پایان نامه درمورد گروه کنترل، افغانستان

صفحه
جدول4-10-تغييرات ضربان قلب در حضور تواًم حلال عصاره(اتانول 70 درصد) و استيل کولين 44
جدول4-11- تغييرات ضربان قلب در حضور تواًم عصاره بومادران شيرازي و استيل کولين 45
جدول4-12- تغييرات فشار سيستولي در حضور تواًم حلال عصاره(اتانول 70 درصد) و اپي نفرين 48
جدول 4-13 – تغييرات فشار سيستولي در حضور تواًم عصاره بومادران شيرازي و اپي نفرين 49
جدول4-14- تغييرات فشار دياستولي در حضور تواًم حلال عصاره(اتانول 70 درصد) و اپي نفرين 50
جدول 4-15- تغييرات فشاردياستولي در حضور تواًم عصاره بومادران شيرازي و اپي نفرين 51
جدول4-16- تغييرات فشار ميانگين در حضور تواًم حلال عصاره(اتانول 70 درصد) و اپي نفرين 52
جدول4-17- تغييرات فشار ميانگين در حضور تواًم عصاره و اپي نفرين 53
جدول4-18-تغييرات ضربان قلب در حضور تواًم حلال عصاره(اتانول 70 درصد) و اپي نفرين 54
جدول4-19-تغييرات ضربان قلب در حضور تواًم عصاره (erio)و اپي نفرين(Epi) 55
جدول4-20- تغييرات فشار سيستولي در حضور تواًم حلال عصاره(اتانول 70 درصد) و L-NAME 57
جدول4-21- تغييرات فشار سيستولي در حضور تواًم عصاره و L-NAME 58
عنوان صفحه
جدول4-22- تغييرات فشار دياستولي در حضور تواًم حلال عصاره(اتانول 70 درصد) و L-NAME 59
جدول4-23- تغييرات فشاردياستولي در حضور تواًم عصاره و L-NAME 61
جدول4-24- تغييرات فشار ميانگين سرخرگي در حضور تواًم حلال عصاره(اتانول 70 درصد) و 62
L-NAME 62
جدول4-25- تغييرات فشارميانگين سرخرگي در حضور تواًم عصاره و L-NAME 63
جدول4-26- تغييرات ضربان قلب در حضور تواًم حلال عصاره(اتانول 70 درصد) و L-NAME 64
جدول4-27- تغييرات ضربان قلب در حضور تواًم عصاره و L-NAME 65
فهرست شکل ها
عنوان صفحه
شکل 1-1- بومادران شيرازي(Achillea eriophora DC.) 3
شکل(1-2) ساختار برخي از فلاوونوئيد هاي موجود در گونه هاي مختلف جنسAchillea 4
شکل 1- 3-سنتز نيتريک اکسايد در اندوتليوم عروق 6
شکل 3-1قيف پرکولاتور 20
شکل 3-2-روتاري 20
شکل 3-3- Freez-dryer 21
شکل 3-4- دستگاه Power lab 24
شکل 3-5-تراکئوستومي 25
شکل 3-7-اتصال کانول سرخرگي به ترانسديوسر فشار و نحوه قرار گيري کانول سياهرگي 26
شکل 3-6-کانول گذاري سرخرگ و سياهرگ راني 25
شکل 4-1-گراف ثبت شده از ABP , Ps , Pd , MAP , HR (به ترتيب از بالا به پايين) در حالت پايه 29
شکل 4-2-گراف ثبت شده از ABP , PS , Pd , MAP , HR (به ترتيب از بالا به پايين) در حالت تزريق عصاره 29
شکل 4-3-گراف ثبت شده از ABP ,PS, Pd , MAP , HR (به ترتيب از بالا به پايين) در حالت تزريق حلال عصاره(اتانول 70 درصد) 30
عنوان صفحه
شکل 4-4- مقايسه ميزان افت فشارميانگين سرخرگي در پاسخ به دوزهاي مختلف عصاره بومادران شيرازي نسبت به حالت پايه 31
شکل 4-5- تغييرات فشار(سيستولي، دياستولي وميانگين) در حالت تزريق حلال عصاره نسبت به حالت پايه 34
شکل 4-6- تغييرات فشار(سيستولي، دياستولي وميانگين) در حالت تزريق عصاره نسبت به حالت پايه 34
شکل 4-7-ميزان تغييرات ضربان قلب در حالت تزريق حلال نسبت به سطح پايه 35
شکل 4-8-ميزان تغييرات ضربان قلب در حالت تزريق عصاره نسبت به سطح پايه 35
شکل 4-9-مقايسه ميزان فشار ميانگين در حالت پايه (B) و حالت کنترل داروي استيل کولين(تزريق آب مقطرW) در دو گروه کنترل و آزمايش 36
شکل 4-10-مقايسه ميزان تغييرات ضربان قلب در حالت پايه (B) و حالت کنترل داروي استيل کولين(تزريق آب مقطرW) در دو گروه کنترل و آزمايش 37
شکل 4-11- تغييرات فشار سيستولي در حضور تواًم حلال عصاره(اتانول 70 درصد) و استيل کولين 38
شکل 4-12- تغييرات فشار سيستولي در حضور تواًم عصاره و استيل کولين 39
شکل4-13- تغييرات فشار دياستولي در حضور تواًم حلال عصاره(اتانول 70 درصد) و استيل کولين 40
عنوان صفحه
شکل 4-14- تغييرات فشار دياستولي در حضور تواًم عصاره و استيل کولين 41
شکل 4-15- تغييرات فشار ميانگين سرخرگي در حضور تواًم حلال عصاره(اتانول 70 درصد) و استيل کولين 42
شکل 4-16- تغييرات فشار ميانگين سرخرگي در حضور تواًم عصاره و استيل کولين 43
شکل 4-17- تغييرات ضربان قلب در حضور تواًم حلال عصاره(اتانول 70 درصد) و استيل کولين 45
4-18- تغييرات ضربان قلب در حضور تواًم عصاره بومادران و استيل کولين 46
شکل 4-19- مقايسه ميزان فشار ميانگين در حالت پايه (B) و حالت کنترل داروي اپي نفرين(تزريق آب مقطرW) در دو گروه کنترل و آزمايش 47
شکل 4-20-مقايسه تغييرات ضربان قلب در حالت پايه (B) و حالت کنترل داروي اپي نفرين(تزريق آب مقطرW) در دو گروه کنترل و آزمايش 47
شکل 4-21- تغييرات فشار سيستولي در حضور تواًم حلال عصاره(اتانول 70 درصد) و اپي نفرين 48
شکل 4-22- تغييرات فشار سيستولي در حضور تواًم عصاره و اپي نفرين 49
شکل 4-23- تغييرات فشار دياستولي در حضور تواًم حلال عصاره(اتانول 70 درصد) و اپي نفرين(S+Epi) 50
شکل 4-24- تغييرات فشار دياستولي در حضور تواًم عصاره و اپي نفرين 51
شکل 4-25- تغييرات فشار ميانگين سرخرگي در حضور تواًم حلال عصاره(اتانول 70 درصد) و اپي نفرين(S+Epi) 52
شکل 4-26- تغييرات فشار ميانگين در حضور تواًم عصاره و اپي نفرين 53
عنوان صفحه
شکل 4-27- تغييرات ضربان قلب در حضور تواًم حلال عصاره(اتانول 70 درصد) و اپي نفرين(S+Epi) 54
شکل 4-28- تغييرات ضربان قلب در حضور تواًم عصاره و اپي نفرين(erio+Epi) 55
شکل 4-29- مقايسه ميزان فشار ميانگين در حالت پايه (B) و حالت کنترل داروي L-NAME(تزريق آب مقطرW) در دو گروه کنترل و آزمايش 56
شکل 4-30- مقايسه تغييرات ضربان قلب در حالت پايه (B) و حالت کنترل داروي L-NAME(تزريق آب مقطرW) در دو گروه کنترل و آزمايش 57
شکل 4-31- تغييرات فشار سيستولي در حضور تواًم حلال عصاره و L-NAME 58
شکل 4-32- تغييرات فشار سيستولي در حضور تواًم عصاره و L-NAME 59
شکل 4-33- تغييرات فشار دياستولي در حضور تواًم حلال عصاره و L-NAME 60
شکل 4-34- تغييرات فشار دياستولي در حضور تواًم عصاره و L-NAME 61
شکل 4-35- تغييرات فشار ميانگين سرخرگي در حضور تواًم حلال عصاره و L-NAME 62
شکل 4-36- تغييرات فشار ميانگين سرخرگي در حضور تواًم عصاره و L-NAME 63
شکل 4-37- تغييرات ضربان قلب در حضور تواًم حلال عصاره و L-NAME 64
شکل 4-38- تغييرات ضربان قلب در حضور تواًم عصاره و L-NAME 65
فصل اول
مقدمه
1-1بومادران
گياه بومادران متعلق به جنس Achillea L. و تيره Asteraceae مي باشد. جنس Achillea در ايران 19 گونه گياه علفي چندساله و غالبا معطّر دارد. گونه هاي بومي آن عبارتند از:
A. Aucheri Boiss. A. eriophora DC.
A.callichroa Boiss. Boiss. A. talagonica
A. kellalensis Boiss. Rech.f. A. pachycephala
A. Oxyodonata Bioss.
ديگر گونه هاي اين جنس علاوه بر ايران در عراق، آناتولي، سوريه، قفقاز، لبنان، فلسطين، روسيه مرکزي، ماوراي قفقاز، ترکمنستان، افغانستان، آسياي جنوب غربي و آسياي مرکزي نيز مي رويند)1(.
بومادران ساقه اي به ارتفاع 20 تا 90 سانتيمتر و حتّي بيشتر دارد. در دشت ها و دامنه هاي بعضي از نواحي کوهستاني اروپا و آسيا، منجمله ايران به حالت خودرو مي رويد. برگ هاي آن عاري از دمبرگ، پوشيده از کرک و منقسم به بريدگي هاي بسيار باريک است. کاپيتول هاي کوچک و متعدد آن، وضع مجتمع به صورت گل آذين ديهيم دارد(2).
از کليه قسمت هاي اين گياه، بوي قوي استشمام مي شود به طوريکه به مجرد دست زدن به اعضاء گياه، اين بو احساس مي گردد. قسمت هاي مورد استفاده اين گياه، سرشاخه هاي گلدار و برگ آن است که طعم تلخ و بوي قوي دارند(3).
1-2-بومادران شيرازي
Achillea eriophora DC. (شکل1 -1)يکي از گياهان بومي جنس Achillea در ايران مي باشد و در زبان فارسي به آن بومادران جنوبي، سرزردو، بومادران شيرازي گفته مي شود. پراکندگي اين گياه در استان هاي جنوبي و در ارتفاع 700 تا 3000 متر مي باشد.( Peter et al ,1997)
شکل 1-1- بومادران شيرازي(Achillea eriophora DC.)
1-3ترکيبات موجود در گياهان جنس Achillea
با تحقيقات فيتوشيميايي بر روي گونه هاي مختلف جنس Achillea مشخص شده که ترکيبات موجود در گياهان اين جنس، از نظر زيستي ترکيبات بسيار فعالي هستند. از ترکيبات مهم موجود در در اين گياهان فلاوونوئيدها(شکل 1-2)، ترپنوييدها، ليگنان ها، مشتقات آمينواسيدي، اسيدهاي چرب،آلکاميدها مي باشند(Saeidnia et al, 2011).
شکل(1-2) ساختار برخي از فلاوونوئيد هاي موجود در گونه هاي مختلف جنسAchillea
Saeidnia et al (2011)
1-4خواص درماني بومادران
بومادران، گياهي است دارويي و ارزنده که مصرف آن از قرن اول ميلادي بين مردم معمول بوده است به طوري که در آن زمان براي براي بند آوردن خون و علاج زخم هايي که با خونروي همراه بوده استفاده مي شده و به آن اعتقاد زياد داشته اند. ضمناً از اين گياه در مراسم سحر و جادو استفاده مي کرده اند. در قرون وسطي، بومادران را براي بند آوردن خونروي هاي بيني، اختلالات قاعدگي، بي خوابي، اختلالات بينايي، وجود خون در ادرار، اخلاط خوني، صرع و غيره به کار مي برده اند. استفاده از آن براي مصارف درماني از اين زمان به بعد رو به افزايش يافت به طوري که تدريجاً علاوه بر موارد مذکور، از آن در رفع بيماري هايي نظير بيماري هاي کبدي و کليوي، بواسير و غيره استفاده مي شده است و با آن که در قرن حاضر، تدريجاً استفاده از آن کاهش يافت، با اين حال، بررسي هاي جديد، ضمن تأييد برخي از اثرات درماني بومادران، جاي آن را در رديف گياهان دارويي مفيد، محفوظ نگهداشت. دم کرده سرشاخه هاي گلدار بومادران، در رفع گاستريت هاي حاد و مزمن، رفع نفخ اثر نافع دارد. ضمناً سوء هاضمه هاي ناشي از نفخ را از بين مي برد.
بومادران ، در رفع ترشحات زنانگي، بند آورندن خون، بواسيرهاي خوني و اسهال هاي ساده اثر معالج دارد و چون در اين گونه موارد به طور قاطع عمل مي کند، اعتقاد مردم به آن در طي قرون متمادي همواره زياد بوده است. بررسي ها نشان داد که با مصرف بومادران، از ترشحات مخاط رکتوم نيز که موجب پرخوني و تورم ناحيه دردناک بواسير مي شود، جلوگيري مي شود. اثر قاعده آور بومادران باعث آن شد که در طي قرون متمادي، مردم از آن پيوسته استفاده کنند و چون با تکرار مصرف آن، اثر سويي در بيمار به وجود نمي آيد، از آن براي تنظيم قاعدگي در مواقعي که به صورت ناکافي به وقوع مي پيوندد و هم چنين براي جلوگيري از درد و ناراحتي در مواقع اشکال وقوع قاعدگي استفاده مي شود. بومادران به علت اثر مدر خود در ازدياد حجم ادرار و دفع سنگ کليه نيز موثر است، به علاوه باد شکن و تب بر مي باشد(2و3).
1-5- نقش سيستم نيتررژيک در

