پایان نامه با کلید واژه حداکثرسازی سود

مکرر، تکنولوژی و یا حتی پایگاه داده سریع التغییر، حتی آب و هوای متغیر و گاهی غیرقابل پیش بینی که پیشاپیش نمیتوان برای آنها الگوهایی تعیین کرد، موجب پویایی محیط میشوند)، پیچیدگی(محیط یک سازمان میتواند شامل طیفی از سازمانهای ساده تا پیچیده باشد. اگر بتوان محیط را به اجزای به آسانی قابل درک، تقسیم کرد با محیط ساده مواجهیم)، تنوع بازار(یک سازمان میتواند بازاری یکپارچه تا متنوع را داشته باشد)، خصومت(محیط یک سازمان می تواند خصمانه یا سخاوتمندانه باشد. خصومت تحت تاثیر رقابت، روابط سازمان با اتحادیه ها، دولت و سایر گروههای خارج از خود و نیز دردسترس بودن منابع میباشد). آخرین مکتب مدیریت استراتژیک یعنی مکتب ترکیب بندی(که تنها مکتبی است که در زیرمجموعه پارادایم تلفیقی قرار میگیرد)، درواقع ترکیبی از سایر مکاتب است. درین مکتب، شکل گیری استراتژی بعنوان فرآیند تغییر و دگرگونی مطرح میشود. فرضهای اصلی مکتب ترکیب بندی که شامل فرضهای مکاتب دیگر(البته با بازنگری آنها) و موجب فراگیری و تمایز این مکتب نسبت به مکاتب دیگر میشوند به شرح ذیل میباشند: امکان تشریح یک سازمان برحسب نوعی ترکیب ثابت از ویژگیهای آن در اغلب اوقات(در این حالت، سازمان شکل خاصی از ساختار را به خود میگیرد و لذا موجب رفتارهای خاصی میشود که این رفتارها، مجموعه خاصی از استراتژیها را بوجود می آورند)، امکان ایجاد وقفه در ثبات مورد اشاره در اثر فرآیندهای تغییر و دگرگونی(جهش عظیم به وضعیتی دیگر)، امکان بدست آمدن تدریجی الگویی از این حالات متوالی ترکیب و تغییر(مثلاً به شکل چرخه های سازمانی)، امکان مدیریت استراتژیک با شناسایی نیاز به تغییر یا ثبات. بنابراین برای مدیریت استراتژیک باید زمان و متن مناسب برای بکارگیری هر یک از مکاتب دیگر را تشخیص داد و استراتژیهای حاصل به شکل طرح یا الگو، وضعیت یا دورنما و یا تدابیر و ترفندهای دیگر در می آیند که هریک در زمان خاص خود ظاهر میشوند و با موقعیت خاص خود منطبق میگردند(احمدی و دیگران، ۱۳۸۹؛ احمدپور داریانی، ۱۳۸۸). در شکل۲-۳ با کمک نقاط مرجع استراتژیک، این مکاتب تقسیم بندی میشوند و راهی برای انتخاب مکتب مناسب بدست میدهند. باید توجه داشت که

غیر قابل پیشگویی، گیج کننده
قابل کنترل، قابل فهم
محیط خارجی
منطقی
طبیعی
فرآیندهای داخلی به مثابه پدیده ای
مکتب محیطی :
تدوین استراتژی بعنوانن یک فرآیند واکنشی
مکتب موقعیت یابی : تدوین استراتژی بعنوان یک فرآیند تحلیلی
مکتب برنامه ریزی : تدوین استراتژی بعنوان یک فرآیند رسمی
مکتب طراحی : تدوین استراتژی بعنوان یک فرآیند مفهومی

مکتب کارآفرینی : تدوین استراتژی بعنوان یک فرآیند تخیلی و بینشی
مکتب فرهنگی : تدوین استراتژی بعنوان یک فرآیند جمعی
مکتب ترکیب بندی : تدوین استراتژی بعنوان یک فرآیند تحول و دگرگونی
مکتب قدرت (کلان) : : تدوین استراتژی بعنوان یک فرآیند مذاکره

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مکتب شناختی : تدوین استراتژی بعنوان یک فرآیند ذهنی و فکری
مکتب یادگیری : تدوین استراتژی بعنوان یک فرآیند نوظهور
مکتب قدرت (خرد) : : تدوین استراتژی بعنوان یک فرآیند مذاکره

شکل ۲- ۳- تقسیم بندی مکاتب دهگانه استراتژی (احمدی و دیگران، ۱۳۸۹؛ احمدپور داریانی، ۱۳۸۸).

