Tag Archiv: انجمن

پایان نامه رابطه‌ی بین سبک‌های هویّت و تاب‌آوری با شادمانی در دانش‌آموزان استان گلستان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد ساری

دانشکده علوم انسانی

پایان‌نامه برای دریافت درجه‌ی کارشناسی ارشد (M.A.)

رشته‌ روان‌شناسی (عمومی)

عنوان:

رابطه‌ی بین سبک‌های هویّت و تاب‌آوری با شادمانی در دانش‌آموزان استان گلستان

تابستان 1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست

عنوان        صفحه

چکیده 1

فصل اوّل 2

مقدّمه 3

1.1.بیان مسأله 6

1.2.اهمّیّت و ضرورت تحقیق 9

1.3.اهداف تحقیق 11

1.3.1. اهداف اصلی. 11

1.3.2. اهداف جزئی. 11

1.4.سؤالات تحقیق 11

1.5.فرضیّات تحقیق 12

1.6.متغیّرهای مورد مطالعه 12

1.7.تعاریف نظری و عملیّاتی متغیّرها 12

1.7.1. تعاریف مفهومی (نظری) 12

1.7.2. تعاریف عملیاتی (عملی) 13

فصل دوّم 15

تعریف مفهوم و نظریّه‌های مربوط به سبک‌های هویّت 16

مقدّمه 16

2.1.تعاریف هویّت 17

2.2.هویّت و هویّتیابی در دوره‌ی نوجوانی 17

2.3.رشد احساس هویّت 18

2.4.بحران هویّت 18

2.5.تنوّعات موجود در شکل‌گیری هویّت 19

2.6.پیشینه‌ی نظری هویّت 21

2.6.1. رویکرد مرحله‌ای ـ ساختاری.. 22

2.6.1.1.  دیدگاه اریکسون. 22

2.6.1.2.  دیدگاه مارسیا 24

2.6.2. نقد الگوهای اریکسون و مارسیا 26

2.6.3. رویکرد فرآیندی.. 27

2.6.3.1.  دیدگاه گرتوانت.. 27

2.6.3.2.  دیدگاه کرتینز. 28

2.6.3.3.  دیدگاه برزونسکی. 30

2.7.هویّت‌یابی در فرهنگ‌های مختلف 32

2.7.1. هویّت‌یابی فردی: 32

2.7.2. هویّت‌یابی جمعی یا گروهی: 32

2.7.3. هویّت‌یابی فردی و گروهی: 33

2.8.دیدگاه‌های بین فرهنگی 33

2.9.هویّت و جنسیّت 34

تعریف مفهوم و نظریّههای مربوط به تاب‌آوری 35

مقدّمه 35

2.10.تعاریف تاب‌آوری 35

2.11.مدل‌های تاب‌آوری 40

2.11.1.مدل‌های گارمزی و همکاران. 40

2.11.2.مدل‌های مفهومی‌تاب‌آور. 44

2.11.3.مدل فرآیند تاب‌آوری.. 45

4.11.2.چارچوب تاب‌آوری کامپفر. 45

2.12.مفاهیم مشابه تاب‌آوری 47

1.12.2.سخترویی‌، كلیدی برای تاب‌آوری.. 47

1.1.12.2.مؤلّفه‌های سخت‌رویی. 47

تعریف مفهوم و نظریّههای مربوط به شادمانی 48

تاریخچه 48

2.13.تعاریف شادمانی 49

2.14.دیدگاه‌های نظری در مورد شادكامی 51

2.14.1.دیدگاه لذّت‌گرایی. 51

2.14.2.دیدگاه معنوی.. 52

3.14.2.نظریه‌ی دینر و همكاران. 54

4.14.2.نظریه‌ی آرگایل و همكاران. 54

5.14.2.نظریه‌ی سلیگمن. 55

2.15.مدل شادمانی 56

16.2.عوامل موثّر در شادمانی 58

2.17.تفاوت‌های جنسیّتی 63

2.18.تحقیقات انجام شده در ایران 65

2.19.تحقیقات انجام شده در خارج از کشور 68

فصل سوم 72

مقدّمه 73

3.1.روش تحقیق 73

3.2.جامعه‌ی آماری 74

3.3.حجم نمونه و روش نمونهگیری 74

3.4.روش و ابزار گردآوری دادهها 74

3.5.روش اجرای پژوهش 78

3.6.متغیّرهای تحقیق 79

3.7.روش تجزیه و تحلیل دادهها و اطّلاعات 79

فصل چهارم 81

مقدّمه 82

4.1.یافته‌های توصیفی 82

4.2.یافته‌های استنباطی 83

4.3.یافته‌های جانبی تحقیق 88

فصل پنجم 95

مقدّمه 96

خلاصه 96

5.1.بحث و نتیجهگیری 96

5.2.یافتههای جانبی تحقیق 102

5.3.محدودیّتهای تحقیق 104

5.4.پیشنهادهای کاربردی 105

5.5.پیشنهاد به سایر پژوهشگران 106

منابع 107

منابع فارسی 108

منابع انگلیسی 116

پیوستها 122

پرسش‌نامه……………………………………………………………………………………………………………12۳

چکیده لاتین………………………………………………………………………………………………………13۷

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین سبک‌های هویّت برزونسکی (اطّلاعاتی، هنجاری، سردرگم/اجتنابی و تعهّد) و تاب‌آوری با شادمانی انجام شد. روش تحقیق مورد استفاده توصیفی از نوع تحقیقات همبستگی بود. جامعه‌ی مورد مطالعه کلیّه‌ی دانش‌آموزان اوّل تا سوم دبیرستان رشته‌های تحصیلی مختلف استان گلستان در سال تحصیلی ۹۳  ـ ۹۲ بودند که حجم نمونه 381 نفر (178 دختر و 203 پسر) بود و به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای مرحله‌ای انتخاب شدند و به وسیله‌ی مقیاس سبک‌های هویّت برزونسکی (ISI-6G)، مقیاس تاب‌آوری کانر و دیویدسون (CD-RISC) و مقیاس شادمانی آکسفورد (OHI) مورد ارزیابی قرار گرفتند. پایایی و روایی پرسشنامه‌ها بررسی شد. برای تحلیل داده‌ها از روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیّره استفاده شد. نتایج نشان داد که بین سبک‌های هویّت اطّلاعاتی، هنجاری، تعهّد و هم‌چنین تاب‌آوری با شادمانی رابطه وجود دارد، امّا بین سبک هویّت سردرگم/اجتنابی با شادمانی رابطه‌ی معناداری مشاهده نشد. نتایج رگرسیون چندمتغیّره نشان داد ضرایب ثابت، تاب‌آوری و تعهّد پیش‌بینی‌کننده‌ی شادمانی هستند. در نهایت نتایج مؤیّد فرضیّه‌ی پژوهش مبنی بر وجود رابطه بین سبک‌های هویّت و تاب‌آوری با شادمانی بود البته به جز متغیّر سبک هویّت سردرگم/اجتنابی که رابطه‌ی معناداری با شادمانی نداشت. می‌توان با افزایش هریک میزان شادمانی را افزایش داد. هم‌چنین ضرایب ثابت، تاب‌آوری و تعهّد پیش‌بینی‌کننده‌ی شادمانی هستند.

کلمات کلیدی: سبک‌های هویّت، تاب‌آوری، شادمانی، دانش‌آموزان.

مقدّمه

     دوران نوجوانی، بحرانی‌ترین دوره برای سازگاری و شكل‌گیری شخصیّت است. برخی از ‌‌روان‌شناسان معتقدند كه انسان در نوجوانی از نظر روانی دوباره متولّد‌‌ می‌شود، زیرا فرد دنیای ساده و آشنای كودكی را پشت سر گذاشته با یك‌سری تغییرات سریع روبه‌رو‌‌ می‌شود (برزونسکی[1]، 1992). در این دوره باورها و انتظارهای نوجوان تغییر یافته و خود را با دنیای پیچیده و جدید روبه‌رو‌‌ می‌بیند. وی نیاز دارد كه در این دنیای جدید خود را به عنوان یك انسان منحصربه‌فرد مطرح ساخته و جایگاه خود را در نظام گسترده‌ی اجتماعی پیدا كند. كسب هویّت پاسخی است به نیاز نوجوانان برای درك خود به عنوان كسی كه با وجود داشتن چیزهای مشترك با دیگران، از آن‌ها متمایز و جداست. تشكیل هویّت، احساس ذهنی از تمامیّت درونی فرد فراهم‌‌ می‌كند و براساس آن زندگی برای وی هدف و معنا پیدا‌‌ می‌نماید (برزونسکی).

     اریکسون[2] (1968) نخستین كسی بود كه برای فهم فرآیند شكل‌گیری هویّت در دوره‌ی نوجوانی چارچوبی ارائه كرد. وی شكل‌گیری هویّت فردی در دوره‌ی نوجوانی را نشانه‌ای از سازگاری و تعادل در این دوره‌‌ می‌داند. براساس نظریه‌ی اریكسون، اگر هویّت نوجوان در طیّ زمان و بر اساس تجربیّات حاصل از برخورد درست اجتماعی شكل گیرد و نوجوان بتواند خود را بشناسد و از دیگران جدا سازد، تعادل روانی او تضمین‌‌ می‌شود.

     مارسیا[3] (1966)، نظریه‌ی اریكسون در مورد هویّت را گسترش داد و چهار نوع حالات هویّت را مطرح كرد كه باعث رشد تحقیقات تجربی در مورد هویّت شد. برزونسکی (1990) با الهام از نظریه‌ی اریکسون و مدل وضعیت‌‌های هویّت مارسیا (1966) مدل سبک‌‌های هویّت را در قالب سه سبک هویّت اطّلاعاتی[4]، هنجاری[5]، سردرگم/اجتنابی[6] و تعهّد[7] ارائه نمود.

     از طرفی در سال‌‌های اخیر رویکرد ‌روان‌شناسی مثبت[8] با شعار توجّه به استعدادها و توانمندی‌‌های انسان مورد توجّه پژوهشگران حوزه‌‌های مختلف ‌روان‌شناسی قرار گرفته است. این رویکرد بر شناسایی سازه‌‌ها و پرورش توانمندی‌هایی تأکید‌‌ می‌کند که ارتقاء سلامت و شادکامی انسان را فراهم‌‌ می‌کنند. ‌‌تاب‌آوری[9] مهمترین راه‌بردی است که در این رویکرد مورد توجّه پژوهشگران است (کیانی دهکردی، 1383). از نظر تاریخی در علوم رفتاری و اجتماعی از یک رویکرد مشکل‌مدار برای مطالعه‌ی رشد انسان و جامعه پیروی‌‌ می‌کردند. این رویکرد آسیب‌شناختی، بر مشکلات، بیماری‌ها و اختلالات، ناسازگاری‌‌ها، کج‌روی و عدم شایستگی تمرکز داشت. تأکید این رویکرد بر شناسایی عوامل خطر[10] مربوط به اختلالات گوناگون مثل بیماری‌های روانی، بزهکاری، الکلیسم و سوء مصرف مواد بوده است. در مطالعات طولی که در چارچوب این رویکرد در جمعیّت‌‌های پرخطر انجام گرفته، درصدی از افراد در معرض خطر، به مشکلات و آسیب‌هایی مبتلا‌‌ می‌شدند، اما درصد بیشتری نیز سالم‌‌ می‌ماندند. محقّقان برای این افراد که در شرایط ناگوار[11] و پرخطر، پیامدهای نامطلوب را نشان نمی‌دادند، اصطلاحات گوناگونی مثل آسیب‌ناپذیر[12]، مقاوم در برابر استرس[13] و سرسخت [14]، به کار بردند. اخیراّ نیز اکثر محقّقان واژه‌ی ‌‌تاب‌آور[15] را در برابر شرایط خطر و ناگوار به کار ‌‌می‌برند (بنارد[16]، 1991).

