Daily Archiv: دوشنبه - 15 ژانویه 2018

همراهی آرتریت روماتوئید و نقرس: گزارش مورد و مروری بر مقالات

مجــلــــــه دانشــــگاه عــلـــــوم پـزشـــکـــــی مـــازنــــــدران دوره بیست و یکم ویژه نامه 1 اسفند سال 1390 (327-323)

همراهی آرتریت روماتوئید و نقرس: گزارش مورد و مروری بر مقالات

سید علی حسین خاوری

چکیده
نقرس و آرتریت روماتوئید بیماری های نسبتا شایعی هستند ولی همراهی این دو بیماری بسیار کم گزارش شـده اسـت. در این مقاله به معرفی بیماری میپردازیم که 20 سال به عنوان آرتریت روماتوئید تحت درمان بوده و تشخیص نقرس همراه به علت وجود ضایعات ندولار در مفاصل پا،Tap ندول و دیدن کر یـستال هـای اسـید اوری کـی داده شـده اسـت . در بیمـارانآرتریت روماتو ئید که تورم شدید مفصل وجود دارد پزشکان باید از مایع سینوویال جهت بررسی بهره گیرند ؛ خـصوصاً دربیماران مسن مبتلا به آرتریت روماتوئید که دچار نارسایی کلیه یا درگیری اندام های تحتانی میباشند. بـرعکس در بیمـاراننقرس با درگیری پلی آرتیکولار باید آرتریت روماتوئید را نیز در نظر گرفت.

واژه های کلیدی: آرتریت روماتوئید، نقرس، بیماری های سیستم ایمنی

مقدمه
نقرس و آرتریت روماتوئید(RA) بیماری های نـسبتاً حدود ده هزار نفر باشد شد (4). اما بـا ایـن حـال همراهـیشایعی میباشند. آرتریت روماتوئید بیماری مـزمن چنـد این دو بیماری بسیار کم گزارش شده است. در ایـن مقالـه سیستمی است که بـارزترین علامـت آن التهـاب دایمـی به معرفی بیماری می پردازیم که 20 سال علـت آرتریـتبافــت ســینوویال بــا درگیــری قرینــه مفاصــل محیطــی روماتوئید تحت درمـان بـوده و تـشخیص نقـرس همـراه می باشد(1). نقرس بیماری اختلال متابولیسم پورین اسـت به علت وجود ضایعات ندولار در مفاصل پا ، Tap نـدول که ب ه طور مشخصی با افزایش اسیداوریک، دوره های حـاد و دیدن کریستال های اسید اوریکی داده شده است.
و مزمن آرتریت و رسوب کریستال های منوسدیم اورات
در بافت همبند و کلیه همراه است. در نقرس مفاصـل بـه شرح مورد
صورت انفرادی یا غیرقرینه درگیری می شوند(2). آرتریـت خانم 54 ساله ای به علت درد و تورم مفاصل کوچک روماتوئید در 2-3 درصـد جامعـه مـشاهده مـی شـود کـه دسـت و پـا بـرای 20 سـال بـه پزشـک روماتولوژی ست نسبت درگیری زن به مرد 3 به 1 می باشـد، در حـالی کـه مراجعه کرده اسـت . درد همـراه بـا خـشکی صـبحگاهی نقرس 25/0 درصد جمعیت را درگیر می کند و 90 درصد 2 ســاعته بــود. بیمــار ســابقه خــانوادگی نقــرس، ســابقه افراد مبتلا مرد می باشند(3). 10 درصـد بیمـاران آرتریـت مصرف الکل، دیورتیـک و دیابـت را نداشـت. بیمـار در روماتوئید، هیپراوریسمیک هستند؛ بنابراین موارد همزمـان معاینه تورم و حساسیت در مفاصل کوچک دست و پا و بیمـاری آرتریـت روماتوئیـد و نقـرس در آمریکـا بایـد محدودیت حرکتی در مفاصل کوچک دست و پا و مچ
مولف مسئول: سید علی حسین خاوری- ساری: کیلومتر 18 جاده خزر آباد، مجتمع دانشگاهی پیامبر اعظم، دانشکده پزشکی E-mail: [email protected] فوق تخصص روماتولوژی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی مازندران
) تاریخ دریافت : 11/9/89 تاریخ ارجاع جهت اصلاحات : 3/2/90 تاریخ تصویب : 10/7/90

در رادیو گرافی دست چپ تـورم نـدولار در اولـین MTP همراه با اروز یـون و دفـورمیتی و در رادیـوگرافی دست راسـت ، کارپ یـت مـچ دسـت مربـوط بـه آرتر یـت روماتوئید همراه استئوپروز جنرالیزه مشاهده شد (تصویر شماره 3).
دست و پا، دفورمتی از نـوع cock upو Hammer toeو برجستگی های ندولار در اولین MTPو PIP پای راست و ند ول در PIP انگـشت کوچـک دسـت چـپ دا شـت. تــورم در مفاصــل MCP و مــچ دســت راســت (تــصویر شماره 1) و دفورمیتی و ندول در مفاصل PIP و MTP پا (تصویر شماره 2) مشاهده گردید.
همراهی آرتریت روماتوئید و نقرس

تصویر شماره 3 : گرافی چپ: تورم ندولار در اولـین MTP همـراه بـا اروز یـون و

در تخلیه نـدول ازMTP مـاده سـفید رنگـی خـارج گردیــد کــه در زیــر میکروســکپ نــوری (پلاریــزه)، کریستال های اسید اوریک به میزان زیاد یافت شد. کشت مایع مفصلی منفی بود. در آزمایشات ESR= 85 mm/hr و 2+ CRP= ، هموگلــــوبین 5/8 ، ـلکوســـ یتوز 12000 سلول در هر میلیمتـر مکعـب، کـراتینین 4/1 می لـی گـرم درصد، اسید اوریک 6/8 و روماتوئید فـاکتور منفـی (بـاروش آگلوتیناسیون لاتکس) گزارش شد.
دفورمیتی – گرافی راست:کارپیت مچ دسـت مربـوط بـه آرتر یـت روماتوئ یـد همـراه
استئوپروز جنرالیزه

بحث
همراهـی آرتریـت روماتوئیـد و نقـرس بـسیار نـادر است. اولین مورد تایید شده همراهی ایـن دو بیمـاری درسال 1996 گزارش شد(5). تاکنون 24 مـورد از همراهـیRA و نقرس به صورت گزارش مورد معرفی شده است.

