ثبت شده است و از آن به بعد تعداد آن افزايش يافته است. به طوري که در روزهاي 17، 18 و 19 حدود 300 زلزله به وقوع پيوسته است. پس از آن وقوع زلزلهها کاهش يافته و در روز آخر تنها 2 زلزله ثبت شده است. از آنجا که اين منطقه فعال ناگهاني بوده است و پس از آن از فعاليت افتاده است، لذا مجموع? اين زلزلهها يک موج زلزله شناخته شده است. ( مهندسين مشاور امکو ايران، 1379: 47 ). به طور کلي محدوده و منطقه بررسي شده از لحاظ لرزه خيزي منطقهاي فعال است. ميدهد.

3-11) مطالعات تاريخي
3-11-1) وجه تسميه
مهمترين روايتي که در مورد نام نورآباد در بين اهالي وجود دارد اين است که ساکنان اوليه اين شهر از منطق? “نور” مازندران به اين محدوده کوچ کردهاند و در روستاي مالکي که از محلات کنوني شهر محسوب ميشود ساکن شده اند. مؤلف کتاب “تاريخ و جغرافياي ممسني” نيز در اين زمينه، چنين نوشته است:
“وجه تسميه نورآبادي از طايفه نورآبادي شهرستان ممسني است که بنابر گفته مردم منطقه، از نور و کجور مازندران در دور? آل مظفر (هـ.ق 795-744) به شهرستان ممسني کوچانده شده اند (مجيدي، 1371، 175).

3-12) مطالعات کالبدي
در مطالعه و بررسي هر مکان و جايگاهي شناخت و آگاهي از تاريخ گذشته منطقه و روند شکل گيري و توسعه آن در طول ادوار براي پي بردن به هويت تاريخي سياسي منطقه مورد بحث ضرورت دارد با بررسي گذشته و مطالعه توسعه در طول زمان به مسائل تأثيرگذار بر گسترش شهر پي برده و ميزان تأثير يا عدم تأثير عوامل مختلف بر توسعه و گستردگي براي ما آشکار ميگردد.

3-12-1) مرحله اول توسعه شهر نورآباد
حـدود سال 1317 هـ . ق آقـا محمدخان دهدشتي بخشي از سرزمينهاي خالصه منطقه ممسني را از دولت ميخرد و در قلعهاي سكونت ميگزيند از آنجا كه مالك در آن زندگي ميكرده است بعدها به نام قلعه مالكي معروف ميشود و به تدريج ده مالكي گسترش مييابد كه بعدها هسته اصلي شهر نورآباد را تشكيل ميدهد ( مجيدي 1371: 45 ). اما وجه تسميه نورآباد منسوب است به طايفه نورآبادي كه به گفته مردم و اسامي چند تن از آنان كه در قبور روستاي هراريز حومه شهر نورآباد با فاميلي نورآبادي ديده شده و در دوره آل مظفر ( 795 ـ 744 هـ . ق ) از نور و كجور مازندران به شهرستان ممسني كوچانيده شدهاند ( همان کتا?:
49 ). سال تأسيس شهرستان ممسني 1342 به مركزيت نورآباد ميباشد كه به تدريج ادارات مختلف از كازرون منفك و در نورآباد استقرار مييابند.