     ‌‌تاب‌آوری صرف مقاومت منفعل در برابر آسیب‌ها یا شرایط تهدیدكننده نیست. بلكه فرد ‌‌تاب‌آور، مشاركت‌‌كننده‌ی فعّال و سازنده‌ی محیط پیرامونی خود است. تاب‌آوری قابلیّت فرد در برقراری تعادل زیستی ـ روانی ـ معنوی در مقابل شرایط مخاطره‌آمیز‌‌ می‌باشد (كانر و دیویدسون[17]، 2003) از این‌رو نمی‌توان آن را معادل بهبودی دانست چون در بهبودی، فرد پیامدهای منفی و مشكلات هیجانی ـ عاطفی را تجربه‌‌ می‌كند (بونانو[18]، 2004).

     تحقیقات انجام شده در حوزه‌ی ‌‌تاب‌آوری را‌‌ می‌توان در دو گروه کلّی طبقه‌بندی نمود؛ گروه اوّل به عوامل تعیین‌کننده‌ی ‌‌تاب‌آوری و ویژگی‌‌های افراد ‌‌تاب‌آور‌‌ می‌پردازد. دسته‌ی دوّم پژوهش‌‌هایی است که فهم فرآیند ‌‌تاب‌آوری (این‌که چگونه ‌‌تاب‌آوری موجبات سازگاری مؤثّر با موفّقیّت‌‌های مخاطره‌آمیز را فراهم‌‌ می‌آورد) را در دستور کار خود قرار داده‌اند (جوکار، 1386).

     یکی دیگر از مباحثی که در سال‌های اخیر در رویکرد ‌روان‌شناسی مثبت مورد توجّه قرار گرفته است، مبحث شادی[19] است. واژه‌ی شادی مفهومی ‌روان‌شناختی است که دارای تعاریف و ابعاد مختلفی‌‌ می‌باشد. در واژه‌نامه‌‌ها، شادی با واژه‌‌هایی هم‌چون خوشحالی، شادکامی، خوشی و نشاط هم‌معنا دانسته شده است (معین، 1371). در سطح عموم مردم، شادی، بودن در حالت خوشحالی و سرور یا دیگر هیجانات مثبت، رضایت از زندگی و فقدان افسردگی و دیگر عواطف منفی است. در مباحث ‌روان‌شناختی شادی به عنوان یکی از هیجانات مثبت طبقه‌بندی شده است که انسان در فعّالیّت‌‌های روزمرّه‌ی خود آن را تجربه می‌کند. ‌روان‌شناسانی هم‌چون آرگایل[20] (2001) نیز شادی را ترکیبی از وجود عاطفه‌ی مثبت، عدم وجود عاطفه‌ی منفی و رضایت از زندگی می‌دانند.

     شادی جنبه‌ای از عواطف انسانی است که دارای جنبه‌‌ها و تجلّیّات مختلف فردی ـ اجتماعی، روانی ـ جسمانی و شناختی ـ عاطفی‌‌ می‌باشد. از سوی دیگر، داشتن شادی و خلق خوب پیامدهای کاربردی و عملی در زندگی و عملکرد شغلی فرد دارد. شادی فعّالیّت فرد را بر‌‌می‌انگیزد، بر آگاهی او‌‌ می‌افزاید، خلّاقیّت وی را تقویت می‌کند و روابط اجتماعی وی را تسهیل‌‌ می‌نماید، شادی هم‌چنین مشارکت سیاسی را رونق می‌بخشد و موجب حفظ سلامتی و طول عمر افراد می‌شود (وینهوون[21]، 1993).

     از آن‌جا که شادی تأثیر کمّی و کیفی زیادی بر زندگی دارد، در فرآیند تحوّل و توسعه مورد تأکید و توجّه قرار گرفته است. هدف از پژوهش‌‌های مربوط به شادی، بررسی علل شادی و فرآیندهای مولّد آن است، برخی از علل آن نظیر اوقات فراغت، خلق مثبت و حتّی عواملی نظیر شخصیّت نیز تا حدودی قابل تغییراند. پژوهشگران نشان‌‌ می‌دهند که شادی صرف‌نظر از چگونگی کسب آن‌‌ می‌تواند سلامت جسمانی را بهبود بخشد. نظریه‌پردازان و پژوهشگران زیادی در کارهای عملی خود سعی کرده‌اند منابع و عوامل مؤ‌‌ثّر بر شادی یا شادکامی را معرّفی نمایند (آرگایل، 2001). این منابع و عوامل‌‌ می‌تواند تحت مجموعه عوامل روانی، جسمانی، اجتماعی، اقتصادی، مذهبی، معنوی و فرهنگی مورد بحث قرار گیرد.

  • بیان مسأله

     هویّت[22] یکی از مفاهیم ‌روان‌شناسی تحوّلی است که طی دوره‌ی رشد شکل می‌گیرد و در دوره‌ی نوجوانی نمود واقعی و عینی پیدا‌‌ می‌کند (خنیفر، بردبار و قمی، 1391). ورود به دوره‌ی نوجوانی با تغییرات مهمّی از جمله: بلوغ جنسی، روابط صمیمانه با هم‌سالان، خطرکردن و توانایی‌‌های جدید شناختی همراه است. این تغییرات انبوه، نوجوانان را وادار‌‌ می‌سازد که به یگانگی و ثبات در تعریف خود بیندیشند و به دنبال آن باشند تا هویّت خود را شکل دهند. هویّت عبارت است از احساس نیاز به جدا بودن از دیگران. این نیاز تنها نیاز اساسی انسان است که همه‌ی مردم و در همه‌ی فرهنگ‌‌ها از بدو تولّد تا مرگ آن را دارند (عبدی زرّین، ادیب راد، یونسی و عسگری، 1387).

     برای اوّلین بار موضوع هویّت به صورت دقیق توسّط اریکسون در سال 1950 مطرح شد. اریکسون وحدت هویّت و بحران هویّت را تعارض عمده‌ی دوران نوجوانی‌‌ می‌داند. به عقیده‌ی اریکسون نوجوانی دوره‌ی هویّت‌یابی است و هویّت عبارت است از یک احساس نسبتاّ پایدار از یگانگی خود (عبدی زرّین و همکاران، 1387). برزونسکی و کوک[23] (2000؛ به نقل از عبدی زرّین و همکاران، 1387) با بررسی زیربناهای شناختی ـ اجتماعی برای تعیین وضعیّت سبک‌‌های هویّت سه سبک اطّلاعاتی، هنجاری و سردرگم/اجتنابی را فرض نمودند. این سبک‌‌ها در واقع شیوه‌‌های شناختی ـ اجتماعی برای پردازش اطّلاعات مرتبط با خود هستند.

     از طرفی یکی از سازه‌‌های مهم در حوزه‌ی ‌روان‌شناسی سلامت، ‌‌تاب‌آوری است. کانر و دیویدسون (2003) ‌‌تاب‌آوری را توانمندی فرد در برقراری تعادل زیستی ـ روانی در شرایط خطرناك بیان می‌کنند. آن‌ها ‌‌تاب‌آوری را تنها پایداری در برابر شرایط تهدیدکننده قلمداد نمی‌کنند، بلکه شرکت فعّال فرد در محیط را مهم می‌دانند.

     ‌‌تاب‌آوری، قابلیّت فرد در برقراری تعادل زیستی ـ روانی و معنوی، در مقابل شرایط مخاطره‌آمیز و نوعی ترمیم خود است كه با پیامدهای مثبت هیجانی، عاطفی و شناختی همراه است. تحقیقات نشان‌‌ می‌دهد كه افراد ‌‌تاب‌آور دارای رفتارهای خودشكنانه نیستند، از نظر عاطفی آرام‌اند و توانایی مقابله با شرایط ناگوار و ناخوشایند را دارند (بهادری خسروشاهی و‌‌هاشمی نصرت آباد، 1390).

     هم‌چنین یکی از حوزه‌‌های نوظهور و تقریباّ متفاوت در قلمرو ‌روان‌شناسی، ‌روان‌شناسی مثبت است که ظهور آن به مارتین سلیگمن[24]، رئیس انجمن ‌روان‌شناسی آمریکا بر‌‌ می‌گردد. سلیگمن معتقد است این ‌روان‌شناسی قرن بیست ‌و یکمی است که به جای تأکید صرف بر آسیب‌شناسی و بیماری به دنبال شناسایی و افزایش توانمندی‌‌ها، سامانه‌‌های اجتماعی بهینه و ایجاد شادمانی و رضایت از زندگی در افراد و جوامع است. ‌روان‌شناسی مثبت دارای سه حیطه است: 1ـ هیجانات مثبت 2ـ خصیصه‌‌های مثبت افراد 3 ـ شناختن و پرورش دادن استعدادهای عالی (قاسمی و قریشیان، 1388).

     در مباحث ‌روان‌شناختی شادمانی به عنوان یکی از هیجانات مثبت طبقه‌بندی شده است که انسان‌‌ها در فعّالیّت‌‌های روزمرّه‌ی خود آن را تجربه‌‌ می‌کنند. شادمانی جنبه‌ای از عواطف انسانی است که دارای وجوه مختلف فردی، اجتماعی، روانی ـ جسمانی و شناختی عاطفی‌‌ می‌باشد (نشاط‌دوست و همکاران، 1388). به نظر آرگایل، مارتین و لو[25] (1995؛ به نقل از تمنّایی‌فر، محمّدآبادی و دشتبان‌زاده، 1390) سه جزء اصلی شادمانی عبارتند از: هیجان مثبت، رضایت از زندگی و نبود هیجانات منفی از جمله افسردگی و اضطراب. جزء نخست عاطفی و هیجانی است که باعث‌‌ می‌شود فرد شادمان همواره از نظر خلقی شاد و خوشحال باشد. جزء دوّم اجتماعی است که گسترش روابط اجتماعی را به دنبال دارد و جزء سوّم شناختی است که موجب‌‌ می‌گردد فرد شادمان، نوعی تفکّر و پردازش اطّلاعات ویژه‌ی خود داشته باشد و وقایع روزمرّه را طوری تعبیر و تفسیر کند که خوش‌بینی وی را به دنبال داشته باشد.

     در تحلیل مطالعات انجام‌ شده در زمینه‌ی شادی، دینر[26] (1984؛ به نقل از کهولت و جوکار، 1390) بین دو رویکرد تمایز قائل شد: “رویکرد پایین به بالا” و “رویکرد بالا به پایین”. در رویکرد پایین به بالا پژوهشگران بیشتر بر رویدادهای بیرونی، فاکتورهای موقعیّتی و ویژگی‌های جمعیّت‌شناختی مؤثّر بر شادی‌‌ می‌پردازند؛ درحالی‌که در رویکرد بالا به پایین فرآیندهای درونی زیربنای شادی مورد نظر محقّقان است. مطابق این رویکرد، انسان‌‌ها به شرایط یکسان واکنش‌‌های متفاوتی نشان‌‌ می‌دهند و بر اساس باورها، ارزش‌‌ها، انتظارات و تجربیّات منحصربه‌فرد خود شرایط را ارزیابی‌‌ می‌کنند. تحقیقات مختلف در بررسی رویکرد پایین به بالا نشان داده‌اند که فاکتورهای بیرونی، میزان کمی از واریانس شادی را تبیین‌‌ می‌کنند. بر همین اساس مسیر تحقیق در حوزه‌ی شادی به تدریج تغییر یافت و رویکرد بالا به پایین بیشتر مورد توجّه محقّقان قرار گرفت. از جمله‌ی این موارد‌‌ می‌توان به نحوه‌ی پردازش اطّلاعات فرد پیرامون خود یا سبک‌‌های هویّت[27] اشاره نمود (کهولت و جوکار، 1390).

     در زمینه‌ی رابطه بین متغیّرهای سبک هویّت و شادمانی تحقیقات نشان داده‌اند که سبک‌‌های هویّت با هیجانات و عواطفی نظیر عزّت نفس، ناامیدی، افسردگی، اضطراب، سلامت روان و رضایتمندی رابطه دارند. برزونسکی و کینی[28] (1994) در تحقیقی نشان دادند که سبک هویّت اطّلاعاتی و هنجاری با افسردگی رابطه‌ی منفی دارد؛ ولی سبک هویّت سردرگم/اجتنابی رابطه‌ای مثبت با آن نشان‌‌ می‌دهد. در همین راستا نارمی[29]، برزونسکی، تامی[30] و کینی (1997) نیز دریافتند که افسردگی، اعتمادبه‌نفس پایین و اضطراب با سبک هویّت سردرگم/اجتنابی و سبک هویّت اطّلاعاتی با نشانه‌‌های رضایتمندی، اعتمادبه‌نفس بالا و اضطراب پایین در ارتباط است.