324 سید علی حسین خاوری

در سال 2007،Kuo و همکارانش یافته های حاصلاز بررسی 8 بیمارکه همزمان مبتلا به آرتریت روماتوئیـدو نقرس بودند را با 31 بیمار کـه تنهـا مبـتلا بـه آرتریـتروماتوئید بودنـد مقایـسه نمودنـد. بیمـارانی کـه بـه طـورهمزمـان بـه آرتریـت روماتوئیـد و نقـرس مبـتلا بودنـد، مـسن تـر (014/0p=) و بـه طـور عمـده مـذکر (01/0p<) بودند(6). مردان بالغ خصوصا 60-40 ساله بـیش از زنـانبه نقرس مبتلا می شوند. سـفتی و خـشکی صـبحگاهی وتـورم فـوزیفرم مفاصـل PIP و MCP اگـر چـه پیـشنهاد دهنده آرتریت روماتوئیـد هـستند امـا گمـراهکننـده نیـزمـی باشـند چـرا کـه ایـن یافتـ ههـا مـی تواننـد در نقـرس توفی پلی آرتیکولر نیز مشاهده شوند(3).
75 درصد از افراد مبتلا به هر دو بیماری به صـورتهمزمــان قبــل از تــشخیص آرتریــت روماتوئیــد ابتــداآرتریت نقرسی داشتند (6). ولی بیمار مـورد بحـث ماننـدمورد معرفی شده توسطRaman و همکارانش(5) سال ها به عنـوان بی مـاری آرتر یـت روماتوئ یـد درمـان مـی شـد و تشخیص نقـرس همـراه، به علت وجود ضایعـات نـدولار در مفاصل پـا ، Tap نـدول و د یـدن کر یـستال هـای اسـید اوریکی داده شده است.
Spector و Christman در ســال 1989 بیمــاری را معرفی نمودنـد کـه در ابتـدا آرتریـت روماتوئیـد واضـحکلینیکال داشـت و تقریبـاً 20 سـال بعـد دچـار آرتریـتنقرسی شد (7). در بیمار مورد مطالعه ما نیز مـشابه مطالعـهSpector and Christman (6) و مطالعــات دیگــر، بــینتشخیص اولیه دو بیماری فاصله زمانی زیادی وجود دارد.
مایع سینوویال که حاوی کریستال هـای اورات بـودبیشتر در مفصل زانو (5 از 8 مورد ) حاصل می شوند و بـه دنبال آن مفاصلmetatarsophalangeal (3 از 8 مـورد) درگیر میشوند. در بیمار مطالعه حاضر نیز مایع سینوویال از مفصلMTP ب ه دست آمد . سطح کراتی نین سرم و اورات در گروه مبتلا به بیماری همزمان به میـزان قابـل تـوجهی بالاتر بـود (01/0p<) و هموگلـوبین سـرم در مقایـسه بـامبتلایان به آرتریت روماتوئیـد پـایین تـر بـود (04/0p=).
افراد مبتلا بـه دو بیمـاری همزمـان درصـد پـایین تـری ازآزمایش فاکتور روماتوئید مثبت در مقایسه با مبتلایان بـهآرتریت روماتو ئید تنها داشتند (%6/80 vs 5/37) (6) کهدر بیمار مورد بحث ما فاکتور روماتوئید منفی بود.
فقط یک فرد مبتلا به هر دو بیماری در مطالعهKuo و همکارانش، فاکتور آرتریـت روماتوئیـد و آنتـیبـادیضد CCP را دارا بود.
در مطالعــه Kuo و همکــارانش 7 مــورد حمــلاتنقـرس در زمـانی کـه تحـت درمـان بـا داروهـای ضـد روماتیسمی ت عدیل کننده بیماری بودند داشتند (6) که دربیمار ما نیز چنین بود.
Kuo و همکارانش بیان داشتند که پلی آرتریـت بـافاکتور روماتو ئید منفی در یک بیمـار بـا تـشخیص قبلـینقرس ممکن است مبتلا بـه آرتریـت روماتوئیـد باشـد وبرعکس. این ترکیب بیشتر در افراد مذکر رخ مـی دهـد . عـلاوه بـر ایـن، آزمـایش آنتـی بـادی ضـد CCP جهـت تشخیص کمک کننده نیست(6).
تئوری های مختلفی شامل علل ژنتیک، ایمونولوژیـک و فاکتورهای بیوشیمیایی برای بیان همراهی نادر ایـن دوبیماری ارا ئه شده اند(7). Rizzoli و همکـارانش علـت راایجاد نقص ایمونوژنتیک کشنده به دلیل وجود اسـتعدادژنتیکی در یک فرد برای بیماریهای آرتریت روماتوئید و نقرس بیان کردند که اجازه بقا به فرد نمـی دهـد (8). در مطالعـه ای کـه توسـط Agudelo و همکـارانش بـر روی بیمـاران RA بـا سـابقه هیپراوریـسمی (نـه نق رس) انجـام گرفت، مشاهده کردند که طی هیپراوریسمی، دورههـایشعله ورشـدنRA بهبـود یافتـه و از سـوی دیگـر علائـ م بیمـاری در تعـدادی از بیمـاران منتخـب، بعـد از طبیعـی شدن سطح اسیداوریک سرم تشدید میشد. شـاید بتـوان
اثــر ضــدالتهابی وضــعیت هیپریوریــسمیک را بــر پایــه

همراهی آرتریت روماتوئید و نقرس

بیوشــیمی توضــیح د اد. در مفاصــل درگیــر در بیمــارانآرتریت رومات وئید، افـزایش فعالیـت رادیکـال هـای آزاداکسیژن وجود دارد. اسید اوریک در غلظتهای بالا همبه عنوان آنتـی اکـسیدان و هـم جـاذب رادیکـال آزاد درجهـت کـاهش تعـداد سـلول هـای تولیدکننـده فـاکتور روماتوئید، تحریک شده توسط ایمن گلوبولینG تجمعیافتـه، عمــل مـ ـینمایــد و لـذا موجــب کــاهش التهــابروماتوئید می گردد. ترکیبات تیول نظیر نمک هـای طـلا و پنی سیلامین 1 نیز آثار آنتی اکسیدان دارند و ممکن اسـتبه طور مشابه عمل نمایند(8).
در سال 1980 Raman و همکارانش یک زن 67 ساله با آرتریت اروزیو سروپوزیتیو را معرفی نمودند که تمـامی معیارهــای انجمــن روماتیــسم آمریکــا 2 بــرای آرتریــت روماتوئید تیپیک را دارا بـود. اورات سـرمی وی طبیعـی بود ولـی 7 سـال بعـد بـا نـدول هـای روماتوئیـد وسـیع وهیپریوریسمی مراجعه نمود، اگرچه هیچگـاه حملـه حـادنقـرس را تجربـه نکـرد(5). بیمـار گـزارش شـده توسـط Raman و همکارانش چهارمین گزارش صریح همراهینقرس و آرتریت روماتوئید بود که بـرخلاف محاسـباتWallace و همکــارانش کــه تعــداد بیمــاران موجــود راحدود 10000 مورد می دانستند بود. برای این تعـداد کـمموارد ابتلا توضیحی مناسب وجود نداشت وWallace وهمکارانش فکر می کردند کـه اگـر اسـید اوریـک یـکمهارکننده پاسخ ایمنی است پس هیپراوریسمی و نقـرسمی تواند جلوی پیشرفت آرتریت روماتوئید را بگیـرد(4).
برعکس، ترکیب پروتئین کریستالین ممکـن اسـت یـکعامل مهم در پاتوژنز نقرس باشد و حضور پـروتئین هـایغیرطبیعی در آرتریت روماتوئید می تواند از بروز نقـرسجلوگیری نماید (4). سپسLussier وMedicis در سـال1975 در تحقیقی تحت عنوان “مهار آرتریـت القـایی بـاآدجوان در موشهای مبتلا بـه هیپراوریـسمی” دریافتنـد
که هیپراوریسمی می توانـد یـک اثـر ایمونوساپرسـیو بـر

