Tag Archiv: مقاله ارزش

تاثیر رابطه هوش فرهنگی با تعهد سازمانی معلمان -دانلود پایان نامه مدیریت

 متن کامل پایان نامه کارشناسی ارشد با فرمت ورد

عنوان کامل پایان نامه :

  مطالعه ارتباط هوش فرهنگی با تعهد سازمانی معلمان ابتدایی شهرستان میناب

قسمتی از متن پایان نامه :

اظهار مسئله

 

نیروی انسانی کارآمد ، شاخص عمده برتری یک سازمان نسبت به سازمان های دیگر می باشد. به طوری که وجودنیروهای انسانی ومتعهد به سازمان در هر سازمان ، ضمن کاهش غیبت ، تاخیزوجابجایی ، باعث افزایش چشمگیر عملکرد سازمان ، نشاط روحی کارکنان ، تجلی بهتر اهداف متعالی سازمان ونیز دستیابی به اهداف فرد

ی خواهد گردید ( ابیلی ، ناستی زایی ، 1388). درمیان سازمان ها ونهادهای تربیتی ، آموزش وپرورش از جایگاه خاصی برخوردار می باشد تا جایی که اغلب صاحب نظران ومتفکران مسائل تربیتی وآموزشی عقیده دارند که معلمان ، بزرگترین ومهمترین عامل موثر درجریان تعلیم وتربیت هستند. امروزه توسعه سازمانی منوط به توسعه منابع انسانی می باشد. منابع انسانی هر سازمان ارزش های اصلی زیرا فرهنگ ، عملکرد وتولید دانایی ، آموزش ویادگیری را عهده دار هستند. کارایی وتوسعه هرسازمان تا حد زیادی به کاربرد صحیح نیروی انسانی بستگی دارد. هرقدر سازمان ها بزرگترمی شوند ، بالطبع به معضلات این نیروی عظیم نیز اضافه می گردد. مدیران در ارتباط با مسائل گوناگون کوشش در کنترل مداوم کارکنان خود دارند. تصور مدیران این می باشد که وقتی شخص در یک محل استخدام می گردد ، بایدتمام شرایط آن سازمان را بپذیرد. بعضی از مدیران بر این مسئله که رضایت کارکنان را می توان از طریق پاداش وترغیب به انجام کارافزایش داده پافشاری می کنند. اما به راستی صحبت بهتر در سازمان بادرنظر گرفتن این کارکنان در زیر فشار مالی به سر می بردندوبیشتر توجه وتمایل آن ا به مسائل اقتصادی کار می باشد ، به غیر از دادن پاداش و امکاناتی از قبیل راه های دیگری وجود نداردبه یکی از موضاعات مورد توجه محققان در این زمینه تعمد سازمانی می باشد (جعفری وقمی    ).

تعهد سازمانی یکی از پیش بینی کننده های رفتار در سازمان هاست. تعهد سازمانی یک سازمان چندبعدی می باشد که نشان داده شده تاثیرات ویژه ای شده برمسائل  کاری وشغلی نظیر” کاهش غیبت ” ، ” رفتارهای ناکارآمدشغلی ” و ” ترک خدمت ” ( ریکیتا[1]  ، 2002 )  ” رفتارهای مدنی سازمانی خود گزارش شده ” ( مایر ، آلن واسمیت[2] ، 1993 ) ” کوشش وکوشش کاری ” ( بیسیو ، هاکت و آلن[3] ، 1995 ) ” عملکرد شغلی ” ( مایر ، استنلی ، هرسکووپیچ  و توپولوسنکی[4]  ، 2002) به جای می گذارد. بی ورلی وهمکارانش ، تعهد سازمانی را درجه نسبی تعیین هویت فرد با سازمان ومشارکت او در آن تعریف کرده اند. در این تعریف ، تعمد سازمانی شامل سه  عامل می باشد:1) اعتقاد به هدف ها و ارزش های سازمانی ؛ 2) تمایل به کوشش بیشتر در راه سازمان ؛ 3) تمایل شدیدبه ادامه عضویت در سازمان همچنین آن ها در یافتندکه : اول ، تعهد سازمانی با رضایت شغلی ، غیبت وجابجایی ارتباط دارد. دوم ، این ارتباط ، معکوس می باشد ( هر چند تعهدسازمانی بیشترباشد ، غیبت وجابجایی کمترخواهد بود ) ( نقل از کوزه چیان وهمکاران ،1382). تعمد سازمانی به عنوان پیوند روانشناختی بین کارکنان وسازمان تعریف شده می باشد. که احتمال این کارکنان به گونه ارادی سازمان را ترک کنندکاهش می دهد ( آلن ومایر ، 1996؛  نقل از کاظمی وعریضی ،1390 ).

