توسعه شهر، استان فارس، حوزه نفوذ

دانلود پایان نامه

آنها زيادتر مي شود.(مشهديزاده، 47:1374). گرچه مناطق شهري چهار درصد از سطح خشکي هاي زمين را تشکيل مي دهند ولي توسعهي نامنظم شهري ميتواند سبب تغييرات گستردهاي در شرايط محيطي کاربريهاي ديگر شود. توسعه نامنظم شهري اثرات مخربي بر شهرها و محيط اطراف آنها ميگذارد، که از جمله ميتوان به ناهمگوني چشم اندازهاي طبيعي و از دست رفتن زمينهاي کشاورزي اشاره کرد (Batisand and Yarnal2008:2). به طور کلي مکانيابي، فعاليتي است که منابع طبيعي و انساني يک منطقه را براي يک کاربري خاص مورد ارزيابي و تجزيه و تحليل قرار مي دهد. عوامل موثر در انتخاب مکان بسيار متنوع و متعددند. برخي عوامل ثابت و برخي ديگر متغير و پويا ميباشند (قرخلو و همکاران،5:1389). شاخصهاي مورد استفاده در مکان يابي، نسبت به نوع کاربرد آنها، متفاوت هستند اما همهي آنها در جهت انتخاب مکان مناسب همسو مي باشند. استفاده از اين شاخصها نياز به داشتن اطلاعات صحيح و کامل از مکان مورد مطالعه است و دستيابي به اطلاعات، نيازمند تحقيقاتي گسترده و جامع است (فخري،52:1378).
2-3-2) ژئومورفولوژي
يکي از عوامل محيط طبيعي که در مکانگزيني و چگونگي رشد و توسعه شهر و استخوانبندي شهر نقش دارد ويژگيهاي پيکرشناسي يا ژئومورفولوژيکي است (فريادي و همکاران،4:1386). اصولا استقرار و پيدايش يک شهر بيش از هر چيزي تابع شرايط محيط طبيعي و شرايط جغرافيايي است. زيرا عوارض و پديدههاي طبيعي در مکانگزيني، پراکندگي، حوزه نفوذ، توسعه فيزيکي، مورفولوژي شهر و امثال آن اثر قاطعي دارد و گاه به عنوان يک عامل مثبت و زماني به صورت يک عامل منفي و باز دارنده عمل ميکند ( نگارش،1:1382). ژئومورفولوژي شهري براي مسولان و مردم اهميت زيادي دارد و در صورت غفلت و بي توجهي به آن خسارات جبرانناپذيري را به دنبال خواهد داشت. اهميت ژئومورفولوژي شهري زماني آشکار مي شود که خسارت وارده زياد و خارج از تحمل انسان باشد. امروزه به لحاظ گستردگي شهرها و پيچيدگي زندگي مدرن و توسعه تاسيسات شهري خسارات زياد و کمرشکن خواهد بود (رجايي،208:1373). ساختمانها ابعاد وسيعي به خود گرفتهاند، شهرها وسعت قابل توجهي پيدا کردهاند و در حاشيه اکثر شهرها تاسيسات صنعتي توسعه يافتهاند. بنابراين کوچکترين اشتباه در شرايط کنوني ممکن است خسارات جبران ناپذيري را به بار آورد، از اينرو بايد قبل از ايجاد ساختمانهاي مقاوم؛ در مکانگريني شهرها و انتخاب محل مناسب براي توسعه ساختمانها دقيقي صورت گيرد (نادرصفت،191:1379). واحدهاي ژئومورفولوژي هميشه با پويايي و ديناميسم محيط طبيعي در ارتباط است. هر گونه اقدام در راستاي توسعه و عمران شهرها، به نحوي با پويايي و ديناميسم مذكور و در نتيجه با پديدههاي ژئومورفولوژي تلاقي ميكنند. براي فعاليت هاي توسعه شهري، بهترين سنگ، ماسه سنگ، روانهاي بازالتي، رسوبات آبرفتي است ( مخدوم، 205).
2-3-4) جنس خاک
جنس خاک در ارتباط با ميزان نفوذ آب و بارندگيها و درجه مقاومت آن در مقابل ايستايي تاسيسات ساختماني و طبقات ساختمانها از اهميت ويژهاي برخوردار است. بافت خاک در توسعه شهرها عامل بسيار مهمي ميباشد، مقاومت خاک در ارتباط با احداث ساختمانهاي چند طبقه بايد هماهنگ باشد( شيعه،194:1379). مناسبترين خاک براي ساختمانسازي، خاکهاي عميق با بافت سنگين است و خاکهاي شني، نامناسبترين خاک براي ساخت و ساز و توسعه فيزيکي شهرها است. بنابراين بهترين مکان براي توسعه شهري براساس اين عامل، گسترش در خاکهاي عميق با بافت متوسط تا سنگين است (قرخلو و همکاران،11:1389). و بايد اين را در نظر داشت که زمينلرزه غالبا در زمينهاي سست تخريب بيشتري ايجاد ميکنند (معتمد،230:1382).