12. American Rheumatism Association. D-penicillamine
326
آرتریت القایی با آدجوان در موش ها داشته باشـد . آنهـاپیشنهاد نمودند که این اثر ممکن است از بروز پلـی آتریـت در انسان جلوگیری نماید. اگرچه ایـن اثـر نمـیتوانـستعدم وجود نقرس در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئیـدقبلی را توضیح دهد(9) ولی این نتیجـه گیـری بـر خـلافنظر Wallace و همکارانش بود.
در تحقیـق دیگـری Gordon و همکـارانش(10) در ســال 1985، دلیــل احتمــالی بــرای عــدم همراهــی ایــنبیمــاری هــا را مهــار فعالیــت ســطحی کریـ ـستالهــای مونوسدیم اورات(MSU) توسط فاکتور روماتوئید بیـانکردنــد. ایــن نظریــه توســط یــک فــاکتور روماتوئیــد مونوکلونال تخلیص شده(mRF) اختصاصی بـرایIgG مــورد بررســی قــرار گ رفــت. mRF ترجیحــا بــهMSU پوشیده شده توسطIgG (در مقابلIgM کنترل ) ترکیـبمی شود. مهار پاسخ نوتروفیل ها درchemiluminescence بـه MSU پوشـیده شـده توسـط IgG در غلظـ تهـایی از mRF مشاهده شـد کـه اثـری بـرchemiluminescence کریستال های فاقد پوشـش ندارنـد. فعالیـت نوتروفیـلهـاتوسط کریستال های پوشیده شده باIgM کنترل در همان غلظت مختل نگردید. ایـن اطلاعـات پیـشنهاد نمـود کـهفاکتور روماتو ئید ممکن است به دترمینـان هـای بـارز درFc متصل بهIgG وصـل شـده و موجـب مهـار عملکـردگیرنده هـایFc و ترکیـب کریـستالIgG شـود . اگرچـهپوشـش کریـستال توسـط فـاکتور روماتوئیـد مـی توانـد موجب تغییر بروز آرتریت نقرسی گردد، ولی بعید استکه تنها توضـیح بـرای عـدم همراهـی نقـرس و آرتریـتروماتوئید باشد(11).
افتراق بین دو بیماری مشکل می باشد که به دلیل علایم کلینیکی مشابه و پاسخ درمانی هر دو بیمـاری بـه داروهـای ضدالتهاب غیراستروئیدی 3 و ترکیبات طلا می باشد و هردو بیماری را می توان ب ه طور موفقیت آمیزی درمان نمـودکه نیاز به تشخیص خاص را مرتفع میسازد(3). چـرا کـه

3. NSAIDs

بروز علایم کلینیکی نقرس زمان بر است و از سوی دیگرنقرس توفی مزمن می تواند آرتریـت روماتوئیـد را تقلیـدمی نماید، لذا پزشک متخصص مشکوک نمی گردد(3).
در انتهــا لازم بــه ذکــر اســت آرتریــت روماتوئیــد می تواند به صورت پلی آرتریت قرینه، آرتریت غیرقرینه الیگو آرتیکولار مزمن و آرتریت حاد پلی آرتیکولار بـا سیر مزمن تظاهر کنـد . مـورد گـزارش شـده نـوع الیگـو آرتیکولار مزمن بیماری است. بـا ایـن حـال بایـد توجـهداشت که نقـرس بـه خـصوص نـوع پلـی آرتیکـولار آنمی تواند با آرتریت روماتوئید اشتباه شود(2). بنـابراین درمواردی که تورم شدید مفصل وجود دارد پزشکان بایـد
and rheumatoid arthritis. J Am Podiatr Med Assoc 1989; 79(11): 552-558.
.7 Rizzoli AJ, Trujeque L, Bankhurst AD. The coexistence of gout and rheumatoid arthritis.
J Rheumatol 1980; 7(3): 316-324.
.8 Agudelo CA, Turner RA, Panetti M, Pisko E. Does hyperuricemia protect from rheumatoid inflammation? A clinical study. Arthritis Rheum 1984; 27(4): 443-448.
.9 Lussier A, de Medicis R. Inhibition of adjuvant induced arthritis in hyperuricaemic rats. Arthritis Rheum 1975; 18: 414.
.01 Gordon TP, Ahern MJ, Reid C, RobertsThomson PJ. Studies on the interaction of rheumatoid factor with monosodium urate crystals and case report of coexistent tophaceous gout and rheumatoid arthritis. Ann Rheum Dis 1985; 44(6): 384-389.
.11 Kuo ChF, Tsai WP, Liou LB. Rare copresent rheumatoid arthritis and gout: comparison with pure rheumatoid arthritis and a literature review. Clin Rheumatol 2008; 27(2): 231-235.

سید علی حسین خاوری
از مایع سینوویال جهت بررسی بهره گیرند، بـه خـصوصدر بیماران مسن مبتلا بـه آرتریـت روماتوئیـد کـه دچـارنارسایی کلیه یا درگیـری انـدامهـای تحتـانی مـیباشـند . برعکس در بیماران نقرس بـا درگیـری پلـی آرتیکـولارباید آرتریت روماتوئید را نیز در نظـر گرفـت. تـشخیصقطعی بروز مشترک ایـن دو بیمـاری را مـی تـوان توسـطشـواهد هیـستولوژیک نـدول هـای روماتوئیـد و رسـوب کریـستال اورات مونوسـدیم بیـان نمـود. هـر چن د بـروز همزمان این دو بیماری نادر است اما توجه به موارد ذکـرشده در مقاله می تواند ما را در شناسایی زودرس بیمـارانو کمک به آن ها یاری نماید.

References
.1 Schlesinger N, Schumacher HR JR. Gout: Can management be improved? Curr Opin Rheumatol 2001; 13(3): 240-244.
.2 Wazir NN, Moorthy V, Amalourde A, Lim HH. Tophaceous gout causing atlanto-axial subluxation mimicking rheumatoid arthritis: A case report. J Orthopaed Surg 2005; 13(2): 203-206.
.3 Khosla P, Gogia A, Agarwal PK, Pahuja A, Jain S, Saxena KK. Concomitant gout and rheumatoid arthritis-a case report. Indian J Med Sci 2004; 58(8): 349-352.
.4 Wallace DJ, Klinenberg JR, Morham D, Berlanstein B, Biren PC, Callis G. Coexistent gout and rheumatoid arthritis. Case report and literature review. Arthritis Rheum 1979; 22(1): 81-86.
.5 Raman D, Abdalla AM, Newton DRL,
Haslock IAN. Coexistent rheumatoid arthritis and tophaceous gout: a case report. Ann Rheum Dis 1981; 40(4): 427-429.
.6 Spector AK, Christman RA. Coexistent gout

مقايسه سميت نانو ذرات نقره در ماهيان آمور (Ctenopharyngodon idella)، شيربت

(Cichlosoma severums) و سوروم (Astronorus ocellatus) اسكار ، (Barbus grypus)

عليشاهي، م. و مصباح، م ،. 1389. مقايسه سميت نانو ذرات نقره در ماهيان آمور (Ctenopharyngodon idella)، شيربت Barbus )
(grypus ، اسكار (Astronorus ocellatus) و سوروم (Cichlosoma severums). مجله بيولوژي دريا، دانشگاه آزاد اسلامي واحد اهواز، سال دوم،

شماره هفتم، پاييز 1389، صفحات 51-45.