پایان نامه درمورد گروه کنترل، قلب و عروق

ه امروز ، مرا راهنمايي نموده اند كمال تشكر و قدرداني را به عمل آورم.
از استاد راهنماي گرامي ام، جناب آقاي دکتر امين اله بهاءالديني به خاطر راهنمايي هاي بسيار مفيدشان، تشکر مي کنم و خيلي خوشحالم که دو سال شاگرد اين استاد بزرگوار بودم. همچنين ازاساتيد مشاور ارجمندم، جناب آقاي دکتر جعفر وطن پرست، جناب آقاي دکتر احمدرضا خسروي و جناب آقاي دکتر محمودرضا معين به خاطر همه راهنمايي هاشون، تشکر مي کنم. از نماينده محترم تحصيلات تکميلي جناب آقاي دکتر مرادشاهي و هم چنين از داور ارزيابي پايان نامه ام، جناب آقاي دکتر صادقي هم کمال تشکر را دارم. از کليه دانشجويان محترم سال هاي قبل رشته فيزيولوژي جانوري دانشگاه شيراز و هم چنين کليه کارکنان بخش زيست شناسي دانشکده علوم سپاس گزاري مي نمايم.
چکيده
اثر عصاره آبي- الکلي برگ و گل گياه بومادران شيرازي(Achillea eriophora DC.) بر سيستم قلب و عروق و بررسي تداخل اثر آن با سيستم هاي کولينرژيک، آدرنرژيک و نيتريک اکسايد در موش صحرايي نر
به کوشش:
سهراب انوري حاجي محمدلو
گياه بومادران شيرازي، گونه بومي جنس بومادران در ايران است. به منظور بررسي اثرات عصاره هيدروالکلي آن بر روي سيستم قلب و عروق و مکانيسم احتمالي آن، تحقيق حاضر به صورت زير انجام شده است: 55 سر موش صحرايي نر بالغ از نژاد ويستار با محدوده وزني 250-220 گرم به مدت يک هفته در شرايط نرمال 12 ساعت تاريکي و 12 ساعت روشنايي در حيوان خانه نگهداري شدند. تعداد 15 سر موش براي بررسي اثرات دوز هاي مختلف عصاره بومادران( دوز هاي 40، 50، 60، 80 و 100 ميلي گرم بر کيلوگرم، 3=n) بر روي فشارخون سرخرگي مورد استفاده قرار گرفتند و تعداد 40 سر موش به منظور بررسي اثرات عصاره(دوز 60 ميلي گرم بر کيلوگرم) و حلال عصاره) اتانول 70 درصد) با سيستم هاي کولينرژيک، آدرنرژيک و نيتررژيک به صورت تصادفي به هشت گروه پنج تايي تقسيم شدند. هر رت به وسيله تزريق داخل صفاقي يورتان بي هوش شد، سپس يک سياهرگ و يک سرخرگ راني به ترتيب براي انجام تزريقات و اندازه گيري فشارخون سرخرگي کانوله شدند. فشارخون سرخرگي و ضربان قلب، به وسيله ترانسديوسر فشار متصل به دستگاه پاورلب ثبت گرديد. فشارخون سرخرگي و ضربان قلب، قبل و بعد از تزريق عصاره بومادران(دوز 60 ميلي گرم بر کيلوگرم، در گروه يک) و حلال عصاره(در گروه دو) ثبت شد. در گروه سوم (گروه کنترل سيستم کولينرژيک)، پارامترهاي بالا قبل و بعد از تزريق آب مقطر(حلال دارو)، استيل کولين و حلال عصاره به همراه استيل کولين ثبت گرديد. در گروه چهارم، پارامترها قبل و پس از تزريق آب مقطر، استيل کولين و عصاره به همراه استيل کولين ثبت گرديد. در گروه پنجم(گروه کنترل سيستم آدرنرژيک)، پارامترها قبل و پس از تزريق آب مقطر، اپي نفرين و اپي نفرين به همراه حلال عصاره ثبت گرديد. در گروه ششم، پارامترها قبل و پس از تزريق آب مقطر، اپي نفرين و اپي نفرين به همراه عصاره بومادران ثبت شد. پارامترها در گروه هفتم(گروه کنترل سيستم نيتررژيک) قبل و پس از تزريق آب مقطر، L-NAME و حلال عصاره و در نهايت در گروه هشتم، پارامترها قبل و پس از تزريق آب مقطر، L-NAME و عصاره ثبت گرديد. داده ها به کمک نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمون Independent T-test براي بررسي تفاوت هاي بين گروه ها و آزمون Paired sample T-test براي بررسي تفاوت هاي بين مراحل مختلف يک گروه با در نظر گرفتنp0.05 به عنوان سطح معني دار، مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. نتايج نشان داد که تزريق داخل سياهرگي دوزهاي مختلف عصاره بومادران باعث کاهش فشار ميانگين سرخرگي در يک روش وابسته به دوز شد. عصاره(دوز 60 ميلي گرم بر کيلوگرم) به طور قابل ملاحظه اي فشار ميانگين سرخرگي، فشار سيستولي و دياستولي را کاهش داد، در حالي که حلال هم حجم آن اثر قابل ملاحظه اي بر روي فشارخون سرخرگي نداشت. ضربان قلب در حضور عصاره و حلال آن در مقايسه با حالت پايه خود، تغيير قابل ملاحظه اي نداشت. نتايج کاهش قابل ملاحظه فشار ميانگين سرخرگي، فشار سيستولي و فشاردياستولي و افزايش ضربان قلب را در حضور عصاره به همراه استيل کولين در مقايسه با مرحله تزريق استيل کولين نشان داد. عصاره فشار دياستولي را در رت هايي که اپي نفرين دريافت کرده بودند کاهش داد، در حالي که ضربان قلب تغيير چشمگيري نداشت. در آخر تزريق داخل وريدي عصاره به طور چشمگيري باعث کاهش فشار ميانگين سرخرگي و فشاردياستولي در رت هايي شد که به آن ها L-NAME تزريق شده بود. مي توان نتيجه گرفت که عصاره هيدروالکلي بومادران شيرازي اثر کاهش دهندگي فشار خون دارد و اين اثر هم سو با سيستم کولينرژيک و احتمالاً مستقل از سيستم آدرنرژيک است. اثر کاهش فشارخون اين گياه، عمدتاً به خاطر اثرگذاري آن بر عروق و مستقل از سيستم نيتررژيک مي باشد.
کلمات کليدي: عصاره بومادران شيرازي، سيستم کولينرژيک، سيستم آدرنرژيک، سيستم نيتررژيک، فشارخون، موش صحرايي
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: مقدمه
1-1بومادران 2
1-2-بومادران شيرازي 2
1-3ترکيبات موجود در گياهان جنس Achillea 3
1-4خواص درماني بومادران 4
1-5- نقش سيستم نيتررژيک در دستگاه قلب و عروق: 5
1-6- عوامل تعيين کننده فشار شرياني 7
1-7- مشخصات عملکرد دستگاه عصبي اتونوم(سيستم سمپاتيک و پاراسمپاتيک) 7
1-8- نقش سيستم عصبي اتونوم در تنظيم عملکرد گردش خون: 8
1-9- سيستم عصبي سمپاتيک: 8
1-10- عصب دهي سمپاتيکي عروق خوني: 8
1-11- رشته هاي سمپاتيک قلب: 9
فصل دوم:مروري بر تحقيقات پيشين
2-1- مطالعات انجام شده در رابطه با اثرات بومادران 11
2-2- هدف 15
عنوان صفحه
2-3- فرضيات 15
فصل سوم: مواد و روش ها
3-1- مواد مورد استفاده 17
3-2- وسايل مورد استفاده 18
3-3- روش کار 19
3-3-1-روش عصاره گيري 21
3-3-2- چگونگي تهيه و نگهداري موش هاي صحرايي 21
3-3-3-گروه بندي موش ها 21
3-3-4- اجزاي سيستم ثبت فشار خون 23
3-4- مراحل انجام آزمايش 24
3-4-1- چگونگي تجويز دارو 26
3-5- واکاوي آماري 27
فصل چهارم: نتايج
4-1-گراف هاي ثبت شده با دستگاه 29
4-2- فشار ميانگين سرخرگي در پاسخ به دوز هاي مختلف عصاره شيرين بيان 31
4-3- فشار ميانگين، فشار سيستولي ، دياستولي و ضربان قلب در حضور عصاره و حلال عصاره 32
عنوان صفحه
4-3-1 مقايسه اثرات عصاره بومادران (دوز 60 ميلي گرم بر کيلوگرم) به عنوان گروه آزمايش با اثرات حلال هم حجم عصاره (اتانول 70 درصد) به عنوان گروه کنترل بر روي فشار خون 32
4-3-2 مقايسه اثرات عصاره بومادران (دوز 60 ميلي گرم بر کيلوگرم) به عنوان گروه آزمايش با اثرات حلال هم حجم عصاره (اتانول 70 درصد) به عنوان گروه کنترل بر روي ضربان قلب 33
4-4- فشار ميانگين، فشار سيستولي ، دياستولي و ضربان قلب در حضور عصاره و حلال عصاره و داروي استيل کولين(دوز 01/0 ميلي گرم بر کيلوگرم) 36
4-4-2- فشار سيستولي در حضور حلال عصاره و استيل کولين 37
4-4-3- فشار سيستولي در حضور عصاره بومادران و استيل کولين 38
4 -4-4- فشار دياستولي در حضور حلال عصاره و استيل کولين 39
4-4-5- فشار دياستولي در حضور عصاره بومادران و استيل کولين 40
4-4-6- فشار ميانگين سرخرگي در حضور حلال عصاره و استيل کولين 41
4-4-7- فشار ميانگين سرخرگي در حضور عصاره و استيل کولين 42
4-4-8- ضربان قلب در حضورحلال عصاره و استيل کولين 44
4-4-9- ضربان قلب در حضور عصاره بومادران و استيل کولين 45
4-5- فشار ميانگين، فشار سيستولي ، دياستولي و ضربان قلب در حضور عصاره و حلال عصاره و داروي اپي نفرين(دوز 04/0 ميلي گرم بر کيلوگرم) 46
4-5-2- فشار سيستولي در حضور حلال عصاره و اپي نفرين 47
4-5-3- فشار سيستولي در حضور عصاره بومادران و اپي نفرين 49
4-5-4- فشار دياستولي در حضور حلال عصاره و اپي نفرين 50
4-5-6- فشار ميانگين سرخرگي در حضور حلال عصاره و اپي نفرين 52
عنوان صفحه
4-5-7- فشار ميانگين سرخرگي در حضور عصاره بومادران و اپي نفرين 53
4-5-8- ضربان قلب در حضور حلال عصاره و اپي نفرين 54
4-5-9- ضربان قلب در حضور عصاره بومادران و اپي نفرين 55
4-6- فشار ميانگين و فشار سيستولي و دياستولي و ضربان قلب در حضور عصاره بومادران، حلال عصاره و داروي L-NAME (دوز 5 ميلي گرم بر کيلوگرم) 56
4-6-2- فشار سيستولي در حضور حلال عصاره و L-NAME 57
4-6-3- فشار سيستولي در حضور عصاره بومادران و L-NAME 58
4-6-4- فشار دياستولي در حضور حلال عصاره و داروي L-NAME 59
4-6-5- فشار دياستولي در حضور عصاره و L-NAME 60
4-6-6-فشار ميانگين سرخرگي در حضور حلال عصاره و L-NAME 61
4-6-7- فشار ميانگين سرخرگي در حضور عصاره و L-NAME 62
4-6-8- ضربان قلب در حضور حلال عصاره و L-NAME 64
4-6-9-ضربان قلب در حضور عصاره و L-NAME 65
فصل پنجم: بحث و نتيجه گيري
5-1- بررسي اثر عصاره آبي الکلي برگ و گل بومادران شيرازي بر فشار خون(فشار ميانگين سرخرگي، فشار سيستولي و دياستولي) و ضربان قلب 67
5-2- تداخل اثر عصاره آبي -الکلي برگ و گل بومادران شيرازي با سيتم کولينرژيک در سيستم قلب و عروق موش صحرايي نر 69
عنوان صفحه
5-3- تداخل اثر عصاره آبي -الکلي برگ وگل بومادران شيرازي با سيستم آدرنرژيک در سيستم قلب و عروق موش صحرايي نر 70
5-4- تداخل اثر عصاره آبي -الکلي برگ وگل بومادران شيرازي با سيستم نيتررژيک 72
5-5- نتيجه گيري 74
5-6- پيشنهادات 74
فهرست منابع 75
منابع فارسي 75
منابع انگليسي 76
عنوان صفحه
فهرست جدول ها
جدول 4-1-مقايسه تغييرات فشار (سيستولي، دياستولي و ميانگين) درحالت تزريق حلال عصاره نسبت به حالت پايه در گروه کنترل 32
جدول 4-2- مقايسه تغييرات فشار (سيستولي، دياستولي و ميانگين) درحالت تزريق عصاره بومادران نسبت به حالت پايه در گروه آزمايش 33
جدول 4-3-مقايسه تغييرات ضربان قلب درحالت تزريق حلال عصاره نسبت به حالت پايه(گروه کنترل) و تزريق عصاره نسبت به حالت پايه(گروه آزمايش) 33
جدول4-4 – تغييرات فشار سيستولي در حضور تواًم حلال عصاره(اتانول 70 درصد) و استيل کولين 37
جدول 4-5- تغييرات فشار سيستولي در حضور تواًم عصاره بومادران شيرازي و استيل کولين 38
جدول4-6- تغييرات فشار دياستولي در حضور تواًم حلال عصاره(اتانول 70 درصد) و استيل کولين 39
جدول4-7- تغييرات فشار دياستولي در حضور تواًم عصاره بومادران شيرازي و استيل کولين 40
جدول4-8-تغييرات فشار ميانگين سرخرگي در حضور تواًم حلال عصاره(اتانول 70 درصد) و استيل کولين 41
جدول4-9-تغييرات فشار ميانگين سرخرگي در حضور تواًم عصاره بومادران شيرازي و استيل کولين 43
عنوان

دانلود پایان نامه با موضوع طبيعي، نمايش، هنرهاي

کاري و … وجود داشته باشد. کاخ موزه ها معمولاً در مراکز حکومتي به وجود مي آيند. هدف از تأسيس اين موزه ها به نمايش گذاشتن اثر و بناي تاريخي و نيز عبرت آموزي است. مجموعهکاخ هاي سعدآبادتهران و باغ ملک آباد مشهد از اين نوع موزه ها هستند.
موزه هاي هنري
انواع هنرهاي تجسمي وتزييني که از زيبايي شناسي بالايي بر خوردارند را به نمايش درمي آوردند و معمولأ بازديد کنندگان زيادي نيز دارند. موزه هنرهاي زيبا در تهران و موزه هنرهاي تزييني در اصفهان از اين نوع هستند.
موزه علوم و تاريخ طبيعي
تجربه هاي علمي بر اساس شواهد و وسايل تاريخي- طبيعي را که در بر گيرنده گونه هاي مختلف گياهي به ويژه جانوان است را به نمايش مي گذارند. موزه تاريخ طبيعي اصفهان و موزه علوم و تاريخ طبيعي مشهد از اين نوع هستند.
موزه هاي محلي يا منطقه اي
بيانگر و نمودار فرهنگ يک منطقه و يا يک محله ي خاص هستند و صرفأ آثار و اشياي تاريخي همان منطقه را به نمايش مي گذارند.موزه شوش، تخت جمشيد و موزه توس در خراسان از اين نوع هستند.
موزه هاي سيار