     لیست همه پایان نامه های دانلودی(فایل متن کامل) رشته مدیریت         

 

 
تقسیم بندیهای دیگری نیز برای مکاتب مدیریت استراتژیک، وجود دارند برای مثال، هابربرکو رایپل(۲۰۰۱) مکاتب راهبردی را در هفت گروه به این شرح دسته بندی کرده اند: ۱٫ چشم انداز محوری ۲٫ برنامه ریزی ۳٫ تصمیم- ترجیح ۴٫ فرایند ۵٫ سیاسی ۶٫ زیست بوم شناختی ۷٫ بی نظمی سازمانی. همچنین ویتینگتونرا میتوان پیشگام طبقه بندی مکاتب استراتژیک دانست. ویتینگتون(با توجه به چگونگی شکل گیری استراتژیها)، مجموعه نظریه های مطرح در حوزه راهبرد و استراتژی را ذیل مکاتب چهارگانه ای به نام سنتی(یا کلاسیک که بعنوان قدیمیترین و تأثیرگذارترین رویکرد، برمبنای برنامه‌ریزی عقلایی میباشد و شیوه‌ای است که بر کتابهای آموزشی مدیریت استراتژیک سیطره دارد)، تحولی(از استعاره تقدیرگرایی در حوزه زیست‌شناسی سرچشمه گرفته است، اما به جای قانون جنگل، نظام بازار را مبنای تحلیل استراتژی قرار داده است)، فرآیندی(یا رویکرد فراگردی، بر ماهیت پیچیده و ناکارآمد انسان تأکید کرده و به شیوه‌ای عمل‌گرایانه، استراتژی را متناسب‌سازی سازمان‌ با بازار میداند) و نظام مند(یا رویکرد سیستمی، با نگاهی نسبیت‌گرایانه، اهداف و ابزارهای استراتژی را بصورتی غیرقابل تفکیک با فرهنگ و قدرت سیستمهای اجتماعی محلی که استراتژی در آنجا شکل میگیرد، پیوسته میداند) معرفی میکند و نظریه پردازان مطرح را با ارایه دلایل کافی، ذیل هر یک از این مکاتب چهارگانه قرار میدهد(بنی اسد، رضا؛ ۱۳۹۱ و حاجی پور، بهمن و ناجی، ماجد؛ ۱۳۹۱). تفاوت این چهار رویکرد را میتوان درقالب دو محور بیان نمود؛ یکی پیامدهای استراتژی(با دو سر طیف حداکثرسازی سود و تکثرگرایی) و دیگری فرآیند شکل‌گیری استراتژی(با دو سر طیف برنامه ریزی شده و نوظهور). این دو بعد، چهار رویکرد را همانطور که در شکل ۲-۴ نشان داده شده است، از هم تفکیک میکنند(حاجی پور، بهمن و ناجی، ماجد؛ ۱۳۹۱). محور عمودی، طیفی است که در
تعمدی و اندیشیده شده
نحوه شکل گیری استراتژیها
کلاسیک
عقل گرا
فرآیندی
عمل گرا
سیستمی
نسبیت گرا
تحولی
تقدیر گرا
پیامدها
خودجوش و نوظهور
چندوجهی شدن و تکثرگرایی
حداکثر سازی سود