چكيده
محققين بوده است. در صنعت آبزي پروري علاوه بر معضل ايجاد مقاومت هاي دارويي در برابر عوامل بيماري زاي آبزيان، اين مقاومت با مصرف گوشت ماهي و انتقال باقيمانده هاي آنتي بيوتيكي مي تواند به انسان نيز منتقل گردد، همچنين با توجه به روش استفاده از آنتي بيوتيك هاي غير سيستميك در آبزيان، مشكلات زيست محيطي و آسيب به طبيعت اثرات منفي مقدمه
استفاده از آنتي بيوتيك ها مخاطرات زيادي را در آبزي پروري ايجاد نموده است. ايجاد مقاومت در برابر آنتي بيوتيكها در باكتريهاي بيماريزاي ماهي از مهمترين اين مخاطرات است، لذا اخيراً استفاده از مواد ضد باكتريايي جايگزين، مورد توجه
استفاده از تكنولوژي نانو در صنايع مختلف بطور فزاينده اي در حال افزايش است. براي بررسي امكان استفاده از اين مواد در آبزي پروري بصورت مستقيم و اضافه نمودن نانو ذرات نقره به آب، در اين تحقيق اثرات سمي، 50LC و نيز حداكثر غلظت مجاز (MAC) اين ماده در چهار گونه ماهي، آمور
ماهي) ، (Barbus grypus) ماهي پرورشي ،) شيربت) ،(Ctenopharyngodon idella) (Cichlosoma severums) و سوروم (Astronorus ocellatus) بومي وحشي ،) اسكار
(ماهيان آكواريومي) در پاييز و زمستان 1389 مورد بررسي قرار گرفت. براي تعيين سميت اين ماده در ماهي ها از روش استاندارد اتحاديه اروپا (OCED) طي 96 ساعت استفاده گرديد. بدين منظور 4 گونه ماهي به مدت 96 ساعت در معرض 8 غلظت متوالي از نانو ذرات نقره قرار داده شده و تلفات روزانه ثبت گرديد. نتايج توسط نرم افزار پروبيت بررسي و ثبت گرديده، سپس حداكثر غلظت مجاز (MAC) نيز محاسبه گرديد. نتايج نشان دهنده وجود تفاوت در غلظت كشنده نانو ذرات نقره در 4 گونه ماهي مورد بررسي بود، بطوريكه 50LC اين ماده در 96 ساعت در ماهي آمور، شيربت، اسكار و سوروم به ترتيب برابر 12 ،/0 086 ،/0 85 و/6 89/7 ميلي گرم در ليتر بدست آمد. اين نتايج نشان داد كه هر چند تفاوت معني داري در سميت نانو ذرات نقره بين گونههاي آمور، شيربت و نيز دو ماهي زينتي اسكار و سوروم وجود نداشت (05P>0.)، ولي سميت نانو ذرات نقره در اين دو گروه با هم تفاوت معني داري داشته است (P<0.05). حداكثر غلظت مجاز (MAC) نانو ذرات نقره در مورد اين چهار گونه ماهي نيز به ترتيب برابر 01 ،/0 009 ،/0 69 و/0 79/0 ميكروگرم در ميلي ليتر محاسبه گرديد. بطور كلي مي توان نتيجه گرفت كه ماهي هاي آكواريومي (اسكار و سوروم) در برابر نانو ذرات نقره مقاومت بيشتري نسبت به ماهيان پرورشي (آمور) و ماهيان وحشي (شيربت) داشتند. همچنين ماهي شيربت كه يك گونه وحشي است بيشتر از ساير ماهي ها به نانوذرات نقره حساس بود. واژگان كليدي: نانوذرات نقره، ماهي آمور، ماهي شيربت، ماهي اسكار، ماهي سوروم، 50LC.
* مجتبي عليشاهي1 مهرزاد مصباح2

1،2. دانشگاه شهيد چمران، دانشكده دامپزشكي، استاديار بخش بيماري هاي آبزيان، اهواز، ايران

* نويسنده مسئول مكاتبات [email protected]
تاريخ دريافت: 01/11/1389 تاريخ پذيرش: 09/03/1390
بيشتري دارد. از اين رو معرفي مواد جايگزين آنتي بيوتيك ها در بهداشت آبزيان، شايد ضروري تر از ساير صنايع دامي باشد (1002 Hahm et al.,).
استفاده از فلز نقره بعنوان ماده ضد باكتريايي سابقه طولاني
در زندگي بشري داشته (Lansdown., 2002) و در سال هاي اخير استفاده از تركيبات حاوي نقره مثل كلوئيد نقره، پوشش هاي نقره و نانو ذرات نقره بعنوان مواد ضد باكتريايي با كارايي بالا و با عوارض جانبي كمتر در صنايع مختلف در حال گسترش است (Rai et al., 2009;Lansdown, 2002). نانوذرات نقره احتمالاً با ايجاد اختلال در تكثير و سيستم تنفسي باكتري ها باعث ايجاد اثرات ضد باكتريايي مي گردند (9002 Holt et ;Gajjar et al.,
.(Kim et al., 2007 ;al., 2005
استفاده از نانوتكنولوژي در توليد مواد ضد باكتريايي موثر، با موفقيت همراه بوده و اثرات ضد باكتريايي برخي نانو ذرات بويژه نانو ذرات نقره به اثبات رسيده است، بطوري كه امروزه بعنوان مواد ضد باكتريايي موثر در صنايع مختلف استفاده مي گردد (7002 Gong et al.,). گرايش به استفاده از اين مواد در چند سال اخير رواج يافته و كاربرد اين مواد در زمينه هاي مختلف در حال گسترش است (8002 ,Chen et al.). آسيب به محيط زيست و تهديد بهداشت انساني ناشي از استفاده از نانو ذرات بسيار كمتر از ساير مواد با اثرات مشابه است ( Sharma et al.,2009). كاربرد اين نانو ذرات در آبزيان، هم به منظور درمان بيماري ها و هم براي كنترل بار باكتريايي آب قابل بررسي مي باشد.
با وجود تلاش ها براي استفاده از نانو ذرات نقره در صنايع مختلف، متاسفانه در صنعت آبزي پروري و پرورش ماهيان زينتي، گزارشات بسيار محدود بوده (8002 ,.Griffitt et al) و از ماهي گورخري دانيو (Danio rerio) كه شباهت زياد ژنتيكي به انسان دارد، بيشتر استفاده شده است (9002 ,Bar-Ilan et al.).
از طرفي كشورمان در زمينه تكنولوژي نانو و كاربرد اين علم در صنايع مختلف از كشورهاي پيشرو مي باشد، لذا در اين تحقيق ميزان سميت نانو ذرات نقره در ماهيان آمور از خانواده كپور ماهيان، به عنوان يك ماهي پرورشي گرمابي (وثوقي، 1383 ،) ماهي شيربت از خانواده بابوس ماهيان، به عنوان يك ماهي بومي و رودخانه اي (ستاري، 1384 و) دو ماهي آكواريومي، اسكار و سوروم (ارجيني، 1385)، مورد بررسي قرار گرفت.

مواد و روش ها
نانو ذرات نقره از توليدات شركت نانو نصب پارس با نام تجاري نانوسيد، محصول L-2000 مورد استفاده قرار گرفت. اين ماده كاملاً محلول در آب بوده و ماده حامل نانو ذرات نقره در اين محصول آب مقطر مي باشد. غلظت نانو ذرات نقره 4000 ميلي- گرم در ليتر و اندازه ذرات در اين محصول 1±7 نانومتر بوده و طبق توصيه شركت سازنده با غلظت تا5 100 درصد قابل استفاده براي ايجاد اثرات ضد باكتريايي و ضد عفوني كنندگي بود. تا بحال مقاومت نسبت به نانو ذرات در باكتري ها گزارش نشده و بعلت نيمه عمر كم به طبيعت آسيبي نمي رساند (بروشور محصول).
براي تعيين سميت نانوذرات نقره از روش استاندارد OECD
استفاده گرديد (2009Wijnhoven et al., ). در چهار گونه ماهي فوق، از آنجا كه اطلاعاتي در مورد بررسي سميت اين مواد در گونه هاي ماهي موجود نبود، ابتدا اقدام به انجام آزمايشات مقدماتي در سطح كوچك براي بدست آوردن حدود غلظت كشنده اين ماده در هر ماهي گرديد، سپس بر اساس اين اطلاعات بين 8 غلظت بر مبناي 2، از نانو ذرات نقره براي هر گونه در نظر گرفته شد. بطوري كه غلظت ايجاد كننده 100 درصد تلفات و غلظت غير كشنده در بين اين غلظت ها قرار گيرد. هر يك از غلظت هاي نانو ذرات نقره در يك آكواريوم 10 ليتري تهيه شد. غلظت هاي مورد استفاده در مورد هر گونه در جدول 1 آورده شده است. از آنجا كه نانو ذرات بصورت محلول كاملا قابل حل در آب بودند، بعد از مشخص شدن غلظت، ميزان مورد نياز از ماده به آب آكواريوم اضافه گرديد.

جدول 1: تعداد تيمار و غلظت هاي بكار رفته براي تعيين LC50 در گونههاي آمور (Ctenopharyngodon idella)، شيربت (Barbus grypus)، اسكار (Astronorus ocellatus) و سوروم (Cichlasoma severums) ) در پاييز و زمستان 1389
غلظت نانو ذرات مورد استفاده (ميكروگرم/ ميلي ليتر) تعداد تيمارها نوع ماهي
2/5 1/، 25 0/6، 0/3، 0/، 15 0/، 075 ،0/038 ، 0 8 آمور
2/5 1/، 25 0/6، ،0/3 0/، 15 0/، 075،0/038 ،0 8 شيربت
80 ،40 ،20 ،10 5، 2/5، ،1/25 ، 0 8 اسكار
80 ،40 ،20 ،10 5، 2/5، ،1/25 ، 0 8 سوروم

ابتدا ماهي ها بمدت 3 روز براي آداپتاسيون با شرايط جديد نگهداري گرديدند، سپس با توجه به مايع و محلول بودن نانو ذرات نقره مورد بررسي در آب، غلظت هاي مورد نظر در هر يك از آكواريوم ها ايجاد شد. 20 قطعه ماهي از هر گونه به هر غلظت اضافه شده و تلفات روزانه ثبت گرديد. ثبت تلفات تا 96 ساعت (4 روز) ادامه يافت. بعد از ثبت تلفات، اقدام به تعيين LC10، LC50 و LC90 24، 48 و 96 ساعته با استفاده از نرم افزار پروبيت ويرايش 5/1 گرديد. در اين روش از رگرسيون بين دوز نانو ذرات نقره و لگاريتم غلظت استفاده شد. براي مقايسه مقادير و تعيين معني دار بودن اختلاف بين دوز كشنده نانو ذرات نقره در گونه هاي مورد بررسي از هم پوشاني حدود مذكور استفاده شد (TCR, 1984). ترسيم اشكال نيز در فضاي نرم افزار اكسل انجام گرديد.

نتايج
در اين بررسي، دماي آب pH = 8/7 ، 27±1 º C ،
920 = ECميكروزيمنس بر سانتيمتر مربع، ميزان اكسيژن محلول 8 ميلي گرم در ليتر، ميزان NH3 و NO2 كمتر از 01/0 ميلي گرم در ليتر و ميزان NO3 كمتر از 1/0 ميلي گرم در ليتر بود.
وزن ماهيان مورد بررسي به شرح زير بود:
ماهي آمور (Ctenopharyngodon idella) يا كپور علفخوار با وزن متوسط23/0±7/1 گرم
ماهي شيربت (Barbus grypus) با وزن متوسط متوسط
3/0±9/1 گرم

با وزن متوسط (Astronorus ocellatus) ماهي اسكار
12/0±8/0 گرم
ماهي سوروم (Cichlasoma severums) با وزن متوسط16/0±9/0 گرم
بعداز ثبت تلفات روزانه در گروه هاي ماهي اطلاعات به روش پروبيت آناليز شده و در جدول 2 آورده شده است. در اين جدول غلظت ايجاد كننده 10 درصد تلفات، 50 درصد تلفات و 90 ردصد تلفات بعد از ،1 ،2 و3 4 روز بعد از مجاورت با نانو ذرات نقره مشخص گرديده است.

جدول 2: غلظت هاي كشنده نانو ذرات نقره در گونههاي آمور (Ctenopharyngodon idella)، شيربت Barbus )
(grypus ، اسكار (Astronorus ocellatus) و سوروم (LC10) (Cichlasoma severums = غلظت متوسط ايجاد كننده 10 درصد تلفات، 50LC= غلظت متوسط ايجاد كننده 50 درصد تلفات، 90LC = غلظت متوسط ايجاد كننده 90 درصد تلفات) در پاييز و زمستان 1389
گونه ماهي دوز كشنده 24 ساعته 48 ساعته 72 ساعته 96 ساعته
0/05 0/08 0/11 0/35 LC10 0/12 0/16 0/21 0/39 LC50 آمور 1/15 3/68 5/32 7/23 LC90
10LC 129/0 058/0 039/0 034/0 شيربت 50LC 188/0 131/0 105/0 086/0
1/70 2/02 2/07 2/73 LC90
10LC 11/3 11/2 87/1 67/1 اسكار 50LC 44/13 21/10 56/8 85/6
23/23 28/2 34/54 41/22 LC90
10LC 87/4 14/4 34/4 68/2 سوروم 50LC 11/17 19/13 23/10 89/7
21/12 25/56 42/35 64/13 LC90

در جدول و3 شكل 1 تفاوت غلظت كشنده نانو ذرات نقره در 4 گونه ماهي و حدود بالا و پايين آن براي مشخص شدن معني دار بودن تفاوت بين اين غلظت ها نشان داده شده است.
همچنين در جدول 3 حداكثر غلظت مجاز نانو ذرات نقره براي هر گونه ذكر شده است. در جدول فوق تفاوت زيادي بين غلظت كشنده نانو ذرات نقره در چهار گونه ماهي مشاهده مي گردد، به گونه اي كه ماهيان آكواريومي مقاومت بيشتري نسبت به دو گونه ديگر نشان دادند.