دانلود پایان نامه با موضوع آداب و رسوم، فرهنگ و تمدن، استان خراسان

گذاشته شوند .
روزنامه شرف، موزه را اين گونه تعريف مي کند:
” موزه به اصطلاح اهالي فرنگ عبارت است از مکان يا محلي که مخزن آثار قديمه و اشياي بديعه و نفايس و مستظرفات دنياست و از هر تحفه و يادگاري که در آن مخزون و محفوظ است اهل علم و اطلاع، کسب فايدتي و کشف سري مي نمايند و از احوال و اوضاع هر زمان، صنايع و حِرَف آن و رسوم آداب معموله ي حروف و عواطف آن ايام و عواطف انام با خبر مي گردد. ”
مي توان گفت که موزه مقياس شعور و ميزان عقول و درجه افهام، اصناف وآيينه ادراک گذشتگان است. مشکلات لاينحل در اينجا حل مي شود وشاهدي براي معلومات تاريخي شهود ارائه مي گردد.
در يونان قديم موزه به محلي گفته مي شد که در آنجا به مطالعه صنايع و علوم مي پرداختند. “ايکوم” شوراي جهاني موزه ها، موزه را مؤسسه اي دايمي دانسته که اهداف مادي ندارد و در آن به روي همگان گشوده است و براي خدمت به جامعه و پيشرفت آن فعاليت مي کند. هدف موزه ها، گرد آوري و نگه داري، تحقيق، انتقال و نمايش شواهد بر جاي مانده از انسان و محيط زيست او به منظور بررسي، آموزش و بهره برداري معنوي است.
تعريف ديگر ، موزه را بنيادي دانسته که سه وظيفه اصلي جمع آوري، نگه داشتن و نمايش اشياء را بر عهده دارد. اين اشياء ممکن است نمونه هايي از طبيعت و مربوط به زمين شناسي و ستاره شناسي يا زيست شناسي باشد. يا آن که آفرينش هاي هنري و علمي انسان را در طول تاريخ به نمايش بگذارد.اولين موزه هايي که در دنيا شکل گرفتند، هدف خاصي نداشتند و فقط اماکن و پرستشگاه هاي مقدس چون کليساهاي کاتوليک، معابد يوناني و پرستشگاه هاي بودايي در ژاپن را شامل مي شدند.
اولين مجموعه شخصي دنيا در سال 1683 ميلادي در آکسفورد انگلستان با نام موزه “آشمولين” به صورت عمومي در آمد.
در دوره رنسانس که تحول عظيم فرهنگي هنري در اروپا (قرن پانزدهم به بعد) پديد آمد، موزه ها نيز بيشتر مورد توجه قرار گرفتند و ارزش راستين خود را باز يافتند.اوج هنري در موزه داري جهان را مي توان در”موزه لوور پاريس” ديد. اين موزه که هم اکنون به صورت يک مرکز بزرگ پژوهشي در آمده است، بزرگترين موزه دنيا محسوب مي شود.
ساختمان اين موزه قبل از انقلاب کبير فرانسه، يکي از کاخ هاي سلطنتي فرانسه بود که در آن آثار با ارزش هنري نگه داري مي شد. پس از انقلاب کبير فرانسه در سال( 1789 م ) اين کاخ با آثارش به مردم فرانسه اهدا شد و در سال (1793 م) تبديل به موزه ملي فرانسه گرديد.
بخش عظيمي از آثار اين موزه به دايره”هنر اسلامي” اختصاص دارد که اين اشيا را وزارت آموزش و هنرهاي ظريفه ي دولت فرانسه براي غني کردن موزه از کشورهاي مشرق زمين گردآوري کرده است . هيأت هاي مختلف فرانسوي حدود صد سال در ايران به کاوش هاي باستان شناسي پرداخته اند. که از جمله آنان مي توان به “آندره گدار”،” ژاک دمورگان” و” مارسل ديولافوا” اشاره نمود. در سال 1889 م دمورگان به ايران آمد و به حفاري پرداخت. سپس در سال 1895 م امتياز حفاري در ايران را از ناصرالدين شاه گرفت و بعد از آن در زمان مظفرالدين شاه آن را تمديد کرد که به موجب آن امتياز انحصار حفاري باستان شناسي در تمام ايران به دولت فرانسه واگذار شد. در اين مدت، بيشتر اشياي تاريخي و منحصر به فرد چونلوح قانون حمورابي و… زينت بخش موزه لوور پاريس شد.
تاريخ تشکيل اولين موزه در ايران را بايد در گنجينه هاي گرانبهايي که باستان شناسان به دست آورده اند، جستجو کرد. ايرانيان براي رهايي از آسيب بيگانگان گاهي گنجينه هاي گرانبهايي مانند کلوزر، کلماکره و مجموعه سفال آبگينه گرگان را درون چاه ها و حفره هايي پنهان مي کردند.
اولين بار به دستور ناصرالدين شاه قاجار در داخلکاخ سلطنتي گلستان، تالاري به موزه اختصاص يافت. که سپس همين مکان با ملحقاتي غني تر شد و به نام موزه “همايوني” گشايش يافت. روزنامه شرف در توصيف اين موزه مي نويسد: “طول “موزه همايوني” چهل و سه زرع و عرضاً هيجده زرع مشتمل بر بيست اتاق است. اين موزه خزينه اي است مشحون به ظواهر و جواهر گرانبها و ظرايف و نفايس اشياء آثار جليله علميه و مهمان حريبه قديمه، آلات، ادوات متنوعه و مصنوعات ازمنه سابقه و نتايج خيالات حکماي بزرگوار و تماثيل و تصاوير نگارنده هاي بي مثل و مانند روزگار و پرده هاي نقاشي کار نقاش هاي مشهور و حاصل صناعي کارخانه هاي معروف و ظروف چيني بسيار و ممتاز کار چين و روسيه و انگليس و بلور آلات، کارخانه‌هاي **** و نيز کارخانه هاي معتبر” اين موزه پس از مدتي از بين رفت. جواهرات آن به خزانه بانک ملي انتقال يافت و بعدا به موزه مجهزي تبديل شد و سلاح هاي آن به موزه دانشکده افسري سپرده شد . در دوره ي مشروطه به دستور وزير معارف صنيع الدوله دايره اي به نام اداره عتيقات بين سال هاي ( 1295- 1297 م) به وجود آمد که کارش سر و سامان دادن به وضع خراب حفاري هاي غير مجاز بود. در همين زمان بود که موزه” ايران معارف” تأسيس شد.
اين موزه در برگيرنده اشياي عتيقه، کاشي، سفال، سکه و سلاح بود که به عنوان اولين گام موثر در تاريخ موزه داري ايران به شمار مي رود.
بيشترين جلوه تاريخ موزه داري ايران را در ايجادموزه ايران باستان بايد جستجو کرد. اين موزه با 2744 متر زير بنا به دليل قدمت اشيا، در زمره يکي از موزه هاي مادر دنيا محسوب مي شود که به سال 1316 خورشيدي افتتاح گرديد.
طراحي ساختمان اين موزه به عهده ي “آندره گدار” فرانسوي بود و شکل ظاهري ساختمان الهام گرفته از طاق کسراي انوشيروان ساساني است.
اين موزه در برگيرنده آثار مختلفي از هزاره ششم پيش از ميلاد تا دوران مختلف اسلامي است که در دو طبقه به نمايش در آمده است. آثار و اشياء به نمايش در آمده در موزه ي آيينه، تمام نمايي از فرهنگ، هنر، آداب و رسوم، باورها و اعتقادات گذشتگان و نياکان ماست که آن رامي توان تنها پل ارتباطي بين گذشته، حال و آينده به شمار آورد.
موزه را نبايستي مکاني دانست که در آنجا صرفا آثار تاريخي و باستاني به نمايش در مي آيد، بلکه تمامي نمايشگاه هاي هنري، علمي ، جانوري، پزشکي ، نگارخانه ها، کتابخانه ها و آرشيوها و بيشتر بناهاي تاريخي به نوعي موزه هستند. هر شيء و اثر به نمايش گذاشته شده در موزه يا نمايشگاه، زبان حالي دارد و با بيننده اش ارتباط برقرار مي کند به طوري که با تعمق و تفکر مي توان زبان حال اين آثار را دريافت و از ديدگاه هاي مختلف، آن را بررسي نمود.
يکي از مهمترين وظايف يک موزه برقرار کردن ارتباط فرهنگي بازديد کننده با شيء به نمايش در آمده است. در حقيقت بايد کوشيد تا همان ارتباط و حسي را که بين خالق يک اثر و خود اثروجود داشته به نوعي ديگر به بازديدکنندگان منتقل نموده که البته اين امري دور از دسترس نيست.
آمار نشان مي دهد که در قرن نوزدهم فقط عده خاصي از موزه ها بازديد کرده اند. کنفرانس عمومي يونسکو در نهمين جلسه خود در دهلي (1956 م) تأکيد نموده است که بازديد از موزه ها به ويژه براي طبقه کارگران آسان تر شود و به راه هايي که به منظور پربار شدن و غني شدن موزه ها پيشنهاد مي شود، توجه گردد.
آمار ديگر نشان داده است که کشورهايي که داراي موزه هاي متنوع هستند و بازديدشان رايگان است کمتر بازديدکننده دارند به طوري که از هر دويست نفر که به سينما مي روند تنها يک نفر از موزه ها بازديدمي کند. درانگلستان رسم بر اين است که اگر مدرسه و يا هر مرکز آموزشي ديگر، زماني را به تدريس هنر اختصاص ندهد، موزه ها اين کمبود را جبران مي کنند. عده اي از کارشناسان، تاسيس موزه هاي ويژه کودکان را که از جذابيت بيشتري برخوردار است، توصيه مي کنند. در اينجا شايسته است که براي روشن دلان هم فکري شود.
موزه ها روزانه بازديد کنندگان زيادي در سنين مختلف و با فرهنگ هاي گوناگون دارند. اگر با موزه آرايي سنجيده و راهنمايي مناسب ارزش تاريخي و هنري هر شيء بر بيننده مشخص شود، يک شيء سفالي ساده مربوط به هزاره اول پيش از ميلاد همانند يک تابلوي نقاشي معاصر، جذاب و پربيننده خواهد شد.
بايد وابستگي و دلدادگي فرهنگي بين اشيا و بازديد کنندگان به وجود آورد و موزه را مانند يک مجتمع آموزشي و پژوهشي مورد استفاده همگان قرار داد به فاصله آموزش از طريق اشيا تنها بيننده را به سوي خود جذب نمي کند. بلکه هدفي بالاتر دارد و آن بالاتر بردن سطح آگاهي و دانش بازديدگنندگان است .
در سايه همين آگاهي است که غارتگران اموال فرهنگي کمتر موفق خواهند شد آثار ما را به يغما ببرند.
بايد فرهنگ آموزش موزه ها را گسترش داد و پهنه ي گسترده اي را براي اين کار در نظر گرفت، رسانه هاي گروهي و وسايل ارتباط جمعي را تشويق به معرفي ارزش تاريخي اين آثار کرد و با پخش برنامه هاي مختلف آموزشي بر آگاهي مردم افزود وحتي با ايجاد امکانات رفاهي و تفريحي در کنار موزه ها از جمله تالار سخنراني، سينما، تئاتر ، بوستان، شهربازي و … مردم را به سمت موزه ها کشاند.
ارتباط فرهنگي ميان موزه ها يکي از مهمترين راه هايي است که به بررسي شناخت فرهنگ ها مي پردازد و موزه ها را از سکون و رکود بيرون آورده و پر بار مي کند. چه خوب است هر از گاهي آثار موزه هاي مختلف کشور نزد يکديگر به امانت گذارده شود و اين کار آنقدر ادامه يابد که به صورت چرخه تبادلات فرهنگي موزه در آيد. براي نيل به ديگر اهداف موزه ها مي توان کلاس هاي آموزشي مرتبط و در خور نوع موزه ها برگزار نمود؛ مثلا در کنار موزه هاي هنرهاي تزئيني کلاس هاي تذهيب، تشعير و کتابت، براي موزه هاي تاريخ و باستان شناسي کلاس هاي سفال گري و موزه فرش، کلاس قالي بافي و … داير نمود.
انواع موزه ها
موزه ها را به شکلهاي گوناگون طبقه بندي کرده اند:
موزه هاي تاريخ و باستان شناسي-موزه هاي فضاي باز-موزه هاي مردم شناسي-کاخ موزه ها-موزه هاي علوم و تاريخ طبيعي-موزه هاي منطقه اي (محلي)-موزه هاي سيار (گردشي)-پارک موزه ها-موزه هاي سلاح (نظامي)-موزه هاي انديشمندان (خانه هنرمندان)
موزه تاريخ و باستان شناسي
ديد تاريخي دارند و بيانگر سلسله ها و دوره هاي تاريخي هستند. بيشتر اين آثار بر اثر کاوش هاي باستان شناسي به دست آمده اند و بيانگر فرهنگ و تمدن گذشته و تلفيق کننده علم، هنر و دانش يک ملت يا يک قوم هستند. چنين موزه هايي مادر نيز ناميده مي شوند.موزه ملي ايران (ايران باستان) موزه ملي” ورساي” در فرانسه و موزه تاريخ در واشنگتن از اين نوع هستند.
موزه فضاي باز
با ايجاد اين نوع موزه ها مي توان به معرفي يافته ها و داده هاي مهم باستان شناسي کمک بزرگي نمود. زماني که کاوش علمي باستان شناسي منجر به نتايج مطلوب و کشف آثار ارزشمند غير منقول مي شود و قابل انتقال به موزه ها نيست، با فراهم آوردن شرايط و امکانات لازم، مکان مورد نظر را جهت بازديد عموم مهيا مي نمايند. اين امر در اصطلاح به موزه فضاي باز مشهور است. از جمله اين موزه ها مي توان به تخت جمشيد در شيراز و محوطه تاريخي هگمتانه در همدان اشاره نمود.
اين موزه ها در ديگر کشورها مانند چين، يونان و برخي از کشورهاي اروپايي نيز معمول است. در استان خراسان محوطه تاريخي ” بنديان” در گز که داراي گچ بري هاي بسيار زيبايي از دوره ساسانيان است و همچنين محوطه تاريخي ” شادياخ” نيشابور مي توانند مکان مناسبي براي اين امر باشند.
موزه هاي مردم شناسي
فرهنگ، آداب و رسوم، اعتقادات، پوشاک و سنن اجتماعي حاکم بر جامعه را نشان مي دهند. موزه مردم شناسي تهران و حمام گنجعلي خان کرمان از اين نوع هستند.
کاخ موزه ها
بنا يا اثر تاريخي هستند که از گذشتگان به دست ما رسيده و بيانگر وضعيت و نحوه زندگي صاحبان آن است . ممکن است در اين بنا اشياي تاريخي و نيز آثار هنري از جمله نقاشي روي ديوار، کچ

دانلود پایان نامه با موضوع نقش برجسته

د فرش
براي هر طرف 2 الي 6 تا براي شيرازه در نظر گرفته مي‌شود. براي آن‌که چله کشي به طور يک‌نواخت انجام
شود از هر طرف دار کمي فاصله مي‌گذاريم سپس بر روي سردار يا فندک و زيردار 7 سانتي‌مترعلامت گذاري کرده سپس تعداد تارها را به طور مساوي در اين فاصله‌ها (7 سانتي‌متر) چله کشي مي‌نماييم، لازم به ذکر است،
در چله کشي هرچه ضخامت نخ چله‌ها بيشتر باشد، فرش درشت بافت‌تر و هر چه تار ظريف‌تر باشد، فرش
ريز بافت‌تر مي‌باشد، معمولا در کارگاه‌هاي قالي‌بافي از چله‌هاي 9 تا 16 لا استفاده مي‌شود ، چله کشي به دو روش ترکي و فارسي انجام مي‌شود.
چله کشي ترکي
اولين مرحله بافت گليم نقش برجسته، چله کشي و استقرار دارها بر روي دار است که تعداد تارها براساس تعداد خانه‌هاي نقشه مورد نظر تعيين مي‌شود. چله کشي توسط دو نفر انجام مي‌شود به اين صورت که دار را در وضعيت افقي روي چهار قطعه چوب مکعب شکل، به ارتفاع تقريبي 25 سانتي‌متر از سطح زمين قرارداده و چله کشي را انجام مي‌دهند. در ابتدا يک رشته طناب که در اصطلاح چله کشي زهوار ناميده مي‌شود. به فاصله 30 سانتي‌متر به موازات زيردار بسته مي‌شود ، سپس سرنخ پنبه‌اي که داراي ظرافت با ضخامت مورد نظر براي تار (چله) بوده و قبلا به صورت گلوله در‌آمده به منتهي اليه سمت راست يا چپ زيردار گره زده ‌مي‌شود. آنگاه گلوله نخ را از پشت رشته طناب( زهوار) و از روي سردار به پشت آن مي‌برند و از زيردار خارج مي‌کنند ، با تکرار اين عمليات و مخصوصا حرکت متناوب نخ چله از پشت و روي رشته طناب : نخ هاي تار به صورت يکي در ميان قرار مي‌گيرند.
چله کشي فارسي
نوعي چله کشي است که سريع‌تر انجام مي‌شود و در وقت و مصرف چله صرفه جويي مي‌گردد، براي شروع کار ابتدا اندازه دار و نقشه را کنترل مي‌کنيم تا نقشه و در نتيجه فرش بزرگ‌تر از طول تارهاي چله نشود. ابتدا دو نخ زهوار را در فاصله مناسبي به راست رو و چپ رو مي‌بنديم، سپس نخ چله توپک شده را به چوب زيردار وصل مي‌کنيم و از زير زوار پاييني مي‌گذاريم تا به روي زوار بالايي برسد.
نخ چله را به شکل ضرب‌در از روي زوار بالا رد مي‌کنيم سپس همان نخ چله را از زير فندک مي‌گذرانيم، اين عمل چله کشي انتهاي نخ چله را به زيردار وصل مي‌کنيم.
کوجي بستن
چوب کوجي را در قسمتي که نخ زهوار بالايي قرار گرفته بر روي يک سري کوجي راست رو و چپ رو، محکم مي‌بنديم، سپس يک نخ (نخ نزله) را به دو طرف چوب کوجي وصل مي‌کنيم، سپس يک گلوله نخ را که از جنس نخ چله است، به نخ نزله گره مي‌زنيم و از پشت اولين تار زير رد کرده و به روي چوب کوجي مي‌آوريم و يک حلقه روي نخ نزله ايجاد مي‌کنيم. اين عمل را تا پايان چله‌ها يکي‌يکي بر روي تارهاي زيري و نخ نزله انجام مي‌دهيم . لازم به توضيح است که، در هنگام کوجي بستن يک تکه چوب کوچک در پشت چوب کوجي قرار دهيم تا عمل پودکشي راحت انجام شود، براي تنظيم نخ و جلوگيري از کجي کناره، بعد از بستن کوجي، چوب‌ها را هم براي زير و رو کردن نخ‌ها جا مي‌اندازيم.
زنجيره بافي
به منظور ثابت نگه‌داشتن چله و استحکام انتهاي فرش مي‌باشد. براي اين‌کار ابتدا نخ چله را به اولين تار چله کشي شده گره مي‌زنيم و بعد نخ را از پشت تارها تا آخر عبور داده و تارهاي چله کشي شده را دوتا دوتا يا چهارتا چهارتا با قلاب گرفته و به صورت زنجيره مي‌بافيم.
گليم بافي
1 – به روش سوف: در اين نوع گليم بافي از دو نوع پود ضخيم يا نازک استفاده مي‌کنيم. به اين صورت که ابتدا پود ضخيم را به کمک سيخ از پايين زيگزاگ و از لاي تارها عبور مي‌دهيم و سپس پود نازک را از بالاي زيگزاگ عبور مي‌دهيم .تعداد رج‌هاي فوق از 10 تا 15 رج متفاوت است.
2- گليم بافي به روش کرباس: در اين نوع گليم بافي که مخصوص دارهاي کوجي‌دار مي‌باشد فقط از يک نوع پود ضخيم که هم‌رنگ چله مي‌باشد استفاده مي‌شود، به اين ‌صورت که به بالا بردن چوب هاف از روي چوب کوجي و فشاردادن تارها به وسيله دست نخ پود را از لا تارها رد مي‌کنيم و سپس با پايين آمدن چوب هاف بر روي کوجي پود ضخيم را از لاي تارها رد مي‌کنيم در اين صورت تارها و پودها حالت پيدا مي‌کنند و با کوبيدن شبيه کرباس مي‌شود.
گره زدن
عبارت است از : پيچيدن خامه به دور تار به صورتي که اين گره تشکيل يک پرز را در فرش بدهد. روش‌هاي گره زدن عبارتند از فارسي و ترکي.
گره فارسي: مقداري از خامه مورد ني از را با قراردادن در بين انگشتان شست و اشاره به پشت تار زير ببريم، سپس خامه را ازروي تار رو به پشت آن هدايت مي کنيم و بعد خامه را از بين دو تار بيرون مي‌کشيم که پس از پايين آوردن گره نخ اضافي را به وسيله چاقو کوتاه مي‌کنيم.
گره ترکي: با کمک قلاب اولين تار را به جلو مي‌کشيم و سر خامه را به وسيله انگشت شست و اشاره از پشت تار عبور داده و روي آن هدايت مي‌کنيم، سپس با قلاب، تار بعدي را گرفته و به وسيله آن سر خامه را از بين دو تار به سمت بيرون مي‌کشيم و يک گره ترکي به وجود مي‌آوريم .
پودکشي در دارهاي کوجي دار
ابتدا چوب هاف را از روي کوجي بالا برده تا فاصله زيگزاگ از دم کار زياد و سپس چله‌ها را در فاصله بين کوجي و هاف با دست فشار داده و با دست ديگر پود ضخيم را از لاي تارهاي زير و رو عبور داده و سپس با دفتين مي‌کوبند.
در اين روش سيخ را از فاصله بين دم کار و پايين زيگزاگ به آرامي عبور داده و سرپود را به قلاب سر سيخ حلقه کرده و سيخ را به عقب مي‌کشيم، درنتيجه پود را از بين تار عبور مي‌دهيم و سپس آن را به پايين آورده و با دفتين مي‌کوبيم
روش‌هاي انجام پود کردن
1 – تخت بافت: در فرش‌هاي تخت بافت از يک پود استفاده مي‌شود احتياج به کوجي دارد و فاصله به اندازه قطر يک تار چله است.
2- نيم لول بافت: فاصله بين تارهاي چله تقريبا نيم برابر نخ چله است، براي پودکشي از دو پود استفاده مي‌شود و احتياج به کوجي دارد.
3- لول بافت: در اين روش تارها کاملا به هم چسبيده مي‌باشد و براي پودکشي از دو پود استفاده مي‌شود ، که در اين بافت احتياج به چوب کوجي نيست.
پرداخت اوليه (پيش کشي کردن)
اين عمل که پس از پودگذاري انجام مي‌شود،عبارت است از کشيدن پرزها به سمت جلو است تا بخش اضافي پرزها براي چيدن مشخص شود با اين عمل گره محکم‌تر مي‌شود و نقش و نگاره‌ها جلوه بيشتري مي‌کند و قسمت انتهاي گره‌ها در پشت فرش صاف و يکنواخت مي‌شود.
شيرازه بافي
در هنگام چله کشي اضافه بر تعداد گره‌هاي نقشه 2 الي 6 تار در نظر گرفته مي‌شود و بعد از بافت هر رج 3 الي 5 نخ رنگي را که معمولا به رنگ کناره فرش مي‌باشد و دور اين تارها مي‌پيچانيم که اين مجموعه شيرازه فرش را تشکيل مي‌دهد .
انواع شيرازه
شيرازه بافي متصل: در اين روش شيرازه‌بافي در هنگام بافت پيچيده مي‌شود. معمولا در کارگاه‌هاي قالي بافي بيشتر از شيرازه بافي به شکل متصل استفاده مي‌شود.
شيرازه بافي منفصل: در اين روش شيرازه بافي را پس از اتمام کار بافت فرش انجام مي‌دهند و به فرش وصل مي‌کنند.
پايين کشي
عملي است که در حين بافت فرش انجام مي‌گيرد و نياز به مهارت زيادي دارد، در اين روش چله‌ها به روش خاصي پايين کشيده مي‌شود، ابتدا چله‌ها را به وسيله پيچ‌ها در دار فلزي يا گوه‌ها دارهاي چوبي شل مي‌کنيم، سپس قالي بافته شده را به صورتي که نظم چله‌ها به هم نخورد به وسليه مهار و به سمت پايين مي‌کشيم، که باعث مي‌شود چله‌ها از پشت دار به روي دار منتقل مي‌شود. مرحله تراز نمودن چله‌ها و فرش را انجام مي‌دهيم، به نحوي که فاصله دم کار تا زير دار حدود 10 سانتي‌متر باشد.
سپس عرض چله‌ها روي سردار را، يک بار ديگر کنترل مي‌کنيم تا از پخش صحيح چله‌ها اطمينان حاصل کنيم، پس از انجام مراحل فوق شروع به سقت کردن چله به وسيله پيچ‌ها يا ( گوه‌ها ) مي‌کنيم.
نقش ورنگ
طرح‌هاي گليم برجسته اغلب ذهني باف هستند همچنين از نقش‌ها و طرح‌هايي كه با فرهنگ و باورهاي منطقه عجين بوده مانند طرح‌هاي گلداني، نقش‌هاي لچک ترنج، گل فرنگ، و هندسي، شكارگاهي، پرسپوليس، آيه‌اي، قوبا استفاده مي‌شود.
ابزارها و لوازم مورد نياز
انواع دار
1- دار افقي (دار زميني يا دار خوابيده)
2- دار عمودي
دار افقي: ساده‌ترين و قديمي‌ترين دستگاه قالي بافي است که به راحتي نصب مي‌شود و بيشتر در ايلات
و عشاير مورد استفاده قرار مي‌گيرد.،
دار عمودي: اين دار به صورت عمودي نصب مي‌شود و به چهار نوع تقسيم مي‌شود.
اجزا اصلي دار عبارتند از سر دار، زير دار و راست روها كه در دو طرف راست و چپ دار قرار مي‌گيرد.
دار مورد استفاده در بافت گليم برجسته ايلام دار عمودي و شبيه دار تبريزاست، به صورتي كه تير پاييني (زيردار) و درموارد هم تير بالايي (سردار) قابليت حركتدارند و به وسيله پيچ ومهره تنظيممي‌شوند.
قلاب: اين وسليه از دسته، تيغه و قلاب تشکيل شده است. از قلاب، براي گرفتن تارها و از تيغه، براي بريدن پرزها استفاده مي‌شود. از نکات مهم اين است که قلاب را بايد موازي چله‌ها نگاه داشت تا تيغه آن با چله‌ها تماس نداشته باشد و آن‌ها را پاره نکند.
قيچي: وسيله‌اي است فلزي که از دو قسمت دسته‌ها وتيغه‌ها تشکيل شده است و از آن براي چيدن اضافي سرريشه‌ها استفاده مي‌شود واستفاده از آن نياز به مهارت فراوان دارد، چون هرگونه بي دقتي در استفاده از آن باعث خراب شدن فرش مي‌شود، همان قيچي خياطي است که تيغه‌اي به قطر ارتفاع پرزها در يکي از لبه‌هاي آن لحيم مي‌شود.
مواداوليه
1_الياف طبيعي (پشم، پنبه، ابريشم)
مواد اوليه اين نوع گليم، نخ پشمي ونخ پنبه‌اي است كه از نخ پنبه‌اي براي تار (چله) و از نخپشمي براي گره و پود استفاده مي‌شود.
2_الياف مصنوعي
نخ‌هايي هستند که در کارخانه‌ها به طريق مصنوعي، به وسيله مواد شيميايي ساخته مي‌شود و در بافت قالي‌هاي ماشيني استفاده مي‌شوند.
مراحل رنگرزي
1_ابتدا پودر رنگزا به آب جوش اضافه مي‌شود.
2_در مرحله بعد براي رسيدن به رنگ‌هاي مورد نظر پودرهاي رنگي را با هم تركيب كرده و هم مي‌زنند.
3_سپس كلاف‌هاي پشمي را در محلول رنگي وارد مي‌كنند.
4_پس از مدتي كه كلاف‌ها درون ظرف باقي ماند، كلاف‌هاي پشمي را از ديگ‌هاي رنگرزي بيرون مي‌آورند.
5_پس از شستشوي نهايي كلاف‌هاي پشمي رنگرزي شده را جهت خشک شدن آويزان مي‌كنند.
به دليل حاصل خيز بودن منطقه از نظر دامپروري و كشاورزي وبه دليل بافت عشايري منطقه، مواد اوليه براي دستبافت‌ها از جمله گليم‌بافي در خود منطقه تهيه مي‌شود. که از نظر اقتصادي حايز اهميت است.
ازعواملي كه در ارتباط با بقاي بافت گليم نقش برجستهمي‌توان شمرد، نوع معيشت مردم است چرا كه براي بيشتر زنان بافت گليم ودريافت دستمزد آن علاوه بر كمک به گذران زندگي، در ايجاد خودباوري نيز موثراست…
در حال حاضر در ايلام، بافندگان بسياري به بافت گليم نقش برجسته مشغول هستند. به همين دليل اين صنايع براي گسترش غناي فرهنگي منطقه و جذب گردش‌گر و در نتيجه رونق اجتماعي و اقتصادي استان ايلام، نقش قابل توجهي دارد.
نگاهي گذراء به تاريخچه موزه و موزه داري در ايران و جهان
نقش حياتي موزه ها در جوامع بشري نقشي بديع، ماندگار و مروج ناب ترين پديده هاي فرهنگي است. موزه ها از معدود مراکز حفظ يادگاران نسل گذشته و در حقيقت فرزندان هنر و تاريخ هستند. هر يک از اين اشيا در عين بي زباني به هزار زبان سخن مي گويند؛ زيرا اسناد معتبري از هنر، فرهنگ و تاريخ را ارايه مي دهند.
موزه کلمه اي يوناني است که از “موزيون” به معناي مجلس فرشتگان بر گرفته شده است. به طور کلي موزه به مجموعه اي از آثار و اشيايي اطلاق مي شود که در محل يا عمارتي نگه داري و به معرض نمايش

دانلود پایان نامه با موضوع فرش دستباف، نقش برجسته، حقوق بشر

دارد از جمله هنرمنداني كه آثارشان نقاط قوت مجموعه هنر غرب در موزه آرميتاژ هستند مي‌توان به لئوناردو داوينچي، روينس، ون دايك، رامبراند، رودن، مونه، ، ون‌گوگ، گوگن و پيكالو اشاره كرد.
البته اين موزه مجموعه آثار متعددي دارد كه از جمله آنها مي‌توان به نشان‌ها، البسه و جواهرات سلطنتي، مجموعه متنوعي را جواهرات ساخته فابوژه و بزرگترين كلكسيون موجود در جهان از طلاي باستاني متعلق به اروپاي شرقي و آسياي غربي اشاره كرد.
موزه بريتانيا
(به انگليسي: British Museum) يکي از عظيم‌ترين و غني‌ترين موزه‌هاي جهان است که بيش از ? ميليون گنجينه و آثار باستاني از بسياري از فرهنگ‌ها، قوم‌ها و کشورهاي جهان را از دوران پيش از تاريخ تا زمان حال را در خود جاي داده است.
موزه بريتانيا در سال ???? ميلادي و با مجموعه اهدايي از هانس سلون طبيعي‌دان انگليسي، شامل دستنوشته‌ها، کتاب‌هاي قديمي و آثار باستاني گردآوري شده از برخي مستعمرات وقت بريتانيا رسما تاسيس شد.
بازديد از موزه بريتانيا، مجاني است و پولي بابت بليط و يا وروديه دريافت نمي‌شود. اما در برخي نمايشگاه‌هاي ويژه، براي برخي از آثار ويژه و تخصصي که از ديگر موزه‌هاي معتبر جهان به امانت گرفته مي‌شوند، بازديد به صورت مجاني نخواهد بود و پولي بابت بازديد از برخي نمايشگاه‌هاي موقتي که بصورت امانتي گردآوري شده‌اند، دريافت مي‌شود.
نمايي بيروني از درب اصلي
نمايي از ديوان کبير در موزه بريتانيا که به نام ديوان ملکه اليزابت دوم
بخش‌هاي اصلي موزه بريتانيا عبارتند از:
* نقاشي و تصوير
* سکه و نشان
* آثار باستاني مصر
* آسياي غربي
* يونان و روم
* قرون وسطي ودوره‌هاي بعد
* هنر اسلامي
* آثار باستاني شرقي
* آثار پيش از تاريخ
* آثار قوم شناختي
نمايي از منشور حقوق بشر کوروش بزرگ که در “بخش ايران باستان” موزه بريتانيا نگهداري مي‌شود.
يک جلد از قديمي‌ترين نسخه‌هاي موجود از کتاب قرآن که به خط کوفي نگاشته شده است. اين کتاب هم‌اينک در “بخش هنر اسلامي” موزه بريتانيا قرار دارد.
تابوت‌هاي موميايي خاندان سلطنتي مصر در “بخش مصر باستان” موزه بريتانيا قرار دارد.
“گالري نريد” موزه بريتانيا که مجسمه‌هاي زيبارويان يونان باستان در آن قرار دارد.
بخش خاورميانه موزه بريتانيا شامل اشياي باستاني بسيار پرارزشي است که از کشورهاي ايران، عراق، اسرائيل و ديگر کشورهاي منطقه را شامل مي‌شود. گفتني است بيش از سيزده هزار شئي باستاني ايران در موزه بريتانيا قرار دارد. از آن جمله مي‌توان به منشور حقوق بشر کوروش بزرگ اشاره کرد که در بخش خاورميانه موزه بريتانيا قرار دارد.
موزه لوور
(به فرانسوي: Musée du Louvre) در شهر پاريس در کشور فرانسه واقع شده است. بيش از ??هزار اثر هنري در هشت بخش مختلف موزه لوور نگهداري مي‌شود. موزه لوور يکي از بزرگ‌ترين موزه‌هاي جهان است.
موزه لوور از سال ???? ميلادي، تا امروزه به عنوان “موزه عمومي” فعال بوده است. تمرکز موزه? لوور روي هنر، تاريخ بشر و فرهنگ است و آثار بسياري در اين زمينه‌ها در اين موزه جاي گرفته‌اند که از آن جمله مي‌توان به لوح حمورابي، تابلوي بانوي صخره‌ها و تابلوي موناليزا اثر لئوناردو داوينچي اشاره کرد.
نماي مشهور به ريشليو در شب
ساختمان اين موزه قبل از انقلاب کبير فرانسه يکي از کاخ‌هاي سلطنتي بود،که در آن آثار باارزش هنري نگهداري مي‌شد(به عنوان موزه سلطنتي) پس از انقلاب کبير،در سال ???? موزه و آثار موجود به مردم فرانسه اهدا شد و در سال ???? تبديل به موزه ملي فرانسه شد.
در مجموعه‌هاي مختلف اين موزه آثاري از دوران پيش از تاريخ تا کنون نگهداري مي‌شود، مي‌توان گفت معروف ترين آثار هنري و تاريخي جهان را در اين موزه نگهداري مي‌کنند.اين محل قبل از تبديل به موزه يکي از کاخ‌هاي سلطنتي فرانسه بود. در پشت اين کاخ باغ زيبايي به نام باغ تويلري وجود دارد و رو به روي باغ نيز ميدان کنکورد قرار‌ گرفته است. اين مکان نزديک خيابان معروف شانز اليزه است.
قسمت اندرون شرقي موزه لوور
تابلوي موناليزا اثر لئوناردو داوينچي، شاخص‌ترين اثر هنري در موزه لوور
تصويري از ديوارهاي هخامنشي در بخش “ايران باستان” در موزه لوور
فصل سوم:
مباني نظري طرح
فرش ايران، نخست يک هنر است سپس يک صنعت
اکنون چندي است که بازار فرش دستباف ايران، مورد تهديد سخت و زشت قرار گرفته است. بدين معنا که فرشهاي چيني با نقشهاي ايراني، به عنوان فرش اصيل ايراني به فروش ميرسند البته سخن اينجاست که اين فرشها چگونه و از کدام گمرک و با کدام مدارک رسمي، وارد کشور شدهاند. پارهاي از اين فرشها، به عنوان “تعمير” وارد کشور ميشوند و سپس به بازار عرضه ميگردند و پارهاي نيز وسيلهي گروههاي صاحب نفوذ از گمرکهاي کشور وارد کشور ميشوند متاسفانه به دليل عدم اقدام براي ثبت مالکيت معنوي نقشهاي اصيل فرشهاي ايراني، پاکستاني، چيني و …، به خود اجازه ميدهند که از نقشهاي اصيل ايران بهره گرفته و فرشهاي توليدي خود را به نام “ايراني” در سطح جهان به فروش برسانند در حال حاضر بيش از 5 ميليون مترمربع فرش در ايران توليد ميشود که از اين ميزان 70 درصد آن به کشورهاي ديگر صادر و مابقي در کشور در بازارهاي داخلي ارايه ميشود هماکنون بيش از يک ميليون و 200 هزار بافنده فرش در ايران در اين هنر و ميراث[يادمانهاي] فرهنگي فعال هستند که به صورت نيمه وقت و تماموقت مشغول فعاليت اند هم اکنون، بيش از پنج تا شش هزار طرح و نقش قالي، قاليچه و فرش در منطقه هاي گوناگون کشور شناسايي شده اند که ميبايست دسته بندي شده و به نام منطقه هاي گوناگون کشور، به ثبت ملي برسند با وجود، بافت طرح هاي ايراني در کشورهاي ديگر، هنوز ايران رتبه نخست را در صادرات فرش دستباف در جهان دارد و از مجموع يک ميليارد و 300 ميليون دلار صادرات فرش جهان، افزون بر 400 ميليون دلار در اختيار ايران است در همين خصوص قائم مقام مرکز ملي فرش دستباف ايران ميگويد: صادرات فرش دستباف ايران در هفت ماه گذشته 279 ميليون دلار بود.
مهدي کاتب اضافه ميکند: تعهد امسال کشور براي صادرات فرش به کشورهاي خارجي حدود 600 ميليون دلار است اما همهي اين مسايل نميتواند باعث آن شود که ما از حمايت از فرش دستبافت کشورمان دست برداريم و اجازه دهيم که حتا فرش دستبافت ميهنمان از سوي فرشهاي تقليدي چيني مورد تهاجم قرار گيرند در اين زمينه، وزير صنعت، معدن و تجارت هم ميگويد: فرش‌هاي چيني نميتواند جايگزيني براي فرش ايراني باشد “مهدي عضنفري” در پاسخ به اين سوال که فرشهاي چيني با نام فرش ايراني وارد بازار ميشود، مي‌افزايد: فرشهاي چيني هرگز نميتوانند جايگاه فرش ايراني را در جهان بگيرند. به گفته وي، براي معرفي فراگير فرش ايراني در بازارهاي جهاني و بينالمللي، تبليغات فرش ايراني، افزايش مييابد.
اين خوشخيالي‌ها و عدم پرداختن به ثبت ملي و جهاني طرحهاي اصيل فرش ايراني، دادن اجازه‌ي ورود به فرشهاي دستبافت چيني به کشور و…، ميتواند بر اين هنر ماندگار ملت ايران که داراي ديرينه‌ي چندين هزار ساله است، زيان اساسي وارد کند فرش ايران ـ تنها يک صنعت و خرفه و محل درآمد براي بسياري از مردم اين سرزمين و درآمد ارزي در اثر صادرات آن به خارج از کشور نيست؛ فرش ايران، هنر بزرگ و کهن ملت ايران است که اسناد آن به چندين هزار سال پيش برميگردد کهن‌ترين فرش باستاني بافته شده از ايران، فرشي در درههاي سيبري يافت شده است که هماکنون در موزهي آرميثاژ روسيه نگهداري ميشود. همچنين يک مجموعه ادوات زيستي دوره هخامنشي در زمينه فرشبافي، کشف شده است کهن‌ترين فرش دستبافت ايران در زير يخهاي سيبري پيدا شده است که به نام فرش “پازيريک” معروف است و در موزهي آرميتاژ روسيه نگهداري ميشود همچنين همراه با يک مجموعهي مربوط به دوران هخامنشيان، وسايل فرشبافي نيز پيدا شده است
فرش هاي موزه اي
الف. فرش شکارگاه يا همان فرش وين
قالي شکارگاه يا وين فرشي است تمام ابريشم از ايران ِ اوائل قرن 16 ميلادي که همانطور که از اسم ان بر مي آيد صحنه ي شکار را ترسيم مي کند . طرح اين فرش لچک ترنج است که ترنج آن يک ستاره و لچک هايش حاوي اشکال اژدهاي چيني و سيمرغ است . در متن آن هم شکار چي ها سواره يا پياده به شکار شير ، يوزپلنگ، بزکوهي، مارال ، گورخر، گوزن و روياه و… مشغولند.در حاشيه ي آن تکرار يک جفت فرشته است که در حال سرو غذا هستند. اندازه ي قالي 693 × 323 سانتي متر و با 20 رنگ بافته شده است.
ب. قالي جواهر نشان مملوک
اين قالي بافت مصر با 12 رنگ و طرح هندسي که در مرکز آن يک ستاره هشت پر با پرهاي آبي نقش شده است ، گويا در متن آن هم از الماس هاي ريزي در ترکيب با شکل هاي الماس مانند به کار رفته بوده است که بعدا الماس هايش به سرقت رفته اند. اين فرش قرن شانزدهمي تمام ابريشم است
ج. قالي اوشاک
اين قالي محصول قرن شانزده عثماني و پشمي است
د. قالي سجاده اي
اين قالي پشمي بسيار زيباي جانمازي بافت قرن16 عثماني داراي طرح هايي ملحم از حيوانات به صورت خيلي پنهان است.
گليم برجسته ايلام
زندگي عشيره‌اي و سنتي و پرورش دام براي تامين معيشت زندگي مردم منطقه ايلام، از دير باز تاكنون موجبات استفاده از پشم و رشد و رونق صنايع دستي مرتبط با آن خصوصا قالي و گليم ساده را فراهم آورده است. خانم بافنده‌اي به نام “سحر چلانگر” ساكن روستاي زنجيره ( از توابع شهرستان سرابله استان ايلام ) در قسمتي از گليم بافت خود، موفق به اجراي نقشي برجسته، با استفاده از گره قالي مي شود.
در گليم نقش برجسته ايلام، زمينه بافتبه صورت گليم ساده (صوفي‌بافي )و نقش‌هاي برجسته آن حاصل گره كامل قالي (گره تركي )است. در اصل، به دليل كاربرد گرهقالي در اجراي آن‌ها، به صورت برجسته بر سطح گليم به چشم مي‌خورند.
گليم نقش برجسته بيشتر کاربرد تزييني داشته و طبعا روي ديوار نصب مي‌شود و از اين رو سبکي وزن يک امتياز قابل توجه براي آن به شمار مي‌آيد. در گليم نقش برجسته که طبق نقشه بافته مي‌شود، زيبايي تلفيق هنر گليم بافي با فرش بافي وهماهنگي رنگ و طرح و تقارن نقوش در بافت بر ارزش‌هاي هنري آن مي‌افزايد. در اين نوع بافته ، بايستي تعادل برقرار باشد. بدين معني که، نيمه چپ و نيمه راست آن بايد عينا مثل هم باشد. کيفيت و ثبات رنگ در گليم نقش برجسته نيز اهميت دارد. گليم نقش برجسته با شسته شدن، رنگ پس نمي‌دهد.
گره ترکي قالي، دو تار از چله را در بر مي‌گيرد در نتيجه بافت آن درشت‌تر و محکم‌تر مي‌شود. گليم برجسته ايلام به دليل شيوه خاص در بافت اغلب به صورت تزييني به کار مي‌رود.
در يک تعريف کلي، گليم دست‌بافي است كه به عنوان زيرانداز، ديوار چادر عشاير، پرده، رختخواب پيچ، سجاده، خورجين، جوال، جل اسب، پشتي و سفره مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
استفاده از طرح‌هاي اصيل و بومي و، تراكم بالادر بافت از امتيازهاي گليم نقش برجسته ايلام نيز مي‌باشد.
مراحل بافت
چله كشي
تعريف چله ( تار) : عبارت است از يک سري نخ‌هاي عمودي که به موازات هم روي سردار و زيردار (يا روي فندک و زير دار) قرار مي‌گيرند و در بيشتر موارد جنس آن از پنبه و در بعضي موارد از ابريشم و پشم است. عمل بافت قالي بر روي چله انجام مي‌شود. تعداد تارهاي چله بر اساس گره‌هاي نقشه مورد نظر مشخص مي‌شود.
روش محاسبه تعداد تارهاي مورد نياز براي چله کشي
ابتدا خانه‌هاي بزرگ نقشه را مي‌شماريم و در 10 ضرب کرده تا تعداد گره‌ها بدست آيد ،سپس براي بدست آوردن تارها، گره‌ها را در 2 ضرب مي‌کنيم تا تعداد تارهاي مورد نياز به دست آيد.درضمن باتوجه به ابعا

دانلود پایان نامه با موضوع واژه نامه

سيستم تهويه 51
آسانسور و بالابر 51
فضاهاي عمومي 52
صحنه 53
گالري‌ها 55
پاركينگ‌ها 56
2- تأسيسات مكانيكي 58
استانداردها 61
برنامه عملکردي و فيزيکي 66
فصل ششم: سير تکوين ايده وروند طراحي 75
تصوير ماهواره اي از شهر ايلام جهت معرفي بهتر 76
تصوير ماهواره اي از سايت 77
تحليل سايت 77
روند تکوين حجم 78
فصل هفتم: آلبوم نقشه ها و تصاوير مربوط 81
منابع و ماخذ 89
فصل اول
تعاريف و كليات
تعريف موزه
تاكنون هيچ تعريفي تئوري جامعي براي اين كه مشخص كند موزه چگونه مكاني است ابراز نگرديده است ابتدا اين بدان معنا نيست كه هيچ‌گونه درك صحيحي از اينكه موزه چيست وجود نداشته باشد زيرا موزه‌هايي كه ساخته شده‌اند و طرح‌هايي كه به وسيله طراحان مختلف عرضه گشته‌اند هر كدام خودگوياي اين مطلب است كه موزه بدون تعريف خاصي بتواند بطور جامع در مورد كليه موزه‌ها صادق باشد مي‌تواند بوجود آيد و هر موزه‌اي شكل خاص خود را يافته و در دسترس عموم قرار گيرد.
تعريف لغوي موزه
اين واژه كه زبان لاتين و از كلمه موزن بوده و به معني مجلس فرشتگان الهام فصل، مشتق شده است. توسط گيوم و در واژه نامه‌اش به نام، فرهنگ يوناني لاتين به عنوان مكان وقف شده به فرشتگان الهام فصل و مطالعه كه در آن آدمي به مقوله‌هاي اصيل مي‌پردازد تعريف گشته است.
تعريف موزه از فرهنگ لغت عميد: مجموعه آثار باستاني، عبارتي كه آثار باستاني در آنجا نگهداري يا به معرض نمايش گزارده مي‌شود. در يونان قديم نام‌ محلي بوده كه در آنجا به مطالعه صنايع و علوم مي‌پرداختند و نيز نام تپه‌اي بوده در آتن كه در آنجا عبادتگاه و محل مخصوص براي چندين تن از خداييان خود ساخته بودند.
تعريف اصطلاحي موزه
موزه محل غيرانتفاعي است كه اهداف آموزشي داشته و به وسيله جمعي مشخص اداره مي‌شود. از جمله وظايف اصلي هر موزه جمع‌آوري و نگهداري آثار است.
هدف اوليه از پيدايش موزه‌ها به مفهوم نوين و به روش شناخته شده امروزي ايجاد مكانهايي براي نگهداري اموال شخصي و يا ثروت‌هاي صرفاً ملي بوده است. اشتياق به گردآوري اشياء زيبا، گرانبها و كمياب و يا صرفاً غريب امري است كه ريشه در نهاد و سرشت آدمي داشته و دارد.
موزه‌ها به عنوان مؤسساتي در جوامع نوين وظيفه دارند اشيائي را كه به لحاظ ارزش فرهنگي‌شان گرامي داشته مي‌شوند را نگهداري نموده و تا سرحد امكان از ويراني و زوال مصون بدارند.
موزه‌ها جمعي سازمان يافته‌اند كه از گنجينه‌هايشان در جهت اهداف فرهنگي استفاده شود.
هدف نمايش
ايجاد تسهيل تماس مستقيم بين فرد و شيء است خواه فرد يك كودك دبستاني باشد يا يك بزرگسال و خواه شيء با علوم طبيعي و يا يك متنوع عرشه شده در تالار تاريخچه علوم و فنون با شهر و يا يك اثر هنري لذا بايد در نظر داشت كه:
اولاً: موزه وسيله نمايش اشياء است نه اشياء وسيله نمايش موزه.
ثانياً: آنچه مسلم است موزه تنها وسيله ارتباطي عيني نيست بلكه هدف اساسي آن ابقاء تأثير فرهنگي و هنري و ايجاد رابطه بصري از طريق برخورد مستقيم با اشياي دو بعدي به صورت روياروي يك جهت با اشياء سه بعدي از راه برخورد چند جهت است.
موزه در بينش اسلامي
در اينجاست بي‌مناسبت نيست كه هر چند فشرده و با نگرشي الهي به موزه نگريسته و جايگاه و منزلت آن در جهان‌بيني اسلامي مورد مطالعه قرار دهيم بنابراين به قرآن روي آورده و شيوه برخورد آن را با حوادثتاريخي و آثار باقي‌مانده از پيشينيان بررسي نمائيم. مشاهده مي‌كنيم كه قرآن اين كتاب هميشه جاويد و اموزنده سرگذشت اقوام و ملل گذشته را به تكرار بازگو نموده و از آثار برجاي مانده‌شان كه خود موزه است.
شوراي بين‌المللي موزه‌ها (I. C. O. M)
طبق آخرين آمار كه در اجلاس آيكوم در ملبورن اعلام شده در جهان و در حال حاضر حدود 50000 موزه مشغول فعاليت هستند. يعني بطور ميانگين در هر كشور حدود 330 موزه.
موزه‌هاي تاريخي
همه موزه‌هايي كه مجموعه‌هايشان از ديدگاه تاريخي تشكيل و عرضه شده موزه تاريخي شمرده مي‌شوند، و هدفشان اساساً ارائه مستند تسلسل زماني به يك رشته رويداد با مجتمعي نمايانگر لحظه‌اي از يك لحظه متحول است مدرن‌ترين اين موزه‌ها تمام تاريخي يك كشور، يك منطقه با يك شهر را همراه با تاريخي طبيعي يا جغرافيايي آن از زمان پيدايش آن تا عصر حاضر، و بدون ناديده انگاشتن ديدگاه‌هاي واقعي رشد، از قبيل دسترسي به زمين رشد شهري، نمايش مي‌گذارند. علم و هنر را تلفيق مي‌كنند.
موزه‌هاي علمي
موزه‌هاي علوم طبيعي موزه‌هاي علوم كاربردي و موزه‌هاي فني در زمره موزه‌هاي علمي قرار دارند. وظيفه موزه‌هاي علمي اين است كه روحيه و ذهنيت علمي را به صورت سه بعدي منتقل كنند، تمايل طبيعي به دانش را برانگيزند، اطلاعاتي در مورد پژوهش‌ها و پيشرفت‌ها به هنر، به هر فردي احساس مشاركت در پيشرفت فني را فصيلند و درك و قدرداني نسبت به حفظ محيط طبيعي از ديدگاه اقليمي و تاريخي از تشويق كنند تا بينندگان را با سير تحول طبيعت و بشريت آشنا سازند. همه اين موزه‌هاي شيء واقعي را دائم از اين كه موجود طبيعي باشد، يا ماشين مصنوعي و يا مدل آن (بصورت اسلايد تمام پرده رنگي، ماكت يا نمونه متحرك) و با نمايش (يعني تجربيات فيزيكي بازسازيهاي كيهاني يا گردش‌هاي علمي) پيوند مي‌دهند. هدفشان اساساً تعليمي است، و فعاليت‌هاي آموزشي آنها بسيار مهم و به دور از تمركز هستند بعضي از موزه‌ها نمايشگاه‌هاي قابل حمل و سوار كردن به راه مي‌اندازند تا به مناطق دور افتاده و محروم از موهبات تكنولوژي خدمت برسانند. برخي ديگر مانند موزه كلكته، از موزه‌هاي سيار استفاده مي‌كنند.
موزه‌هاي تخصصي
اگرچه همه موزه‌هاي تخصصي را مي‌توان در طبقه‌بندي كه ديديم گنجاند. ليكن نقش تخصص بودنشان وسايل ويژه‌اي براي آنها پديد مي‌آورد. بسياري از اين موزه‌ها از فعاليت‌هاي محدود اقتصادي حكايت مي‌كنند و در اين گونه موارد كم‌وبيش به صنعتي كه در آنها مصور شده وابسته هستند موزه‌هاي ديگري به معرفي يك فعاليت هنري مي‌پردازند (نظير تئاتر، خيمه‌شب‌بازي، موسيقي، سينما).
موزه‌هاي منطقه‌اي
موزه‌هاي منطقه‌اي يا محلي، كه به معرفي همه جنبه‌هاي (طبيعي، تاريخي، هنري) يك استان يا ولايت مي‌پردازند و نظاير آنها را مي‌توان در اروپا غربي يا شرقي، هند، مكزيك، شيلي، كانادا يافت. از حيث تعداد ارزش‌هايشان و اجراميت هستند و در عين حال، اينها هم مربوط به جامعه‌اي هستند كه از نظر فرهنگي همگي قابليت جذب بازديد كننده را دارند.
از اين رو نخستين مسئوليتشان ارائه بازتابي از اين جامعه و ارزش فصليدن سنن و روح خلاق آن است مسئوليت دومشان گشودن آن جامعه به روي جهان بروني است.
موزه‌هاي فضاي آزاد
اشاره‌اي لازم است به موزه‌هايي كه يك بناي مشخص و مختص نمايش، بلكه در محدوده يك باغ يا يك پارك مستقر شده‌اند. و اشياء آنها را در هواي آزاد عرضه مي‌گردند. اين موزه به همه رشته‌هاي علوم متكي هستند ولي مسايل خاصي از حيث موزه‌شناسي و موزه نگاري مطرح مي‌كنند در بين آنها به موزه مردم‌شناسي و موزه‌هاي علوم طبيعي، موزه‌هاي باستان‌شناسي، موزه هاي هنري و موزه‌هاي تاريخي و فنون برخورديم، در اين موزه‌ها اگرچه مديريت، خدمات، و مخازن در ساختمانهاي وسيعي مستقر هستند.
فصل دوم
بررسي نمونه هاي مشابه
موزه فرش ايران
اين موزه در روز 22 بهمن سال 1356 افتتاح شد. طبقه همكف اين موزه براي نمايش دائمي 150 قطعه فرش طبقه دوم آن براي برگزاري نمايشگاه‌هاي موردي و فصلي در نظر گرفته شده است. هدف از تشكيل اين موزه را مي ‌توان پژوهشي در سوابق تحصيلات و كيفيت تاريخي هنر و صنعت فرش خاصه فرش ايران دانست. اين موزه شامل محصولاتي از قبيل گليم مي‌شود.
ويژگي‌ها
مجموعه موزه فرش ايران شامل باارزش‌ترين نمونه‌هاي قالي ايران از قرن نهم هجري تا دوره‌ معاصر است و از صنايع غني تحقيق براي پژوهشگران و هنردوستان به شمار مي‌آيد. معمولاً حدود 135 تخته از شاهكارهاي قالي ايران، بافت مراكز مهم قالي‌بافي مانند كاشان، كرمان، اصفهان، تبريز، خراسان، كردستان، و جز آنها در تالار طبقه همكف به معرض نمايش گذاشته مي‌شود و در كتابخانه موزه حدود 3500 جلد كتاب به زبان‌هاي فارسي، عربي، فرانسه و انگليسي و آلماني در اختيار هند و به طور كلي و كتابهايي در زمينه مذهب، هنر و ادبيات ايران در كتابخانه موزه موجود است. در كنار كتابخانه كتاب‌فروشي موزه نيز مشغول بكار است. همچنين براي استفاده از بازديدكنندگان موزه، فيلم‌ها و اسلايدهايي در زمينه قالي‌بافي و گليم و هنرهاي دستي ايران در سالن نمايش موزه به نمايش در مي‌آيد.
بعد از انقلاب با اشغال فرش‌هاي نفيس و موزه‌اي از كاخ‌هاي سعدآباد و نيز سازمان‌ها، ارگان‌ها و نهادها و جمع‌آوري مجموعه‌هاي جديد فعاليت موزه بيشتر بر نگهداري و مرمت فرش، برگزاري نمايشگاهها و پژوهش در زمينه سوابق تاريخي سير تحول و ارتقاي كيفيت فرش معطوف گشته است، اين موزه شامل دو تالار براي نمايش قالي و گليم- كتابخانه و بخش مرمت است و زير نظر سازمان ميراث فرهنگي وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اداره و تأمين است. انواع قالي‌ها با طرح‌هاي هندسي و ذهني بافت عشاير قالي‌هاي مناطقي چون آذربايجان- كرمان- خراسان و كاشان كپي قالي‌هاي معروف چون پازيريك و شيخ صفي، قالي‌هاي كهن و قديم‌ترين قالي موجود در ايران قالي سنگشو، همراه با مجموعه نفيس از فرشهاي ساير كشورها و زيراندازهاي ديگري چون گليم، گبه، جاجيم و … هر بيننده‌اي را مجذوب خود مي‌كند. ساختمان موزه فرش ايران با معماري ويژه و نماي بيروني شبيه به دار قالي در ضلع شمال غربي پارك لاله بنا شده است.
موزه هنرهاي معاصر ايران
اين موزه در سال 1356 خورشيدي (1977 ميلادي) به دستور محمدرضا پهلوي در ضلع غربي پارك لاله و در زميني به مساحت 2000 مترمربع (به جز تنديس‌ها) بنا شد. اين موزه شامل مهمترين و جامع‌ترين مجموعه از هنر غربي در قاره آسيا است.
معماري: معماري اين موزه مجموعه‌اي است از سنت، مدرنيسم و مفاهيم فلسفي كه به دست معمار ايراني كامران ديبا طراحي شده است. هشتي، چهارسو و گذرگاه‌ها از جمله عناصر چشم‌نواز اين مجموعه بديع به شمار مي‌رود. همچنين تأثير يادگيري به معماري مجموعه واضعح است. هشت نگارخانه موزه كه با اختلاف سطحي بي‌نظير نسبت به هم بنا شده‌اند بيننده را در مسيري چرخشي گرداگرد فضاي اصلي موزه مي‌گردانند اين مسير به گونه‌اي طراحي شده است كه انتهاي هشتمين و آخرين نگارخانه به هشتي يا همان نگارخانه اول باز مي‌گردد.
موزه وين
موزه وين يك موزه عمومي و شهري است كه داراي نمايشگاه‌ها و بخش‌هاي متفاوت و متعددي است، در اين موزه از تاريخ شهر تا هنر و فرهنگ‌ها مدرن از اولين روزهاي تأسيس اين موزه به نمايش در مي‌آيد.
موزه وين كه تنها محل نگهداري آثار هنري مي‌باشد بلكه تمامي مراحل شكل‌گيري اين آثار از ابتدا تا انتها و يا مراحلي كه اين آثار طي مي‌كند تا خلق شود و به موزه برسد را مورد بررسي قرار مي‌دهد.
و موزه وين آثار هنري را در غالب همان محلي كه خلق شده از نظر اجتماعي و فرهنگي بررسي مي‌كند و تمامي آثار هنري را در بهترين موقعيت آب‌وهوايي و جوي نگهداري مي‌كند تا هيچ صدمه‌اي نبيند و مدت سالم ماندن اين آثار را طولاني‌تر مي‌كند.
موزه آرميتاژ
واقع بين پترزبورگ روسيه با 3 ميليون اثر هنري (كه ابتدا همه بطور همزمان نمايش داده نمي شوند). يكي از بزرگترين موزه‌هاي جهان و از قديمي‌ترين گالري‌هاي هنري و موزه‌هاي تاريخ و فرهنگ بشري در جهان شد.
مجموعه عظيم آرميتاژ در شش بنا به نمايش گذاشته شده است. بناي اصلي قصر زمستاني نام دارد. موزه آرميتاژ شعبه‌هاي بين‌المللي در استردام، لندن و لاس‌وگاس نيز

منبع تحقیق با موضوع انتخاب کالا، خانواده ها، جنس مخالف

غالباً براي تقليد تقويت شده است . براي مثال ، خواهر او اتاقش را تميز مي کند و توسط والدين تقويت مي شود ؛ پسر نيز اتاقش را تميز مي کند و او نيز به همان صورت تقويت مي شود .
به طور خلاصه ، نظريه تقليد تعميم يافته به سادگي مي تواند توضيح دهد که چرا کودکان از الگوهايي که تقويت شده اند و نه از الگوهايي که تنبيه شده ند ، تقليد مي کنند . آنچه نظريه بندورا را متفاوت مي سازد ( و آنچه به نظريه او مايه شناختي مي دهد ) ، گمانه زني آن درباره موضوع هاي انتزاعي است که فرد احتمالاً در نتيجه تجربه يادگيري تشکيل مي دهد . بنابراين ، ممکن است بندورا بگويد که کودکان در آزمايش سال 1965 او قوانيني کلي را آموخته باشند ؛ مثلاً ، ” اگر از کسي تقليد کني که تقويت شده است ، تو نيز احتمالاً تقويت خواهي شد ” و ” اگر از کسي تقليد کني که تنبيه شده است ، تو نيز احتمالاً تنبيه خواهي شد ” . کودکان گروه هاي مختلف که اين انتظارات را از پيش پرورش داده بودند ، به نحو شايسته اي عمل کردند . از طرف ديگر ، يک رفتارگرا ممکن است بگويد که کودکان مجموعه پيچيده اي از وابستگي ها را درباره تقليد آموخته اند و صرفاً آنها را به موقعيت جديد تعميم مي دهند . رفتارگرا ممکن است تا آنجا پيش رود که بگويد کودکان طوري عمل کردند که گويي از قوانيني که ذکر کرديم ، پيروي کرده اند ؛ اما از آنجايي که عملاً نميتوانيم بفهميم چگونه اطلاعات در حافظه آنها نگهداري شده است ، علامتي براي حدس زدن درباره آنها وجود ندارد .
اين واقعيت که کودکان همه گروه ها ، زماني که قول پاداش به آنها داده شد ، تقليد نشان دادند ، مشکل جديدي براي تحليل رفتاري ايجاد نمي کند . حداقل از زمان آزمايش تولمن و هونزيک ( 1930) ، رفتارگرايان فرق بين يادگيري و عملکرد را تشخيص داده اند ، و برخي از آنها نتيجه گيري کرده اند که تقويت براي يادگيري لازم نيست ، ولي براي عملکرد رفتارهاي آموخته شده ضروري است . با وجود اينکه کودکان عملاً تا پس از نشان دادن پاسخ هاي تقليدي ، تقويت نشدند ، اين مورد ديگري است از اينکه تعميم ناشي از تجربه هاي گذشته مي تواند در کار باشد . ممکن است کودکان ياد گرفته باشند که وقتي يک بزرگسال متعهد ، براي رفتارهاي به خصوصي قول پاداش را مي دهد ، غالباً به قولش عمل مي کند . بندورا خواهد گفت که کودکان ” انتظار تقويت ” داشته اند ؛ رفتارگرايان مي گويند که کودکان تجربه هاي مشابه را تعميم داده اند . بنابراين ، ادعاي بندورا مبني بر اينکه نظريه تقليد تعميم يافته نمي تواند نتايج وي را توجيه کند ، درست نيست . هر دو نظريه مي توانند نتايج را توجيه نمايند ، ولي هر يک به شيوه اي متفاوت اين کار را انجام مي دهند . مثل مجادله هاي ديگر بين رويکرد هاي شناختي و رفتاري ، مجادله بر سر تبيينهاي رفتار تقليدي ، بخشي به معنا شناسي مربوط مي شود و بخشي به اينکه تا چه اندازه اي بايد درباره فرايندهايي که نمي توانيم آنها را مستقيماً مشاهده کنيم ، گمانه زني کنيم .
عواملي که بر احتمال وقوع تقليد اثر مي گذارند
مقدار زيادي از مطالعات اوليه بندورا صرف بررسي عوامل متفاوتي شد که کم و بيش باعث مي شوند تا مشاهده کننده از الگو تقليد کند . ما قبلاً دو عامل بديهي و مهم آن را ديديم : پيامدهاي مربوط به الگو و پيامدهاي مربوط به يادگيرنده . کودکان براي تقليد از الگويي که رفتارهايش تقويت مي شوند ، مستعد ترند و زماني که آنها براي تقليد تقويت شده باشند ، با احتمال بيشتري از يک الگو تقليد مي کنند . عوامل بسيار ديگري نيز براي تقليد اثر دارند که بعداً مورد قرار مي گيرند .
ويژگي هاي الگو
به طوري که ميشل (1971) اشاره کرده است ، کودکان نورس ، عموماً بيشتر از هر کس ديگري با والدينشان تماس دارند ، ولي آنها با تعداد زيادي از الگوهاي بالقوه ديگر نيز مواجه مي شوند ، از جمله همشيرها ، همکلاسيها ، معلمان ، پدربزرگ و مادربزرگ ، شخصيت هاي تلويزيوني ، شخصيت هاي کارتون ، و قهرمانان ورزشي و واضح است که کودکان از هر کسي به يک اندازه تقليد نمي کنند . چه ويژگي هايي در اين الگوهاي بالقوه بر کودکان تاثير مي گذارند ؟
ميشل ( 1971) برخي از عواملي را که وسيعاً مورد مطالعه قرار گرفته اند ، خلاصه کرده است . برخي از نظريه پردازان پيشنهاد کرده اند که پاداش دهندگي الگو ، نقش مهمي را در تقليد ايفا مي کند ( ماورر ، 1960) . به صورت اختصاصي تر ، عقيده بر اين بود که کودکان از والدين خود تقويت هاي بسياري را دريافت مي دارند و علت اينکه به تقليد از والدينشان گرايش دارند ، همين است . بندورا و هيوستون ( 1961) اين عقيده را به صورت آزمايش بررسي کردند . کودکان کودکستاني با خانمي که به صورت يک ” مهرورز ”
( براي برخي از کودکان ) يا به صورت يک ” نامهرورز ” ( براي کودکان ديگر ) عمل مي کر ، ملاقات هاي فردي داشتند . در موقعيت مهرورز ، اين خانم روي زمين کنارکودکي که اجازه بازي با اسباب بازي هاي مختلف را داشت ، مي نشست ، و هر گاه کودک از وي تقاضاي کمک يا توجه مي کرد ، او با علاقه و محبت به کودک پاسخ مي داد . در موقعيت نامهرورز، اين خانم از کودک مي خواست تا با اسباب بازي ها بازي کند ، اما بعد در گوشه اتاق پشت يک ميز مي نشست و نشان مي داد که مشغول کار است . چند روز بعد از اين جلسات اوليه ، از هر کودک خواسته شد تا در يک بازي با همان خانم شرکت کند و در طول مدت بازي ،ا ين خانم حالت هاي بدني و بيان کلامي متفاوتي را انجام مي داد . بندورا و هيوستون متوجه شدند که کودکان موقعيت مهرورز از رفتارهاي اين خانم بسيار بيشتر تقليد کردند . پژوهش بعدي ، نتايج بندورا و هيوستون را مبني بر اينکه از الگوهايي که با محبت ترند يا به عبارت ديگر پاداش دهنده هستند ، بيشتر تقليد مي شود ، تاکيد کرد .
والدين علاوه بر اينکه تقويت هاي زيادي را به کودکانشان مي دهند ، کنترل زيادي را نيز بر آنها اعمال مي کنند : در بسياري از موارد ، والدين تعيين ميکنند که کودک چه بکند و چه نکند . پيشنهاد شده است که علت تقليد کودکان از والدين اين است که آنها چهره هاي قدرتمندي در زندگي کودکان هستند و ميشل و گروسک اين نظر را مورد آزمايش قرار دادند . برخي از کودکان کودکستاني با خانمي ملاقات کردند که به عنوان ” معلم جديد ” به آنها معرفي شد و اين خانم تاکيد کرد که آنها در آينده وي را زياد خواهند ديد . در موقعيت ديگري ، کودکان مختلفي به همين خانم به عنوان ” معلمي که از خارج شهر براي ديدار آمده است ” معرفي شدند و به آنها گفته شد که بار ديگر او را نخواهند ديد . در هر دو مورد ، اين خانم با کودکان بازي کرد ، و بعداً در غياب وي ، کودکان را هنگام بازي ، مورد مشاهده قرار دادند . آن کودکاني که شنيده بودند اين خانم معلم جديد آنهاست ( و از اين رو ، کنترل قابل ملاحظه اي بر آنها دارد ) ، از رفتارها و اطوار قالبي وي بسيار بيشتر تقليد کردند . مفهوم کنترل يا قدرت ، به طور نزديکي با مفهوم تسلط در يک گروه اجتماعي در ارتباط است . در يک خانواده ، معمولاً والدين مسلط ترين افراد هستند ، به اين معني که آنها منابع را کنترل مي کنند و تصميم هايي مي گيرند که گروه را به صورت يک کل تحت تاثير قرار مي دهد . در خانواده هايي که يکي ازوالدين تسلط بيشتري دارد ، طبق شواهد موجود ، کودکان بيشتر از والد ديگر ، گرايش به تقليد از اين والد د ارند . آبراموويچ و گروسک ( 1978) دريافتند که تسلط در گروه هاي کودکان همسال ، نقش مشابهي را بر عهده دارد .
مشاهده گراني کودکان نورس را در طول مدت ” بازي آزاد ” در جلسه کلاسي تحت نظر قرار دارند ، جايي که اين کودکان مي توانستند فعاليت ها و همبازي هاي خود را نتخاب کنند . همه مارد تقليد گفتاري يا رفتارهاي غيرکلامي يادداشت مي شدند . از معلمان آنها خواسته شد تا کودکان کلاس خود را از سلطه جوترين تا کم سلطه جوترين آنها ، رتبه بندي کنند . بين رتبه هاي سلطه جويي کودک و تعداد دفعاتي که کودکان ديگر از او تقليد کرده بودند ، همبستگي بالايي وجود داشت .
علاوه بر پاداش دهندگي و تسلط ، متغير ديگر ، شباهت الگو به يادگيرنده است . براي مثال ، نشان داده شده است که يک کودک با احتمال بيشتري از الگوي همجنس ، همسال ، يا الگويي که علايق مشابهي با علايق وي دارد ، تقليد مي کند . متغير ديگر ، بي ريايي الگوست . در يک بررسي ، کودکان از الگويي که بي ريا به نظر مي رسيد ، بيشتر از الگويي که رياکار به نظر مي آمد ، تقليد کردند .
اين مرور مختصر درباره ويژگي هاي الگو که بر تقليد اثر مي گذارند ، اصلاً جامع و کامل نيست ، ولي به راحتي مي توان فهميد که چگونه اين متغيرها توسط نظريه بندورا و نظريه تقليد تعميم يافته ، تبيين مي شوند . براي مثال ، اگر کودکي با والد يا همسال سلطه گري در تماس بوده باشد ، امکان دارد ياد گرفته باشد که اين فرد سلطه گر ، تقليد را تقويت خواهد کرد( يا تقليد نکردن را تنبيه خواهد نمود ) . همچنين اگر فرض کنيم که کودک در گذشته براي تقليد از کودکان همجنس يا همسال تقويت شده ، ولي براي تقليد از رفتارهاي افراد جنس مخالف يا با سنين بسيار متفاوت ، تنبيه شده است ، باز هم پذيرفتني است . بالاخره ، ممکن است يک کودک ياد گرفته باشد که تقليد از افرادي که به نظر رياکار مي رسند ، عاقلانه نيست . طبق نظريه تقليد تعميم يافته ، هر يک از اين متغيرها ، آثار تجربه هاي گذشته کودک را نشان مي دهند ؛ طبق نظريه بندورا ، آنها انتظارات کودک از تقويت آينده را منعکس مي کنند .
ويژگي هاي يادگيرنده
همراه با آغاز پژوهش اوليه بندورا ، تلاش هاي متعددي براي پي بردن به تفاوت هاي فردي که با گرايش شخص به تقليد از ديگران همبستگي دارند ، صورت گرفت . به نظر مي رسد که بسياري از متغيرهاي کشف شده ، به موقعيت هاي خاصي مربوط مي شوند و در حالي که برخي از آنها کاملاً واضح هستند ، موارد ديگر اين گونه نيستند . بندورا در پسرها بيشتر از دخترها گرايش به تقليد از رفتارهاي پرخاشگري يافت . آبراموويچ و گروسک ( 1978) در بررسي تقليد همسالان در مدت بازي سازمان نيافته ، متوجه شدند که کودکان کوچکتر ( 4 ساله ) از کودکان بزرگتر ( 9 ساله ) تقليد بيشتري کردند . شگفت انگيز اينکه آنها دريافتند که کودکان سلطه گر ( که از خود آنها زياد تقليد مي شد ) نيز گرايش به رفتار تقليدي داشتند .
با اينکه بسياري از ويژگي هاي همراه با تقليد ممکن است خاص موقعيت باشد ، يک اظهار کلي و از نظر شهودي منطقي اين است که افرادي که از رفتارهايشان مطمئن نيستند ، با احتمال بيشتري از رفتارهاي ديگران تقليد مي کنند . بسياري از مطالعات ، با دادن تکاليفي به آزمودني ها که يا در آنها شکست مي خوردند و يا موفق مي شدند ، سطح اطمينان آنها را به صورت آزمايش ، دستکاري کردند . براي مثال ، در بررسي رابرتس و همکاران (1982) ، به کودکان دوره ابتدايي در يک تکليف انتخاب کالا ، پسخوراند مثبت يا منفي داده شد ، و آنهايي که پسخوراند منفي دريافت کرده بودند ، در تکليف بعدي ، از الگوي ويديويي تقليد بيشتري کردند . آبلسون و لسر (1959) متوجه شدند کودکاني که اعتماد به نفس کمي دارند نيز آمادگي بيشتري براي تقليد دارند . در يک آزمايش ديگر ، ژاکوبزاک و والترز (1959) دريافتند کودکاني که در يک تکليف جداگانه ، استقلال نشان داده بودند ( يعني ، کوکاني که با وجود داشتن مشکل ، کمک ديگران رانپذيرفتند ) ، از کودکان بسيار وابسته ( که حتي هنگام عدم نياز به کمک ، آن را پذيرفتند ) ، با احتمال کمتري الگو تقليد نمودند.
ويژگي هاي موقعيت

منبع تحقیق با موضوع رفتار پرخاشگرانه، انتقال دانش

داشته باشد . در آزمايش لشلي ( 1924) ، بهد از اينکه موشها براي گذشتن صحيح در يک ماز آبي تقويت شدند ، مي توانستند در همان ماز با عمق بيشتر آب ، بدون آموزش اضافي ، شنا کنند . ما مي توانيم بگوييم که پاسخهاي شنا کردن صحيح ، در نتيجه تعميم پاسخهاي گذشتن از آب که قبلا يادگيري شده اند ، بوده است . به همين صورت مي توانيم بگوييم که اين دختر بچه قبلا براي تقليد از رفتار والدينش تقويت شده است و بنابراين ، تقليد از رفتار درست کردن يک کاسه برگه ذرت برشته ، چيزي بيش از مورد تعميم نيست . با توجه به اينکه اغلب والدين کودکانشان را همواره براي تقليد تقويت مي کنند ، اين توجيه به نظر پذيرفتني مي رسد . تقليد از رفتار والدين ، هنگامي که يک کلمه يا جمله را بيان مي کنند ، مسئله اي را حل مي کنند ، قاشقي را درست نگه مي دارند و موارد مشابه ، با لبخند يا بغل کردن و تحسين ، تقويت مي شود . پس شگفت آور نخواهد بود اين تاريخچه تقويت ، به تقليد از رفتارهاي ديگران منجر شود.
شواهد آزمايشي از اين مفهوم تقليد تعميم يافته ، حمايت کرده اند . براي مثال ، بانر ، پيترسون ، و شرمن ( 1967) ، چندين کودک شديدا عقب مانده را براي تقليد از انواع رفتارهايي که توسط يک معلم انجام مي شد ، تقويت کردند ( مثل بلند شدن ، گفتن “بلي ” با تکان دادن سر و باز کردن در ) . بعد از ايجاد پاسخهاي تقليدي ( که به چند جلسه نياز داشت ) ، معلم گاه گاهي رفتارهاي جديد متفاوتي را انجام مي داد ، و کودکان اين رفتارها را با وجودي که قبلا براي انجام آنها تقويت نشده بودند ، تقليد کردند . بررسيهاي ديگر نيز تعميم رفتار تقليد مشابهي را نشان داده اند ( بائر و شرمن ، 1964؛ بريگام و شرمن ، 1968).
نظريه تقليد بندورا
بندورا معتقد است که نظريه تعميم يافته ، همانند نظريه هاي ديگر تقليد ، نا مناسب است . دلايل او را مي توان با توجه به آزمايش معروف مربوط به تقليد رفتارهاي پرخاشگرانه توسط کودکان 4 ساله ، بخوبي نشان داد . اين کودکان به صورت فردي در آزمايش شرکت کردند . ابتدا هر يک از آنها فيلم کوتاهي را ديدند که يک بزرگسال در آن چهار رفتار پرخاشگرانه جداگانه رابر عليه عروسک بزرگي به نام بوبو انجام مي داد . هر يک از رفتارها با اظهارات خاصي انجام مي شدند .
برخي از کودکان بعدا مي ديدند که فرد پرخاشگر توسط بزرگسال ديگري تقويت مي شود :
به او سواد ، شکلات و خوراکيهاي ديگر داده مي شد و او را ” قهرمان قدرتمند ” خطاب مي کرد . کودک ديگر مي ديد که الگو براي رفتار پرخاشگرانه اش تنبيه مي شود : الگو به خاطر رفتار بدش سرزنش مي شد و به او اخطار داده مي شد که ديگر اين رفتار بد را تکرار نکند . براي کودکان گروه سوم ، فيلم پيامدهايي را براي رفتار پرخاشگرانه الگو ، در بر نداشت .
بلافاصله بعد از ديدن فيلم ، کودکان را به اتاقي بردند که عروسک بوبو و اسباب بازيهاي زياد ديگري در آن بودند . کودکان را به بازي با اسباب بازيها تشويق کردند و آنها را در اتاق تنها گذاشتند ، ولي از طريق يک آيينه يک طرفه آنها مشاهده کردند . موارد زيادي از رفتارهاي پرخاشگرانه عليه عروسک بوبو ثبت شدند که بسياري از آنها شبيه رفتارهاي الگوي زرگسال در فيلم بودند . در بسياري از موارد ، اظهارات کودکان به اظهارات الگو شبيه بودند . پسرها از دخترها ، پرخاشگري بسيار بيشتري را نشان دادند .
تا اينجا ، اين نتايج ، نظريه تقليد تعميم يافته را رد نمي کند ، ولي بندورا معتقد است که اين نظريه ، دو يافته ديگر را نمي تواند توجيه کند . اول ؛ پيامدهاي الگو آثار مختلفي را برجاي گذاشتند ؛ کودکاني که ديدند الگو تنبيه مي شود ، از کودکان دو گروه ديگر ، تقليد کمتري را نشان دادند . طبق نظريه بندورا ، نظريه تقليد تعميم يافته مي گويد : کودکان ( بزرگسالان ) از ديگران تقليد مي کنند ، چون تقليد در گذشته تقويت شده است ؛ اما در اين باره که چگونه تقويت يا تنبيه الگو بايد يادگيرنده را تحت تاثير قرار دهد ، چيزي نمي گويد . دوم در مرحله آخر آزمايش بندورا ، آزمايشگر به کودک مي گفت که اگر از رفتار الگو در فيلم تقليد کند ، به او پاداش خواهد داد . با وجود اين مشوق ، کودکان هر سه گروه به طور مساوي مقدار زيادي رفتار پرخاشگرانه نشان دادند . بندورا نتيجه گرفت که تقويت براي يادگيري رفتارهاي جديد از طريق مشاهده ، ضروري نيست ، ولي انتظار تقويت براي عملکرد اين رفتارهاي جديد ضروري است . به اعتقاد بندورا نظريه هاي تقليد تعميم يافته ، درباره فرق گذاري بين يادگيري و عملکرد رفتارهاي تقليدي ، اطلاعاتي را در اختيار نمي گذارد .
قبل از تصميم گيري درباره اين که آيا انتقادهاي بندورا از نظريه تقليد تعميم يافته موجه است يا خير ، اجازه دهيد نظريه اي را که وي به جاي آن مطرح کرد ، بررسي کنيم . نظريه بندورا ( 1969، 1977) را مي توان با اطمينان يک نظريه شناختي دانست ، زيرا چندين فرايند را مطرح مي سازد که نمي توان آنها را در رفتار فرد مشاهده کرد . اين نظريه اعلام مي دارد چهار عامل که تعيين مي کنند آيا رفتار تقليدي رخ خواهد داد يا نه ، وجود دارند :
1- فرايند هاي توجه1 . اگر قرار باشد که تقليد رخ دهد ، يادگيرنده بايد به ويژگي هاي مناسب رفتار الگو توجه کند ممکن است يک دختر بچه ، مادرش را هنگام آماده کردن يک کاسه برگه ذرت برشته نگاه کند اما اگر وي به اين که مادرش شکر را از کجا آورد و چه مقدار از آن را در کاسه ريخت ، توجه نکند ، ممکن است در تلاش خود براي تقليد از اين رفتار ، نا موفق باشد .
2- فرايند هاي يادداري1 . اگر قرار باشد که بعداً تقليد رخ دهد ، بديهي است که فرد بايد اطلاعاتي را از طريق مشاهده کسب کرده است ، به خاطر بسپارد . بندورا مي گويد : در اينجا مرور ذهني مي تواند با اهميت باشد . بنابراين ،ممکن است دختر بچه به خودش بگويد : ” اول برگه ذرت ،بعد شير و بعد شکر . ” توجه داشته باشيد که اين اطلاعات کاملاً به صورت انتزاعي گفته مي شوند ، و بندورا فرض مي کند که برخي از اين نوع انتزاع ها ، در واقع همه آن چيزي است که بعداً يادآوري مي شود . بنابراين ، ممکن است کودک دقيقاً به خاطر نياورد که شير درکجاي يخچال بوده ، يا دقيقاً مادرش کاسه را در کجاي ميز قرار داده است ، ولي معمولاً اين اطلاعات خاص ، براي تقليد موفقيت آميز ضروري نيستند .
3- فرايندهاي توليدي حرکتي2 . فرض بندورا درباره آنچه بعد از يک دوره يادگيري مشاهده اي در حافظه نگهداري مي شود ، با مطالعاتي را که نشان مي دهند در طول مدت شرطي سازي کنشگر ، نوع مشابهي از يادگيري ” انتزاعي ” صورت مي گيرد ، مطابقت دارد . اين مطالعات اعلام مي دارند که تقويت کاري بيش از نيرومند سازي مجموعه خاصي از حرکتهاي عضلاني انجام مي دهد ؛ تقويت ، کل پاسخهايي را که اثر مشابهي دارند ، نيرومند مي سازد (مثل فشردن اهرم که آزمودني را به طرف جعبه هدف مي برد ). در حالي که احتمال يادگيري پاسخ هاي مشابه از طريق مشاهده وجود دارد ، اين نيز درست است که در طول جريان پاسخ هاي تقليد ، لازم است که پاسخ هاي عضلاني خاصي رخ دهند . به عبارت ديگر ، فرد بايد بتواند برخي از دانش هاي عمومي ( مثل ” کاسه را روي ميز بگذار” ، ” مقداري غله در آن بريز ” ) را به الگوي هماهنگ حرکت هاي عضلاني ، تبديل کند . در مثال هاي کودکاني که برگه ذرت آماده مي کند يا عروسک بوبو را کتک مي زنند ، اين انتقال دانش به عمل ، مشکلي را ايجاد نمي کند ، زيرا اين کودکان از پيش مهارت هاي حرکتي لازم را دارا هستند ( مثل نگهداشتن اشيا ، لگد زدن ، مشت زدن و غيره) . ولي در موارد ديگري از يادگيري مشاهده اي ، اين فرايندهاي توليد حرکتي، مي توانند مصداق نداشته باشد . براي مثال ، ممکن است يک الگو زنجيره حرکت هاي لازم براي يک بازي تردستي با سه توپ را به آرامي و به صورت گام به گام نشان دهد و يادگيرنده نيز اين اطلاعات را به شکل انتزاعي به حافظه بسپارد( يعني ، او ممکن است بتواند زنجيره لازم را نام ببرد) ، ولي هنوز نتواند بدون تمرين زياد، حرکت هاي مناسب را توليد کند . به همين نحو ، تقليد رفتارهايي مثل معلق زدن ، فرود آوردن هواپيما ، يا خطاطي ، غير ممکن است ، زيرا مشاهده کننده ، فاقد مهارت هاي لازم براي آنهاست .
4- فرايندهاي تشويفي و انگيزشي . طبق نظر بندورا ، براي اينکه فرد توانايي انجام رفتارهاي جديد را داشته باشد ، سه فرايند اول ، همگي ضروري هستند ، اما اين توانايي بدون مشوق مناسب در رفتار يادگيرنده منعکس نخواهد شد . بندورا مي گويد : فرد بايد اين انتظار را که انجام رفتاري جديد ، نوعي تقويت را توليد خواهد کرد ، داشته باشد. آزمايش بندورا ، نمونه واضحي از نقش مشوق است . کودکاني که ديدند الگو به خاطر برخورد پرخاشگرانه اش را با بوبو تنبيه مي شود ، احتمالاً اين انتظار را که چنين رفتاري به پيامدهاي ناخوشايند خواهد انجاميد ، پرورش دادند . بنابراين ، از گروه هاي ديگر تقليد کمتري را نشان دادند . هنگامي که آزمايشگر با پيشنهاد تقويت به کودکان در صورت تقليد از الگو ، انتظارهاي آنان را تغيير داد، آنها به اندازه کودکان دو گروه ديگر تقليد را نشان دادند . اين نتايج نبايد شگفت آور باشند ، زيرا شبيه آزمايش ديگري نهفته تولمن و هونزيک هستند که در آن موشها فقط بعد از اينکه غذا در جعبه هدف موجود بود ، توانايي پيمودن بدون خطا در ماز را نشان دادند .
ارزيابي نظريه هاي تقليد
به طوري که ديديم ، بندورا اعلام داشت که نظريه تقليد تعميم يافته ، دو اشکال دارد که عبارتند از : (1) اين نظريه توضيح نمي دهد که چرا مشاهده کننده ها از يک الگوي تقويت شده ، راحت تر از الگوي تنبيه شده تقليد مي کنند ؛ و (2) اين نظريه ، بين يادگيري و عملکرد يک رفتار تقليدي فرق نمي گذارد . به نظر مازور ( 1989) ، اين انتقادها هر دو ضعيف هستند . درست است که نظريه تقليد تعميم يافته در ساده ترين شکل خود فقط مي گويد که پاسخ هاي تقليدي جديد به اين دليل رخ مي دهند که پاسخ هاي تقليدي مشابه در گذشته تقويت شده اند ، ولي اين نظريه قبل از اينکه بتواند پيش بيني خاصي بکند ، مطمئناً به جزئيات بيشتري نياز دارد . هر يک از کودکان ، بزرگسالان و حيوانات که همگي در گذشته ممکن است براي تقليد از ديگران تقويت شده باشند ، بعداً هر نوع رفتار ارگانيزمهايي را که مي بينند ، تقليد نمي کنند . چه موقعي مشاهده کننده از الگو تقليد مي کند و چه موقعي اين کار را نمي کند ؟ براساس آنچه ما از تعميم مي دانيم ، به نظر منطقي مي رسد اگرپيش بيني اختصاصي تر زير را بکنيم : تقليد هنگامي از احتمال وقوع بيشتري برخوردار است که موقعيت جاري شبيه موقعيت هايي باشد که مشاهده کنند در گذشته براي تقليد تقويت شده است . برعکس ، تقليد زماني از احتمال وقوع کمي برخوردار است که موقعيت جاري ، شبيه موقعيت هايي باشد که مشاهده کننده در آنها تنبيه شده است .
اکنون اجازه دهيد اين دو اصل را در مورد نتايج آزمايش بندورا به کار بريم . چرا کودکان غالباً نتوانسته اند از الگوي بزرگسالي که تنبيه شده بود ، تقليد کنند ؟ پاسخ موجه نظريه تقليد تعميم يافته اين است که کودکان در گذشته براي تقليد در موقعيت هاي مشابه تنبيه شده اند . براي مثال ، ممکن است پسري ديده باشد که خواهر بزرگترش بدون اجازه از يخچال بستني برداشته است و براي اين کار تنبيه شده است . بعداً ممکن است کودک همين رفتار را انجام داده باشد و به نتيجه يکساني رسيده باشد . بعد از چندين تجربه يادگيري از اين نوع ، اگر اين پسر مي بيند که الگو تنبيه مي شود و ياد گرفته باشد که از تقليد اجتناب ورزد ، پس شگفت آور نخواهد بود . به همين نحو ، هنگامي که الگو تقويت مي شود ، ممکن است پسر نيز ياد گرفته باشد که او

منبع تحقیق با موضوع تقليد، تقويت، يادگيري

ک دهان خود را باز مي کند و يا زبانش را بيرون مي آورد ، نمي تواند صورت خود را ببيند .
در واقع ، احتمالا اکثر کودکاني که توسط ملتزوف و مورمورد مطالعه قرار گرفتند ، هرگز صورت خود را در آيينه يا سطح منعکس کننده ديگر ، نديده بودند . با اينکه معلوم نيست چرا کودکان با اين استعداد متولد مي شوند ، آزمايشهاي ملتزوف و مور ، نمونه قانع کننده اي از وجود آن است .
به طوري که نقل قول ويليام جيمز نشان داد ، وي معتقد بود که حيوانات نيز قادر به يادگيري به وسيله تقليد هستند ، ولي قديمي ترين آزمايشهاي کنترل شده درباره اين موضوع ، از ادعاي ويليام جيمز حمايت نکردند . ثرندايک
( 1911) کوشيد تا تعيين کند که آيا حيوانات مي توانند در جعبه معما ، از طريق مشاهده ، پاسخ مناسب را ياد بگيرند يا خير. براي مثال، وي گربه بي تجربه اي را در يک قفس قرار مي دهد به طوري که بتواند گربه تربيت شده اي را که از جعبه معما مي گريخت و مقداري غذا در خارج از آن دريافت مي کرد ، ببيند . صرفنظر از تعداد کوششهاي اين گونه يادگيري مشاهده اي ، ثرندايک هيچ گونه شواهدي که نشان دهد گربه مشاهده کننده چيزي را ياد گرفته باشد ، پيدا نکرد . هنگامي که اين گربه در جعبه معما قرار داده مي شد ، بهتر از يک گربه بي تجربه عمل نمي کرد . ثرندايک با جوجه ها ، سگها و ميمونها ، به نتايج منفي مشابهي دست يافت و نتيجه گرفت که حيوانات نمي توانند به وسيله مشاهده ياد بگيرند . اين نتايج ، اعتقاد وي به قانون اثر را که مي گويد حيوانات به وسيله پاسخدهي فعالانه و تجربه کردن پيامدهايي که بعد از آن مي آيند ، ياد مي گيرند ، تقويت کردند .
شايد به خاطر نتايج ثرندايک ، آزمايشهاي نسبتاً کمي درباره يادگيري مشاهده اي با حيوانات انجام شده است ( حداقل در مقايسه با آزمايشهاي بي شمار شرطي سازي کلاسيک و کنشگر ) . با وجود اين ، براي نشان دادن اينکه نتيجه گيري ثرندايک نادرست بوده است ، بررسي هاي کافي انجام شده است . تکليف هاي يادگيري در اين مطالعات ، از نظر دشواري ، بسيار متنوع بوده اند و اگر سه طبقه يادگيري مشاهده اي را که ثرپ1 ( 1963 ) آن را مطرح کرده است در نظر بگيريم ، سودمند خواهد بود . ساده ترين طبقه ، تسهيل اجتماعي نام دارد که طي آن ، رفتار يک شخص ، موجب رفتار مشابه شخص ديگر مي شود ، ولي اين رفتار ، رفتاري است که از قبل در خزانه رفتاري تقليد کننده وجود داشته است . براي مثال ، ترنر ( 1964) جوجه هايي را که به تازگي از تخم درآمده بودند با يک ” مرغ ” ماشيني که به دانه هايي نوک مي زد که براي برخي از جوجه ها ، نارنجي و براي برخي ديگر سبز بودند ، مواجه ساخت . وي دريافت که جوجه ها به دانه هاي همرنگ ، دو برابر دانه هاي رنگ ديگر ، نوک زدند ( دانه ها به زمين چسبيده بودند ، به طوري که پاسخ نوک زدن جوجه ها با خوردن غذا تقويت نمي شد ).
علت اينکه به اين نوع تقليد ، تسهيل اجتماعي مي گويند اين است که جوجه ها از پيش نوک زدن را مي دانستند . به همين نحو ، ويرويکا1 (1978) گربه هاي مادر را براي خوردن غذاهاي غيرعادي تربيت کرد ( مثل موز و پوره سيب زميني ) و بچه گربه ها نيز شروع به خوردن همين غذاها کردند .
دومين طبقه يادگيري مشاهده اي ثرپ ، تقويت موضعي است که طي آن ، رفتار يک الگو توجه يادگيرنده را به موضوع يا مکان خاصي در محيط ، هدايت مي کند . در نتيجه ، پاسخي که ممکن است به صورت ديگر از طريق کوشش و خطا آموخته شود ، سريعتر فراگيري مي شود . براي مثال ، واردن2 ، فجلد3 ، و کوچ4 (1940) به چند ميمون ياد دادند که با دادن پاسخ هايي مثل کشيدن يک زنجير ، تقويت کننده هاي غذا را به دست آورند . سپس يک ميمون آموزش نديده را در محفظه آزمايش مشابهي در کنار محفظه ميمون آموزش ديده قرار دادند . اين پژوهشگران ، موارد متعددي را ثبت کردند که در آنها ميمون آموزش نديده ، ميمون ديگر را که پاسخ لازم را مي داد ، مشاهده
مي کرد و فوراً از آن تقليد مي نمود . از آنجايي که پاسخ هاي تقويت شده ، شبيه پاسخ هايي بودند که ثرندايک آنها را در جعبه معماي خود بررسي کرده بود ، ميمون هاي آموزش نديده ، احتمالاً سرانجام به وسيله کوشش و خطا پاسخ ها را ياد مي گرفتند ، اما يادگيري آنها با ديدن رفتار ميمون ديگري که با تجربه تر بود ، شتاب گرفته بود .
سومين طبقه تقليد ثرپ ، که وي آن را تقليد واقعي ناميد ، آشکارا از تقويت موضوعي قابل تشخيص نيست ، ولي اين مورد به تقليد الگوي رفتاري اشاره دارد که براي گونه ها بسيار غيرعادي و بعيد است ، به طوري که به ندرت از طريق کوشش و خطا آموخته مي شود . کاواي (1965) ، چند مورد از تقليد واقعي را در گله ميمون هايي که در جزيره نزديک سواحل ژاپن زندگي مي کنند ، مشاهده کرده است . براي مثال ، هنگامي که دانه هاي گندم در طول ساحل ريخته مي شد ، ميمون ها آنها را دانه به دانه از لاي ماسه درمي آوردند و مي خوردند . ولي يکي از ميمون ها ياد گرفت که با برداشتن مشتي از مخلوط گندم و ماسه و ريختن آن به داخل آب ، گندم را از ماسه به نحو مطلوب تري جدا کند . ماسه در آب فرو مي رفت و گندم روي آب مي ماند ، بنابراين ، ميمون مي توانست آن را به راحتي جمع کند . بسياري از ميمون ها گله فورا ًاز اين رفتار تقليد کردند . کاواي گزارش داد که چند رفتار جديد ديگر سريعاً در بين گله ، در نتيجه يادگيري مشاهده اي شايع شد که از جمله آنها شستن ماسه هاي چسبيده به سيب زميني و آبتني در اقيانوس بودند.
( که ميمون ها تا زماني که يک ميمون پيشگام اين فعاليت ها را شروع نکرده بود ، آنها را انجام نمي دادند )
موارد تقليد واقعي مستند در حيوانات غير از نخستي ها ، نادر است ، اما شواهد حکايتي گزارش شده توسط فيشرو هايند (1949) به نظر کاملا متقاعد کننده مي رسد . در سال 1921، ساکنان دهکده اي در جنوب انگلستان گزارش دادند که برخي از پرندگان ، با سوراخ کردن درپوش بطريهاي شير که روي پله هاي درخانه ها قرار داشتند ، شير مي خوردند . طي مدت چند سال ، اين رفتار در سراسر انگلستان ، ايرلند ، ويلز و اسکاتلند شيوع يافت و در چند گونه از پرندگان مختلف مشاهده شد . از آنجايي که به نظر بي معني مي رسد اگر بگوييم که همه اين پرندگان ناگهان چنين رفتاري را توسط خودشان ياد گرفتند ، پس اين رفتار بايد از طريق يادگيري مشاهده اي فراگيري و منتقل شده باشد .
ما ديديم که توانايي يادگيري از طريق مشاهده ، بي ترديد منحصر به انسانهاست و گرايش به تقليد رفتار ديگران را مي توان در سنين بسيار پايين ، و در بسياري از گونه ها مشاهده کرد . بنابراين ، به نظر مي رسد که در اظهارات روان شناسان اوليه ، مبني بر اينکه گرايش به تقليد ، غريزي است ، واقعيتهاي وجود داشته باشد . اما مشکل گزارش آنها اين است که چيزي درباره اينکه ، چه موقع تقليد رخ مي دهد و چه وقت رخ نمي دهد ، در اختيار ما نمي گذارد . نظريه هاي جديدتر تقليد کوشيده اند تا به اين سوال پاسخ دهند تقليد به عنوان يک پاسخ کنشگر
ميلر و دلارد ( 1941) در کتاب مشهوري بيان داشتند که يادگيري مشاهده اي ، نوع ديگري از يادگيري ( غير از شرطي سازي کلاسيک و کنشگر ) نيست ، بلکه صرفا نوع خاصي از شرطي سازي کنشگر است . مي دانيم که محرکهاي تميزي نقش مهمي را در شرطي سازي کنشگر ، هم در داخل و هم در خارج آزمايشگاه ايفا مي کنند . براي مثال ، يک حيوان آزمايشگاهي مي تواند در حضور نور قرمز ، يک پاسخ ، در حضور نور سبز ، پاسخي ديگر ،و در حضور نور زرد باز هم پاسخ ديگري بدهد ( ما نيز به هنگام رانندگي ، پاسخهاي متفاوتي را به اين سه محرک يادگرفته ايم ) . طبق نظر ميلر و دلارد ، يادگيري مشاهده اي مستلزم موقعيتهايي است که محرک تميزي ، رفتار شخص ديگر باشد ، و پاسخ مناسبي که تازه رخ مي دهد ، شبيه رفتاري باشد که مشاهده کننده آن را انجام مي دهد .
يکي از آزمايشهاي بسيار ميلر و دلارد ، رويکرد آنها را نشان مي دهد . در اين آزمايش ، کودکان کلاس اول به صورت جفتي شرکت داشتند ، به طوري که يک کودک ” رهبر ” و ديگري ” يادگيرنده ” بود . در هر چند کوشش ، اين دو کودک وارد اتاقي مي شدند که دو صندلي با جعبه بزرگي روي هر يک از آنها وجود داشت . به کودک رهبر از پيش آموزش داده بودند که به طرف يکي از دو جعبه که ممکن بود در آن شکلاتي وجود داشته باشد ، برود . يادگيرنده مي توانست ببيند که رهبر به کجا مي رود ، ولي نمي توانست ببيند که آيا او شکلات به دست مي آورد يا نه . سپس ، نوبت يادگيرنده مي شد که به طرف يکي دو جعبه برود ، جايي که وي ممکن بود شکلاتي را به دست بياورد و يا به دست نياورد . نيمي از يادگيرنده ها در گروه تقليد بودند و اگر آنها همان انتخاب رهبر رامي کردند ، تقويت مي شدند . يادگيرنده هاي ديگر ، در گروه بدون تقليد بودند ، که اگر انتخاب آنها مخالف با انتخاب رهبر بود ، تقويت را به دست مي آوردند .
نتايج اين آزمايش ساده ، تعجب آور نبود : بعد از چند کوشش ، کودکان گروه تقليد ، همواره پاسخ رهبر را کپي کردند ، و کودکان گروه بدون تقليد ، همواره پاسخ مخالف دادند . ميلر و دلارد نتيجه گيري کردند که تقليد مانند هر پاسخ کنشگر ديگر ، زماني رخ مي دهد که فرد براي تقليد ، تقويت شده باشد . برعکس ، تقليد نکردن هنگامي واقع مي شود که تقليد نکردن ، تقويت شده باشد . در هر دو مورد ، رفتار شخص ديگر ، محرکي تميزي است که نشان مي دهد چه پاسخي مناسب است . پس ، طبق ديدگاه ميلر و دلارد ، يادگيري تقليد بخوبي با وابستگي سه اصطلاحي اسکينري متناسب است : محرک تميزي ، پاسخ ، و تقويت . بنابراين ، لازم نيست گفته شود که يادگيري مشاهده اي ، طبقه جداگانه اي از يادگيري است که با شرطي سازي کنشگر فرق دارد.
تقليد به عنوان پاسخ کنشگر تعميم يافته
به طوري که بندورا ( 1969) اشاره کرده است ، تحليل ميلر و دلارد از تقليد ، تنها در مواردي کاربرد دارد که در آنها يادگيرنده (1) رفتار يک الگو را مشاهده مي کند ، (2) فورا پاسخ وي را کپي مي کند ، و (3) تقويت دريافت مي دارد . بسياري از موارد تقليد روزمره از اين الگو پيروي نمي کنند . براي مثال ، دختر را در نظر بگيريد که مادرش را هنگام آماده کردن يک کاسه برگه ذرت برشته ، نگاه مي کند : مادر کاسه را از کابينت آشپزخانه در مي آورد ، برگه هاي ذرت را در آن مي ريزد ، و سپس شير و شکر به آن اضافه مي کند . روز بعد ، هنگامي که مادر در آشپزخانه نيست ، ممکن است کودک تصميم بگيرد يک کاسه برگه ذرت براي خودش درست کند و امکان دارد اين کار را با موفقيت انجام دهد . در اينجا ما نمونه اي از تقليد را داريم ، نمونه اي از يادگيري توسط مشاهده ، اما توجه کنيد که اگر دختر قبلا هرگز اين زنجيره رفتاري را انجام نداده باشد ، معلوم است که نمي تواند براي آن تقويت شود . بنابراين ، اين مثال موردي از يادگيري بدون تمرين قبلي پاسخ ، و بدون تقويت را نشان مي دهد . درست همان گونه که اصل تقويت نمي تواند توضيح دهد که چرا يک موش اولين اهرم فشاري را انجام مي دهد ( قبل از دريافت هر گونه تقويت کننده براي اين کار )، همين طور نمي تواند اولين وقوع پاسخ آموخته شده توسط مشاهده را توضيح دهد . در واقع ، جمله آخر کاملا درست نيست ، بنابراين ، اجازه دهيد آن را ارزيابي کنيم . با اينکه اصل تقويت به تنهايي نمي تواند اولين وقوع هر نوع پاسخي را توجيه کند ، اگر ما مفهوم تقويت را به حساب آوريم ، اين اصل مي تواند مواردي از رفتارهاي جديد را توجيه کند ؛ يعني ، ممکن است برخي از پاسخهاي جديد ، چيزي بيش از انواع پاسخهاي مشابهي که در گذشته تقويت شده اند ، نباشند . قبلا ديديم که تقويت کردن يک پاسخ مي تواند وظيفه نيرومند ساختن کل طبقه پاسخهاي مشابه را

دانلود پایان نامه های ارشد رشته صنایع – تحلیل سیستم ها – سیستم های اقتصادی اجتماعی – مهندسی مالی – متن کامل فرمت ورد – دانلود رایگان – امکان دریافت رایگان (معاوضه با پایان نامه شما)