2-3-5) قابليت خاک
هر چند امروزه شهرها فعاليت زيادي دارند، اما با توجه به مناسبات حاکم ميان شهر و پسکرانه روستايي آن بررسي استعداد کشاورزي خاک در حوزه نفوذ براي تعيين وابستگي نقش شهر به فعاليتهاي کشاورزي حاکم در اطراف شهرها اهميت زيادي دارد ( رهنمايي،166:1382). هدف از مطالعه خاکشناسي و طبقهبندي اراضي، تعيين خصوصيات و ارزش اراضي براي کشاورزي، آبياري، تاسيسات و تجهيزات شهري و همچنين تاثيرگذاري در جهت مناسبات توسعه شهري است ( حبيبي، 195:1384). اغلب شهرها در مسير گسترش خود موجبات نابودي زمينهاي کشاورزي را فراهم آورده و آنها را تحت پوشش گسترش شهري قرار مي دهند و اين مساله از نظر اقتصادي و فعاليتهاي کشاورزي، به ويژه در کشورهاي در حال توسعه از مواردي است که توجه بيشتر را طلب ميکند. زيرا زمينهاي کشاورزي در حاشيه شهرها علاوه بر توليد محصولات، فضاي با ارزشي را نيز ارايه ميدهند (ابراهيم زاده و رفيعي،10:1387).

2-3-6) شيب
شيب يکي از عوامل مهم در ايجاد تغيير و تحول در ناهمواريهاي زمين محسوب ميگردد و بدين طريق به طور مستقيم و يا غير مستقيم بر روي کليهي فعاليتهاي انساني اعم از اقتصادي-مکانگزيني سکونتگاهي و صنعتي-ساخت و سازهاي شهري و روستايي شکل معابر و ترابري و … تاثير ميگذارد (اصغري مقدم، 91:1378). عامل ديگري که در توسعهي فيزيکي شهرها و احداث بنا مهم ميباشد، شيب است. شيب بين 1تا 8 درصد مستعد براي فعاليتهاي توسعه مسکوني است ( عباس پور و قراگوزلو،56:1385). مناسبترين شيب براي فعاليتهاي شهري شيب 5 درجه است ( مخدوم، 205).

2-3-7) باد
باد از جمله عوامل اقليمي است که در مکانيابي جهت توسعهي شهري بايد به آن توجه شود، زيرا که باد از لحاظ اقليمي در فراهم آوردن آسايش انسان يا اخلال در آن، چه از جهت گرمايي و چه از لحاظ رفتاري در
محيط نقش مهمي دارد. توجه به سرعت و جهت باد در نواحي که اين عنصر اقليمي نسبت به بقيهي عناصر اقليمي اثرات آسايش مثبت و منفي عميقتري دارد و با اهميتتر ميباشد ( سليقه،110:1382).

2-3-8) آبهاي زيرزميني
از ديگر فاکتورهاي طبيعي که بايد در توسعهي فيزيکي شهرها به آن توجه شود مطالعهي سطح و ارتفاع آب زيرزميني است. در مکانهايي که سطح آب زيرزميني بالا است، شهر نميتواند توسعه پيدا کند، زيرا احتمال نشست ساختمان در زمين وجود دارد. بنابراين اين عامل نيز در شهرهايي که آبهاي زيرزميني در سطح بالايي قرار دارند يک عامل تعيين کننده در جهت توسعهي شهر محسوب ميشود.(قرخلو و همکاران، 17:1389).

2-3-9) ارتفاع
اراضي پست از چند ديدگاه قابل تامل و تعمق است. اول؛ از نظر بروز سيل و سيلاب و خطرات ناشي از آن، که در اين مورد فاصله اراضي پست همجوار رودخانهها در صورت طغيان آب، خطراتي را در پي دارد؛ دوم براي نقاطي که سطح آب زير زميني بالاست، احداث ساختمان در آن ممکن است از نظر رطوبت زمين و يا مشکلات مربوط به احداث زيرزمين هزينههايي را به دنبال داشته باشد ( شيعه،203:1379). حداکثر ارتفاع براي مناطق مستعد توسعه مسکوني تا 1600 متر است ( عباس پور و قراگوزلو،56:1385).

