Category Archives: مقالات و پایان نامه ها

 شرایط ثبت نام تربیت معلم در کنکور

  • نداشتن تعهد خدمت و یا رابطه استخدامی یا به نهادها و سازمان های دولتی و غیردولتی،در آغاز تحصیل
  • دارا بودن حداکثر 22 سال تمام ،ضمن اینکه انجام خدمت سربازی یا سوابق کاری و موارد دیگر به هیچ وجه به سقف سنی افزوده نمی شود.*همواره برای بررسی این مورد باید آخرین نسخه دفترچه انتخاب رشته کنکور را مشاهده کزد.
  • بومی بودن (بومی استانی) داوطلب در رشته های اعلام شده آموزش و پرورش در استان محل پذیرش
  • مخترعان، مبتکران، برگزیدگان المپیادهای علمی، نخبگان علمی و مهارتی،در صورت کسب حد نصاب نمره علمی لازم در مصاحبه از امتیازات لازم برخوردار خواهند شد.
  • ادامه تحصیل آن دسته از دانش آموختگان بهره مند از امکانات دولتی از تحصیل رایگان مجدد در مقطع قبلی، در صورت ایفای تعهدات آموزش رایگان یا بازخرید تعهدات مربوطه بلامانع است.
  • کنکور
  • موفقیت در مصاحبه اختصاصی جهت ارزیابی توانمندی ها و تشخیص میزان قابلیت، انگیزه متقاضیان
  • ارائه تعهد عدم جابجایی ده ساله برون استانی در استانی که استخدام می شوند.
  • داشتن حداکثر 28 سال در بدو استخدام قطعی پس از فارغ التحصیل شدن
  • معمولا بنا به گفته ها ، باید انتخابتون برای این دانشگاه باید جزء 10 اولویت اولتون در انتخاب رشته باشه تا دعوت به مصاحبه بشین .
  • گر رتبه شما برای مصاحبه  کفایت کرد برای مصاحبه دعوت میشین و از جزوه استفاده میکنید باید که یک هفته معمولا قبل از مصاحبه بهتون اطلاع داده میشه تا مدارک لازم رو هم به هسته گزینش استانتون تحویل بدین . میتونید علاوه بر مدارک لازم که خواستن ، تقدیرنامه ها و کارت های عضویت تو بسیج و امثال این چیزها رو هم همراهتون ببرید .
  • اگر موقع تحویل مدارک اولیه تو هسته گزینش این لوح تقدیر و مدارک متفرقه رو قبول نکردن حتما در روز مصاحبه به همراه داشته باشید تا روز مصاحبتون تحویل بدین تا در پرونده درج بشه  .

تفاوت‌ طلای سفید و زرد

 

آنچه ما به عنوان طلا در ذهنمان است و می‌شناختیم طلا به رنگ انحصاری زرد است، اما با گذشت زمان و با تغییر سلیقه‌ها، رنگ این فلز گرانبها به رنگ سفید نیز تغییر داده شد. به طوری که در صنعت طلاسازی سرویس‌های طلای زرد و سفید همراه با یکدیگر عرضه شده تا جایی که گاه تقاضا برای طلای سفید از طلای زرد پیشی می‌گیرد.

تصویر تفاوت‌ طلای سفید و زرد

 

با این حال، برخی افراد بر این تصورند که طلای سفید همان پلاتین است و طلا بودن آن را زیر سوال می‌برند، اما حقیقت این است که طلای سفید با طلای زرد هیچ تفاوتی ندارد و هر دو طلاست. با این حال عیار طلای سفید کمتر از طلای زرد است، زیرا فلزاتی که برای طلای سفید به کار می‌رود با فلزاتی که برای طلای زرد به کار می‌رود تفاوت اساسی دارد.بالاترین درجه طلای سفید عیار 17 است که از ترکیب طلا و فلز پالادیم یا نقره ساخته و گاهی به آن پلاتین هم اضافه می‌شود. از آنجا که طلای سفید جلا و درخشندگی خود را بعد از مدتی از دست می‌دهد، یک لایه فلز رودیم روی سطح آن اضافه می‌کنند که باعث درخشندگی آن مثل پلاتین و نقره شود.مقیاس اندازه‌گیری طلای سفید هم مانند زرد، همان گرم است. خواص و ویژگی‌های طلای سفید به میزان فلزات و نسبت‌های به کار رفته در آن بستگی دارد. آلیاژهای مختلف طلای سفید برای اهداف مختلفی به کار می‌رود. مثلا آلیاژ نیکلی طلای سفید، سنگین و محکم است و برای درست کردن حلقه و زنجیر کاربرد دارد، در حالی که آلیاژ پالادیمی آن نرم و قابل انعطاف است و برای تولید جواهرات نگین‌دار ظریف به کار می‌رود.برای استحکام بخشیدن به طلای زرد ـ چون طلا فلزی نرم است ـ معمولا از مس استفاده می‌شود، اما برای طلای سفید از نقره استفاده می‌شود.

 

تفاوت پلاتین و طلای سفید

 

پلاتین یک عنصر فلزی خشک و شکننده است، با هیچ فلز دیگری در اثر ذوب شدن مخلوط نمی‌شود. یعنی با هیچ فلز دیگری عیار نمی‌شود. وزن خالص پلاتین 21.30 است. پلاتین سنگین‌تر از طلا است، در صورتی که ارزش قیمتی آن پایین‌تر از طلا بوده و علامت اختصاری آن (pt) است. طلای سفید در اثر حرارت دیدن سیاه می‌شود، ولی پلاتین سیاه نمی‌شود.

طلای سفید چیست؟

 

طلای سفید از آن جایی که مکمل الماس می باشد و همچنین خراش های آن مقاومت بیشتری دارد، اغلب برای حلقه های عروسی انتخاب می شود.

 

رنگ این طلا به دلیل آلیاژهایی که با آن مخلوط شده است، سفید می باشد.

 

بیشتر طلا های سفید با پالادیوم و نیکل مخلوط شده و در پایان برای داشتن روکشی روشن و براق با رودیوم پوشانده می شود.

 

با این حال، از آن جایی که نیکل باعث آلرژی می شود، از منگنز برای جایگزین آن استفاده می شود.

 

 

طلای زرد چیست؟

 

طلای زرد به رنگ خالص طلا و نسبتا نرم است.

 

زیورآلات طلای زردی که در حال حاضر در بازار موجود هستند، با آلیاژهای مختلف البته در مقدار های متفاوت مخلوط شده اند.

 

طلا زرد در عیارهای مختلف موجود است. طلا ۲۴ عیار به عنوان ۹۹٫۹۹ درصد طلای خالص همراه با درصد کمی آلیاژ برای ارائه سختی به طلا و جواهر در نظر گرفته می شود که معمولا با روی  و یا آلیاژ مس ترکیب می شود.

 

 

تفاوت بین طلای سفید و طلای زرد چیست؟

 

با توجه به افزایش محبوبیت نقره، تیتانیوم و پلاتین،در حال حاضر طلای سفید بیشتر از طلای زرد مورد تقاضا است.

 

نه تنها به دلیل این که با مد روز مطابقت دارد بلکه سخت تر از طلای زرد نیز می باشد و دارای سبکی مشابه با همتای زرد خود است.  تابلو طلا

 

با این حال، برخی از زیورآلات طلای سفید با نیکل مخلوط شده است که باعث آلرژی می شود و همچنین طلای سفید با رادیوم پوشش داده شده است ، بنابراین ممکن است به طور مداوم نیازمند صیقل دادن دوباره برای حفظ درخشش خود باشد.

 

از سوی دیگر طلای زرد، حاوی نیکل است و نسبتا بی خطر است، اما از آن جایی که به اندازه کافی سخت نیست، نسبت به خط و خراش حساس تر است.

 

بنابراین، جدا از تفاوت آشکارشان که رنگ آنهاست ، حالا روشن شد که آلیاژهایی که با آنها ترکیب شده اند نیز ویژگی های مختص به خود را تعیین می کنند و در نتیجه باعث می شوند که هر اثر هنری منحصر به فرد باشد. گل طلا

 

 

 

پس بطور خلاصه :

 

– بیشتر طلا های سفید با پالادیوم و نیکل مخلوط شده و در پایان برای داشتن روکشی روشن و براق با رودیوم پوشانده می شود. نه تنها به دلیل این که با مد روز مطابقت دارد بلکه سخت تر از طلای زرد نیز می باشد و دارای سبکی مشابه با همتای زرد خود است.

 

– زیورآلات طلای زردی که در حال حاضر در بازار موجود هستند، با آلیاژهای مختلف البته در مقدار های متفاوت مخلوط شده اند. از سوی دیگر طلای زرد، حاوی نیکل است و نسبتا بی خطر است، اما از آن جایی که به اندازه کافی سخت نیست، نسبت به خط و خراش حساس تر است.

 

طلا زرد و سفید چه تفاوتی با هم دارند؟

 

یکی از سوالات رایج در هنگام خرید طلا این است که چه تفاوتی میان طلای زرد و سفید وجود دارد. قبل از انتخاب خود اطلاعات لازم را در این زمینه کسب کنید! طلا زرد و سفید چه تفاوتی با هم دارند؟

 

شاید شما هم از آن دسته از تازه عروس‌ و دامادهایی هستید که دنبال خرید حلقه‌ی ازدواج هستند. این حلقه‌های زیبا علاوه بر طرح‌های متنوع دارای رنگ‌های متفاوتی نیز هستند که مشخص‌ترین آن‌ها طلای زرد و سفید است. شاید این سوال پیش آمده باشد که این طلاها چه تفاوتی از نظر قیمت، کیفیت و … با یکدیگر دارند؟ در این قسمت از زیبامون دات کام به بیان این تفاوت‌ها می‌پردازیم. با ما همراه باشید.

 

 

آلیاژ طلای سفید و زرد

 

طلای سفید که بیشتر برای حلقه‌های عروسی مورد استفاده قرار می‌گیرد از طلا، پالادیوم و روکش رادیوم ساخته می‌شود .

 

طلا خالص بسیار نرم است، اما برای اینکه فرم آن به هم نخورد، به آن مقداری مس و یا نقره اضافه می‌کنند . که هر چقدر مقدار مس آن بیشتر باشد طلا زردتر و هر چه نقره آن بیشتر باشد سفیدتر خواهد بود .

 

 

 

تفاوت بین طلای سفید و طلای زرد

 

بیشتر طلا‌های سفید با پالادیوم و نیکل مخلوط شده و در پایان برای داشتن روکشی روشن و براق با رادیوم پوشانده می‌شود. نه تنها به دلیل این که با مد روز مطابقت دارد بلکه سخت‌تر از طلای زرد می‌باشد و دارای سبکی مشابه با همتای زرد خود است .

 

زیورآلات طلای زردی که در حال حاضر در بازار موجود هستند، با آلیاژهای مختلف البته در مقدارهای متفاوت مخلوط شده‌اند. از سوی دیگر طلای زرد، حاوی نیکل است و نسبتا بی‌خطر بوده، اما از آن جایی که به اندازه کافی سخت نیست، نسبت به خط و خراش حساس‌تر است .

 

طلای سفید جلا و درخشندگی خود را بعد از مدتی از دست می‌دهد به همین دلیل برای اینکه آن ‌را سفیدتر نشان دهند، یک لایه فلز رادیوم روی سطح آن اضافه می‌کنند که باعث می‌شود درخشندگی‌ای مانند پلاتین و نقره (که ذاتا فلزات سفیدی هستند) داشته باشد.

 

آلیاژ نیکل موجود در طلای سفید، سنگین و محکم است و برای درست کردن حلقه و زنجیر کاربرد دارد، در حالی که آلیاژ پالادیم آن، نرم و قابل انعطاف است و برای تولید جواهرات نگین‌دار ظریف به کار می‌رود.

 

 

مقیاس اندازه‌گیری طلای زرد و سفید

 

مقیاس اندازه‌گیری طلای سفید نیز مانند طلای زرد، همان گرم است. خواص و ویژگی‌های طلای سفید به میزان فلزات و نسبت‌های به کار رفته در آن بستگی دارد. آلیاژهای مختلف طلای سفید برای اهداف مختلفی به کار می‌رود.

 

 

 

 

 

بانک زبان : آموزش زبان انگلیسی

بانک زبان با هدف آموزش هرچه ساده تر علاقه مندان به زبان انگلیسی و با هدف در دسترس قرار دادن بهترین منابع آموزش زبان انگلیسی از تابستان ۱۳۹۶ شکل گرفت. بانک زبان یکی از مجموعه های گروه تکنویاب که جزء بزرگ ترین و قوی ترین وبسایت های خبری در حوزه معرفی اخبار تکنولوژی می باشد بنا شده است

شما در بانک زبان می توانید هر عنوان آموزش انگلیسی را با هر میزان حجم فایل، صرفا با پرداخت هزینه بسیار پایین، دانلود و استفاده نمایید. همچنین امکان تهیه ی پستی کلیه محصولات آموزشی با هزینه مناسب برای همگان مقدور و ارسال کلیه محصولات آموزش زبان انگلیسی کاملا رایگان می باشد

لازم به توضیح می باشد بانک زبان با هدف ارتقای سطح روابط مردم ایران با عرضه برترین محصولات آموزش زبان انگلیسی دنیا، قصد آموزش زبان انگلیسی را همانند زبان مادری به شما دارد. با ما جهت ارتقاء مهارت های خود همراه باشید

طراحی بنر با کیفیت بالا قیمت مناسب

طراحی بنر با کیفیت بالا قیمت مناسب

شرکت دیبا سیستم آفاق با قیمت ارزان و کیفیت بالا بنر تبلیغاتی برای سایت طراحی میکند

طراحی بنر به 2 صورت بنر گیف و بنر ثابت ساخته میشود

بنر گیف و بنر ثابت در هر ابعاد ساخته میشود

جهت سفارش طراحی بنر به سایت ما مراجعه کنید

ثبت سفارش طراحی بنر

 

دانلود فیلم جدید با زیرنویس

فیلمستان دانلود فیلم با لینک مستقیم

دانلود فیلم بزرگسالان

دانلود فيلم ,دانلود سریال,دانلود فيلم اکسترنال,دانلود فیلم خارجی,دانلود فیلم ایرانی,دانلود فیلمهای خارجی,دانلود فیلم سه بعدی,دانلود فیلم سه بعدی,دانلود فیلمهای سه بعدی,دانلود فیلم سه بعدی ارزان,دانلود فیلم فول اچ دی,دانلود فیلمهای فول اچ دی,دانلود فیلم دایویکس,دانلود فیلم دوبله شده,دانلود فیلم عاشقانه,دانلود فیلم اکشن,دانلود فیلم رومانتیک,خرید فیلم,خرید فیلم و سریال,خرید سریال های خارجی,خرید فیلم های خارجی,دانلودگاه فیلم های خارجی,دانلودگاه سریال خارجی,دانلود فیلم های روز,دانلود فیلم های روز دنیا,دانلود فیلم های روز دنیا با زیرنویس,دانلود فیلم و سریال,دانلود فيلم خارجي,دانلود آرشیو فیلم,دانلود آرشیو سریال,دانلود آرشیو فیلم,دانلود فیلم بلوری,دانلود آرشیو سریال بر,دانلود آرشیو فیلم بلوری,دانلود آرشیو فیلم بر,دانلود فیلم mkv,دانلود فیلم دوبله,دانلود فیلم دوبله,دانلود فیلم دوبله بر,دانلود فیلم هندی,دانلود 250 فیلم برتر سایت IMDB,دانلود کنسرت

 

دانلود زیرنویس

 

فیلم

دانلود فیلم جدید

نمونه جستجو شده ها :

چگونه با گوشی فیلم دانلود کنیم

چگونه از گوگل فیلم دانلود کنیم

چگونه از سایت فیلم دانلود کنیم

چگونه با گوشی دانلود کنیم

چگونه با گوشی اندروید فیلم دانلود کنیم

چطوری میتونم ازگوگل فیلم دانلودکنم

چگونه سریع فیلم دانلود کنیم

چطورازاینترنت فیلم دانلودکنم

در موضوعات و دسته بندی های :

دانلود فیلم

فیلمستان (95)
بزرگسال (484)
بزرگسالان (70)
اکشن (632)
انیمیشن (148)
ایرانی (87)
ترسناک (557)
تخیلی (234)
جنگی (69)
جنایی (321)
درام (1,371)
خانوادگی (200)
فانتزی (152)
رازآلود (150)
رزمی (12)
کمدی (616)
عاشقانه (278)
ماجراجویی (243)
مستند (94)
وسترن (28)
ورزشی (52)
هیجانی (715)
هندی (210)
سریال ایرانی (6)
کشتی کج (21)
نمونه مطالب :
کانال تلگرام فیلمستان
دانلود فیلم Goran 2016

انتخاب مانتوی مناسب

تولیدی مانتو گل پوشان در سال 1366 به همت و تلاش آقای مرتضی علومی یکی از فعالان صنعت پوشاک ایران تاسیس گردیده و حالا بعد از گذشت نزدیک به سی سال از شروع فعالیت مانگوپ در مورد تولید مانتو، همیشه هدف ما، تلاش در مورد ارائه جنسا شیک و شایسته مشتریان گل پوش این مرز و بوم بوده و حالا جهت راحتی و جذب رضایت مشتریان، سایت مانگوپ رو تاسیس کرده و بخش کلی از سفارشات مانتو در سایت مانتو گل پوشان انجام می شه.