شکل۲-۴-رویکردها در شکل گیری استراتژی ها(حاجی پور، بهمن و ناجی، ماجد؛ ۱۳۹۱).
یکسوی آن هدفِ حداکثرسازی سود قراردارد و درسوی دیگر، نیل به چندین هدف بصورت همزمان مدنظر است. محور افقی به بررسی فرآیند میپردازد بطوریکه یکطرف محور، استراتژی را تعمدی، اندیشیده شده و محصول تحلیل و محاسبه تلقی میکند درحالیکه سوی دیگر، استراتژی را خودجوش و حاصل اتفاقات، ابهامات و اجبارها میداند. بطورخلاصه، این دو محور پاسخهای متفاوتی را به دو سؤال بنیادین ویتینگتون(یعنی استراتژی به چه کار می‌آید؟ و چگونه عمل میکند؟)، بیان میکنند. محل قرار گرفتن هریک از رویکردهای چهارگانه فوق، مفروضات اساسی آنها را آشکار میسازد. رویکردهای کلاسیک و تحولی، حداکثرسازی سود را، پیامد و درواقع هدف اصلی شکل‌گیری استراتژی میدانند، درحالیکه رویکردهای سیستمی و فرآیندی، چند وجهی(تکثرگرا) بوده و علاوه بر سود، گزینه‌های دیگری را نیز بعنوان پیامد و هدف استراتژی درنظر میگیرند. بررسی این رویکردها از منظر فرآیند شکل‌گیری استراتژی، زوجهای دیگری را شکل میدهند؛ درینجا رویکرد تحولی درکنار رویکرد فرآیندی، ظهور استراتژی را ناشی از فرآیندی میداند که شانس و آشفتگی بر آن سیطره دارد. در سوی دیگر، رویکردهای کلاسیک و سیستمی علیرغم اختلاف دیدگاه در مورد اهداف، دارای عقیده یکسانی در مورد این مسأله هستند که تنظیم استراتژی میتواند آگاهانه و تعمدی باشد. هر رویکرد پاسخهایی متفاوت به سؤالات محوری ویتینگتون در مورد چیستی استراتژی و چرایی(اهمیت) آن چیستی ارائه میکند. پاسخ رویکرد کلاسیک، چنانچه از آثار دانشمندان و نویسندگانی چون آنسوف و پورتر برمی‌آید، همان پاسخهای ارائه شده در کتابهای رایج آموزش مدیریت استراتژیک است. درین رویکرد، استراتژی محصول فراگردعقلائی تجزیه و تحلیل و محاسبات آگاهانه و برنامه‌ریزی شده است که بمنظور حداکثرسازی سود بلندمدت طراحی میشود. ازنظر این رویکرد درصورتیکه بتوان به اطلاعات دقیق دست یافت و استفاده از تکنیکهای مناسب را فراگرفت، هم محیط خارجی و هم محیط داخل سازمان، قابل پیش‌بینی است و میتوان استراتژی را در قالب برنامه‌هایی دقیق شکل داد. از دید کلاسیکها، برنامه خوب، برنامه‌ای است که محیط داخلی و خارجی سازمان را تحت کنترل قرار دهد. درین تجزیه و تحلیل عقلائی، ماهیت استراتژی و تصمیمات عینی مرتبط با آن هستند که در بلندمدت، موفقیت یا شکست سازمان را رقم میزنند. تحول‌گرایانی چون حنانو فریمنیا ویلیامسونبر این باورند که استراتژی در مفهوم کلاسیک آن(برنامه‌ریزی عقلایی آینده‌نگر) اغلب نامربوط و غیرعملی بنظر میرسد. زیرا محیط معمولاً ناآرام‌تر و نامطمئن‌تر از آن است که بتوان آنرا بصورتی‌ اثربخش پیش‌بینی کرد. تحول‌گرایان فرضِ «مدیر به عنوان استراتژیست» را به چالش میکشند و بر این باورند که ماهیت پویا، رقابتی و خصمانه بازار این مفهوم را در بردارد که بقاء بلندمدت، قابل برنامه‌ریزی نیست و تنها سازمانهایی دوام می‌آورند که بیاموزند چگونه استراتژیهای حداکثرسازی سود را دنبال کنند. کسب‌وکارها در فضایی شبیه به تحول در گونه‌های زیستی قرار دارند؛ بدین معنا که سازوکارهای رقابتی بازار، با بیرحمی تمام، مناسبترین کسب‌وکارها را برای بق
اء برمی‌گزینند و دیگرانی را که فاقد توان لازم برای تغییر، باسرعت کافی بمنظور دفاع از خود بوده‌اند، نابود میکنند. بنابراین، از نظرتحول‌گرایان، این بازار است که انتخابهای مهم و اساسی را انجام میدهد(و نه مدیران). استراتژیهای موفق، تنها زمانی پدیدار میشوند که فرآیند انتخاب طبیعی، قضاوت خود را انجام میدهد. تمام آنچه مدیران قادر به انجام آن هستند، صرفاً اطمینان از انطباق تاحد امکان با تقاضاهای روزانه محیط است. گرچه فرآیند‌گرایان نیز برآنند که برنامه‌ریزی بلندمدت، تاحد زیادی عبث و بیفایده است، اما سهم کمتری برای تقدیر و سرنوشت قائلند. از نظر آنها، مهمترین رمز ماندگاری، انطباق حداکثری با محیط نیست. فرآیندهای موجود در سازمانها و بازارها(چه برای تدوین استراتژی در رویکرد کلاسیک و چه برای بقاء در رویکرد تحولی) کامل و بی‌عیب نیستند. بنابرنظر سیرتو مارچ انسانها تفاوتهای زیادی در علائق، محدودیت درک و فهم، تمرکز بر خواسته‌ها و ‌دقت در انجام فعالیتها دارند. درنتیجه، امکان عمل براساس یک برنامه دقیق و محاسبه شده وجود ندارد. درهرحال برنامه تنظیم‌شده، هنگامیکه شرایط تغییر میکند، محکوم به فراموشی است(درواقع، استراتژی، بیشتر، از یک فرآیند عملیِ سعی و خطا، یادگیری و مصالحه حاصل میشود تا یک سری گامهای عقلائی مبتنی بر آینده). خیلی مهم نیست که استراتژیهای ظهوریافته کاملاً بهینه باشند چون فرآیند گزینشهای بازار کاملاً سهل‌انگارانه و بی‌دقتند(احتمالاً هیچکس از استراتژی بهینه خبری ندارد). بنابراین عدم موفقیت در طراحی و اجرای یک برنامه استراتژیک کامل و بی‌عیب، بندرت به عدم مزیت رقابتی مهمی منتج میشود. از منظر رویکرد سیستمی نیز، استراتژی دارای اهمیت است اما نه به آن اهمیتی که در تصور کلاسیکها است. نظریه‌پردازان رویکرد سیستمی نسبت به فرآیند‌گرایان، برای ظرفیت و استعداد انسانها در درک و اجرای برنامه‌های عقلایی سهم بیشتری قائلند. آنها نسبت به تحول‌گرایان نیز، در مورد تواناییشان برای تعریف استراتژی در مخالفت با فشارهای بازار خوش‌بین‌ترند. براساس تأکیدات گرانووتر بر ماهیت اجتماعی فعالیتهای
اقتصادی، رویکرد سیستمی بیان میکند که اهداف و فعالیتهای مربوط به اجرای استراتژی، مبتنی بر سیستم اجتماعی خاصی است که فرآیند تدوین استراتژی در آن بوقوع می‌پیوندد. استراتژیستها اغلب از قاعده حداکثرسازی سود، بصورت کاملاً آگاهانه و برنامه‌ریزی شده صرفنظر میکنند. ممکن است بافت اجتماعی به جز سود، برای آنها منافع دیگری مانند مباهات و تفاخر حرفه‌ای، قدرت مدیریتی و یا میهن پرستی را پررنگ کند. بنابراین، پیگیری این اهدافِ متفاوت، حتی با قربانی کردن حداکثرسازی سود، کاملاً عقلائی است، هر چند ممکن است این منطق اغلب پنهان و یا به شکل دیگری مطرح شود. این امکان وجود دارد که استراتژیها از قواعد مبتنی بر محاسبات عقلایی، مطرح در کتابهای آموزشی تخطی کنند، البته نه بخاطر ناتوانی سازمانها بلکه بخاطر مقبولیت کمتر چنین قواعدی در فرهنگی که آنها در آن مشغول به کارند و درعوض، این استراتژیهایِ غیر از حداکثرسازی سود، دارای اهمیت بیشتری هستند. دلیلی بر این گفته وجود ندارد که فقط فعالیتهای مربوط به حداکثرسازی سود(که درنتیجه فشارهای رقابتی بروز میکنند)، آنچنانکه تحول‌گرایان معتقدند، منتج به بقاء میشوند. چرا که بازارها هم فریبنده و هم قابل تغییر و دستکاری هستند. جوامع به جز عملکرد مالی، ضوابط و معیارهای دیگری نیز برای حمایت و پشتیبانی از کسب‌‌وکارها در نظر میگیرند. در نتیجه، رویکرد سیستمی بر این باور است که استراتژی، بازتاب سیستمهای اجتماعی خاصی است که استراتژیستها در آن فعالیت میکنند و منافعی که آنها در پی آن حرکت میکنند و قواعدی که بوسیله آنها بقاء ممکن میشود، توسط همان سیستمهای اجتماعی تعریف میشود. بطورخلاصه فرهنگ و شرایط کشوری که سازمان در آن فعالیت میکند، بر استراتژیهای آن سازمان مؤثرند. ویتینگتون سپس به تبیین و تحلیل دیدگاههای هر کدام از مکاتب چهارگانه فوق در مورد مفاهیم اصلی مدیریت همچون رهبری، تصمیم گیری، برنامه ریزی، نوآوری، متنوع سازی، بین مللی شدن، ساختار و تغییر میپردازد. اینکار، امکان بیشتری برای ارزیابی قوت هر نظریه فراهم میسازد. وی حتی سطح تحلیل را از شرکتها و روابط میان آنها به دولت منتقل میسازد و تاثیر انتخاب هر کدام از این رویکردها را در سیاستگذاری عمومی تشریح میکند(حاجی پور، بهمن و ناجی، ماجد؛ ۱۳۹۱).
بر مبنای هریک از پاردایمهای تجویزی و توصیفی، مدلهای فرآیندی گوناگونی نیز برای برنامه ریزی استراتژیک مطرح شده اند که در جدول۲-۱به برخی از آنها اشاره شده است(احمدی و دیگران، ۱۳۸۹). همچنین مدلهای جامعی چون مدل فیلیپس (هر واحد، آرمانها و ماموریت خود را بیان و استراتژیهای لازم برای رسیدن بدانها را مشخص می نماید. درنهایت پس از ارزیابی قبل از اجرای این استراتژیها در مواجهه با عوامل داخلی و خارجی شرکت، در صورتیکه استراتژیها در سنجش، مثبت ارزیابی گردند، برنامه ریزی برای اجرای آنها ادامه می یابد وگرنه اهداف طوری اصلاح میشوند که با امکانات شرکت، وضعیت بازار و شرایط محیطی تطابق حاصل نماید)، مدل کارت امتیازی متوازن(شاخصهای اندازه گیری خوب، بعنوان مزیت رقابتی سازمان محسوب میشوند و مجموعه شاخصها، کارت امتیازی متوازن نامیده میشود که ابزاری قوی برای تحلیل استراتژیک محسوب میگردد و در پی پوشش دادن تمامی
فعالیتهای کلیدی سازمان میباشد)، مدل برنامه ریزی بهبود عملکرد(فرآیندی که برای تجزیه و تحلیل و حل مشکلات بکار میرود و مدلی برای برنامه ریزی بلندمدت در شرایط محیطی پایدار میباشد) که میتوان آنها را مدلهای ترکیبی برای برنامه ریزی استراتژیک فرض نمود، در راستای تکمیل فرآیندهای برنامه ریزی و تدوین استراتژی مطرح شده اند(احمدی و دیگران، ۱۳۸۹؛ اکبری، سلطانی و ملکی، ۱۳۸۸).

پارادیم تجویزی
پارادیم توصیفی
عنوانِ مدل فرآیندی
مدل Apo، مدل جان تامسون، نمودار تجسمی، مدل ج. ارجنتی، مدل MIM، مدل گلوئیک، مدل هاکس، مدل تلفیقی پیرس و رابینسون، مدل برایسون، دیاگرام اهم، روش تحلیل شکاف، رویکرد پایه ای با تکیه بر خط مشی هاروارد و….
مدل ایگنور آنسوف، مدل هنری مینتزبرگ، مدل دیسون وبراین و….
جدول ۲-۱- انواع مدلهای فرآیندی برای برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک.
دیدگاههای مورد اشاره، ضمن اینکه وجود شکاف در زمینه برنامه ریزی برای جهان را تصریح مینمایند از سوی دیگر میتوانند برای ساخت مدلهای مناسب درین زمینه، راهگشا باشند. گرچه بخشی از این مدلها و رویکردها در سازمان ملل برای امر برنامه ریزی جهان، بکار میروند(برای نمونه میتوان به گزارش ساکس با عنوان سرمایه گذاری بر

منابع و ماخذ مقاله رادیو و تلویزیون

به ترتیب عبارتند از: فیلم و سریال، شوى تلویزیونى، مسابقات و سرگرمى، برنامه‏هاى ورزشى، خبر و تحلیل سیاسى، موسیقى و هنر و برنامه‏هاى علمى.
از میان بینندگان شبکه‏هاى ماهواره‏اى، ۴۰ درصد گفته‏اند در مقایسه با سال گذشته همانند قبل به تماشاى ماهواره مى‏پردازند. در حالى که ۲۸ درصد بیشتر از قبل و ۲۷ درصد کمتر از قبل ماهواره تماشا مى‏کنند.
در حالیکه بنابر نتایج این نظر سنجی شبکه های ماهواره ای بطور متوسط دارای ۴۲درصد بیننده در مراکز استان های کشور می باشد ، شبکه بی بی سی فارسی در پایان سال ۱۳۹۰ نتایج نظر سنجی مستقل خود را منتشر کرد که بر طبق آن بینندگان این شبکه ۲۸درصد بینندگان کل شبکه های ماهواره ای در کشور را تشکیل می دهد و مجموع بیننده ماهواره در کل ایران برابر با حدود ۴۰ درصد ایرانیان می باشد که نتایج حاصل از این دونظر سنجی با یکدیگر تطابق زیادی دارد( بی بی سی، ۱۳۹۰)
جدول ۱ مقایسه بیننده شبکههای ماهوارهای فارسی زبان و مهمترین دلائل رجوع به آنها در نظر سنجی مرکز تحقیقات صداوسیما
شبکه‏هاى ماهواره‏ى‏
زیاد و خیلى زیاد
کم و خیلى کم‏
اصلاً
مهم‏ترین دلیل رجوع‏
فارسى وان
۴۰
۱۶
۴۵
جذابیت، تنوع و سرگم‏کننده‏
من و تو
۳۲
۱۴
۵۴
تنوع، جذابیت و علمى بودن‏
بى.بى.سى فارسى‏
۲۹
۲۳
۴۹
اخبار صحیح و تحلیل سیاسى
VOA
14
14
72
اخبار صحیح و بیان واقعیت‏
MBCفارسى‏
۱۳
۱۴
۷۲
فیلم،تنوع،جذابیت و سرگرم‏کنندگى‏
مهم‏ترین دلایل کسانى که بیننده شبکه‏هاى ماهواره‏اى نیستند، عبارتند از: نداشتن ماهواره، نداشتن علاقه، آثار سوء و بدآموزى و عدم انطباق با فرهنگ ایرانى و نداشتن وقت.همچنین از نظر پاسخگویان، مهم‏ترین آسیب‏هاى ماهواره براى جوانان عبارتند از: بدآموزى، تضعیف اعتقادات دینى، انحرافهاى فکرى، و جذب جوانان به فرهنگ غربى.البته ۱۱ درصد پاسخگویان اظهار داشته‏اند برنامه‏هاى ماهواره براى جوانان ضررى ندارد.
در خصوص اثرات مثبت و منفى برنامه‏هاى ماهواره، پاسخگویان با گزینه‏هاى زیر موافق و کاملاً موافق هستند: گرایش جوانان به فرهنگ غربى را زیاد مى‏کند، گرایش به بى‏بند و بارى را در مردم زیاد مى‏کند، پایبندى مردم به دین را تضعیف مى‏کند، عامل بروز ناآرامى و اغتشاش در کشور است، روحیه مردم را شاد مى‏کند و اخبار واقعى از ایران را در اختیار مردم مى‏گذارد. ۵۱ درصد پاسخگویان با آزاد شدن ماهواره موافق و ۴۹ درصد مخالف هستند.
از نظر پاسخگویان اقدامات ذیل در کاهش تمایل مردم به تماشاى ماهواره در حد زیاد و خیلى زیاد مؤثر است: افزایش کیفیت، تنوع و جذابیت برنامه‏ها، توجه به نیازهاى مردم در تولید برنامه‏ها و تخصصى شدن شبکه‏هاى داخلى.
۷۰ درصد پاسخگویان مهم‏ترین اهداف شبکه‏هاى ماهواره‏اى را اهداف ضد فرهنگى، تضعیف دین و ایجاد اغتشاش در کشور دانسته‏اند. برخى مواردى که پاسخگویان ذکر کرده‏اند عبارتند از: گمراه کردن جوانان، تهاجم فرهنگى، تضعیف دین، اغتشاش در کشور، ترویج بى‏بندوبارى، منفعت مادى، انحراف اخلاقى، از بین بردن خانواده و از بین بردن اتحاد.

     لیست همه پایان نامه های دانلودی(فایل متن کامل) رشته مدیریت         

 

 
مهم‏ترین پیشنهاد پاسخگویان براى استفاده کمتر مردم از ماهواره عبارتست از: تنوع برنامه‏ها، توجه به کیفیت، توجه به شادى و سرگرمى، جذابیت و بیان واقعیت.
مقایسه نتایج نظرسنجی با نظر سنجی سال گذشته
میزان بینندگان ماهواره در شهرهاى مرکز استان در کشور نسبت به سال گذشته با افزایش ۸ درصدى از ۳۴ درصد به ۴۲ درصد رسیده است. هم‏چنین میزان کسانى که در حد زیاد علاقه‏مند به تماشاى برنامه‏هاى ماهواره هستند، با افزایش ۶ درصدى از ۲۸ درصد به ۳۳ درصد رسیده است و کسانى که اصلاً علاقه‏اى به تماشاى ماهواره ندارند با کاهش ۵ درصدى از ۴۰ درصد به ۳۵ درصد کاهش یافته است. در حال حاضر میزان رجوع به شبکه‏هاى ماهواره‏اى در شهرهاى مرکز استان با بینندگان ماهواره در شهر تهران برابرى مى‏کند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

افزایش جذابیت و تنوع برنامه‏هاى ماهواره‏
رویکرد فرهنگى شبکه‏هاى ماهواره‏اى در مقایسه با جذابیت کم برنامه‏هاى رسانه ملى، مهم‏ترین دلیل افزایش رویکرد مردم به ماهواره مى‏باشد. در حال حاضر در حدود ۷۰ شبکه فارسى ماهواره‏اى وجود دارد که پرمخاطب‏ترین آن‏ها، فارسى‏وان (نمایش فیلم) و شبکه من و تو (سرگرمى و تفریحى) مى‏باشد. ۲۳ درصد از کل پاسخگویان، بیننده فارسى وان و ۱۹ درصد، بیننده من و تو هستند. اگرچه شبکه بى.بى.سى فارسى با رویکرد سیاسى ۲۱ درصد بیننده دارد اما مهم‏ترین رویکرد مردم به ماهواره، برنامه‏هاى فرهنگى آن مى‏باشد. قابل توجه است که در حدود ۷۰ درصد پاسخگویان، برنامه‏هاى ماهواره را در بعد فرهنگى و دینى «مخرب» دانسته‏اند و باعث اغتشاشات سیاسى قلمداد کرده‏اند اما با این حال ۶۰ درصد اذعان داشته‏اند برنامه‏هاى ماهواره باعث شاد شدن روحیه مردم مى‏شود. یعنى: بییندگان ماهواره در غیاب برنامه‏هاى جذاب و متنوع در رسانه ملى به ناچار به سمت ماهواره سوق پیدا مى‏کنند.
نتایج این نظر سنجی که با توجه به غیرقانونی بودن نگهداری وتماشای ماهواره در کشور و خودسانسوری بخشی از پاسخ دهندگان بدلایل اخلاقی و احساس ناامنی باید آن را خوش‌بینانه در نظر گرفت این است که مخاطب ماهواره در کشور به‌شدت رو به افزایش است. این افزایش هم در بعد کمی رخ داده وظرف یکسال ۸درصد افزایش یافته است و هم در بعد کیفی رخ داده و از قشر متوسط و با توانایی مالی متوسط به بالا ساکن پایتخت کشور به ساکنین کل کشور تعمیم یافته است و موجب بروز گسست ارزش وهنجارهای دوگانه در جامعه می گردد.
چرا که اکثر مخاطبان با اطلاع از پیامدهای اخلاقی وسیاسی این رسانه اقدام به تماشای شبکه های ماهواره ای می نمایند بنابرین دارای یک نظام ارزشی دوگانه در نظر وعمل می باشند. نتیجه این روند فاصله کردن نظام رفتاری مخاطب با هنجارهای رسمی می باشد و بروز تناقضات رفتاری به فراگیرشدن ناهنجاری در جامعه می انجامد.
در صورتی که روند افزایش مخاطب شبکه‌های ماهواره‌ای که درسال گذشته هشت درصد افزایش یافته در سال جاری ادامه یابد، میزان مخاطب ماهواره در جامعه از ۴۲ درصد فعلی به بیش از۵۰ درصد یعنی اکثریت مردم می‌انجامد.
چگونه می توان با پدیده من وتو، MBC فارسی، فارسی ۱ و سایر شبکه های ماهواره ای در حال ظهور برخورد کرد آیا با ارسال پارازیت موضوع قابل حل است که اگر اینگونه بود شاهد رشد تصاعدی مخاطبان و اثرگذاری این شبکه ها نبودیم، به گونه ای که بنا برنظرسنجی رسمی مرکز تحقیقات سازمان. صداوسیما، بیننده ماهواره در سراسر کشور از مرز ۴۲ درصد عبور کرده است.
۲-۲-۱- انحصار و نفی فرصتهای رسانه ای
از سوی دیگر ظرفیت اجرایی، مالی و مدیریتی سازمان صدا و سیما نیز دارای محدودیت های طبیعی می باشد، اگرچه رفع تنگ نظری ها، با استفاده از هنرمندان و فیلمسازان توانا و بهبود شرایط مدیریت و فنی صدا و سیما بر توانمندی‌های این مجموعه عظیم قطعا خواهد افزود و فرصت بروز استعدادهای کارکنان این سازمان را فراهم می کند، اما نمی‌توان انتظار داشت در دنیای متنوع و متکثر کنونی به ازای تاسیس هر شبکه بیگانه، صدا و سیما شبکه تلویزیونی مشابهی را راه اندازی کند.
بنابر این به نظر می رسد تنها راه مقابله با موج جدید تهاجم تلویزیونی، شکستن انحصار در تلویزیون و گشودن مسیر حضور بخش خصوصی و مردمی در این عرصه است تا پتانسیل و ظرفیت به مراتب بیشتری از شرایط فعلی به ظرفیت محدود صدا و سیما برای تولید و پخش برنامه ها اضافه شود.

طبیعی است سیاست گذاری، مدیریت و کنترل تلویزیون خصوصی در داخل کشور، مزیت فراوانی به فضای کنونی که نظام هیچ گونه کنترل محتوایی بر شبکه های تلویزیونی ماهواره ای ندارد و این شبکه ها به ترویج انواع و اقسام ناهنجاری های اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی و دینی می پردازند، دارد و در صورت ورود بخش خصوصی به این عرصه بازوی دیگری در کنار سازمان صداو سیما در میدان ستیزه و تقابل فرهنگی ایجاد می‌شود که می‌تواند نیاز فزاینده و عطش فرهنگی جامعه به تنوع و تکثر در برنامه های تلویزیونی را بدون ایجاد بار مالی انسانی و ساختاری برطرف سازد.
در این راه با توجه به تصریح اصل ۴۴ قانون اساسی مبنی بر انحصار فعالیت سازمان صدا و سیما مستثنی شدن این سازمان از سیاست های کلی اصل ۴۴ )مقام رهبری،۱۳۸۴) که درخرداد سال ۱۳۸۴ توسط رهبر انقلاب ابلاغ شد و سایر انحصارات در بخش‌های اقتصادی را شکست.
یکی از مسیرهای تاسیس رادیو تلویزیون خصوصی در کشور، می‌تواند تهیه سیاست‌های کلی اصل ۴۴ در حوزه رسانه توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام و تایید و ابلاغ آن توسط رهبر انقلاب مشابه سایر سیاست های کلی می باشد.
اقدام دیگر تدوین و تقویت قانون تاسیس رادیو تلویزیون خصوصی توسط مجلس شورای اسلامی است تا بستر قانونی لازم را برای فعالیت در این عرصه فراهم آورد که در این مسیر تجربیات سایر کشورها به ویژه کشورهای مشابه نظیر افغانستان، پاکستان، مالزی و ترکیه که طی دو دهه اخیر این مسیر را پیموده اند بسیار راهگشا خواهد بود.
همزمان، پیشگام شدن نهادهای عمومی نظیر جهاد دانشگاهی، سازمان تبلیغات اسلامی، خبرگزار ی جمهوری اسلامی و سایر نهاد ها و بنیادهای مشابه در تاسیس شبکه های تلویزیونی خارج از صداوسیما یا واگذاری برخی از شبکه های موجود به این نهادها است که انحصار موجود در مدیریت رادیو و تلویزیون به نحوی تدریجی رفع گردد، تجربه موفق خبرگزاری‌های غیردولتی ایسنا، مهر و فارس که توسط نهادهای غیردولتی برای شکستن انحصار خبرگزاری‌های دولتی ایرنا و واحد مرکزی خبر انجام شد، می تواند الگوی تاسیس تلویزیون غیردولتی نیز باشد.
نکته مهم در این میان لزوم توجه به حفظ ابزارهای حاکمیتی برای مدیریت و کنترل شبکه های خصوصی است که در بخش پخش امواج و فرستنده های تلویزیونی می تواند کنترل حاکمیتی حفظ گردد تا زمینه نگرانی ها برای سوء استفاده از تلویزیون خصوصی علیه فرهنگ و امنیت ملی رفع گردد.
در این میان عدم مخالفت و مقاومت مدیران صدا و سیما در برابر ایجاد و فعالیت رادیو تلویزیون خصوصی یکی از ملزومات تسریع در پیمودن این مسیر است.
مدیران صدا و سیما نباید تاسیس تلویزیون خصوصی را تهدیدی برای خود و جایگاه این سازمان بدانند چرا که با توجه به پیشینه و امکانات مالی و فیزیکی صدا و سیما، این سازمان عملا رقیبی غیر قابل جایگزینی برای شبکه های تلویزیونی خصوصی خواهد بود. اما شکل گرفتن فضای رقابت و نوآوری می تواند موجب خلق فرصت ها، شناسایی نیروها و ایجاد نشاط در این عرصه شود که در بهبود عملکرد رسانه ملی نیز موثر خواهد بود.
در این شرایط، به نظر می رسد، پرداختن جدی به مقوله تاسیس تلویزیون خصوصی نه به عنوان یک ایده و آرزو بلکه به مثابه واقعیتی اجتناب ناپذیر در قرن ۲۱ که با حضور رسانه های نوین و دیجیتال نظیر تلویزیون اینترنتی و هزاران شبکه ماهواره ای تلویزیون عملا دوره انحصار در رسانه ها را خاتمه داده است، یک نیاز ضروری جامعه است.
بنابراین موضوع شکسته شدن انحصار در رادیو تلویزیون از مسائل امروز جامعه است که با توجه به تحولات تکنولوژیک و ورود شبکه های ماهواره ای و تلویزیونهای وب و همچنین تکثر دیدگاههای داخل کشور مورد توجه افکارعمومی وصاحب نظران می باشد.
۳-۱- مساله اصلی تحقیق
با گذشت بیش از سه دهه از تاسیس نظام جمهوری اسلامی، تبیین الگوی مطلوب نظام رادیو – تلویزیونی کشور تا کنون انجام نشده است.
تفسیر رسمی اصل ۴۴ قانون اساسی بر انحصار دولتی رادیو تلویزیون در کنار تعدادی دیگر از حوزه های اقتصادی تاکید دارد و بر این اساس نظام رسانه ای موجود در ایران بر اساس ساختار انحصار دولتی رادیو- تلویزیون، خبرگزاری‌های دولتی و عمومی و مطبوعات دولتی، عمومی و خصوصی شکل گرفته است، اما آیا این الگو تامین کننده نیازهای کشور و بهترین ساختار ممکن رسانه ای برای جمهوری اسلامی است؟
واقعیت آن است که هم اکنون نیازهای فراوانی در حوزه رسانه ها به ویژه در شاخه رسانه های دیداری- شنیداری وجود داردکه تاکنون به آن پاسخ داده نشده و منجر به بروز بسیاری از ناهنجاری ها به ویژه گسترش روزافزون مخاطب شبکه های ماهواره ای و استفاده از محصولات فرهنگی غیر مجاز شده است، این موضوع علاوه بر پیامدهای نامطلوب فرهنگی و اجتماعی و آثار زیان بار اخلاقی، دارای تاثیرات منفی فراوانی در سایر حوزه ها به ویژه عرصه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است.
به نظر می‌رسد، طراحی و تبیین الگوی رسانه های دیداری – شنیداری کشور ، متناسب با اهداف نظام جمهوری اسلامی و تامین‌کننده نیازهای کنونی جامعه یکی از ضرورت های امروز کشور باشد، که مساله اصلی این تحقیق می‌باشد. با توجه به وجود انحصار دولتی در بخش رادیو تلویزیون به نظر می‌رسد شکسته شدن این انحصار و امکان‌سنجی تاسیس رادیو تلویزیون غیردولتی، مهمترین بخش این الگو باشد که به صورت ویژه در این تحقیق مورد بررسی قرار می‌گیرد.
لازم به ذکر است فارغ از مباحث تئوریک و مبانی اسلامی
ال
گوی مذکور، تحولات اخیر در حوزه فن‌آوری و ظهور رادیو – تلویزیون دیجیتال و رادیو-تلویزیون وب و همچنین سهولت دسترسی به شبکه های ماهواره ای تداوم وضعیت موجود و حفظ انحصار دولتی در رسانه‌های دیداری- شنیداری را غیر ممکن کرده است و در صورت عدم توجه به تدبیر مناسب برای حل این مساله، خلأ موجود اجتماعی در حوزه رسانه، خود به نیازهای برآورده نشده در این حوزه پاسخ خواهد داد.
حفظ امنیت و منافع ملی در جوامع در حال گذار، منوط به توسعه همه جانبه، پایدار و موزون است. در این میان توسعه فرهنگی منوط به تعامل خرده‌فرهنگ‌های داخلی، دادوستد میان فرهنگ ملی ایرانی با دیگر فرهنگ‌ها، مدیریت چالش‌های فرهنگی موجود، بسط و توزیع کالاها و خدمات فرهنگی به سراسر کشور و استیفای حقوق فرهنگی شهروندان است. براساس این ضرورت، رادیو وتلویزیون باید قادر باشند به‌عنوان رسانه‌ای اثرگذار، چالش‌های فرهنگی موجود را مدیریت کنند.
با توجه به دیدگاههای گوناگون و شاید متضاد در مورد تاسیس و فعالیت شبکه های خصوصی به نظر می رسد، “قانون اساسی فقط تکلیف سازمان موجود رادیو و تلویزیون را معین کرده است اما نفی کننده رادیو – تلویزیون‌های خصوصی نیست “(محمدی۱۳۷۹) و جز در اصل ۴۴ که با سیاستهای کلی ابلاغ شده توسط رهبرانقلاب موانع مرتفع گردیده است، صراحتی در قانون اساسی جهت منع فعالیت بخشهای غیردولتی در حوزه رادیو-تلویزیون وجود ندارد.
بنابراین مساله اصلی تحقیق، یافتن الگوی کارآمد برای نظام رسانه‌ای دیداری وشنیداری کشور است، در طراحی این الگو بررسی مهمترین موضوع، بررسی ضرورت امکان ایجاد تکثر ساختاری در رادیو تلویزیون رسمی ایران می باشد.
۴-۱- پیشینه تحقیق
۱-۴-۱- سوابق داخلی:
اقتدارگرایی تلویزیون دولتی
محمدی(۱۳۷۹) در کتابی با عنوان سیمای اقتدارگرایی تلویزیون دولتی ایران ضرورت تاسیس تلویزیون خصوصی را مورد بررسی قرارداده وپیش نویس قانون تاسیس تلویزیون خصوصی را ارائه داده است.
لزوم راه اندازی تلویزیون خصوصی
نقبایی (۱۳۸۳) در رساله کارشناسی ارشد خود در رشته ارتباطات، لزوم راه اندازی تلویزیون خصوصی در ایران از نگاه اساتید ارتباطات را بررسی کرده است.
وی با جمع آوری اطلاعات میدانی از اساتید ارتباطات به این نتیجه رسیده است که:
اکثریت مطلق اساتید موافق با تدوین قانون خاص تلویزیون خصوصی،و موافق با محو شدن انحصار رسانه ای دولتی با پیدایش تکنولوژی نوین ،افزایش توجه مدیران و گردانندگان رسان