2-3-10) رعايت حريم گسل
” گسل عبارت است از شکستگي زمين، همراه با جابه جايي قطعات”( مقدم، 76:1383). ايران جزو ده کشور بلاخيز و ششمين کشور زلزلهخيز دنيا است که زلزله مسبب بيشترين تلفات انساني در آن ميباشد و کمربند زلزله 90 درصد از خاک کشور ما را در برگرفته است؛ اما آنچه حايز اهميت است، وضعيت اسفبار شهرهايي است که بر روي گسلها و يا در مجاورت آنها ساخته شده و در معرض خطر زلزله قرار دارند (نگارش، 93:1384). در واقع يکي از عواملي که بايد در مکانيابي توسعه فيزيکي شهر رعايت شود گسل و حريم آن است. خطرناکترين مکانهاي ساختمانسازي، مکانهاي گسله و نقاط با خاک نرم ميباشد که باعث شديد شدن لرزههاي زمين ميشوند. بنابراين تا حد امکان بايد از اين قبيل مناطق جهت احداث مناطق مسکوني و ساختماني اجتناب شود يا ساختمان با تراکم کم در آنجا احداث گردد (غضبان، 77:1381). فاصله مناسب شهر تا گسل بيشتر از 500 متر ميباشد ( موسوي و همکاران،14:1389)

2-3-11) جهتهاي جغرافيايي
دامنههاي جنوبي بهترين جهت جغرافيايي براي توسعه شهري است و دامنههاي شمالي نامناسبترين جهت جغرافيايي براي توسعه شهري است. براي نواحي با آب و هواي معتدل مناسب ترين جهت، جهت جنوبي و براي نواحي با آب و هواي نيمه گرمسيري جهت شرقي بهترين جهت جغرافيايي است مخدوم،205).

2-3-12 )حريم رودخانهها
حريم رودخانه از شاخصهاي ديگري است که بايد در توسعه فيزيکي شهر ها به آن توجه شوند. ” خانهها و مراکز تجاري موجود را بايد از دشتهاي سيلابي خارج کرد و در آنجا ساختمانسازي نکرد، البته ساختمانهايي را که به ناچار در آنجا باقي ميمانند بايد به خوبي محافظت شوند” ( خالدي و ايراني،197:1380). به همين خاطر بايد حريم رودها مشخص شود تا سيل باعث تخريب ساختمانها نشود. يکي از مهمترين عوامل در توسعهي ساختمانهاي شهري جلوگيري از خطرات سيل رودخانههاست از همين رو علاوه بر حريم در نظر گرفته شده و معمول براي رودخانه ها بايد بالاترين سطحي که در پر آبترين زمان رودخانه در طول 25-15 سال به زير آب ميرود، به عنوان حريم رودخانه در نظر گرفته شود ( شيعه، 203:1379).

عوامل اکولوژيکي که در اين تحقيق انتخاب و مورد بررسي قرار گرفتند در جدول زير آمده است.

جدول 2-1): معيارهاي مدل اکولوژيکي توسعه شهري ايران با توجه به منطقه مورد مطالعه
مناسب
معيار
1200-400 متر
ارتفاع
6 درجه
شيب
شرقي(نواحي نيمه گرمسيري)
جهت دامنه
ماسه سنگ، روانههاي بازالت، رسوبات آبرفتي
زمين شناسي
800-500 ميلي متر
بارش
24-18 سانتيگراد
دما
50 تا 300 متر
فاصله تا مسيل
رسوبات آبرفتهاي و تحول يافته
ساختمان خاک
کمتر از 30 درصد
تراکم پوشش گياهي

فصل سوم
ويژگيهاي جغرافيايي منطقه مورد مطالعه

ويژگيهاي طبيعي منطقه

3-1) مقدمه
شهر به عنوان مهم‌ترين مراكز سكونتگاهي انسان و كانون مدنيت، رشد و تعالي علم و فناوري است. اين اصلي‌ترين كانون جمعيتي، همواره تحت تأثير عوامل طبيعي و انساني از درون و برون قرار داشته و اين عوامل باعث توسعه يا افول شهرها بوده است. در شكلگيري سيستمهاي شهري عوامل متعددي موثر است كه برخي از آنها عبارتند از: عوامل طبيعي، رژيم سياسي و ايدئولوژي نظام حاكم، تأثيرات اقتصاد ناحيهاي، انقلاب در صنعت و بهرهگيري از تكنولوژي جديد، جريانهاي تاريخي، عامل جمعيتي و…(عمران زاده،80:1387). بنابراين ميتوان گفت كه شهر داراي پيوستگي بالايي بين عناصر خود است كه امكان بررسيهاي جزء به جزء و تكساختي را به صورت کاملاً مستقل، از پژوهشگر ميگيرد، به همين دليل پژوهشگران شهري در تحقيقات خود فارغ از زمينهي مورد نظرشان، هميشه بايد نگاهي به عناصر و ساختارهاي ديگر شهري نيز داشته باشند، تا بدين طريق درصد موفقيت خود در شناخت اين سيستم پيچيده را افزايش داده و به هدف واقعي برنامه‌ريزي شهري که”کوشش انديشمندانه و سيستماتيک براي به کار گيري منابع و امکانات يک شهر به بهترين و باصرفهترين شکل ممکن جهت ايجاد، حفظ و نگهداري محيط سالم و دل‌پذير براي شهروندان است، د
ست يابند. بنابراين ميتوان نتيجهگيري كرد كه لازمهي بررسي دقيق و علمي سيستم شهر، در هر سطح و يا زمينهاي، داشتن رويكردي سيستمي به اين مجموعه و عناصر آن ميباشد که در آن مؤلفههاي طبيعي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي، فضايي و… مورد بررسي قرار ميگيرد به همين علت در فصل حاضر به موضوع شناخت وضع موجود شهرنورآباد ممسني پرداخته ميشود تا زمينهي يك بررسي دقيق و جامع را فراهم سازد. هدف از تدوين اين فصل، تحت عنوان معرفي منطقهي مورد مطالعه، بررسي مسائل جغرافيايي شهر نورآباد و شناسايي کلي منطقه از ديدگاه جغرافيايي و ارائهي تصويري از خصوصيات و ويژگيهاي طبيعي، انساني ،اقتصادي شهر ميباشد. اين اطلاعات به ما کمک ميکند تا بتوانيم در مطالعه و تحقيق در مورد موضوع تحقيق تخصصيتر وريز بينانهتر عمل کنيم.