 

سیستم ثبت سفارش مانگوپ | مانتو گل پوشان 55577642 021 | 2584004 0930

مواردی که واسه انتخاب مانتو حتما باید در نظر بگیرین
رنگ، چیزی سلیقه ایست و ما بیشتر اوقات به سلیقهٔ خودمون بسنده کرده و به رمز و راز رنگ‌ها بی‌توجهی می‌کنیم. اما مرسده در این باره می‌گوید: «واقعیت اینه که در نظر گرفتن قوانین انتخاب رنگ مناسب واسه لباس، باعث میشه تا قشنگ‌تر و خوش هیکل‌تر به نظر بیاییم. یکی از این قوانین، انتخاب رنگ لباس، با توجه به رنگ پوسته.»

مانتوی مناسب واسه پوستهای تیره:
کسائی که پوست تیره دارن، معمولا دارای چشم و موهای مشکی یا قهوه‌ای تیره می‌باشن. این افراد باید لباسی رو انتخاب کنن که با رنگهای تیره مغایرت داشته باشه. این مغایرت چهره رو از یکنواختی بیرون آورده و باعث جذابیت بیشتر می‌شه. پیشنهادهایی واسه این گروه:

رنگهای مناسب: صورتی، سفید، خاکی، آبی ملایم، طوسی روشن.

رنگهای نامناسب: مشکی، قهوه‌ای تیره، فیروزه‌ای، سبز یشمی، قرمز تیره.

اگه رنگ پوست شما جزو این دستهه، از پوشیدن لباس با رنگهای گرم و تیره خودداری کنین. از آنجایی که رنگ مشکی و آبی تیره معمولا به عنوان لباس رسمی کار در نظر گرفته شده و نمیشه بطور کامل اونو کنار گذاشت، سعی کنین استفاده از اونا رو به کمه کم رسونده و فقط در صورت ضرورت از اونا استفاده کنین.

مانتوی مناسب واسه پوستهای روشن:
اینطور افراد معمولا موهایی بلوند و روشن داشته و رنگ چشم اونا سبز، آبی، طوسی یا قهوه‌ای روشنه. رنگ‌ایی مناسب این گروهه که با رنگ پوستشان اختلاف داشته باشه. پیشنهادهایی واسه این گروه:

رنگهای مناسب: آبی ملایم، قهوه‌ای، بژ، آبی سیر.

رنگهای نامناسب: قرمز، صورتی، نارنجی، زرد، ارغوانی و سفید.
در این گروه بطور کلی باید از رنگهای خشن و روشن استفاده نمود تا اختلاف کافی با رنگ پوست بوجود آید. استفاده رنگهای گرم اصلا پیشنهاد نمی‌شه.

مانتوی مناسب واسه پوستهای معمولی:
افرادی که رنگ پوستشان نه تیرهه نه روشن، می تونن تقریبا از هر رنگ لباسی استفاده کنن. از آنجاییکه هر دو رنگ روشن و تیره میتونه با اینطور رنگ پوست مغایرت داشته باشه، پس از هر دو رنگ میشه استفاده نمود. اما بهتره تا بالاپوشتون رو هماهنگ با رنگ چشمتون انتخاب کنین. پیشنهادهایی واسه این گروه:

رنگهای مناسب: بژ، آبی، سورمه‌ای، گندمی، مشکی، صورتی.

رنگهای نامناسب: مغز پسته‌ای، بنفش، قهوه‌ای تیره و قرمز.

تنها رنگهایی که در این گروه اصلا نباید بکاربرد، رنگهای نزدیک به رنگ پوسته. واسه مثال اگه رنگ پوست شما زیتونیه، از پوشیدن لباسهای زیتونی یا قهوه‌ای خودداری کنین.

مرسده بعنوان آخرین پیشنهاد‌اش می‌گوید: «پیشنهاد می‌کنم تا مانتوهای طرح‌دار و شلوغ رو، با شال یا روسری آسونٔ ابریشمی یا حریر ست کنین تا طراحی لباستون به چشم بیاد. همچنین اگه روسریتون طرح‌داره مانتو رو آسون انتخاب کنین.

انتخاب مانتو با توجه به اندام
یکی از چیزایی که باید در انتخاب مانتو به اون دقت کنین، اندام و قدتونه. انتخاب بلندی مانتو با قد شما رابطهٔ عکس داره، اگه قدتون کوتاهه سعی کنین از مانتوهای کوتاه دوری کنین. اما اگه قد بلندی داره، مانتوهایی که بلندیشان تا زانوی شماست برازنده هستش.
مرسده می‌گوید: «پیشنهاد من به خانوم‌ایی که ریز اندامند، مانتوهای فون، پیلی‌دار یا چین‌داره.»
همچنین به خانوم‌ایی که اضافه وزن دارن پیشنهاد می‌کنه که: «این دسته از خانوما بهتره مانتوهایی با برش راسته با قدی تا زیر زانو و با طرح‌های عمودی و ترکیب رنگهایی که تیره در اون غالب باشه، انتخاب کنن. در این صورت لاغر‌تر بنظر خواهند رسید.»

راهنمای انتخاب مانتو واسه خانوم‌های قد بلند:
لباسی که از بالا تا پایین تکرنگ باشه به دلیل اینکه خطی یکدست ایجاد می‌کنه، شما رو بلندتر نشون میده. انتخاب رنگی متفاوت واسه مانتو و شلوارتون، باعث می‌شه که قد شما به چند قسمت مختلف تقسیم و جدا بشه و پس کوتاهتر و متناسب‌تر دیده بشید.

پس به یاد داشته باشین هیچوقت مانتو و شلوار یه رنگ نپوشید و سعی کنین مانتو و شلوار و حتی کفشتون در چند رنگ متفاوت اما تو یه‌هارمونی انتخاب شه.

مانتوهای خیلی کوتاه هم پاها رو بلندتر از چیزی که هست نشون می ده پس از پوشیدن اینجور مدل‌ایی خودداری کنین.

هر مانتوی که خیلی گشاد و باد کرده باشه شما رو بزرگتر از اون چیزی که هستین نشون می ده.

مانتوهای زنانه کمردار تنگ شما رو خوش اندام و قشنگ نشون می ده.

مانتوی که به انحناها و برجستگی‌های بدن تاکید بیشتری بکنه، توجه رو از قد بلند دور می‌کنه و اندام شما رو متناسب‌تر نشون می ده.

راهنمای انتخاب مانتو واسه خانوم‌های ریز اندام و کوتاه قد:
مانتو های آسون‌ای که تنگ و قالب تن هستن، انتخاب کنین.

از پوشیدن مانتوهایی با دامن‌های خیلی گشاد و کلوش خودداری کنین.

مانتو، بارانی یا پالتویی انتخاب کنین که اندازه کوچیک و اندازه شما باشه.

اگه در انتخاب اندازه خود دقت نکنین، مجبورید شانه‌های بزرگ و آستین‌های بلند مانتوتون رو به خیاط بسپرید تا اونو اصلاح کنه.

مانتوهای خیلی بلند باعث می‌شه که کوتاهتر دیده شید.

یه مدل کوتاه تا روی زانو واسه شما خیلی مناسبه.

مانتویی که راه‌های عمودی باریکی داره، باعث ایجاد خطوط عمودی بیشتری روی لباس می‌شه و درنتیجه شما رو بلندتر نشون می ده، همچنین این مانتوها رسمی و کلاسیکه.

دقت کنین که دامن مانتوی شما تا روی زانو باشه که به بلندتر دیده شدن شما کمک می‌کنه.

از پوشیدن هر مانتویی که جعبه مثل یا خیلی گشاد باشه(که شما رو چاق و تپل نشون می ده) یا مدل‌های چروک خودداری کنین.

راهنمای انتخاب مانتو واسه خانوم‌های چاق و بزرگ اندام:
اندازه رو فراموش کنین و به دوخت مانتو توجه کنین.

هیچکی نمی دونه شما دقیقا چه اندازه مانتویی باید بپوشید، پس تلاش کنین تا خودشو در لباسی خیلی تنگ، در لباسی که متناسب اندام شما نیس، در فشار قرار ندید.

درعوض مانتو‌ایی رو انتخاب کنین که اندازه شما دوخته شده باشه و دوختش مناسب اندام شما باشه.

مانتو‌های کشی و استرچ و کمرهای کشی معمولا واسه زنان بزرگ اندام مناسب نیس.

سعی کنین خطوط افقی در مانتو‌تون نباشه، راه راه پارچه‌ها، نوارها و خطوط افقی شما رو چاقتر و عریض‌تر نشون می ده.

مانتو‌ایی رو بپوشید که خطوط و راه‌های عمودی دارن یا اصلا راه و خطی ندارن.

از پوشیدن مانتوهایی که جیب‌های بغل از رو داره، خودداری کنین مانتوهای خیلی کوتاه انتخاب نکنین و به دنبال مدل‌ایی باشین که شکاف‌های پهلو و جانبی دارن، چون این مدل‌ها علاوه بر افزایش شیکی و مد بودن، خیلی آسون شما در هنگام حرکت کمک می کنن.

مانتوهایی با دامن‌های کلوش یاA شکل بپوشید.

راهنمای انتخاب مانتو واسه خانوم‌ایی با شکم بزرگ:
از پوشیدن مانتو های کمردار جدا خودداری کنین. کمر باعث ایجاد جمع‌شدگی و چین در قسمت شکم می‌شه و دور شکم رو بزرگتر از اون چیزی که هست، نشون می ده. البته مانتوهای مدلWrap یا چپ و راست (مدلی که یه طرف لباس روی طرف دیگه پیچیده می‌شه) رو می تونید بپوشین. این مدل بالاتنه باعث می‌شه که سینه شما به دو قسمت جدا بشه و کمر مشخص‌تری ایجاد کنه، پس شکم شما کوچکتر به نظر می‌رسد.

به دنبال مانتو‌ های قالب تن راسته باشین که یه فرم یکدست مستقیم از شانه تا پایین پای شما ایجاد می‌کنه.

کلا جیب، پلیسه و چین در ناحیه پشت، جلو و پهلوی شکم باعث می‌شه که به قسمت میانی بدن شما بیشتر توجه بشه و شکم شما بزرگتر به نظر برسد.

مانتو گل پوشان

توجه به جنس مانتو
واسه انتخاب مانتو باید به جنس اون توجه زیادی داشته باشین واسه مثال مانتویی رو انتخاب کنین پش سر هم چروک نمی شه تا نیاز به اتو کردن نداشته باشه چون اتو کردن همیشگی لباس باعث پوسیده شدن سریع پارچه لباس می شه.


همچنین مانتویی رو انتخاب نکنین که خیلی زود پرز به خود گرفته و یا از خود پرز می دن چون در این صورت باید خیلی زود اونو کنار بذارین. پس بهتره پیش از این که مانتویی واسه خود بخرید باید با انواع جنس مانتو آشنا شید:

مانتویی از جنس پنبه: این نوع از مانتو بیشتر مناسب فصل گرما بوده و باعث می شه پش سر هم بوی عرق نده همینطور این جنس از مانتو به آسونی شسته می شن و لکه ایی که روی اونا ایجاد می شه از بین می روند. مانتوی جنس نخ تنها مشکلی که داره اینه که خیلی زود چروک شده و باید پش سر هم اتو زده شه و همین باعث می شه که مانتو خیلی سریع فرسوده شه.

مانتوای کتون: این نوع از مانتو هم دارای جنس مقاوم و کلفتی هستن که دارای درخشندگی بالایی هستن و می تونه انتخاب مناسبی واسه فصل پاییز و زمستون باشه.

مانتویی از جنس پشم: این جنس از مانتو خیلی گرم بوده و بهتره در فصل زمستون مورد استفاده بگیره الته باید بدونین که واسه محیط دانشگاه که سرپوشیدهه انتخاب مناسبی نیس.

(عمده فروشی مانتو)

مانتویی از جنس ویسکوز: این نوع جنس مانتو تهیه شده از الیاف مصنوعی هادی گرماست که جنس نرمی داشته ومناسب واسه فصل گرماست.

مانتویی از جنس نایلون: مانتویی با جنس نایلون هم از الیاف مصنوعی تهیه شده همراه با ترکیبی ازپنبهه که دارای مقاومت زیادیه در برابر ساییدگی یا کشیدگی و همچنین رطوبت کمی رو به خود جذب می کنه امکان نخ کش شدن اون زیاده.

جنس پلی استر: مانتوهایی که از جنس پلی استر هستن دارای الیاف مصنوعی بوده و اصلا چروک نمی شن، دارای ون کم و مقاومت خیلی بالایی دارن و همچنین خیلی آسون اتو می شن.
چه مدل مانتو انتخاب کنیم تا خوش تیپ تر باشیم
مانتو به عنوان یکی از پرکاربردترین لباسا که خانما با اون روزانه سر و کار دارن، نقش مهمی در کاربریای مختلف روزانه، لباس فرم، میهمانیا و مجالس اجرا می کنه.مدل مانتو

مانتوهایی که کاربری روزانه دارن و تکراری از اونا استفاده می شه باید به معنای واقعی تن خور مناسبی داشته باشه، دارای جیب بوده و از دکمها (به طور مثال 4 دکمه) یا زیپ خور مناسبی بهره برده باشه، دست وپاگیر نبوده و آخر از نظر رنگ هم مناسب باشه با بشه همه جا از اون استفاده کرد. همه این موارد باید در کنار زیبایی که به شما میده بتونه با نزدیک شدن فصل گرما، لباس مناسبی هم واسه بهار و تابستانتان باشه.

علاوه بر همه این موارد، چند تا نکته مهم دیگری هم در انتخاب مدل مانتو هست که به اندازه قد و ترکیب اندامی شما دارین بر می شه و به شما کمک می کنه تا ظاهرتون متناسب تر دیده شه. در ادامه مواردی که در این باره می تونن به انتخاب شما کمک کنن رو بررسی می کنیم.

مدل مانتو مناسب خانما و دختران ریزه و کوتاه قد:
یکی از رازهای قشنگ دیده شدن، تناسب در پوششه. اگه مانتویی بزرگ تر از سایزتون انتخاب کنین نه که بد هیکل دیده می شید بلکه باید اونو به تیغ خیاط بسپرید تا براتون اندازه کنه.

از پوشیدن مانتوهایی با دامنای خیلی گشاد و کلوش خودداری کنین.

مانتوهای خیلی بلند انتخاب نکنین چون که شما رو کوتاه تر نشون می دن. یه مدل کوتاه تا روی زانو واسه شما خیلی مناسبه.

راه های عمودی باریک روی مانتو باعث می شه بلندتر به نظر برسید. همچنین این مانتوها رسمی و سنتی هستن.

مدل مانتو واسه زنان قد بلند :
لباسی که از بالا تا پایین تکرنگ باشه به دلیل اینکه خطی یکدست ایجاد می کنه، شما رو بلندتر نشون میده. پس واسه اینکه خیلی بلند به نظر نیایید با انتخاب مناسبی از ترکیب رنگای مختلف مانتو، شلوار و کفش قدتان رو متناسب نمایش بدین.

مدل مانتو

راهنمای انتخاب مدل مانتو با توجه به قد و اندازه اندام خانما و دختران
مانتوهای خیلی کوتاه هم پاها رو بلندتر از چیزی که هست نشون میده پس سعی کنین از این مانتوها در انتخابتان دوری کنین.

مانتوهای کمردار می تونن اندام شما رو خوش ترکیب تر نشون بدن. پس می تونید به اونا هم نظری داشته باشین.

مدل مانتوی مناسب زنان چاق یا بزرگ اندام :
واسه اینکه از چرخیدن در پاساژها و سایتا و مغازها به دلیل پیدا نکردن مانتویی که مورد سلیقه تون باشه خسته شدین، بد نیس به دوختن یه مانتو فکر کنین.

 

مانتوهای کشی و استرچ و کمر کشی واسه زنان بزرگ اندام مناسب نیس.

مانتویی انتخاب کنین که خطوط افقی در طرح پارچه اون نباشه. راه راه پارچها، نوارها و خطوط افقی شما رو چاق تر و عریض تر نشون میده.

مانتوهای خیلی کوتاه انتخاب نکنین و به دنبال مدل ایی باشین که برش ایی در پهلوها دارن. این مدلا علاوه بر افزایش شیک تر بودن شما، خیلی آسون شما در هنگام حرکت کمک می کنن.

mangop.ir

پایان‌نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد رشته روان شناسی بالینی

ضرورت و اهمیت پژوهش
هیجان خواهي از جمله صفات روانشناختي است که ممکن است شرایط رواني مساعدي را براي قرار گرفتن در معرض انتخاب مشاغل با هیجان خواهی بالا مهیا کند. ویژگي هیجان خواهي، یکي از صفات شخصیتي است که پایه ي مفهومي آن سطح توانایي و استعداد فرد در برانگیخته شدن است که به صورت جستجوي هیجان افراطي،ماجراجویي، تمایل به کسب تجربه هاي متنوع و تازه، پرشور بودن، میل به ریسك کردن بدني ،اجتماعي، قانوني و مالي نمایان مي شود(قائمیان، عبدی و نجفی زاده، 1389). فرد داراي هیجان خواهي بالا، تحریك بیروني دائمي مغز را ترجیح مي دهد و از کارهاي عادي خسته شده و مرتبا در جستجوي راه هایي براي افزایش انگیختگي از طریق تجربه هاي هیجان انگیز است. این افراد به ورزشهای خطر آفرین از قبیل سقوط آزاد و پرش در ارتفاع بلند، کوهنوردی، موتورسوای، چتر بازی، خلبانی و مشاغلی که ریسک پذیری بالایی را می طلبد بیشتر علاقه دارند(رجبی، نریمانی و حسینی، 1392). به طور مثال مشاغلی مثل امدادگران، آتش نشانان، ماموران پلیس و… از میزان خطر پذری و ریسک پذیری بدنی زیادی برخوردار می باشد و نیازمند سطح هیجان خواهی بالاتری نسبت به افراد و حرفه های دیگر است. و براساس نظریه‌ی شغلی – شخصیتی هالند بین افراد و محیط‌های کاریشان ارتباط متقابل وجود دارد. با توجه به نظریه هالند در زمینه انتخاب شغل یکی از عوامل موثر در انتخاب شغل برای افراد ویژگی های شخصیتی آنان است(سوانسون و فواد، 2001؛ ترجمه موسوی، 1381). از آنجایی که سازمانها براساس تحقيقات زيادي در يافتند، كاركناني كه از كار خود راضي هستند نسبت به افراد ناراضي كار بيشتري از خود نشان ميدهند. و همچنين مي دانند كه شخصيت افراد بعنوان اهرمي مؤثر در انجام صحيح وظايف و مسئوليتها نقش دارد. لذا دست بابي به اهداف سازمان مبتني بر توانائيهاي پرسنل درانجام وظايف تعييين شده و تطبيق پذيري آنها با محيط متغيير مي باشد و از این رو براي افزايش اثر بخشي و عملكرد كاركنان خود سرمايه گذاريهاي زیادی درمقاطع مختلف انجام ميدهند. یکی از این سازمانها که تناسب ویژگی های شخصیتی افراد با انتخاب شغل بسیار مهم و حیاتی می باشد سازمان هلال احمر می باشد. در اين بين توجه مديران سازمان های هلال احمر به ابعاد شخصيت افراد باعث مي شود تا افرادی جذب این شغل شوند که دارای میزان لازم هیجان خواهی مثبت و متناسب با ویزگی های لازم برای شغل امدادگری باشند. و از این طريق بر كارايي خود و اثر بخشي سازمان بيفزايند. اين تحقيق سعي دارد عوامل شخصيت را بر انتخاب فرد و تناسبي كه بين انتخاب شغل و شخصيت افراد وجود دارد را مورد بررسي و سنجش قرار دهد از این رو تناسب بين شغل امدادگری و ویژگی های شخصيتی افراد يك اصل مهم است كه ناديده گرفتن آن باعث بروز مشكلات زيادي از جمله نارضایتی شغلی و عدم انجام صحیح مسئولیت ها و بهره وری پایین خواهد شد . در نتیجه بررسی رابطه سبک های دلبستگی و ویژگی های شخصیتی با میزان هیجان خواهی در امدادگران هلال احمر ضروری به نظر می رسد.

اهداف تحقیق
هدف اصلی
بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی و سبک های دلبستگی با میزان هیجان خواهی امداد گران حلال احمر شهرستان کنگاور
فرضیه های تحقیق

1- بین روان رنجور خویی با هیجان خواهی رابطه وجود دارد.
2- بین برونگرایی با هیجان خواهی رابطه وجود دارد.
3- بین گشودگی به تجربه با هیجان خواهی رابطه وجود دارد.
4- بین مقبولیت با هیجان خواهی رابطه وجود دارد.
5- بین وظیفه شناسی با هیجان خواهی رابطه وجود دارد.
6- بین سبک دلبستگی ایمن با هیجان خواهی رابطه وجود دارد.
7- بین سبک دلبستگی اجتنابی با هیجان خواهی رابطه وجود دارد.
8- بین سبک دلبستگی دوسوگرا با هیجان خواهی رابطه وجود دارد.

تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها
تعریف مفهومی متغیرها
هیجان خواهی: صفتی است که ویژگی آن، نیاز به هیجان و تجربه های متنوع، جدید و پیچیده و میل اقدام به خطرهای جسمانی و بدنی به خاطر خود این تجربه هاست(وفایی و همکاران، 1390).
ویژگی های شخصیت: عبارت است از مجموعه سازمان یافته و واحدی متشکل از خصوصیات نسبتا ثابت و پایدار که یک فرد را از فرد دیگر متمایز می سازد و می تواند مبنای درجه بندی افراد قرار گیرد(شاملو، 1382).
سبک های دلبستگی: بر اساس نظریات بالبی، دلبستگی به معنای پیوند عاطفی است که در کودکی، بین کودک ومراقب اصلی وی شکل می گیرد و بر رشد اجتماعی و احساس کودک در کل زندگی موثر است(گوردون، 2008).
تعریف عملیاتی متغیرها
هیجان خواهی: در این پژوهش، منظور از هیجان خواهی نمره ای است که فرد در پرسشنامه هیجان خواهی زاکرمن (1978، نسخه پنجم 40 سوالی) کسب کرده است.
ویژگی های شخصیت: نمره ای است که فرد در پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصيت نئو (کوستا و مک کري،1992)کسب کرده است.
سبک های دلبستگی: نمره ای است که فرد در پرسشنامه سبک های دلبستگی هازن و شیور(1987) کسب کرده است.

هيجان خواهي
واژه هيجان كه در زبان متداول با واژه هاي شور، احساس ، انفعال و عاطفه معادل است روشنگر پاسخي است كه موجود زنده از نظر: 1-برانگيختگي بدني 2 – واكنشهاي مياني 3- تجربه آگاه در برابر محركها از خود نشان مي دهند.(پارسا، 1374).
كرول ايزارد معتقد است كه در تعريف كامل هيجان بايد به اين موارد سه گانه توجه داشت.
1-فرايندهايي كه در دستگاه عصبي رخ مي دهد.
2- الگوهاي مشهود و بيانگر هيجان در چهره.
3- احساس آگاهانه هيجان.
وي همچنين به انواع دهگانه اشاره كرده است و معتقداست كه بيشتر اين هيجانها در دوره شيرخوارگي (تولد تا 2 سالگي) وجود دارند و هيجانهاي ديگر تركيبي از اين هيجانهاي دهگانه به شمار مي آيند چنانكه عشق تركيبي از عامل سود برانگيز به اضافه شادماني است.
از اين ده هيجان، دو هيجان از نظر پديداري مثبت اند: علاقه و شادي ، هفت هيجان از نظر پديداري منفي اند: خشم ، انزجار ، اندوه ، تحقير ، ترس ، شرم و گناه و يكي از نظر پديداري خنثي است: تعجب (ريو1، 2013؛ ترجمه سید محمدي، 1393).
ارسطو نخستين كسي است كه ميان مولفه هاي فيزيولوژيكي و رواني هيجان عنوانهاي ماده، شكل يا نگاره را مطرح ساخته است. بقراط حكيم چهار ماده سيال: خون ، صفرا ، سودا ، بلغم را اساس هيجانها مي دانست ( پارسا،1374).
پژوهش در خصوص هيجان خواهي از مطالعات مرتبط به محروميت حسي نشات گرفته است. بدنبال اين پژوهشها گري ، (1994) فرض كرد كه برخي افراد (هيجان خواه بالا) سطوح بالايي از محرك را براي حصول سطح بهينه ي انگيختگي شان نياز دارند، ضمن اينكه ، به هنگام محروميت از محرك و درون داد حسي، چنين افرادي به ويژه حالت هاي ناخوشايندي را تجربه مي كنند. مطابق نظر اين پژوهشگر مبنايي فيزيولوژيك براي رفتار هيجان خواهي وجود دارد: يعني بر نقش انتقال دهندگان عصبي در بروز تفاوتها در هيجان خواهي متمركز بود(نيكو زاده،1386؛ به نقل از محمودی، 1390).
برخي آنزيمها به ويژه بازدارنده ي مونو اكسيد از تك امين (MAO) مسئول حفظ سطوح مناسب انتقال دهندگان عصبي هستند. MAO پس از صدور مجوز عبور تكانه ي عصبي، از طريق تجزيه ي انتقال دهنده ي عصبي عمل مي كند. اگر ميزان بسيار زيادي MAO حضور داشته باشد ، مقدار بسيار زيادي از انتقال دهنده ي عصبي را تجزيه خواهد كرد، و در نتيجه انتقال دهنده ي عصبي كاهش خواهد يافت. چنانچه ميزان MAO بسيار كم باشد، ميزان بسيار زيادي ازانتقال دهنده ي عصبي در سيناپس باقي خواهد ماند، ومجوز بسياري از ان جستجوگران هيجان بالا درمقايسه با هيجان خواهان پايين، سطوح پايين MAO را در جريان خونشاننشان مي دهند. چنانچه هيجان خواهان بالا گرايش به داشتن سطوح MAO پايين داشته باشند، و MAOپايين به معني اين باشد كه انتقال دهنده ي عصبي بيشتري قابل دسترس است.
پس احتمالا هيجان خواهي بواسطه ي داشتن سطوح بالاي انتقال دهندگان عصبي در نظام عصبي ايجاد يا حفظ مي شود. MAO، از طريق تجزيه ي انتقال دهندگان عصبي و از آن راه بازداري انتقال عصبي مثل ترمز نظام عصبي عمل مي كنند. با سطوح MAO پايين، هيجان خواهان، بازداري كمتري درنظامهاي عصبي خودشان دارند و بنابراين كنترل كمتري بر روي رفتار ، افكار، هيجانات دارند. مطابق نظر اين پژوهشگر، رفتارهاي هيجان خواهي (مثل رفتار جنسي نامشروع، سوء مصرف مواد مخدر، مهماني هاي ماجراجويانه) بدليل جستجوي يك سطح بهينه انگيختگي نيست بلكه بدليل داشتن ترمزهاي زيست شناختي بسيار كم در سيناپس ها است (نيكو زاده، 1386؛ به نقل از محمودی، 1390)

مدل هيجان خواهی زاكرمن
در دوره هاي اخير گروهي از روان شناسان به اين نتيجه رسيدند كه نظريه هاي شخصيتي جامع نظير فرويد ، يونگ و ديگران، كوشيده اند به همه سؤالهاي مربوط به شخصيت آدمي پاسخ بگويند، اما در اين پاسخ گويي ناتوان و عاجز مانده اند، زيرا پيچيدگي انسان و علل و عوامل متعدد رفتاري او بيش از آن است كه يك نظريه هر قدر هم جامع بتواند به همه مسائل شخصيت انسان پاسخ دهد. اينان معتقدند كه به جاي توجه به ساختن نظريه هاي جامع، بهتر است نظريه هايي وضع شوند كه تنها يكي دو جنبه از شخصيت انسان را، اما به طور كامل تر مورد مطالعه و بررسي قرار دهند (كريمي، 1393).
يكي از اين نظريه ها، نظريه ماروين زاكرمن تحت عنوان هيجان خواهي است كه در درگيري افراد در بسياري از رفتارهاي پرخطر از جمله مصرف مواد مخدر نقش بسزا دارد. هيجان خواهي يك ويژگي شخصيتي است كه اولين بار توسط ماروين زاكرمن، نظريه پرداز زيست شناختي كه متأثر از ديدگاه آيزنگ بود، مطرح و توصيف شد (كريمي، 1393). طبق نظريه ماروين زاكرمن، هيجان خواهي، تحت عنوان نياز به تجارب و احساس هاي گوناگون، پيچيده، بديع و بي سابقه و تمايل به خطر جويي تعريف شده است. نكته مهمي كه بايد در اينجا متذكر شد آن است كه يكي از عناصر اصلي هيجان خواهي، تمايل يا اشتياق به خطر جويي است، در حالي كه نتيجه رفتار كاوشي اشارت بر اين خطر جويي اغلب برانگيزنده ترس است و ترس با رفتار كاوشي ناهمساز يا غير قابل تلفيق است. در چندين نظريه نيز چنين فرض شده است كه هيجان هايي از قبيل ترس باعث سطوح انگيختگي بالا مي شوند، به همين دليل، ترس مانع كنجكاوي موجودات ميشود (يعني از هيجان خواهي و كسب تجربيات جديد، خودداري مي كنند). زيرا آنها در سطح بهينه انگيختگي هستند و اما جالب است كه زاكرمن توانسته است، تمايل افراد را با خطرجويي به كاوشگري ارتباط دهد. به همين دليل اگر فردي در مرحله خاصي از هيجان خواهي باشد، به همان نسبت خود را از نظر كاركرد عملي در معرض آزمايش قرار مي دهد. اين موضوع بر روي نياز براي تجارب جديد و متنوع تمركز مي كند، از طريق رفتار بي بند و بارانه (سهل انگارانه) كه شامل فعاليت هاي خطرناك، شيوه غير متعارف زندگي، و عدم پذيرش يكنواختي مي باشد. هيجان خواهي براي ربط دادن حوادث با يكديگر ارايه مي شود. يكي از دلايل مهم به اين مسئله، از اين حقيقت نشأت مي گيرد كه اين يك فعاليت تقويتي متقابل است، بدين معنا كه اگر پيامد يك عمل ماننديك جنايت، باعث اثر مثبت در فرد مجرم شود دوست دارد كه آن را تكرار كند (تريم پاپ، كيركالدي،1998 ،كاتزك، كپ، رين لوبر، استين هر، 2002،به نقل از حاج خدادی، 1393).
دومين ويژگي، شخصيت بر اساس خلق و خو، انگيختگي و سطح بهينه تحريك قرار دارد. طبق نظر ماروين زاكرمن ، ساختار هيجان خواهي به مقدار انگيختگي كه دستگاه عصبي مركزي شخص (مغز و نخاع شوكي ) از منابع بيروني تحريك نياز دارد، مربوط است. همچنین هيجان خواهي همچون صنعتي است كه ويژگي آن نياز به هيجان و تجربه هاي متنوع، جديد و پيچيده و ميل اقدام به خطرهاي جسماني و بدني به خاطر خود اين تجربه هاست(زاکرمن، 1979).
فرد زياد هيجان خواه، تحريك بيروني دائمي مغز را ترجيح مي دهد، از كارهاي عادي خسته مي شود و مرتباً در جستجوي راههاي براي افزايش انگيختگي از طريق تجربه هاي هيجان انگيز است. فرد كم هيجان خواه، هجوم مداوم تحريك مغزي كمتري را ترجيح مي دهد و كارهاي عادي را نسبتاً خوب تحمل مي كند (مارشال ريو، 2013؛ ترجمه سيدمحمدي، 1393). به طور نمونه، نوجواناني كه به عنوان ماجراجويان و هيجان خواهان پرخاشگر در نظر گرفته مي شوند هنگامي كه تنها يا با دوستان خود هستند در مقايسه با زماني كه با والدين خود مي باشند، با سرعت بيشتري رانندگي مي كنند. افراد هيجان خواه در هر سني كه باشند نسبت به آنهايي كه هيجان خواهي كمتري دارند دوست دارند در هنگام رانندگي به اتومبيل جلويي خود بچسبند (يا با فاصله اندكي از ماشين جلويي خود رانندگي مي كنند) (مك ميلر، 1992؛ به نقل از شولتز و شولتز،2007؛ ترجمه سید محمدی، 1391).
مؤلفه های هیجان خواهی
هیجان خواهی و ماجراجویی، میل به مخاطره جویی بدنی است. فعالیت های غیر رقابت که مستلزم خطر و مبارزه شخصی است، مثل هوانوردی، پریدن با چتر، غواصی، موتور سواری، رانندگی سریع و کوهنوردی از جمله این فعالیت ها هستند.زاکرمن (1976، به نقل از وفای و همکاران، 1390)پیشنهاد میکند که ساختار هیجان خواهی به جای اینکه ساختار واحدی داشته باشد مجموعه مولفه های به هم پیوسته است، که عبارتند از:
1_ هیجان زدگی و ماجراجویی: هیجان زدگی و ماجرا جویی تمایل پرداختن به فعالیت های جسمانی و ماجراجویی است. این فعالیت ها شامل فعالیت های بیرونی و غیر رقابتی است که خطر، چالش شخصی و خطر پذیری در آن است.
2_ تجربه جویی: میل به دنبال کردن تجربه ها از طریق ذهن و حواس است. نقاشی، موسیقی و برخی از انواع مواد مخدر دنبال کردن تجربه را از طریق حواس می رسانند، در حالی که سبک زندگی خود انگیخته و ناهمرنگ با جماعت به ویژه با جماعت غیر عادی، تجربه جویی از طریق ذهن را نشان می دهد.
3_ بازداری زدایی: میل به رها کردن خود از قید و بندهای اجتماعی به خاطر لذت جویی است. مصرف الکل به عنوان وسیله ای برای بازداری زدایی و شرکت در قمار بازی، تنوع جنسی و مهمانی های بی بند بار بازداری زدایی را نشان می دهد.
4_ حساسیت نسبت به یکنواختی: بیزاری از هر گونه کار یکنواخت است. یکنواختی در کار، تکرار تجربه و یا مواجه شدن با افراد کسالت آور، وقتی که اوضاع تغییر نمی کند، آدم حساس نسبت به یکنواختی بی قرار و بی تحمل می شود (شولتز و شولتز، 2007، ترجمه‌ی، سید محمدی، 1391).
5_ هیجان خواهی عادی: منظور از هیجان خواهی تمایل فرد برای شروع و انجام فعالیت های مخاطره انگیز یا ماجراجویانه، جست وجو گری در زمینه تجارب حسی تازه، لذت بردن از هیجان ناشی از تحریک های اجتماعی و اجتناب از کسل شدن است. فردی که این خصوصیات را داشته باشد، هیجان خواه نامیده می شود.

جست و جوی تجربیات تازه
آرنت(1994؛ به نقل از حاج خدادادی، 1393) هیجان خواهی را نه تنها استعدادی برای انجام خطرات بلکه به عنوان کیفیت فزون-طلبی وتازگی در تجربه ی حسی در نظر می گرفت، که ممکن است در حوزه های گوناگون از زندگی شخصی بیان شود.
در دهه ی اخیر علاقه مندی پژوهشی به سمت اندازه گیری رفتارهای تازه طلبانه در بسیاری از حوزه ها نظیر علوم اجتماعی، روانشناسی و علوم سلامت افزایش یافته است(بوردن، زاسک، بروکز و دایت، 2005؛ ماوسون و همکاران، 1996؛ روزنبلوم، 2003؛ به نقل از حاج خدادادی، 1393). سازه های هیجان خواهی و تازه طلبی با یکدیگر همبستگی بالایی دارند و این واژه ها بعضا به صورت مترادف استفاده می شوند(هلمس، دونی، ارفکن، هندرمون و اسچاستر، 2001؛ زاکرمن، 1988؛ به نقل از ولکل ، 2010). فرد هیجان خواه به طور مداوم، تجربیات تازه ای مانند غذاهای تند، تغییر دادن کانال های تلویزیون، گووش کردن به موسیقی همراه با مقداری مشروبف و غیره را جستجو می کند. یکی از جلوه های جستجو کردن تجزبیات تازه، آمیزش جنسی است. افراد هیجان خواه در مقایسه با افراد هیجان گریز، از فراوانی بیشتر و تنوع فعالیت جنسی(تعداد شریکان جنسی) خبر می دهند( زاکرمن و همکاران، 1972؛ زاکرمن، نوشاپ و فینر، 1976، 1976؛ به نقل از ریو، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393). افراد هیجان خواه در مقایسه با افراد هیجان گریز، از رابطه کمتر و درآمیختگی عاطفی کمتر به عنوان پیش شرط مشارکت در روابط جنسی خبر می دهند(هندریک، 1987؛ زاکرمن و همکاران، 1976؛ به نقل از ریو،2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

مبنای زیستی هیجان خواهی
رویدادهای زیست- شیمیایی مغز تعیین می کنند چگونه افراد به تحریک محیطی واکنش نشان می دهند. به همین خاطر پژوهشگران درباره ارتباط صفت هیجان خواهی با رویدادهای زیست-شیمیایی در مغز تحقیق کرده اند. مطمئن ترین یافته ها این است که افراد هیجان خواه از سطح پایین مونوآمین اکسیداز(MAO)، برخوردارند(اسکولر و همکاران، 1978؛ به نقل از ریو، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393). MAO آنزیم سیستم لمبیک است که در تجزیه کردن انتقال دهنده های عصبی مغز، مانند دوپامین و سروتونین دخالت ارد. دوپامین در تجربیات پاداش مشارکت دارد و بنابراین به رفتارهای گرایشی کمک می کند(استلار و استلار، 1985؛ به نقل از ریو، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393). سروتونین در بازداری زیستی یا سیستم توقف فیزیولوژیکی مغز مشارکت دارد و از این رو جلوی رفتارهای گرایشی را می گیرد(ینکسپ، 1982؛ به نقل از ریو، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).
زاکرمن(2006، به نقل از شلدون ، 2012) به این نتیجه رسید که افراد زیاد هیجان خواه سطوح بالایی از دوپامین دارند، این بدین معنی است که زیست-شیمی بدن آن ها

پایان‌نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد رشته روان شناسی بالینی- قسمت 2

گرایش را به بازداری ترجیح می دهد. همچنین آن ها سطوح پایینی از سروتونین دارند که آن منجر می شود که زیست-شیمی آن ها در بازداری از خطرات وتجربیات جدید موفق باشد.
ویژگی های افراد هیجان خواه
زاکرمن و همکاران او دریافتند که هیجان خواهی در نتیجه سن تفاوت دارد. افرادی که جوانتر هستند بیشتر از افراد مسن به مخاطره جویی، ریسک و تجربیات تازه گرایش دارند. نمرات آزمون آزمودنیهای نوجوان تا 60 ساله نشان دادند که هیجان خواهی بین 20 تا 30 سالگی به تدریج رو به کاهش می رود. در چهار عنصر هیجان خواهی تفاوت های جنسیت معنی داری یافت شده است. مردان در ماجراجویی و مخاطره جویی ، بازداری زدایی، و حساسیت نسبت به یکنواختی نمرات بالاتری گرفتند. زنان در تجربه جویی نمرات بالاتری کسب کردند. نتایج مشابهی از آزمودنی ها در ایالت متحده، انگلستان، اسکاتلند، ژاپن و تایلند به دست آمده اند. پژوهشگران تفاوت های نژادی و فرهنگی معنی داری را نیز به دست آورده اند. آسیایی ها در هیجان خواهی نمرات پایین تری از افراد فرهنگ های غرب گرفتند(شولتز و شولتز، 2007؛ ترجمه سید محمدی، 1391).
بررسی گروههایی در ایالت متحده معلوم کرد که افراد زیاد هیجان خواه به احتمال بیشتری سیگار می کشند، الکل می نوشند، سریع رانندگی می کنند، ، تصادفات اتومبیل و محکومیت به خاطر رانندگی بی پروا یا در حالت مستی بیشتری دارند، و به فعالیت های جنسی مکرر می پردازند. از بین دانشجویان مرد، نمرات هیجان خواهی زیاد با رفتارهای جنسی مخاطره جویانه ای که مردان می دانند آن ها را در معرض بیماری ایدز قرار می دهند همبستگی مثبت دارند(زاکرمن، 1994). همبستگی بین نمرات هیجان خواهی و رفتار جنسی مخاطره آمیز در بین مردان هم جنس گرا به قدر نیرومند بوده که پژوهشگران نتیجه گرفتند مردان زیاد هیجان خواه گروه پر مخاطره ای برای ایدز تشکیل می دهند(فیشر و میسوویچ، 1990؛ به نقل از شولتز و شولتز، 2007؛ ترجمه سید محمدی،1391).
هیجان خواهی و رفتارهای پرخطر
هیجان خواهی می تواند با بسیاری از مشکلات رفتاری مانند رفتار پرخطر جنسی، الکل و سوء مصرف مواد، و انتخاب مشاغل پر خطر در ارتباط باشد(شلدون، 2012). افراد زیاد هیجان خواه داوطلبانه به سرگرمی هایی که مخاطرات بدنی دارند، مانند: موتورسواری، چتر بازی و سقوط آزاد، مسافت های ماجراجویانه، مهاجرت، سیگار کشیدن، اسکی کردن در شیب های تند و قمار بازی می پردازند. در مقابل افراد کم هیجان خواه به منابع تحریک مخاطره جویانه، واکنش نفرت نشان می دهند. قمار بازی نمونه ای از انگیزش افراد هیجان خواه برای مخاطره جویی است، طور که هیجان، نه پول، اغلب قمار بازی های این افراد را با انگیزه میکند(آندرسون و براون، 1984؛ به نقل از ریو، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).
مخاطره جویی افراد هیجان خواه خود را در چندین زمینه زندگی، از جمله در رفتار مجرمانه(دزدی از فروشگاه ها، فروختن مواد مخدر)، خلفات جزئی(خلاف های رانندگی)، مسائل مالی (قمار بازی، کاسبی های مخاطره آمیز) و ورزش ها(چتر بازی و سقوط آزاد) آشکار می سازد. برای مثال، رانندگی با سرعت زیاد، مخاطرات جسمانی، اجتماعی، قانونی، و مالی را در بر دارد. افراد هیجان خواه در مقایسه با افراد کم هیجان خواه از رانندگی با سرعت زیاد(خیلی بالاتر از سرعت مجازتعیین شده) تحت شرایط عادی خبر می دهند و رانندگی سپر به سپر را مخاطره آمیز یا ناراحت کننده نمی دانند(هینو، وایلد، 1992؛ به نقل از زاکرمن، 1994).
رابطه نیرومندی بین هیجان خواهی و برون گرایی و ونیز ابعاد شخصیت روان پریش وجود دارد. کسانی که در مقیاس های هیجان خواهی نمرات بالایی کسب می کنند، اغلب تکانشی ودرگیر در فعالیت های جسمانی شدیدی مانند بالارفتن از کوه و یا داشتن شرکای جنسی متعدد می باشند(باردو و همکاران، 1996؛ به نقل از یوراسک، 2009). همچنین آن هایی که درگیر خطرات جسمانی و خطرات اجتماعی(مالی و قانونی) نیستند به حوزه های دیگری نظیر سوء مصرف مواد و مصرف الکل روی می آورند(روبرتی، 2004؛ به نقل از یوراسک، 2009).
البته باید عنوان کرد هیجان خواهی صرفا یک ویژگی منفی نیست بلکه به نظر پژوهشگر، میزانی از آن می توان نیروی محرکه بسیاری از کشف ها، اختراعات و نوآوری ها باشد. اگر این هیجان خواهی در مجرای کنترل شده و مناسب هدایت شوند، می توان سرمنشاء خلاقیت ها و جست و جوی علوم و فنون جدید شود.
سبک¬های دلبستگی
یکی از تاثیر گذارترین دیدگاه های نظری برای مطالعه روابط نزدیک عاطفی، نظریه دلبستگی است(شاور، بلسکی و برنان ، 2000). در اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60، اینثورت بالبی و دیگران اعتقاد داشتند که بین مراقبان اولیه و کودک یک پیوستگی وجود دارد که بعدا ان را “دلبستگی” نامیدند. دلبستگی به عنوان یک ارتباط موثر بن دو فرد درک شده است که می تواند برای ارتباط آن ها با جهان، یک بنیاد محکم هیجانی ایجاد کند(هالیست و میلر ، 2005).
جان بالبی(1997؛ به نقل از مردیت و دیگران ، 2008) نظریه های دلبستگی را به عنوان رشد هیجانی و اجتماعی در ظرفیت طول مدت زندگی فرض کرد، و بعدها ادعا کرد که این ” بهترین نظریه ی رشد هیجانی-اجتماعی حمایت شده تاکنون” است.
نظریه دلبستگی معتقد است نوع رابطه مادر-کودک در سال های اولیه زندگی ومیزان قابلیت دسترسی به مادر، میزان حمایت مادر هنگام احساس خطر، درجه ی حساسیت مادرانه و تکیه گاه ایمن بودن مادر برای کودک- تا بتواند به کاوش در محیط بپردازند- سبک دلبستگی فرد را تعیین می کند(عیدی وخانجانی، 1385). روابط دلبستگی، اولین و مهم ترین روابطی هستند که از طریق آن ها یاد می گیرند منظوره ها یا مفاهیم را سازمان بندی کنند(مرز، شانگلو چالز ، 2007).
فوگل(بی تا) اظهار می دارد که دلبستگی، پیوند هیجانی پایدار بین دو فرد است. به طوری که یکی از طرفین کوشش می کند نزدیکی یا مجاورت با موضوع دلبستگی را حفظ کرده و به گونه ای عمل کند تا مطمئن شود که ارتباط ادامه می یابد. بالبی(1970، به نقل از کمیجانی، 1388) معتقد است که گروه های هیجانی متقابل که به نزدیکی مادر و کودک منجر می شود نخستین تجلیلات دلبستگی محسوب می شوند. دلبستگی، نگهدارنده نزدیکی متقابل بین دو فرد در تمام مراحل زندگی است(خانجانی، 1384).

مراحل شکل گیری دلبستگی
بالبی شکل گیری ارتباط عاطفی را در 4 مرحله ترسیم می کند(برک، 2001؛ ترجمه سید محمدی، 1387): 1-مرحله پیش از دلبستگی(واکنش نامتمایز نسبت به دیگران؛ تولد تا 3 ماهگی):
کودکان در آغاز واکنش های غیر انتخابی به انسانها ارند تا قبل از سه هفتگی نوزادان خنده های بازتابی دارند، آنها صدا و بوی مادر را تشخیص می دهند ولی کاملا به وی دلبسته نیستند، زیرا به سر بردن با افراد نا آشنا واکنشی را به دنبال ندارد. 2-دلبستگی در حال شکل گیری(تمرکز بر روی افراد آشنا؛ 3تا6ماهگی): کودکان در این مرحله به تدریج لبخند خود را به افراد آشنا محدود می کنند ولی هنوز در مقابل جدایی از مراقب یا والدین واکنش های اعتراض آمیز نشان نمی دهند.3-دلبستگی واضح(تقرب جویی فعال؛ 6ماهگی تا 3 سالگی): بالبی معتقد است که کودکان در این مرحله به یک سیستم تصحیح سونده به وسیله هدف مجهز می شوند و از این طریق حضور و غیاب موضوع دلبستگی را کنترل می کنند. در حدود 8 ماهگی اضطراب جدایی تجلی مییابد، تا پیش از این رابطه کودک و مراقب از طرف کودک وابستگی و از طرف مادر دلبستگی است اما بعد از این مقطع این رابطه از هر دو طرف به صورت دلبستگی در می آید واین حالت ناشی از شکل گیری پیوند عاطفی است.4-تشکیل رابطه متقابل(رفتار مشارکتی؛ بعد از 3 سالگی): در پایان سال دوم زندگی، رشد سریع بازنمایی های ذهنی و زبان به کودک امکان پیش بینی رفت و آمد مراقب را می دهد، در این مرحله کودک به جای تعقیب از مذاکره و مشارکت استفاده میکند. بالبی(1973، به نقل از سلیمی کوچی، 1393) این مساله را مطرح کرد که هر تعامل پایا و بادوام در کودکی تاثیرات طولانی مدتی بر روی رشد شخصیت می گذارد که این تاثیرات توسط یکسری بازنمایی های ذهنی که بالبی آن ها را “الگوهای فعال درونی” می نامد طرح ریزی میگردد. از نظر بالبی تعاملات واقعی با تصاویر دلبستگی به دو شکل در حافظه ذخیره ی گردد: 1-بازنمایی های ذهنی کودک از پاسخ تصویر دلبستگی(الگوهای فعال از دیگران)2-بازنمایی های ذهنی از کارآمدی و ارزش خود(الگوهای فعال از خود). الگوهای فعال در مورد خود و دیگران علت اصلی تداوم و پیوستگی بین تجارب دلبستگی اولیه با شناخت ها، احساسات، رفتارها و روابط بعدی است و به عنوان هسته ویژگی های شخصیتی، تمایل به بروز و به کارگیری در موقعیت ها و روابط جدید دارد و می تواند عملکرد سیستم دلبستگی را در تعاملات اجتماعی و روابط نزدیک آینده تحت تاثیر قرار دهد. به عبارت دیگر سبک های دلبستگی افراد بر مبنای درون سازی انتظارات بین شخصی در مورد قابل دسترس و پاسخگو بودن نگاره دلبستگی(مادر) و کارآمد و ارزشمند بودن خود شکل می گیرد(کافتسیوس، 2004؛ به نقل از سلیمی کوچی، 1393).

دلبستگی و الگوی فعال درونی
یکی از مفروضه‌های بنیادی در نظریه بالبی این است که تحریک‌های روانی و فیزیکی به‌طور خودکار سیستم دلبستگی را تحریک و فعال می‌کنند. بالبی معتقد است انسان‌ها با خزاین رفتاری وسیعی (رفتارهای دلبسته گونه) که به‌منظور نزدیکی به دیگران و حمایت از ایشان (پیکره‌های دلبستگی) طراحی‌شده‌اند، به دنیا می‌آیند. این رفتارها همگی یک ویژگی و هدف عمده را دنبال می‌کنند: حفظ خود از تهدیدات روانی و فیزیکی خاصی که ایمنی خاطر را دست‌خوش فروپاشی می‌کنند. رفتارهای مجاورت طلبانه در کودکی درواقع سیستم‌های ایجاد سازگاری‌اند که می‌خواهند احتمال بقاء و بازآفرینی را در بخش‌هایی که عملکرد ناپخته دارند، فعال نمایند؛ مهم‌ترین این بخش‌ها شامل قابلیت حرکت کردن، غذا خوردن و دفاع‌های شخصی می‌باشد. هرچند که فعال بودن سیستم دلبستگی در سال‌های نخست زندگی اهمیت حیاتی‌تری دارد، اما بنا بر گفته‌ی بالبی (1988) این فعالیت در تمام طول عمر داشته و در رفتارهایی که در زمان نیاز به‌صورت مجاورت طلبی تظاهر می‌کنند، پدیدار می‌گردد (حسینی،1390). به اعتقاد بالبی سیستم رفتارهای دلبسته گونه نظامی است که آدمیان را در تمام سنین برای مجاورت طلبی با افراد محبوب برمی‌انگیزد. مجاورت طلبی به‌سوی کسانی که دلبسته ی آنان هستیم، ابزاری است که انسان را در برابر تهدیدها و تنش‌ها محافظت می‌کند. بالبی (1988) همچنین به تفاوت‌های فردی مهمی که افراد در کارکرد سیستم فعال‌شده‌ی دلبستگی با یکدیگر دارند، اشاره‌کرده است. فعال‌سازی و روان پویایی‌های سیستم رفتار دلبسته گونه به شیوه‌ای عمل می‌کند که افراد هنگام بروز تنش و به‌منظور کسب امنیت از پیکره‌های دلبستگی، عمدتاً از دو راهبرد تنظیم‌کننده که شامل فزون کاری (بی‌قراری یا اضطراب) و کم‌کاری یا اجتناب استفاده کنند( حسینی، 1390).
الگوی کار درونی (الگوی فعال درونی یا الگوی ذهنی) همان بازنمایی‌های روانی خود و دیگران است که در اثر تعاملات دلبسته گونه با پیکره‌های دلبستگی در کودکی شکل می‌گیرند. درصورتی‌که در زمان کودکی با در دسترس نبودن و پاسخگو نبودن پیکره‌های دلبستگی مان مواجه شده باشیم، الگوهای مقدماتی ذهن ما پیرامون خود و دیگران منفی می‌شود و راهبردهای تنظیم هیجانات مان جهت مجاور طلبی به‌گونه‌ای نامناسب (فزون کاری یا کم‌کاری) اتخاذ می‌گردد. الگوی کار درونی شامل مجموعه‌ای از باورها و انتظارات درباره‌ی خود و دیگران است(حسینی، 1390). این الگوها درواقع ساختارهای شناختی – عاطفی هستند که انتظارات، عقاید و نگرش‌های فرد را نسبت به خود و دیگران جهت‌دهی کرده و به تنظیم عواطف در روابط می‌پردازند (پیترومونانکو و بارت ، 2000). به نظر می‌رسد که هر فرد یک الگوی فعال درونی از خود و دیگران دارد که شامل اطلاعاتی درباره‌ی دوست‌داشتنی بودن خود، پاسخگو بودن و در دسترس بودن دیگران است (نامان ، 2005). ازآنجایی‌که کیفیت دلبستگی به والدین و الگوی فعال درونی مبنایی برای برقراری ارتباط با دیگران است، این طرح در چگونگی روابط رمانتیک در بزرگسالی نیز مؤثر خواهد بود (ماین ، کاپلان و کسیدی، 1985، به نقل از لوپز و گروملی ، 2002). بالبی (1973) معتقد است که کیفیت تعاملات تکراری فرد با مراقبان اولیه، مدل‌های کار درونی یا مدل‌های ذهنی را شکل می‌دهد. سبک والدینی حساس و مسئولانه موجب شکل‌گیری مدل‌های ذهنی مثبت نسبت به خود (به‌صورت فردی دوست‌داشتنی و باصلاحیت) و نسبت به دیگران ( به‌صورت افرادی ارزشمند و گرم و صمیمی) می‌شود و به‌طور معکوس، سبک والدینی طرد کننده و آزاردهنده می‌تواند منجر به شکل‌گیری مدل‌های ذهنی منفی نسبت به خود (به‌عنوان فردی غیر دوست‌داشتنی و بی‌صلاحیت) و نسبت به دیگران (به‌عنوان افرادی غیر ارزشمند و سرد ) شود(کسیدی، 1999). درنتیجه‌ی این فرآیند، یکی از این انتظارات و نگرش‌ها نسبت به خود و دیگران شکل‌گرفته و به صورتی مستحکم نمایان می‌شود. عقیده بر این است که مدل‌های ذهنی معمولاً در برابر تغییر مقاوم هستند (کولینز و آلارد ، 2001).
بارثولومی و هوروویتس (1991؛ به نقل از سامر و کوزارلی ، 2004)، سبک دلبستگی بر اساس الگوهای فعال درونی به چهار دسته طبقه‌بندی کرده‌اند که از دو بعد اصلی خود و دیگران با ابعاد الگوهای ذهنی (مثبت و منفی) حاصل می‌شوند. به این سبک‌ها در ادامه پرداخته می‌شود.
1- سبک دلبستگی ایمن : الگوی ذهنی این افراد نسبت به خود و دیگران مثبت است و خود را به‌صورت افرادی دوست‌داشتنی و دارای ارزش تجربه می‌کنند و معتقدند که دیگران نیز افراد باارزش و پاسخگو هستند.
2- سبک دلبستگی پریشان یا دل‌مشغول : الگوی ذهنی این افراد نسبت به خود منفی و نسبت به دیگران مثبت است. این افراد مجموعه احساساتی نظیر بی‌ارزشی شخصی و غیر محبوب بودن را نسبت به خود تجربه کرده که این احساس با تمایل این افراد برای کسب اعتبار برای خود از طریق درگیری افراطی و دلواپسانه در روابط صمیمانه، آمیخته است.
3- سبک دلبستگی انفصال طلب یا تحقیرآمیز : این افراد دارای الگوی ذهنی مثبت نسبت به خود و الگوی ذهنی منفی نسبت به دیگران هستند که بااحساسی از ارزشمندی شخصی شناخته می‌شوند و این احساس با یک نیاز یا تعامل تدافعی و انکار آمیز برای روابط و تماس‌های صمیمانه آمیخته است.
4- سبک دلبستگی هراسناک یا ترسان : الگوی ذهنی این افراد برعکس افراد ایمن، نسبت به خود و دیگران منفی است. این افراد متمایل به برقراری تماس‌های اجتماعی و روابط صمیمانه هستند، ولیکن این تمایل به‌وسیله‌ی ترس از طرد شدن توسط دیگران بازداری می‌شود (بارثولومی و هوروویتس، 1991؛ به نقل از سامر و کوزارلی ، 2004).
در واقع در سطح تصور از خود (مثبت یا منفی) و در سطح تصور از دیگران (مثبت یا منفی) همراه با دو درجه اضطراب و اجتناب در افراد وجود دارد که یک سبک دلبستگی غیر ایمن را ایجاد می‌نماید. هر یک از زوجین دارای این سه سبک غیر ایمن، نسبت به همسرانشان بی‌اعتمادند، در تعهد مشکل‌دارند و سطوح پایینی از همبستگی، اعتماد متقابل و همچنین رضایت‌مندی در روابط را نشان می‌دهند (استیوبر ، 2005).

نظریه¬های دلبستگی
هرچند مفهوم دلبستگی در ابتدا توسط جان بالبی ارایه شد، اما محققان دیگری همچون اینثورث (1989)، هازن و شیور (1987)، نیز در بسط نظریه دلبستگی سهیم بوده اند. اینک به ترتیب نظریه های تأثیر گذار در دلبستگی، شرح داده می شوند.

نظریه روانکاوی
اوّلین کسی که اهمیت رابطه نوزاد و والدین را مطرح کرد، زیگموند فروید بود (سلیگمن و رایدر ، 2012). از نظر فروید، اگر در ماه های اولیه زندگی کودک، تکانه های دهانی وی ارضاء شوند، کودک متوجه می گردد که نیازها، قابل برآورده شدن هستند. بنابر این، به تدریج درمی¬یابد که چه کسی مسئول برآورده کردن نیاز های اوست و این آگاهی در ابتدا باعث وابستگی کودک به فرد خاص می شود و در نهایت، محبت، دلبستگی، و اعتماد وی را سبب می شود (کرین، 1997، ترجمه فدایی، 1379). اریکسون معتقد است، پاسخگو بودن مراقب به صورت مستمر و باثبات، منجر به پرورش حس اعتماد درکودک و در نهایت، ایجاد دلبستگی می شود (سیگلمن و رایدر، 2012). از نظر وی شش سال اول زندگی و کیفیت ارتباط کودک با والدین نقش سرنوشت سازی را در زندگی وی بازی می¬کند (کرین، 1997، ترجمه فدایی، 1379).
نظریه کردار شناسی
به نظر کردارشناسان، همه انواع، از جمله انسان، با تعدادی گرایش غریزی متولد می¬شوند که برای بقای آنها بسیار ارزشمند است (کرین، 1997، ترجمه فدایی، 1379). لورنز (1935) اوّلین کسی بود که بیان کرد که فرایند دلبستگی در میان انواع در یک دوره حساس اتفاق می افتد. این موضوع بدین معناست که نوزاد حیوانات فقط وقتی به چیزی دلبسته می شوند، که در معرض آن قرار بگیرند و آن را دنبال کنند (ماسن و همکاران، 1990، ترجمه یاسایی، 1384). اگر این فرایند از دوره حساس فاصله بگیرد، هیچ گونه دلبستگی اتفاق نخواهد افتاد، چرا که دلبستگی، فرایندی فوق العاده پایدار است (کرین، 1997، ترجمه فدایی، 1379).
نظریه شناختی
طبق نظریه شناختی، سه عامل مهم در شکل گیری و رشد دلبستگی عبارتند از: 1- اگاهی کودک نسبت به دنیای بیرون 2 – شناخت مراقبین 3- رشد مفهوم بقای شيء (سیگلمن و رایدر، 2012). این نظریه بیان می کند که توانایی ایجاد دلبستگی تا حدی با سطح تحولی هوش کودک در رابطه می باشد. طبق این نظریه تا وقتی که کودک نتواند یک شخص خاص را بشناسد و از دیگران متمایز کند، نمی تواند یک دلبستگی خا

پایان‌نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد رشته روان شناسی بالینی- قسمت 3

ص برقرارکند. شکل گیری مفهوم بقای شیء در کودک یک مرحله جدید در رفتار دلبستگی به وجود می آورد (سیگلمن و رایدر، 2012).
نظریه دلبستگی جان بالبی
بالبی به این توضیح می پردازد که چگونه کودک از نظر هیجانی و عاطفی نسبت به مادر یا شخصی که وظیفه نگهداری از وی را برعهده دارد، دلبسته می شود و نیز چگونه هنگامی که از این شخص جدا می شود، دچار اضطراب و آشفتگی می شود (برک، 2001، ترجمه سید محمدی، 1387). بالبی یاد آور می شود یک رابطه گرم و صمیمی و به وجودآمدن یک دلبستگی صحیح برای کودک با مادر وی، یا فردی که کودک با او در تماس است، برای سلامت روانی او ضروری است. بالبی معتقد بود دلبستگی کودک به این صورت به وجود می آید که در آغاز، پاسخدهی اجتماعی کودک، تصادفی است، مثلا به هر چهره ای لبخند می زند، اما بین 3-6 ماهگی، کودکان پاسخدهی خود را به چند آشنا محدود می کنند و به ویژه فرد خاصی را آشکارا ترجیح می دهند و حضور غریبه ها آنها را نگران می کند، اما مدتی بعد تحرک بیشتری پیدا می کنند و همراه با سینه خیز رفتن، نقش فعال تری را انجام می دهند و حساس به این می¬شوند که والدشان کجاست و او را پیاپی تعقیب می کنند و این (تمرکز بر نماد اصلی دلبستگی و دنباله روی ) مشابه نقش پذیری دیگر گونه ها است (کرین، 1997، ترجمه فدایی، 1379). بالبی عقیده دارد دلبستگی کودک چهار ویژگی اساسی دارد:
1. حفظ نزدیکی: یعنی تمایل به نزدیک بودن به کسانی که به آنها دلبستگی دارد.
2. پناهگاه امن: درمواقع خطر، بازگشت به سوی افرادی که به آنان دلبستگی دارد.
3. پایه مطمئن : فردی که به او دلبستگی وجود دارد، پایه مطمئن و قابل اتکایی برای کودک به وجود می آورد، تا به کشف محیط پیرامون خویش بپردازد.
4. اندوه جدایی : اضطراب ناشی از فقدان و نبودن فردی که کودک به او دلبستگی دارد (فرهنگی، 1388؛ به نقل از عظیمی معنوی، 1389).
انواع دلبستگی
طبقه¬بندی مری اینثورث
مری اینثورت از همکاران بالبی، طبقه بندی را بر اساس الگوهای دلبستگی ارایه داده است. وی (1989)، در طی آزمایشی، با قرار دادن کودکان در موقعیت های نا آشنا، واکنش های آنها را ثبت می کرد. این کودکان سه جزء استرس زا، که عبارت بودند از: محیط ناآشنا، تعامل با یک فرد نا آشنا، و جدایی کوتاه مدت از والد یا مراقب خود را تجربه می کردند (ماسن و همکاران، 1995، ترجمه یاسایی، 1384). بر این اساس، وی سه نوع سبک دلبستگی را شرح می دهد که عبارتند از:
1-کودکان با دلبستگی ایمن
این کودکان بعد از ورود مادرانشان به اتاق بازی، خیلی زود مادر را به عنوان پایگاهی امن برای کاوش مورد استفاده قرار می دادند، اما هنگامی که مادر اتاق را ترک می کرد، بازی اکتشافی آنان کاهش می یافت وگاهی آشکارا آشفته می شدند. هنگامی که مادر برمی¬گشت نیز فعالانه از او استقبال می کردند و یکی دو دقیقه نزدیک او باقی می ماندند و هنگامی که از بودن او مطمئن می شدند، بار دیگر مشتاقانه به کشف محیط می¬پرداختند. اینثورث مشاهده کرد، مادران این کودکان که معمولا به عنوان افرادی حساس و پاسخ دهنده به گریه کودکان و سایر علائم آنان درجه بندی شده بودند، هر زمان که این کودکان به آرامش بخشی مادرانشان نیاز داشتند، با آنها، با محبت و عشق پاسخ می دادند و به آنان رسیدگی می¬کردند. کودکان نیز در خانه خیلی کمتر گریه می کردند، و برای کاوش محیط اطراف خود، مادر را به عنوان پایگاه امن مورد استفاده قرار می¬دادند (کرین، 1997، ترجمه فدایی، 1379).
2-کودکان ناایمن اجتنابی
این کودکان، درموقعیت نا آشنا، کاملاً مستقل به نظر می¬رسیدند. آنان به محض ورود به اتاق، به سمت اسباب بازی ها می رفتند. گرچه به کشف محیط می پرداختند، اما مادر را به عنوان پایگاهی امن (به این معنا که به تناوب از حضور او مطمئن شوند) مورد استفاده قرار نمی دادند، بلکه خیلی راحت، مادر را فراموش می کردند. هنگامی که مادر اتاق را ترک می کرد، پریشان نمی شدند و وقتی بر می گشت، درصدد نزدیک شدن به او بر نمی آمدند. اگر مادر سعی می کرد آنان را در آغوش بگیرد، با پس کشیدن خود، از او اجتناب می کردند. این الگوی اجتنابی در تقریبا 20 درصد از نمونه ها دیده می شد (کرین، 1997، ترجمه فدایی، 1379).
3-کودکان ناایمن دوسو گرا
در موقعیت نا آشنا، این کودکان چنان نگران حضور مادر بودند و به او چسبیده بودند، که اصلا به کاوش در محیط اطراف خود نمی¬پرداختند. هنگامی که مادر اتاق را ترک می کرد بسیار آشفته می¬شدند و موقع برگشت مادر، آشکارا رفتاری دوسویه با او در پیش می¬گرفتند، لحظاتی به او نزدیک می¬شدند و لحظاتی بعد، او را با خشم از خود می¬راندند (برک، 2001، ترجمه سید محمدی، 1383). این کودکان، هنگامی که مادر، اتاق بازی را ترک می¬کرد، بسیار ناراحت می¬شدند و هنگام بازگشت مادر، تلاش می¬کردند به سرعت به او نزدیک شوند، اگرچه خشم خود را نیز به او بروز می¬دادند و گاهی در مقابل نزدیکی مقاومت می¬کردند (کرین، 1997، ترجمه فدایی، 1379).
اینثورث یادآور می شود که دلبستگی ایمن، محصول حساسیت مادرانه به علائم و نیاز های کودک است. اهمیت این نکته بدین خاطر است که کردار شناسان عقیده دارند که شکوفایی کودکان، مستلزم توجه به آنان است (کرین، ترجمه خویی نژاد و رجایی، 1384). البته، قابل ذکر است که پس از طبقه بندی اینثورث، روانشناسان، نوع دیگری از واکنش نوزاد را شناسایی کرده اند که بدان دلبستگی سازمان نا یافته می گویند. این کودکان، رفتارهای سازمان نایافته، که دارای نوعی بی ثباتی است را از خود نشان می¬دهند. این کودکان ترکیبی از گروه دوم و سوم را در واکنش های خود دارند و وقتی مادر، یا مراقب به خانه برمی¬گردد، رفتارهای متناقضی از خود نشان می¬دهند، زمانی با مادر رابطه برقرار کرده و زمانی از او اجتناب می¬کنند (سیگلمن و رایدر، 2012).
طبقه بندی بارتلمو
بارتلمو (1991)، نیز دلبستگی را به چهار طبقه تقسیم کرده است، که این چهار دسته بر اساس دو بعد از الگوی ذهنی مبتنی بر خود و الگوی ذهنی بر اساس دیگران تقسیم بندی می شود:
1-ایمن : فردی با چنین الگوی دلبستگی، الگوی مثبت از خود و دیگران دارد.
2- ترسو : چنین فردی الگوی منفی از خود و الگوی مثبت از دیگران دارد.
3-مطرود یا انکار کننده : چنین فردی دارای الگوی مثبت از خود و الگوی منفی از دیگران است.
4-آشفته، نگران یا دل مشغول : این افراد هم از خود و هم از دیگران، الگوی منفی دارند (بارتلمو و هورویتز ، 1991؛ به نقل از عظیمی معنوی، 1389).
بارتلمو عنوان می کند که سبک های دلبستگی ثابت هستند، چون حالت خود تقویتی دارند. بر اساس این دیدگاه، رفتارها بر اساس الگوی ذهنی فرد، از خود و دیگران تثبیت می شوند (بارتلمو و هورویتز، 1991؛ به نقل از عظیمی معنوی، 1389).
طبقه بندی هازن و شیور
هازن و شیور (1987)، نیز براساس نظریه دلبستگی بالبی، سبک هایی را مطرح کرده اند که این طبقه بندی از سبک های دلبستگی، مناسب بزرگسالان است (بشارت، شریفی و ایروانی، 1380). این محققان سبک های دلبستگی را برای بزرگسالان به دو صورت تعریف کرده اند: یکی بازنمایی های درونی یا الگوهایی که رفتار میان فردی یا پردازش اطلاعات را هدایت می کنند. و دیگری، راهبردها و شیوه های اختصاصی که افراد برای حفظ امنیت خود استفاده می کنند و بر اساس این دو تعریف، سه سبک دلبستگی را برای افراد بزرگسال پیشنهاد کرده اند:
1- سبک دلبستگی ایمن
افراد ایمن به راحتی می توانند با دیگران رابطه برقرار کنند و در جهت دریافت حمایت دیگران، از خود تمایل نشان دهند. کسانی که سبک دلبستگی ایمن دارند، تصور مثبتی از خود داشته و از دیگران نیز توقعات و انتظارات معقول و مثبتی دارند (هازن و شیور، 1987).

2- سبک دلبستگی مضطرب دوسو گرا
این افراد تمایل زیادی به برقراری ارتباط صمیمانه با دیگران دارند، اما در عین حال نگران این هستند که مورد پذیرش قرار نگیرند (سیگلمن و رایدر، 2012). آنان در صورتی احساس خوب نسبت به خود دارند که دیگران آنان را بپذیرند. این افراد تصور منفی از خود و تصور مثبت از دیگران دارند (هازن و شیور، 1987).
دلبستگی اجتنابی
برای این افراد مسئله مهم اتکا به خویشتن است، و زمانی که احتمال طرد شدن از سوی دیگران می رود، این افراد، می کوشند نیاز به دلبستگی را انکار کرده و تصویر مثبت خود را حفظ کنند. اشخاص دارای سبک دلبستگی اجتنابی، تصویر منفی از دیگران دارند (هازن و شیور، 1987).
رابطه سبک دلبستگی با بروز رفتارهای پر خطر
دلبستگی از عواملی است که می تواند نقش قابل ملاحظه ای در پیش گیری از بروز رفتارهای پر خطر و همچنین کمک کردن در برخورد با چالش داشته باشد. تحقیقات نشانگر آن است که الگوهای دلبستگی ناسالم که در دوره کودکی و در ارتباط با بزرگسالان مخوصا والدین شکل می گیرند، نقش قابل ملاحظه ای را در بروز مشکلات و آسیب های رفتاری ایفا می کنند. سبکهای دلبستگی ناایمن کودکان با الگوهای رفتاری سازش نایافته و کنش روانی-هیجانی در سالهای بعدی زندگی مرتبط می باشد. از سویی سبکهای دلبستگی، روشهای مواجه فرد با موقعیت های استرس زا را متاثر می سازد افراد ایمن ضمن تصدیق موقعیت به سادگی از دیگران کمک می گیرند، نشانه برجسته دو سوگراها حساسیت بیش از حد نسبت به عواطف منفی و نگاره های دلبستگی است به گونه ای که سد راه خود پیروی آن ها می شود. همچنین پژوهش های بسیاری نشان داده است که سبک های دلبستگی، به عنوان تحولی، در شکل گیری گرایش های شخصیتی و شکل گیری شخصیت تعیین کننده مهم هستند. چنانچه کارلستون و اسروف(1995) اهمیت کنش سازمانی سیستم دلبستگی را در یکپارچه کردن مولفه های عاطفی، انگیزش، شناختی و رفتاری مورد تاکید قرار داده اند. با وجود اینکه عوامل گرایش به رفتارهای پرخطر و هیجان خواهی بالا ممکن است یک کنجکاوی ساده باشد، اما بدون شک این گرایش ها می تواند با سبک های دلبستگی ارتباط داشته باشند. جدایی از منبع ایمن بخش می تواند با گسستگی ارتباط فرد با منابع انسانی واطراف و گرایش او به رفتارهای تکانشی و خطرناک برای فرار از ترس ها، اضطراب ها و غیره ارتباط داشته باشد. در واقع در شرایط استرس زا و موقعیت هایی که افراد دچار تغییرات همه جانیه جسمانی، روانی واجتماعی می شوند. نیاز به ایمنی جویی در افراد افزایش می یابد(خاستو، 2002؛ به نقل از سلیمی کوچی، 1393)

ویژگی های شخصیت
مبانی نظری شخصیت
تعریف مفهوم شخصیت امر دشوار است، و حتی بهترین تعاریفی هم که ارائه شده کاملاً انتزاعی هستند. مفهوم شخصیت در روان¬شناسی یک مفهوم رایج و معمول در عین حال فوق¬العاده غامض و پیچیده است. تمام تعاریف شخصیت سعی دارند نارسائی مفهوم آن را جبران کنند، اما وجود بیش از پنجاه تعریف متفاوت برای شخصیت حاکی از پیچیدگی آن است (گروسی فرشی و قاضی طباطبایی، 1380). شخصیت از واژه لاتین پرسونا گرفته شده است که به نقابی اشاره دارد که هنر پیشه¬ها در نمایش به صورت خود می¬زدند. بنابراین، بر اساس ریشه این کلمه ممکن است نتیجه¬گیری شود، که شخصیت به ویژگی¬های بیرونی و قابل مشاهده اشاره دارد. پس شخصیت ما در قالب تأثیری که بر دیگران می¬گذاریم، تعریف می¬شود. اما آیا هنگامی که واژه شخصیت را به کار می¬بریم تمام منظور ما همین است؟ آیا ما فقط درباره آنچه می¬توانیم ببینیم حرف می¬زنیم؟ البته منظور ما چیزی بیشتر از این است یعنی مقصود ما در نظر داشتن بسیاری از ویژگی¬های فرد است. کلیت یا مجموعه¬ای از ویژگی¬های مختلف که از ویژگی¬های جسمی سطحی فراتر می¬رود. این واژه تعداد زیادی از ویژگی-های ذهنی، اجتماعی و هیجانی را نیز در بر می¬گیرد. ویژگی¬هایی که ممکن است نتوانیم بطور مستقیم ببینیم و شخص امکان دارد آن¬ها را مخفی نگه دارد. این امکان نیز وجود دارد که هنگام استفاده از واژه شخصیت منظورمان ویژگی¬های پایدار باشد (کارسون ، 1989، به نقل از کاظمی، 1390). تعریف ما از شخصیت ممکن است عقیده بی¬نظیر بودن انسان را نیز شامل باشد. ما شباهت¬هایی را در بین مردم می¬بینیم، با این حال احساس می¬کنیم که هر یک از ما ویژگی¬های خاصی داریم که ما را از دیگران متمایز می¬سازد. بنابراین، می¬توانیم بگوییم که شخصیت مجموعه¬ای از ویژگی¬های پایدار و بی¬نظیر است که ممکن است در پاسخ به موقعیت-های مختلف تغییرکند (شولتز و شولتز، 2007؛ ترجمه¬ی سید محمدی، 1391). حتی این تعریف تعریفی نیست که همه روان¬شناسان با آن موافق باشند. برای رسیدن به دقت بیشتر، باید ببینیم هریک از نظریه¬پردازان شخصیت چه منظوری از این اصطلاح دارند، نظریه¬های شخصیت اگرچه یکی از جالب¬ترین مباحث روانشناسی هستند، اما در کل نمی¬توانند از چند رویکرد اصلی فراتر روند. در ادامه به هر کدام از این رویکردها نگاهی اجمالی می-اندازیم.
رویکرد روان¬کاوی
فروید یکی از نخستین نظریه پردازانی است که در مورد شکل¬گیری ابعاد شخصیت، در سال¬های نخستین کودکی و نقش آن در ساختار شخصیت بزرگسالی انسان تأکید ورزیده است. به گمان فروید، شخصیت در پایان پنجمین سال زندگی شکل می¬پذیرد و رشد آینده این فرآیند با ساختار اصلی آن رابطه نزدیکی دارد. فروید در نظریه روان¬کاوی معتقد است، که رفتار انسان از تعارضها و کشمش¬های بین انگیزه¬ها، سائق¬ها و نیازها ناشی می¬شود. این رویکرد بر نیروهای ناهشیار یعنی بر امیال جنسی و پرخاشگری با پایه زیستی و تعارضهای اجتناب ناپذیر اوان کودکی که شکل¬دهنده شخصیت می¬باشند تأکید دارد. در آخر فروید معتقد است، که شخصیت انسان در پاسخ به چهار منبع اصلی تنش، فرایندهای رشد فیزیولوژیکی، ناکامی¬ها، تعارض¬ها و تهدیدها رشد می¬کند. نو روان-کاوان پس از فروید هم این هدف را دنبال می¬کردند که یا نظریات او را گسترش دهند و یا مکمل آن باشند. این نظریه¬پردازان در بسیاری از نکات با هم اختلاف دارند، اما به خاطر مخالفت با تأکید فروید بر غرایز به عنوان برانگیزاننده اصلی رفتار انسان و دیدگاه شخصیت جبرگرایانه او اتفاق نظر دارند (گروسی فرشی و قاضی طباطبایی، 1380).
رویکرد پویایی روانی-اجتماعی رفتار انسان
از میان روان¬پزشکان و روانشناسانی که تحت تأثیر رویکرد روان کاوی فروید بودند، تنها عده معدودی توانستند به نوآوری¬هایی قابل توجه دست بزنند. آن عده که باعث تغییرات اساسی در نظریه روان¬پویایی شدند، پیروان مکتب روان¬شناسی اجتماعی بودند. این افراد تحت تأثیر علوم اجتماعی جدید و به خصوص مردم ¬شناسی به این نتیجه رسیدند، که فرد عمدتاً محصول اجتماعی است که در آن زندگی می¬کند. یعنی شخصیت انسان بیشتر از عوامل بیولوژیک، به وسیله عوامل و نیروهای اجتماعی شکل می¬گیرد، در صورتی که طرفداران دیدگاه روان¬پویایی به عوامل بیولوژیک اهمیت می¬دادند (فیست و فیست، 2013؛ ترجمه¬ی سید محمدی، 1393). آدلر ، هورنای ، فروم و سالیوان از جمله کسانی بودند که سعی کردند از مفاهیم فیزیولوژیک و فیزیک قرن نوزدهم که در نظریات فروید تأثیر بسزایی داشتند، فاصله بگیرند و مفاهیم جدید روان¬شناسی اجتماعی را در روان¬کاوی وارد کنند. به این ترتیب آن-ها، شخصیت و روان انسان را از دیدگاه متفاوت¬تری مطرح کردند. این نظریه پردازان سعی کردند عوامل و شرایط فرهنگی و اجتماعی را که در تکامل شخصیت انسان حائز اهمیت بسیاری هستند، در نظر بگیرند. البته هر یک از آن¬ها بر جنبه¬های متفاوتی از عوامل فرهنگی تأکید داشتند (شاملو، 1385).
روان¬شناسی فردنگر آدلر از لحاظ تمرکر بر بی¬همتا بودن فرد، هوشیاری و نیروهای اجتماعی به جای نیروهای زیستی، با روانکاوی فروید تفاوت دارد. روان-شناسی او نقش میل جنسی را به حداقل می¬رساند. احساس حقارت منبع تمام تلاش¬های انسان هستند و این تلاش¬ها برای جبران کردن این احساس می¬باشد. هدف اصلی ما برتری و کمال است، یعنی کامل و یکپارچه کردن شخصیت. ترتیب تولّد تأثیر اجتماعی مهمی در کودکی است که سبک زندگی فرد از آن به وجود می¬آید. برداشت آدلر از ماهیت انسان امیدوار کننده است. از نظر آدلر، افراد بی¬همتا هستند و از اراده آزاد و توانایی شکل دادن به رشد خود برخوردارند. گرچه تجربیات کودکی مهم هستند ولی ما قربانی آن¬ها نیستیم. روش¬های ارزیابی آدلر عبارتند از: ترتیب تولد، خاطرات قدیمی و تحلیل رویا (سیاسی، 1386).
اریک فروم معتقد بود که هر چه انسان¬ها در طول تاریخ آزادی بیشتری به دست آوردند، بیشتر احساس تنهایی و انزوا کردند. هر چه انسان¬ها آزادی کمتری داشتند، احساس تعلق¬پذیری و امنیت آن¬ها بیشتر بود. برداشت فروم از ماهیت انسان خوشبینانه است. ما از توانایی شکل دادن به شخصیت و جامعه خود برخورداریم، هدف نهایی و اساسی زندگی تحقق بخشیدن به استعدادها و قابلیت¬های ماست (سیاسی، 1386).
کارن هورنای از نظر دیدگاهی که درباره روانشناسی زنانه داشت به جای تأکید بر نیروهای زیستی به عنوان شکل دهنده¬های شخصیت، بر نیروهای اجتماعی تأکید داشت و با فروید تفاوت زیادی دارد. نیاز به امنیت ، به رها بودن از ترس اشاره می¬کند. وقتی امنیت تضعیف می-شود، خصومت به وجود می¬آید. سرکوب کردن خصومت به اضطراب بنیادی منجر می¬شود که به صورت احساس تنهایی و درمانده بودن در دنیای خصمانه تعریف می¬شود. کارن هورنای ده نیاز روان رنجور را مطرح کرد که بعداً آن-ها را در سه گرایش روان رنجور طبقه بندی کرد: حرکت به سوی مردم، حرکت علیه مردم و حرکت به دور از مردم (سیاسی، 1386).
در نهایت نظریه سالیوان به نامی معروف است که می-توان از آن در فارسی به نظریه پزشکی تأثیر متقابل اشخاص تعبیر کرد. در این نظریه او ضمن بیان معنی شخصیت و مراحل مختلف آن، درباره مفاهیمی

پایان‌نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد رشته روان شناسی بالینی- قسمت 4

چون تنش ، اضطراب ، خود، خویشتن و واحد¬های پویا به تأکید سخن می¬گوید (سیاسی، 1386).
نظریه¬های پدیدار شناختی
آبراهام مازلو ، از جمله کسانی است که شخصیت را از دیدگاه پدیدار شناختی بررسی می¬کند. مازلو معتقد است که مردم دارای یکسری نیازها هستند. این نیازها، شامل نیازهای فیزیولوژیکی ، عینی ، و نیازهای آرمانگرانه انتزاعی است، و یادآور می¬شود تا زمانی که اغلب نیازهای اساسی¬تر برآورده نشود، نیازهای آرمانگرایانه طرح نمی¬شود. مازلو به خاطر توجه و علاقه¬اش به بهینه¬سازی وضعیت انسانی و ویژگی¬های مردم، معمولاً سوگیری انسان گرایانه در پیش می¬گیرد (فیست و فیست، 2013؛ ترجمه¬ی سید محمدی، 1393).
دیدگاه رفتار¬گرایی
عده¬ای از روان¬شناسان آمریکایی، جریان شرطی شدن کلاسیک را اساس تدوین یک مکتب روان¬شناسی علمی، عینی و آزمایشگاهی قرار دادند. معروف¬ترین این مکتب جان بی واتسون بود. طرفداران این مکتب، براساس پشتوانه آزمایشی و علمی، تلاش کرده¬اند اکتشافات و نظریات خود را تا حد امکان بر پایه¬ای روشن و دقیق استوار کنند، که قابل آزمایش، تکرار پذیر و قابل پیش¬بینی باشد. مکتب رفتارگرایی براساس مفاهیم یادگیری بنا شده است. نظریه یادگیری شرطی، به نام نظریه S-R نیز معروف است. مفهوم اصلی در این نظریه عادت است که در اثر ارتباط بین محرک خارجی و پاسخ به وجود می¬آید (هرگنهان ، و السون ، 2002، ترجمه¬ی¬ سیف، 1386). اسکینر معتقد بود که رفتارهای انسان عمدتاً براساس یادگیری به وجود می¬آیند و بر اثر یادگیری هم تغییر می¬کنند. یعنی آنچه را که ما روان می¬نامیم و اسکینر رفتار بشری می¬خواند، اعم از دانش، بینش، زبان، مهارت¬ها، ارزش¬ها، خصوصیات شخصیت و همچنین خود شخصیت همگی از طریق آموختن شکل گرفته و تکامل می¬یابند. بنابراین، شناخت قوانین یادگیری، کلید شناخت رفتار انسان است (فیست و فیست، 2013؛ ترجمه¬ی سید محمدی، 1393).
رویکرد تحلیل عوامل
بقراط چهار تیپ از افراد خوشحال، غمگین، تندخو و بی¬احساس را از هم متمایز می¬سازد و علل آن¬ها را مایعات درونی بدن یا مزاجها می¬داند. این خط فکری تا زمان معاصر با کارهای آلپورت به صورت نظری و کتل و آیزنگ به صورت تجربی ادامه یافته است. آلپورت، کتل و آیزنگ توافق دارند که صفات شخصیت تحت تأثیر وراثت قرار دارد و تحقیقات اخیر نیز پایگاه زیستی صفات اصلی شخصیت را به اثبات رسانده است. در دهه 80 مدل-های گوناگونی بر اساس رویکرد صفات و روش تحلیل عوامل برای تعیین ساخت شخصیت معرفی شده است و در دهه 90 همگرایی این مدل¬ها بر اساس ملاکهایی که توسط دانشمندان مختلف ارائه شده، امکان¬پذیر گشته است. امروزه شیوه تحلیل عوامل در تبیین ساختار شخصیت بر اساس صفات، پیشگام¬ترین روش است، که افق¬های جدیدی به روی روان¬شناسان شخصیت گشوده است (گروسی فرشی و قاضی طباطبایی، 1380).

ریشه های تاریخی نظریه پنج عامل بزرگ
مدل پنج عاملی شخصیت، یک سازمان سلسله مراتبی از صفات شخصیتی است که برحسب پنج بُعد اساسی: برونگرایی، روان رنجورخویی، گشودگی، وظیفه شناسی و توافق تدوین یافته است. این ابعاد به عنوان پنج عامل بزرگ خوانده می شوند و این بزرگی نه به دلیل عظمت آنها، بلکه به دلیل گسترده و انتزاعی بودن آنها است (مک کری و کاستا، 1997). اگرچه تحقیقات بر روی پنج عامل بزرگ تنها در چند سال اخیر رواج یافته است، ولی تاریخچه این رویکرد را می توان به بیش از صد سال قبل به کارهای فرانسیس گالتون نسبت داد و تاریخچه آن، به آنچه که به عنوان فرضیه واژگانی شناخته شده است برمی گردد. اساس منطق فرضیه واژگانی آن است که نیاز همه ما به دانستن در مورد شخصیت از طریق زبان طبیعی حاصل می شود، یعنی واژه هایی که ما به طور معمول (و گاهی اوقات غیرمعمول) برای توصیف خودمان و یا دیگران استفاده می کنیم، شامل تمام اطلاعات اساسی برای پی بردن به ابعاد اساسی شخصیت انسان می باشد (هرگنهان و اولسون، 1999).
گالتون (1884 به نقل از هرگنهان و اولسون، 1999)، بدون استفاده از تحلیل عاملی، لغات و واژه ها را از فرهنگ لغتی که توصیف کننده شخصیت بود، جمع آوری نمود و ملاحظه کرد که بسیاری از کلمات در معنی سهم یکسانی دارند. چند سال بعد ترستون (1934 به نقل از هرگنهان و اولسون، 1999)، که در گسترش تحلیل عوامل موثر بود، از یک روش چک لیست- صفاتی، که در آن برای آزمودنیها یک لیستی از 60 صفت توصیفی شخصیت فراهم کرده بود استفاده کرد و از آنها خواسته شد تا در مورد خود و اشخاص دیگر هم فکر کنند و هر یک از صفات آنها را که توصیف کننده شخصیت آنان می باشد، مشخص کنند. عوامل مشخص شده توسط ترستون، تحلیل شد و نتایج داده ها نشان داد که پیچیدگی شخصیت انسان را می توان تنها به پنج عامل بزرگ عمده توصیف کرد. به هر حال، او مشخص نکرد که آن پنج عامل ممکن است همان پنج عامل بزرگ باشد (هرگنهان و اولتسون، 1999).
سپس آلپورت و آدوبرت (1936 به نقل جان، رابینز و پروین ، 2008) یک مطالعه بنیادی را در لغات و اصطلاحات مربوط به شخصیت را در یک فرهنگ لغات انگلیسی به طور کامل و مفصل انجام دادند. آنها کلیه لغاتی را گردآوری کردند که می توانست برای «تفکیک رفتار یک فرد از دیگران» به کار رود. فهرست تکمیلی آنها بالغ بر تقریباً 18000 اصطلاح بود. آلپورت و ادوبرت سعی کردند این مجموعه را که بوجود آورده بودند به نظم درآورند. آنچه آنها از این فرهنگ لغات بدست آوردند را در چهار طبقه عمده طبقه بندی کردند: 1- صفات شخصیتی 2- حالات موقتی، خلق ها و فعالیتها 3- ارزیابی قضاوتی رفتارهای شخصی 4- ویژگی های فیزیکی، تواناییها و استعدادها (جان و همکاران، 2008، به نقل از پورسردار، 1387).
تلاشهای اولیه کتل برای طبقه بندی مجدد کار آلپورت و ادوبرت (1936) برخی از ساختارهای اولیه را برای یک طبقه بندی علمی از واژه های شخصیتی فراهم نمود. برای دستیابی به چنین طبقه بندی، کتل (1943) از فهرست آلپورت و ادوبرت بعنوان نقطه شروع برای مدل چند بعدی ساختار شخصیت خود استفاده کرد. بدلیل بیش از حد طولانی بودن فهرست، که موجب پایمال شدن اهداف پژوهش می شد، کتل با زیرمجموعه ای از 4500 اصطلاح صفتی، کار خود را شروع کرد. کتل با استفاده از هر دو روش تحلیل خوشه ای معنایی و تجربی و تحلیل واژگانی، تعداد 4500 اصطلاح صفتی را فقط به 35 متغیر تقلیل داد. یعنی کتل بیش از 99% از اصطلاحات آلپورت (1937) را کاهش داد. این مجموعه کوچک از متغیرها، کتل را قادر به انجام چند تحلیل عامل غیرمستقیم نمود و نتیجه گیری کرد که او 12 عامل را بدست آورده است، هر چند که عاملها سرانجام به بخشی از پرسشنامه 16 عامل شخصیتی کتل تبدیل گردید (کتل، ابر و تاتسوکا، 1970؛ به نقل از پورسردار، 1387).
مطالعات کتل براساس درجه بندی خصوصیات، به وسیله مطالعات دقیق و ماهرانه فیسک (1949) به منظور اصلاح کارهای کتل شروع شد. او با به کارگیری 22 مقیاس دوقطبی کتل نتوانست به بیشتر از پنج عامل ترکیبی دست یابد. به لحاظ وجود ابهام در معنای این عوامل، فیسک تفسیری ارائه داد که از دیدگاههای معاصرش خیلی متفاوت نبود. در اواخر سال 1950 نیروی هوایی آمریکا تلاش نمود که اثربخشی کارکنان خود را پیش بینی کند و این امر به عهده تیوپس و کریستال (1961) گذاشته شد. آنها تحلیل عوامل خود را براساس 35 مقیاس دو قطبی کتل که در مطالعه قبلی خود نیز آن را به کار برده بودند گزارش کردند. آنها نیز همانند فیسک که قبلاً گفته شده نتوانستند پیچیدگی نظریه کتل را در بررسی خود بپذیرند اما به رغم فیسک، وجود پنج عامل را در بررسی شرح حالها تائید کردند. این ساختار پنج عاملی بعدها توسط نورمن (1963)، بورگاتا (1964). دیگمن و تاکموتو- چوک (1981) تکرار شد (جان و همکاران، 2008). نیوپس و کریستال کار قبلی کتل و همبسته های فیسک را دوباره مورد تحلیل قرار دادند و تمام آنها را در پنج عامل قابل قبول به نامهای شادخویی ، دلپذیر بودن ، قابلیت اطمینان ، ثبات عاطفی و فرهنگ یافتند. متاسفانه مطالعه تیوپس و کریستال در یک گزارش صنعتی ناشناخته نیروی هوایی منتشر شد و در واقع برای تمام محققین شخصیت ناشناخته ماند و این زمانی بود که انتشارات کتل و آیزنگ بر ادبیات ساخت شخصیت، مدلهای پیشرفته اتخاذ شده از روشهای تحلیل عوامل، غلبه داشتند.
امّا، نورمن (1963) این گزارش را دید و ساخت پنج عاملی را دوباره به عنوان پیشنهادی برای ابعاد صفات تحت عنوان «قدمی بسوی طبقه بندی مناسب صفات ویژه شخصیت» منتشر نمود. نورمن (1967) فهرست جامعی از اصطلاحات توصیفی شخصیت که در 75 طبقه معنایی مرتب شده بودند را تالیف کرد. گلدبرگ (1981، 1982) از این فهرست برای روشن نمودن ماهیت و ترکیب عوامل گسترده و برای ازمون کردن ثبات و تعمیم پذیری آنها از طریق تغییر در روش تحقیق و منابع داده ها استفاده کرد. گلدبرگ (1990) با استفاده از فهرست نورمن (1967) پرسشنامه ای از 1710 صفت را ساخت که شرکت کنندگان می توانستند با استفاده از آن شخصیت خودشان را درجه بندی کنند (فراهانی، به نقل از پورسردار، 1387). گلدبرگ بر اثر نتایج تحقیقات آزمایشی جامع خود به این نتیجه رسید که شخصیت را می توان به وسیله پنج عامل شخصیت مشخص نمود. در سال 1985 مک کری و کاستا که تحقیقات گلدبرگ به عنوان نیروی محرکه آنها محسوب می شد، مدل پنج عاملی خود را مطرح کردند (هرگنهان و اولسون، 1999).
آنها به 40 مقیاس درجه بندی گلدبرگ که قبلاً تدوین شده بود، 40 مقیاس دیگر نیز اضافه نموده و بر روی آزمودنیها اجرا کردند. پاسخها توسط چهار یا پنج نفر از همسالان که آزمودنیها را خوب می شناختند درجه بندی گردیدند. سپس تحلیل عاملی 80 مقیاس، همان پنج عامل شناخته شده را نشان داد (گروسی، 1381). مک کری و کاستا (1985) مدل پنج عاملی را براساس مفاهیم شخصیتی مبتنی بر نظریه ها، مشاهدات بالینی، مطالعات کتابخانه ای و از انواع رویه های ارزیابی مستدل کرده اند (کوپر و پروین، 1998).
با شکل گیری نظریه پنج عامل بزرگ شخصیت، تحقیقات زیادی به منظور بررسی میزان کارآیی، ارزش کاربردی، اعتبار و روایی آن صورت گرفته است. مک کری و کاستا (1985 و 1987) نشان دادند که در تمام پنج عامل شخصیت، یکپارچگی و جامعیت وجود دارد و یافته های مشابهی نیز توسط گلدبرگ (1989)، تندروف (1990)، تراپنل و ویگینز (1990) به دست آمده است (کوپر و پروین، 1998، به نقل از پورسردار، 1387).

مدل پنج عاملی در فرهنگهای مختلف
شخصیت پنج عاملی در بین فرهنگهای مختلف نیز مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش برای طبقه بندی در زبانها و فرهنگهای مختلف می تواند سودمندی یک طبقه بندی را در زمینه های فرهنگی و زبانی نشان داده و آزمونی برای جهان شمول بودن و تنوع و پراکندگی رمزگردانی تفاوتهای فردی در میان زبانها و فرهنگها باشد (گلدبرگ، 1981، به نقل از علیکی، 1387). اولین طبقه بندی غیرانگلیسی شامل زبانهای هلندی و آلمانی بود که با زبان انگلیسی ارتباط نزدیکی دارند. در هلند پژوهشی که توسط هافسته، دی راد و همکاران (1997) انجام شد، نتایج با پژوهش آمریکایی- انگلیسی یکسان بود. با این تفاوت که در نسخه هلندیپنجمین عامل بر غیرسنتی و عصیان تاکید دارد. در حالیکه در یافته های انگلیسی به عنوان تعقل و تصور شناخته می شود. پژوهش پنج عامل شخصیتی بر مبنای فرهنگ لغات آلمانی توسط آنجلینز، آستندروف و جان (1990) شروع شد، مطالعه آنها براساس مفاهیم نمونه ای بود. آستندورف (1990) مهمترین صفات نمونه ای را در طبقه بندی آلمانی انتخاب و از تحلیل عاملی روی 350 صفت پنج عامل بزرگ را به دست آورد (همان منبع).
مطالعه پنج عامل شخصیت در دامنه وسیعی از زبانها و فرهنگ های دیگر همچون چینی (چونگ و باند ، 1990)، روسی (شملایوف و پوخیلکو ، 1993)، مجارستانی (سزیرماک و دی راد ، 1994)، لهستانی (سزاروتا ، 1995)، چکسلواکی (هربیکوا و آستندورف ، 1995)، ایتالیایی (دی راد، دای بلاس و پریوجینی ، 1998)، اسپانیایی (بنت- مارتینز و والر ، 1997) و ترکی (سومر و گلدبرگ ، 1999) به عمل آمده است. محققان، تحقیقات گروه های واژگانی را در صفات شخصیت با مراجعه به فرهنگ لغات زبان بومی خود شروع کردند. البته، همه داده ها مورد تحلیل قرار نگرفته و بعضی مسائل روش شناختی نیز احتمالاً بر بعضی از نتایج تأثیر گذاشته است (جان و همکاران، 2008، همان منبع).
یکی از بزرگترین مسائل، مربوط به ترجمه این صفات است. در اکثر زبان ها، ترجمه کلمه به کلمه امکان پذیر نیست و حتی لغات هم ریشه نیز ضرورتا به یک معنی به کار نمی رود. بنابراین، اصطلاحی مثل خونگرم (که یک صفت مربوط به برون گرایی است)، در ترجمه نادرست از ژاپنی به انگلیسی به اصطلاح با عاطفه (که یک صفت توافق است) تبدیل شده و می تواند پژوهشگران را با این سوال روبرو کند که آیا آنها در هر دو زبان، عامل یکسانی را به دست آورده اند. بنابراین، هافستی و همکاران (1997) به 126 کلمه دست یافتند که به راحتی به زبان های انگلیسی، هلندی و آلمانی ترجمه شود و معانی قابل مقایسه ای در هر سه زبان داشته باشند. این یافته ها به جزء یک استثنا مهم، بر هماهنگی قابل ملاحظه این سه زبان دلالت دارد و آن عامل گشودگی است. گشودگی در دو زبان آلمانی و انگلیسی شبیه یکدیگر بودند ولی این عامل در زبان آلمانی نه تنها صفات مورد انتظار در کلمات خرد و تخیل (یعنی خلاق، مبتکر و تخیلی) را شامل بود، بلکه صفات مورد تاکیدی را که با کلمات غیرمتعارف بودن و سرکشی مرتبط است نیز دربر می گرفت. تفاوت های مشابهی در مورد گشودگی نیز در مطالعات ایتالیایی و مجارستانی ها در صفات دیده شده است (کاپرارا و پروگینی، 1994؛ ترجمه جوادی و کدیور 1381، به نقل از پورسردار، 1387).
بعضی از محققان معتقدند که به بیش از پنج عامل جهت تعریف کامل شخصیت افراد نیازمند است. به طوری که بنت- مارتینز و والر (1997)، عاملی به نام خود ارزیابی مثبت و منفی را برای زبانهای مختلف پیشنهاد می کنند و اشتون و همکاران (2004)، معتقدند که یک عامل به نام درستی- تواضع باید به عوامل دیگر اضافه گردد. ولی مک کری و کاستا (1997)، موضعی قوی در این باب گرفته و معتقدند که ساختار پنج عاملی شخصیت، جهانی است. شواهد گسترده آنها براساس ترجمه ابزار پنج عاملی خودشان به نام (سیاهه تجدیدنظر شده شخصیت) بود، که در مدت کوتاهی به چندین زبان ترجمه شد و در واقع، همان پنج عامل عمده با نظم زیادی به دست آمد. البته، وقتی پژوهشگران اصطلاحاتی بومی را که از زبان کشورهای مورد مطالعه گرفته شده است به این ابزار اضافه می کنند، یافته ها، شکل پیچیده تری پیدا می کنند (ساسروگلدبرگ، 1996؛ نقل از جان و پروین، 2001 ترجمه جوادی و کدیور، 1381، همان منبع).
به عبارت دیگر، این یافته ها، بسته به این که صفات موردنظر به اعضاء یک فرهنگ «تحمیل شده باشد» و یا از درون خود آن فرهنگ اخذ گردیده باشد، احتمالاً متفاوتند. در واقع، بعضی نیز بر این باورند که ممکن است عوامل شخصیتی دیگری نیز وجود داشته باشند که خاص بعضی از فرهنگ هاست. برای مثال، سنت چینی (چونگ و دیگران، 1996)، که شامل ارزش ها و نگرش های مهم این جامعه است، می تواند یک عامل تأثیرگذار بالقوه باشد. بدون تردید، وجود عوامل خاص یک فرهنگ، قطعی است، ولی به تایید و تکرار بیشتری نیاز هست تا بتوان این عوامل را به عنوان واقعیات تجربی در نظر گرفت. برای مثال، این امکان وجود دارد که این عوامل از نوع صفات شخصیتی نبوده و شکلی از تفاوت های فردی، مانند نگرش ها و باورها باشند (مانند محافظه کار یا آزادیخواه). به طور خلاصه، شواهد در حال افزایشی (ولی هنوز محدود) وجود دارد که نشان می دهد افراد متعلق به فرهنگ های متفاوت و گویش های گوناگون، خصوصیات شخصیتی افراد را شبیه به پنج عامل عمده استنباط می کنند. دی رند، پروجینی و همکاران (1998) به این نتیجه رسیدند که «خطوط کلی الگوی پنج عاملی، بهترین فرضیه عملی برای معرفی جامع ساختار صفات است» (جان و پروین؛ ترجمه جوادی و کدیور،1381).
پنج بزرگ ایرانی (گردون)
مطالعه شخصیت پنج عاملی در فرهنگ ایرانی و زبان فارسی نیز تحقق یافته است. این پژوهشگران (فراهانی، فرزاد و فتوحی، 1382) در مرحله اول از بررسی چهار فرهنگ فارسی و حدود چهل کتاب داستان از نویسندگان معروف و صاحب سبک حدود 12000 واژه مربوط به صفات، حالات و فعالیت هاگردآوری کردند. پس از چند مرحله، یک فهرست 76 واژه ای از صفات در زبان فارسی فراهم آمد. برای هر یک از این واژه ها یک عبارت به صورت اول شخص مفرد نوشته شد (خودسنجی)، و مقیاس نهایی روی دانشجویان دانشگاههای تهران مطالعه مقدماتی گردید. پژوهشگران با بررسی مجدد و دقیق تر، فهرست 1037 واژه ای شخصیت را بازنگری کرده و یک مقیاس 126 ماده ای برای مطالعه شخصیت پرورش دادند. پژوهشگران ایرانی در نهایت همانند سایر محققین از طریق تحلیل عاملی برای ارزیابی شخصیت پنج عامل را بدست آوردند، که با توجه به فرهنگ و زبان ایرانی ساخته شده اند (همان منبع).
ابعاد شخصیت براساس مدل پنج عامل بزرگ شخصیت
مدل پنج عامل بزرگ، که توسط مک کری و کاستا طرح شده است، پنج بعد اساسی را برای شخصیت معرفی می کند و هر بعد در برگیرنده تعدادی از صفات خاصی است که مجموع آن صفات یک عامل شخصیتی را تشکیل می دهد.
عامل گشودگی (o)
این عامل میزان انعطاف پذیری افراد را در برابر تجارب تعیین می کند. آن دسته از افرادی که در این عامل نمرات بالایی می گیرند، عقاید و ارزشهای جدید و غیرمتعارف را بیشتر می پذیرند و همچنین هیجانهای مثبت و منفی را بیشتر و عمیق تر تجربه می کنند.
صفات