3-12-2) مرحله دوم توسعه از سال 1345 تا قبل از انقلاب اسلامي
حاصلخيز بودن دشت نورآباد باعث به وجود آمدن لكههاي جمعيتي به صورت روستاها و مكان ـمزرعه متعدد شده است. شهرنورآباد از به هم پيوستن 20 روستاي نزديك به هم به وجود آمده است. با رشد جمعيت و نزديكي دو روستاي قلعه انجيري و مالكي هسته اوليه زيستگاه نورآباد با قابليت تشكيل هسته اوليه شهر به وجود آمده است. بـا انتقال مـركزيت منطقه ممسني از فهليان بـه نـورآبـاد در سال 1341 از جمله نخستين نهادهاي دولتي در شهر جـديـد التأسيس نـورآبـاد مستقر شد. پيش از تهيه نقشه توسعه شهر در زمـان سرهنگ تـژده جـاده عبوري شيراز ـ اهـواز در كنار تعدادي از روستاها، به صورت يك محور عبوري شكل گرفته بود و ارتباط محدوده هاي يادشده را نيز با يكديگر فراهم ميساخت. بعد از تهيه و اجراي طرح يادشده، از سال 1348 اين محور به عنوان يكي از خيابانهاي اصلي شهر در محدوده آن قرار گرفت. شهرنورآباد با توجه به نزديك بودن دو روستاي مالكي و قلعه انجيري و احداث ساختمان هاي دولتي نزديك به آنها شروع به گسترش نموده كه اين دو روستا كم كم با توسعه و تغيير مصالح و بازسازي از چهره روستايي خود خارج شده و خصوصيات يك روستا شهر را به خود داده و نزديك بودن آن ها به روستاهاي ديگر و از طرفي احداث شبكه ارتباطي و ارتباط يافتن اين روستا از طريق دسترسيهاي مستقيم كه از مزاياي شهري برخوردار شده گسترش خود را شروع كرده است. بافـت اين شهر تحت تأثير ويـژگـيهاي طبيعي و نيروهـا و عـوامـل انساني ( سياسي، اقتصادي، اجتماعي و…. ) در جهت پاسخگويي به نيازها و ساختههاي مردم شكل گرفت و تا سال 1355 بطور خود جوش و بيبرنامه به شكل پراكنده نمود يافت. وجود اختلالات چشم انداز روستايي و شهري در بافت و كالبد شهر نمايانگر ساخت و سازهاي بيبرنامه در اطراف روستاهاي تشكيل دهنده شهر بوده و مديريت شهري را در جهت توسعه فيزيكي مطلوب شهر ياري نمينمودهاند ( مهندسين مشاور امکو 1379: 22 ). تا قبل از انقلاب اسلامي گرايش طبيعي گسترش شهر به صورت كند و بطئي از قسمت مركزي شهر در اطراف دو روستاي تشكيل دهنده مركز شهر ( قلعه انجيري و مالكي ) شروع شده و به صورت پراكنده و بيبرنامه در اطراف روستاهاي تشكيل دهنده شهر صورت گرفته بود. محدوده شهر نورآباد تا قبل از انقلاب وسيعتر و گستردهتر از نياز شهر در نظرگرفته شده بود. به همين دليل ساختار كالبدي شهر از بافتي پراكنده برخوردار شده و سبب گرديده است كه در داخل بافت ساخته شده شهر، زمينهاي خالي زيادي ايجاد شود. افزايش مهاجرتها و تبديل نورآباد به يك شهر مهاجرپذير، گسترش بيبرنامه ساخت و سازها روي اراضي كشاورزي و تبديل آنها به كاربريهاي شهري شدت پذيرفت. در اين زمينه رشد جمعيت شهر نيز از نرخ نسبتاً بالايي برخوردار شد. و اين امر ضرورت تهيه طرح هادي شهر را محسوس ساخت. لذا تهيه طرح در دستور كار قرار گرفت. با تهيه و پيشنهادات در طرح هادي شهر در سال 1356، شكل فضايي بافت و كالبد شهر نورآباد تا افق 1366 ترسيم و ملاك عمل ساخت و سازها، مجوزها و توسعه شهر از طرف فرمانداري و همچنين شهرداري گرديد كه در سال 1342 تأسيس شده بود. اين طرح رشد و گسترش شهر را بر روي اراضي مرغوب كشاورزي پيش بيني كرده بود كه با چنين تصميماتي که برخلاف اصول مسلم شهرسازي و مديريت شهري است. شايد تأسف بارترين و غيرقابل جبران ترين حاصل اين طرح، از بين رفتن زمينهاي كشاورزي و بخصوص باغهاي شهري ميباشد. به طور كلي تا قبل از انقلاب رشد و گسترش شهر نورآباد به صورت بيبرنامه و نامنظم به صورت پراكنده صورت گرفته بود ( مهندسين مشاور امکو 1379: 24-23 ).