     هم‌چنین ارك، سیمونز، استین، ویكل من و هیچكاک[31] (2008) در پژوهشی نشان دادند كه افراد دارای ‌‌تاب‌آوری بالا، در مواجهه با رویدادهای هیجانی با ماهیّت خنثی و نامعلوم، بیشتر تمایل به نشان‌دادن هیجانات مثبت داشتند. به اعتقاد آن‌ها این امر ممكن است به علّت توانایی این افراد برای كنارآمدن موفّقیّت‌آمیز به هنگام روبرو شدن با موقعیّت‌‌های دشوار، به‌خصوص موقعیّت‌‌هایی با ماهیّت بین‌ فردی باشد. ریو[32] ( 2005) نشان داد كه ‌‌تاب‌آوری، با هیجانات مثبت، همبستگی مثبت و با هیجانات منفی همانند خشم و غمگینی، همبستگی منفی دارد. همچنین پژوهش كار[33] (2004) نشان داد كه سطوح بالای ‌‌تاب‌آوری به فرد كمك‌‌ می‌كند تا از عواطف و هیجان‌‌های مثبت به منظور پشت‌‌ سرنهادن تجربه‌‌های نامطلوب و بازگشت به وضعیّت مطلوب استفاده كند.

     جنسیّت نیز موضوع تحقیقات زیادی در ارتباط با شادمانی بوده است. داینر و همکاران (1999؛ به نقل از میرشاه جعفری، عابدی و دریکوندی، 1381) معتقدند که میزان شادمانی زنان و مردان برابر است، امّا هنگامی که افسردگی را در نظر می‌گیریم، موضوع تا حدودی پیچیده می‌شود. به این صورت که با وجود شادی یکسان زنان و مردان، افسردگی در زنان بیشتر از مردان است. توضیح این امر توسّط داینر و همکاران این است که زنان نسبت به مردان هم عاطفه‌ی منفی بیشتری و هم عاطفه‌ی مثبت بیشتری را تجربه می‌کنند و برآیند این دو عاطفه، شادی زنان و مردان را یکسان می‌سازد. فوجیتا، دایز و ساندویچ[34] (1991) نیز بر همین اعتقاد هستند.

     مروری بر پژوهش‌‌های انجام‌ شده تا زمان انجام این پژوهش نشان‌‌ می‌دهد که تاکنون تحقیق زیادی در خصوص رابطه‌ی بین سبک‌‌های هویّت و ‌‌تاب‌آوری با شادمانی صورت نگرفته است. لذا در این تحقیق محقّق به دنبال تعیین این مسأله است که آیا بین سبک‌‌های هویّت و ‌‌تاب‌آوری با شادمانی در میان دانش‌آموزان رابطه‌ای وجود دارد؟

  • اهمّیّت و ضرورت تحقیق

     دوران نوجوانی یکی از حسّاس‌ترین مراحل زندگی هر فرد است و این دورانی هست که حتّی دشوارتر از سال‌‌های کودکی تلقّی شده است. بر اساس شواهد و تجربه مسیر هویّت‌یابی جوانان ایرانی با دشواری‌‌های متعدّدی روبرو است. انتخاب شغل، رسیدن به زندگی کم‌دردسرتر و خلاصه یافتن راه زندگی آینده‌‌ و به علاوه یافتن شغل، مشغول‌شدن به آن و شروع زندگی بزرگسالی فشار زیادی بر نوجوان وارد‌‌ می‌سازد. جوان ایرانی دیگر کمتر‌‌ می‌تواند انتظار خانواده و خودش را از «خود» برآورده سازد. افرادی که دچار گم‌گشتگی هویّت‌‌ می‌شوند درک درستی از نقش‌‌های جنسیّتی و ارزش‌‌ها ندارند. آن‌ها نمی‌توانند راه خود را بیابند و به نظر آشفته و تکانشی هستند و روابط بین فردی مناسبی برقرار نمی‌سازند. از آن‌جا که هدف بلند مدتّی را برنمی‌گزینند، نمی‌دانند در شرایطی که قرار دارند چه کار کنند. در عوض افرادی که دارای هویّت موفّق هستند نسبت به خود و جامعه دارای تعهّدند. آن‌ها وظایف محوّله را به خوبی انجام‌‌ می‌دهند، خودپنداره و عزّت نفس بالایی دارند و دارای اهداف بلندمدّت مشخّص در زندگی هستند. آن‌ها خود را در انتخاب‌‌هایشان سهیم‌‌ می‌دانند و دقیقاّ به همین سبب خود را مسئول‌‌ می‌دانند. چنین افرادی به ارزش‌‌ها پای‌بند هستند. به طور خلاصه‌‌ می‌توان گفت اگرچه فرآیند هویّت‌یابی در دوران نوجوانی بروز‌‌ می‌کند ولی اثرات آن طولانی مدّت و دیرپاست (هاشمی و رضوی، 1387). اگر دوره‌ی نوجوانی بدون مشكل سپری شود، نوجوان به بزرگسال سالمی تبدیل خواهد شد و نقش بزرگسالی خود را خوب ایفا خواهد كرد، اما اگر در این گذر دشواری‌‌هایی به وجود آید، بهداشت روان نوجوان، از جادّه‌ی اصلی منحرف و به بیراهه كشیده خواهد شد (حاجلو، رضایی شریف و واحدی، 1391).

     هم‌چنین ‌‌تاب‌آوری تلاش‌‌های شناختی و رفتاری است که افراد در موارد استرس‌زا برای کنارآمدن با مسائل و مشکلات خود به کار‌‌ می‌برند و نقش اساسی و تعیین‌کننده در سلامت جسمانی و روانی آن‌ها ایفا‌‌ می‌کند. ‌‌تاب‌آوری مؤثّر باعث‌‌ می‌شود که واکنش فرد به سطوح بالای استرس کاهش یابد و آثار زیان‌بار آن تعدیل گردد. ‌‌تاب‌آوری، بازگشت به تعادل اوّلیه یا رسیدن به تعادل سطح بالاتر در شرایط تهدیدکننده است و از این‌رو سازگاری موفّق در زندگی را فراهم‌‌ می‌کند. سازگاری موفّق با زندگی، هم‌‌ می‌تواند پیامد ‌‌تاب‌آوری به‌شمار رود و هم به عنوان پیش‌آیند، سطح بالاتری از ‌‌تاب‌آوری را سبب شود (سامانی، جوکار و صحراگرد، 1386).

     افراد ‌‌تاب‌آور، شخصیّتی مقاوم در برابر استرس دارند و درس‌‌های ارزشمندی از تجارب سخت زندگی خود‌‌ می‌گیرند. آن‌ها در موقعیّت‌‌های پراسترس و آسیب‌زا احساس‌‌ می‌کنند‌‌ می‌توانند راه مناسبی را برای حلّ مشکلات خود پیدا کنند. به خود متّکی هستند و واکنشی یادگیرانه ـ مقابله‌ای در موقعیّت‌‌های دشوار از خود نشان‌‌ می‌دهند در حالی‌که افرادی که ‌‌تاب‌آوری ضعیفی دارند واکنشی سرزنش‌کننده ـ قربانی‌شونده در چنین موقعیّتی از خود نشان‌‌ می‌دهند (فولادچنگ و موسوی، 1387).

     و درآخر، شادبودن مسأله‌ای است که ضرورت و نیاز دنیای امروز‌‌ می‌باشد، چون انسان‌‌های غمگین، افسرده و مأیوس نمی‌توانند خود را کنترل کنند و به خودباوری برسند و ویژگی‌‌های مثبت و توانمندی‌‌های خود را بروز دهند، راه منفعل بودن و منزوی شدن را در پیش‌‌ می‌گیرند و در واقع آن‌‌ها دوران طلایی جوانی خود را بیهوده و بدون این‌‌که قدر آن را بدانند هدر‌‌ می‌دهند (علی‌پور، هاشمی، باباپور و طوسی، 1389).

     شادمانی یک عامل مؤثّر در سلامت روان و بهبود و ارتقای عملکرد فردی و اجتماعی است (گلستانی بخت، 1386). افراد اگر در جامعه‌ی خود نتوانند این نیاز را برآورده كنند، روبه جوامع دیگر می‌برند، در نتیجه به تدریج از فرهنگ ملّی و دینی خود دور می‌شوند، به تدریج فرهنگ و ارزش‌های غربی در جامعه رواج یافته و جامعه مسخ می‌شود. با وجود اینكه دین مبین اسلام به شاد بودن و شاد كردن دیگران تأکید زیادی نموده است، متأسّفانه شمار زیادی از جامعه‌شناسان بر این عقیده‌اند كه جامعه‌ی ایرانی شاد نیست و از نبود بسترها و زمینه‌های لازم برای ابراز شادمانی به شكل جمعی و عمومی رنج می‌برد و فرهنگ غالب، فرهنگ غم است و شادی حالت عرضی و فرعی دارد. بنابراین ما بیشتر برای سوگ اجتماعی آمادگی داریم و هیچ برنامه‌ای برای شادمانی نداریم.

     راستی چگونه یك نوجوان می‌تواند شاد باشد؟ آیا فقط با كسب موفّقیّت‌ها و کامیابی‌هایی كه مورد تأیید جامعه است می‌توان به شادی و نشاط رسید؟ یا عوامل دیگر نیز می‌توانند موجب شادی در نوجوانان شوند؟ پاسخ‌گویی به این سؤال و سؤالات مشابه اهمّیّت این‌گونه تحقیقات را می‌رساند چرا كه برنامه‌ریزی و مدیریّت شادی در كشور برای جوانان و نوجوانان از جمله نیازهایی است كه تاكنون كمتر به آن توجّه شده است، لذا برای سازماندهی و فراهم‌آوردن شرایط شادی‌آور و تحقّق شادی در جوانان به بررسی رابطه‌ی آن با عوامل مختلف پرداخته می‌شود که در این پژوهش نیاز به بررسی رابطه‌ی سبک‌های هویّت و تاب‌آوری با شادمانی مورد توجّه قرار گرفته است.

تعداد صفحه :150

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]il.com

پایان نامه ساخت یک برنامه رایانه‌ای توان‌بخشی شناختی و بررسی تأثیر آن بر بهبود عملکرد حافظه

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه پیام نور

دانشكده علوم انسانی

رساله برای دریافت مدرك دكتری تخصصی (Ph.D)

رشته روانشناسی

گروه روانشناسی و علوم تربیتی

ساخت یک برنامه رایانه‌ای توان‌بخشی شناختی و بررسی تأثیر آن بر بهبود عملکرد حافظه بیماران آسیب مغزی تروماتیک

تیرماه 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست

فصل 1: كلیات پژوهش…. 1

مقدمه. 2

بیان مسئله. 3

اهمیت و ضرورت پژوهش…. 6

هدف‌های پژوهش…. 7

سؤال‌های پژوهش…. 8

فرضیه‌های پژوهش…. 8

تعریف اصطلاحات… 9

فصل 2: مبانی نظری و پیشینه پژوهش…. 11

مقدمه. 12

آسیب مغزی تروماتیک…. 14

شیوع. 15

شدت آسیب مغزی تروماتیک…. 16

علائم آسیب مغزی تروماتیک…. 17

حافظه. 20

انواع حافظه. 21

تقسیم‌بندی حافظه بر اساس زمان.. 21

تقسیم‌بندی حافظه بر اساس نوع پردازش…. 22

تقسیم‌بندی حافظه بر اساس نوع اطلاعاتی که به خاطر سپرده می‌شود. 26

تقسیم‌بندی حافظه بر اساس حس خاص….. 31

مراحل فرایند یادآوری: رمزگذاری، اندوزش، بازیابی.. 32

انواع دیگر حافظه. 36

حافظۀ آشکار و ناآشکار 36

حافظه گذشته‌نگر و آینده‌نگر. 37

حافظه پس‌گستر و پیش‌گستر. 40

بهبود عملکرد حافظه پس از آسیب مغزی… 43

معنای بهبودی چیست؟. 43

مکانیسم‌های بهبودی… 46

میزان بهبود حافظه. 54

توان‌بخشی حافظه. 64

جبران صدمات حافظه با وسایل کمک حافظه. 67

راهبردهای یادیار و مرور ذهنی در توان‌بخشی.. 76

یادیارها 76

جنبش‌های حرکتی به‌عنوان یک راهبرد کمک حافظه. 81

چقدر یادیارها در زمینه توان‌بخشی حافظه، موفق می‌باشند؟. 83

راهبردهای مرور ذهنی.. 86

یادگیری بدون خطا 95

بازیابی بافاصله (مرور ذهنی بسط یافته) 106

محو سرنخ‌ها 113

توان‌بخشی شناختی به کمک رایانه. 122

جمع‌بندی… 127

فصل 3: روش‌شناسی.. 130

مقدمه. 131

روش پژوهش…. 131

جامعه آماری… 131

نمونه آماری و شیوه نمونه‌گیری… 131

روش اجرای پژوهش…. 133

نرم‌افزار توان‌بخشی حافظه. 135

ابزارهای پژوهش…. 153

روش تجزیه و تحلیل داده‌ها 156

فصل 4: یافته‌های پژوهش…. 158

مقدمه. 159

توصیف داده‌ها 160

تجزیه و تحلیل داده‌ها 162

فصل 5: بحث و نتیجه‌گیری… 177

مقدمه. 178

بحث در مورد یافته‌های پژوهش…. 178

نتیجه‌گیری… 182

موانع اجرایی و محدودیت‌های پژوهش…. 185

پیشنهادهای پژوهش…. 186

فهرست منابع. 188

پیوست‌ها 219

چكیده پژوهش

هدف پژوهش، بررسی اثربخشی توان‌بخشی شناختی رایانه­ای بر عملکرد حافظه بیماران آسیب مغزی تروماتیک و ساخت یک برنامه رایانه‌ای توان‌بخشی حافظه بر اساس اصول یادگیری بدون خطا برای افراد مبتلا به آسیب­ مغزی بود. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون با گروه گواه و جامعه آماری كلیه بیماران دچار آسیب ‌مغزی مراجعه‌کننده به ‌متخصصان مغز و اعصاب شهركرد در پاییز ۱۳۹۳ بود. ۵۲ بیمار دچار آسیب ‌مغزی پس از احراز ملاک‌های ورود به پژوهش انتخاب و به­طور تصادفی در گروه‌های آزمایش و گواه جایگزین شد. گروه آزمایش، 30 جلسه با بهره گرفتن از نرم‌افزار توان‌بخشی حافظه، ‌آموزش دید و افراد گروه گواه مداخله‌ای دریافت نکرد و آموزش این گروه به ‌بعد از انجام پژوهش موکول شد. در این پژوهش از نمایه حافظه کاری (وکسلر، 1997)، پرسشنامه حافظه روزمره (ساندرلند، هریس و بدلی، 1983)، تکالیف سیالی کلمات (کرمی نوری، 1390) حافظه رویدادی (زارع و تاراج، 1389) و پرسشنامه حافظه آینده‌نگر و گذشته‌نگر (کرافورد، اسمیت، مایلور، دلاسالا و لوجی، 2003) در پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری، استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد تفاوت بین میانگین نمرات حافظه گروه آزمایش و گروه گواه در پس‌آزمون معنادار است (0001/0p<) و توان‌بخشی شناختی رایانه‌ای تأثیر معناداری بر عملکرد انواع حافظه بیماران دچار آسیب ‌مغزی دارد. همچنین معنادار نبودن تفاوت بین نمره­های پس‌آزمون و پیگیری را در گروه آزمایش حاکی از ماندگاری تأثیر توان‌بخشی شناختی رایانه‌ای بر عملکرد حافظه آینده‌نگر بیماران دچار آسیب ‌مغزی بود. نتیجه‌گیری: توان‌بخشی شناختی رایانه‌ای اثر چشمگیری بر بهبود عملکرد حافظه بیماران آسیب ‌مغزی دارد، بنابراین می­توان از آن به­عنوان روش مؤثر و مفیدی برای بهبود عملکرد حافظه این­گونه بیماران سود جست.

مقدمه

سالانه 10 میلیون نفر در جهان دچار آسیب مغزی تروماتیک (TBI)[1] می‌شوند (کوهلر[2] و همکاران، 2011) و در آمریکا، هر ساله 7/1 میلیون نفر دچار آسیب مغزی می‌شوند تگلیافری، کومپگنون، کورسیک، سروادی و کوراس[3] (2006) بر اساس مطالعات مختلف در کشورهای اروپایی، نرخ بروز سالانه TBI را 235 مورد در 100000 نفر محاسبه کردند. در ایران نیز آسیب مغزی از نظر مرگ‌ومیر دارای رتبه دوم است و یکی از علل ناتوانی‌های طولانی‌مدت و از کارافتادگی در افراد زیر 24 سال شناخته می‌شود (ابراهیمی فخار، مشیری و زند، 1386). هزینه‌های مستقیم (درمان) و غیرمستقیم (مثل از کار افتادگی) این موارد تنها در آمریکا 60 میلیارد دلار تخمین زده شده است (فینکل استین، کورسو و میلر[4]، 2006).

آسیب مغزی تروماتیک ممکن است در اثر برخورد سر با یک مانع، ضربه یا تکان شدید سر اتفاق افتد و عملکرد طبیعی مغز را مختل می‌سازد. شدت علائم و سطح ناتوانی پس از آسیب مغزی بستگی به‌شدت آسیب اولیه دارد، اما در اغلب موارد آسیب مغزی با عوارض جسمی، احساسی و شناختی همراه است. اختلالات حافظه، شایع‌ترین شکایت به دنبال آسیب به سر می‌باشند (کوهلر و همکاران، 2011). آمارها نشان می‌دهند 40 تا 60 درصد از بیماران آسیب مغزی، گرفتار اختلال حافظه می‌شوند و این مشکلات در صورت عدم مداخله نه‌تنها پایدار، بلکه ناتوان‌کننده و مقاوم به درمان می‌شوند (کوهلر و همکاران، 2011).

بیان مسئله

اختلالات حافظه، شایع‌ترین شکایت به دنبال آسیب به سر (کوهلر و همکاران، 2011)، سکته مغزی (چا و کیم[5]، 2013)، صرع (کورنهوف، بکسندیل، اسمیت و تامپسون[6]، 2012)، مولتیپل اسکلروزیس (پنر، اپویس و کاپوس[7]، 2008) و دیگر وضعیت‌های عصبی است. اختلالات حافظه ممکن است توانایی بیمار را در یادآوری رویدادهای گذشته (حافظه گذشته‌نگر) و برای انجام مقاصد آینده (حافظه آینده‌نگر) را تحت تأثیر قرار دهد (ون دن بروک، دانس، جانسون، دایوس و هیلتون[8]، 2000) پژوهش‌های نشان داده است که اختلالات شناختی، اثر منفی بر استقلال رفتاری و اجتماعی بیمار و شرکت فعال در برنامه‌های درمانی و توان‌بخشی دارد (کوهلر و همکاران، 2011). 40 تا 60 درصد از بیماران آسیب مغزی، گرفتار اختلال حافظه می‌شوند (کوهلر و همکاران، 2011). این مشکلات حافظه در صورت عدم مداخله نه تنها پایدار، بلکه ناتوان کننده و مقاوم به درمان می‌شوند.

در چند دهه اخیر، استفاده از روش‌های توان‌بخشی شناختی[9] برای کمک به بیماران آسیب مغزی رواج بسیار گسترده یافته است. توان‌بخشی شناختی، مجموعه ساخت یافته از فعالیت‌های درمانی طراحی شده برای آموزش مجدد حافظه و سایر عملکردهای شناختی فرد است که بر پایه ارزیابی و درک اختلالات مغزی و رفتاری بیمار می‌باشد (سیسرون[10] و همکاران، 2005) توان‌بخشی حافظه، بخشی از توان‌بخشی شناختی است. این توان‌بخشی، توسعه استراتژی‌های شناختی و رفتاری را تسهیل می‌کند که هدفشان تأثیر مثبت در بهبود ساختاری و عملکردی مغز آسیب دیده و بهبود کیفیت زندگی فرد می‌باشد (ولترز، استاپرت، برندز و ون هیوگتن[11]، 2010).

به‌طور سنتی، توان‌بخشی حافظه بر آموزش بیماران در استفاده از کمک‌های درونی (مانند روش‌های یادیار، مرور ذهنی و تصویرسازی ذهنی) و روش‌های بیرونی کمکی به حافظه (مانند استفاده از دفترچه یادداشت) متمرکز شده است پیشرفت‌های فن‌آوری استفاده از پیجرها (ویلسون، امسلای، کوریک، ایوانز و واتسون[12]، 2005) گوشی‌های تلفن همراه (وید و تروی[13]، 2001)، رایانه‌های شخصی جیبی (کیم، بروک، دودز، بون و پارک[14]، 2000)، ضبط صوت (وندن بروک و همکاران، 2000)، محیط مجازی (روز، 1999) و دستگاه‌های کمکی دیگر برای کاهش مشکلات برنامه‌ریزی و حافظه بیماران را تسهیل کرده‌اند.

شواهد نشان می‌دهد توان‌بخشی شناختی برای درمان اختلالات شناختی بعد از صدمه به مغز مفید است (سیسرون و همکاران، 2005). همچنین فدراسیون اروپایی انجمن‌های عصب‌شناختی، توان‌بخشی شناختی را برای افراد مبتلا به صدمات مغزی اکتسابی توصیه می‌کند (کاپا[15] و همکاران، 2005). برخی کارآزمایی‌های تصادفی کنترل‌شده[16] (RCTs) اثربخشی توان‌بخشی شناختی پس از آسیب‌های مغزی را نشان داده‌اند. این مطالعات به‌طور عمده بر توجه، عملکردهای اجرایی، تمرکز و غفلت بصری، تمرکز داشته‌اند اما توان‌بخشی حافظه، به اندازه کافی مورد پژوهش قرار نگرفته است (روهلینگ، فاوست، بورلی و دمکس[17]، 2009). بیشترین شواهد برای توان‌بخشی حافظه، گزارش طرح‌های تجربی تک موردی و آزمایش‌های بالینی کنترل‌شده است. چند مطالعه در این زمینه اثربخشی مداخلات توان‌بخشی را نشان می‌دهند. ویلسون و همکاران (2005) به بررسی یک وسیله کمک بیرونی به حافظه با نام نوروپیج[18] پرداختند و نشان دادند که این دستگاه شرکت‌کنندگان را قادر به دستیابی به بیشتر هدف‌ها مربوط به حافظه می‌نماید. دورنهین و دهان (1998) گزارش دادند که بیمارانی که در برنامه‌های آموزشی حافظه شرکت داشتند به‌طور قابل‌توجهی بهتر از کسانی که در گروه شاهد شبه درمان قرار داشتند در انجام تکالیف حافظه عمل کردند، اما تفاوتی بین آزمودنی‌ها در حافظه روزمره مشاهده نشد. کاشل[19] و همکاران (2002) گزارش داده‌اند که روش‌های یادیار به میزان قابل‌توجهی یادآوری تأخیری مواد کلامی را افزایش می‌دهند و خطاهای حافظه را کاهش می‌دهند. به هر حال مطالعات مروری سیستماتیک در مورد توان‌بخشی حافظه، برای حمایت یا رد اثر این برنامه‌ها یافت نشد (مجید، لینکلن و ویمن[20]، 2002؛ دسنایر[21] و لینکلن، 2008) این عدم وجود شواهد کافی، شاید تا حدودی به دلیل کمبود طراحی آزمایشی کنترل‌شده باشد و باعث شده است که یک فرا تحلیل که اخیراً انجام شده به این نتیجه برسد که نتایج برای توان‌بخشی حافظه مخلوط و ضعیف هستند” (روهلینگ، فاوست و همکاران، 2009) این نویسندگان پیشنهاد کرده‌اند که لازم است محققان از اتکا به طرح‌های تک گروهی و تک مورد بکاهند و به سمت طرح‌های آزمایشی کنترل‌شده حرکت کنند (پتک، وندرلیندن و اشنایدر[22]، 2010).

از سوی دیگر، استفاده از نرم‌افزارهای رایانه­ای برای توان‌بخشی در طول دهه گذشته روز به روز افزایش یافته است. تعداد زیادی برنامه رایانه­ای برای توان‌بخشی یا بازآموزی شناختی منتشر شده است که ادعا می‌کنند همانند یا بهتر از روش‌های مداخله سنتی توان‌بخشی شناختی به بیماران کمک می‌کنند (برگمن[23]، 2002؛ گونتکووسکی، مک دونالد، کلارک و راوی[24]، 2002).

از این گذشته تاکنون پژوهشی در مورد اثربخشی توان‌بخشی شناختی بیماران آسیب مغزی چه به‌صورت سنتی و چه به‌صورت رایانه­ای در ایران صورت نگرفته است بنابراین این پژوهش با هدف بررسی تأثیر توان‌بخشی شناختی رایانه­ای بر عملکرد حافظه بیماران آسیب مغزی تروماتیک طرح‌ریزی و اجرا شد.

اهمیت و ضرورت پژوهش

آسیب مغزی هزینه‌های بسیار زیادی (از طریق دست دادن کارایی، مرخصی‌های استعلاجی و بازنشستگی زودهنگام) و از طریق هزینه‌های غیر پزشکی (به عنوان مثال، تغییر محیط خانه یا محل کار و غیره) بر سیستم بهداشت و درمان و خانواده تحمیل می‌کند. علاوه بر این، مراقبت غیررسمی توسط خانواده و دوستان می‌تواند هزینه‌های زیادی بر افراد مبتلا، تحمیل نماید. آسیب مغزی اغلب موجب اختلالات فیزیکی، شناختی و عاطفی می‌شود که در زندگی مستقلانه دخالت می‌کند و در عملکرد روانی اجتماعی و حرفه‌ای فرد اختلال ایجاد می‌کند (اشمن، گوردون، کنتور و هیبارد[25]، 2006) پیامدهای ضربه به سر به‌ویژه هنگامی که آن‌ها درمان نشوند، ناتوان کننده و بادوام، هستند، هدف از توان‌بخشی پس از آسیب مغزی بهبود عملکرد فیزیکی، شناختی و روان‌شناختی و همچنین کمک به افزایش استقلال فردی و بازگشت به اجتماع می‌باشد (سیسرون، موت، آزولای و فریل[26]، 2004) توان‌بخشی شناختی اغلب درمان انتخابی برای انواع اختلال است اگرچه توان‌بخشی شناختی عملکرد شناختی و روانی اجتماعی به‌طور مستقیم­تر، هدف قرار می‌دهد. بهبود در عملکرد شناختی می‌تواند به‌طور غیر مستقیم به بهبود عملکرد فیزیکی منجر شود. به عنوان مثال، بهبود در حافظه ممکن است رعایت دستورات داروی را تسهیل نماید. همچنین اختلالات حافظه ممکن است بر شرکت و همکاری بیمار در سایر مداخلات توان‌بخشی تأثیر گذارد. ایمنی در این بیماران نیز می‌تواند به خطر بیفتد و آسیب‌پذیری آن‌ها را در خانه (به عنوان مثال، فراموشی خاموش کردن اجاق گاز)، در جامعه (به عنوان مثال، فراموش کردن قوانین جاده) و محیط کار (به عنوان مثال، فراموش کردن اسناد مهم) افزایش دهد؛ بنابراین مشکلات حافظه اثر مخربی بر بهزیستی روان‌شناختی فرد بیمار و اطرافیان دارد (اسکیل و ادواردز[27]، 2001) و یافته‌ها و دستاوردهای این پژوهش می‌تواند به بهزیستی افراد دچار ضربه مغزی کمک کند.

تعداد صفحه :250

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

پایان نامه رابطه ابرازگری هیجانی، کنترل هیجانی و سیستم­های مغزی/ رفتاری با نشانگان اعتیاد به اینترنت

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

 عنوان

رابطه ابرازگری هیجانی، کنترل هیجانی و سیستم­های مغزی/ رفتاری با نشانگان اعتیاد به اینترنت

 پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد

 در رشته روانشناسی عمومی

شهریور1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فصل اول

کلیات

1-1 مقدمه. 2

1-2 بیان مسئله. 4

1-3 ضرورت و اهمیت تحقیق.. 8

1-4 اهداف پژوهش…. 10

1-5 متغیرهای پژوهش…. 10

1-6 پرسش پژوهش…. 10

1-7 تعاریف مفهومی متغیرها 11

1-7-1 نشانگان اعتیاد به اینترنت… 11

1-7-2 كنترل هیجانی.. 11

1-7-3 ابرازگری هیجانی.. 11

1-7-4 سیستم‌های مغزی رفتاری.. 11

1-8 تعریف عملیاتی متغیر ها 13

فصل دوم

مروری بر مطالعات انجام‌شده

2-1 مبانی کلی اعتیاد به اینترنت (تعریف، شیوع، عوامل موثر ) 15

2-2 دیدگاه‌های نظری.. 22

2-3 هیجان. 26

2-3-1 دیدگاه‌های نظری هیجان. 26

2-3-2 ابرازگری هیجانی.. 28

2-3-3 کنترل هیجانی.. 29

2-4 سیستم مغزی رفتاری.. 31

2-4-1 تعریف سیستم‌های مغزی /رفتاری.. 32

ب )پیشینه پژوهشی.. 34

پژوهش‌های داخل کشور. 34

پژوهش‌های خارج از کشور. 38

2-5 جمع بندی.. 43

فصل سوم

روش تحقیق

3-1 روش پژوهش…. 45

3-2 جامعه آماری پژوهش…. 45

3-3 نمونه پژوهش و روش نمونه گیری.. 45

3-4 توصیف ابزارهای پژوهش…. 46

3-4-1 پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ (IAT) 46

3-4-2 مقیاس BIS/BAS کارور و وایت… 46

3-4-3 پرسشنامه ابرازگری هیجانی (EEQ) 47

3-4-4 پرسشنامه کنترل هیجانی (ECQ) 48

3-5 روش اجرای پژوهش…. 49

3-6 روش آماری تحلیل داده‌ها 49

فصل چهارم

تجزیه و تحلیل داده ها

4-1 نتایج توصیفی.. 51

4-1-1 ویژگی‌های جمعیت‌شناختی.. 51

-فراوانی پاسخ دهندگان براساس تعداد خواهر برادر. 51

– فراوانی پاسخ دهندگان بر اساس فرزند چند خانواده. 52

– فراوانی و درصد رشته تحصیلی پاسخ دهندگان. 53

– فراوانی و درصد سابقه مصرف دارو پاسخ دهندگان. 54

– سابقه بیماری جسمی روانی.. 554

4-2 نتایج استنباطی.. 56

4-2-1 بررسی سوال اول. 56

4-2-2 بررسی سوال دوم. 57

4-2-3 بررسی سوال سوم. 58

4-2-4 بررسی سوال چهارم. 59

5-2-4 بررسی سوال پنجم…………………………………………………………………………………………………..60

6-2-4 بررسی سوال ششم …………………………………………………………………………………………………..62

فصل پنجم

بحث و نتیجه‌گیری

5-1 نتیجه گیری کلی.. 75

5-2 محدودیت‌های پژوهش…. 76

5-3 پیشنهادهای پژوهشی.. 76

5-4 پیشنهادات کاربردی.. 76

منابع و مأخذ

منابع فارسی.. 78

منابع انگلیسی…………………………………………………………………………………………………………………….84

ضمائم

پیوست الف : مقیاس سیستم  های بازداری و فعالسازی رفتاری.. 92

پیوست ب : پرسشنامه  اعتیاد به اینترنت یانگ…. 93

پیوست ج : پرسشنامه ابرازگری هیجانی.. 93

پیوست د : پرسشنامه کنترل هیجانی.. 94

مقدمه

دسترسی به اینترنت پدیده رو به گسترشی است و هر روز تعداد بیشتری از افراد در زمره استفاده کنندگان از اینترنت قرار می‌گیرند (زربخش بحری و همکاران، 1392). امروزه یکی از معضلات مهم زندگی در کنار فن آوری، اعتیاد به استفاده از فنآوری‌ها یا وابستگی به آنها است که در همین ارتباط میزان گرایش جوانان به استفاده از اینترنت 5/78 درصد گزارش شده است (جلالی و همکاران، 1386). افزایش تعداد کاربران اینترنت در پژوهش چاین، و چنگ[1](2006) نیز تاکید شده است. این دیدگاه كه اصطلاح اعتیاد فقط اعتیاد به مواد نیست و می‌تواند به شکل اعتیاد رفتاری هم وجود داشته باشد اولین بار توسط پل[2] در 1975 ارائه شد. طبق نظر پل آنچه كه باعث میشود افراد نسبت به یك رفتار معتاد شوند، تجربه خوشایند نسبت به انجام آن رفتار است همانگونه كه نسبت به مصرف مواد رخ می‌دهد. در اعتیاد اینترنتی فرد، نه به ماده بلكه به آنچه در رایانه انجام می‌دهد یا به احساسی كه در هنگام انجام آن به او دست می‌دهد وابسته میشود (گود من[3]، 1990).

گلدبرگ[4] اولین بار در 1995، نشانگان اعتیاد به اینترنت[5] را مطرح کرد. نشانگان اعتیاد به اینترنت یا وابستگی رفتاری به اینترنت صرف نظر از این که آن را یک بیماری یا آسیب روانی یا معضل اجتماعی بدانیم پدیده‌ای است، مزمن، فراگیر و عودکننده که با صدمات جدی جسمانی، مالی، خانوادگی، اجتماعی و روانی همراه است. برخی از این صدمات را می‌توان شامل هزینه روزافزون برای اینترنت و موضوعات مربوط به آن، احساس هیجانی ناخوشایند (مانند اضطراب، افسردگی و مانند آن) در زمانی که فرد در تماس با اینترنت نیست، قابلیت تحمل و عادت کردن به اثرات در اینترنت بودن، و انکار رفتارهای مشکل زا دانست (گونزالز[6]، 2008). دیویس[7](2001) دو نوع استفاده از اینترنت را معرفی کرده است. استفاده آسیب‎زای خاص[8] و استفاده آسیب‌زای تعمیم‌یافته[9]، استفاده آسیب‎زای خاص عبارت است از وابستگی به یک عملکرد خاص اینترنت مثل سرویس‌های حراج آنلاین. این نوع وابستگی در نبود اینترنت هم وجود دارد. این نوع وابستگی را میتوان یکی از اشکال یک اختلال رفتاری وسیع‌تر دانست. استفاده آسیب‎زای تعمیم‌یافته استفاده افراطی عمومی و چند بعدی از اینترنت مانند بازی کردن، چت کردن، چک کردن ایمیل چندین بار در روز و حتی اتلاف وقت به صورت آنلاین و بدون هدف خاص را شامل می‌شود. وابستگی از نوع تعمیم‌یافته در نبود اینترنت وجود ندارد.

به نظر دیویس، علت‎های دخیل در استفاده آسیب زا از اینترنت را می‌توان در یک چهارچوب آمادگی-‌ تنیدگی[10] توضیح داد. رفتار غیرعادی در نتیجه یک آمادگی (یک آسیب روانی موجود) و یک تنیدگی (یک اتفاق در زندگی) بروز می‎کند. در خصوص آمادگی عوامل متعدد مطرح شده است. دیویس (2001) اگرچه بر تحریف‌های شناختی درباره خود و دنیا مانند «من فقط در اینترنت خوب هستم»، «وقتی آنلاین هستم برای خود کسی هستم» و یا «وقتی آنلاین نیستم کسی مرا دوست ندارد»، «اینترنت تنها دوست من است» در وابستگی شخص به اینترنت تاکید کرده، استفاده اسیب زا از اینترنت را به عنوان نوعی راهبرد سازش‎نایافته خودنظم‎دهی هیجان تلقی میکند که چه بسا افراد برای مقابله با هیجان‌ منفی خود به کار می‌برند. این عقیده گروس و لونسون (1997) که بیش از نیمی از اختلالهای مربوط به محور I و همه اختلالهای شخصیتی محور II در DSM شامل برخی بدنظمی‌های هیجانی هستند همچنان مطرح است. نظم هیجانی بر این موضوع كه افراد چه هیجانی را در چه زمانی داشته باشند و چگونه آن هیجانها را تجربه یا ابراز کنند تأثیر می‌گذارد (ریچارد و گروس[11]، 2000). یک شکل از نظم هیجانی، بازداری هیجان یا مخفی کردن هیجانی است که شخص احساس میکند. بازداری یا کنترل هیجانی[12] به افزایش برانگیختگی فیزیولوژیکی منجر می‌شود که البته این برانگیختگی فیزیولوژیکی می‌تواند در آسیب‌های مختلف از جمله بیماریهای روان تنی نقش داشته باشد(باتلر[13]، 2001).

بعضی افراد هیجانهایشان را آزادانه و ظاهراً بدون نگرانی از پیامدهای آن ابراز میكنند ولی برخی دیگر در ابراز حالتهای هیجانی خود محافظه كار هستند (امونز و كلبی ، 1995). هلمرز و منت (1999) دریافتند كه دشواری در شناسایی و توصیف هیجانها با ابرازگری هیجانی[14] همبستگی معكوس داردتبیین گری[15](1989؛ به نقل از آزادفلاح، 2000). از شخصیت، مبنای هیجانی روشنی دارد. گری عنوان می‌كند كه گرایش به انواع خاصی از هیجانات به دلیل تفاوت درسیستم های مغزی/ رفتاری[16] است.

این نظریه بیان می‌دارد كه ساختارهای مختلف مغز، سیستم های انگیزش اساسی را كه در تعامل با تقویت رفتاری هستند، راه اندازی میكنند. سیستم فعال ساز رفتاری[17] مسیردوپامینرژیك و مدارهای كورتیك و-استریتو- پالیدو- تالامیك را دربر دارد. جایگاه این سیستم، لب پیشانی، بادامه و عقده های پایه می‌باشد و توسط محرك های خوشایند مرتبط با پاداش یا حذف تنبیه فعال میشود. به نظرمی رسد این سیستم برای تجاربی نظیر امید، وجد و شادی پاسخگو باشد. سیستم بازداری[18] در قسمت جداری- هیپوكامپی ساقة مغز، مدارپاپز و لب حدقه ای- پیشانی قراردارد (هیویج[19] و همکاران، 2006). نتایج برخی پژوهش‌ها مانند فرانکن و موریس[20](2006) نشان میدهد بیش فعالی سیستم فعال ساز رفتاری موجب میشود كه فرد بدون توجه به پیامدهای عمل، به دنبال دستیابی به محركهای پاداش دهنده باشد و پژوهش‌ها حاكی ازآن است كه بیش فعالی سیستم فعال ساز رفتاری در بروز و تداوم رفتارهای وابستگی و از جمله سوء مصرف مواد نقش مهمی دارد.

پژوهش حاضر نیز هم راستا با سایر پژوهشهایی که به شناخت عوامل اثرگذار بر پدیده رو به گسترش اعتیاد به اینترنت پرداخته اند، شکل گرفته است.

1-2 بیان مسئله

هرگاه یك عادت مبدل به یك اجبار شود می­تواند اعتیاد به حساب آید. اعتیادهای رفتاری را نباید به صرف نبود « ماده مورد استفاده » نادیده گرفت. درDSM ملاک­های تشخیصی نشانگان اعتیاد به اینترنت با ملاک­های تشخیصی برای اختلال کنترل تکانه، قماربازی بیمارگون و نیز وابستگی به مواد همپوشی دارد (مورالی و گورگس[21]، 2007).

براساس DSM-5: ملاک‌های پیشنهاد شده در اختلال بازی اینترنتی (که عموما با عنوان اختلال مصرف اینترنت، اعتیاد به اینترنت یا اعتیاد به بازی نیز به ان اشاره شده)به صورت زیر میباشد: استفاده مداوم و مکرر از اینترنت برای بازی کردن، اغلب با بازیکنان دیگر، که به اختلال یا ناراحتی قابل ملاحظه بالینی منجر میشود. به صورتیکه با پنج (یا تعداد بیشتری )از موارد زیر در مدت 12 ماه نمایان میشود:

  1. دلمشغولی به بازی‌های اینترنتی (فرد در مورد فعالیت بازی قبلی فکر میکند یا بازی کردن بعدی را انتظار میکشد، بازی اینترنتی فعالیت غالب در زندگی روزانه میشود).

توجه : این اختلال با قمار بازی اینترنتی تفاوت دارد که تحت اختلال قمار بازی منظور شده است.

  1. نشانه‌های ترک هنگامی که بازی اینترنتی حذف شده است. (این نشانه‌ها معمولا، به صورت تحریک پذیری، اضطراب، یا غمگینی توصیف شده اند، اما علایم جسمانی ترک دارویی وجود ندارد.
  2. تحمل- نیاز به صرف کردن وقت بیشتر برای بازی‌های اینترنتی.
  3. تلاش‌های ناموفق برای کنترل کردن مشارکت در بازی‌های اینترنتی.
  4. از دست دادن علاقه به مشغولیت‌ها و سرگرمی‌های قبلی، به استثنای بازی‌های اینترنتی و در نتیجه آن.
  5. استفاده بیش از اندازه مداوم بازی‌های اینترنتی با وجود آگاهی از مشکلات روانی –اجتماعی.
  6. اعضای خانواده، درمانگران، و دیگران را در مورد مقدار بازی اینترنتی فریب داده است.
  7. استفاده از بازی‌های اینترنتی برای گریختن از خلق منفی یا تسکین دادن آن (مثل احساسات درماندگی، گناه، اضطراب)
  8. رابطه، شغل، یا فرصت تحصیلی یا شغلی مهمی را به علت شرکت در بازی‌های اینترنتی به خطر انداخته یا از دست داده است (انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013 ) البته قابل توجه میباشد که در این بخش ذکرشده است که فقط بازی‌های اینترنتی غیر قمار بازی در این اختلال منظور شده اند. استفاده از اینترنت برای فعالیت‌های ضروری در کار و کاسبی یا شغل منظور نشده است، این اختلال استفاده تفریحی یا اجتماعی دیگر از اینترنت را نیز شامل نمیشود. همچنین، سایت‌های اینترنتی جنسی نیز منظور شده اند. این اختلال بسته به میزان اختلال در فعالیت‌های عادی، میتواند خفیف، متوسط و یاشدید باشد. افراد مبتلا به این اختلال نه چندان شدید ممکن است نشانه‌های کمتر در زندگی خود داشته باشند. آنهایی که به اختلال اینترنتی شدید مبتلا هستند ساعات بیشتری را صرف کامپیوتر میکنند و روابط یا فرصت‌های شغلی یا تحصیلی شدید تری را از دست میدهند.

بر این اساس و با ملاک قرار دادن DSM، یانگ[22](1998) بیان كرد كه هر فردی كه به حداقل پنج نشانه از فهرست زیر جواب مثبت دهد معتاد به اینترنت شناخته میشود.

  1. اشتغال ذهنی در مورد اینترنت (فكر كردن درباره اتصال قبلی به اینترنت و انتظار كشیدن برای تماس مجدد بعدی)
  2. احساس به گذراندن زمان بیشتر در اینترنت برای به دست آوردن میزان رضایت بیشتر از آن
  3. عدم موفقیت در كنترل، توقف یا كم كردن استفاده از اینترنت
  4. به هنگام قطع و یا كم كردن استفاده از اینترنت احساس ناآرامی، افسردگی یا بدخلقی كردن
  5. فرد بیشتر از زمانی كه قصد دارد، از اینترنت استفاده می‌كند
  6. فرد به خاطر استفاده از اینترنت، فرصتهای شغلی و روابط اجتماعی مهم خود را از دست میدهد
  7. دروغگویی به اعضای خانواده، روان درمانگر یا افراد دیگر در مورد مدت زمان استفاده از اینترنت
  8. استفاده از اینترنت به عنوان راهی برای فرار از مشكلات یا مسائلی مثل افسردگی و ناامیدی.

این ملاک­ها به شکل گسترده­ای مورد توافق وپذیرش پژوهشگران این حوزه قرار گرفت (جورج، مورالی، 2007). یافته­های بدست آمده از پژوهش­ها حاکی است که افراد وابسته به اینترنت اغلب دارای مشکلات وتعارضات هیجانی، ناتوانی در کنترل هیجانات گوناگون (به ویژه هیجانات منفی)، تکانه­های برون­ریزی شده، مشکل در ابراز وجود، احساس بی­کفایتی، و ناگویی هیجانی می­باشند
(جدیدی و بهادری 1387؛گیسیپ[23]، 2011)

کار گروهDSM-5 بیش از 240 مقاله را بررسی کرد و مقداری شباهت رفتاری بازی اینترنتی با اختلال قمار بازی و اختلالات مصرف مواد پیدا کرد، این نوشته‌ها تعدادی از شباهت‌های اساسی با اعتیادات مواد، از جمله جنبه‌هایی از تحمل، نشانه‌های ترک، تلاش‌های نا موفق مکرر برای کاهش دادن یا ترک کردن، و اختلال در عملکردی عادی را شرح میدهند.

به علاوه میزان شیوع ظاهرا بالا، در کشورهای آسیایی و میزان کمتر در غرب، منظور کردن این اختلال را در بخش سوم DSM موجه ساخت. این اختلال اهمیت قابل ملاحظه‌ای برای عموم دارد و پژوهش بیشتر ممکن است سرانجام به شواهدی منجر شود مبنی بر اینکه اختلال اینترنتی سزاوار اختلال مستقل است ( انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013)

هیجان‌ها گروهی از سازه‌های روانی مبتنی بر پردازش اطلاعات و شامل فرایندها و تجسم‌های نمادین و غیر نمادین هستند. تجسم‌های نمادین شامل تصاویر و لغات و تجسم‌های غیر نمادین شامل برانگیختگی­های جسمانی هستند که هنگام برانگیختگی هیجانی تجربه می‌شوند. تجسم­های نمادین و غیرنمادین همگی در خدمت ابرازگری هیجان می­باشند. نظام‌های نمادین مانند زبان این امکان را فراهم می‌آورند که انسان به احساسات هیجانی، فکر کند و حالات هیجانی خود را تنظیم نماید (باومن، 2001). زمانی که تجسم نمادین هیجان‌ها محدود باشد و یا به عبارتی تعاملات فرد با دنیای پیرامون کاهش یابد، ممکن است افراد برای جبران به ارتباط با دنیای مجازی روی آورند. اینترنت دنیای مجازی است که کاربران می‌توانند از طریق آن با دیگران ارتباط برقرار کنند و از آن به عنوان جانشین اجتماعی برای تعاملات چهره به چهره استفاده کنند (تمنایی فرد و همکاران، 1391).

كنترل هیجانی و دوسوگرایی در ابرازگری هیجانی، خود دو سبك از سبك های ابراز هیجان هستند. به نظر می­رسد هنجارهای هر فرهنگ ممکن است به طور متفاوتی سبک‌های ابراز هیجان را تشویق یا توقیف کنند.

 فام[24](2000) به گروهی از دانشجویان ژاپنی و آمریکایی در دو موقعیت فردی و گروهی فیلم ترسناکی را نشان داد. در شرایط فردی آزمودنی­های هر دو گروه هیجان منفی را نشان دادند اما هنگام حضور آزمایشگر دانشجویان ژاپنی برای مخفی کردن هیجان منفی خود لبخند می‌زدند در حالیکه دانشجویان آمریکایی به ابراز منفی عواطف خود ادامه دادند. در واقع کنترل هیجان یک هنجار ژاپنی است.

به عقیده گلمن[25](1995) جمع­گرایی فرهنگهای آسیایی بر ابراز و عدم ابراز هیجان اثر می‌گذارد و سبک‌های ابراز هیجان بیشتر متاثر از ارزشهای فرهنگی جامعه‌ای است که فرد به آن تعلق دارد. برخلاف اینکه سبک­های ابراز هیجان بیشتر متأثر از عوامل فرهنگی است، در نظریه زیستی/ عصبی گری یک الگویی تبیینی برای شخصیت مبتنی بر سامانه های زیستی و مغزی ارائه می­شود که افراد را نسبت به برخی اختلالهای روانی آسیب پذیر میسازد. بر پایه این نظریه، سه سامانه یا سیستم مغزی وجود دارد که رفتارها و هیجانها را کنترل می­کنند. این سامانه‌ها با وجود مستقل بودن، با یکدیگر تعامل دارند (بایجتبیرو همکاران، 2009).

BAS، رفتار را در حضور پاداش تنظیم می­کند. فعالیت این سیستم رفتارهای روی­آوری به سمت محرك­ها را افزایش می­دهد.  BIS، رفتار را در حضور تنبیه تنظیم می­کند و فعالیت آن رفتارهای روی­آوری به سوی محرك را كاهش می­دهد. این سیستم رفتار اجتناب و احساس اضطراب را نیز افزایش می­دهد. برای BIS کارکرد شناختی مقایسه­گری نیز قایل شده‌اند به این شکل که این سیستم اطلاعات رسیده از جهان خارجی را دریافت می­کند، سپس این اطلاعات را با اطلاعات قدیمی اندوخته شده مقایسه کرده و از ترکیب دو دسته اطلاعات پاسخ مناسب را طرح می­کند(میتوز و گلی­لند[26]، 1999).

فعالیت یا حساسیت بالای سیستم فعال سازی رفتاری در فرد، موجب انجام اعمالی میشود که به احتمال بالا به جای منتهی شدن به پیامدهای منفی، به پاداش منجر میگردد. به نظر میرسد این سامانه به دلیل همین ویژگی نقش مهمی در گرایش به وابستگی به مواد دارد، به طوری که برخی از پژوهشگران مفهوم نشانگان نارسایی پاداش را عامل احتمالی مهمی درپدیدآیی مشکل وابستگی به مواد بیان کرده‌اند(بلوم[27] و همکاران، 2000).

با توجه به آنچه گفته شد پژوهش حاضر درصدد بررسی ارتباط سبکهای ابراز گری هیجان و کنترل هیجانی (که متأثر از فرهنگ است) وسیستم‌های مغزی رفتاری (که اساس زیستی دارد) با نشانگان اعتیاد به اینترنت می­باشد.

1-3 ضرورت و اهمیت تحقیق

بی شک، اینترنت پیشتاز انقلاب صنعتی جدید است و اکنون در اوج قله انقلاب صنعتی دیجیتالی قرار دارد. بسیاری از روان شناسان در این مسأله تردید دارند که آیا واقعاً واژه اعتیاد برای توصیف زمانی که مردم وقت زیادی را صرف استفاده از اینترنت می‌کنند، واژه مناسبی است. اعتیاد پدیده‌ای است که از زمانهای گذشته، انسان‌ها در جوامع گوناگون با مفهوم آن آشنا بوده اند. در حال حاضر، با تغییر تدریجی شیوه زندگی به موازات پیشرفت های علمی و فن آوری و افزایش غیرقابل تردید سطح آگاهی مردم موضوع اعتیاد در زمینه های گوناگون به وجود آمده و مشاهده می‌گردد. امروزه، اعتیاد به اینترنت یکی از مشکلات معمول می‌باشد که به صورت استفاده نادرست از کامپیوتر و اطلاعات اینترنت تعریف می‌شود. دسترسی به اینترنت پدیده‌ای رو به گسترش است و هر روز تعداد بیشتری از افراد در زمره استفاده کنندگان اینترنت قرار می‌گیرند. اینترنت در همه جا حضور دارد: در خانه، مدرسه، ادارات و حتی در مراکز خرید و در بین کاربران اینترنت، جوانان و نوجوانان بیشترین استفاده از آن را دارند (بالن و هری[28]، 2000).

در ایران پژوهش معیدفر و همکاران (1386) روی کاربران اینترنت 15 تا 25 سال در تهران، نشان داد 8/26 درصد کاربران، معتاد به اینترنت هستند. آقابابایی و همکاران (1387) میزان گرایش جوانان ایرانی به استفاده از اینترنت را 5/78 درصد گزارش کرده­اند. متخصصان معتقدند که مانند تمامی انواع دیگر اعتیادها، اعتیاد اینترنتی، نوعی اختلال و بی نظمی روانی اجتماعی با مشخصه‌هایی چون تحمل (نیاز به افزایش زمان لازم برای کسب مطلوبیت برابر با زمان های اولیه استفاده)، علایم کناره گیری (به ویژه اضطراب و بی حوصلگی)، اختلالات عاطفی (افسردگی، تندخویی و بدخلقی) و از هم گسیختگی روابط و مناسبات اجتماعی کاهش و یا فقدان روابط اجتماعی به لحاظ کمی یا کیفی) است. علایم اعتیاد اینترنتی عبارت است از مشکلات فردی یا مشکلات در هنگام کار یا مطالعه، نادیده گرفتن مسؤولیت های مربوط به دوستان، خانواده، کار و یا مسؤولیت های فردی، بی حوصلگی پس از ماندن بیش از زمان برنامه­ریزی شده، دست کشیدن از اینترنت، بد خلقی هنگام تلاش برای دست کشیدن از اینترنت، برخط دروغ گفتن یا مخفی نگهداشتن زمان واقعی کار با اینترنت از نظر دوستان یا خانواده، تغییر در سبک زندگی به منظور گذران وقت بیشتر با اینترنت، کاهش فعالیت فیزیکی، بی توجهی به سلامت شخصی و بی خوابی یا کم خوابی و یا تغییر در الگوی خواب به منظور گذران وقت در اینترنت. از طرفی افراد در صورت استفاده از اینترنت، نه تنها رفتارهایی متفاوت با الگوهای رایج در جامعه از خود نشان می‌دهند،

بلکه نوع تفکرشان نیز با اکثر افراد جامعه، متفاوت می‌شود. این افراد اندیشه های وسواسی راجع به اینترنت دارند، کنترل چندانی بر وسواس و انگیزه های اینترنتی ندارند و حتی فکر می­کنند، اینترنت تنها دوست آن‌ها است. همچنین، این گونه افراد فکر می­کنند که اینترنت تنها جایی است که آن‌ها احساس خوبی نسبت به خود و دیگران دارند (ین[29] و همکاران، 2009).

اینترنت به دلیل داشتن فضاهای متعدد می‌تواند بسیاری از نیازهای افراد را برآورده کند و از آنجا که برقراری ارتباط یکی از اصلی‌ترین دلایل استفاده کاربران از اینترنت است، احتمال اعتیاد به آن زیاد است. از این رو ضرورت شناخت عوامل موثر بر اعتیاد به اینترنت در جهت کنترل آن به خوبی احساس می‌شود.

تعداد صفحه :109

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

پایان نامه حاضر تعیین میزان اثربخشی برنامه دوازده قدمی معتادان گمنام بر بهزیستی روانشناختی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی 

عنوان:

حاضر تعیین میزان اثربخشی برنامه دوازده قدمی معتادان گمنام بر بهزیستی روانشناختی و سازگاری اجتماعی معتادان

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

هدف:هدف پژوهش حاضر تعیین میزان اثربخشی برنامه دوازده قدمی معتادان گمنام بر بهزیستی روانشناختی و سازگاری اجتماعی معتادان بوده است.مواد و روش ها:روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی بوده و نمونه شامل 50نفر از اعضاء معتادان گمنام شهرستان دلفان بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.برای گردآوری داده ها از پرسشنامه بهزیستی روانشناختی و پرسشنامه سازگاری اجتماعی استفاده شد.داده ها با بهره گرفتن از آزمون t وابسته و با بهره گرفتن از نرم افزار spss-21 بررسی شدند. یافته ها: نتایج بررسی فرضیه های پژوهش نشان داد که برنامه دوازده قدمی معتادان گمنام بر بهزیستی روانشناختی و سازگاری اجتماعی معتادان تاثیر مثبت و معنی دار داشته است.نتایج:با برسی نتایج این پژوهش می توان گفت که برنامه دوازده قدمی معتادان گمنام نقش مهمی در فرایند بهبودی و بازگشت فرد به روال یک زندگی سالم و برقراری روابط مثبت با دیگران ایفا می کند.بنابراین لازم است تا با آشنا سازی جامعه با این انجمن، امکان شرکت بیشتر معتادان در این انجمن فراهم شود.

کلید واژگان:برنامه معتادان گمنام،بهزیستی روانشناختی،سازگاری اجتماعی

مقدمه:

یکی از بلاهای خانمان سوز که آفتی بر پیکر جوامع بشری است ، مسئله مواد مخدر و اعتیاد می باشد که قدرت تفکر ،خلاقیت ،توان ،کوشش و سازندگی را از انسان ها گرفته و بنیان خانواده و اعتقاد و باورهای دینی آن ها را در معرض نابودی و از هم پاشیدگی قرار داده است و متاسفانه روزبه روز ،رو به گسترش است.کمتر کشوری است که مهمترین و یا یکی از عمده مشکلاتش ،مسئله مواد مخدر و اعتیاد نباشد.هر ساله مبالغ هنگفتی ،صرف مبارزه با آن می گردد ولی همچنان رقم باندهای قاچاق مواد مخدر و تعداد معتادان افزایش می یابد و سازندگی ها رو به سوزندگی ،توانایی ها رو به ناتوانی و ثروت ها رو به انهدام و نابودی می رود و میکده خیالی معتاد نیز به ماتمکده ای سرد مبدل می گردد(برفی،1383).اعتیاد معمولا به مجموعه وابستگی فیزیکی و روانی اطلاق می شود ولی در مجموع مفهومی مبهم دارد(بلوم[1]،1984).

کلمه اعتیاد[2] یا واژه معتاد ، مفهوم نامناسب و تحقیرآمیزی است که از نظر علمی و پزشکی نمی تواند مفهوم سوء مصرف مواد را به عنوان یک اختلال طبی مشخص کند.کلمه اعتیاد کاربرد فراوانی در ارتباط با اعتیاد به تماشای تلویزیون،اعتیاد به خرج کردن پول،اعتیاد به قمار و دزدی و غیره دارد اما در ارتباط با اختلالات وابسته به مواد اهمیت خود را از دست داده است(کاپلان و سادوک[3]،2000).

سازمان بهداشت جهانی (Who) الگوی خود را در تدوین مفاهیم ((نشانگان وابستگی))قرار داده است که به تدریج جایگزین اصطلاح اعتیاد شده است.در سال 1964، سازمان بهداشت جهانی به این نتیجه رسید که اعتیاد دیگر اصطلاح علمی نیست و اصطلاح وابستگی به مواد [4]را جایگزین آن کرد(بزمی ،1390).کمیته WHO  ،در سال 1981 تعریف خود را در ارتباط با نشانگان وابستگی به مواد اینگونه ارائه کرد که مجموعه ای از پدیده های فیزیکی،رفتاری و شناختی که در طی آن مصرف یک ماده یا مواد برای یک شخص خاصی اهمیت بیشتری نسبت به رفتارهای دیگر داشته باشند،در حالی که این گونه رفتارها ارزش و اهمیت بیشتری دارند.ویژگی توصیفی فهم وابستگی به مواد عبارتست از میل به مصرف دارو و یا داروهایی که بسیار نیرومند و گاهی اوقات مغلوب کننده اند(ادواردز،آریف،هاجسون[5]،1981).                                                                                                                        

ویرایش چهارم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی[6] (DSM-IV-TR)(انجمن روانشناسی آمریکا ،2000) اختلالات اعتیاد را به سوء مصرف [7]و وابستگی [8]طبقه بندی می کند.سوء مصرف مواد توسط DSM-IV-TR به عنوان استفاده ناسازگارنه از مواد شیمیایی تعریف می شود که در گذر زمان اتفاق می افتد و حیطه ها و مسئولیت های عمده زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد.(یونکه[9]؛برایس هاگدورن[10]،2006).

1-1بیان مسئله

اعتیاد موضوع و پدیده ای است پیچیده و دارای ابعاد و جنبه های گوناگون و از سال های پیش محققین و سازمان های فراوانی در زمینه شناخت ،پیشگیری،کنترل و درمان اعتیاد فعالیت های گسترده ای انجام داده اند که متاسفانه اکثرا ناموفق نیز بوده اند(بزمی،1390).اعتیاد ، دامنه رفتارهای فرد را محدود به یک موضوع خاص کرده و موجب شده تا فرد از اکثر رفتارهایی که به ارتقاء و رشد توانایی های او کمک می کند غافل بماند. اعتیاد به یک رفتار به عنوان یک آسیب روان شناختی مورد توجه روانشناسان قرار گرفته است.آنها درصدد هستند ماهیت رفتار اعتیادی را تبیین کرده و به شناخت هرچه بیشتر این رفتار نائل آیند.(ناجی و زارعی،1388).در کنار روانشناسان و روانپزشکان ،موسسات و انجمن های غیرانتفاعی و مردم نهادی هم جهت درمان و پیشگیری از عود و بهبود وضعیت جسمی،روانی و اجتماعی معتادان فعالیت می کنند.

یکی از این انجمن های غیر انتفاعی ،انجمن غیر انتفاعی معتادان گمنام (NA)[11]است.بیش از نیم قرن است که این انجمن جهت درمان ، پیشگیری از عود و کمک به بهبود وضعیت روانی ،اجتماعی معتادان شکل گرفته که خوشبختانه بیش از یک دهه است که فعالیت خود را در ایران آغاز کرده و همچنان در حال فعالیت می باشد. انجمن معتادان گمنام یک انجمن غیرانتفاعیی متشکل از مردان و زنانی است که اعتیاد به مواد مخدر مشکل اصلی زندگیشان بوده است.(کمیته نشریات ان.ای1388). تنها لازمه عضویت در این انجمن تمایل به قطع مصرف مواد مخدر است.(کمیته نشریات ان.ای،1388).برنامه معتادان گمنام مرکب از اصولی است که بسیار ساده بیان شده اند و اعضاء می توانند آن ها را در زندگی روزمره خود به کار بندند.نکته بسیار مهم این برنامه عملی بودن آن است.در معتادان گمنام هیچ شرط و شروطی وجود ندارد و به هیچ سازمانی وابسته نیست و با هیچ سازمان سیاسی، مذهبی و یا انتظامی ارتباطی ندارد.هرکس که تمایل داشته باشد بدون در نظر گرفتن سن ،نژاد،هویت جنسی،اعتقاد و یا مذهب می تواند به این انجمن بپیوندد.تجربه گروهی انجمن نشان داده است که کسانی که به طور مرتب در جلسات شرکت می کنند پاک می مانند.

آنچه از کتاب ها و نشریات این انجمن برداشت می شود این است که مشکل معتادان تنها مصرف مواد مخدر نیست .بلکه بیماری اعتیاد است. تجربه افراد معتادی که پس از مدتی فطع مصرف دوباره به مصرف روی می آورند نیز بیانگر این موضوع است. برنامه انجمن معتادان گمنام بیماری اعتیاد را به این صورت تعریف می کند که یک بیماری مزمن ،پیشرونده و کشنده و لاعلاج است و فقط می توان در نقطه ای از فعالیت آن را باز داشت.برنامه NA از دوازده قدم تشکیل شده است که اصول بهبودی به شمار آمده و زمینه ای برای شناخت خود ، رابطه معنوی و ارزیابی روابط با دیگران است و بنابر تجربه افراد کارکرد قدم ها و به کار بردن اصول آن در زندگی تغییراتی بزرگ و سهمی در زندگی اعضاء به وجود می آورد. به عنوان نمونه در قدم یک فرد معتاد اقرار میکند که در مقابل بیماری اعتیاد عاجز بوده و زندگی اش غیر قابل اداره شده بود و سعی می کند بیماری خود را بپذیرد.در قدم دوم فرد باورهای نادرست و غلط خود را شناسایی میکند و باورهای جدیدی که به او کمک می کنند شکل میدهد و باورهای درست گذشته را تقویت میکند.والیانت[12] در یک مطالعه گذشته نگر در مدت 35 سال به این نتیجه رسیدند که شرکت در برنامه NA علت افزایش 22درصدی رفتارهای مناسب اجتماعی مثل ازدواج و اشتغال است.گورسکی[13] بیان می دارد که شرکت در برنامه های دوازده قدمی پیوسته با بهبود عملکرد اجتماعی ، بهبود سازگاریهای زناشویی و بهبود سازگاریهای روانی همراه است

جنبه قابل توجه دیگر این انجمن شکل گیری روابط صمیمی و یاری گرانه اعضاء با همدیگر است.

گرو[14] بیان می داردکه  حمایت اجتماعی را مکانیسم اساسی این انجمن می دانند و ادامه می دهند که شبکه های اجتماعی و حمایتی گرم بیشترین ارزش را برای بهبودی دارند و علاوه بر این حمایت اجتماعی مکانیسمی در موثر بودن برنامه دوازده قدمی در گسترش دادن سبک زندگی عاقلانه است. فرد معتاد از یک خلا معنوی رنج می بردو بر همین اساس برنامه های انجمن در جهت تقویت جنبه های معنوی افراد کار می کند. اریک[15] بیان می دارد که اعضاء انجمن معتادان گمنام پس از شرکت در جلسات گروهی دوازده قدمی جهت گیری معنوی[16] بیشتری کسب می کنند.( به نقل از حدادرحمانی،1390).چنانچه در پژوهش های  مختلف تایید شده است که معنویت یکی از جنبه های مهم سلامت روان و کارکرد اجتماعی مناسب به شمار میرود.

بهزیستی روانشناختی[17] و سازگاری اجتماعی[18] از جمله مولفه هایی هستند که تحت تاثیر اعتیاد قرار می گیرند.بهزیستی روانی جزء روانشناختی کیفیت زندگی است که به عنوان درک افراد از زندگی خودشان در حیطه رفتارهای هیجانی و عملکرد های روانی  و ابعد سلامت روانی تعریف شده است .بهزیستی روانی ساختار مهمی است که در سطح پایین منجر به افسردگی و انزوای اجتماعی و باعث فقدان احساس رضایت و اعتماد به نفس و احساس نبود اراده یا هدف در زندگی شده و به کاهش سلامت روانی و جسمانی منجر می شود.

رشد اجتماعی مهمترین جنبه رشد هر شخص محسوب می شود .معیار اندازه گیری رشد اجتماعی فرد ،میزان سازگاری او با دیگران است. سازگاری اجتماعی ، هماهنگی بین محیط و مهارت های شخصی و فعالیت در زمینه های مختلف اجتماعی،توانایی درک نیازهای دیگران و علاقه به رفاه آن ها ،عزت نفس بالا ،کارآمدی ادراک،مسولیت پذیری،مقابله با ناکامی ،تحمل اضطراب،احساس امنیت و تمایل به همکاری و همنوایی در موارد خاص ،ویژگی های اصلی افراد دارای سازگاری اجتماعی است(شوهان[19] 1991).

با توجه به تحقیقات انجام شده و گسترش فعالیت برنامه معتادان گمنام و تاثیر گذاری اعتیاد بر جنبه های روانی و اجتماعی فرد ،پژوهش حاضر به این سوال خواهد پرداخت که :

آیا برنامه معتادان گمنام بر بهزیستی روانشناختی و سازگاری اجتماعی معتادان تاثیرگذار است؟

1-2اهمیت و ضرورت

اعتیاد به ویروس شباهت دارد –سرایت می کند و به همه جنبه های زندگی شخص ، شامل حیطه های معنوی ، هیجانی، جسمانی، روانشناختی ، خانوادگی ، اجتماعی ، تفریحی و شغلی گسترش می یابد. اختلالات اعتیادی درمان نشده ، به جای اینکه با گذشت زمان بهبود یابند ، مانند بیماریهای قلبی درمان نشده سیر می کنند –یعنی، با زمان و استرس کافی ، فرد دچار یک حمله خواهد شد که معمولا به یکی از حیطه های مذکور آسیب می رساند.برخلاف اختلالات مزمن و هنوز قابل مدیریت دیگر (مانند دیابت)، اختلال اعتیادی نه تنها فرد معتاد ، بلکه همه افراد در تماس با وی را نیز متاثر می سازد(یونکه و برایس هاگدورن[20]،2006). نباید شگفت زده شد که الکل و مواد مخدر ، نقش عمده ای در میزان جرایم خشونت آمیز دارند.بیش از نیمی از همه قتل ها و تجاوزها ، مستقیما به الکل یا مواد مخدر ربط دارند(مارتین[21]،2001،نقل شده در یونکه و هاگدورن2006).

بنابر گزارش مسولان وزارت کشور  در سال 1393 ، جرم  تقریبا 70درصد زندانیان کشور ،مرتبط با اعتیاد و مواد مخدر است و این آمار اهمیت موضوع  را چند برابر می کند.در سوره مبارکه بقره آیه 195آمده است که )….ولاتلقوبایدکم الی التهلکه) با دست خویش خویشتن را به هلاکت نیندازید. شخص معتاد ،ویرانگر خود و خانواده خویش است و اثرات منفی مواد مخدر در روح و جسم او معلوم و مشخص است.دکتر دیوید ماتسو به نقل از محمد برفی روان پزشک دانشگاه پل معتقد است که می توان تمام مشکلات عمیق اجتماعی را به اعتیاد به مواد مخدر نسبت داد.بالا بودن میزان معتادین باعث می شود که مشکلات ناشی از بیکاری و عدم وجود امکانات آموزشی کافی به بوته فراموشی سپرده شود.شخص معتاد با از دست دادن بسیاری از جنبه های انسانی و گرفتاری در انحطاط روحی باطبع قادر به مراعات موازین عقلی و اخلاقی نشده و نه تنها نمی تواند صاحب فضیلت و امتیاز اخلاقی باشد ،بلکه حتی قادر به پیروی از دستورات اخلاقی و اجتماعی نبوده و به همین لحاظ فردی است لاقید و بی بند و بار و وقتی کمترین تعهد اخلاقی و اجتماعی را تحمل نمی کند ،نمی تواند زیر بار مسولیت ها و تعهدات خانوادگی خود برود درنتیجه در خیلی از موارد خانواده از هم پاشیده می شود و نتیجه ای جزء طلاق و فرزند طلاق در پی نخواهد داشت.

از سوی دیگر انجمن معتادان گمنام در ایران گسترش پیدا کرده بطوریکه بنابر آخرین آمار ارائه شده توسط مسولین کمیته روابط عمومی بیش از 18هزار گروه و 400هزار نفر عضو در ایران دارد و هر روز به تعداد آن ها افزوده می شود.انجمنی که تغییرات وسیع و مهمی بر روی اعضاء بوجود آورده است و نیازمند پژوهش های بیشتری در این زمینه است.

با توجه به اهمیت موضوع اعتیاد و تاثیرات مخرب آن بر فرد ،خانواده و جامعه و تحقیقات انجام گرفته در این زمینه و نیاز بیشتر به شناخت انجمن معتادان گمنام  و تاثیرات آن بر مولفه های روانی و اجتماعی  فرد ،پژوهش حاضر اجرا می شود.

تعداد صفحه :68

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

دانلود پایان نامه کارشناسی ارشد:جایگاه حقوقی انجمن های صنفی روزنامه نگاران ایران

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته : حقوق

عنوان : جایگاه حقوقی انجمن های صنفی روزنامه نگاران ایران

(more…)