پورتر ، استیرز ، مودی و بولیان [5](1974) تعهد سازمانی را متشکل از سه   مولفه « پذیرش و باور به ارزش ها واهداف سازمان » ، « تمایل به کوشش درجهت نیل به اهداف سازمان » و « تمایل نسبتا قوی برای باقی ماندن در سازمان »  می دانند. به باور پورتر وهمکاران (1974) این سه مولفه تماماً یک بعد کلی تعهد سازمانی را تشکیل می دهند. طبق نظریه سه مولفه آلن و مایر(1990، نقل از کاظمی و عریضی ،1390) تعهد سازمانی دارای سه بعد « تعمد عاطفی » ، « تعهد تداومی یا مستمر»  و « تعهد هنجاری » می باشد. بالفورو وکسلر[6] (1996) نیز در طبقه بندی نسبتا جدید خودسه نوع تعهد به صورت « تعهد مبادله ای[7]» ، « تعهد همانند سازی شده [8]» و « تعهد پیوستگی [9]» را معرفی نموده اند.

هوش مانند مواردی می باشد که بسیارمورد توجه روانشناسان بوده ودر طول تاریخچه ی روانشناسی ، کوشش بر این بوده می باشد که ماهیت هوش ، انواع آن،تغییرپذیری آن و… مورد مطالعه قرار گیرد.وقتی درمورد ی هوش صحبت می گردد ، ویژگی هایی زیرا یادگیری سریع ، زیاد ، محاسبات دقیق وفوری وراه حل های جدید به ذهن خطورمی کند( فاطمی ،1385).  علم روانشناسی ، هوش را به طورکلی ، نوعی ویژگی شخصیتی متفاوت از خلاقیت ، شخصیت و یا عقل می داند ( گاردنر[10] ،  1995). ازنظردیوید وکسلر[11] ، هوش عبارت می باشد از توانایی کلی وجامع درفرد که باعث تفکرمنطقی ، فعالیت هد فمند وسازگاری بامحیط می گردد. درنظر وی ، هوش یک توانایی جامع می باشد ؛ یعنی مرکب از عناصر یا اجزای که به گونه کامل منتقل از هم نیستند ونشانه هوشمندی فرد آن می باشد که می تواند به صورت منتطقی بیندیشد واعمال  برخاسته از هوش او واعمالی هدفدارهستند وتوانایی هوش به فرد این امکان را می دهد که خود را با شرایط محیط انطباق دهد(اسماعیلی وگودرزی ،1386 ).

فرهنگ استدلال ووبدالی می باشد بین آن چیز که افراد درجهان انجام می دهند وآنچه برای آن ها انجام می دهد ( آهنچیان وهمکاران ،1391).گرچه بهره هوشی[12]  از سال های دور مورد توجه روانشناسان قرار گرفته داشته  و