3-2) ويژگيهاي جغرافيايي-طبيعي منطقه
شهرستان ممسني در شمال غربي استان فارس بين مدارهاي 50 درجه و 45 دقيقه تا 52 درجه و 10 دقيقه طول شرقي و 29 درجه و 37 دقيقه تا 30 درجه و 41 دقيقه عرض شمالي واقع شده است. اين شهرستان از شمال و شمال غربي به شهرستان ياسوج در استان کهگيلويه و بويراحمد، از جنوب و جنوب غربي به شهرستان کازرون، برازجان و بندر گناوه و از شرق و شمال شرقي به شهرستان شيراز و سپيدان محدود ميشود. شهر نورآباد مرکز شهرستان ممسني در موقعيت 51 درجه و 32 دقيقه طول شرقي و 30 درجه و 13 دقيقه عرض شمالي قرار گرفته است. ارتفاع اين شهر از سطح دريا 900 متر است و حدود 2013 هکتار وسعت شهرستان و 783 هکتار وسعت شهر ميباشد ( مهندسين مشاور امکو ايران،1379 : 27 ). شهر نورآباد در کنار جاد? اصلي شيراز ـ اهواز و به فاصل? حدود 97، 110 و 64 کيلومتر به نزديکترين شهرهاي همجوار آن به ترتيب ياسوج، دوگنبدان و کازرون و در منطقه کاملاً جلگهاي بکش قرار گرفته است. مرکزيت دادن به شهر نورآباد به دليل مسائل سياسي ـ اداري، موقعيت جغرافيايي شهر، تسلط حاکميت مرکزي، ايجاد خدمات رفاهي و نزديکي به راههاي اصلي ترانزيتي به اکثر نقاط شهرستان ميباشد که موجب رشد و توسع? چشمگير شهر در مدت زماني کوتاه ـ آغاز شهر شدن آن سال 1342 است، شده است. شهرستان نورآباد در سال 1383، داراي 322 آبادي بوده که 222 عدد از اين آباديها داراي سکنه و حدود 100 آبادي ديگر خالي از سکنه ميباشد. نقشه شماره 3 – 1 موقعيت شهر نورآباد را در تقسيمات کشور، تقسمات استان? و شهرستان ممسني نشان ميدهد.

نقشه 3- 1 : موقعيت جغرافيايي شهر نورآباد ممسني

ماخذ : سازمان برنامه و بودجه استان فارس

3-3) وضعيت توپوگرافي
در برنامهريزي شهري شناخت شکل ناهمواري از مهمترين مسائل در رابطه با توسعهي فيزيکي شهر ميباشد. زيرا ناهمواري منطقه به شکل ويژهاي به توسعهي فيزيکي شهر امکان ميدهد. براي مثال در مناطق کوهستاني به علت محدود بودن زمينهاي هموار، توسعهي اقماري شهر در تنگهها و ساير درهها توسعه خطي شهر امکانپذير است. همچنين، شهرهاي جلگهاي، پايکوهي(اعم از شهرهاي واقع در مخروط افکنهها و گلاسيها) بسته به نوع ناهمواري توسعه مييابند(محمودي،1373:58). دشت نورآباد حاصل رسوبات آبرفتي ناشي از فرسايش کوههاي اطراف است که اين ويژگي به همراه شيب ملايم و اختلاف ارتفاع ناچيز، اين دشت را به عرصهاي جهت انجام فعاليتهاي کشاورزي و مسکوني مبدل کرده است، هر چند که بايد با توجه به نيازها

این نوشته در پایان نامه ها و مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *