Tag Archiv: انجمن

پایان نامه مقایسه ی چشم انداز زمان، کیفیت زندگی، تصویر بدنی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد رشت

دانشکده علوم انسانی

گروه آموزشی روانشناسی

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته

رشته: روانشناسی    گرایش: عمومی

عنوان:

مقایسه ی چشم انداز زمان، کیفیت زندگی، تصویر بدنی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

زمستان 1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                صفحه

چکیده 1

فصل اول: کلیات پژوهش

1- 1مقدمه. 3

1-2 بیان مسئله. 4

1-3 اهمیت وضرورت پژوهش… 6

1-4 اهداف پژوهش… 7

1-5 سوالات پژوهش… 8

1-5-1 سوال اصلی.. 8

1-5-2  سوالهای فرعی.. 8

1-6 تعاریف نظری پژوهش… 8

1-7 تعریف عملیاتی.. 9

فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1 پیش درآمد. 11

2-2مبانی نظری تحقیق.. 11

2-2-1تعریف سرطان. 11

2-2-1-1بررسی علائم و نشانه در سرطان. 12

2-2-1-2 اپیدمیولوژی.. 13

2-2-1-3 پاتوژنز سرطان. 13

2-2-1-4 نگاهی کلی به بیماری سرطان پستان. 14

2-2-1-5 عوامل خطرساز سرطان پستان. 15

2-2-1-6 واکنش روانی.. 16

2-2-1-7 کنار آمدن با سرطان. 17

2-2-1-8 مداخلات روانی اجتماعی برای سرطان. 17

2-2-1-9 عوامل ایجاد کننده سرطان. 17

2-2-1-10درمان سرطان. 18

2-2-2چشم انداز زمان. 19

2-2-2-1مفهوم چشم انداز زمان. 20

2-2-2-2چهار چوب چشم انداز زمان. 23

2-2-2-3 چشم انداز زمان گذشته. 24

2-2-2-4چشم انداز زمان حال. 24

2-2-2-5چشم انداز زمان آینده 25

2-2-3 کیفیت زندگی.. 26

2-2-3-1 تعریف کیفیت زندگی.. 27

2-2-3-2 تاریخچه کیفیت زندگی.. 28

2-2-3-3 ویژگی های كیفیت زندگی.. 29

2-2-3-4 عوامل موثر بر كیفیت زندگی از دیدگاه  فرانس… 30

2-2-3-5 اصول اساسی در ارتباط با كیفیت زندگی.. 31

2-2-3-6ویژگی های کیفیت زندگی.. 32

2-2-3-7 نظریه روانشناختی فلسفی کیفیت زندگی.. 33

2-2-4 تصویر بدنی.. 34

2-2-4-1 دیدگاه های نظری در مورد تصویربدنی.. 35

2-2-4-2 عوامل تأثیرگذار بر تصویربدنی.. 37

2-3 تحقیقات انجام شده داخلی و خارجی.. 43

2-3-1تحقیقات داخلی.. 43

2-3-2تحقیقات خارجی.. 45

فصل سوم: روش اجرای تحقیق

3-1روش اجرای تحقیق.. 50

3-2جامعه آماری.. 50

3-3 نمونه و روش نمونه گیری.. 50

3-4 ابزار تحقیق.. 50

3-4-1پرسش نامه چشم انداز زمان. 51

3-4-2 پرسش نامه تصویر بدنی فیشر. 51

3-4-3پرسش نامه کیفیت زندگی 36 – SF. 52

3-5 چگونگی اجرای تحقیق.. 54

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل اطلاعات

4-1 پیش درآمد. 56

4-2 یافته های توصیفی.. 56

4-3 فرضیه های تحقیق.. 57

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

5-1  پیش درآمد. 69

5-2 بحث و نتیجه گیری.. 69

5-3 بررسی فرضیه های فرعی.. 71

5-4-محدودیتهای پژوهش… 76

5-5- پیشنهادات… 76

5-5-1 پیشنهادات پژوهشی برای محققین آتی.. 76

5-5-2 پیشنهادات کاربردی.. 77

منابع : 78

1مقدمه

افزایش شیوع سرطان در سالهای اخیر و اثرات آن بر ابعاد مختلف جسمی- روانی و اجتماعی زندگی بشر سبب شده است که سرطان به عنوان مشکل عمده بهداشتی قرن شناخته شود. سرطان به عنوان سومین علت مرگ و میر بعد ازبیماریهای قلب و عروق و حوادث و دومین علت مرگ درکشور ایران پس از سرطان ریه مطرح است. سرطان پستان% 32 موارد سرطان زنان را تشکیل میدهد. سالانه بیش از 7 میلیون نفر در جهان در اثر ابتلا به سرطان جان خود را از دست میدهند و پیش بینی میشود که تعداد موارد جدید ابتلا تا سال 2020 سالانه از 10 میلیون به 15 میلیون نفر برسد. در این بین سرطان پستان شایعترین نوع سرطان در بین زنان است بر اساس آمار سازمان بهداشت آمریکا، در جهان سالانه بیش از1/1 میلیون موارد جدید سرطان پستان در میان زنان شناسایی میشود. این رقم شامل 10 در صد از کل موارد جدید سرطان و 23 درصد از کل سرطانهای زنان میشود. میزان بروز اختصاصی سنی سرطان پستان در 100000نفر، در جمعیت زنان در کشورهای پیشرفته 8/67نفر و در کشورهای کمتر توسعه یافته 8/23 نفر و در کل جهان 5/37 نفر است. میزان بروز این بیماری در کشورهای توسعه یافته سالانه 1تا 2 درصد و در کشورهای کمتر توسعه یافته هر سال تا حدود 5 درصد افزایش می یابد. در حال حاضر درایالات متحده زنی که تازه به دنیا بیاید 12%(1مورد از 8 مورد) شانس ابتلا به سرطان پستان در طول زندگی را دارد. با در نظر گرفتن شیوع بالای سرطان پستان در خانمها وپیشرفتهای درمانی ایجاد شده که منجر به بقای طولانی مبتلایان گردیده تاثیر بیماری و روشهای درمانی در زندگی مبتلایان به سرطان پستان قابل بحث و مطالعه است. زن بودن و افزایش سن دو عامل مهم و غیر قابل تغییر در بیماری سرطان پستان است، به این خاطر یک مشکل جدی در حوزه سلامت زنان کنترل و پیشگیری از سرطان پستان است. اغلب مطالعات حاکی از آن است که در کمتر از 5% مبتلایان به سرطان پستان عوامل ژنتیکی عامل مستعد کننده بیماری محسوب میشود. قاعدگی زودرس، ناباروری، سن بالا در هنگام اولین زایمان، یائسگی دیررس، رژیم غذایی، فعالیت جسمانی و فاکتورهای هورمونی درونزا(سطح بالای استروژن آزاد نسبت به استروژن متصل به پروتئینهای سرم) یا برونزا(مثل استفاده طولانی مدت از قرصهای جلوگیری از بارداری یا هورمون جایگزین در زنان یائسه) جزء عوامل خطرزای سرطان پستان شناخته شده اند. شیردهی باعث کاهش خطر میشود، بخصوص اگر مدت زمان آن طولانی باشد. توزیع بروز بیماری در گروه های مختلف سنی بین زنان ایرانی و غربی متفاوت است. تحقیقات حاکی از آن است که میانگین سن ابتلا در کشورهای غربی حدود 55 سال است که این میانگین در ایران حدود 10 سال پائینتر از کشورهای غربی است. امروزه از موضوعات قابل بحث در تحقیقات بالینی، ارزیابی کیفیت زندگی که شامل درجه احساس اشخاص از تواناییهایشان در مورد کارکردهای جسمی، عاطفی و اجتماعی است، چشم انداز زمان که شامل آینده، گذشته مثبت، گذشته منفی، تقدیر نگری در حال و لذت جویی درحال است و تصویر بدنی می باشد.  سرطان بر زندگی بیماران در درجات مختلف تاثیر می‎گذارد. عمده مسائل و مشکلاتی که به طور معمول، مبتلایان به سرطان را تحت تاثیر قرارمیدهد، شامل: آثار روانی و عاطفی ناشی از ابتلا به بیماری، اقدامات تشخیصی و درمانی، استرس، درد، افسردگی و آثار بیماری بر روابط خانوادگی، زناشویی، اجتماعی، مشکلات اقتصادی ناشی از بیماری، مسائل تغذیه ای و عوارض ناشی از درمان است. لذا در پژوهش حاضر سعی شده کیفیت زندگی در ابعاد مختلف، چشم انداز زمان و تصویر بدنی زنان مبتلا به سرطان پستان با زنان سالم مقایسه و بررسی شود و برنامه های مداخله‎ای- مراقبتی موثر در ارتقا سلامت این قشر که نقش حساس و مهم در خانواده و اجتماع را دارند شناسایی گردد (محدثی و همکاران، 1391).

1-2 بیان مسئله

      علی رغم پیشرفت های پزشکی توسعه درمان های سرطان و افزایش تعداد بازمانده های سرطان، این بیماری از لحاظ احساس درماندگی و ترس عمیقی را که در فرد ایجاد می کند بی همتاست (لی و وو[1]، 2002). در این میان سرطان پستان شابع ترین و کشنده ترین و از نظر عاطفی و روانی تأثیرگذارترین سرطان در بین زنان است. سالانه حدود یک میلیون بیمار مبتلا به سرطان سینه در جهان شناسایی می شوند و علت مرگ و میر 370 هزار نفر  از زنان مبتلا به سرطان، سرطان سینه است(گارنری و کنت[2]، 2004). یکی از آخرین گزارش های انجمن سرطان ایران نیز نشان از آن است که 25 درصد از کل سرطان ها در زنان ایرانی را سرطان سینه تشکیل  می دهد. در واقع سرطان باعث می شود شغل، وضعیت اقتصادی- اجتماعی و زندگی خانوادگی مختل شود و به خصوص برجنبه های مختلف کیفیت زندگی بیمار شامل وضعیت روحی، روانی، اجتماعی و عملکرد جنسی تأثیر دارد (ودتا و همکاران[3]، 2001).

      چشم انداز زمان اندازه گیری درجه ای از تفکر فرد نسبت به آینده، حال و یا گذشته است. دیدگاه زمان به عنوان یک میانجی بالقوه اجتماعی و اقتصادی با رفتارهای بهداشتی در ارتباط است. تحقیقات نشان داده کسانیکه دارای مشاغل حرفه ای هستند در جهت گیری آینده دچار اشتباه کمتری نسبت به کسانیکه مشاغل غیر حرفه ای دارند، می شوند. چشم انداز زمان برای تصمیم گیری در مورد مواجه شدن با موقعیتی مثل نوجوانان وسیگار کشیدن، زمان تشخیص یک بیماری جدید مناسبترین گزینه است و نقش مهمی در سلامت دارد.

     لوین[4] (1951) تاثیر چشم انداز زمان برشرایط روانی را مورد بررسی قرار داد. او اعتقاد داشت که چشم انداز زمان پس زمینه های اجتماعی و فرایندهای انگیزشی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد. وی معتقد بود که چشم انداز زمان بخشی از فرد است. در طی پژوهشی که توسط هولمن و زیمباردو[5] (2003) انجام شد نشان داده شد که رابطه معنی داری بین استانداردهای آموزشی و چشم انداز زمان وجود دارد. در واقع آنها نشان دادند که افراد با سطح سواد ابتدایی و متوسطه نگرش منفی تری ازچشم انداز زمان نسبت به فارغ التحصیلان دارند.

همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می دهد افرادی که بر تجارب منفی گذشته خود تمرکز می کنند دچار مشکلات شخصیتی شدیدتری می شوند. آنهایی که بر گذشته منفی خود تمرکز می کنند افسرده تر هستند و افکار خودکشی بیشتری را گزارش می دهند، در مقابل افرادیکه بر روی خاطرات شیرین و لذت بخش گذشته متمرکز می شوند مشکلات شخصیتی کمتری دارند. بر اساس نتایج پژوهش هولمن و زیمباردو (2003) بین چشم انداز گذشته مثبت و عملکرد سالم فرد رابطه معنا داری وجود دارد. در این راستا کلارک و تیس دیل (1982) نشان دادند که روحیه فرد تحت تاثیر بازیابی خاطرات مثبت گذشته قرار می‎گیرد.

      دنیرو[6] و همکاران (1999) در پژوهشی رابطه بین دیدگاه های زمان، صفات شخصیتی و رضایت زندگی را مورد بررسی قرار دادند. نتایج پژوهش آنها نشان داد، افرادی که برونگرا هستند و چشم انداز گذشته مثبتی دارند، در مقایسه با افرادیکه چشم انداز گذشته منفی دارند، از زندگی حال  خود راضی تر هستند. همچنین آنها نشان دادند که صفات شخصیتی به شدت با سلامت ذهنی مرتبط است و قویترین پیش بینی کننده خلق و خوی فعلی می باشند.

     از آنجا که سینه به عنوان یک قسمت مهم در تصور بدن زن به شمار می آید، لذا هر نوع نابهنجاری در سینه می تواند به تصور بدنی منفی در زن بیانجامد. توصیف احساس فردی که با این مشکل مواجه می شود و یک یا هر دو سینه خود را از دست می دهد بسیار مشکل است، این به معنی پایان زنانگی است. زنی که با سرطان سینه مواجه می شود احتمالاً از صمیمیت با افراد دیگر اجتناب می کند، حتی ممکن است از حمام رفتن به دلیل نقصی که در بدن دارد نیز اجتناب کند(نقی پورو همکاران ، 1391).

    بیماران ماستکتومی مشکلات تصور بدنی را تجربه می کنند، زیرا جراحی این احساس را در بیمار به وجود می آورد که«همه چیز»را از دست داده است و یا به دلیل عکس العمل منفی همسرانشان این احساس در آنها به وجود می آید. چنین شواهدی دال بر این است که اختلال تصور بدنی و رضایت زناشویی با یکدیگر رابطه دارند. به ویژه، همسران از اثر زخم یا جراحی بیزارند و کاهش رضایت زناشویی در آنها پیش بینی می شود. در تحریف و نامتقارنی، تنۀ ناقص پیوسته یادآور ارتباط بدن با تصور خود، هویت جنسی و شرح جنسی است و همیشه یادآور احتمال عود یا متاستاز است. معلوم شده است هویّت جنسی(عزّت نفس جنسی، رخدادهای جنسی و رضایت جنسی) و تصور بدنی در بهزیستی روانی کلی و رضایت زندگی همۀ افراد مهم است. این افراد با مسائلی مانند: احساس انزوای اجتماعی، وحشت از واکنش همسر در صورت تأهل، نگرانی دربارۀ ازدواج در صورت تجرد، ترس از مرگ، دلهرۀ عقیم شدن بر اثر درمانهای مختلف و دلشورۀ از دست دادن جذابیت روبه رو هستند (برونرو سودارث، حسین زاده، 1384).

مطالعات فاکس[7] (1999)، هوساکا[8] و همکاران (2000)و مک گاروی[9] و همکاران (2001) روش تصورات ذهنی هدایت شده را برای افزایش راحتی، بهبود حالتهای روحی، بالا بردن کیفیت زندگی و کاهش حساسیت این اشخاص نسبت به ریزش موها بر اثر شیمی درمانی مفید دانستند.

        از سویی در مطالعات مختلف نشان داده شده که کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به سرطان پستان پایین است(وحدانی نیا، 1383). زیرا مسائل روانی ناشی از تشخیص  سرطان  و مشکلات جسمی ناشی از خود بیماری و عوارض جانبی از درمان بر کیفیت زندگی اثر منفی می گذارد. کانر[10] و همکاران (2003)  در مطالعه خود بر روی زنان زیر 65 سال مبتلا به سرطان سینه نشان دادند که  جنبه های فیزیکی، هیجانی، اجتماعی و کیفیت زندگی آنها تحت تأثیر وضعیت منفی سلامت روانی افت می کنند. با توجه به مطالب فوق محقق بر آن شد تا به مطالعۀ این موضوع بپردازد که آیا بین چشم انداز زمان در بین زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت معنا داری وجود دارد ؟آیا بین کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت معنا داری وجود دارد؟آیا بین تصویر بدنی زنان مبتلا به سرطان پستان با زنان سالم تفاوت معنا داری وجود دارد؟

1-3 اهمیت وضرورت پژوهش

     با توجه به شیوع سرطان در جامعه و با در نظر گرفتن این که تأثیر این بیماری بر روی تمام ابعاد زندگی فرد مبتلا وی را درگیر مشکلات فراوان دیگر می کند. از جمله آن می توان به تغییر در روابط بین فردی، اضطراب، عزت نفس کم و تصویر بدنی نامطلوب از خود اشاره کرد. بیشترین میزان مرگ ومیر ناشی ازسرطان پستان درسنین ٦٠ – ٣٠ سالگی میباشد . لذا این بیماری به علت رقم بالای مرگ و میر آن در سالهایی كه زنان در اوج مسئولیتهای خانوادگی وشغلی هستند و هم به دلیل نسبت فزاینده زنان مسن در جمعیت ، حائز اهمیت  می باشد. تنیدگیهای روانشناختی ناشی از بیماری سرطان، سبب اضطراب و افسردگی در بیماران میشود و عدم کاهش و درمان این واکنش ها، باعث طولانی ترشدن مدت بستری بیمار، اختلال در درمان های پزشکی و کاهش شانس ومدت زنده ماندن میشود. بسیاری از نگرانیها و افسردگیها در افراد مبتلا به سرطان به دلیل از دست دادن عضو یا قسمتی از بدن یا عملکرد آن عضو، وابستگی به دیگران و از دست دادن نقش خود در جامعه یا خانواده می باشد .اضطراب و افسردگی، شایعترین واکنشهای روانشناختی در بیماران سرطانی است که در برخورد با تشخیص، پیش آگهی و گزینه های درمانی دامنگیر فرد بیمار میشود و درمانهای انجام شده برای خود بیماری نیز میتواند اضطراب برانگیز باشد. از طرفی، تحمل درد در بیماران سرطانی اثرشدید روی کیفیت عمومی زندگی بیمار با تأثیر بر جنبه های جسمانی و روان شناختی دارد. از سویی دیگر درمان های متداول  و رایج در کشور ما بیشتر منوط به شیمی درمانی های طولانی وعمدتاً بر آن است که مرگ بیمار مبتلا به سرطان را به تأخیر بیندازد. بدون در نظر گرفتن نیازهای روانی نمی توان انتظار بهبودی داشت. شناخت متغیرهای این پژوهش می تواند در زندگی این افراد تأثیر بسزایی داشته باشد و شاید بتوان دورنمای زمانی بیماران را تغییر داد و نرخ امید به زندگی را در آنان افزایش داد و تواناییهای شغلی آنها را به حداکثر رساند و وضعیت عملکردی آنان را بهبود بخشید و با تعیین کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به سرطان میتوان راه حلهای جدیدی پیش روی روانشناسان و مشاوران و کارکنان درمانی قرار داد تا به بیماران کمک کنند که به طور مستقل قادر به اداره امور زندگی خود درشرایط بحرانی و غیر بحرانی باشند. بنابراین با توجه به افزایش شیوع سرطان سینه و اهمیتی که تأثیر این بیماری در تمام ابعاد زندگی فرد مبتلا دارد و با در نظر گرفتن اینکه افراد مبتلا به سرطان دارای مشکلات متعددی هستند و با عنایت به اینکه اكثریت این مطالعات در كشورهای غربی صورت گرفته كه از لحاظ ساختارجغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی تفاوتهای زیادی با كشور ما دارند ، محقق بر آن شد تا با توجه به ویژگیهای زنان ایرانی با انجام مطالعه ایی به مقایسه چشم انداز زمان و تصویر بدنی و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم بپردازد.

 

  1-4 اهداف پژوهش

         پژوهش حاضر سعی کرده است که متغیرهایی که تاکنون در بیماران مبتلا به سرطان مورد بررسی قرار نگرفته است را مورد شناسایی و بررسی قرار دهد. مخصوصاً در مورد چشم انداز زمان که پژوهشی‎های اندکی در ایران روی این متغیر انجام شده است. نتایج این پژوهش می‎تواند برای دانشگاه ها، مراکز و کلینیک های روان شناختی و بیمارستانهای که در این زمینه خدمات ارائه می دهند نوید بخش نتایج سودمند ی باشد.

هدف اصلی: مقایسه ی چشم انداز زمان، تصویر بدنی و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

اهداف فرعی:

مقایسه ی چشم انداز زمان بین زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

مقایسه ی تصویر بدنی بین زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

– مقایسه ی کیفیت زندگی بین زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم

1-5 سوالات پژوهش

1-5-1 سوال اصلی

آیا بین چشم انداز زمان و تصویر بدنی و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت وجود دارد؟

1-5-2  سوالهای فرعی

آیا بین چشم انداز زمان در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت وجود دارد؟

آیا بین تصویر بدنی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت وجود دارد؟

آیا بین کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم تفاوت وجود دارد؟

1-6 تعاریف نظری پژوهش

چشم انداز زمان: بر پایه نظریه چشم انداز زمان هنگامی که فرد در تصمیم گیری گرایش بیشتری به یکی از جنبه های زمان (مثلاً آینده) داشته باشد دورنمای ذهنی وی نسبت به آن زمان شکل می گیرد (زیمباردو و بوید[11]، 1999)

تصویر بدنی: تصویر بدنی در برگیرنده اطلاعات، احساسات و ادراکات آگاهانه و غیر آگاهانه شخص در مورد بدن می باشد. این تصویر از زمان تولد شکل گرفته و همزمان با رشد فرد کامل شده و در طی مراحل زندگی فرد تغییر می کند. (کش و همکاران[12]، 2002).

کیفیت زندگی: دانان جایا  (2006 ؛ به نقل از نجومی و عنبری، 1387) كیفیت زندگی را مجموعه ای چند بعدی از رفاه اقتصادی، شرایط محیطی و وضیعت سلامتی تعریف كرده است كه به وسیله شخص یا گروهی از افراد درك می شود. سازمان جهانی بهداشت، كیفیت زندگی را به عنوان درك فرد از موقعیت خود در زندگی، در متن فرهنگ و نظام ارزشی جامعه می داند كه با اهداف، انتظارات واستانداردهای وی در ارتباط است.

1-7 تعریف عملیاتی

چشم انداز زمان: منظورازچشم انداززمان نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه چشم انداز زمان  ZIPI به دست خواهد آورد.

 تصویر بدنی: منظور از تصویر بدنی نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه تصویر بدنی فیشربه دست خواهد آورد.

کیفیت زندگی: منظور از کیفیت زندگی نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه کیفیت زندگی واروشربون ( 1992 ) به دست خواهد آورد.

تعداد صفحه :117

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

پایان نامه مقایسه ویژگی­های شخصیتی و منبع کنترل زناشویی در زوجین عادی و متقاضی طلاق

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشکده ادبیات و علوم انسانی

گروه روانشناسی

پایان‏نامه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی عمومی

مقایسه ویژگی­های شخصیتی، اختلالات شخصیت و منبع کنترل زناشویی در زوجین عادی و متقاضی طلاق

آبان ماه 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

این پژوهش به مقایسه ویژگی‌های شخصیتی، اختلالات شخصیت و منبع کنترل در زوجین متقاضی طلاق و زوجین عادی در شهر بوشهر در سال 1394- 1393پرداخته است. روش پژوهش توصیفی از نوع علی – مقایسه ای می باشد. جامعه پژوهش شامل زوجین عادی و متقاضی طلاق ساکن شهر بوشهر بود. به همین خاطر از میان زوج‌های متقاضی طلاق 197 نفر و از میان زوج‌های عادی نیز 199 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل، پرسشنامه پنج عاملی نئو (NEO)، پرسشنامه چند محوری بالینی میلون 3 ((MCMI-3، پرسشنامه منبع کنترل زناشویی (MMLOC) و پرسشنامه ویژگی های دموگرافی (محقق ساخته) بودند و برای تحلیل داده ها از روش آماری تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA) در سطح معناداری p< 0/05 استفاده شد. نتایج پژوهش مذکور نشان داد که بین زوج‌های متقاضی طلاق و زوج‌های عادی از نظر مولفه‌های ویژگی‌های شخصیتی (روانرنجوری، برونگرایی و گشودگی به تجربه به جز توافق و وجدان)، اختلالات شخصیتی (همه ی اختلالات شامل اسکیزوئید، اجتنابی، وابسته، نمایشی، ضداجتماعی، پارانوئید و مرزی  به جز وسواسی و خودشیفته) و منبع کنترل( در همه مولفه ها شامل درونی، بیرونی، تلاش، توانمندی، شانس و بافت) در ســطح p< 0/05 تفــاوت معنادار وجود دارد. از نتایج پژوهش حاضر می توان در مراکز مشاوره قبل از ازدواج استفاده کرد.

واژگان کلیدی: ویژگی­ شخصیتی، اختلال شخصیت، منبع کنترل زناشویی، طلاق

فهرست مطالب

فصل یکم ………………………………………………………………………………………………. 1

1-1- مقدمه. 2

1 -2- بیان مساله ……………………………………………………………………………………………………….3

1-3- اهمیت و ضرورت مسأله. 5

1-4- اهداف تحقیق……….. 6

1-4-1- هدف کلی   6

 1-4-2-  اهداف فرعی.. 6

1-5- فرضیات پژوهشی.. 7

 1-5-1- فرضیه اصلی: 7

 1-5-2- فرضیات فرعی: 7

1-6- تعریف عملیاتی و نظری متغیرها 7

1-6-1- تعریف مفهومی زوجین متقاضی طلاق.. 7

1-6-2- تعریف عملیاتی زوجین متقاضی طلاق.. 7

1-6-3- تعریف مفهومی ویژگیهای شخصیتی.. 8

1-6-4- تعریف عملیاتی ویژگیهای شخصیتی.. 8

1-6-5- تعریف مفهومی اختلالات شخصیت8

1-6-6- تعریف عملیاتی اختلالات شخصیت8

1-6-7- تعریف مفهومی منبع کنترل.. 8

1-6-8- تعریف عملیاتی منبع کنترل.. 8

فصل دوم……………………………………………………………………………………………….. 9

2-1- پیشگفتار. 10

2-2- طلاق 10

2-2-1-زمینه­های تاریخی طلاق.. 12

 2-2-2- نظریه­های طلاق.. 12

2-2-2-1-نظریه همسان همسری.. 13

2-2-2-2-نظریه طرحواره 13

2-2-2-3-نظریه مبادله. 14

2-2-2-4-نظریه توزیع قدرت.. 14

2-2-2-5-نظریه نیاز- انتظار 14

2-2-2-6-نظریه‌ نظامها 14

2-2-2-7-نظریه تصورات اجتماعی.. 14

2-2-2-8-نظریه خود میان بینی.. 15

2-2-2-9-نظریه مشکلات اقتصادی.. 15

2-2-2-10-نظریه شبکیه. 15

2-2-2-11-نظریه بوهن.. 16

2-2-2-12-نظریه ویسمن.. 16

2-2-2-13-نظریه مل کرانتزلر. 17

2-2-2-14-نظریه سیستمی خانواده 17

2-2-2-15-نظریه خطر و تاب آوری.. 18

2-2-2-16-نظریه دلبستگی.. 18

2-2-3-طلاق و دنیای مدرن.. 18

2-2-4-شیوع طلاق در ایران.. 19

 2-2-5- علل و عوامل طلاق.. 19

2-3- ویژگی­های شخصیتی… 23

2-3-1-نظریه­های شخصیت… 24

2-3-1-1-نظریه تیپ­شناسی.. 24

2-3-1-2-نظریه رفتارگرایی.. 24

2-3-1-3-نظریه روانکاوی.. 24

2-3-1-4-نظریه انسان­گرایی.. 25

2-3-1-5-نظریه صفات.. 25

 2-3-2-نقش شخصیت و عوامل جمعیت شناختی در روابط زناشویی و طلاق.. 28

2-4- مفهوم و تعریف اختلالات شخصیت… 30

2-4-1-انواع اختلالات شخصیت… 30

2-4-1-1-اختلال شخصیت پارانوئید. 30

2-4-1-2-اختلال شخصیت اسکیزوئید. 31

2-4-1-3-اختلال شخصیت اسکیزوتایپال.. 32

2-4-1-4-اختلال شخصیت ضد اجتماعی.. 32

2-4-1-5-اختلال شخصیت مرزی.. 33

2-4-1-6-اختلال شخصیت نمایشی.. 33

2-4-1-7-اختلال شخصیت خود شیفته. 34

2-4-1-8-اختلال شخصیت اجتنابی.. 34

2-4-1-9-اختلال شخصیت وابسته. 35

2-4-1-10-اختلال شخصیت وسواسی.. 35

2-5- مفهوم و تعریف منبع کنترل.. 36

 2-5-1- انواع منبع کنترل.. 36

2-5-1-1- منبع کنترل درونی.. 36

2-5-2-2- منبع کنترل بیرونی.. 37

2-5-3- نوسان در پیوستار منبع کنترل.. 38

 2-5-4- پیامدها و تاثیرات منبع کنترل.. 39

2-5-4-1- سلامت روان و هیجانات منفی.. 39

 2-5-4-2- موفقیت و شکست.. 39

 2-5-4-3- بهداشت جسمانی.. 39

 2-5-5-منبع کنترل براساس دیدگاه‌های متفاوت… 40

 2-5-5-1-نظریه درماندگی آموخته شده 40

 2-5-5-2-نظریه اسناد. 40

2-5-5-3-نظریه یادگیری اجتماعی راتر. 40

 2-5-5-4-نظریه خود کارآمدی بندورا 41

 2-5-6-منبع کنترل و روابط همسران.. 41

2-6-پیشینه پژوهشی.. 41

2-6-1- پیشینه داخلی.. 41

2-6-2- پیشینه خارجی.. 44

2-7-جمع­بندی… 47

فصل سوم…………………………………………………………………………………………….48

3-1- روش تحقیق… 49

3-2- جامعه پژوهش….. 49

3-3-شیوه نمونه­گیری و حجم نمونه. 49

3-4-ابزار جمع­آوری اطلاعات… 49

3-4-1-پرسشنامه چند محوری بالینی میلون 3.. 49

3-4-2-پرسشنامه پنج عاملی شخصیت نئو. 50

3-4-3- پرسشنامه منبع کنترل زناشویی میلر (MMLOC) 50

3-4-4-پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی خصوصیات مربوط به ازدواج.. 50

3-5-شیوه جمع آوری داده­ها و تجزیه و تحلیل آنها 51

3-6-ملاحظات اخلاقی… 51

فصل چهارم…………………………………………………………………………………………..52

4-1- یافته های توصیفی……………………………………………………………………………………………..53

4-2-یافته‌های استنباطی.. 62

4-3- یافته‌های جانبی.. 79

فصل پنجم……………………………..80

5-1- تبیین فرضیه ها…………………….81

5-2- تبیین یافته‌های جانبی مربوط به مدت ازدواج و دلائل طلاق.. 92

5-3- محدودیت‏های پژوهش….. 92

5-4- پیشنهادها 93

5-2-1- پیشنهادات پژوهشی.. 93

5-2-2- پیشنهادات کاربردی93

منابع…………………………………….95

منابع فارسی.. 95

منابع انگلیسی……………………………101

پیوست………………………………….106

1-1- مقدمه

خانواده اصلی ترین هسته­ی هر جامعه و كانون حفظ سلامت و بهداشت روانی است و نه تنها محل تأمین نیازهای عاطفی، مادی، تكاملی و معنوی اعضای خود است بلكه مبدأ بروز عواطف انسانی و كانون صمیمانه­ترین روابط و تعاملات بین فردی نیز می­باشد (فاض، حق شناس و کشاورز، 1390). یکی از عواملی که می تواند این کانون گرم و صمیمانه را تهدید کند و موجب ناراحتی ها و مشکلات متعددی در این کانون گرم و صمیمانه شود، بروز آسیبی تحت عنوان طلاق است كه آثار مخرب آن در ابعاد اجتماعی فوق العاده زیاد بوده و موجب ایجاد ناهنجاریهای اجتماعی بسیاری می شود. طلاق نوعى گسســت و جدایى و اخلال در بنیان هاى اساســى خانواده اســت كه منجر به جدایى همیشــگى مى شــود (محقق داماد، 1387). طلاق فرایندی است كه با تجربة بحران عاطفی هر دو زوج شروع می شود و بـا تـلاش بـرای حـل تعـارض از طریق ورود به موقعیت جدید با نقـشهـا و سـبك زنـدگی جدید خاتمه می یابد (گاتمن[1]، 1993). طلاق به معنای فروپاشی مهمترین نهاد جامعه پذیری در جامعة انسانی اسـت. به درستی می توان پذیرفت که طلاق در آنجایی بیشتر رخ می دهد و تعدد می پذیرد که روابط بین انسان ها دچار بحران و مشکل شده باشد (ساروخانی، 1376). به اعتقاد مارکمن[2] (1993) تقریبا همه زوجینی که ازدواج می کنند در ابتدای ارتباطشان سطح بالایی از رضایت زناشویی را گزارش می­کنند. اما این رضایت از رابطه در طی زمان در میان بسیاری از زوجین کاهش می یابد (برادبری[3]، 1998). این کاهش تدریجی رضایت مندی اعضای خانواده، ابتدا سبب گسستگی روانی و سپس گسستگی اجتماعی و در نهایت طلاق می شود. طلاق شایع‌ترین جلوه تعارض شدید است و در نهایت بالغ بر نیمی از زوج‌هایی در صدد مشاوره هستند طلاق می گیرند (ورسینگتون[4]، 2005). واژه طلاق در زبان فارسی به معنای بیزاری و جدایی کامل است (فاتحی دهاقانی و نظری، 1389). طلاق بارزترین آشفتگی زناشویی است  و در همه جوامع حالت همه گیر پیدا کرده است. طلاق همانطور که بر جامعه آثار شوم می گذارد، تعادل انسان ها را ناپایدار می سازد و باعث از هم پاشیده شدن کانون گرم خانواده می شود و همبستگی بین زن و مرد را می گسلد (ستوده و بهاری، 1386).

 نهـاد خانواده در دنیای كنونی، به طور گسترده ای طلاق را تجربه می كند؛ البتـه ایـن بـدان معنا نیست كه خانواده در گذشته با این پدیده مواجه نبوده است، ولـیكن طـلاق نیـز مانند تمام پدیده های دیگر، تغییر ماهیت یافته اسـت. امـروزه طـلاق اغلـب گـزینش اختیاری افراد است و به نظر می رسد نسبت به گذشته پدیدهای عادی و عملی بهنجار انگاشته می شود و به گونه ای روزافزون اقدامی برای رهـایی از تـنش خـانوادگی تلقـی می گردد. زمانی طلاق آخرین راه حل یك زندگی مشترك محـسوب مـی گردیـد و تـا رسیدن به آن نقطة پایانی، تمامی راه ها برای تداوم زندگی زناشویی آزمون می شد، اما اكنون طلاق همچون ازدواج، امری طبیعی محسوب می شود و در اكثر جوامع روشـی پذیرفته و نهادینه شده برای پایان ازدواج است (محبی، 1380).  طلاق یک مسأله اجتماعی و آسیبی جدی در جامعه امروز است که اگر چه در فرهنگ و تاریخ ایران عمومیت نداشته، اما رشد سریع و پیامدهای عمیق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، قانونی و روانی که بر ابعاد مختلف جامعه دارد، امری نگران کننده است. در واقع خانواده امروز در مرحله­ای حساس قرار دارد، که به طور گسترده ای طلاق را تجربه می کند (آزاد،1377). بررسی در زمینه آسیب شناسی خانواده نشان می دهد که طلاق یکی از متداول ترین مسائل خانواده در جوامع امروزی است بطوری که در بسیاری از جوامع آمار طلاق رقم بالایی را نشان می دهد (اخوان تفتی، سیف،1387). در حال حاضر جهان با روند رو به افزایش طلاق مواجه است. آمار جهانی در ارتباط با طلاق مؤید این واقعیت است. در آمریکا 20 درصد کودکان در خانه‌هایی زندگی می کنند که فقط یکی از والدین (به طور معمول مادر) عهده دار خانواده است (قطبی، 1383). بر اساس آمار رسمی در ایران از هر 1000 مورد ازدواج، حدود 200 مورد به طلاق منجر می شود و ایران چهارمین کشور جهان از نظر میزان نسبت طلاق به ازدواج معرفی شده است (یوسفی، 1390).

اگرچه طلاق هم اکنون در جوامع روشی پذیرفته شده و نهادینه شده برای پایان ازدواج است، به عنوان یك مســئله اجتماعی می تواند زمینه بروز بســیاری از مسائل و پیامدهای متفاوت و بعضا زمینه بروز بســیاری از آسیب های اجتماعی دیگر در سطوح فردی و سطوح جتماعی را فراهم آورد. از یك سو این آثار و پیامدها می تواند عوارضی را برای زنان و مردان و از سوی دیگر برای فرزندان به همراه داشته باشد. از  جمله آثار و عوارض منفی طلاق بر زنان مطلقه مشــكلات اقتصــادی و معیشــتی، تن دادن بــه ازدواج های موقت و یا خــارج از عرف اجتماعی، افســردگی، سرخوردگی و كاهش رضایت از زندگی، پذیرش نقش های چندگانه و تعدد نقش ها، روی آوردن به آسیب هایی همچون قتل، خودكشی، اعتیاد، فحشا، سرقت، انزوا و اختلال در مناســبات و تعاملات اجتماعی، مشــكلات جنســی و روی آوردن به انحرافات جنســی و فساد اخلاقی، مشكلات ناشــی از عدم حضانت فرزندان، دلتنگی و از دست دادن ســلامت روانی و جســمی و … هستند. برای مردان فشارهای روحی و روانی، ابتلا به انواع آسیب ها مثل اعتیاد به مواد مخدر، الكل، اختلافات رفتاری، خودكشــی و انحرافات جنســی و قرار گرفتن در معرض انواع بیماری های عفونی و ویروسی، از دست دادن پیوندها و همبستگی با خانواده، طرد خانوادگی و اختلاف با ســایر اعضای خانــواده، تن دادن به ازدواج های موقــت و ازدواج های ثانویه، اختلاف بین فرزندان با همسر در صورت ازدواج مجدد، از جمله آثار و پیامدهای منفی طلاق برای مردان است. آثار و عوارضی که طلاق برای فرزندان به همراه دارد، از آن جهت قابل اهمیت اســت كه می تواند زمینه بروز بســیاری از اختلالات رفتاری، روحی و روانی در آنان باشــد و زندگــی فــردی و اجتماعی آتی آنان را بــه مخاطره اندازد. از جمله عواملی که می تواند در ایجاد تعارض و طلاق در بین زوجین نقش زیادی داشته باشد، عوامل شخصیتی از قبیل ویژگی های شخصیتی، اختلالات شخصیت و منبع کنترل زناشویی می باشد. بنابراین هدف این پژوهش مقایسه ویژگی های شخصیتی، اختلالات شخصیت و منبع کنترل در زوجین عادی و متقاضی طلاق است.

  • بیان مساله

طلاق علل متعددی دارد و كمتر می توان برای آن علل محدودی را در نظر گرفت. طلاق از آن دسته پدیده های اجتماعی است كه دارای علل متعدد و در اكثر مواقع پیچیده است. پژوهشگران متعددی در داخل و خارج از کشور به بررسی  این مسئله پرداخته و به علل و ریشه ها و به ویژه پیامدها و عوارض فردی، خانوادگی و اجتماعی آن توجه کرده­اند. تحقیقات مختلف نشان داده اند که عوامل برون روانی از جمله دخالت دیگران در زندگی و تفاوت منزلتی (فاتحی دهاقانی و نظری، 1389؛ قطبی، 1383)، برآورده نشدن انتظارات زوجین (فخرایی و حکمت، 1389)، مشکلات مالی و اقتصادی ( شیرزاد و کاظمی فر، 1383؛ قطبی، 1383و میلر[5] و همکاران، 2003)، اعتیاد، فقر و بیکاری و اختلاف فرهنگی (شیرزاد و کاظمی فرد، 1383؛ توسلی و ندوشن، 1390)، بیکاری مردان (شیرزاد و کاظمی فرد، 1383) و عوامل درون روانی از جمله عدم تفاهم اخلاقی و عقیدتی زوجین (قطبی، 1383) ، مهارت‌های ارتباطی ضعیف (هنریان و یونسی، 1390) و… در روابط زوجین و در نتیجه طلاق تاثیر به سزایی دارند که از بین آن ها ویژگی‌های درون روانی از اهمیت به سزایی برخوردارند. زیرا این عوامل با تمام جنبه‌های زندگی افراد مثل آموزش، شغل و عملکردهای بین فردی مرتبط هستند (دوروس، هانزال و سگرینا[6]، 2011).

 از جمله ویژگی‌های درون روانی که به نظر می رسد ثبات روابط زوجین را تحت تاثیر قرار می دهد، ویژگی‌های شخصیتی، اختلالات شخصیتی و منبع کنترل زناشویی در زوجین می باشد. شــخصیت، می تواند تأثیرات پایداری بر روابط زناشــویی داشــته باشــد (شاهمرادی و همکاران، 1390). همچنین برخی از ویژگیهای شــخصیتی و اختلالات روانی، تنشها و تعارضات را بین زوجها افزایش می دهد و تداوم زندگی زناشویی را تهدید می كند (عطاری و همکاران، 1385). کارنی و برادبوری[7] (1997) معتقدند كه بعضی تمایلات شــخصیتی مانند روان رنجوری آســیب پذیری های پایداری را به وجود می آورند كه بر چگونگی انطباق زوجها با تجارب فشــار آفرین تأثیر می گذارد. این انطباق نیز بر رضایت آنها از روابط زناشویی مؤثر است. بسیاری از روانشناسان و خانواده درمانگران، ویژگی های شخصیتی زوجین  و کیفیت روابط بین اعضای اصلی خانواده را مهمترین عامل در موفقیت و عدم موفقیت هر ازدواجی می دانند. در واقع زناشویی، ازدواج دو شخصیت است. هر یک از زوجین با پیشینه تحولی و سبک شخصیتی و ترکیب عوامل زیست شناختی، محیطی و تجربی گوناگونی به زندگی مشترک قدم می گذارند. یافته های پژوهشی نشان می دهد که عوامل و ابعاد شخصیتی بهتر از متغیرهای تقویمی مثل سن، تحصیلات یا سابقه جدایی در گذشته کیفیت روابط زناشویی را پیش بینی می کند (بنتلر و نیوکمپ[8]، 1998). پژوهش ها نشان داده اند که ثبات و پایداری یک ازدواج با هماهنگی ویژگی‌های شخصیتی زوجین مرتبط است. محققان معتقدند که یک توافق عمومی وجود دارد که خصوصیات شخصیتی نقش مهمی در نتایج منفی یا مثبت روابط زناشویی دارد (آتاری[9] و همکاران، 2006). پژوهش ها به این نتیجه رسیدند که ویژگی های شخصیتی یکی از مهمترین عامل ها در شکل گیری، حفظ، و فروپاشی ازدواج هستند. به طور کلی، ویژگی های شخصیتی بر شیوه ای که همسران یکدیگر را درك و با هم تعامل می کنند تأثیر می گذارد و تعیین می کند که چگونه اختلافات زناشویی درك و مطرح می شوند (بارلدس دیک[10] و بارلدس-دی جکسترا[11]، 2006). رابینز[12] و همکاران (2000) نشان دادند که از میان پنج عامل بزرگ شخصیت، ویژگی روانرنجورخویی قدرتمندترین پیش بینی کننده عدم ثبات رابطه و نارضایتی زناشویی است. دونلان[13] و همکاران (2004) با اشاره به تحقیقات متعدد انجام شده، بر این نکته تاکید دارند که رضایت زناشویی بیش از همه، از ویژگی‌های شخصیتی زوجین متاثر است.

 از سوی دیگر تحقیقات نشان داده اند که اختلال شخصیت منبع مهمی از مشکلات ازدواج است که باعث ناسازگـاری و ایجـاد مشکـلات زناشویی می گردد و می تواند با انواع شخصیت شناسایی شود. یـک اختلال شخصیت، الگوی پایداری از رفتار و تجربۀ درونی است که با انتظارات فرهنگی، به میزان قابل ملاحظه ای مغایرت دارد، فراگیر و انعطاف ناپذیر است، در دوران نوجوانی یا اوایل بزرگسالی آغاز می شود، در طی زمان پایدار است و به پـریـشـانـی یـا اخـتـلال منـجـر مــی شـود (انجمن روانپزشکی آمریکا[14]، 2003). هنگامی که یکی از همسران در ازدواج مبتلا به اختلالات روانشناختی گردد، به احتمال زیادی همسرش نیز از این امر متاثر می شود. گاهی اختلالاتی مانند اختلالات شخصیت که به طور مشهود در مبتلایان به آن دیده نمی شود، از عوامل ناسازگاری و تنش‌های زندگی زناشویی خواهند شد (قره داغی، 1390).

 همچنین تحقیقات نشان داده اند که منبع کنترل از فاکتورهایی است که می تواند بر احساس نشاط و شادکامی و بهزیستی افراد مؤثر باشد (شولتز و شولتز، 2005). علاوه بر این تحقیقات نشان داده اند که رابطه ی مستقیمی بین منبع كنترل و سازگاری زناشویی وجود دارد و  پژوهش ها درباره منبع کنترل نشان می دهد که افرادی که احساس می کنند می توانند بر وقایع زندگی خود مؤثر باشند، نسبت به افرادی که چنین باوری را ندارند، از سلامت رفتاری و اجتماعی بیشتری برخوردار هستند (کرواس و شاو[15]، 2000). علاوه بر این، پژوهش­ها نشان داده اند که که منبع کنترل درونی، با سلامت عمومی و سلامت روانشناختی رابطه مستقیم دارند و آن‌هایی که دارای منبع کنترل درونی هستند، رضایتمندی بیشتری از زندگی را گزارش می دهند (کری کالدی[16] و همکاران ، 2002). همچنین پژوهش ها نشان داده اند، افرادی که احساس می کنند می توانند بر وقایع زندگی خود مؤثر باشند، نسبت به افرادی که چنین باوری را ندارند، از سلامت رفتاری و اجتماعی بیشتری برخوردار هستند. پژوهش حاضر به دنبال بررسی این است، که وجود کدام ویژگی‌های شخصیتی و اختلالات شخصیتی  و منبع کنترل در روابط زوجین، در زنان و مردان موجب مشکلات زناشویی و در نتیجه  اقدام به طلاق می شود.  از آنجا که اختلالات شخصیتی و ویژگی‌های شخصیتی و منبع کنترل در روابط زناشویی به عنوان یک عامل جهت دهنده رفتار محسوب می شود و با توجه به اینکه بر رفتار و روابط زن و شوهر تاثیر می گذارد و آن ها را به سوی طلاق می کشاند و نظر به افزایش طلاق در کشور و آثار روانشناختی طلاق بر خانواده، فرزندان طلاق و جامعه باید سعی کرد در جهت مقابله با وضع موجود تمهیداتی را اتخاذ نمود. براین اساس پژوهش حاضر به دنبال بررسی این است، که کدام ویژگی‌های شخصیتی و اختلالات شخصیتی و همچنین منبع کنترل در روابط زوجین، در زنان و مردان با مشکلات زناشویی و در نتیجه اقدام به طلاق رابطه دارد.

1-3- اهمیت و ضرورت مسأله

جوامع با مشکلات و معضلات اجتماعی متعدد روبرو می باشند. اما در همه ی جوامع برخی از مسائل و مشکلات از درجه بالاتری برخوردار هستند که به واسطه میزان آسیبی که بر پیکره جامعه وارد می کنند، می توان بر اهمیت آن ها پی برد. یکی از مسائل اجتماعی قابل بحث در جامعه ما و اکثر جوامع، مسئله ستیز خانوادگی و طلاق می باشد، که آمار آن در جامعه رو به افزایش است. نرخ رشد طلاق طی سال‌های اخیر سیر صعودی داشته است و آمار بدست آمده از سازمان‌های مربوطه، در ایران در سال 1385، در کل کشور 94 هزار و 39 فقره طلاق صورت گرفته که این آمار طلاق در سال 1392 به 155 هزارو 369 فقره افزایش یافته است (سازمان ثبت احوال کشور). اگر  بخواهیم دقیق به این مهم بپردازیم آمار طلاق در کشور ایران در سال 93، 163 هزار و 572 مورد یعنی به طور متوسط 19 طلاق در هر ساعت بوده است که نسبت به سال گذشته 3/5 درصد افزایش داشته است. در کشور ما براساس آمارهای موجود میزان طلاق در سال‌های مختلف 11 تا 12 درصد در حال نوسان است که در کل حاکی از افزایش آن است. همچنین نگاه دقیق تر نشان می دهد که در کلان شهرها از هر 100 ازدواج 20 مورد به طلاق منجر می شود (عماری،1394).

طلاق موجب اختلال در نظم و انسجام خانواده می شود، هرچند ممکن است به اختلافات زناشویی و ناسازگاری ها پایان دهد، اما آثار و نتایج ناگوار آن خصوصا برای زنان مطلقه و کودکان آن اجتناب ناپذیر است (توسلی و همکاران، 1390).  طلاق هرچند راه حل اجتماعی محسوب می شود، ولی با توجه به شیوع بالا و اثرات منفی اجتماعی، اقتصادی، روانی و  … آن بر افراد قابل تامل است و مطالعات بیشتری را مرتبط  با فرهنگ جامعه می طلبد تا شاید بتوان تاثیرات هرچند اندک در جلوگیری از وقوع آن گذاشت.  پدیده طلاق یکی از مسائل عمده جوامع امروزی است که تمامی زندگی فعلی و آینده فرد را در بر می گیرد. این خود هشداری است برای جامعه ما که روز به روز به تعداد افرادی که به دادگاه خانواده و مراکز خدمات روانشناسی و مشاوره ای مراجعه می کنند، افزوده می شود. ولی متاسفانه تمهیدات جدی و پژوهش‌های کارساز که بتواند راه حل‌های مؤثر به کاهش ناسازگاری که منجر به طلاق می شود انجام نگرفته است. منتهی دلایل شناخت و بررسی عواملی که منجر به استحکام بنیان خانواده و کاهش میزان طلاق در این نهاد اجتماعی می گردد، می تواند اثری سودمند در ارتقای شاکله کلی این جامعه ایفا کند. در طی دهه‌های گذشته تلاش‌های فراوانی به منظور مشخص کردن دلایل ناسازگاری و طلاق انجام شده است. پدیده طلاق، پدیده ای چند بعدی است و یک عامل به تنهایی نمی تواند نقشی داشته باشد. در مورد عواملی چون توسعه اجتماعی و اقتصادی، مهارت‌های اجتماعی، مهارت‌های ارتباطی، عوامل روانشناختی و جمعیت شناختی و مشکلات جنسی  تحقیقات زیادی صورت گرفته است. یکی از عوامل دیگری که می تواند با طلاق رابطه زیادی داشته باشد و تحقیقات محدودی در این زمینه انجام شده است، عوامل شخصیتی است. عوامل شخصیتی از جمله عواملی که در سبب شناسی طلاق ضرورت دارد بیشتر مورد مطالعه قرار گیرد، است.  از آنجا که هریک از زوجین با ویژگی‌های شخصیتی خاصی وارد زندگی زناشویی می شوند و تحقیقات نشان داده اند که بین ویژگی‌های شخصیتی و سازگاری زناشویی رابطه وجود دارد (بهروز و همکاران، 1393) و از طرف دیگر از آنجا که وقتی این ویژگی‌های شخصیت انعطاف پذیر باشند موجب اختلالات شخصیت می شوند و زوجین زمانی که دچار این اختلالات شخصیت باشند، آن توان روانشناختی برای ایجاد فضای صمیمانه و توام با نزدیکی هیجانی را نخواهند داشت و در نتیجه ارتباط سطحی مانع ابراز عمیق احساسات در هر دو طرفین می شود و این امر موجب ناراضیتی زوجین می شود و از سوی دیگر چون این افراد نسبت به اختلال خود بینشی ندارند، طرف دیگر را مقصر دانسته و عامل نارضایتی را به طرف مقابل نسبت می دهند و این سبک ارتباطی موجب ناسازگاری می شود (والدک[17] و میلر، 2000) و از طرف دیگر از براساس اینکه تحقیقات نشان داده اند که سازگاری افراد در زندگی تا حدی به این بستگی دارد که دارای منبع کنترل درونی یا بیرونی هستند و اینکه افرادی که دارای منبع کنترل درونی هستند از نظر اجتماعی ماهرترند، با استرس بهتر مقابله می کنند و بر زندگی خود کنترل بیشتری دارند (فارز[18]، 1993)، شناسایی عوامل شخصیتی مؤثر بر شدت درخواست طلاق، از جمله ویژگی‌های شخصیتی، اختلالات شخصیت و منبع کنترل  برای تدوین و اجرای برنامه‌های اجتماعی و فرهنگی در جهت سالم سازی زندگی زوجین و اقدامات عینی و ملموس ، الزامی به نظر می رسد.

تعداد صفحه :137

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

پایان نامه مقایسه ویژ گی های شخصیتی وسبک زندگی  در بیماران ام. اس تاثیر پذیر

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

 واحد قزوین

دانشکده علوم و تحقیقات، گروه روانشناسی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A)

گرایش: روانشناسی عمومی

عنوان:

مقایسه ویژ گی های شخصیتی وسبک زندگی  در بیماران ام. اس تاثیر پذیر
و عدم تاثیرپذیر از پیامهای مجله ام. اس

آذرماه  1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

هدف این پژوهش مقایسه ویژگیهای شخصیتی وسبک زندگی بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرناپذیر از پیام های مجله ام اس بود. جامعه آماری کلیه بیمارن ام اس در انجمن ام اس در شهر تهران بود که به روش تصادفی ساده تعداد 60 نفر انتخاب شدند. روش پژوهش علی- مقایسه ای بود. داده ها به وسیله پرسشنامه های شخصیت و سبک زندگی جمع آوری شدند و با بهره گرفتن از روش آماری t استودنت تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که در بعد سخت گیرانه بودن در سبک زندگی بین بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرناپذیر از پیام های مجله ام. اس تفاوت معناداری وجود دارد(05/0>P). اما ویژگی های شخصیتی و ابعاد مستحق بودن، مورد علاقه بودن، کوشش برای رسیدن به کمال و ملایمت در سبک زندگی تفاوت معناداری وجود ندارد. بنابراین نتیجه گرفته شد که سبک زندگی سخت گیرانه بودن در تاثیرپذیری یا عدم تاثیرپذیری بیماران ام.اس از مجله پیام ام. اس نقش دارد و ویژگی های شخصیتی و سبک های دیگر زندگی نمی توانند درتاثیرپذیری و تاثیر نا پذیربودن از پیام های مجله ام اس نقش داشته باشند.

کلمات کلیدی:سبک زندگی، ویژگی های شخصیتی، مجله پیام  ام. اس

فهرست مطالب

عنوان                                                                                               صفحه

چکیده

فصل اول:کلیات پژوهش

-11  مقدمه. 2

1-2  بیان مساله. 3

1-3  اهمیت و ضرورت انجام پژوهش… 4

1-4  اهداف پژوهش… 5

1-4-1  هدف کلی.. 5

1-4-2  اهداف جزیی.. 5

1-5   فرضیه های پژوهش… 6

1-6  تعریف نظری و عملیاتی  اصطلاحات: 6

1-6-1 تعریف نظری بیماری  ام اس… 6

1-6-2  تعریف  بیماری  ام اس… 6

1-6-3  تعریف نظری سبک زندگی.. 6

1-6-4  تعریف عملی سبک زندگی.. 6

1-6-5  تعریف نظری شخصیت.. 6

1-6-6  تعریف عملی شخصیت.. 7

فصل دوم:مبانی نظری وپیشینه پژوهش

2- 1   ام اس» چیست؟. 9

2-2  تاریخچه بیماری ام اس… 11

2-3   علل شیوع  بیماری ام اس… 13

2-4  ساختمان وکارکرد سلول عصبی.. 14

2- 5   سیرکلی بیماری  ام اس… 15

2-6  علت افزایش بیماری ام اس در جهان. 16

2-7  عوامل موثر در توزیع بیماری ام اس… 17

2-8  روشهای تشخیص بیماری ام اس… 19

2-9  علایم و درمان بیماری ام اس… 19

2-9-1 علایم شایع بیماری ام اس… 20

2-9-2 روش درمان بیماری ام اس… 21

2-9-3  درمان بیماری ام اس با کاردرمانی.. 24

2-9-4 رژیم غذایی وتغذیه. 25

2-9-5  ویتامین D و بیماری ام اس… 28

2-9-6 داروو نقش درمان مکمل در کنترل ام.  اس… 29

2-10 داروهای متداول مصرفی در ‌ام‌اس… 29

2-11 روش‌های درمانی غیردارویی و مؤثر. 30

2-11-1  اهداف کاردرمانی دربیماران ام اس… 31

2-11-2 ورزش وبیماران ام اس… 32

2-11-3 بیماری ام اس ومثبت نگری در زندگی.. 33

2-12 تغییر در سبک زندگی.. 34

2-12-1 تکنیک آزادی عاطفی.. 36

2 – 13 مقایسه بیماری ام اس در زنان ومردان. 37

2 – 14  تاثیرحمایت های اجتماعی در بیماران ام اس… 39

2-15 ام اس و راه های پیشگیری از آن. 42

2-16  جمعیت شناسی ( اپیدمیولوژی ) بیماری ام اس در جهان. 43

2-17 رویکردهای مربوط به ام اس… 45

2-18 شخصیت.. 45

2-19 سبک زندگی.. 52

2-20 خاطرات، رویا ها، روان درمانی.. 56

2-21  تحقیقات انجام شده 57

2-22 جمع بندی فصل دوم. 60

فصل سوم:روش پژوهش

3-1  روش پژوهش… 63

3-2  جامعه پژوهش… 63

3-3  روش نمونه گیری و حجم نمونه پژوهش… 63

3-4  متغیر های پژوهش… 63

3-5  ابزار و روش گرد آوری اطلاعات.. 63

3-6  روش های آماری.. 69

فصل چهارم:تجزیه وتحلیل داده ها

4-1  بخش اول: شاخص‌های توصیفی داده‌ها 71

4-2  بخش دوم: تحلیل داده ها و مقایسه میانگین متغیرها و آزمون فرضیه‌های پژوهش… 74

فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری

5-1  نتیجه گیری و بحث.. 78

5- 2  محدودیت های پژوهش… 80

5-3  پیشنهادها 80

الف: پیشنهادهای کاربردی.. 80

ب: پیشنهادهای  پژوهشی.. 80

منابع. 81

پیوست ها 86

مقدمه

انسان همواره در معرض حوادثی است که زندگی اورا تهدید می کند .  این حوادث به موازات تکامل بشر تحول و افزایش پیداکرده است. بیماری مولتیپل اسکلروزیس[1] (ام اس) نوعی بیماری پیش رونده وتحلیل برنده غلاف میلین سلولهای عصبی در سیستم عصبی مرکزی است. علت بیماری مشخص نیست.این بیماری دارای علائم و نشانه های مختلفی است و همچنین عوارض و عواقب متفاوتی به همراه دارد.  کم توانی ونهایتاً ناتوانی، محدودیت های حرکتی، استرس، اختلالات روحی _ روانی و عصبی، افسردگی وغیره از عوارض مهم و عمده ای است که می تواند در زندگی فردی و اجتماعی این بیماران اثر گذاشته و بیماران مبتلا به بیماری ام . اس را مبدل به افرادی منزوی و گوشه گیر نماید.  این بیماری در زنان شایعتر از مردان بوده و همچنین در نقاطی از دنیا مثل اروپای شمالی، آمریکا و کانادا نیز از شیوع بالاتری برخوردار است.  همچنین افرادی که در خانواده خود بیمار مبتلا به ام اس را دارند، ریسک بالاتری برای ابتلا به این بیماری را نسبت به سایر افراد جامعه دارند.  تاکنون دلیل پیدایش این بیماری مشخص نشده است ولی به نظر می رسد که بروز این بیماری ارتباطی با پاسخ های خود ایمنی داشته باشد . بیماری ام اس در واقع یکی از صدها یا هزاران بیماری مزمنی است که به علت ماهییت خود می تواند جنبه های مختلف زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد . آنچنان که این بیماری بیشتر جوانان  وبه خصوص زنان جوان را در گیر می کند وبه علت خاصیت مزمن بیماری در تمام عمر همراه فرد خواهد بود آنچه اهمیت توجه به مقوله ام اس را به ویژه در کشور ما دو چندان می کند، شیوع رو به رشد آن به ویژه در سالهای اخیر است که اگر متاسفانه تابه حال هیچ بررسی آماری دقیق به منظور تعیین تعداد افراد مبتلا در ایران انجام نشده است، ولی بر آورد می شود بیش از 30000 نفر در حال حاضر در ایران به ام اس مبتلا باشند که اکثر این افراد را نیز زنان جوان جامعه تشکیل می دهند(ادیب نژاد ، 1384).دراین پژوهش ضمن  بحث پیرامون بیماری ام اس وعلل وعوامل آن به بررسی و تجزیه وتحلیل  ویژ گی های شخصیتی وسبک زندگی در بیماران ام اس تاثیر پذیر و تاثیر ناپذیر از پیامهای مجله ام اس پرداخته شد .

1-2  بیان مساله

بیماری ام. اس یكی از بیماریهای قرن حاضر است كه متاسفانه قشر وسیعی از دختران و پسران جوان به آن مبتلا می شوند. علت ایجاد این بیماری اكنون مشخص نشده است و نظرات مختلفی توسط متخصصان ارائه شده و روش قطعی برای درمان آن مطرح نشده است. این بیماری را اتوایمیون یا ویروسی می نامند و دلیل قانع كننده ای هم برای آن ندارند و جالبتر اینكه ویروسی بودن، این بیماری را یكی از دلائل می دانند در حالیكه هنوز برای خودشان هم اثبات نشده است. این بیماری دارای علائم و نشانه های مختلفی است و همچنین عوارض و عواقب متفاوتی به همراه دارد.  کم توانی ونهایتاً ناتوانی، محدودیت های حرکتی، استرس، اختلالات روحی – روانی و عصبی، افسردگی و غیره از عوارض مهم و عمده ای است که می تواند در زندگی فردی و اجتماعی این بیماران اثر گذاشته و بیماران مبتلا به بیماری ام . اس را مبدل به افرادی منزوی و گوشه گیر نماید (هاریسون[2] ، 2009).                                                              

ام اس بیماری خود ایمنی است که طی آن سیستم ایمنی بدن برعلیه خود بدن  فعال شده وموجب تخریب غلافی می شود که اطراف رشته های عصبی را فرا گرفته که این غلاف میلین نام دارد(ادیب نژاد1384).  بیماری مولتیپل اسکلروزیس نوعی بیماری پیش رونده وتحلیل برنده غلاف میلین سلولهای عصبی در سیستم عصبی مرکزی است. علت بیماری مشخص نیست اما به نظر می رسد که فعال شدن مکانیسم های ایمنی علیه آنتی ژن میلین در ایجاد بیماری دخیل باشد. معمولا بین سنین 20تا 40 سال بروز می کند وزنان را بیش تر از مردان گرفتار می سازد و تنها 20 درصد بیماران بعد از گذشت 15 سال از تشخیص دچار محدودیت عملکرد نمی شوند ؛ در یک سوم تا نیمی از موارد پیشرفت به سمت ام اس دیده میشودوبیماران برای حرکت نیاز به کمک خواهند داشت ( هاریسون ،2009).                                                      

 شروع بیماری ممکن است پر سر وصدا ویا آرام وتدریجی  باشد در برخی از  بیماران علایم آنقدر جزیی است که بیمار برای ماه ها تا سالها مراجعه پزشکی ندارد . شایعترین فرم بیماری به صورت حملات مراجعه اختلال عملکرد کانونی عصبی است که بطور تیپیک هفته ها تا ماه ها به طول می انجامد وبه دنبال ان درجات متفاوتی از بهبودی ایجاد می شود. بیشتر حملات ام اس بدون هیچگونه حادثه قبلی رخ می دهد . خطر پیدایش ام اس بدنبال عفونت های ویروسی نسبتا افزایش می یابد . به نظر می رسد که صدمات مختلف وحتی فشارهای روحی می تواند زمینه را برای  بروز حملات ام اس فراهم کند ؛ مدارک تایید کننده این ادعاها متقاعد کننده نیست. بدون شک ابتلا به ام اس با تجربه کردن نشانه هایی این بیماری همراه است . این نشانه ها متنوعند وهر فرد انواع خاصی از آنها را تجربه می کند. برخورد مناسب با هریک از علایم ام اس و درک چگونگی تطابق با آنها باعث خواهد شد تا زندگی با ام اس نه تنها دشوار نبوده بلکه رضایت بخش نیز باشد.بیماری مولتیپل اسکلروزیس غیرقابل پیش بینی و یکی از مهمترین بیماری های تغییر دهنده زندگی فرد است و به تدریج او را به سمت ناتوانی پیش می برد. در حال حاضر محققان زیادی در حال بررسی این احتمال هستند كه آیا ممكن است روان درمانگری راه مؤثری برای درمان ام اس باشد. درمانهای فیزیکی و شغلی نیز به بیمار کمک می کندکه محدوده حرکات خود، قدرت عضلات و انعطاف پذیری آنها را حفظ کنند و همچنین تکنیکهائی را برای جبران اختلال هماهنگی بین حرکات در تعادل را بیاموزند تا بتواند علیرغم ناتوانائی هائی که دچارآن شده اند، کارکرد خود را حفظ کرده و به شغل خود ادامه دهنداز آنجاهمکاری اعضاء خانواده و اطرافیان این افراد نقش عمده ای در بهبود شخصیت آنها دارد بطوریکه با کمک اطرافیان تواناییهای جسمی و روانی خود را به حداكثر رسانده تا زندگی اجتماعی، اقتصادی مفید و هماهنگی با محیط داشته باشند، اهمیت این موضوع آشكار می شود كه می توان با بالا بردن سطح بهداشت روان افراد مبتلا به بیماریهای جسمانی چون ام اس شانس زنده ماندن آنها را برای مدت زمان بیشتری افزود ، تا در نتیجه افراد بتوانند میزان تطابق خود را با خانواده و اجتماع بالا برده و افراد سالمی از لحاظ جسمانی ، روانی و شخصیتی داشته باشیم (ادیب نژاد، 1384).                                 

بین سلامتی و سبک زندگی افراد ارتباط نزدیکی وجود دارد با اصلاح سبک زندگی می توان از بروز حملات بیماری و ناتوانی پیشرونده جلوگیری کرد لذا شناخت سبک زندگی جهت برنامه ریزی های آموزشی اهمیت دارد. سبک زندگی واحد های مورد پژ‍وهش در برخی از ابعاد نامطلوب بود و این رفتارهای غیربهداشتی می تواند بر شدت و عود بیماری و در نهایت کیفیت زندگی بیماران تاثیر گذار باشد.لذا تغییر و تعدیل و اصلاح سبک زندگی بیماران مبتلا، ضروری به نظر می رسد و با برنامه های آموزشی جامع می توان به این مهم دست یافت ( صحراییان وهمکاران ، 1387).                              

این پژوهش در پی پاسخ به این سئوال است که آیا بین ویژگی های شخصیتی وسبک زندگی بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرناپذیر از پیام های مجله ام اس تفاوت وجود دارد را بیان می کند.                 

1-3  اهمیت و ضرورت انجام پژوهش

امروزه پژوهش وتحقیق در باره بیماری ام اس یکی از عمده ترین وداغ ترین مباحث پزشکی را در مراکز بزرگ علمی جهان تشکیل می دهدوروزی نیست که مقاله ای مرتبط با ام اس که حاصل پژوهشهای محققین کشور های مختلف است چاپ ومنتشر نشود(حمزه لو،1388).                                            

به همین منظور ضرورت دارد تا ویژگی های شخصیتی وسبک زندگی بیماران مبتلارا باتوجه به تاثیر پذیری وتاثیر ناپذیری آنان از ماهنامه آموزشی ، اطلاع رسانی و اجتماعی انجمن ام اس ایران مورد سنجش وارزیابی قرارگیرد. متاسفانه تعداد زیادی از مردم جهان به این بیماری مبتلا هستند و روز به روز بر تعداد مبتلایان افزوده می‌شود. در حال حاضر بیش از دو میلیون نفر از مردم جهان دارای این بیماری هستند. اكثر این افراد دارای عمری طولانی هستند. امروزه طرز تفكر افراد نسبت به ام اس عوض شده است و ام اس یك موضوع ممنوع شده نیست.افراد در مورد تشخیص ام اس خود همانند تشخیص سایر بیماری ها به راحتی می توانند صحبت كنند. در ایران نیز بیماری ام. اس را می‌توان پدیده‌ای نسبتا جدید محسوب نمود و جامعه ما نیز با موارد زیادی از این بیماری روبرو است.آنچه مهم است که خصوصا بیماران ام. اس بدانند آن است که ام. اس بیماریی است که با ترفندهای خاص، اراده، صبر، بردباری و تو کل بر خداوند متعال به راحتی می‌توان با آن کنار آمد و از پیشرفت‌ بیماری جلوگیری نمود (اعتمادی فر وهمکاران1381).                                

ام اس  در زنان شایع‌تر از مردان است. بروز آن در زنان تا ۳ برابر بیشتر از مردان بوده و احتمالا فاکتورهای هورمونی و سیستم ایمنی علت بروز بیشتر ام. ‌اس‌ در زنان می‌باشند (ادیب نژاد، 1384).                       

 استرس‌های روحی به عنوان یک عامل احتمالی برای عود و پیشرفت ام. اس ذکر شده است. به دلایلی که هنوز کاملا مشخص نیست. از طرف دیگر، به گفته كارشناسان، آمار مبتلایان به این بیمارى در حال افزایش است؛ بنابراین تحقیق و پژوهش در جنبه‌هاى مختلف این بیمارى اعم از شناسایى عوامل خطر، علت ابتلا، پیشگیرى و درمان آن بیش از پیش ضرورى است.  ام. اس درحالی بیماری اسرارآمیز لقب گرفته است که در رشته نورولوژی بیشتر از همه بیماری ها، ذهن دانشمندان و پژوهشگران را به خود مشغول کرده و هنوز علت یا حتی درمان قطعی برای این بیماری پیدا نشده است.  ‌این بیماری از یک طرف استقلال وتوانایی فرد برای شرکت موثر در اجتماع را تهدید می کند و از سوی دیگر پیش آگاهی ودوره های غیر قابل پیش بینی آن تاثیر بارزی بر کیفیت زندگی وسلامت فرد دارد. این بیماری در یافتن راهی برای حل مشکلات ودست یابی به رویکردی جهت بهبود کیفیت زندگی وسلامت خود ناتوان است.ایران در زمینه این بیماری جزو 10 کشور اول دنیاست (اعتمادی فروافتخار ، 1386).                                                                     

به همین دلیل ضروری است تا پژوهشگران متخصص این رشته به منظور شناسایی و کنترل وپیشگیری این بیماری وارد این عرصه شده وبا تلاش وکوشش به راهکارهای عملی دست یابند.                               

1-4  اهداف پژوهش

1-4-1  هدف کلی

  • مقایسه ویژگی های شخصیتی وسبک زندگی بین بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیر نا پذیر از پیام های مجله ام اس

1-4-2  اهداف جزیی

  • مقایسه ابعاد سبک زندگی بین بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرنا پذیر از پیام های مجله ام اس
  • مقایسه ویژگی های شخصیتی بین بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرناپذیر از پیام های مجله ام اس

1-5   فرضیه های پژوهش

  • بین ابعاد سبک زندگی بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرناپذیر از پیام های مجله ام اس تفاوت وجود دارد.
  • بین ویژگی های شخصیتی بیماران مبتلا به ام اس تاثیرپذیر و تاثیرناپذیر از پیام های مجله ام اس تفاوت وجود دارد.

1-6  تعریف نظری و عملیاتی  اصطلاحات:

1-6-1 تعریف نظری بیماری  ام اس

بیماری ام اس (مولتیپل اسکلروزیس) یکی از بیماری های مزمن سیستم عصبی مرکزی است که مغز و نخاع را تحت تاثیر قرار می دهد (هاریسون[3] ، 2009).

1-6-2  تعریف  بیماری  ام اس

منظور ازبیماران مبتلا به ام اس در این پژوهش، بیمارانی بودند که بیماری ام اس برای آنان تشخیص داده شده است و عضو انجمن ام اس در شهر تهران هستند.

1-6-3  تعریف نظری سبک زندگی[4]

سبک زندگی: مجموعه ای نسبتا هماهنگ از همه رفتارها و فعالیتهای یک فرد معین در جریان زندگی روزمره . سبک زندگی مستلزم مجموعه ای از عادت ها و جهت گیری ها و بنابراین برخوردار از نوعی وحدت است که علاوه بر اهمیت خاص خود از نظر تداوم امنیت وجودی  پیوند بین گزینش های فرعی موجود در یک الگوی کم و بیش منظم را تأمین می کند(شولتز [5]، 1387).

1-6-4  تعریف عملی سبک زندگی

منظور از سبک زندگی در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی ها در پرسشنامه سبک زندگی (BASIS_A) بدست آوردند.

1-6-5  تعریف نظری شخصیت[6]

شخصیت عبارت است از الگوی نسبتا پایدار صفات ؛ گرایشها ؛ یا ویژگیهای که تا اندازه ای به رفتار افراد دوام می بخشد(جس فیست وجی فیست [7]،2005).

1-6-6  تعریف عملی شخصیت:

منظور از ویژگی های شحصیتی در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی ها در پرسشنامه ویژگی های شخصیتی  NEO (تجدید نظر شده ) معروف به فرم بلند  NEO-Pi-R (کوستا ومک کری[8] ) بدست آوردند.

تعداد صفحه :106

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

پایان نامه مقایسه میزان باورهای مذهبی، پرخاشگری و سازگاری در دانش آموزان دوره متوسطه

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

دانشگاه آزاد اسلامی

پردیس علوم و تحقیقات شاهرود

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته  روانشناسی (MA)

گرایش: بالینی

عنوان :

مقایسه میزان باورهای مذهبی، پرخاشگری و سازگاری در دانش آموزان دوره متوسطه

تابستان 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                     شماره صفحه

چکیده 1

فصل اول : کلیات تحقیق

1-1 مقدمه : 3

1-2 بیان مسأله: 5

1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق: 7

1-4 اهداف پژوهش: 8

1-5 فرضیه های تحقیق: 9

1-6 تعریف متغییرهای پژوهش: 9

1-6-1تعاریف مفهومی. 9

1-6-2تعاریف عملیاتی. 9

فصل دوم : مروری بر ادبیات تحقیق و پیشینه تحقیق

2-1 مقدمه 11

2-2پرخاشگری: 12

2-3چشم اندازهای پرخاشگری و مبانی نظری آن. 13

2-3-1 نظریه های زیست شناختی. 14

2-3-2 دید گاه روان تحلیل گری. 15

2-3-3 نظریه های سائق. 16

2-3-4 نظریه یادگیری اجتماعی. 17

2-3-5 دید گاه تحولی. 19

2-3-6 دیدگاه شناختی. 20

2-3-7 دیدگاه شناختی ـ رفتاری. 21

2-4 تفاوتهای جنسیتی در رفتارهای پرخاشگرانه 22

2-5 پرخاشگری و ناسازگاری اجتماعی. 23

2-6 سازگاری. 24

2-7 عوامل مؤثر بر سازگاری. 25

2-7-1 خانواده 25

2-7-2 مدرسه 26

2-7-3 گروه همسالان. 26

2- 8 فرآیند سازگاری. 26

2-9 نشانه های ابتدایی هشدار دهنده در مورد ناسازگاری. 27

2-10 شناسه های ناسازگاری تحصیلی. 27

2-11 سازگاری اجتماعی. 27

2-12 سازگاری آموزشی یا تحصیلی. 30

2-13 سازگاری عاطفی. 31

2-14 ویژگی های افراد با سازگاری عاطفی. 32

2-15 مروری بر الگوها و نظریه های سازگاری. 32

2-15-1 نظریه ها و الگوهای سازگاری با رویکرد زیست شناختی. 32

2-15-2 نظریه ها و الگوهای سازگاری با رویکرد رفتاری. 33

2-15-3 نظریه ها و الگو های سازگاری با رویکرد شناختی. 33

2-15-4 نظریه ها و الگوهای سازگاری با رویکرد ترکیبی و کل گرای زیستی. 34

2-16 باورهای مذهبی. 35

2-17 منابع باورها 36

2-18 مفاهیم مرتبط با باور. 36

2- 18-1 عقیده 36

2-18-2  نگرش.. 37

2-18-3  دید قالبی. 37

2-18-4  تعصب و پیش داوری. 37

2-19 دین. 38

2-20 روانشناسی دین. 38

2-21 آغاز روانشناسی دین. 39

2-22 اشخاص برجسته در روانشناسی دین. 39

2-22-1 ویلیام جیمز(1915-1842) 39

2-22-2 زیگموند فروید(1939- 1856) 39

2-22-3 کارل یونگ(1961-1875) 40

2-22-4 گوردن آلپورت (1967- 1897) 41

2-22-5 اریک اریکسون(1994- 1902) 42

2-23 جهت گیری مذهبی. 42

2-24 تحقیقات انجام شده در داخل و خارج کشور. 44

فصل سوم : روش اجرای تحقیق

3-1 طرح پژوهش.. 51

3-2 متغییر های پژوهش.. 51

3-3 جامعه آماری، روش نمونه گیری و حجم نمونه 51

3-4 ابزار سنجش و نحوه گرد آوری اطلاعات.. 51

3-4-1 پرسشنامه سازگاری دانش آموزان دبیرستانی (AISS) : 51

3-4-2 پرسشنامه پرخاشگری اهواز (AGQ) : 52

3-4-3  مقیاس جهت گیری درونی ـ بیرونی آلپورت: 52

3-5 شیوه جمع آوری اطلاعات.. 52

3-6 روش تجزیه و تحلیل داده ها 53

فصل چهارم : روش تحقیق

4-1 : مقدمه 55

4-2: آمار توصیفی. 56

4-2-1: ویژگیهای جمعیت شناختی. 56

4-3 :آمار استنباطی. 59

4-3-1: بررسی نرمال بودن توزیع نمرات.. 59

4-3-2: فرضیه اول. 60

4-3-3: فرضیه دوم 61

4-3-4: فرضیه سوم 61

4-3-5: فرضیه چهارم 63

4-3-6: فرضیه پنجم 65

4-4: جمع بندی. 66

فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری

5-1: مقدمه 69

5-2: مقایسه نتایج و تبیین فرضیه ها 69

5-2-1: فرضیه اول، بین باورهای مذهبی و پرخاشگری دانش آموزان رابطه وجود دارد. 69

5-2-2: فرضیه دوم، بین باورهای مذهبی و سازگاری دانش آموزان رابطه وجود دارد. 70

5-2-3: فرضیه سوم، بین پرخاشگری دانش آموزان دختر و پسرتفاوت وجود دارد. 71

5-2-4: فرضیه چهارم، بین سازگاری دانش آموزان دختر و پسرتفاوت وجود دارد. 71

5-2-5: فرضیه پنجم، بین باورهای مذهبی دانش آموزان دختر و پسرتفاوت وجود دارد. 72

5-3: پیشنهادات.. 72

5-4: محدودیتها 73

منابع فارسی. 74

منابع انگلیسی. 79

پیوست ها 85

پرسشنامه سازگاری دانش آموزان دبیرستانی سینها و سینگ… 86

پرسشنامه پرخاشگری AGQ.. 88

پرسشنامه جهت گیری مذهبی. 89

چکیده

باورهای مذهبی در تمام جنبه های زندگی روانشناختی بشر، تأثیرات بسزایی دارد و تقویت این باورها باعث افزایش سلامت روان، سازگاری بهتر و کاهش پرخاشگری می شود. هدف پژوهش حاضر مقایسه میزان باورهای مذهبی، پرخاشگری و سازگاری در دانش آموزان دوره متوسطه است. نمونه پژوهشی شامل 300 نفر(150 دختر و 150 پسر)از دانش آموزان مقطع دبیرستان شهر شاهرود بود که به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. به منظور گرد آوری داده ها از پرسشنامه جهت گیری مذهبی آلپورت (1967)، پرسشنامه سازگاری دانش آموزان دبیرستانی سینها و سینگ(1993) و پرسشنامه پرخاشگری اهواز(1375) استفاده شده است.جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون، آزمون کولموگراف ـ اسمیرنف جهت بررسی نرمال بودن نمرات، آزمون لون برای بررسی همگنی واریانس داده ها و آزمون t مستقل استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که بین متغیرهای جهت­گیری مذهبی درونی و جهت­گیری مذهبی کل، با پرخاشگری و زیرمقیاس­های آن رابطه منفی، مستقیم و معنادار مشاهده می شود، به این معنی که هر چه میزان باورهای مذهبی (درونی و نمره کل) بالاتر باشد میزان پرخاشگری و زیرمقیاس­های آن کمتر می­شود، این میزان همبستگی در سطح آلفای 1% با 99 درصد اطمینان معنادار است. همچنین بین جهت­گیری مذهبی بیرونی با پرخاشگری و زیرمقیاس­های آن رابطه منفی وجود دارد ولی این میزان همبستگی در سطح آلفای 5% با 95 درصد اطمینان معنادار نیست. همچنین بین متغیرهای جهت­گیری مذهبی درونی و جهت­گیری مذهبی کل، با سازگاری و زیرمقیاس­های آن رابطه مثبت، مستقیم و معنادار مشاهده شد، به این معنی که هر چه میزان باورهای مذهبی بالاتر باشد میزان سازگاری (نمره کل) و زیرمقیاس­های آن بیشتر می­شود، همچنین این میزان همبستگی در سطح آلفای 1% با 99 درصد اطمینان معنادار است. همچنین بین جهت­گیری مذهبی بیرونی با سازگاری و زیرمقیاس­های آن رابطه مثبت وجود دارد ولی این میزان همبستگی در سطح آلفای 5% با 95 درصد اطمینان معنادار نیست. نمرات زیرمقیاس خشم و عصبیت در دختران این پژوهش بیش از پسران است، همچنین نمرات در زیرمقیاس لجاجت و کینه توزی در پسران این پژوهش بیش از دختران است.  نمرات در زیرمقیاس­های سازگاری اجتماعی و سازگاری آموزشی در پسران این پژوهش بیش از دختران است و تفاوتی در نمرات جهت­گیری مذهبی در دو گروه مشاهده نشد.

واژه های کلیدی: باورهای مذهبی، سازگاری، پرخاشگری

1-1 مقدمه :

دین کهن ترین، نافذترین و اثر گذار ترین نهاد اجتماعی بشر است. در جهان امروز از انسان دین ـ ورز سخن می گویند زیرا مطالعات جدید نشان داده است دین مداری و گرایش به دین در تمام جهان از کشورهای توسعه نیافته تا کشورهای پیشرفته در حال افزایش است. نظریه انحطاط دین بر اثر پیشرفت و افزایش رفاه مادی در آستانه خروج از ادبیات علمی است(آذربایجانی، 2009).

دینی بودن به هر فرد یا پدیده ای که ارزش ها و نشانه های دینی درآن متجلی باشد اطلاق می شود. دینداری شخص در گرایش و کنش های آشکار و پنهان او قابل شناسایی است. فرد دینی به دو روش قابل شناسایی است. یکی از میزان پایبندی و التزام دینی و دیگری از روی افکار، گرایش ها و اعمالی که متأثر از نگرش دینی باشد. به عبارت دیگر دینداری عبارت است از داشتن اهتمام دینی به گونه ای که نگرش ها و کنش های فرد متأثر از آن باشد(شجاعی زند، 2005).

یکی از موضوعاتی که از دیر باز در حوزه مطالعات و تحقیقات روان شناسی در باره هیجانات منفی و فراهم آوردن سلامت روان مطرح بوده ، بررسی تأثیر دین داری و معنویت گرایی است و در حال حاضر ، مطالعات نسبتا قابل توجهی وجود دارد که چگونگی تأثیر دین داری و معنویت را بر سلامت جسمی و روانی مد نظر قرار می دهند(هادی بهرامی احسان و دیگران،1384).

     در اولین تحقیقات نظام مند آماری در حوزه روانشناسی دین، فرانسیس گالتون مشهورترین کار خود را درباره تأثیر عینی نیایش حاجت مندانه انجام داد . از این پس تحقیقات در حوزه دین داری و موضوعات همبسته با دین ادامه یافت و به تولید نظریه های بسیار و احیاناً نتایج متفاوت منجر شد(بهرامی احسان و تاشک، 1383).

     روبرت آمونز (1999م) معتقد است که دین تا حدودی به این علت که یکپارچگی شخصیت را فراهم  می سازد ، موجب افزایش بهزیستی می شود( جان بزرگی، 1378).

     نوغانی و همکاران (1383) از آموزش مجموعه معارف و فرائض دینی ( نماز، روزه و مناجات) و تأثیر آن در جهت تسکین افسردگی بهره برده و به این نتیجه رسیده اندکه 55 در صد از افرادی که در این بررسی شرکت کرده اند ، پس از انجام عبادت ها احساس آرامش بهتری داشته اند.    

     با توجه به این که در تحقیقات مختلف، آثار مثبت نگرش مذهبی بر سلامت جسمانی و روانی تأیید شده و در موارد دیگر چنین آثاری یافت نشده و حتی بر آثار منفی آن نیز تاکید شده است ، در خصوص ناهمسانی این یافته ها یک فرضیه این است که عوامل متفاوتی به چگونگی تأثیر دین داری و بهزیستی روانی کمک   می کند . بنابر این یافته های نا همسان ضرورتآً ارتباط میان بهزیستی و دین داری را نفی نمی کنند، بلکه موقعیت هایی را مشخص می کنند که ارتباط در آنها قوی تر است . از جمله باید بین نوعی جهت گیری دینی که به سلامت روانی کمک می کند و نوعی که با بهزیستی کمتر رابطه دارد یا ندارد، تفاوت قایل شد ( عباسی و جان بزرگی، 1389).

      یکی از آسیب های اجتماعی، پرخاشگری است که در جامعه رو به افزایش است . به همین جهت، پرخاشگری یک مسئله اجتماعی و یکی از موضوعات اساسی بهداشت روانی به شمار می آید(وکیلی، 1386).

     آمارها حاکی از شیوع و گسترش روز افزون پرخاشگری در جوامع انسانی حکایت دارد . از این رو، جرائم پرخاشگرانه از جمله قتل، تجاوز جنسی، ایراد ضرب و جرح و ایذاء دیگران، سرقت های توام با پرخاشگری مانند سرقت مسلحانه، زور گیری و کیف قاپی از شایع ترین موارد پرخاشگری است که مورد توجه محققان قرار گرفتند(ابوالمعالی، 1389).

     روانشناسان به کمک تحقیقات خود ، سعی کرده اند پرخاشگری را بفهمند، علت های آن را بیابند و راه های کاهش اثر آن را معلوم کنند(بدار و همکاران، 1380).هرچند بارها اصطلاح پرخاشگری را شنیده ایم ، اما هنگام تعریف دقیق و تحلیل آن، اصطلاحی مبهم و کلی به نظر می رسد(درتاج و همکاران، 1388).اگر چه ساختار خشم مشترکاتی با پرخاشگری و خصومت دارد، اما این اصطلاحات با هم مترادف نیستند.دلوکیو و الیوری عنوان می کنند که خصومت به نگرش پرخاشگرانه اطلاق می شودکه فرد را به سوی رفتار پرخاشگرانه هدایت می کند. در حالی که پرخاشگری به رفتار قابل مشاهده و به قصد آسیب رساندن اطلاق می شود. خشم یک حالت هیجانی یا احساس درونی ناشی از برانگیختگی فیزیولوژیکی است(نویدی، 1387).

      بنابر این برای جدا کردن این سه مفهوم ، می توان خشم را به عنوان یک هیجان، خصومت را به عنوان یک نگرش، پرخاشگری را به عنوان رفتار در نظر گرفت.خشم به عنوان یک حالت هیجانی توصیف می شود که شالوده خصومت و پرخاشگری را تشکیل می دهد(همان). از واژه پرخاشگری در پژوهش های گوناگون ، به معانی متفاوت استفاده شده است. پژوهشگران معانی متفاوت به آن نسبت داده اند. بنابر این، تعریفی از پرخاشگری وجود ندارد که همگان روی آن توافق نظر داشته باشند، زیرا تعاریف پرخاشگری مبتنی بر دیدگاههایی است که این مؤلفان دارند(بدار و همکاران ، 1380). ولی در یکی از تعریف هایی که بین روانشناسان متداولتر است ، گفته می شود که پرخاشگری عبارت است از: هر گونه آسیب رساندن عمدی به دیگران، خود یا اشیاست(فرانزوی،1381).

     در لغت نامه دهخدا ، سازگاری ، موافقت در کار ، حسن سلوک و در مقابل ناسازگاری ، بدسلوکی، بدرفتاری و سازگاری نکردن معنی شده است. مک دونالد می گوید: وقتی می گوییم فردی سازگار است که پاسخ هایی که او را به تعامل با محیطش قادر می کند آموخته باشد و به طریق قابل قبول اعضای جامعه خود رفتار کند تا نیازهایی در او ارضا شود. یک فرد در یک موقعیت اجتماعی خاص می تواند خود را به طریق زیادی با آن موقعیت تطبیق و سازگاری دهد.

     روانشناسان همچنین سازگاری فرد را در برابر محیط مورد توجه قرار داده اند و خصوصیاتی از شخصیت را بهنجار می دانند که موجب سازگاری فرد با محیط خود می گردد. یعنی با دیگران در صلح و صفا زندگی کند و جایگاهی در جامعه برای خود بدست آورد. بسیاری از روانشناسان دیگر معتقدندکه اگر اصطلاح سازگاری در معنای همنوایی با اعمال و اندیشه های دیگران اعمال شود ، دیگر نمی توان توصیفی از شخصیت سالم به عمل آورد ، آنها بیشتر بر ویژگی های مثبتی مانند فردیت، آفرینندگی و شکوفایی استعدادهای بالقوه تأکید دارند. در شکل گیری سازگاری عواملی چون شیوه های تربیتی، ارزشها و اعتقادات حاکم بر فرد و جامعه، همسالان ، خانواده و آموزش و پرورش مؤثر هستند. و در این میان مذهب و باورهای مذهبی عاملی است که به هنگام شکست ناشی از دست نیافتن به اهداف یا وجود تعارض، فرد را قادر می سازد تا ضمن شناخت بهتر خود و دیگران به ایجاد ارتباطات مناسب با مردم و سازگاری با محیط و اجتماع بپردازد.

1-2 بیان مسأله:

    ارتقای سلامتی افراد جامعه که یکی از مهم ترین مسائل اساسی هر کشوری محسوب می شود باید از چهار بعد جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی مد نظر قرار گیرد. طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت ، بهداشت روانی علمی است که با آن انسان ها قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران را خواهند داشت و قادر به تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی، حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی، عادلانه و متناسب می شوند.

     هدف بهداشت روانی پیشگیری، درمان و بازتوانی بیماران است . طب دنیای امروز و فردا طب پیشگیری و برنامه ریزی برای بهتر زیستن است. در عین حال ، آرامش درونی تمنای دائمی انسان و حلقه مفقود جوامع امروزی است. در جوامعی که از مذهب و اخلاق فاصله گرفته اند، هر چه این جدایی بیشتر است بیماری های روانی نیز به همان اندازه افزایش یافته است. بنابر این در پیشگیری اولیه باید به مسائل تأثیر گذار بر شخصیت برای کاهش تظاهرات هیجانی و عاطفی و عوامل استرس زا توجه شود (برخوردار و نجفی ، 1380).

      یکی از این عوامل تأثیر گذار مذهب است . به رغم نگاه بد بینانه روانشناسان در سطح برخی نظامهای کلی به مذهب، از همان ابتدای شکل گیری روانشناسی کاربردی، تحقیقات در زمینه رابطه مذهب و سلامت روانی ، اغلب بیانگر رابطه ای مثبت بین این دو متغییر بوده است از دهه 50 میلادی تحقیقات بیانگر تأثیر مداخلات مذهبی بر بهبود آلام روانشناختی بودند از جمله می توان به تأثیر نماز و ” دعا درمانگری” بر کنترل اختلالات روانشناختی اشاره کرد(وولف،[1] 1997).

کارکرد اصلی دین در زندگی افراد، آرامش بخشی، تولید شادابی، معنا دادن به زندگی و رضایت درونی و اصیل است. نقش اصلی دین در تأمین نیازهای آدمی، کاهش رنج و درد با معنابخشی به این رنج ها و دردهاست . شاید علم، توانایی کاهش رنج های بشری را داشته باشد، اما قادر به معنا بخشی به آلام و مصیبت های بشر نیست( حاتمی، 2009). مطالعات متعدد محققان مسلمان نشان داده است برخورداری از باورهای دینی و به جا آوردن اعمال و مناسک مذهبی نقش مهمی در کاهش اختلالات روانی، بزهکاری، گرایش به خودکشی و سوء مصرف مواد دارد(قدرتی، 2009؛ دل آزار، 2008)

      از دهه 90 به دنبال ناکامی نسبی متخصصین بهداشت روانی از فنون و شیوه های مداخله ای مرسوم و به دنبال تحقیقات متعدد و نتایج آنها که بیانگر تأثیر مثبت مذهب بر سلامت روان بود ، روی آوری به مذهب روز افزون گردید. در زمینه اضطراب به عنوان یک اختلال شایع روانی مطالعات نشان می دهند که شرکت در مراسم مذهبی اضطراب را کاهش می دهد( نیلمن[2] و همکاران، 1997).

      برخی مطالعات نشان می دهند که آموزش روشهای حل مسأله در چار چوب مذهبی، ضمن افزایش سازش یافتگی روانشناختی، اضطراب آزمودنی ها را کاهش می دهد ( شافر[3] و همکاران،1991). همچنین بین مذهب یا رفتار مذهبی و افسردگی مطالعاتی انجام شده است که بیانگر تأثیر مذهب در کاهش افسردگی است . مذهب به طور کلی بر سلامت روانی تأثیر مثبتی دارد( ونتیس[4]، 1995).

     اختلالات رفتاری کودکان و نوجوانان به مجموعه اعمالی اطلاق می شود که خلاف قانون، عرف، سنت ها و هنجارهای جامعه است و در اعضای این طبقه خودنمایی می کند. اختلالات رفتاری اصطلاحی در روان شناختی است که جامعه شناسان آن را بزهکاری می نامند.

      جامعه شناسان و روان شناسان از ابعاد گوناگون به اختلالات رفتاری پرداخته اندتا به علل، زمینه ها و شیوه های مقابله پیشگیری و درمان آن دست یابند. علل و زمینه هایی همانند استعداد ژنتیکی و ارثی، خانواده های آشفته و نابسامان، والدین متخلف و ضد اجتماعی، ارتباط با همسالان بزهکار، زندگی در محله های پر جمعیت و جرم خیز، فقدان اعتقادات مذهبی ، از جمله عواملی هستند که در شکل دهی به این گونه رفتارها از جمله پرخاشگری و ناسازگاری مؤثر دانسته شده اند.

      شاید یکی از کارکردهای مهم و عمده منابع جامعه پذیری یعنی خانواده و مدرسه، تهذیب و شکل دادن به شخصیت کودکان و نوجوانان برای کنترل وسوسه های بزهکارانه و غیر اخلاقی یا بالعکس تسلیم شدن به این وسوسه ها باشد. یکی از اختلالات رفتاری پرخاشگری است .  پرخاشگری از مسائل مبتلا به در دوران نوجوانی است . کن نل لی[5] و همکاران (2010) پرخاشگری را به عنوان یک مشکل جهانی در میان همه نوجوانان اعلام کرده اند و آن را مختص فرهنگ و جامعه خاصی نمی دانند .آنچه باعث توجه محققان به رفتار پرخاشگرانه شده است ، آثار نامطلوب آن بر رفتار بین فردی و همچنین ، آثار ناخوشایند آن بر حالات درونی افراد است . نوجوانان پرخاشگر غالبا قدرت مهار رفتار خود را ندارند و رسوم و اخلاق جامعه ای را که در آن زندگی میکنند زیر پا میگذارند (صادقی ، 1385). نتایج پژوهشها نشان داده است که پرخاشگری از شاخصهای مهم پاره ای از اختلالات روانی مانند اختلال سلوک ، و اختلال شخصیت ضد اجتماعی به شمار می آید (سوخودولوسکی و راچکین[6] ، 2004).همچنین رفتار پرخاشگرانه با بیماری های جسمانی مانند بیماری قلب و عروق و سردرد تنشی نیز در ارتباط است (ماترازو، کاشکات و پریچارد[7] ،2000). علاوه بر این پژوهش های دیگر نشان میدهد که کودکان پرخاشگر نسبت به کودکان دیگر از نظر شیوه تفکر متفاوت هستند ، آنها راهبردهای مثبت کمتری ارائه میدهند و بیشتر اطمینان دارند که راهبرد پرخاشگرانه سازگارانه تر است و این طور قضاوت می کنند که راهبردهای پرخاشگرانه کمتر باعث آسیب می شود (عارفی و رضویه، 1382).

      تسلسل پیدایش نیازها و ارضای آن نیاز را سازگاری می نامند. بنابر این چنانچه انسانها در مناسبات خود بتوانند براحتی نیازهای خود را ارضاء نمایند دارای سازگاری می باشند(والی پور ، 1376). این که شخص تا چه حد می تواند با محیط و تغییرات آن سازگار شود به دو عامل بستگی دارد :

الف) خصوصیات شخص مثل مهارتها ، نگرشها، ارزشها، باور های دینی و حالات بدنی . ب) ماهیت موقعیت هایی که با آن روبرو می شود .این دو عامل در تعیین سازگاری ، خشنودی و کامیابی فرد مؤثرند .چون شخص و محیط همواره در حال تغییرند ، پس سازگاری باید بین این دو عامل خاص صورت پذیرد (گاطع زاده، 1384). با توجه به اینکه نوجوانان در مقطع سنی خود با مسائل و مشکلاتی در سازگاری با روابط بین فردی ، بلوغ ، تحصیلی و … مواجه می شوند ایجاد شایستگی های لازم و تقویت باورهای مذهبی برای مقابله موثر و کار آمد با چالش های حال و آینده ضروری به نظر می رسد .

      نوجوانی از دیر باز هم برای نوجوانان و هم برای والدین و مربیان ، دوره ای دشوارتر از سال های کودکی قلمداد شده است . این مرحله از زندگی را روسو تولد دوم نامیده است (تقی پور ظهیر، 1376). لذا با توجه به حساس بودن دوران نوجوانی و نیز تغییرات مهمی که در این دوران در زمینه اعتقادات مذهبی و حالات رفتاری در فرد رخ میدهد تعیین تأثیر باورهای مذهبی در پیشگیری از رفتارهای پرخاشگرانه و افزایش قدرت سازگاری ضروری به نظر میرسد

     بنابر این پژوهش حاضر با هدف مقایسه میزان باورهای مذهبی باپرخاشگری و سازگاری دانش آموزان انجام میگیرد . تا به این ترتیب گامی دیگر در جهت تحقق اهداف پیشگیرانه در افزایش سازگاری و کنترل پرخاشگری نوجوانان و جوانان برداشته شود.

 

1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق:

       محققان در اکثر جوامع بشری چه از جنبه تاریخی و چه در زمان معاصر پنج نهاد اصلی را در شکل گیری شخصیت افراد مؤثر می دانند که عبارتند از : اجتماع ، خانواده، همسالان، مدرسه و مذهب ( شاملو، 1366). با مطالعه تاریخ ادیان ، می توان دریافت که انسان در تمامی ادوار حیات خود دارای مذهب بوده و شاید بتوان گفت که گرایش به مذهب همواره در انسان وجود داشته و به شکلهای وجدان، عقل، خرد و غیره بروز کرده است ( قدیانی، 1374). علامه طباطبایی (1363) دین را یک روش مخصوص در زندگی می داند که صلاح دنیا را به نحوی که موافق حیات دائمی حقیقی باشد، تأمین می کند.ماهیت پویای انسان از یک سو و سؤالات بی پاسخ بسیار در جوامع امروزی از سوی دیگر موجب شده است که توجه به مذهب نزد متخصصان بهداشت روانی مهم و غیر قابل اجتناب گردد .

       امروزه این نگاه که موضوعات فرا مادی جایی در حیطه علوم ندارند، کاملا تغییر کرده تا آنجا که برخی از سازمان های بهداشتی به بازنگری تعاریف موجود در مورد انسان و ماهیت بشر پرداخته اند. برای مثال سازمان جهانی بهداشت در تعریف جنبه های وجودی انسان به ابعاد : جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی اشاره می کندو بعد چهارم یعنی معنویت را نیز در رشد و تکامل انسان مطرح می ـ سازد (وست، 1383). در متن تجدید نظر شده ی چهارمین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-IV-TR) ، بخش جدیدی تحت عنوان ” مشکلات مذهبی یا معنوی ” وجود دارد . در این بخش این چنین می خوانیم : این طبقه زمانی به کار می رود که کانون توجه بالینی ، یک مشکل مذهبی یا معنوی باشد و نمونه هایی از قبیل تجربه های پریشان کننده از دست دادن ایمان یا تردید در مورد آن و مشکلات مربوط به گرویدن به دین جدید یا تردید در ارزشهای معنوی را شامل می شود(انجمن روانپزشکی آمریکا، 1384) . در مجموع اهمیت معنویت و تأثیر مذهب در بهداشت روانی و بهبود زندگی انسان ها طی چند دهه گذشته بیش از پیش مورد توجه روانشناسان و متخصصان بهداشت روانی قرار گرفته است.

        روانشناسان معروفی از جمله جیمز[8](1985)، آلپورت[9](1950) و یونگ[10](1969) به نقش و تأثیر مثبت مذهب بر زندگی افراد پرداخته اند و آن را مهم می دانند . اخیرا پژوهشهای متعددی در مورد اثر مذهب بر سلامت روانی انجام شده است و نتایج حاصل از این تحقیقات نشان دهنده ی اثر مثبت مذهب بر سازگاری و بهداشت روانی و اثر کاهنده آن بر نشانه های بیماری و اختلالات رفتاری از جمله پرخاشگری بوده است(سیف و نیکوی، 1383). به اعتقاد هاریسون[11] (2001) با وجود این که مدتهاست تصور می شود بین مذهب و سلامت روانی ارتباط مثبتی وجود دارد اما اخیرا روانشناسی مذهبی ، شواهد تجربی بسیاری را در این زمینه فراهم کرده است.

       دین به شکل خاصی در هر فرهنگ شناخته شده ای وجود دارد و می توان آن را از دیدگاه آیین ها ، شخصیت های نمادین و انواع دعاها بررسی کرد(کاظمیان مقدم، مهرابی زاده هنرمند، 2009) . اعتقادات دینی و مذهب به انسان آرامش می دهد ، امنیت فرد را تضمین می کند ، خلاء های اخلاقی، عاطفی و معنوی را در فرد و اجتماعات استحکام داده و پایگاه محکمی برای انسان در برابر مشکلات و محرومیت های زندگی ایجاد می کند( اسدی نوقانی، امیدی و حاجی آقا جانی، 2005) . تحقیقات نیز نشان می دهد که مذهب در زندگی نقش مهمی داشته و در بسیاری از افراد احساس تعلق و آرامش را به وجود می آورد (بدل[12]، 2002). دستورات و آیین های مذهبی اگر درست به کار گرفته شود می ـ تواند موجبات سلامت شادکامی و سازگاری افراد را در جامعه ای که در آن زندگی می کنند فراهم آورد.

      رابطه بین مذهب و سلامت در بسیاری از پژوهشها تأیید شده است . شریفی، مهرابی زاده هنرمند و شکرکن (1382) در برسی خود نشان دادند که بازخورد مذهبی با اختلال در سلامت عمومی رابطه منفی و با شکیبایی رابطه مثبت و معنا دار دارد. خداپناهی و خاکسار بلداجی (1384) طی پژوهشی با عنوان “رابطه جهت گیری مذهبی و سازگاری روان شناختی در دانشجویان ” دریافتندکه بین جهت گیری مذهبی و سازگاری رابطه معناداری وجود دارد. در پژوهش بهرامی احسان و تاشک(1383) بین جهت گیری مذهبی با افزایش سلامت روانی و کاهش اختلالهای روانی به رابطه مثبت معنا دار و توانایی پیش بینی سبک مقابله مذهبی مثبت توسط جهت گیری مذهبی مثبت دست یافتند. در این پژوهش بین حرمت خود و جهت گیری مذهبی نیز رابطه معنادار مثبت به دست آمد.

      با توجه به آنچه گفته شد و همچنین با توجه به نقش مذهب در تأمین سلامت روان افراد و پیشگیری از آسیبهای روانی و اجتماعی پژوهش حاضر می تواند با هدف یافتن پاسخی برای این سوال که آیا باورهای مذهبی در پیشگیری از رفتارهای پرخاشگرانه و بالا بردن سطح سازگاری دختران و پسران نوجوان مؤثر است نقش بسزایی را داشته باشد.

تعداد صفحه :102

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

پایان نامه مقایسه پیامدهای درمانگری پردازش شناختی و طرحواره درمانی بر متغیرهای زیست شناختی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی 

رساله

 (ph.D.) برای دریافت مدرک دکتری تخصصی

رشته روان­شناسی عمومی

گروه روان­شناسی

عنوان رساله:

مقایسه پیامدهای درمانگری پردازش شناختی و طرحواره درمانی بر متغیرهای زیست شناختی و روانشناختی جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه مزمن

شهریور 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان     صفحه

  فصل اول: کلیات پژوهش                                                                                                                  1

 مقدمه                                                                                                                              1

تعریف و بیان مسأله                                                                                                              4

اهمیت و ضرورت پژوهش                                                                                                              24                                             

اهداف پژوهش                                                                                                                 26

سؤال های پژوهش                                                                                                                        27

فرضیات پژوهش                                                                                                              28

متغیرهای پژوهش                                                                                                             28

تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها                                                                                        29

فصل دوم: گستره نظری و عملی پژوهش                                                                                     35

اختلال استرس پس از سانحه(PTSD)                                                                                        35

تعاریف اختلال استرس پس از سانحه و نقاط اشتراک آن‌ها                                                          35

ملاک‌های تشخیصی اختلال استرس پس از سانحه(PTSD)                                                              38

اختلالات وابسته با تروما و استرس، زیرگروه­های مرتبط با اختلال استرس پس از سانحه(PTSD)      46

اختلال استرس پس از سانحه در کودکان و نوجوانان                                                                 51

اختلال استرس پس از سانحه ثانویه (نیابی)                                                                                  52

همه‌گیرشناسی، جنسیت و همبودی یا هم ابتلایی در اختلال استرس پس از سانحه                            55

ز

رهیافت‌ها و الگوهای اصلی در تبیین اختلال استرس پس از سانحه                                                       62

درمان‌های روانشناختی در اختلال استرس پس از سانحه                                                       88

راهبردهای مقابله گری در مواجهه با استرس(راهبرد اجتناب)                                                             115

زیست‌نشانگرهای قلبی عروقی                                                                                                122

پیشینه پژوهش                                                                                                                 129

جمع‌بندی فصل دوم                                                                                                          142

فصل سوم: روش پژوهش                                                                                                    145

مقدمه                                                                                                                            145

طرح پژوهش                                                                                                                  145  

جامعه آماری پژوهش                                                                                                          146

نمونه و روش نمونه گیری                                                                                                   146

ابزارهای پژوهش                                                                                                              147

روند اجرای پژوهش                                                                                                         152

مروری بر جلسات روان‌درمانی                                                                                             153

شیوه تجزیه و تحلیل اطلاعات                                                                                             164

فصل چهارم: یافته های پژوهش                                                                                            166                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                          مقدمه                                                                                                                 166

گزارش توصیفی دادهای پژوهش                                                                                           166

تحلیل داده‌های پژوهش                                                                                                       171

ح

فصل پنجم: نتیجه گیری و بحث                                                                                           200

مقدمه                                                                                                                          200

مروری اجمالی بر فرضیه‌ها، مقایسه با یافته‌های ادبیات عملی پژوهش و طرح تبیین‌های نظری                 201

محدودیت ها                                                                                                                  214

پیشنهادهای پژوهشی و کاربردی                                                                                           216

منابع                                                                                                                           220

چکیده انگلیسی                                                                                                              259

مقدمه

               توانایی ادراک و پاسخ به تهدیدهای محیطی برای بقا حیاتی است، انسان­ها نسبت به اطلاعات تهدیدکننده گوش بزنگی هستند و قادرند که به‌طور سریع پاسخ­های زیست‌شناختی و رفتاری به تهدید را نشان دهند. اضطراب در طول زندگی نه‌تنها پیامدهای برای بهزیستی روان‌شناختی[1]بلکه بر سلامت فیزیولوژیکی و طول عمر تأثیرگذار است. درنتیجه افرادی که سطوح بالای از اضطراب را تجربه می‌کنند در معرض بیماری­های مختلفی در بزرگسالی هستند(اُدانواس، اسلاویچ، اِ پل و نیلان[2]، 2013). اگرچه، اضطراب واکنش طبیعی و ضروری به تهدید است و بر اساس ادراک ما از خطر اجازه واکنش را برای من فراهم می‌کند، این واکنش عمدتاٌ فرایندی ناهشیار و به‌طور منظم و در اغلب افراد و به شیوه­ای مناسب رخ می‌دهد. بااین‌وجود، اضطراب به‌طور مستمر و به شکل افراطیِ آن و در موقعیت­های عدم تهدید واقعی حاکی از یک اضطراب بنیادی و زیربنایی است(مان و وایت فیلد[3]، 2009). لذا، هیجان­ها در خدمت کارکردهای انطباقی هستند، اما وجودشان همواره کاربردی نیست(فرسکو، مِنین،هایمبرگ و ریتر[4]، 2013).

            یکی از انواع بیماری­های روانپزشکی که تا قبل از سال(2013) در طبقه اختلالات اضطرابی قرار می­گرفت و به دنبال یک رویداد آسیب­زا[5](تروماتیک) ممکن بود قربانیان را مبتلا کند، اختلال استرس پس از سانحه[6](PTSD) است.

           در چهارمین راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی[7](DSM-IV) هفده نشانه را در سه دسته(تجربه مجدد[8]، اجتناب و کرختی هیجانی[9] و تحریک‌پذیری بیش‌ازحد[10]) برای این اختلال معرفی‌شده است: افکار مزاحم یا رخنه کننده در مورد آسیب [11]، رویاهای مکرر در مورد آسیب[12]، پس‌نگری‌ها[13]، واکنش­های هیجانی به سرنخ‌های آسیب[14]، واکنش‌های فیزیولوژیکی به سرنخ­های آسیب[15]، اجتناب از افکار مرتبط با آسیب[16]، اجتناب از یاد آورنده‌های آسیب[17]، ناتوانی در به یادآوردن برخی از جنبه‌های آسیب[18]، کاهش علائق[19]، فاصله گرفتن از دیگران[20]، عاطفه محدود[21]، احساس کوتاه شدن آینده[22]، اختلالات خواب[23]، تحریک‌پذیری[24]، اشکال در تمرکز[25]، گوش بزنگی[26] و تشدید واکنش از جا پریدن[27](مارشال، شل و مایلز[28]، 2013 و الهای، لاین، استاین برگ، برایمر[29] و همکاران، 2013). به دنبال آن، به دلیل شیوع قابل‌توجه، سیر مزمن و ناتوان‌کنندگی بالا و همچنین پیامدهای منفی این اختلال بر طیف وسیعی از کارکردهای روانشناختی، زیستی و اجتماعی افراد مبتلا، انجمن روانپزشکی آمریکا(APA)[30] در جدیدترین ویراست منتشرشده یعنی پنجمین راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی[31](DSM-5)، اختلال مذکور از طبقه اختلالات اضطرابی خارج و در دسته­ای مجزا به نام اختلالات آسیب(تروما) و وابسته به استرس[32] جای‌داده است. در این ویراست جدید، چهار خوشه از نشانگان برای اختلال استرس پس از سانحه فهرست شده است: رخنه کننده­ها[33] (مانند کابوس­ها[34]، پس‌نگری‌ها و افکار مزاحم در مورد رویداد آسیب­زا)؛ اجتناب(مانند دوری جستن از افکار و یادآوردنده­های رویداد آسیب­زا)؛ تغییرات منفی در شناخت‌ها و خلق[35] (مانند کاهش علاقه به فعالیت­های مهم، کرختی هیجانی[36]، باورهای منفی مستمر و هیجان­های مرتبط با آسیب) و نهایتاٌ تغییرات در برانگیختگی و واکنش‌پذیری[37] (مانند افزایش رفتارهای خود-آسیب رسان و پرخاشگرانه و افزایش برانگیختگی فیزیولوژیکی)(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013). بررسی­های همه‌گیرشناسی حاکی از آن است که بین 60 تا 90 درصد افراد حداقل یک‌بار رویدادی بالقوه آسیب‌زا را در خلال زندگی‌شان تجربه می‌کنند(موریس و روآ[38]، 2013)؛ این در حالی است که عموماٌ احساسات آشفتگی به‌تدریج باگذشت زمانی کوتاه پس از رویداد بالقوه آسیب‌رسان کاهش می‌یابند. با این شرایط، حدود 10 درصد از این افراد، متعاقب آن به اختلال استرس پس از سانحه مبتلا می­شوند(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ نقل از کُخ، ون زویدن، ناواین، فریجلینگ[39]، و همکاران، 2014).

         شایع‌ترین عامل ایجاد اختلال استرس پس از سانحه در زنان مورد تجاوز واقع‌شدن و در مردان وقایع جنگی است(سیرتی نیر، عبادی، فلاحی­خوشکناب و تولایی، 1391). آسیب­های روانی ناشی از جنگ بلندمدت است و باگذشت سه دهه از جنگ تحمیلی عراق بر ایران هنوز اطلاعات موجود درباره وسعت صدمات و عوارض ناشی از جنگ برای جانبازان ناکافی است و این در حالی است که جانبازان از گروه‌های آسیب‌پذیر و در معرض خطر است. با توجه به شیوع نگران‌کننده اختلالات روانی در این گروه، سلامت روانشناختی شرکت‌کنندگان در جنگ یک خط پژوهشی و مداخله‌ای را در جهان به خود اختصاص داده است(احمدی، حبیبی، احمدی زاده، شاهی و همکاران، 1391). محدودیت در اجرای پژوهش­های کاربردی بر اساس درمان­های صرفاٌ اختصاص‌یافته به اختلال استرس پس از سانحه(مانند درمان پردازش شناختی[40](CPT) به‌عنوان درمانی نسبتاٌ جدید و با حمایت تجربی بالا) و مقایسه آن با رویکردهای درمانی به کار گرفته‌شده در طیف وسیعی از اختلالات روانی(مانند شناخت درمانی متمرکز بر طرحواره[41]) و عدم مقایسه اثربخشی آن‌ها در ارتباط با جامعه آماری جانبازان جنگ از یک‌سو و از طرف دیگر، خلأ و ضعف ادبیات پژوهش خصوصاٌ در داخل جهت ارائه نتایجی از پیامدهای درمانگری­های روانشناختی هم بر متغیرهای روانشناختی و هم ‌زیست‌نشانگرهای قلبی عروقی[42] به‌طور همزمان، زمینه و انگیزه اجرای مطالعه حاضر را فراهم نمود. در بخش بیان مسأله، این رویکردهای درمانی، مبانی نظری و عملی آن­ها و متغیرهای روانشناختی و زیست‌نشانگرهای قلبی عروقی در ارتباط با اختلال استرس پس از سانحه به‌تفصیل ترسیم خواهد شد.

1-2- تعریف و بیان مسأله

         ویژگی اساسی همه موجودات زنده توانایی واکنش، مقابله، و سازگاری با منابع بیرونی و درونی ایجادکننده اختلال است. پاسخ به استرس به‌عنوان واکنشی ارائه‌شده از طریق سلول­ها، بافت­ها، و ارگانیسم به هر عامل یا عوامل فیزیکی، شیمیایی یا زیست‌شناختی تعریف می‌شود که آغازگر مجموعه‌ای از وقایع زیست‌شناختی تسهیل‌کننده و ارتقادهنده انطباق و بقا را در پی دارد. نتایج و آثار استرس بسته به‌شدت، تداوم و فراوانی آن، مصرف انرژی و دیگر اختلالات سوخت‌وساز می‌تواند مضر یا مفید باشد(دِمیروویچ و راتان[43]، 2013). علی‌رغم کاربرد روزافزون کلیدواژه استرس در علوم مختلف هنوز در مورد ماهیت و تعریف آن توافق چندانی وجود ندارد. موضع‌گیری‌های مختلف در مورد استرس را می‌توان در چهار سطح مفهومی خلاصه کرد: استرس به‌عنوان یک محرک؛ استرس به‌عنوان یک پاسخ؛ استرس به‌عنوان یک کنش متقابل؛ و استرس به‌عنوان الگویی از پردازش اطلاعات(پاشایی، 1388؛ نقل از رسولی، رزمی زاده و سدرپوشان،1392). استرس‌زاها[44] به‌عنوان محرک‌های برانگیزاننده، تنفرانگیز، و غیرقابل‌مهار یا غیرقابل‌پیش‌بینی تعریف می‌شوند(کیم و دایموند[45]،2002؛ نقل از هلمریچ، تای لی، کریستینسن و کوبالا[46]، 2012)که موجب واکنش‌های هورمونی و رفتاری چندگانه‌ای می‌شوند.

         به‌منظور فراهم شدن درک مناسبی از سبب‌شناسی اختلال استرس پس از سانحه به‌عنوان یکی از پیامدهای اصلی حضور در جنگ، تبیین­های نظری مختلفی ارائه‌شده است که با تمرکز بیشتر بر تبیین­های شناختی در راستای رویکردهای درمانی موردمطالعه در این رساله به چندین مورد از آن­ها اشاره می‌شود: اهلرز وکلارک[47](2000؛ نقل از کایند، وان در هاوت، آرانتز و دراست[48]، 2008) دو نوع از پردازش که به‌طور معکوس به حالات پردازش مربوط‌اند را معرفی می‌کنند: پردازش ادراکی[49]( پرداش مشتق از داده[50] یا پردازش از پایین به بالا[51])که بیشتر به تأثرات حسی از موقعیت و خصوصیات ادراکی موقعیت معطوف است و پردازش مفهومی[52](پردازش از بالا به پایین[53])که با بسط معنایی و توجه به بافت نسبت به ویژگی­های دریافتی رویداد پیوند دارد. بر اساس این تبیین، افرادی که عمدتاٌ به پردازش داده محور در طی آسیب مبادرت می‌ورزند، در مقایسه با افرادی که بافت و معنای رویداد را بسط می‌دهند، انتظار بالاتری برای ابتلا به استرس پس از سانحه را می‌توان برایشان متصور شد. به‌بیان‌دیگر رمزگردانی شدیدتر اطلاعات ادراکی و رمزگشایی ضعیف‌تر اطلاعات مفهومی در حین آسیب نشانگان بعدی را پیش‌بینی می‌کند(ساندرمن، هاوشیلد و اهلرز[54]، 2013). درمجموع بر مبنای الگوی مذکور می‌توان اظهار داشت که تعادل نسبی بین این دو نوع پردازش از تعیین‌کننده‌های اساسی جهت پیش‌بینی اختلال استرس پس از سانحه به دنبال یک رویداد آسیب‌زا تلقی می‌شود(لی، لی، لی، کیم[55] و همکاران، 2013).

         نظریه­های پردازش اطلاعات در تفسیرهای خود از اختلال استرس پس از سانحه مدعی هستند که افراد مبتلابه این اختلال با احتمال بیشتری تهدید را در محیط خود ادراک می‌کنند و آن به سبب سوگیری­هایی است که آن­ها به ماشه چکان­های تهدید نشان می‌دهند(واتسون[56]، 2013). رسیک و اشنایک[57](1992؛ نقل از نریمانی، بشر پور، قمری گیوی و ابوالقاسمی، 1392). با استناد به مبانی رویکرد پردازش معتقدند که اطلاعات داده­های مربوط به حادثه آسیب­زا به شکل قالب شبکه­های ترس در مغز ذخیره می‌شوند. در پیوند با تبیین­های مبتنی بر نظریه­های پردازش اطلاعات، اختلال استرس پس از سانحه را با نقص در سرعت پردازش اطلاعات و حداقل ضعف در انحراف توجه از محرک­های فراخوان آسیب مرتبط می‌دانند(قریشی، لانگ، برادشاو، پاین[58] و همکاران، 2011؛ توام لی، آلارد، تورپ، نورمن[59] و همکاران، 2009؛ واسترلینگ، دوک، برای لی، کانستنس[60] و همکاران، 2002؛ نقل از شوایت اوردر، روزن، توام لی، آیرز[61] و همکاران، 2013).

         مطابق با الگوهای شرطی­سازی، رویداد آسیب­زا به‌عنوان یک محرک غیرشرطی هستند که پاسخ­های غیرشرطی توأم با ترس شدید و برانگیختگی بالا را فراخوانی می‌کنند. طی این فرایند محرک­های شرطی شده مانند تصاویر، صداها و بوها که در زمان آسیب وجود داشته‌اند، با محرک‌های غیرشرطی پیوند می‌خورند و نتیجه این همراه شدن امکان فراخوانی پاسخ‌های شدید ترس و تجربه مجدد آسیب در غیاب محرک‌های غیرشرطی است که منجر با ناتوانی فرد آسیب‌دیده در تمایز بین علائم خطر و امنیت می‌شود و تداوم اختلال را موجب می‌گردد(سیجی براندیج، انگلهارد، لوممن، لیر[62] و همکاران، 2013).

        در فرمول‌بندی نظری از اختلال استرس پس از سانحه توجه به نقش حافظه در تداوم نشانگان این اختلال کانون توجه نظریه‌پردازان مختلفی بوده است: به‌عنوان‌مثال، نظریه بازنمایی­های دوگانه[63]در مفروضه سازی خود دو نوع از بازنمایی­های حافظه در خلال وقوع یک رویداد آسیب‌زا را در کانون توجه خود قراردادهاست: یکی از آن­ها شامل جزئیات حسی و حالت عاطفی/هیجانی در زمان تجربه کردن رویداد است(بازنمایی­های محدود به حس[64]) و دیگری مشتمل بر زیرمجموعه‌ای از درون داده­های حسی است که در یک توصیف انتزاعی ساختاری رمزگردانی می‌شود در سرتاسر بافت فضایی و شخصی که فرد رویداد را تجربه می‌کند (بازنمایی بافتی[65]). این دو بازنمایی در ابتدا به‌واسطه نوع درون داد متمایز نمی‌شوند بلکه جنبه‌های متفاوتی از درون داد هستند که به دلیل نوع پردازش از یکدیگر متمایز شده‌اند(بروین و بُرجس[66]، 2014). در تبیین دیگری، افزایش حافظه کاذب[67] که عبارت است از یادآوری وقایعی که هرگز اتفاق نیفتاده‌اند یا تحریف یک تجربه است در مبتلایان به اختلال استرس پس از سانحه گزارش‌شده است(نِمِتس، ویتزتوم و کُتلر[68]،2002؛ نقل از خسرو پور، ابراهیمی نژاد، بنی اسدی و فاریابی، 1391)؛ علاوه بر این، فرضیه تعدیل اثر[69] یک کاهش اختصاصی در ظرفیت حافظه به‌عنوان راهبردی اجتنابی جهت محدودتر شدن اثرات آسیب در مبتلایان به اختلال استرس پس از        سانحه را مطرح می‌کند(عبدی، مرادیان و اکرمیان، 1388)؛ و نهایتاٌ گزارش‌شده است که کاهش ظرفیت حافظه سرگذشتی[70](حافظه رویدادها در مورد خودمان) باتجربه مجدد آسیب و اجتناب ارتباط دارد(رابینسُن و جابسُن[71]، 2013).

تعداد صفحه :275

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]