آزمون های بسیاری برای سنجش وتقویت آن ارائه گردیده می باشد. اما ابعاد جدید هوشی مانندهوش عاطفی وهوش فرهنگی تنها در سال های اخیر مورد توجه وبررسی قرار گرفته اند و( نائیجی وعباسعلی زاده ، 1386 ). همراه با طریقه جهانی شدن عبارات گونانگون مانند « شایستگی بین فرهنگی[13] » ویا « شایستگی های جهانی[14] » درطول چندین سال ، برای نام گذاریتوانایی ومهارت افراد برای سازگاری وانجام وظیفه به گونه اثربخش درفرهگ های مختلف مورد بهره گیری بود.اما مفهوم هوش فرهنگی ، به عنوان نوعی خاص ازهوش ، برای اولین بارتوسط ارلی وانگ[15] ازمحققان کسب وکارلندن مطرح گردید وبه عنوان تئوری جدیدی در دنیای مدیریت وروانشناسی سازمانی پدیدارگشت. بعدها کنسرسیومی ازاساتیدآمریکا وانگلیس وآسیا ، هوش فرهنگی را ارزیابی سیستماتیک ظرفیت فرد برای رویارویی با افرادی ازفرهنگ متفاوت تعریف کردند ( بنتن ولینچ[16] ، 2007) .

هوش فرهنگی نوعی از هوش می باشد که ارتباط بسیار زیادی با محیط کاری متنوع دارد.توانایی فرد برای تطبیق باارزش ها ، سنت ها وآداب رسوم متفاوت ازآنچه که درزمینه فرهنگی خودبه آن عادت کرده می باشد وکارکردن دریک محیط متفاوت فرهنگی ، معرف هوش فرهنگی می باشد (آهنچیان وهمکاران ،1391). هم چنین ، هوش فرهنگی ، بینش های فردی را دربرمی گیردکه برای انطباق باموقعیت ها وتمایلات میان فرهنگی وحضور موفق درگروه های کاری چند فرهنگی مفید می باشد ( عباسعلی زاده ،1387 ) .چارچوب هوش فرهنگی ازدیدگاه ایرلی وآنگ (2003) شامل سه بعد شناختی ( اظهاری ، رویه ای ، قیاسی ، تشخیص الگوها ) ، بعدانگیزشی ( خودباوری ، پشتکار ، اهداف ، ارتقاء ) و بعد رفتارهای ضروری و بعدرفتاری( تهیه لیست رفتارهای ضروری ، اقدامات ، عملکردها وآداب ورسوم  ، عادت ها ) می باشد. براساس تقسیم بندی مرکزمطالعات هوش فرهنگی ، هوش فرهنگی به چهاربخش فراشناختی[17]  ، شناختی[18]  ، انگیزشی[19] ، و رفتاری[20]  تقسیم می گردد ( مرکزمطالعات هوش فرهنگی[21]  ، 2005  ؛ نقل از حسینی نسب وقادری ، 1390 ) .

تمپلروتای[22] ( 2006 ؛ نقل از حسینی نسب وقادری ، 1390) به این نتیجه رسیدند که ارتباط مثبت بین مولفه انگیزشی هوش فرهنگی با هرسه نوع سازگاری عمومی ، سازگاری بین فرهنگی وسازگاری شغلی وجود داراد. کاظمی (1387) به این نتیجه رسید که بین هوش فرهنگی وابعاد آن وعملکرد ، ارتباط هست. عباسعلی زاده(1387) براین  باوراست که هوش فرهنگی وهرکدام از مولفه های فرا شناختی ، شناختی ، انگیزشی ورفتاری ، تاثیرمثبتی در روی انگیزه توفیق طلبی مدیران دارند. دررابطه با تعهدسازمانی هم پژوهش های مختلفی در داخل وخارج کشورصورت گرفته می باشد. کرمیک درپژوهشی که درسال 2000انجام گردید ، به مطالعه ومطالعه  توجه های شغلی همچون رضایت شغلی ، تعهد سازمانی وتعهد شغلی ورابطه آن ها با سازگاری شغلی پرداخت.  درپایان مطالعه ، این نتیجه به دست آمدکه بین رضایت شغلی وتعهدسازمانی ارتباط مثبت ومعنا داری هست. خشنودی( 1383 ؛ نقل از صداقتی فرد وفلج اسدی ،1390) به مطالعه تاثیرابعاد رضایت شغلی برتعهد سازمانی معلمان مردوزن دبیرستان هایی شهر شیراز پرداخت ونتیجه گرفت که بین مولفه های کار ، سرپرست،همکاران با تعهدسازی ارتباط معنادار هست. اما بین رضایت از ارتقاء وپرداخت وارتقاء با تعهد سازمانی ارتباط نظاره نشد.پس ازآنجا که معلمان از اعضای مهم آموزش وپرورش به شمار می رود وتعهد آنان به سازمان ، در پیشبرد اهداف سازمان وکار آمدی خود آنان موثر می باشد واگر از هوش بالایی برخوردار باشد عملکرد بهتری خواهندداشت وباتوجه به  مطالعه های صورت گرفته ، مشخص گردید که درهیچ پژوهشی به مطالعه این دو متغییر پرداخته نشده می باشد. حال مسئله پژوهش حاضراین می باشد : « آیا بین هوش فرهنگیوتعهد سازمانی معلمان ابتدایی ارتباط معنادار هست؟ »

  1. Riketta

2.Meyer , Allen  & Smith

3.Bycio , Hackett , Allen

  1. Meyer , Stanley , Herscoyitch & Topolnysky
  2. Porter , Steers , Mowday & Bulian
  3. Balfour & Wechsler
  4. Exchange commitment
  5. Identification commitment
  6. Affiliation commitment
  7. Gardner
  8. David wechsler
  9. Intelligence Quotient

1.Cross cultural competency

  1. Global Competence
  2. Earley & Ang
  3. Benton & Lynch
  4. Meta cognitive
  5. Cognitive
  6. Motivational
  7. Behavioral
  8. Cultural Intelligence Studies Center

10 Templer & Tay

 

 

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

 

بطورکلی هرتحقیق به دنبال اهداف خاصی می باشد که انجام کلی مراحل پژوهش درجهت رسیدن آن اهداف می باشد دراین پژوهش درصد رسیدن به اهداف زیر  می باشیم.

هدف کلی  

تعیین ارتباط هوش فرهنگی با تعهد سازمانی معلمان ابتدایی.

اهداف فرعی

  1. تعیین ارتباط هوش فرهنگی با پذیرش وباور به ارزش ها واهداف سازمان (تعمدعاطفی) درمیان معلمان ابتدایی.

2.تعیین ارتباط هوش فرهنگی با تمایل به کوشش درجهت نیل چه اهداف سازمان (تعمدهنجاری)در میان معلمان ابتدایی.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

  1. تعیین ارتباط هوش فرهنگی با تمایل نسبتا قوی برای باقی مانده در سازمان (تعمد مستمر)درمیان معلمان ابتدایی.

سوالات پژوهش

سوالات پژوهش بخش مهمی از پژوهش هستند که باعث می شوند محقق ازمسیر اصلی پژوهش منحرف نشود ودر پی پاسخگویی به آن سوالات باشد.

سوالات این پژوهش عبارتنداز:

سایت منبع

سوال کلی

آیا بین هوش فرهنگی با تعهد سازمانی معلمان ابتدایی ارتباط معنادار هست؟

سوالات فرعی

  1. آیا بین هوش فرهنگی با پذیرش وباور به ارزش ها اهداف سازمان (تعهد عاطفی )در میان معلمان ابتدایی ارتباط معنادار هست؟

2.آیا بین هوش فرهنگی با تمایل به کوشش درجهت نیل به اهداف سازمان (تعهدهنجاری) در میان معلمان ابتدایی ارتباط معنادار وجوددارد؟

3.آیا بین هوش فرهنگی با تمایل نسبتا قوی برای باقی ماندن در سازمان     (تعهد مستمر)در میان معلمان ابتدایی ارتباط معنادار هست؟

لینک متن کامل پایان نامه رشته مدیریت با عنوان :  مطالعه ارتباط هوش فرهنگی با تعهد سازمانی معلمان ابتدایی شهرستان میناب  با فرمت ورد