3-12-3) مرحله سوم توسعه شهر بعد از انقلاب تا سال 1365
مهاجـرتـهاي روستا ـ شهـري بـا هـر انـگيزهاي كـه صورت گيرد، در بردارنده پيامدهاي مكاني- فضايي درشهر است كه محسوسترين آن گسترش فيزيكي شهر و تغييرات كاربري اراضي در حاشيه شهر كه به تبع آن نياز به مسكن ارزان قيمت، بدليل پايين بودن امكانات اقتصادي مهاجرين مي باشد. بنابراين ورود مهاجرين به شهر نورآباد و روند اين افزايش مهاجرتي موجب تغيير و رشد كالبدي شهر به صورت نامنظم و سيستماتيك گرديده است. به وجود آمدن محلههاي جديد و گسترش آنها در اثر ورود مهاجرين روستايي و ادامه اين رشد موجب توسعه فيزيكي اين شهر در دهه 65 ـ 55 شده است. جمعيت شهر نورآباد از دهه 50 به بعد با روند مهاجرپذيري مواجه بوده است به نحوي كه بخش عمدهاي از نرخ رشد جمعيت به نرخ بالاي مهاجرت مربوط ميشد. در دهه 45 تا 55 رشد مهاجر تقريباً برابر با افزايش جمعيت بوده و در دهه 55 تا 65 حتي بيش از رشد طبيعي جمعيت ميباشد در اين دهه نرخ مهاجرت در اين دهه 1/ 6 درصد ميباشد. با افزايش تجهيزات و تأسيسات مختلف بعد از انقلاب بافت شهر با گرايش به نقشه شطرنجي و اين بافت ضمن افزايش مهاجرتها، انواع كاربريهاي شهري، تجهيزات، تأسيسات ادارات و نهادهاي دولتي نسبت به قبل از انقلاب، با رشد شتابان توانست يك چشم انداز جغرافيايي با الگوي روستا شهري به نمايش گذارده. گرايش طبيعي گسترش شهر نورآباد در اين دوره از قسمت مركزي شهر به طرف محور جاده ورودي شهر يعني شرق ميباشد و گرايش طبيعي گسترش روستاها در جهت مركز شهر است. مقداري از توسعه شهر نيز به طرف غرب ميباشد. البته طبيعي است كه چون تمركز دادن شهر روي بهترين زمينهاي كشاورزي، گسترش آن نيز ار
اضي مزروعي اطراف را اشغال نموده و رشد و گسترش به صورت كند و بطئي در اطراف روستاهاي تشكيل دهنده شكل گرفته و در اين روند رشد، شهر در جوار اين شبكههاي ارتباطي كه موجب به هم پيوستن روستاهاي واقع در محدوده شهر شده، به صورت خطي توسعه خود را ادامه داده و به اين ترتيب، روستاهاي مجاور هسته اوليه شهر نيز عليرغم پراكندگي بافت، نقش محلات شهر را به عهده گرفته اند. در اين دهه شهر به صورت خطي و خوشهاي توسعه يافته بود. اما به دليل پراكندگي روستاهاي موجود، هنوز شهر از بافتي پر و شكل يافته برخوردار نشده است. روند رشد و شكل گيري شهر در مجموع با گرايش به سمت شمال و محور شيراز ـ اهواز بوده است. قرارگرفتن روستاهاي متعدد در محدوده شهر نورآباد، اراضي مرغوب كشاورزي پيرامون آنها را نيز خواه ناخواه در داخل محدوده شهر قرار داد. به همين دليل نيز اين شهر طي مراحل توسعه و تكوين خود از دهه چهل تا كنون بخش قابل توجهي از اراضي كشاورزي و باغات واقع در بين هستههاي شكل دهنده شهر را از بين برده و به صورت اراضي كاربريهاي شهري آن ها را در خود جاي داده است. در اين ميان، احداث شبكههاي ارتباطي بين هستههاي روستايي و مركز بافت اصلي نيز انگيزه و گرايش عمدهاي را براي تسريع و نابودي اراضي كشاورزي و باغات فراهم ساخته بود و از سوي ديگر، نبود طرح و برنامهريزي توسعه مناسب و جامعنگر در كنار مديريتهاي لازم براي حفظ اراضي كشاورزي نيز ساخت و ساز روي اراضي كشاورزي و نابودي آن ها را تشديد كرده است.( مهندسين مشاور امکو? 1379: 28-27 ).

3-12-4) مرحله چهارم توسعه شهر از دهه 1365 به بعد
تحولات اجتماعي ـ اقتصادي كشور بعد از انقلاب بويژه افزايش ميزان شهرنشيني و شهرگرايي، باعث سرمايهگذاريهاي ساختماني در شهرها شده و فعاليتهاي بخش ساختماني و ساخت و سازهاي شهري، زمينه توسعه فيزيكي دهة 75 ـ 65 در بيشتر شهرهاي كشور از جمله شهر نورآباد را فراهم كرد. رشد و تـوسعه شهر نورآباد درطي اين سال ها ( 85 ـ 65 ) باعث از بين رفتن باغات و مزارع كشاورزي در سطوح شهرگشته است به نحوي كه هم اكنون هيچگونه اثري از باغات قديمي در اين شهر يافت نميشود. از آنجايي كه با افزايش ميزان رشد شهري، كاربري مسكوني سهم عمدهاي از كاربريهاي مختلف شهر را به خود اختصاص داد، كه در اين ميان ميتوان گفت، واحدهاي مسكوني، بزرگترين مصرف كننده زمينهاي شهري به حساب ميآمده است. براي جلوگيري از نابودي اين اراضي در سطح شهر در جهت توسعه پايدار شهري روند گسترش شهر نيازمند هدايت منظم و با برنامه بوده. لذا دومين طرح هادي نورآباد در سال 1366 كه افق آن تا سال 1375 بوده ، تهيه و تنظيم گرديد. كه هنوز هم به عنوان يك طرح مصوب ملاك عمل و نظارت شهرداري نورآباد و فعاليت هاي شهرسازي ميباشد. محدوده پيشنهادي براي گسترش شهر در سمت شرق شهر نورآباد واقع شده بود. اين محدوده پيشنهادي شامل دو روستاي اسكان عشاير و دهك بوده است. كه در دهه 75 ـ 65 به صورت محلات مسكوني به مجموعه شهري پيوستاند. با ادغام اين روستا حدود 1487400 متر به مساحت شهر افزوده شد. بدنبال شهر نشيني شتابان و توسعه كالبدي شهردر بافت جديد و با احداث خيابانهاي طويل و شطرنجي و نيز گسترش ساخت و سازهاي مسكوني، آموزشي، مراكز تجاري و تجهيزات و تاسيسات مختلف

این نوشته در پایان نامه ها و مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *