منبع تحقیق با موضوع خانواده ها، آموزش و پرورش، وزارت خارجه

؟ آيا جامعه اعتماد و اطمينان و امنيت خود را از دست نمي دهد ؟آيا قتل آدم کشي و مصرف اعتياد و الکل و قرص هاي روان گردان سلامت و صحت خانواده ها و افراد را تهديد نمي کند ؟ آيا انجام فرايض ديني و مذهبي به فراموشي سپرده نمي شود ؟ آيا آرمان هاي ملي و مذهبي مثل علاقه به قهرمانان و الگوهاي برتر ديني مثل امامان و پيامبران و ائمه فراموش نمي شود ؟ آيا چهره قهرمانان ادب و فرهنگ و شعر و قصه و شاعري و اساطيري نابود نمي شود ؟ آيا شدت اعمال پليس زياد نمي شود ؟ آيا قضاوت و مراکز قضايي مملو از شکايت و درگيريها و بهم ريختن عناصر دروني حريم خانواده ها نمي شود ؟ آيا شغل و تعهد و الزام به انجام کار براي رضاي خدا و رضايت مردم جاي خود را به هوس و روابط افراد و … نمي دهد ؟ آيا هرج و مرج وگناه و مصرف کالاهاي آرايشي زياد نمي شود ؟آيا مصرف گرايي و مدگرايي باعث تعطيلي کارگاههاي توليد نيازهاي اساسي و اصيل اوليه مثل توليد کشاورزي و صنعتي و باز گشايي کانون هاي هوس و مد و چهره نمايي وتوليد لباس هاي آنچناني و مصرف مواد مخدر و مهوش و … نمي شود ؟ و اقتصاد و اجتماع و تعليم و تربيت و تکنولوژي و صنعت و توليد کشاورزي جاي خود را به بي اعتمادي و رقص و مد گرايي و لذت هاي آني و هوس هاي زودگذر و تخريب اذهان عمومي و هدف هاي اصيل انساني و مذهبي و ملي نمي شود ؟
اهداف تحقيق :
هدف عمده تحقيق حاضر يک چيز است .
راه هاي رسوخ مد هاي غير متعارف در جامعه : اما اين جمله کوتاه و خبري بسيار عميق وگسترده است . در نتيجه با يک جمله و گزاره نمي توان به هدف ومقصود رسيد چنانچه امروزه دولت ها و ملت ها با برنامه ها و سياست ها در صدد جلوگيري از اين موضوع هستند ولي سال به سال ميزان و گستره نفوذ اين مدل هاي غير متعارف در جوامع مختلف زياد مي شود . بر اين اساس هدف هاي اين تحقيق عبارتند از :
1- تعريف مد يا مدل هاي غير متعارف
2- راه هاي نفوذ و ورود مدل هاي غير متعارف به جامعه
3- علل و عوامل پذيرش اين مدل ها و مد ها
4- طبقات و گرو هاي پذيرنده
5- آسيب هاي ناشي از اين نفوذ در ميان جامعه
6- سياست ها و خط مشي عمومي و سياست گزاران
7- وظايف و کارکرد هاي خانوادگي
8- وظايف و نقش نهادهاي مرتبط با مبارزه با نفوذ مدل هاي غير متعارف
9- نوزايي و تحولات در مدل هاي متعارف خودماني
10- فرهنگ سازي و مدل گرايي ملي و مذهبي
متغير هاي تحقيق :
در آغاز و معني و مفهوم اوليه تحقيق بنظر مي رسد . که تحقيق توصيفي و يک سويه است يعني چه راه هايي براي رسوخ مد در ايران بوجود آمده است . که کاملاً صحيح ودرست است . وميتوان با استفاده از منابع و کتاب ها و گزارش ها وبخصوص داده هاي جرايدي و انعکاسات را ديد و تلويزيون و ماهواره ها به اين امر پرداخت
اما در درون جمله و موضوع متغيرها وجود دارند .
متغير مستقل : راه هاي نفوذ و رسوخ مد
متغير وابسته : مدگرايي
يعني مي توان مدگرايي را در کنار راه هاي نفوذ و رسوخ آن کاملاً به تصوير کشيد و از طريق ادبيات و مباني نظري به بحث تقليد و انواع تقليد که مايه و زيربناي مد هستند ، پرداخت و در فصل سوم به راه هاي جلوگيري از اين عوامل اشاره و در يک فرآيند آماري اين تعامل و شرايط را بررسي کرد . که در اين تحقيق کاملاً و به صورت دقيق به موضوع تقليد به عنوان دست مايه مدگرايي اشاره شده است . و راه هاي رسوخ که در بيان مسئله به عمده آنها اشاره گرديد.
فرضيه و سوالات تحقيق :
– هر چقدر الگوهاي متعارف در جامعه کم باشد گرايش جوانان به الگوهاي متعارف افزايش مي يابد .
– هر چه ايستايي و رکود مدل لباس و رنگ و رفتار در جامعه کهنه و قديمي و متروک باشد توجه به مدل هاي وارداتي در ميان جوانان و نوجوانان افزايش مي يابد .
سوالات :
1- چه نوع از الگوها و مدهايي با هنجارها و باورهاي ما متناسب است ؟
2- جامعه ما خود چه الگوها و مدهايي دارد ؟
3- چه برتري هايي مدل ها و الگوهاي ما نسبت به الگوهاي وارداتي دارد ؟
4- چه کساني از الگوها و مدل هاي وارداتي استقبال مي کنند ؟
5- چه الگوها و مدل هايي نامتعارف هستند ؟
6- چگونه مي توان الگوها و مدل هاي داخلي را رواج و توسعه داد؟
7- چه راهکارهايي براي جلوگيري از ورود الگوها و مدل هاي نامتعارف وجود دارد؟
8- خانواده ها در اين زمينه چه نقشي دارند؟
9- دولت و سياستهاي دولتي در اين زمينه چه نقشي دارد؟
10- نهادها و ارگان ها ( راديو و تلويزيون و نهادهاي مرتبط ارشاد ، آموزش و پرورش ، تبليغات اسلامي وزارت خارجه ، وزارت اطلاعات و … ) در اين زمينه چه نقشي دارند ؟
تعاريف واژه ها و اصطلاحات :
تعاريف واژه ها و اصطلاحات در اين تحقيق همان تعاريف عملياتي هستند زيرا در تعاريف واژه ها و اصطلاحات واژه مبهم و گنگي وجود ندارد – که مي توان به واژه هاي زير اشاره کرد .
جوانان : گروه سني جواناني که از حدود 16 تا 22 سالگي قرار دارند .
( شعاري نژاد )
نوجوانان : گروه سني نوجواناني که در حدود 18 – 12 سالگي قرار دارند
( شعاري نژاد )
مد : فراواني يک رفتار به صورت افزايشي و مورد پسند در جامعه از سوي جوانان
مد : گاهي به لباس به مو و يا به طرز آرايش و رفتار و يا حتي بيان و سخن گفتن نيز مي انجامد . ( خانم رهبر – شب پنجشنبه 13 / 4 / 87 از شبکه 4 ساعت 5/10 شب )
تعاريف عملياتي :
مد : رفتاري که تکرار و اجراي آن در جامعه چشمگير و باعث الگو پذيذي سايرين به سوي افزايش قابل توجه کمي باشد ( رهبر – همان مآخذ)
فراواني : تعداد دفعات انجام و تکرار يک رفتار و يا يک پوشش در مورد جوانان ( دلاور 1371 )
تقليد : تبعيت و پيروي يک رفتار از يک منبع و الگو ( کاردان ، 1372)
فصل 2
ادبيات و پيشينه تحقيق
مباني نظري و تئوريک و تحقيقات و مطالعات
تقليد ومدل گرايي در يادگيري بوسيله مشاهده
بخش زيادي از يادگيري انسان از طريق شرطي سازي کلاسيک و در نتيجه تقويت يا تنبيه صورت نمي گيرد ، بلکه از طريق مشاهده انجام مي شود . دو روان شناس که نوشته ها و آزمايش هاي آنها مکرراً بر اين واقعيت تاکيد دارند ، آلبرت بندورا1 و ريچارد اچ . والترز2 هستند . بندورا و والترز در کتاب کلاسيک خود به نام يادگيري اجتماعي و رشد شخصيت ( 1963 ) ، نشان دادند که نظريه يادگيري سنتي بسيار ناقص است ، چون نقش يادگيري مشاهده اي را ناديده گرفته است . به طوري که ديديم ، نظريه يادگيري سنتي بر اهميت تجربه فردي تاکيد مي ورزد : فرد رفتارهايي را انجام مي دهد و پيامدهاي بعدي آن را تجربه مي کند . نکته بندورا و والترز اين است که يادگيري به مقدار زياد از طريق تجربه جانشيني3 رخ مي دهد و نه تجربه شخصي : ما رفتار ديگران را مشاهده مي کنيم ، پيامدهاي رفتار آنها را مي بينيم ، و بعداً ممکن است از رفتار آنها تقليد کنيم . به طور خلاصه ، بندورا و والترز مدعي اند که رويکرد سنتي به يادگيري که بر تجربه شخصي و تمرين تاکيد دارند ، ناکافي است و فقط مي تواند برخي از انواع يادگيري و نه همه آنها را تبيين کند . به طوري که عنوان کتاب فوق نشان مي دهد، بندورا و و الترز علاقه مند بودند بدانند که چگونه مردم شخصيت متفاوتي را پرورش مي دهند ( براي مثال ، چرا برخي از افراد درون گر هستند و ديگران برون گرا ، برخي صلح جو هستند و ديگران پرخاشگر ، برخي سخت کوشند و ديگران تنبل ) . آنها پيشنهاد کردند در حالي که برخي از تفاوت هاي شخصيت پايه ارثي دارند ، بيشتر آنها ناشي ازتجربه هاي يادگيري فرد هستند . آنها رويکرد فرويدي يا روان پويشي به شخصيت را که بر تعامل نيروهاي رواني ناهشيار در تعيين شخصيت فرد تاکيد دارد، رد کردند.
بندورا و والترز همانند فرويد معتقدند که تجربه هاي اوليه کودکي مي توانند تاثير مهمي بر شخصيت بزرگسال داشته باشند ، ولي به نظر آنها ، اين تجربه ها از طريق اصول نظري? يادگيري اجتماعي ، تاثيرات خود را اعمال مي کنند . منظور بندورا و والترز از نظريه يادگيري اجتماعي ، ترکيب (1) اصول سنتي شرطي سازي کلاسيک و کنشگر ، به علاوه (2) اصول يادگيري مشاهده اي يا تقليد بود . بنابراين ، آنها گمان مي کردند که اصول نظريه يادگيري سنتي را رد نمي کنند ، بلکه يک اصل يادگيري مهم را به آن اضافه مي کنند.
( مازور ، 1989) .
بعدا در اين فصل به بررسي برخي از شواهد جمع آوري شده توسط بندورا و والترز و ديگران خواهيم پرداخت که نشان مي دهند يادگيري مشاهده اي واقعا عامل کمک کننده مهمي به تفاوتهاي شخصيت در بين افراد است .
ابتدا، به بررسي چندين نظريه مختلف درباره اينکه چرا اصلا تقليد رخ مي دهد، مي پردازيم و تحليل بندورا را از عواملي که تعيين مي کنند چه موقع رفتار تقليدي مشاهده مي شود و چه موقع مشاهده نمي شود ، مورد بررسي قرار خواهيم داد.
نظريه هاي تقليد
تقليد به عنوان يک غريزه
چند تن از نخستين روانشناسان ( مثل بالدوين ، 1906؛ مورگان ، 1896؛ مک دوگال ، 1908) اعلام داشتند که انسان و حيوانات ، گرايشي فطري به رفتارهايي دارند که مي بينند ديگران آنها را انجام مي دهند .
ويليام جيمز1 ، هنگام بحث درباره گرايش کودک به تقليد گفتار و حرکتهاي بزرگسالان ، و گرايش بزرگسالان به صحبت کردن ، راه رفتن و رفتار کردن همانند ديگران ، بيان داشت : ” اين نوع تقليد گري که انسان و حيوانات گروه زي مشترکاً از آن برخوردارند ، به معني کامل کلمه ، نوعي غريزه است ….”
( ص 408) . اين باور که تقليد گرايشي فطري است ، تا اندازه اي از شواهدي ناشي مي شود مبني بر اين که کودکان مي توانند از حرکتهاي يک بزرگسال تقليد کنند . براي مثال ، مک دوگال ( 1908) گزارش داد که کودک چهار ماهه او هنگامي که يک بزرگسال زبانش را بيرون مي آورد ، همين کار را مي کند . البته ، احتمال اينکه کودک اين پاسخ را به اين دليل که تقويت شده است .
( با لبخند و خنده بزرگسال ) يادگرفته باشد نمي توان به کلي نا ديده گرفت . پژوهشهاي جديدتر ، شواهد بسيار نيرومندتري را براي گرايش فطري به تقليد در اختيار مي گذارند .
ملتزوف1 و مور2 ( 1977) ، در چند آزمايش به دقت کنترل شده ، مي خواستند تعيين کنند که آيا کودکان 12تا 21روزه هر يک از چهار حالت زير را که توسط يک آزمايشگربزرگسال انجام مي شد ، تقليد خواهند کرد يا خير : غنچه کردن لبها ، باز کردن دهان ، بيرون آوردن زبان و حرکت متوالي انگشتان . آزمايشگر هر يک از اين حرکت ها را يکي در هر بار انجام مي داد ، سپس منتظر مي ماند که ببيند آيا کودک آن را کپي خواهد کرد يا خير . از رفتار کودک فيلمبرداري ويديويي مي شد و بعدا توسط افرادي که نمي دانستند کودک کدام يک از اين چهار حالت را در کوشش معيني مشاهده کرده بود ، نمره گذاري مي شد . ملتزوف و مور گرايش قابل اطميناني را در کودکان براي تقليد رفتار خاصي که تازه مشاهده کرده بودند ، يافتند . به خاطر نورس بودن اين کودکان ، بسيار بعيد به نظر مي رسد که اين گونه رفتارهاي تقليدي توسط والدين آنها تقويت شده باشد . در واقع ، تمام والدين اظهار داشتند که آنها هرگز رفتار تقليدي را در کودکانشان نديده بودند و اکثرا احساس مي کردند که چنين رفتاري در اين سن کم غير ممکن است .
نتايج ملتزوف و مور ، هنوز هم مورد اختلاف و بحث انگيز است ، اما چندين بار تکرار شده است . اين توانايي نوزادان در تقليد انواع حالتها از اين نظر جالب است که پيشنهاد مي کند انسانها با استعداد پيوند دادن درون داد ديداري ( ديدن بزرگسالي که حالت خاصي را به خود مي گيرد ) با مجموعه اي از حرکتهاي عضلاني متولد مي شوند که به کودک امکان تقليد از آن درون داد ديداري را مي دهد . توجه داشته باشيد هنگامي که کود

منبع تحقیق با موضوع خانواده ها، فرهنگ و تمدن، آموزش و پرورش

نشجويان و همكلاسي هاي دانشگاهي در تهيه و امكانات ادامه تحقيق
4- از جوانان و نوجوانان در شركت در جمع آوري اطلاعات و تنظيم و تكميل پرسشنامه
5- از پدر و مادر خانواده ام در تحمل و تشويق اينجانب به ادانه كار و تهيه و اتمام اين پروژه
6- و از همه مهم تر از استادفرزانه ام دكتر جليلي كه گام به گام در تهيه و نگارش اين پروژه از هيچ كوششي دريغ نورزيدند و از خداوند براي ايشان و ساير مساعدت كنندگان خير دنيا و سعادت آخرت مسئلت مي نمايم.
زهرا گوهرآمالي
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول
(كليات تحقيق)
مقدمه 2
كليات 4
اهميت مسئله 7
اهداف تحقيق 10
متغيرهاي تحقيق،فرضيه و سؤالات تحقيق 11
تعاريف واژه ها و اصطلاحات 13
فصل دوم
(ادبيات و پيشينه تحقيق)
تقليد و مدگرايي در يادگيري بوسيكه مشاهده 15
نظريه هاي تقليد 17
ارزيابي نظريه هاي تقليد 33
عواملي كه بر احتمال وقوع تقليد اثر مي گذارند 37
انگيزش پيشرفت 45
فوبيها و ترسها و شناخت ها 53
سرمشق گيري در رفتار درماني 58
فراگيري رفتارهاي جديد 63
خلاصه فصل 67
فصل سوم
(روش تحقيق)
روش تحقيق 71
نمونه آماري و حجم نمونه 72
ابزار گردآوري اطلاعات 74
روش گردآوري اطلاعات 75
روش آماري 76
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل چهارم
(تجزيه و تحليل داده ها)
تجزيه و تحليل توصيفي 78
نمودار فراواني 81
تفسير آماري 82
تفسير درصدي 84
تحليل آماري 86
نتيجه آماري 88
فصل پنجم
(نتيجه گيري)
نتيجه گيري 90
محدوديت ها و ملاحظات پژوهش 93
پيشنهادات 94
منابع و مآخذ 95
پرسشنامه 96
فصل 1
مقدمه
( کليات ) بيان مسئله
اهميت مسئله
اهداف و مقاصد تحقيق
متغيرهاي تحقيق
فرضيات و سوالات تحقيق
” مقدمه ”
جامعه خود به خود معني و مفهوم ندارد . اصولاً جامعه مفهومي انتزاعي و ساخته تفکرات و ذهني بشري است که در اثر اجتماع و جمع شدن عده اي از افراد و اعضاي خانواده در يک مجموعه و محله و اقليم و مکان اطلاق مي گردد و چون بشر از آغاز خلقت به صورت جمعي زندگي کرده و براي رفع نيازهاي اوليه و برقراري نيازهاي ارتباطي و نيز عاطفي و ترس از خطرات حيوانات درنده و رعد و برق و سيل و زلزله سعي در گردهم آيي و در کنار هم زيستن داشته اند . ( کاردان ، 1373)
هر امر اجتماعي و پديده اجتماعي عبارت است ، هر موقعيت ، هر رابطه يا واقعيتي که به نحوي يکي از جنبه هاي حيات اجتماعي را توجيه کند.
( محسني منوچهر ، 1366 ) “16”
بنابراين اجتماعي بودن موجود انسان امري مسلم و علي حده ( عليحده ) است و رفع نيازهاي انساني بوسيله يکديگر يک پديده طبيعي و اجتناب ناپذير است پس قلمرو انسان ها در گروه و روابط بين آنها در بستري از نيازهاي طبيعي و اجتماعي و عاطفي و … در روي کره خاکي پراکنده و مستتر است .
امروزه نيازها متنوع و پيچيده نشده و هزاران نياز اقتصادي ، اجتماعي ، هنري ، علمي ، فني ، تحصيم ، عاطفي ، ورزشي و … درهم تنيده شده اند و با توجه به رشد و توسعه تکنولوژي و ارتباطات ، هنسون ، تکنولوژي هاي جديد ارتباطي ، 1373 ترجمه حيدري ) .
سرعت ارتباط و انتقال پيام ها چه از نوع پيام هاي شغلي و تحصيلي و علمي و پژوهشي و اقتصادي و سياسي و چه از نوع هنري و اجتماعي و ورزشي و غيره به سرعت در سراسر جهان پراکنده و دريافت مي گردد . آنچنانکه اگر در کره زمين در بالاترين نقطه قطب شمال اتفاقي بيفتد در جنوبي ترين نقطه کره زمين در طول فقط چند دقيقه ارتباط برقرار و پيام قابل شنيدن و ديدن و … مي باشد .
اين مسئله در مورد امور و پديده هاي نابهنجار نيز وجود دارد و گروه هاي زيرزميني و مافيا مي توانند اطلاعات و پيام ها را در کوتاه ترين زمان به گيرندگان خود منتقل کنند . در اين تحقيق نوع ديگري از نفوذ و رسوخ در اجتماعات مختلف را در نظر داريم که پديده ها و امور و رفتارهاي مدي
( Fashen ) که برخي حتي مورد قبول هنجارهاي جامعه ما نيستند . چگونه وارد جامعه شده و ترويج مي شدند و راه هاي مقابله با آن چگونه است ؟
” کليات ”
بيان مسئله
وَ کَذلِکَ سَوَّلَت لي نَفسي ( طه ، 96 )
نفس من کار مرا برايم زيبا جلوه مي دهد . ( نصري ، 1372) “7/3”
همه صاحب نظران و انديشمندان و حکما و فيلسوفان و متخصصان قديم و جديد معتقدند که نيازهاي انساني دو قسم است . الف) نيازهاي اوليه ب) نيازهاي ثانويه
نيازهاي اوليه شامل نياز به غذا ، پوشاک ، امنيت ، مکان ، توليد مثل ، درماني و … و نيازهاي ثانويه مثل تفريح و ورزش و هنر و …
در همه دنيا نيازهاي اوليه اصل است و همه کشورها و دولت ها هر کدام به نوعي از طريق برنامه هاي اقتصادي و اجتماعي و طرح ها و لوايح گوناگون حمايتي و تشويقي و ضمانت کاشت و داشت و برداشت محصولات و توليدات و نظام عرضه و تقاضا به همه مردم شهرها و روستا خدمات مختلف اجتماعي و مدني ارائه مي نمايد .
در بعد اجتماعي روابط گروه ها و اجتماعات از طريق نهادها و موسسات و سازمان ها شکل مي گيرد و در اين برهه قانون و روابط سنتي و مذهبي و ارتباطي با هم تلفيق شده و فرهنگ و تمدن هر جامعه را شکل مي دهد .
( عاري نژاد ، 1365)
روابط پيچيده مردم با يکديگر و گروه ها با گروه هاي ديگر در شيوه هاي رسمي و غيررسمي و در قالب قوانين و مقررات اجتماعي و اخلاق و آداب و رسوم و سنت هاي ديني و اعتقادي مجموعه گسترده اي از رفتارهاي مختلف در زمينه هاي پوشاک و خوراک و روابط اجتماعي و اخلاق و نگرش ها و گرايش ها را بوجود مي آورد .
مثلاً گروه هاي دانش آموزي با ارشاد اسلامي و معلمان و خانواده ها و فعاليت هاي کتابخانه اي و گروه هاي تحصيلي و آموزش کنکور در ارتباط هستند . و اين نهادها خود با نهادهاي بزرگتر نظير وزارت فرهنگ و آموزش و پرورش و آموزش عالي و غيره در ارتباط هستند . صدا و سيما و روزنامه ها و مجلات و بولتن هاي خبري و ورزشي اين روابط را برجسته و اطلاع رساني مي کند و چون خود وسايل ا رتباط جمعي و خبرنگاران و راديو و تلويزيون از ماهواره و روابط بين الملل تاسي و تاثير مي گيرند ممکن است . رفتار و مدل آموزشي و طرز ارائه جديد تدريس و کتاب نوين و قابل اعتمادي و يا افراد موفقي و يا دانشگاه ها معتبر جهاني را به تبليغ بکشد و از اين نقطه نظر عده اي از دانش جويان و دانش آموزان علاقه خاصي به فردي که از خارج مورد تبليغ واقع شده قرار بگيرند و براي همنوايي و همرنگي با آن لباس خود را همرنگ و هم شکل لباس ايشان قرار دهند و حرکات و سکنات خود را با حرکات و رفتارها و سکنات آن فرد متناسب سازند و اين اولين قدم رسوخ و مدگرايي در ميان نوجوانان و جوانان مي گردد.
امروزه ارتباطات از نوع موبايل ، ماهواره ، تلويزيون ، جرايد و روزنامه ها بسيار گسترده شده است و شبکه هاي ماهواره اي در سراسر جهان قابل دسترس هستند . و گيرنده هاي تلويزيوني در ساعات آخر شب جوانان و نوجوانان و حتي خانواده ها را به خود مشغول مي دارد و در اين برنامه ها سياست ها و اقتصاد و هر و ورزش و مبادلات مختلف اجتماعي و هنري و سينمايي و تبليغي به شدت تبليغ مي گردد.
در جامعه ما براي پوشش و خوراک و رفتارها هنجارهاي ديني و اسلامي و حد و مرز تعيين شده وجود دارد . و عده اي از جوانان و نوجوانان خود را ملزم و راضي به اطاعت و تبعيت از اين الگوها و مدل هاي هنجار شده نمي دانند و با تماشاي فيلم هاي سينمايي و ماهواره اي و مشاهده افراد و هنرمندان و چهره هاي شناخته شده جهاني در قالب فيلم ها و تبليغات کالايي و هنري و ورزشي به شدت تمايل ودرون خود را از الگو پذيري وتبعيت و پيروي از نوع رفتار وپوشش و حرکات و رفتارهاي فرد مورد علاقه قرار مي دهند و از روز بعد لباس آن هنر پيشه و يا چهره آرايي آن چهره سينمايي و يا طرز راه رفتن فلان ورزشکار خارجي و لباس ها و خال کوبي ها و غيره در ميان جوانان مد و فراوان مي شود و ظاهراً هم هيچگونه خلافي از فرد سرنزده است و ولي ترويج و گسترش اين رفتارها و اوج و تعميم آن باعث نهادي شدن آن رفتار و همگاني شدن آن رفتار درميان جامعه مي گردد . و فرهنگ و تمدن ما را تحت الشعاع قرار ميدهد .
برهنگي و نمايش اندام وارگي در غرب در چند دهه گذشته به شدت رونق و گسترش يافته است و زنان و مردان بدون هيچ محدوديتي آزادند هر گونه لباس و از هر جنس با هر مدل و اندازه و رنگي را در کوچه و بازار و محل کار و تحصيل بپوشند ريشه اين تمايل هرچه باشد قابل بحث در اين گفتار نيست ولي تبعات آن باعث مي شود که حجب و حيا و حريم اخلاقي خانواده ها در هم ريخته شود و هيچ حدو مرزي در ميان زنان و مردان و دختران و پسران وجود نداشته باشد و اعتقادات و باورهاي اصيل ديني و اعتقادي که در طول هزاران سال و با خون و دل ايثار جان ها و محو تمدن ها و غارت کشورها و سرمايه هاي عظيم انساني و اقتصادي و نوشتن هزاران جلد کتاب و اثر و شعر و ادبيات و حکمت و انديشه بوجود آمده و در روح و جان و شخصيت افراد دروني و فطري شده با يک بي توجهي و رسوخ يک رفتار نا شناخته و هوس آلود و بي معني خارجي مورد .هجمه و هجوم قرار گيرد و اساس و ارکان ديني و ادبي و فرهنگي و … هر جامعه و ملتي مورد تهديد قرار گيرد . و اين امر يا پديده در لحظه اول و الگوپذيري شايد هيچگونه منافاتي با مختصات و ساخت و چهارچوب نظام نداشته باشد ولي آنگاه که عده کثيري ازمردم به آن پرداختندو همه کشور تحت تاثير اين مد و لباس واقع شد ضرر و آسيب هاي آنان نمايان مي شود .
اهميت مسئله :
اگر يکروز صبح از خواب برخيزيد و با تعجب ببينيد که مردم با شورت به خيابان آمده اند . زنان چادر و پوشش خود را کنار گذاشته اند و با دامن کوتاه و لباس هاي آستين کوتاه و چهره و موهاي باز و رنگ شده و تزيين شده و کفش هاي غير متعارف و پاشنه بلند و صورت گريم شده و ابروان تاب داده و صورت نقاشي شده و با يک سگ اهلي شده در خيابان آمدوشد مي کنند . و در برخورد با شما به جاي سلام از واژه هاي خرجي مثل oki و يا مرسي mersi و حرکات چشم و ابرو با شما ارتباط برقرار مي کنند . اين افراد به هنگام نهاردر خانه حاضر نمي شوند و با هرکس که ميل آنها مي کشد به رستوران مي روند و غذا صرف مي کنند .
و به هنگام شب به جاي حضور در خانواده تا ساعات آخرشب در پارتي هايي که هيچ ارتباطي سببي و نسبي با ايشان نداشته و فقط به دعوت يکي از آشنايان ساعتي يعني ( کسانيکه فقط در يک ساعت با هم آشنا شده و رفيق شده اند ) صورت گرفته و تا نزديکي هاي صبح به شرب خمر و رقص و دانس گروهي پرداخته اند و با مصرف داروها و قرص هاي هيجان آور و تکان دهنده انواع حرکات و رفتارهاي غير انساني و ضد اخلاقي انجام داده و مورد استفاده سود جويان جنسي و تبليغي قرار گرفته و از صحنه هاي رقص و بي هوشي و جنس بازي آنها نوار و فيلم تهيه شده و فرداي آنروز در کوچه و بازار و سوپر مارکت ها اين صحنه ها به فروش مي رسد . چه اتفاقي مي افتد ؟ در اينجا تکليف پدر چه مي شود ؟ آينده فرزندان چه مي شود ؟ بنيان خانواده چگونه مي گردد ؟ مسئله اعتقادات چه بلايي به سرش مي آيد ؟ تعصب و ايمان و آزادي و ارزش ومقام والاي انساني که از فرشته ها بالاتر است به کجا مي رود ؟ در يک جامعه اسلامي ارزش هاي خانوادگي وحريم خصوصي و باورهاي ديني و ادبيات ملي چه مي شود ؟
آيا طلاق زياد نمي شود ؟ آيا فرزندان دچار بحران هاي روحي و بي اعتمادي نمي گردند

پایان نامه ارشد درباره آزمودني، تقليد،

بيشتري تقليد مي کنند ، اين نيز درست است که برخي از موقعيتها به خاطر ماهيت شان ، ترديد بيشتر و ينابراين ، تقليد بيشتري را فراخواني مي کنند . براي مثال ، در مطالعه ژاکوبزاک و والترز که در بالا به آن اشاره شد ، تکليف بسيار مبهم بود . آزمودني ها بايد برآورد مي کردند نوري که به اندازه سرسوزن بود، در يک اتاق کاملا تاريک چه مقدار حرکت مي کند . عملا نور هميشه ساکن بود ، ولي به خاطر حرکتهاي تصادفي چشم آزمودني ها ، به نظر متحرک مي رسيد . با توجه به ابهام اين موقعيت ، تعجب آور نيست که آزمودني ها از يک

پایان نامه ارشد درباره انتخاب کالا، خانواده ها، جنس مخالف

، هنگامي که الگو تقويت مي شود ، ممکن است پسر نيز ياد گرفته باشد که او غالباً براي تقليد تقويت شده است . براي مثال ، خواهر او اتاقش را تميز مي کند و توسط والدين تقويت مي شود ؛ پسر نيز اتاقش را تميز مي کند و او نيز به همان صورت تقويت مي شود .
به طور خلاصه ، نظريه تقليد تعميم يافته به سادگي مي تواند توضيح دهد که چرا کودکان از الگوهايي که تقويت شده اند و نه از الگوهايي که تنبيه شده ند ، تقليد مي کنند . آنچه نظريه بندورا را متفاوت مي سازد ( و آنچه به نظريه او مايه شناختي مي دهد ) ، گمانه زني آن درباره موضوع هاي انتزاعي است که فرد احتمالاً در نتيجه تجربه يادگيري تشکيل مي دهد . بنابراين ، ممکن است بندورا بگويد که کودکان در آزمايش سال 1965 او قوانيني کلي را آموخته باشند ؛ مثلاً ، ” اگر از کسي تقليد کني که تقويت شده است ، تو نيز احتمالاً تقويت خواهي شد ” و ” اگر از کسي تقليد کني که تنبيه شده است ، تو نيز احتمالاً تنبيه خواهي شد ” . کودکان گروه هاي مختلف که اين انتظارات را از پيش پرورش داده بودند ، به نحو شايسته اي عمل کردند . از طرف ديگر ، يک رفتارگرا ممکن است بگويد که کودکان مجموعه پيچيده اي از وابستگي ها را درباره تقليد آموخته اند و صرفاً آنها را به موقعيت جديد تعميم مي دهند . رفتارگرا ممکن است تا آنجا پيش رود که بگويد کودکان طوري عمل کردند که گويي از قوانيني که ذکر کرديم ، پيروي کرده اند ؛ اما از آنجايي که عملاً نميتوانيم بفهميم چگونه اطلاعات در حافظه آنها نگهداري شده است ، علامتي براي حدس زدن درباره آنها وجود ندارد .
اين واقعيت که کودکان همه گروه ها ، زماني که قول پاداش به آنها داده شد ، تقليد نشان دادند ، مشکل جديدي براي تحليل رفتاري ايجاد نمي کند . حداقل از زمان آزمايش تولمن و هونزيک ( 1930) ، رفتارگرايان فرق بين يادگيري و عملکرد را تشخيص داده اند ، و برخي از آنها نتيجه گيري کرده اند که تقويت براي يادگيري لازم نيست ، ولي براي عملکرد رفتارهاي آموخته شده ضروري است . با وجود اينکه کودکان عملاً تا پس از نشان دادن پاسخ هاي تقليدي ، تقويت نشدند ، اين مورد ديگري است از اينکه تعميم ناشي از تجربه هاي گذشته مي تواند در کار باشد . ممکن است کودکان ياد گرفته باشند که وقتي يک بزرگسال متعهد ، براي رفتارهاي به خصوصي قول پاداش را مي دهد ، غالباً به قولش عمل مي کند . بندورا خواهد گفت که کودکان ” انتظار تقويت ” داشته اند ؛ رفتارگرايان مي گويند که کودکان تجربه هاي مشابه را تعميم داده اند . بنابراين ، ادعاي بندورا مبني بر اينکه نظريه تقليد تعميم يافته نمي تواند نتايج وي را توجيه کند ، درست نيست . هر دو نظريه مي توانند نتايج را توجيه نمايند ، ولي هر يک به شيوه اي متفاوت اين کار را انجام مي دهند . مثل مجادله هاي ديگر بين رويکرد هاي شناختي و رفتاري ، مجادله بر سر تبيينهاي رفتار تقليدي ، بخشي به معنا شناسي مربوط مي شود و بخشي به اينکه تا چه اندازه اي بايد درباره فرايندهايي که نمي توانيم آنها را مستقيماً مشاهده کنيم ، گمانه زني کنيم .
عواملي که بر احتمال وقوع تقليد اثر مي گذارند
مقدار زيادي از مطالعات اوليه بندورا صرف بررسي عوامل متفاوتي شد که کم و بيش باعث مي شوند تا مشاهده کننده از الگو تقليد کند . ما قبلاً دو عامل بديهي و مهم آن را ديديم : پيامدهاي مربوط به الگو و پيامدهاي مربوط به يادگيرنده . کودکان براي تقليد از الگويي که رفتارهايش تقويت مي شوند ، مستعد ترند و زماني که آنها براي تقليد تقويت شده باشند ، با احتمال بيشتري از يک الگو تقليد مي کنند . عوامل بسيار ديگري نيز براي تقليد اثر دارند که بعداً مورد قرار مي گيرند .
ويژگي هاي الگو
به طوري که ميشل (1971) اشاره کرده است ، کودکان نورس ، عموماً بيشتر از هر کس ديگري با والدينشان تماس دارند ، ولي آنها با تعداد زيادي از الگوهاي بالقوه ديگر نيز مواجه مي شوند ، از جمله همشيرها ، همکلاسيها ، معلمان ، پدربزرگ و مادربزرگ ، شخصيت هاي تلويزيوني ، شخصيت هاي کارتون ، و قهرمانان ورزشي و واضح است که کودکان از هر کسي به يک اندازه تقليد نمي کنند . چه ويژگي هايي در اين الگوهاي بالقوه بر کودکان تاثير مي گذارند ؟
ميشل ( 1971) برخي از عواملي را که وسيعاً مورد مطالعه قرار گرفته اند ، خلاصه کرده است . برخي از نظريه پردازان پيشنهاد کرده اند که پاداش دهندگي الگو ، نقش مهمي را در تقليد ايفا مي کند ( ماورر ، 1960) . به صورت اختصاصي تر ، عقيده بر اين بود که کودکان از والدين خود تقويت هاي بسياري را دريافت مي دارند و علت اينکه به تقليد از والدينشان گرايش دارند ، همين است . بندورا و هيوستون ( 1961) اين عقيده را به صورت آزمايش بررسي کردند . کودکان کودکستاني با خانمي که به صورت يک ” مهرورز ”
( براي برخي از کودکان ) يا به صورت يک ” نامهرورز ” ( براي کودکان ديگر ) عمل مي کر ، ملاقات هاي فردي داشتند . در موقعيت مهرورز ، اين خانم روي زمين کنارکودکي که اجازه بازي با اسباب بازي هاي مختلف را داشت ، مي نشست ، و هر گاه کودک از وي تقاضاي کمک يا توجه مي کرد ، او با علاقه و محبت به کودک پاسخ مي داد . در موقعيت نامهرورز، اين خانم از کودک مي خواست تا با اسباب بازي ها بازي کند ، اما بعد در گوشه اتاق پشت يک ميز مي نشست و نشان مي داد که مشغول کار است . چند روز بعد از اين جلسات اوليه ، از هر کودک خواسته شد تا در يک بازي با همان خانم شرکت کند و در طول مدت بازي ،ا ين خانم حالت هاي بدني و بيان کلامي متفاوتي را انجام مي داد . بندورا و هيوستون متوجه شدند که کودکان موقعيت مهرورز از رفتارهاي اين خانم بسيار بيشتر تقليد کردند . پژوهش بعدي ، نتايج بندورا و هيوستون را مبني بر اينکه از الگوهايي که با محبت ترند يا به عبارت ديگر پاداش دهنده هستند ، بيشتر تقليد مي شود ، تاکيد کرد .
والدين علاوه بر اينکه تقويت هاي زيادي را به کودکانشان مي دهند ، کنترل زيادي را نيز بر آنها اعمال مي کنند : در بسياري از موارد ، والدين تعيين ميکنند که کودک چه بکند و چه نکند . پيشنهاد شده است که علت تقليد کودکان از والدين اين است که آنها چهره هاي قدرتمندي در زندگي کودکان هستند و ميشل و گروسک اين نظر را مورد آزمايش قرار دادند . برخي از کودکان کودکستاني با خانمي ملاقات کردند که به عنوان ” معلم جديد ” به آنها معرفي شد و اين خانم تاکيد کرد که آنها در آينده وي را زياد خواهند ديد . در موقعيت ديگري ، کودکان مختلفي به همين خانم به عنوان ” معلمي که از خارج شهر براي ديدار آمده است ” معرفي شدند و به آنها گفته شد که بار ديگر او را نخواهند ديد . در هر دو مورد ، اين خانم با کودکان بازي کرد ، و بعداً در غياب وي ، کودکان را هنگام بازي ، مورد مشاهده قرار دادند . آن کودکاني که شنيده بودند اين خانم معلم جديد آنهاست ( و از اين رو ، کنترل قابل ملاحظه اي بر آنها دارد ) ، از رفتارها و اطوار قالبي وي بسيار بيشتر تقليد کردند . مفهوم کنترل يا قدرت ، به طور نزديکي با مفهوم تسلط در يک گروه اجتماعي در ارتباط است . در يک خانواده ، معمولاً والدين مسلط ترين افراد هستند ، به اين معني که آنها منابع را کنترل مي کنند و تصميم هايي مي گيرند که گروه را به صورت يک کل تحت تاثير قرار مي دهد . در خانواده هايي که يکي ازوالدين تسلط بيشتري دارد ، طبق شواهد موجود ، کودکان بيشتر از والد ديگر ، گرايش به تقليد از اين والد د ارند . آبراموويچ و گروسک ( 1978) دريافتند که تسلط در گروه هاي کودکان همسال ، نقش مشابهي را بر عهده دارد .
مشاهده گراني کودکان نورس را در طول مدت ” بازي آزاد ” در جلسه کلاسي تحت نظر قرار دارند ، جايي که اين کودکان مي توانستند فعاليت ها و همبازي هاي خود را نتخاب کنند . همه مارد تقليد گفتاري يا رفتارهاي غيرکلامي يادداشت مي شدند . از معلمان آنها خواسته شد تا کودکان کلاس خود را از سلطه جوترين تا کم سلطه جوترين آنها ، رتبه بندي کنند . بين رتبه هاي سلطه جويي کودک و تعداد دفعاتي که کودکان ديگر از او تقليد کرده بودند ، همبستگي بالايي وجود داشت .
علاوه بر پاداش دهندگي و تسلط ، متغير ديگر ، شباهت الگو به يادگيرنده است . براي مثال ، نشان داده شده است که يک کودک با احتمال بيشتري از الگوي همجنس ، همسال ، يا الگويي که علايق مشابهي با علايق وي دارد ، تقليد مي کند . متغير ديگر ، بي ريايي الگوست . در يک بررسي ، کودکان از الگويي که بي ريا به نظر مي رسيد ، بيشتر از الگويي که رياکار به نظر مي آمد ، تقليد کردند .
اين مرور مختصر درباره ويژگي هاي الگو که بر تقليد اثر مي گذارند ، اصلاً جامع و کامل نيست ، ولي به راحتي مي توان فهميد که چگونه اين متغيرها توسط نظريه بندورا و نظريه تقليد تعميم يافته ، تبيين مي شوند . براي مثال ، اگر کودکي با والد يا همسال سلطه گري در تماس بوده باشد ، امکان دارد ياد گرفته باشد که اين فرد سلطه گر ، تقليد را تقويت خواهد کرد( يا تقليد نکردن را تنبيه خواهد نمود ) . همچنين اگر فرض کنيم که کودک در گذشته براي تقليد از کودکان همجنس يا همسال تقويت شده ، ولي براي تقليد از رفتارهاي افراد جنس مخالف يا با سنين بسيار متفاوت ، تنبيه شده است ، باز هم پذيرفتني است . بالاخره ، ممکن است يک کودک ياد گرفته باشد که تقليد از افرادي که به نظر رياکار مي رسند ، عاقلانه نيست . طبق نظريه تقليد تعميم يافته ، هر يک از اين متغيرها ، آثار تجربه هاي گذشته کودک را نشان مي دهند ؛ طبق نظريه بندورا ، آنها انتظارات کودک از تقويت آينده را منعکس مي کنند .
ويژگي هاي يادگيرنده
همراه با آغاز پژوهش اوليه بندورا ، تلاش هاي متعددي براي پي بردن به تفاوت هاي فردي که با گرايش شخص به تقليد از ديگران همبستگي دارند ، صورت گرفت . به نظر مي رسد که بسياري از متغيرهاي کشف شده ، به موقعيت هاي خاصي مربوط مي شوند و در حالي که برخي از آنها کاملاً واضح هستند ، موارد ديگر اين گونه نيستند . بندورا در پسرها بيشتر از دخترها گرايش به تقليد از رفتارهاي پرخاشگري يافت . آبراموويچ و گروسک ( 1978) در بررسي تقليد همسالان در مدت بازي سازمان نيافته ، متوجه شدند که کودکان کوچکتر ( 4 ساله ) از کودکان بزرگتر ( 9 ساله ) تقليد بيشتري کردند . شگفت انگيز اينکه آنها دريافتند که کودکان سلطه گر ( که از خود آنها زياد تقليد مي شد ) نيز گرايش به رفتار تقليدي داشتند .
با اينکه بسياري از ويژگي هاي همراه با تقليد ممکن است خاص موقعيت باشد ، يک اظهار کلي و از نظر شهودي منطقي اين است که افرادي که از رفتارهايشان مطمئن نيستند ، با احتمال بيشتري از رفتارهاي ديگران تقليد مي کنند . بسياري از مطالعات ، با دادن تکاليفي به آزمودني ها که يا در آنها شکست مي خوردند و يا موفق مي شدند ، سطح اطمينان آنها را به صورت آزمايش ، دستکاري کردند . براي مثال ، در بررسي رابرتس و همکاران (1982) ، به کودکان دوره ابتدايي در يک تکليف انتخاب کالا ، پسخوراند مثبت يا منفي داده شد ، و آنهايي که پسخوراند منفي دريافت کرده بودند ، در تکليف بعدي ، از الگوي ويديويي تقليد بيشتري کردند . آبلسون و لسر (1959) متوجه شدند کودکاني که اعتماد به نفس کمي دارند نيز آمادگي بيشتري براي تقليد دارند . در يک آزمايش ديگر ، ژاکوبزاک و والترز (1959) دريافتند کودکاني که در يک تکليف جداگانه ، استقلال نشان داده بودند ( يعني ، کوکاني که با وجود داشتن مشکل ، کمک ديگران رانپذيرفتند ) ، از کودکان بسيار وابسته ( که حتي هنگام عدم نياز به کمک ، آن را پذيرفتند ) ، با احتمال کمتري الگو تقليد نمودند.
ويژگي هاي موقعيت
در حالي که اين درست است که مردم هنگام ترديد درباره يک رفتار درست احتمال

پایان نامه ارشد درباره رفتار پرخاشگرانه، انتقال دانش

که تقويت کردن يک پاسخ مي تواند وظيفه نيرومند ساختن کل طبقه پاسخهاي مشابه را داشته باشد . در آزمايش لشلي ( 1924) ، بهد از اينکه موشها براي گذشتن صحيح در يک ماز آبي تقويت شدند ، مي توانستند در همان ماز با عمق بيشتر آب ، بدون آموزش اضافي ، شنا کنند . ما مي توانيم بگوييم که پاسخهاي شنا کردن صحيح ، در نتيجه تعميم پاسخهاي گذشتن از آب که قبلا يادگيري شده اند ، بوده است . به همين صورت مي توانيم بگوييم که اين دختر بچه قبلا براي تقليد از رفتار والدينش تقويت شده است و بنابراين ، تقليد از رفتار درست کردن يک کاسه برگه ذرت برشته ، چيزي بيش از مورد تعميم نيست . با توجه به اينکه اغلب والدين کودکانشان را همواره براي تقليد تقويت مي کنند ، اين توجيه به نظر پذيرفتني مي رسد . تقليد از رفتار والدين ، هنگامي که يک کلمه يا جمله را بيان مي کنند ، مسئله اي را حل مي کنند ، قاشقي را درست نگه مي دارند و موارد مشابه ، با لبخند يا بغل کردن و تحسين ، تقويت مي شود . پس شگفت آور نخواهد بود اين تاريخچه تقويت ، به تقليد از رفتارهاي ديگران منجر شود.
شواهد آزمايشي از اين مفهوم تقليد تعميم يافته ، حمايت کرده اند . براي مثال ، بانر ، پيترسون ، و شرمن ( 1967) ، چندين کودک شديدا عقب مانده را براي تقليد از انواع رفتارهايي که توسط يک معلم انجام مي شد ، تقويت کردند ( مثل بلند شدن ، گفتن “بلي ” با تکان دادن سر و باز کردن در ) . بعد از ايجاد پاسخهاي تقليدي ( که به چند جلسه نياز داشت ) ، معلم گاه گاهي رفتارهاي جديد متفاوتي را انجام مي داد ، و کودکان اين رفتارها را با وجودي که قبلا براي انجام آنها تقويت نشده بودند ، تقليد کردند . بررسيهاي ديگر نيز تعميم رفتار تقليد مشابهي را نشان داده اند ( بائر و شرمن ، 1964؛ بريگام و شرمن ، 1968).
نظريه تقليد بندورا
بندورا معتقد است که نظريه تعميم يافته ، همانند نظريه هاي ديگر تقليد ، نا مناسب است . دلايل او را مي توان با توجه به آزمايش معروف مربوط به تقليد رفتارهاي پرخاشگرانه توسط کودکان 4 ساله ، بخوبي نشان داد . اين کودکان به صورت فردي در آزمايش شرکت کردند . ابتدا هر يک از آنها فيلم کوتاهي را ديدند که يک بزرگسال در آن چهار رفتار پرخاشگرانه جداگانه رابر عليه عروسک بزرگي به نام بوبو انجام مي داد . هر يک از رفتارها با اظهارات خاصي انجام مي شدند .
برخي از کودکان بعدا مي ديدند که فرد پرخاشگر توسط بزرگسال ديگري تقويت مي شود :
به او سواد ، شکلات و خوراکيهاي ديگر داده مي شد و او را ” قهرمان قدرتمند ” خطاب مي کرد . کودک ديگر مي ديد که الگو براي رفتار پرخاشگرانه اش تنبيه مي شود : الگو به خاطر رفتار بدش سرزنش مي شد و به او اخطار داده مي شد که ديگر اين رفتار بد را تکرار نکند . براي کودکان گروه سوم ، فيلم پيامدهايي را براي رفتار پرخاشگرانه الگو ، در بر نداشت .
بلافاصله بعد از ديدن فيلم ، کودکان را به اتاقي بردند که عروسک بوبو و اسباب بازيهاي زياد ديگري در آن بودند . کودکان را به بازي با اسباب بازيها تشويق کردند و آنها را در اتاق تنها گذاشتند ، ولي از طريق يک آيينه يک طرفه آنها مشاهده کردند . موارد زيادي از رفتارهاي پرخاشگرانه عليه عروسک بوبو ثبت شدند که بسياري از آنها شبيه رفتارهاي الگوي زرگسال در فيلم بودند . در بسياري از موارد ، اظهارات کودکان به اظهارات الگو شبيه بودند . پسرها از دخترها ، پرخاشگري بسيار بيشتري را نشان دادند .
تا اينجا ، اين نتايج ، نظريه تقليد تعميم يافته را رد نمي کند ، ولي بندورا معتقد است که اين نظريه ، دو يافته ديگر را نمي تواند توجيه کند . اول ؛ پيامدهاي الگو آثار مختلفي را برجاي گذاشتند ؛ کودکاني که ديدند الگو تنبيه مي شود ، از کودکان دو گروه ديگر ، تقليد کمتري را نشان دادند . طبق نظريه بندورا ، نظريه تقليد تعميم يافته مي گويد : کودکان ( بزرگسالان ) از ديگران تقليد مي کنند ، چون تقليد در گذشته تقويت شده است ؛ اما در اين باره که چگونه تقويت يا تنبيه الگو بايد يادگيرنده را تحت تاثير قرار دهد ، چيزي نمي گويد . دوم در مرحله آخر آزمايش بندورا ، آزمايشگر به کودک مي گفت که اگر از رفتار الگو در فيلم تقليد کند ، به او پاداش خواهد داد . با وجود اين مشوق ، کودکان هر سه گروه به طور مساوي مقدار زيادي رفتار پرخاشگرانه نشان دادند . بندورا نتيجه گرفت که تقويت براي يادگيري رفتارهاي جديد از طريق مشاهده ، ضروري نيست ، ولي انتظار تقويت براي عملکرد اين رفتارهاي جديد ضروري است . به اعتقاد بندورا نظريه هاي تقليد تعميم يافته ، درباره فرق گذاري بين يادگيري و عملکرد رفتارهاي تقليدي ، اطلاعاتي را در اختيار نمي گذارد .
قبل از تصميم گيري درباره اين که آيا انتقادهاي بندورا از نظريه تقليد تعميم يافته موجه است يا خير ، اجازه دهيد نظريه اي را که وي به جاي آن مطرح کرد ، بررسي کنيم . نظريه بندورا ( 1969، 1977) را مي توان با اطمينان يک نظريه شناختي دانست ، زيرا چندين فرايند را مطرح مي سازد که نمي توان آنها را در رفتار فرد مشاهده کرد . اين نظريه اعلام مي دارد چهار عامل که تعيين مي کنند آيا رفتار تقليدي رخ خواهد داد يا نه ، وجود دارند :
1- فرايند هاي توجه1 . اگر قرار باشد که تقليد رخ دهد ، يادگيرنده بايد به ويژگي هاي مناسب رفتار الگو توجه کند ممکن است يک دختر بچه ، مادرش را هنگام آماده کردن يک کاسه برگه ذرت برشته نگاه کند اما اگر وي به اين که مادرش شکر را از کجا آورد و چه مقدار از آن را در کاسه ريخت ، توجه نکند ، ممکن است در تلاش خود براي تقليد از اين رفتار ، نا موفق باشد .
2- فرايند هاي يادداري1 . اگر قرار باشد که بعداً تقليد رخ دهد ، بديهي است که فرد بايد اطلاعاتي را از طريق مشاهده کسب کرده است ، به خاطر بسپارد . بندورا مي گويد : در اينجا مرور ذهني مي تواند با اهميت باشد . بنابراين ،ممکن است دختر بچه به خودش بگويد : ” اول برگه ذرت ،بعد شير و بعد شکر . ” توجه داشته باشيد که اين اطلاعات کاملاً به صورت انتزاعي گفته مي شوند ، و بندورا فرض مي کند که برخي از اين نوع انتزاع ها ، در واقع همه آن چيزي است که بعداً يادآوري مي شود . بنابراين ، ممکن است کودک دقيقاً به خاطر نياورد که شير درکجاي يخچال بوده ، يا دقيقاً مادرش کاسه را در کجاي ميز قرار داده است ، ولي معمولاً اين اطلاعات خاص ، براي تقليد موفقيت آميز ضروري نيستند .
3- فرايندهاي توليدي حرکتي2 . فرض بندورا درباره آنچه بعد از يک دوره يادگيري مشاهده اي در حافظه نگهداري مي شود ، با مطالعاتي را که نشان مي دهند در طول مدت شرطي سازي کنشگر ، نوع مشابهي از يادگيري ” انتزاعي ” صورت مي گيرد ، مطابقت دارد . اين مطالعات اعلام مي دارند که تقويت کاري بيش از نيرومند سازي مجموعه خاصي از حرکتهاي عضلاني انجام مي دهد ؛ تقويت ، کل پاسخهايي را که اثر مشابهي دارند ، نيرومند مي سازد (مثل فشردن اهرم که آزمودني را به طرف جعبه هدف مي برد ). در حالي که احتمال يادگيري پاسخ هاي مشابه از طريق مشاهده وجود دارد ، اين نيز درست است که در طول جريان پاسخ هاي تقليد ، لازم است که پاسخ هاي عضلاني خاصي رخ دهند . به عبارت ديگر ، فرد بايد بتواند برخي از دانش هاي عمومي ( مثل ” کاسه را روي ميز بگذار” ، ” مقداري غله در آن بريز ” ) را به الگوي هماهنگ حرکت هاي عضلاني ، تبديل کند . در مثال هاي کودکاني که برگه ذرت آماده مي کند يا عروسک بوبو را کتک مي زنند ، اين انتقال دانش به عمل ، مشکلي را ايجاد نمي کند ، زيرا اين کودکان از پيش مهارت هاي حرکتي لازم را دارا هستند ( مثل نگهداشتن اشيا ، لگد زدن ، مشت زدن و غيره) . ولي در موارد ديگري از يادگيري مشاهده اي ، اين فرايندهاي توليد حرکتي، مي توانند مصداق نداشته باشد . براي مثال ، ممکن است يک الگو زنجيره حرکت هاي لازم براي يک بازي تردستي با سه توپ را به آرامي و به صورت گام به گام نشان دهد و يادگيرنده نيز اين اطلاعات را به شکل انتزاعي به حافظه بسپارد( يعني ، او ممکن است بتواند زنجيره لازم را نام ببرد) ، ولي هنوز نتواند بدون تمرين زياد، حرکت هاي مناسب را توليد کند . به همين نحو ، تقليد رفتارهايي مثل معلق زدن ، فرود آوردن هواپيما ، يا خطاطي ، غير ممکن است ، زيرا مشاهده کننده ، فاقد مهارت هاي لازم براي آنهاست .
4- فرايندهاي تشويفي و انگيزشي . طبق نظر بندورا ، براي اينکه فرد توانايي انجام رفتارهاي جديد را داشته باشد ، سه فرايند اول ، همگي ضروري هستند ، اما اين توانايي بدون مشوق مناسب در رفتار يادگيرنده منعکس نخواهد شد . بندورا مي گويد : فرد بايد اين انتظار را که انجام رفتاري جديد ، نوعي تقويت را توليد خواهد کرد ، داشته باشد. آزمايش بندورا ، نمونه واضحي از نقش مشوق است . کودکاني که ديدند الگو به خاطر برخورد پرخاشگرانه اش را با بوبو تنبيه مي شود ، احتمالاً اين انتظار را که چنين رفتاري به پيامدهاي ناخوشايند خواهد انجاميد ، پرورش دادند . بنابراين ، از گروه هاي ديگر تقليد کمتري را نشان دادند . هنگامي که آزمايشگر با پيشنهاد تقويت به کودکان در صورت تقليد از الگو ، انتظارهاي آنان را تغيير داد، آنها به اندازه کودکان دو گروه ديگر تقليد را نشان دادند . اين نتايج نبايد شگفت آور باشند ، زيرا شبيه آزمايش ديگري نهفته تولمن و هونزيک هستند که در آن موشها فقط بعد از اينکه غذا در جعبه هدف موجود بود ، توانايي پيمودن بدون خطا در ماز را نشان دادند .
ارزيابي نظريه هاي تقليد
به طوري که ديديم ، بندورا اعلام داشت که نظريه تقليد تعميم يافته ، دو اشکال دارد که عبارتند از : (1) اين نظريه توضيح نمي دهد که چرا مشاهده کننده ها از يک الگوي تقويت شده ، راحت تر از الگوي تنبيه شده تقليد مي کنند ؛ و (2) اين نظريه ، بين يادگيري و عملکرد يک رفتار تقليدي فرق نمي گذارد . به نظر مازور ( 1989) ، اين انتقادها هر دو ضعيف هستند . درست است که نظريه تقليد تعميم يافته در ساده ترين شکل خود فقط مي گويد که پاسخ هاي تقليدي جديد به اين دليل رخ مي دهند که پاسخ هاي تقليدي مشابه در گذشته تقويت شده اند ، ولي اين نظريه قبل از اينکه بتواند پيش بيني خاصي بکند ، مطمئناً به جزئيات بيشتري نياز دارد . هر يک از کودکان ، بزرگسالان و حيوانات که همگي در گذشته ممکن است براي تقليد از ديگران تقويت شده باشند ، بعداً هر نوع رفتار ارگانيزمهايي را که مي بينند ، تقليد نمي کنند . چه موقعي مشاهده کننده از الگو تقليد مي کند و چه موقعي اين کار را نمي کند ؟ براساس آنچه ما از تعميم مي دانيم ، به نظر منطقي مي رسد اگرپيش بيني اختصاصي تر زير را بکنيم : تقليد هنگامي از احتمال وقوع بيشتري برخوردار است که موقعيت جاري شبيه موقعيت هايي باشد که مشاهده کنند در گذشته براي تقليد تقويت شده است . برعکس ، تقليد زماني از احتمال وقوع کمي برخوردار است که موقعيت جاري ، شبيه موقعيت هايي باشد که مشاهده کننده در آنها تنبيه شده است .
اکنون اجازه دهيد اين دو اصل را در مورد نتايج آزمايش بندورا به کار بريم . چرا کودکان غالباً نتوانسته اند از الگوي بزرگسالي که تنبيه شده بود ، تقليد کنند ؟ پاسخ موجه نظريه تقليد تعميم يافته اين است که کودکان در گذشته براي تقليد در موقعيت هاي مشابه تنبيه شده اند . براي مثال ، ممکن است پسري ديده باشد که خواهر بزرگترش بدون اجازه از يخچال بستني برداشته است و براي اين کار تنبيه شده است . بعداً ممکن است کودک همين رفتار را انجام داده باشد و به نتيجه يکساني رسيده باشد . بعد از چندين تجربه يادگيري از اين نوع ، اگر اين پسر مي بيند که الگو تنبيه مي شود و ياد گرفته باشد که از تقليد اجتناب ورزد ، پس شگفت آور نخواهد بود . به همين نحو

پایان نامه ارشد درباره تقليد، تقويت، يادگيري

ک امکان تقليد از آن درون داد ديداري را مي دهد . توجه داشته باشيد هنگامي که کودک دهان خود را باز مي کند و يا زبانش را بيرون مي آورد ، نمي تواند صورت خود را ببيند .
در واقع ، احتمالا اکثر کودکاني که توسط ملتزوف و مورمورد مطالعه قرار گرفتند ، هرگز صورت خود را در آيينه يا سطح منعکس کننده ديگر ، نديده بودند . با اينکه معلوم نيست چرا کودکان با اين استعداد متولد مي شوند ، آزمايشهاي ملتزوف و مور ، نمونه قانع کننده اي از وجود آن است .
به طوري که نقل قول ويليام جيمز نشان داد ، وي معتقد بود که حيوانات نيز قادر به يادگيري به وسيله تقليد هستند ، ولي قديمي ترين آزمايشهاي کنترل شده درباره اين موضوع ، از ادعاي ويليام جيمز حمايت نکردند . ثرندايک
( 1911) کوشيد تا تعيين کند که آيا حيوانات مي توانند در جعبه معما ، از طريق مشاهده ، پاسخ مناسب را ياد بگيرند يا خير. براي مثال، وي گربه بي تجربه اي را در يک قفس قرار مي دهد به طوري که بتواند گربه تربيت شده اي را که از جعبه معما مي گريخت و مقداري غذا در خارج از آن دريافت مي کرد ، ببيند . صرفنظر از تعداد کوششهاي اين گونه يادگيري مشاهده اي ، ثرندايک هيچ گونه شواهدي که نشان دهد گربه مشاهده کننده چيزي را ياد گرفته باشد ، پيدا نکرد . هنگامي که اين گربه در جعبه معما قرار داده مي شد ، بهتر از يک گربه بي تجربه عمل نمي کرد . ثرندايک با جوجه ها ، سگها و ميمونها ، به نتايج منفي مشابهي دست يافت و نتيجه گرفت که حيوانات نمي توانند به وسيله مشاهده ياد بگيرند . اين نتايج ، اعتقاد وي به قانون اثر را که مي گويد حيوانات به وسيله پاسخدهي فعالانه و تجربه کردن پيامدهايي که بعد از آن مي آيند ، ياد مي گيرند ، تقويت کردند .
شايد به خاطر نتايج ثرندايک ، آزمايشهاي نسبتاً کمي درباره يادگيري مشاهده اي با حيوانات انجام شده است ( حداقل در مقايسه با آزمايشهاي بي شمار شرطي سازي کلاسيک و کنشگر ) . با وجود اين ، براي نشان دادن اينکه نتيجه گيري ثرندايک نادرست بوده است ، بررسي هاي کافي انجام شده است . تکليف هاي يادگيري در اين مطالعات ، از نظر دشواري ، بسيار متنوع بوده اند و اگر سه طبقه يادگيري مشاهده اي را که ثرپ1 ( 1963 ) آن را مطرح کرده است در نظر بگيريم ، سودمند خواهد بود . ساده ترين طبقه ، تسهيل اجتماعي نام دارد که طي آن ، رفتار يک شخص ، موجب رفتار مشابه شخص ديگر مي شود ، ولي اين رفتار ، رفتاري است که از قبل در خزانه رفتاري تقليد کننده وجود داشته است . براي مثال ، ترنر ( 1964) جوجه هايي را که به تازگي از تخم درآمده بودند با يک ” مرغ ” ماشيني که به دانه هايي نوک مي زد که براي برخي از جوجه ها ، نارنجي و براي برخي ديگر سبز بودند ، مواجه ساخت . وي دريافت که جوجه ها به دانه هاي همرنگ ، دو برابر دانه هاي رنگ ديگر ، نوک زدند ( دانه ها به زمين چسبيده بودند ، به طوري که پاسخ نوک زدن جوجه ها با خوردن غذا تقويت نمي شد ).
علت اينکه به اين نوع تقليد ، تسهيل اجتماعي مي گويند اين است که جوجه ها از پيش نوک زدن را مي دانستند . به همين نحو ، ويرويکا1 (1978) گربه هاي مادر را براي خوردن غذاهاي غيرعادي تربيت کرد ( مثل موز و پوره سيب زميني ) و بچه گربه ها نيز شروع به خوردن همين غذاها کردند .
دومين طبقه يادگيري مشاهده اي ثرپ ، تقويت موضعي است که طي آن ، رفتار يک الگو توجه يادگيرنده را به موضوع يا مکان خاصي در محيط ، هدايت مي کند . در نتيجه ، پاسخي که ممکن است به صورت ديگر از طريق کوشش و خطا آموخته شود ، سريعتر فراگيري مي شود . براي مثال ، واردن2 ، فجلد3 ، و کوچ4 (1940) به چند ميمون ياد دادند که با دادن پاسخ هايي مثل کشيدن يک زنجير ، تقويت کننده هاي غذا را به دست آورند . سپس يک ميمون آموزش نديده را در محفظه آزمايش مشابهي در کنار محفظه ميمون آموزش ديده قرار دادند . اين پژوهشگران ، موارد متعددي را ثبت کردند که در آنها ميمون آموزش نديده ، ميمون ديگر را که پاسخ لازم را مي داد ، مشاهده
مي کرد و فوراً از آن تقليد مي نمود . از آنجايي که پاسخ هاي تقويت شده ، شبيه پاسخ هايي بودند که ثرندايک آنها را در جعبه معماي خود بررسي کرده بود ، ميمون هاي آموزش نديده ، احتمالاً سرانجام به وسيله کوشش و خطا پاسخ ها را ياد مي گرفتند ، اما يادگيري آنها با ديدن رفتار ميمون ديگري که با تجربه تر بود ، شتاب گرفته بود .
سومين طبقه تقليد ثرپ ، که وي آن را تقليد واقعي ناميد ، آشکارا از تقويت موضوعي قابل تشخيص نيست ، ولي اين مورد به تقليد الگوي رفتاري اشاره دارد که براي گونه ها بسيار غيرعادي و بعيد است ، به طوري که به ندرت از طريق کوشش و خطا آموخته مي شود . کاواي (1965) ، چند مورد از تقليد واقعي را در گله ميمون هايي که در جزيره نزديک سواحل ژاپن زندگي مي کنند ، مشاهده کرده است . براي مثال ، هنگامي که دانه هاي گندم در طول ساحل ريخته مي شد ، ميمون ها آنها را دانه به دانه از لاي ماسه درمي آوردند و مي خوردند . ولي يکي از ميمون ها ياد گرفت که با برداشتن مشتي از مخلوط گندم و ماسه و ريختن آن به داخل آب ، گندم را از ماسه به نحو مطلوب تري جدا کند . ماسه در آب فرو مي رفت و گندم روي آب مي ماند ، بنابراين ، ميمون مي توانست آن را به راحتي جمع کند . بسياري از ميمون ها گله فورا ًاز اين رفتار تقليد کردند . کاواي گزارش داد که چند رفتار جديد ديگر سريعاً در بين گله ، در نتيجه يادگيري مشاهده اي شايع شد که از جمله آنها شستن ماسه هاي چسبيده به سيب زميني و آبتني در اقيانوس بودند.
( که ميمون ها تا زماني که يک ميمون پيشگام اين فعاليت ها را شروع نکرده بود ، آنها را انجام نمي دادند )
موارد تقليد واقعي مستند در حيوانات غير از نخستي ها ، نادر است ، اما شواهد حکايتي گزارش شده توسط فيشرو هايند (1949) به نظر کاملا متقاعد کننده مي رسد . در سال 1921، ساکنان دهکده اي در جنوب انگلستان گزارش دادند که برخي از پرندگان ، با سوراخ کردن درپوش بطريهاي شير که روي پله هاي درخانه ها قرار داشتند ، شير مي خوردند . طي مدت چند سال ، اين رفتار در سراسر انگلستان ، ايرلند ، ويلز و اسکاتلند شيوع يافت و در چند گونه از پرندگان مختلف مشاهده شد . از آنجايي که به نظر بي معني مي رسد اگر بگوييم که همه اين پرندگان ناگهان چنين رفتاري را توسط خودشان ياد گرفتند ، پس اين رفتار بايد از طريق يادگيري مشاهده اي فراگيري و منتقل شده باشد .
ما ديديم که توانايي يادگيري از طريق مشاهده ، بي ترديد منحصر به انسانهاست و گرايش به تقليد رفتار ديگران را مي توان در سنين بسيار پايين ، و در بسياري از گونه ها مشاهده کرد . بنابراين ، به نظر مي رسد که در اظهارات روان شناسان اوليه ، مبني بر اينکه گرايش به تقليد ، غريزي است ، واقعيتهاي وجود داشته باشد . اما مشکل گزارش آنها اين است که چيزي درباره اينکه ، چه موقع تقليد رخ مي دهد و چه وقت رخ نمي دهد ، در اختيار ما نمي گذارد . نظريه هاي جديدتر تقليد کوشيده اند تا به اين سوال پاسخ دهند تقليد به عنوان يک پاسخ کنشگر
ميلر و دلارد ( 1941) در کتاب مشهوري بيان داشتند که يادگيري مشاهده اي ، نوع ديگري از يادگيري ( غير از شرطي سازي کلاسيک و کنشگر ) نيست ، بلکه صرفا نوع خاصي از شرطي سازي کنشگر است . مي دانيم که محرکهاي تميزي نقش مهمي را در شرطي سازي کنشگر ، هم در داخل و هم در خارج آزمايشگاه ايفا مي کنند . براي مثال ، يک حيوان آزمايشگاهي مي تواند در حضور نور قرمز ، يک پاسخ ، در حضور نور سبز ، پاسخي ديگر ،و در حضور نور زرد باز هم پاسخ ديگري بدهد ( ما نيز به هنگام رانندگي ، پاسخهاي متفاوتي را به اين سه محرک يادگرفته ايم ) . طبق نظر ميلر و دلارد ، يادگيري مشاهده اي مستلزم موقعيتهايي است که محرک تميزي ، رفتار شخص ديگر باشد ، و پاسخ مناسبي که تازه رخ مي دهد ، شبيه رفتاري باشد که مشاهده کننده آن را انجام مي دهد .
يکي از آزمايشهاي بسيار ميلر و دلارد ، رويکرد آنها را نشان مي دهد . در اين آزمايش ، کودکان کلاس اول به صورت جفتي شرکت داشتند ، به طوري که يک کودک ” رهبر ” و ديگري ” يادگيرنده ” بود . در هر چند کوشش ، اين دو کودک وارد اتاقي مي شدند که دو صندلي با جعبه بزرگي روي هر يک از آنها وجود داشت . به کودک رهبر از پيش آموزش داده بودند که به طرف يکي از دو جعبه که ممکن بود در آن شکلاتي وجود داشته باشد ، برود . يادگيرنده مي توانست ببيند که رهبر به کجا مي رود ، ولي نمي توانست ببيند که آيا او شکلات به دست مي آورد يا نه . سپس ، نوبت يادگيرنده مي شد که به طرف يکي دو جعبه برود ، جايي که وي ممکن بود شکلاتي را به دست بياورد و يا به دست نياورد . نيمي از يادگيرنده ها در گروه تقليد بودند و اگر آنها همان انتخاب رهبر رامي کردند ، تقويت مي شدند . يادگيرنده هاي ديگر ، در گروه بدون تقليد بودند ، که اگر انتخاب آنها مخالف با انتخاب رهبر بود ، تقويت را به دست مي آوردند .
نتايج اين آزمايش ساده ، تعجب آور نبود : بعد از چند کوشش ، کودکان گروه تقليد ، همواره پاسخ رهبر را کپي کردند ، و کودکان گروه بدون تقليد ، همواره پاسخ مخالف دادند . ميلر و دلارد نتيجه گيري کردند که تقليد مانند هر پاسخ کنشگر ديگر ، زماني رخ مي دهد که فرد براي تقليد ، تقويت شده باشد . برعکس ، تقليد نکردن هنگامي واقع مي شود که تقليد نکردن ، تقويت شده باشد . در هر دو مورد ، رفتار شخص ديگر ، محرکي تميزي است که نشان مي دهد چه پاسخي مناسب است . پس ، طبق ديدگاه ميلر و دلارد ، يادگيري تقليد بخوبي با وابستگي سه اصطلاحي اسکينري متناسب است : محرک تميزي ، پاسخ ، و تقويت . بنابراين ، لازم نيست گفته شود که يادگيري مشاهده اي ، طبقه جداگانه اي از يادگيري است که با شرطي سازي کنشگر فرق دارد.
تقليد به عنوان پاسخ کنشگر تعميم يافته
به طوري که بندورا ( 1969) اشاره کرده است ، تحليل ميلر و دلارد از تقليد ، تنها در مواردي کاربرد دارد که در آنها يادگيرنده (1) رفتار يک الگو را مشاهده مي کند ، (2) فورا پاسخ وي را کپي مي کند ، و (3) تقويت دريافت مي دارد . بسياري از موارد تقليد روزمره از اين الگو پيروي نمي کنند . براي مثال ، دختر را در نظر بگيريد که مادرش را هنگام آماده کردن يک کاسه برگه ذرت برشته ، نگاه مي کند : مادر کاسه را از کابينت آشپزخانه در مي آورد ، برگه هاي ذرت را در آن مي ريزد ، و سپس شير و شکر به آن اضافه مي کند . روز بعد ، هنگامي که مادر در آشپزخانه نيست ، ممکن است کودک تصميم بگيرد يک کاسه برگه ذرت براي خودش درست کند و امکان دارد اين کار را با موفقيت انجام دهد . در اينجا ما نمونه اي از تقليد را داريم ، نمونه اي از يادگيري توسط مشاهده ، اما توجه کنيد که اگر دختر قبلا هرگز اين زنجيره رفتاري را انجام نداده باشد ، معلوم است که نمي تواند براي آن تقويت شود . بنابراين ، اين مثال موردي از يادگيري بدون تمرين قبلي پاسخ ، و بدون تقويت را نشان مي دهد . درست همان گونه که اصل تقويت نمي تواند توضيح دهد که چرا يک موش اولين اهرم فشاري را انجام مي دهد ( قبل از دريافت هر گونه تقويت کننده براي اين کار )، همين طور نمي تواند اولين وقوع پاسخ آموخته شده توسط مشاهده را توضيح دهد . در واقع ، جمله آخر کاملا درست نيست ، بنابراين ، اجازه دهيد آن را ارزيابي کنيم . با اينکه اصل تقويت به تنهايي نمي تواند اولين وقوع هر نوع پاسخي را توجيه کند ، اگر ما مفهوم تقويت را به حساب آوريم ، اين اصل مي تواند مواردي از رفتارهاي جديد را توجيه کند ؛ يعني ، ممکن است برخي از پاسخهاي جديد ، چيزي بيش از انواع پاسخهاي مشابهي که در گذشته تقويت شده اند ، نباشند . قبلا ديديم

پایان نامه ارشد درباره خانواده ها، آموزش و پرورش، وزارت خارجه

طلاق زياد نمي شود ؟ آيا فرزندان دچار بحران هاي روحي و بي اعتمادي نمي گردند ؟ آيا جامعه اعتماد و اطمينان و امنيت خود را از دست نمي دهد ؟آيا قتل آدم کشي و مصرف اعتياد و الکل و قرص هاي روان گردان سلامت و صحت خانواده ها و افراد را تهديد نمي کند ؟ آيا انجام فرايض ديني و مذهبي به فراموشي سپرده نمي شود ؟ آيا آرمان هاي ملي و مذهبي مثل علاقه به قهرمانان و الگوهاي برتر ديني مثل امامان و پيامبران و ائمه فراموش نمي شود ؟ آيا چهره قهرمانان ادب و فرهنگ و شعر و قصه و شاعري و اساطيري نابود نمي شود ؟ آيا شدت اعمال پليس زياد نمي شود ؟ آيا قضاوت و مراکز قضايي مملو از شکايت و درگيريها و بهم ريختن عناصر دروني حريم خانواده ها نمي شود ؟ آيا شغل و تعهد و الزام به انجام کار براي رضاي خدا و رضايت مردم جاي خود را به هوس و روابط افراد و … نمي دهد ؟ آيا هرج و مرج وگناه و مصرف کالاهاي آرايشي زياد نمي شود ؟آيا مصرف گرايي و مدگرايي باعث تعطيلي کارگاههاي توليد نيازهاي اساسي و اصيل اوليه مثل توليد کشاورزي و صنعتي و باز گشايي کانون هاي هوس و مد و چهره نمايي وتوليد لباس هاي آنچناني و مصرف مواد مخدر و مهوش و … نمي شود ؟ و اقتصاد و اجتماع و تعليم و تربيت و تکنولوژي و صنعت و توليد کشاورزي جاي خود را به بي اعتمادي و رقص و مد گرايي و لذت هاي آني و هوس هاي زودگذر و تخريب اذهان عمومي و هدف هاي اصيل انساني و مذهبي و ملي نمي شود ؟
اهداف تحقيق :
هدف عمده تحقيق حاضر يک چيز است .
راه هاي رسوخ مد هاي غير متعارف در جامعه : اما اين جمله کوتاه و خبري بسيار عميق وگسترده است . در نتيجه با يک جمله و گزاره نمي توان به هدف ومقصود رسيد چنانچه امروزه دولت ها و ملت ها با برنامه ها و سياست ها در صدد جلوگيري از اين موضوع هستند ولي سال به سال ميزان و گستره نفوذ اين مدل هاي غير متعارف در جوامع مختلف زياد مي شود . بر اين اساس هدف هاي اين تحقيق عبارتند از :
1- تعريف مد يا مدل هاي غير متعارف
2- راه هاي نفوذ و ورود مدل هاي غير متعارف به جامعه
3- علل و عوامل پذيرش اين مدل ها و مد ها
4- طبقات و گرو هاي پذيرنده
5- آسيب هاي ناشي از اين نفوذ در ميان جامعه
6- سياست ها و خط مشي عمومي و سياست گزاران
7- وظايف و کارکرد هاي خانوادگي
8- وظايف و نقش نهادهاي مرتبط با مبارزه با نفوذ مدل هاي غير متعارف
9- نوزايي و تحولات در مدل هاي متعارف خودماني
10- فرهنگ سازي و مدل گرايي ملي و مذهبي
متغير هاي تحقيق :
در آغاز و معني و مفهوم اوليه تحقيق بنظر مي رسد . که تحقيق توصيفي و يک سويه است يعني چه راه هايي براي رسوخ مد در ايران بوجود آمده است . که کاملاً صحيح ودرست است . وميتوان با استفاده از منابع و کتاب ها و گزارش ها وبخصوص داده هاي جرايدي و انعکاسات را ديد و تلويزيون و ماهواره ها به اين امر پرداخت
اما در درون جمله و موضوع متغيرها وجود دارند .
متغير مستقل : راه هاي نفوذ و رسوخ مد
متغير وابسته : مدگرايي
يعني مي توان مدگرايي را در کنار راه هاي نفوذ و رسوخ آن کاملاً به تصوير کشيد و از طريق ادبيات و مباني نظري به بحث تقليد و انواع تقليد که مايه و زيربناي مد هستند ، پرداخت و در فصل سوم به راه هاي جلوگيري از اين عوامل اشاره و در يک فرآيند آماري اين تعامل و شرايط را بررسي کرد . که در اين تحقيق کاملاً و به صورت دقيق به موضوع تقليد به عنوان دست مايه مدگرايي اشاره شده است . و راه هاي رسوخ که در بيان مسئله به عمده آنها اشاره گرديد.
فرضيه و سوالات تحقيق :
– هر چقدر الگوهاي متعارف در جامعه کم باشد گرايش جوانان به الگوهاي متعارف افزايش مي يابد .
– هر چه ايستايي و رکود مدل لباس و رنگ و رفتار در جامعه کهنه و قديمي و متروک باشد توجه به مدل هاي وارداتي در ميان جوانان و نوجوانان افزايش مي يابد .
سوالات :
1- چه نوع از الگوها و مدهايي با هنجارها و باورهاي ما متناسب است ؟
2- جامعه ما خود چه الگوها و مدهايي دارد ؟
3- چه برتري هايي مدل ها و الگوهاي ما نسبت به الگوهاي وارداتي دارد ؟
4- چه کساني از الگوها و مدل هاي وارداتي استقبال مي کنند ؟
5- چه الگوها و مدل هايي نامتعارف هستند ؟
6- چگونه مي توان الگوها و مدل هاي داخلي را رواج و توسعه داد؟
7- چه راهکارهايي براي جلوگيري از ورود الگوها و مدل هاي نامتعارف وجود دارد؟
8- خانواده ها در اين زمينه چه نقشي دارند؟
9- دولت و سياستهاي دولتي در اين زمينه چه نقشي دارد؟
10- نهادها و ارگان ها ( راديو و تلويزيون و نهادهاي مرتبط ارشاد ، آموزش و پرورش ، تبليغات اسلامي وزارت خارجه ، وزارت اطلاعات و … ) در اين زمينه چه نقشي دارند ؟
تعاريف واژه ها و اصطلاحات :
تعاريف واژه ها و اصطلاحات در اين تحقيق همان تعاريف عملياتي هستند زيرا در تعاريف واژه ها و اصطلاحات واژه مبهم و گنگي وجود ندارد – که مي توان به واژه هاي زير اشاره کرد .
جوانان : گروه سني جواناني که از حدود 16 تا 22 سالگي قرار دارند .
( شعاري نژاد )
نوجوانان : گروه سني نوجواناني که در حدود 18 – 12 سالگي قرار دارند
( شعاري نژاد )
مد : فراواني يک رفتار به صورت افزايشي و مورد پسند در جامعه از سوي جوانان
مد : گاهي به لباس به مو و يا به طرز آرايش و رفتار و يا حتي بيان و سخن گفتن نيز مي انجامد . ( خانم رهبر – شب پنجشنبه 13 / 4 / 87 از شبکه 4 ساعت 5/10 شب )
تعاريف عملياتي :
مد : رفتاري که تکرار و اجراي آن در جامعه چشمگير و باعث الگو پذيذي سايرين به سوي افزايش قابل توجه کمي باشد ( رهبر – همان مآخذ)
فراواني : تعداد دفعات انجام و تکرار يک رفتار و يا يک پوشش در مورد جوانان ( دلاور 1371 )
تقليد : تبعيت و پيروي يک رفتار از يک منبع و الگو ( کاردان ، 1372)
فصل 2
ادبيات و پيشينه تحقيق
مباني نظري و تئوريک و تحقيقات و مطالعات
تقليد ومدل گرايي در يادگيري بوسيله مشاهده
بخش زيادي از يادگيري انسان از طريق شرطي سازي کلاسيک و در نتيجه تقويت يا تنبيه صورت نمي گيرد ، بلکه از طريق مشاهده انجام مي شود . دو روان شناس که نوشته ها و آزمايش هاي آنها مکرراً بر اين واقعيت تاکيد دارند ، آلبرت بندورا1 و ريچارد اچ . والترز2 هستند . بندورا و والترز در کتاب کلاسيک خود به نام يادگيري اجتماعي و رشد شخصيت ( 1963 ) ، نشان دادند که نظريه يادگيري سنتي بسيار ناقص است ، چون نقش يادگيري مشاهده اي را ناديده گرفته است . به طوري که ديديم ، نظريه يادگيري سنتي بر اهميت تجربه فردي تاکيد مي ورزد : فرد رفتارهايي را انجام مي دهد و پيامدهاي بعدي آن را تجربه مي کند . نکته بندورا و والترز اين است که يادگيري به مقدار زياد از طريق تجربه جانشيني3 رخ مي دهد و نه تجربه شخصي : ما رفتار ديگران را مشاهده مي کنيم ، پيامدهاي رفتار آنها را مي بينيم ، و بعداً ممکن است از رفتار آنها تقليد کنيم . به طور خلاصه ، بندورا و والترز مدعي اند که رويکرد سنتي به يادگيري که بر تجربه شخصي و تمرين تاکيد دارند ، ناکافي است و فقط مي تواند برخي از انواع يادگيري و نه همه آنها را تبيين کند . به طوري که عنوان کتاب فوق نشان مي دهد، بندورا و و الترز علاقه مند بودند بدانند که چگونه مردم شخصيت متفاوتي را پرورش مي دهند ( براي مثال ، چرا برخي از افراد درون گر هستند و ديگران برون گرا ، برخي صلح جو هستند و ديگران پرخاشگر ، برخي سخت کوشند و ديگران تنبل ) . آنها پيشنهاد کردند در حالي که برخي از تفاوت هاي شخصيت پايه ارثي دارند ، بيشتر آنها ناشي ازتجربه هاي يادگيري فرد هستند . آنها رويکرد فرويدي يا روان پويشي به شخصيت را که بر تعامل نيروهاي رواني ناهشيار در تعيين شخصيت فرد تاکيد دارد، رد کردند.
بندورا و والترز همانند فرويد معتقدند که تجربه هاي اوليه کودکي مي توانند تاثير مهمي بر شخصيت بزرگسال داشته باشند ، ولي به نظر آنها ، اين تجربه ها از طريق اصول نظري? يادگيري اجتماعي ، تاثيرات خود را اعمال مي کنند . منظور بندورا و والترز از نظريه يادگيري اجتماعي ، ترکيب (1) اصول سنتي شرطي سازي کلاسيک و کنشگر ، به علاوه (2) اصول يادگيري مشاهده اي يا تقليد بود . بنابراين ، آنها گمان مي کردند که اصول نظريه يادگيري سنتي را رد نمي کنند ، بلکه يک اصل يادگيري مهم را به آن اضافه مي کنند.
( مازور ، 1989) .
بعدا در اين فصل به بررسي برخي از شواهد جمع آوري شده توسط بندورا و والترز و ديگران خواهيم پرداخت که نشان مي دهند يادگيري مشاهده اي واقعا عامل کمک کننده مهمي به تفاوتهاي شخصيت در بين افراد است .
ابتدا، به بررسي چندين نظريه مختلف درباره اينکه چرا اصلا تقليد رخ مي دهد، مي پردازيم و تحليل بندورا را از عواملي که تعيين مي کنند چه موقع رفتار تقليدي مشاهده مي شود و چه موقع مشاهده نمي شود ، مورد بررسي قرار خواهيم داد.
نظريه هاي تقليد
تقليد به عنوان يک غريزه
چند تن از نخستين روانشناسان ( مثل بالدوين ، 1906؛ مورگان ، 1896؛ مک دوگال ، 1908) اعلام داشتند که انسان و حيوانات ، گرايشي فطري به رفتارهايي دارند که مي بينند ديگران آنها را انجام مي دهند .
ويليام جيمز1 ، هنگام بحث درباره گرايش کودک به تقليد گفتار و حرکتهاي بزرگسالان ، و گرايش بزرگسالان به صحبت کردن ، راه رفتن و رفتار کردن همانند ديگران ، بيان داشت : ” اين نوع تقليد گري که انسان و حيوانات گروه زي مشترکاً از آن برخوردارند ، به معني کامل کلمه ، نوعي غريزه است ….”
( ص 408) . اين باور که تقليد گرايشي فطري است ، تا اندازه اي از شواهدي ناشي مي شود مبني بر اين که کودکان مي توانند از حرکتهاي يک بزرگسال تقليد کنند . براي مثال ، مک دوگال ( 1908) گزارش داد که کودک چهار ماهه او هنگامي که يک بزرگسال زبانش را بيرون مي آورد ، همين کار را مي کند . البته ، احتمال اينکه کودک اين پاسخ را به اين دليل که تقويت شده است .
( با لبخند و خنده بزرگسال ) يادگرفته باشد نمي توان به کلي نا ديده گرفت . پژوهشهاي جديدتر ، شواهد بسيار نيرومندتري را براي گرايش فطري به تقليد در اختيار مي گذارند .
ملتزوف1 و مور2 ( 1977) ، در چند آزمايش به دقت کنترل شده ، مي خواستند تعيين کنند که آيا کودکان 12تا 21روزه هر يک از چهار حالت زير را که توسط يک آزمايشگربزرگسال انجام مي شد ، تقليد خواهند کرد يا خير : غنچه کردن لبها ، باز کردن دهان ، بيرون آوردن زبان و حرکت متوالي انگشتان . آزمايشگر هر يک از اين حرکت ها را يکي در هر بار انجام مي داد ، سپس منتظر مي ماند که ببيند آيا کودک آن را کپي خواهد کرد يا خير . از رفتار کودک فيلمبرداري ويديويي مي شد و بعدا توسط افرادي که نمي دانستند کودک کدام يک از اين چهار حالت را در کوشش معيني مشاهده کرده بود ، نمره گذاري مي شد . ملتزوف و مور گرايش قابل اطميناني را در کودکان براي تقليد رفتار خاصي که تازه مشاهده کرده بودند ، يافتند . به خاطر نورس بودن اين کودکان ، بسيار بعيد به نظر مي رسد که اين گونه رفتارهاي تقليدي توسط والدين آنها تقويت شده باشد . در واقع ، تمام والدين اظهار داشتند که آنها هرگز رفتار تقليدي را در کودکانشان نديده بودند و اکثرا احساس مي کردند که چنين رفتاري در اين سن کم غير ممکن است .
نتايج ملتزوف و مور ، هنوز هم مورد اختلاف و بحث انگيز است ، اما چندين بار تکرار شده است . اين توانايي نوزادان در تقليد انواع حالتها از اين نظر جالب است که پيشنهاد مي کند انسانها با استعداد پيوند دادن درون داد ديداري ( ديدن بزرگسالي که حالت خاصي را به خود مي گيرد ) با مجموعه اي از حرکتهاي عضلاني متولد مي شوند که به کود

پایان نامه ارشد درباره خانواده ها، فرهنگ و تمدن، آموزش و پرورش

علامه طباطبايي ابهر و كتابخانه عمومي شناط در تهيه و ارائه منابع
3- از دانشجويان و همكلاسي هاي دانشگاهي در تهيه و امكانات ادامه تحقيق
4- از جوانان و نوجوانان در شركت در جمع آوري اطلاعات و تنظيم و تكميل پرسشنامه
5- از پدر و مادر خانواده ام در تحمل و تشويق اينجانب به ادانه كار و تهيه و اتمام اين پروژه
6- و از همه مهم تر از استادفرزانه ام دكتر جليلي كه گام به گام در تهيه و نگارش اين پروژه از هيچ كوششي دريغ نورزيدند و از خداوند براي ايشان و ساير مساعدت كنندگان خير دنيا و سعادت آخرت مسئلت مي نمايم.
زهرا گوهرآمالي
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول
(كليات تحقيق)
مقدمه 2
كليات 4
اهميت مسئله 7
اهداف تحقيق 10
متغيرهاي تحقيق،فرضيه و سؤالات تحقيق 11
تعاريف واژه ها و اصطلاحات 13
فصل دوم
(ادبيات و پيشينه تحقيق)
تقليد و مدگرايي در يادگيري بوسيكه مشاهده 15
نظريه هاي تقليد 17
ارزيابي نظريه هاي تقليد 33
عواملي كه بر احتمال وقوع تقليد اثر مي گذارند 37
انگيزش پيشرفت 45
فوبيها و ترسها و شناخت ها 53
سرمشق گيري در رفتار درماني 58
فراگيري رفتارهاي جديد 63
خلاصه فصل 67
فصل سوم
(روش تحقيق)
روش تحقيق 71
نمونه آماري و حجم نمونه 72
ابزار گردآوري اطلاعات 74
روش گردآوري اطلاعات 75
روش آماري 76
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل چهارم
(تجزيه و تحليل داده ها)
تجزيه و تحليل توصيفي 78
نمودار فراواني 81
تفسير آماري 82
تفسير درصدي 84
تحليل آماري 86
نتيجه آماري 88
فصل پنجم
(نتيجه گيري)
نتيجه گيري 90
محدوديت ها و ملاحظات پژوهش 93
پيشنهادات 94
منابع و مآخذ 95
پرسشنامه 96
فصل 1
مقدمه
( کليات ) بيان مسئله
اهميت مسئله
اهداف و مقاصد تحقيق
متغيرهاي تحقيق
فرضيات و سوالات تحقيق
” مقدمه ”
جامعه خود به خود معني و مفهوم ندارد . اصولاً جامعه مفهومي انتزاعي و ساخته تفکرات و ذهني بشري است که در اثر اجتماع و جمع شدن عده اي از افراد و اعضاي خانواده در يک مجموعه و محله و اقليم و مکان اطلاق مي گردد و چون بشر از آغاز خلقت به صورت جمعي زندگي کرده و براي رفع نيازهاي اوليه و برقراري نيازهاي ارتباطي و نيز عاطفي و ترس از خطرات حيوانات درنده و رعد و برق و سيل و زلزله سعي در گردهم آيي و در کنار هم زيستن داشته اند . ( کاردان ، 1373)
هر امر اجتماعي و پديده اجتماعي عبارت است ، هر موقعيت ، هر رابطه يا واقعيتي که به نحوي يکي از جنبه هاي حيات اجتماعي را توجيه کند.
( محسني منوچهر ، 1366 ) “16”
بنابراين اجتماعي بودن موجود انسان امري مسلم و علي حده ( عليحده ) است و رفع نيازهاي انساني بوسيله يکديگر يک پديده طبيعي و اجتناب ناپذير است پس قلمرو انسان ها در گروه و روابط بين آنها در بستري از نيازهاي طبيعي و اجتماعي و عاطفي و … در روي کره خاکي پراکنده و مستتر است .
امروزه نيازها متنوع و پيچيده نشده و هزاران نياز اقتصادي ، اجتماعي ، هنري ، علمي ، فني ، تحصيم ، عاطفي ، ورزشي و … درهم تنيده شده اند و با توجه به رشد و توسعه تکنولوژي و ارتباطات ، هنسون ، تکنولوژي هاي جديد ارتباطي ، 1373 ترجمه حيدري ) .
سرعت ارتباط و انتقال پيام ها چه از نوع پيام هاي شغلي و تحصيلي و علمي و پژوهشي و اقتصادي و سياسي و چه از نوع هنري و اجتماعي و ورزشي و غيره به سرعت در سراسر جهان پراکنده و دريافت مي گردد . آنچنانکه اگر در کره زمين در بالاترين نقطه قطب شمال اتفاقي بيفتد در جنوبي ترين نقطه کره زمين در طول فقط چند دقيقه ارتباط برقرار و پيام قابل شنيدن و ديدن و … مي باشد .
اين مسئله در مورد امور و پديده هاي نابهنجار نيز وجود دارد و گروه هاي زيرزميني و مافيا مي توانند اطلاعات و پيام ها را در کوتاه ترين زمان به گيرندگان خود منتقل کنند . در اين تحقيق نوع ديگري از نفوذ و رسوخ در اجتماعات مختلف را در نظر داريم که پديده ها و امور و رفتارهاي مدي
( Fashen ) که برخي حتي مورد قبول هنجارهاي جامعه ما نيستند . چگونه وارد جامعه شده و ترويج مي شدند و راه هاي مقابله با آن چگونه است ؟
” کليات ”
بيان مسئله
وَ کَذلِکَ سَوَّلَت لي نَفسي ( طه ، 96 )
نفس من کار مرا برايم زيبا جلوه مي دهد . ( نصري ، 1372) “7/3”
همه صاحب نظران و انديشمندان و حکما و فيلسوفان و متخصصان قديم و جديد معتقدند که نيازهاي انساني دو قسم است . الف) نيازهاي اوليه ب) نيازهاي ثانويه
نيازهاي اوليه شامل نياز به غذا ، پوشاک ، امنيت ، مکان ، توليد مثل ، درماني و … و نيازهاي ثانويه مثل تفريح و ورزش و هنر و …
در همه دنيا نيازهاي اوليه اصل است و همه کشورها و دولت ها هر کدام به نوعي از طريق برنامه هاي اقتصادي و اجتماعي و طرح ها و لوايح گوناگون حمايتي و تشويقي و ضمانت کاشت و داشت و برداشت محصولات و توليدات و نظام عرضه و تقاضا به همه مردم شهرها و روستا خدمات مختلف اجتماعي و مدني ارائه مي نمايد .
در بعد اجتماعي روابط گروه ها و اجتماعات از طريق نهادها و موسسات و سازمان ها شکل مي گيرد و در اين برهه قانون و روابط سنتي و مذهبي و ارتباطي با هم تلفيق شده و فرهنگ و تمدن هر جامعه را شکل مي دهد .
( عاري نژاد ، 1365)
روابط پيچيده مردم با يکديگر و گروه ها با گروه هاي ديگر در شيوه هاي رسمي و غيررسمي و در قالب قوانين و مقررات اجتماعي و اخلاق و آداب و رسوم و سنت هاي ديني و اعتقادي مجموعه گسترده اي از رفتارهاي مختلف در زمينه هاي پوشاک و خوراک و روابط اجتماعي و اخلاق و نگرش ها و گرايش ها را بوجود مي آورد .
مثلاً گروه هاي دانش آموزي با ارشاد اسلامي و معلمان و خانواده ها و فعاليت هاي کتابخانه اي و گروه هاي تحصيلي و آموزش کنکور در ارتباط هستند . و اين نهادها خود با نهادهاي بزرگتر نظير وزارت فرهنگ و آموزش و پرورش و آموزش عالي و غيره در ارتباط هستند . صدا و سيما و روزنامه ها و مجلات و بولتن هاي خبري و ورزشي اين روابط را برجسته و اطلاع رساني مي کند و چون خود وسايل ا رتباط جمعي و خبرنگاران و راديو و تلويزيون از ماهواره و روابط بين الملل تاسي و تاثير مي گيرند ممکن است . رفتار و مدل آموزشي و طرز ارائه جديد تدريس و کتاب نوين و قابل اعتمادي و يا افراد موفقي و يا دانشگاه ها معتبر جهاني را به تبليغ بکشد و از اين نقطه نظر عده اي از دانش جويان و دانش آموزان علاقه خاصي به فردي که از خارج مورد تبليغ واقع شده قرار بگيرند و براي همنوايي و همرنگي با آن لباس خود را همرنگ و هم شکل لباس ايشان قرار دهند و حرکات و سکنات خود را با حرکات و رفتارها و سکنات آن فرد متناسب سازند و اين اولين قدم رسوخ و مدگرايي در ميان نوجوانان و جوانان مي گردد.
امروزه ارتباطات از نوع موبايل ، ماهواره ، تلويزيون ، جرايد و روزنامه ها بسيار گسترده شده است و شبکه هاي ماهواره اي در سراسر جهان قابل دسترس هستند . و گيرنده هاي تلويزيوني در ساعات آخر شب جوانان و نوجوانان و حتي خانواده ها را به خود مشغول مي دارد و در اين برنامه ها سياست ها و اقتصاد و هر و ورزش و مبادلات مختلف اجتماعي و هنري و سينمايي و تبليغي به شدت تبليغ مي گردد.
در جامعه ما براي پوشش و خوراک و رفتارها هنجارهاي ديني و اسلامي و حد و مرز تعيين شده وجود دارد . و عده اي از جوانان و نوجوانان خود را ملزم و راضي به اطاعت و تبعيت از اين الگوها و مدل هاي هنجار شده نمي دانند و با تماشاي فيلم هاي سينمايي و ماهواره اي و مشاهده افراد و هنرمندان و چهره هاي شناخته شده جهاني در قالب فيلم ها و تبليغات کالايي و هنري و ورزشي به شدت تمايل ودرون خود را از الگو پذيري وتبعيت و پيروي از نوع رفتار وپوشش و حرکات و رفتارهاي فرد مورد علاقه قرار مي دهند و از روز بعد لباس آن هنر پيشه و يا چهره آرايي آن چهره سينمايي و يا طرز راه رفتن فلان ورزشکار خارجي و لباس ها و خال کوبي ها و غيره در ميان جوانان مد و فراوان مي شود و ظاهراً هم هيچگونه خلافي از فرد سرنزده است و ولي ترويج و گسترش اين رفتارها و اوج و تعميم آن باعث نهادي شدن آن رفتار و همگاني شدن آن رفتار درميان جامعه مي گردد . و فرهنگ و تمدن ما را تحت الشعاع قرار ميدهد .
برهنگي و نمايش اندام وارگي در غرب در چند دهه گذشته به شدت رونق و گسترش يافته است و زنان و مردان بدون هيچ محدوديتي آزادند هر گونه لباس و از هر جنس با هر مدل و اندازه و رنگي را در کوچه و بازار و محل کار و تحصيل بپوشند ريشه اين تمايل هرچه باشد قابل بحث در اين گفتار نيست ولي تبعات آن باعث مي شود که حجب و حيا و حريم اخلاقي خانواده ها در هم ريخته شود و هيچ حدو مرزي در ميان زنان و مردان و دختران و پسران وجود نداشته باشد و اعتقادات و باورهاي اصيل ديني و اعتقادي که در طول هزاران سال و با خون و دل ايثار جان ها و محو تمدن ها و غارت کشورها و سرمايه هاي عظيم انساني و اقتصادي و نوشتن هزاران جلد کتاب و اثر و شعر و ادبيات و حکمت و انديشه بوجود آمده و در روح و جان و شخصيت افراد دروني و فطري شده با يک بي توجهي و رسوخ يک رفتار نا شناخته و هوس آلود و بي معني خارجي مورد .هجمه و هجوم قرار گيرد و اساس و ارکان ديني و ادبي و فرهنگي و … هر جامعه و ملتي مورد تهديد قرار گيرد . و اين امر يا پديده در لحظه اول و الگوپذيري شايد هيچگونه منافاتي با مختصات و ساخت و چهارچوب نظام نداشته باشد ولي آنگاه که عده کثيري ازمردم به آن پرداختندو همه کشور تحت تاثير اين مد و لباس واقع شد ضرر و آسيب هاي آنان نمايان مي شود .
اهميت مسئله :
اگر يکروز صبح از خواب برخيزيد و با تعجب ببينيد که مردم با شورت به خيابان آمده اند . زنان چادر و پوشش خود را کنار گذاشته اند و با دامن کوتاه و لباس هاي آستين کوتاه و چهره و موهاي باز و رنگ شده و تزيين شده و کفش هاي غير متعارف و پاشنه بلند و صورت گريم شده و ابروان تاب داده و صورت نقاشي شده و با يک سگ اهلي شده در خيابان آمدوشد مي کنند . و در برخورد با شما به جاي سلام از واژه هاي خرجي مثل oki و يا مرسي mersi و حرکات چشم و ابرو با شما ارتباط برقرار مي کنند . اين افراد به هنگام نهاردر خانه حاضر نمي شوند و با هرکس که ميل آنها مي کشد به رستوران مي روند و غذا صرف مي کنند .
و به هنگام شب به جاي حضور در خانواده تا ساعات آخرشب در پارتي هايي که هيچ ارتباطي سببي و نسبي با ايشان نداشته و فقط به دعوت يکي از آشنايان ساعتي يعني ( کسانيکه فقط در يک ساعت با هم آشنا شده و رفيق شده اند ) صورت گرفته و تا نزديکي هاي صبح به شرب خمر و رقص و دانس گروهي پرداخته اند و با مصرف داروها و قرص هاي هيجان آور و تکان دهنده انواع حرکات و رفتارهاي غير انساني و ضد اخلاقي انجام داده و مورد استفاده سود جويان جنسي و تبليغي قرار گرفته و از صحنه هاي رقص و بي هوشي و جنس بازي آنها نوار و فيلم تهيه شده و فرداي آنروز در کوچه و بازار و سوپر مارکت ها اين صحنه ها به فروش مي رسد . چه اتفاقي مي افتد ؟ در اينجا تکليف پدر چه مي شود ؟ آينده فرزندان چه مي شود ؟ بنيان خانواده چگونه مي گردد ؟ مسئله اعتقادات چه بلايي به سرش مي آيد ؟ تعصب و ايمان و آزادي و ارزش ومقام والاي انساني که از فرشته ها بالاتر است به کجا مي رود ؟ در يک جامعه اسلامي ارزش هاي خانوادگي وحريم خصوصي و باورهاي ديني و ادبيات ملي چه مي شود ؟
آيا

ارائه شیرهای هیدرولیک و پنوماتیکی با بهترین کیفیت

هیدرولیک و پنوماتیک حامد

هیدرولیک و پنوماتیک حامد با بیش از یک دهه تجربه در زمینه شیرهای هیدرولیک و پنوماتیکی ابزار دقیق و پروفشنال های صنعتی ، اتصالات هیدرولیکی ، پنوماتیکی استنلس استیل ، شیلنگ های فشار قوی تا  PSI 12000و شیلنگ های (  خرطومی ( استنلس استیل بخار و غیره با ارائه بهترین کیفیت همسو با صنایع مادر و تولید کنندگان در راستای پیشبرد صنعت ایران عزیزمان کوشا و همراه می باشد .

 

توانمندی ها :

تامین کننده کلیه تجهیزات هیدرولیک ، پنوماتیک و ابزار دقیق

ساخت انواع یونیت های هیدرولیک ، طراحی ، مشاوره و ساخت شیرهای پروپرشنال

شاخت انواع جک های بالابر هیدرولیکی و جرثقیل های سیم بکسلی

ساخت و منوتاژ انواع شیلنگ های هیدرولیک ، نفت ، گاز ، بخار و شیلنگ های خاص

تولید انواع اتصالات مربوط به شیلنگ ها و لوله های هیدرولیک و شیر پنوماتیک

ساخت شیلنگ های ( خرطومی ) استنلس استیل بخار از ۱٫۴ اینچ تا ۱۰ اینچ

بست های مربوط به شیلنگ و لوله های هیدرولیک از سایز ۴ میلیمتر تا ۱۰ اینچ

ساخت و تولید قطعات خاص با دستگاه ۳ بعدی اپتیک (۳D Optic  )

تجهیز کردن کارگاه های تولید و مونتاژ شیلنگ

مشاوره ، طراحی و نصب خطوط لوله کشی هیدرولیک

آموزش شناخت اتصالات ، پرس و مونتاژ شیلنگ و طراحی و نصب

 

افتخار ما همکاری و تامین قطعات مورد نیاز واحد های ذیل می باشد :

پتروشیمی پارس جنوبی

پتروشیمی بندر امام

پتروشیمی بیستون کرمانشاه

شرکت فولاد خزر

سازمان صنایع دفاع

گروه ملی فولاد اهواز

کارخانه ذوب آهن اردبیل

نئوپان فومنات

کارخانه پرشین تجارت

شرکت چرخش گر

و …

شیر هیدرولیک چیست و چرا به آن نیاز داریم ؟

اگر بخواهیم شیر هیدرولیک یا شیر کنترل هیدرولیکی را در یک جمله توصیف کنیم ، در واقع باید بگوییم : شیر هیدرولیک دستگاهی است که می­ تواند درجه دهانه مسیر جریان مایع ( روغن ) را تغییر دهد .

فقط با درک معنای این جمله ، اثرات و پدیده ­های شیرآلات هیدرولیک در سیستم یا تجهیزات هیدرولیک واقعی را کاملا درک خواهید کرد.

چند نوع شیر هیدرولیک وجود دارد ؟

چگونه باید آنها را طبقه بندی کرد ؟

در اینجا برخی از انواع شیر هیدرولیک را آورده ایم :

طبق عملکرد :

شیر جهت ، شیر هماهنگ کننده ، شیر اطمینان ، سوپاپ کاهش فشار ، شیر (کنترل سرعت) جریان .

طبق شیارپوش داخلی :

شیر دنده­ ای ، شیرفلکه ساچمه­ ای ، شیر فنری ( لوله­ ای ) ، شیر فنری دنده­ ای .

طبق روش کنترل : عملیات دستی ، درایو مکانیکی ، انتقال هیدرولیکی ، انتقال پنوماتیک ، درایو سلونوئید ، درایو الکتریکی هیدرولیکی ، درایو نسبت سلونوئید .

طبق نوع کار :

شیر باز / بسته ، شیر تنظیم کننده مداوم

وظیفه یک شیر هیدرولیک این است که جریان یک سیال ( معمولا روغن ) را به درستی در سیستم هیدرولیک هدایت ­کند .

جهت جریان روغن توسط موقعیت یک دنده تعیین می­ شود .

یک سیستم هیدرولیک تنها می ­تواند با استفاده از سوپاپ­ ها ( شیرها ) – بنا به الزامات – عمل کند .

بنابراین برای رسیدن به هدف مورد نظرتان همیشه باید به دنبال شیرآلات هیدرولیک مناسب باشید .

اندازه مورد نیاز را به وسیله حداکثر جریان سیستم هیدرولیک داخل شیر و حداکثر فشار سیستم تعیین می­ کنند .

وظیفه شیر هیدرولیک :

وظیفه یک شیر هیدرولیک این است که جریان یک مایع ( معمولا روغن ) را به درستی در سیستم هیدرولیکی هدایت ­کند .

شیر هیدرولیک در اندازه­ های مختلف و طبق استانداردهای بین المللی مختلف در دسترس است .

شیرآلات هیدرولیک ، سبک­ های نصب مختلفی دارند .

مثلا نصب و راه اندازی در خطوط لوله ، با اتصال رشته­ ای مانند شیرهای کارتریج ، نصب زیرصفحه و یا نصب لبه­ دار .

شیرآلات هیدرولیک به سه دسته اصلی تقسیم می ­شوند : شیرهای کنترل جهت ، شیرهای کنترل فشار و شیرهای کنترل جریان .

تمام شیرها در سیستم هیدرولیک عملکرد متفاوتی دارند .

شما می­ توانید از شیر هیدرولیک برای رسیدن به یک فشار معین یا تنظیم جهت و جریان مایع استفاده کنید .

شیرهای مختلف به روش ­های مختلفی عمل می­ کنند .

شیرهای یک طرفه اجازه می­ دهند که جریان آزاد در یک جهت حرکت کند و از حرکت جریان در جهت مخالف جلوگیری می­ کنند .

شیر کنترل جهت برای انتقال فشار ( یعنی جریان ) به صورت منظم در جهتی خاص ، استفاده می ­شود .

شیرهای کنترل فشار ، در یک فشار معین سوئیچ ( یا کنترل ) می­ شوند . فشار سوئیچینگ را می ­توان روی شیر تنظیم کرد .

شیرهای کنترل جریان ، جریان را تنظیم می­ کنند .

این کار با تنظیم اندازه منافذ ( سوراخ ­ها ) انجام می­ شود .

 

شیرآلات هیدرولیک انواع مختلفی دارد :

شیرهای کنترل جهت :

شیرهای کنترل جهت می­ توانند شروع ، توقف و تغییر جهت جریان یک واسطه­ فشار (مثلا روغن هیدرولیک) را کنترل کنند .

شیرآلات هیدرولیک از قبیل شیر لوله ­ای و یا دنده­ ای .

انواع شیرهای کنترل جهت :

  • شیرهای لوله­ ای جهت
  • شیرهای دنده­ ای جهت
  • شیرهای یک طرفه و بدون بازگشت

شیرهای کنترل فشار :

هر شیر کنترل فشار ، در یک موقعیت فشار از پیش تعیین شده سوئیچ می­ کند .

این امر یا به تدریج با دریچه متغیر ( کنترل ) اتفاق می ­افتد و یا به صورت ناگهانی با یک دریچه ثابت ( سوئیچ ) .

انواع شیرهای کنترل فشار :

  • شیرهای فشار ، عملکرد اطمینان
  • شیرهای فشار ، عملکرد کاهش دهنده
  • شیرهای فشار ، دریچه ثابت

 

شیرهای کنترل پرورپورشنال

شیر هیدرولیک پرورپورشنال می ­تواند دهانه را کنترل کند تا به جای این که مایع به تدریج جریان پیدا کند ، به صورت متناسب جاری شود .

همان طور که در اکثر شیرآلات هیدرولیک استاندارد نیز به همین صورت است .

انواع شیرهای کنترل پرورپورشنال

  • شیرهای کنترل جهت پرورپورشنال
  • شیرهای کنترل فشار پرورپورشنال
  • شیرهای کنترل جریان پرورپورشنال

 

شیرهای کنترل جریان

شیرهای کنترل جریان با کاهش یا افزایش دهانه در نقطه گلوگاه ، جریان را کنترل می­ کنند .

این کمک می­ کند تا سرعت حرکت فعال کننده­ های ( اکچویتور ) هیدرولیک را تعیین کنیم .

انواع شیرهای کنترل جریان

  • شیر کنترل جریان ، جبران فشار
  • کنترل جریان ، شیر تنظیم جریان

پنوماتیک ( pneumatic ) یک جنبه از فیزیک و مهندسی است که با استفاده از انرژی  موجود در گاز فشرده برای انجام حرکت به کار می رود . ریشه پنوماتیک به سال های دور و قرن ها قبل بر می گردد ، در آن دوران ریاضیدان یونانی ” قهرمان اسکندریه ” سیستم های مکانیکی بوسیله باد و بخار ایجاد کرد . وی مراحل کاری خود را ثبت و مستند کرده است .

امروزه پنوماتیک در تولید ، کارخانه ها و موارد بسیاردیگری در زمینه مکانیک نقش مهمی دارد .

پنوماتیک ، دریچه جریان جریان انرژی را از گاز تحت فشار کنترل می کند که اغلب به سادگی فشرده شده است . دستگاهی که انرژی را از فشار گاز به حرکت تبدیل می کند ، فعال کننده پنوماتیک نامیده می شود .

محرک های پنوماتیک اغلب توسط کمپرسورهای الکتریکی بوجود می آیند و قادر به تولید حرکت خطی یا چرخشی می باشند . به عنوان مثال تفنگ میخکوب یک نمونه از پنوماتیک خطی است . هنگامی که کاربر ماشه اسلحه میخکوب را فشار می دهد ، یک شیر باز می شود و هوای فشرده با نیروی کافی برای فرو بردن میخ  به سطح جامد آزاد می شود . در تولید و فن آوری پنوماتیک و دریچه های الکترومغناطیسی خودکار می تواند در یک خط مونتاژ برای انتقال ، پردازش و بسته بندی محصول مورد استفاده قرار گیرد .

عملکرد سیستم های پنوماتیک شبیه به عملکرد سیستم های  هیدرولیکی است ، اما سیستم های هیدرولیک از مایع برای حرکت دادن  استفاده می کند ولی عملکرد پنوماتیک به همراه هوا یا گاز می باشد . به طور کلی طراحی سیستم های پنوماتیک ساده تر از طراحی سیستم های هیدرولیکی است ، اما سیستم های هیدرولیکی توانایی فشار بیشتری دارند .

در مجموع می توان گفت سیستم های پنوماتیک از سیستم های هیدرولیکی پایدارتر است ، زیرا هوا می تواند در اتمسفر خنک شود ، در حالی که سیال هیدرولیکی باید به یک مجرای مایع خالی شود و در نهایت از بین برود .

ورود یه سایت : هیدرولیک و پنوماتیک حامد

 

مهم ترین بی دقتی های آزمون و کنکور

مهم ترین بی دقتی های آزمون و کنکور

سایت کنکور و امتحان نهایی : وقتی از جلسه ی آزمون و کنکور خارج می شوید، احساس خوبی دارید. حس می کنید موفق شده اید با اتکا به قدرت علمی خود در همه ی دروس درصد مورد انتظار خود را کسب کنید. اما اتفاق ناگوار وقتی می افتد که پاسخنامه ی خود را با کلید آزمون مقایسه می کنید. همه ی در صدها به طور چشم گیری با درصدهای مورد انتظار متفاوت است.

یکی از مهم ترین و رایج ترین بی دقتیها، اشتباه خواندن صورت پرسش و بعضا اشتباه خواندن گزینه هاست. این بی دقتی معمولا در انتهای متن پرسش ها رخ می دهد. مثلا خواندن است به جای نیست، یا نادیده گرفتن کلمه ی به جز در انتهای پرسش. دلیل این بی دقتی استرس ناشی از احساس کمبود وقت است که سبب ایجاد دور باطل عجله و استرس در داوطلب می شود.

باید به این نکته توجه کرد که در هنگام دانلود سوالات کنکور زمان اختصاص داده شده به پرسش باید صرف دو مقوله شود اول خواندن پرسش و دوم حل آن. مخصوصا در دروس عمومی بیشتر زمان مربوط به خواندن پرسش است و تجزیه و تحلیل پرسشها زیاد زمان بر نیست، در نتیجه مهم ترین بخش پرسش، درست خواندن آن است. باید با آرامش و بدون عجله پرسش را خواند و بهترین راه برای از بین بردن این اشتباه، تمرین خواندن سریع و بدون اشتباه پرسشها در تست های زمان دار و آزمون های آزمایشی است.

اما گاهی پرسش به درستی خوانده می شود اما در هنگام انتقال گزینه ی درست به پاسخنامه، داوطلب گزینه را به اشتباه وارد می کند. مثلا گزینه ی مورد نظر ۴ است اما داوطلب به اشتباه گزینه ی ۱ را انتخاب می کند. دلیل این بی دقتیها معمولا کاهش غیر ارادی توجه است. به این معنی که داوطلب پس از کشف پاسخ صحیح احساس می کند کار به پایان رسیده و باید توجه خود را به پرسش بعد معطوف کند و در نتیجه در مرحله ی انتقال پاسخ، دچار کاهش تمرکز می شود. این اشتباه در دروس محاسبه ای به شکلی متفاوت نیز اتفاق می افتد. مثلا وقتی پاسخ پرسش عدد ۱ است و این عدد در گزینه ی دو درج شده است، داوطلب به جای گزینه ی ۲ گزینه ی ۱ را انتخاب می کند و علی رغم تسلط علمی، نمره ی پرسش را از دست میدهد.

این بی دقتی ها در دانلود سوالات نهایی نیز پیش می آید. معمولا کاهش غیر ارادی توجه است. به این معنی که داوطلب پس از کشف پاسخ صحیح احساس می کند کار به پایان رسیده و باید توجه خود را به پرسش بعد معطوف کند و در نتیجه در مرحله ی انتقال پاسخ، دچار کاهش تمرکز می شود. این اشتباه در دروس محاسبه ای به شکلی متفاوت نیز اتفاق می افتد. مثلا وقتی پاسخ پرسش عدد ۱ است و این عدد در گزینه ی دو درج شده است، داوطلب به جای گزینه ی ۲ گزینه ی ۱ را انتخاب می کند و علی رغم تسلط علمی، نمرهی پرسش را از دست میدهد.

برای پرهیز از این بی توجهی باید داوطلب تمرین کند که بعد از پیدا کردن گزینه ی درست، مقداری درنگ کند تا دچار کاهش تمرکز نشود سپس گزینه ای درست را در پاسخ نامه علامت بزند. هم چنین او می آموزد که تا زمان ورود پاسخ در پاسخ نامه شماروی گزینه را در ذهن خود تکرار کند و پس از پر کردن گزینه نیز یک بار دیگر پاسخ نامه را کنترل نماید. این کار نیز نیازمند تمرین در زمان تست زدن است که توصیه می شود داوطلبان حتی در زمان هایی که آزمون نمی دهند نیز از برگه های پاسخنامه ی مشابه پاسخنامههای آزمون اصلی استفاده کنند.

این اتفاق نیز زیاد می افتد که داوطلبی گزینه را به درستی انتخاب می کند ولی مثلا به جای پر کردن گزینه ی۳ پرسش ۴۴، گزینهی ۳ پرسش ۴۵ | یا گزینه ی ۳ پرسش ۴۳ را پر می کند. این پدیده وقتی اتفاق می افتد که داوطلب به غلط احساس می کند پرسش قبل را پاسخ داده و در نتیجه پاسخ را در خانه های مربوط به پرسش قبل وارد می کند.

دانلود پایان نامه های ارشد رشته صنایع – تحلیل سیستم ها – سیستم های اقتصادی اجتماعی – مهندسی مالی – متن کامل فرمت ورد – دانلود رایگان – امکان دریافت رایگان (معاوضه با پایان نامه شما)