جدول 3: ميزان 50LC 96 ساعته نانو ذرات نقره در گونههاي آمور (Ctenopharyngodon idella)، شيربت
(Barbus grypus) ، اسكار (Astronorus ocellatus) و سوروم (Cichlasoma severums) با حدود بالا و پايين آن ها) در پاييز و زمستان 1389 (واحد غلظت ميكروگرم در ميلي ليتر مي باشد)
حداكثر غلظت مجاز((MAC حد پايين حد بالا LC50 گونه ماهي
0/012 0/81 1/7 0/12 آمور
0/009 0/45. 0/26 0/086 شيربت
0/69 5/45 8/33 6/85 اسكار
0/79 5/67 9/12 7/89 سوروم

شكل 1: مقايسه مقادير و حدود 50LC نانو ذرات نقره در در گونههاي آمور (Ctenopharyngodon idella)، شيربت
1389 در پاييز و زمستان ( (Cichlasoma severums) و سوروم (Astronorus ocellatus) اسكار ، (Barbus grypus)

بحث و نتيجه گيري
پيشرفت تكنولوژي در زمينه نانو باعث گسترش استفاده از اين علم در صنايع مختلف، از جمله آبزي پروري گرديده است (2009Bar-Ilan et al., )، ولي تا به حال گزارشات اندكي از مطالعه سميت نانو ذرات نقره در صنعت آبزي پروري ارائه شده است (8002 Griffitt et al.,). از طرفي استفاده زياد از مواد ضد باكتريايي مانند آنتي بيوتيك ها در آبزي پروري بعنوان يك معضل در حال گسترش مطرح بوده و يافتن جايگزين هاي مناسب دغدغه متوليان اين صنعت مي باشد. نانو ذرات نقره بيشتر به علت اثرات ضد باكتريايي خود معروف مي باشند (Reynolds, 2001). با توجه به اين اثرات امكان استفاده از آنها در بهداشت آبزيان وجود دارد، لذا يافتن غلظت كشنده و نيز حداكثر غلظت مجاز اين مواد در گونه هاي مختلف ماهي ضروري مي باشد.
در مورد اثرات منفي نانو ذرات نقره بر محيط زيست، نظرات متفاوت بوده است، برخي محققين بعلت نيمه عمر كم اين مواد، آنرا دوست با طبيعت شناخته اند (Reynolds, 2001)، ولي Kim و همكاران در سال 2005 اثر منفي نانو ذرات نقره با غلظت 2 ميلي گرم در ليتر در رشد ريشه برخي گياهان را گزارش نمودند.
Gajjar و همكاران در سال 2009 نيز اثرات ضد باكتريايي نانو ذرات نقره را بر نوعي سودوموناس مفيد خاك گزارش نمودند. در هر صورت حتي با پذيرفتن اثرات منفي اين ماده بر محيط زيست ، اين اثرات مطمئناً كمتر از آنتي بيوتيك ها و مواد شيميايي ضد باكتريايي مرسوم فعلي با اثرات مشابه است ( Sharma et al.,2007). همچنين نتايج بررسي سميت نانو ذرات نقره در چهار گونه ماهي مورد بررسي مشخص نمود كه حساسيت ماهي هاي مختلف نسبت به نانو ذرات نقره نسبتاً زياد و متفاوت است، بطوري كه 50LC 96 ساعته اين ماده بر ماهيان آمور، شيربت، اسكار و سوروم در شرايط تعريف شده به ترتيب برابر 12 ،/0 086 ،/0 85 و/6 89/7 ميلي گرم در ليتر بود و همانطور كه در شكل 1 مشخص است، سميت نانو ذرات نقره در ماهيان زينتي اسكار و سوروم مشابه بوده (P>0.05)، ولي نسبت به دو گونه آمور و شيربت تفاوت معني دار نشان داد (P<0.05). در ضمن سميت نانو ذرات نقره در ماهيان آمور و شيربت نيز فاقد تفاوت معني دار بود (P>0.05). در بين گونه هاي مورد بررسي، ماهي شيربت بيشترين حساسيت و ماهي سوروم كمترين حساسيت را نسبت به نانو ذرات نقره نشان دادند.
در تحقيقي مشابه، Soltani و همكاران در سال 2009 سميت نانو ذرات نقره در ماهي قزل آلاي رنگين كمان
(Oncorhynchus mykiss) بررسي نموده و 50LC 96 ساعته اين ماده در حدود 5 ميلي گرم در ليتر گزارش كردند كه به نتايج اين تحقيق در ماهي اسكار نزديك تر است. Bar-Ilan و همكاران در سال 2009 سميت نانو ذرات نقره و طلا را در جنين ماهي زبراي دانيو (Danio rerio) (ماهي مدل آزمايشگاهي) مطالعه و سميت بالاي نانو ذرات نقره را در اين ماهي گزارش نمودند، در صورتيكه نانوذرات طلا فاقد سميت براي اين ماهي بود. حداكثر غلظت مجاز نانو ذرات نقره در اين تحقيق براي ماهيان آمور، شيربت، اسكار و سوروم به ترتيب برابر 01 ،/0 009 ،/0 69 و/0 79/0 ميلي گرم در ليتر مشخص گرديد. اين يافته با توجه به توسعه نانوتكنولوژي در كشور و استفاده از محصولات اين تكنولوژي در صنايع مختلف كه امكان راه يابي فاضلاب حاوي نانو ذرات نقره به منابع آبي طبيعي را تاييد مي نمايد، ارزشمند است، يعني در صورت آلودگي محيط زيست به نانو ذرات نقره مورد استفاده در اين تحقيق، حدود اعلام شده در نتايج براي اين ماهي ها قابل قبول مي باشد.
هرچند بررسي نحوه ايجاد مسموميت و اثرات مسموميت با نانو ذرات نقره در ماهي هدف اين تحقيق نبوده است، ولي يافتن بافت هاي هدف نانو ذرات و معرف هايي در فاكتورهاي خوني و سرمي ماهي كه نشان دهنده مسموميت با اين نانو ذرات باشد، به تشخيص اين مواد در ماهي كمك خواهد نمود.

سپاسگزاري
اين تحقيق با حمايت مالي معاونت پژوهشي دانشگاه شهيد چمران اهواز به انجام رسيد. همچنين از همكاري جناب آقاي دكتر دستمالچي مسئول فني شركت نانو نصب پارس در مراحل انجام طرح تشكر و قدرداني مي نمايند.

منابع
ارجيني، م.، 1385. تكثير و پرورش ماهيان زينتي، چاپ اول، انتشارات
نگار نور. 132 ص.
ستاري، م ،. .1384. ماهي شناسي سيستمايتك جلد دوم، چاپ دوم ،
انتشارات حق شناس، 476 ص.
وثوقي، غ. ح. و مستجير، ب.، 1383. ماهيان آب شيرين. انتشارات
دانشگاه تهران.صفحات 175، 177، 187، 188 و317.
Bar-Ilan, O., Albrecht, R. M., Fako, V. E. and Furgeson, D. Y., 2009. Toxicity assessments of multisized gold and silver nanoparticles in zebrafish embryosSmall, 5, 16,1897-1910.
Chen, X. and Schluesener, H. J., 2008. A nanoproduct in medical application, Toxicology Letters, 176 (1), 1-12.
Gajjar, P., Pettee, B., Britt, D. W. and Huang, W., 2009. Antimicrobial activities of commercial nanoparticles against an environmental soil microbe, Pseudomonas putida KT2440, Journal of Biological Engineering Volume 3, 26, 9.
Gong, P., Li, H., He, X., Wang, K., Hu, J., Tan, W., Zhang, S. and Yang, X., 2007. Preparation and antibacterial activity of Fe3O4-Ag nanoparticles. Nanotechnology 18, 604-611.
Griffitt, R. J., Luo, J., Gao, J., Bonzongo, J. C. and Barber, D. S., 2008. Effects of particle composition and species on toxicity of metallic nanomaterials in aquatic organisms, Environmental Toxicology and Chemistry , 27, 9, 1972-1978.
Hahm, D. H., Yeom, M., Lee, E. H., Shim, I., Lee, H. J. and Kim, H. Y., 2001. Effect of
Scutellariae radix as a novel antibacterial herb on the ppk(Polyphosphate kinase) mutant of Salmonella typhimurium, Journal of
Microbiology and Biotechnology, 11, 6, 10611065.
Holt, K. B. and Bard, A. J., 2005. Interaction of silver (I) ions with the respiratory chain of Escherichia coli: An electrochemical and scanning electrochemical microscopy study of the antimicrobial mechanism of micromolar Ag. Biochemistry, 44 (39), 13214-13223.
Kim, S. H., Woo, K. S., Liu, B. Y. H. and Zachariah, M. R., 2005. Method of measuring charge distribution of nanosized aerosols. Journal of Colloid and Interface Science 282 (1), pp. 46-57 1-23.
Kim, J. S., Kuk, E., Yu, K. N., Kim, J. H, Park, S.
J., Lee, H.I., Kim, S. H., Park, S. J., Park, Y.
H., Hwang, C. Y., Kim, Y. K., Lee, Y. S., Jeong, D. H. and Cho, M. H., 2007.
Antimicrobial effects of silver nanopaticles. Nanomedicine; Nanotechnology, Biology, and Medicine 3, 95-101.
Lansdown, A. B., 2002. Silver 1. Its antibacterial properties and mechanism of action. Journal of Wound Care, 11, 125-130.
Rai, M., Yadav, A. and Gade, A., 2009. Silver nanoparticles as a new generation of antimicrobials. Biotechnology Advances 27, 76-
83.
Reynolds, G. H., 2001. Environmental Regulation of Nanotechnology: Some Preliminary
Observations, Nano Archive, 31, 10681-10688.
Sharma, V. K., Yngard, R. A. and Lin, Y., 2009. Silver nanoparticles: Green synthesis and their antimicrobial activities, Advances in Colloid and Interface Science, 145, 83-96.
Soltani, M., Torabzadeh, N. and Soltani, A., 2010. Toxicity of nanosilver suspension (Nanocide) in rainbow trout. First international congress on Aquatic animal health management and disease, abstract book, 112.
TCR, 1984. OECD guideline for testing of chemicals. Section 2. effect on biotic systems, 1-
39.
Wijnhoven, S. W. P., Peijnenburg, W. J. G. M., Herberts, C. A., Hagens, W. I. and Oomen, A. G., 2009. Nanosilver- A review of available data and knowledge gaps in human and environmental risk assessment, Nanotoxicology, 3, 2, 109-138.

مــرداب انزلي

مقدمه
مــرداب انزلي يكي از مهمتريــن مردابهاي بين المللي در ســطحجهان شــناخته شده است . بهعلت تنوع زيستي و وجود انواع پرندگانو جانوران و همچنين ســرازير شدن تعداد زيادي از رودخانه ها و آلودهنمودن آن توسط ســموم كشــاورزي و فاضلاب كارخانجات ،حفاظت،بررســي و كنترل كيفيت آب مرداب از وظايف مهم سازمانهاي ذيربطبه شــمار مي آيد. در اين راســتا آناليــز كيفي و كمــيدو تركيب مهمكه در كشــاورزي بهعنوان ســموم و علف كش بــهكار ميروند صورتپذيرفت.شــكل-۱ تالاب انزلي و مناطق نمونه برداري شــده را نشــانميدهد .
آناليــز آفتكش ها در ماتريسهاي مختلف آب ،خاك و هوا بهعلتمســائل زيست محيطي يك وظيفه اوليه محسوب مي شود. فشار بخارهوا ، نحوه توزيع آنها و شرايط محيطي باعث شده كه اينگونه تركيباتپايدار و مقاوم وارد محيط زيست و زنجيره غذائي انسان گردند.)۱۶(
روشــهاي مختلفي براي جداسازي و شناسائي سموم و آفت كشهامورد اســتفاده و توســعه يافتهاند .روش اســتخراج ميكرو با فاز جامد(۱۵،۸،۵)(SPME ) اســتخراج بــا فاز جامد (۱۶،۱۲،۱۱) اســتخراجمايع – مايع (۱۸،۷،۶) و اســتخراج ميكرو مايع-مايع (۱۷) مشهورترينو كاربرديترين روشهاي اســتخراج سموم و آفت كشها در ماتريسهايآبي ميباشند. بديهي است كه روشTrap و Purge (۴) و روشStatic Headspace(۳) غالبا تكنيكهائي هستند كه براي تركيبات آلي فرار ونيمه فرار به كار ميروند .براي تشخيص سموم ارگانوكلره و ارگانوفسفرهدستگاه كروماتوگرافي متصل به طيف سنج جرمي مجهز به يونيزاسيونبمباران الكتروني و يونيزاسيون شيميائي با ستون هاي با قدرت تفكيكبالا مورد استفاده قرارگرفته است(۱۵،۱۳،۱). روشهاي ديگر استخراج وتكنيكهاي آناليزي نظير استخراج با مافوق صوت (۲) و تكنيك طيفســنج جرميدو قلو (۹( )MS/MS ) نيز جهت جداســازي و شناســائيبه كار گرفته شــده اســت .هدف از اين مقاله مقايســه روش اســتخراجمايع- مايع ، اســتخراج ميكرو مايع-مايع و استخراج بهكمك فاز جامدو همچنين كارآئي دســتگاه كروماتوگرافي گازي و طيف ســنج جرمي براي جداسازي و شناسائي سموم ارگانو كلره و ارگانو فسفره مورد بحثقرار ميدهد .
آزمايش
مواد و معرف ها
مواد شــيميائي متانول ، استون ،نرمال هگزان و دي كلرو متان (۹۹٪)از شركت شيميائي آلدريچ خريداري گرديد. تركيبات فنيتروتيون و بوتاكلربهعنوان استاندارد در آزمايشگاه مورد استفاده قرار گرفتند .ستون فاز جامد(Bond Elut ) از نــوع ۱۸C از شــركت واريان خريداري گرديد .گاز هليوم بادرجــه خلــوص ۹۹/۹۹٪ به عنوان گاز حامل از شــركتAir Product تهيهگرديد .
نمونهبرداري
ســه ايســتگاه بهنام آببندان (شرق تالاب ) ، پاشاگارو (مركز تالاب) وآبكنار (شــرق تالاب) جهــت نمونهبرداري انتخاب گرديــد .يك ليتر از هرايســتگاه (يك ليتر از سطح آب، يك ليتر از وسط و يك ليتر از كف مردابانزلــي ) مخلوط كرده و يك ليتر بهعنوان نمونه آن ايســتگاه در نظر گرفتهميشــود. لازم به ذكر اســت كه نمونه بردار از نوع نســكين بوده و از سويمركز تحقيقات شــيلات در اختيار گذاشته شد . براي تثبيت نمودن و جلوگيري از تخريب نمونه ها كافي اســت كه چند ميلي ليتر اســيد كلريدريكبه نمونه اضافه گردد .
بديهي اســت كه ظروف شيشــه اي دودي براي نمونهبرداري مناسب وتوصيه ميگردد .نمونه برداري در ســه ماه خرداد ، شهريور و بهمن صورتگرفت .
استخراج مايع-مايع
دراينروش۱۰۰۰ميليليتر نمونه آبي رابا۶۰ ميليليترديكلرومتانبه مدت ۳۰ دقيقه تكان داده شد. اضافه كردن نمك طعام بهمقدار ۱۰ گرمباعث افزايش قطبيت و بهتر جداشــدن تركيبات آلي ميگردد. بعد از عملاســتخراج نمونه اســتخراجي را بهكمك جريان ملايــم گاز نيتروژن تغليظنموده بهطوريكه حجم نمونه استخراج شده به ۵/ميلي ليتر برسد .
استخراج ميكرو مايع-مايع
اينروشنيزمشــابه روشاســتخراجمايع-مايعميباشــد. دراينروشمقدار۵۳ ميليليترازنمونهآبي رابا۲ميلي ليترديكلرومتانمخلوط نمودهوبهمدت ۰۳ دقيقهآنرا تكانمي دهيم،سپسنمونهاستخراج شدهرانيز با جريانملايمگازنيتروژن تغليظنمودهو حجمآن رابه۵/ميلي ليترمي رسانيم.

استخراج با فاز جامد
درابتداستونهايمخصوصفازجامد( Bond Elut )راطبقدستورالعملشركت سازنده تعين شرايط و بهينه نموده يعني اينكه در ابتدا با يك حجممتانول و آب يون زدائي شــده شستشو داده ، ســپس نمونه استخراج شدهرا روي ســتونهاي(۸۱C) ۱۰۰ و ۵۰۰ ميلي گرم (شــركت واريان شــمارهكاتالوگ ۱۲۱۰-۲۰۰۱ و۱۲۱۰ -۲۰۲۸ ) قرار داده ميشود . سيستم خلاءآزمايشــگاهي ميتواند جهت سرعت بخشيدن به اين عمل كمك كند . بعداز قرار دادن نمونه روي ســتون با ۵/۲ ميليليتر ديكلرومتان شستشو دادهو ماده اســتخراج شــده را نيز بهكمك جريان ملايــم گاز نيتروژن به حجمكمتر از۱ ميلي ليتر رســانده مي شــود .بعد از عمل استخراج ، ستون موردنظر را مجدداً با آب و متانول شستشو داده جهت مراحل بعدي آمادهسازيمين مايند .
آناليز مواد بهكمك دستگاهSM/CG
نمونههــا پــس از مراحــل اســتخراج و تغليــظ شــدن، بــا دســتگاهكروماتوگرافي گازي مدل۳۴۰۰ شــركت واريان كه متصل به دستگاه طيفسنج جرمياز نوع تله يوني مدلSaturn II بوده مورد آناليز قرار گرفتهاند .دستگاه طيف سنج جرميب ا ماده شيميائي پرفلوروتري بوتيل آمين كاليبرهمورد استفاده قرار گرفت .سرعت طيف نگاري ۱ ثانيه و محدوده جرمي طيفنــگاري ۳۳-۴۵۰ واحد جرم اتميت نظيم گرديــد .گاز حامل هليوم با درجهخلوص بالاي ۹۹/۹۹٪ از ســتونهاي جاذب رطوبت و اكســيژن عبور دادهشده سپس وارد سيستم كروماتوگرافي گازي ميشوند .ستون موئين بهطول
۹
۳۰ متر و قطر داخلي ۰/۳۲ ميليمتر و ضخامت ۲۵ ميكرومتر از نوع ۵-DBمورد استفاده قرار گرفت . سرعت جريان گاز حامل ۱ ميليليتر در دقيقه ونحوه تقسيم۱:۳۰ با زمان تأخيري۴. دقيقه بهكار گرفته شده است .دمايمحل تزريق ۲۸۰درجه ســانتيگراد و دماي اتصال مشــترك دستگاه طيفسنج جرمي و كروماتوگرافي گازي نيز ۲۸۰ درجه سانتيگراد تنظيم گرديد.انــرژي الكترونها ۷۰ الكترون ولت و ولتاژ شــتابدهنده حدود ۲۰۰۰ ولتو دماي منبع يونيزاســيون ۲۰۰ درجه سانتيگراد اعمال گرديد . شرايط دمابرنامــه اي بــا دماي اوليه ۴۰ درجه (ا دقيقه) تا ۲۸۰ درجه ســانتيگراد (۵دقيقه) با سرعت ۱۰ درجه بر دقيقه تنظيم گرديده است . آناليز يونيزاسيونشــيميائي توســط گاز آيزوبوتــان در محدوده جرمــي۶۰-۴۵۰ واحد جرماتميانجام گرفت
بحث و نتيجهگيري
مــرداب انزلي بهعلت اهميت و تنوع زيســتي در آن بهعنــوان يكي ازمردابهاي بين المللي و مهم در جهان شــناخته شــده است . بهعلت سرازيرشــدن و وارد شدن آبهاي سطحي ، فاضلاب كارخانجات و سموم كشاورزيجداســازي و شناســائي تركيبات آلي و معدني از اهميت خاصي برخورداراســت . تركيب فنيتروتيون و بوتاكلر معمولاً در مزارع برنج مناطق شــمالايــران بهعنوان آفتكش و علفكش مورد اســتفاده قــرار ميگيرند .درصدباز يافت فنيتروتيون و بوتاكلر در آب با ســه روش اســتخراجي ذكر شــدهمورد اندازهگيري و مقايســه گرديد( جدول شــماره ۱ ) . جدول فوق نشانميدهد كه ميانگين درصد بازيافت با روش فاز جامد نســبتا بيشــتر از دوروش ديگر ميباشــد .از طرفي زمان اســتخراج با فاز جامد كوتاهتر از دوروش اســتخراج مايع-مايع و اســتخراج ميكرومايع-مايع ميباشــد . درصدبازيافت روش اســتخراج مايع-مايع تقريبا نظير استخراج ميكرو مايع-مايعميباشــد با اين تفاوت كه حلال بكار رفته در روش اســتخراج ميكرو مايع-مايع بهمراتب كمتر از روش اســتخراج مايع-مايع ميباشد و بهعلت مسائلزيســت محيطي داراي بر تري ميباشــد .همچنين جداول ۳،۲و۴ ســطوحغلظتي نمونهها را در ماههاي مختلف خرداد ، شــهريور و بهمن ماه نشــانميدهد. براي اندازهگيري كميو افزايش حساســيت دســتگاه طيف سنججرمي -كروماتوگرافي گازي از تكنيك مشــاهده يــون انتخابي (SIM ) كهبراي فنيتروتيون يون ۱۲۳ و براي بوتاكلر۸۳۲ در نظر گرفته شــده است .بديهي اســت كه تكنيك فوق در دستگاه تله يوني بهعلت ويژگيهاي خاصخود در بعضي مواقع يون مادر با يك واحد جرمي را بيشتر ظاهر ميكند كهاين پديده با دستگاههاي چهارقطبي و مغناطيسي بسيار متفاوت ميباشد.
شــكل۱: كروماتوگــرام كلــي نمونــه ايســتگاه آب بنــدان را بعــد ازمراحل اســتخراج نشــان ميدهد . با يك نگاه اجمالي به كروماتوگرام فوقميتوان اســتنتاج كرد كه الگوي پيكهاي ظاهر شــده نشــان دهنده الگويهيدروكربنهاي نرمال ( پارافيني) ميباشد. به عبارت ديگر آن منطقه به موادنفتي مخصوصا هيدروكربنهاي پارافيني آلوده گشــته و مقدار آنها نيز قابلملاحظه ميباشــد .دو پيك دو تائي در زمان۱۶:۰۱ دقيقه و۰۱:۷۱ دقيقهمربوط به پريســتان(۹۱C ) و فيتان (۰۲C) ميباشــد . اين دو هيدروكربنبهعنوان نشانه زيستي( Biomarker ) جهت شناسائي نفتهاي خام و منابعآنها و چگونگي تشــكيل نفت خام بــه كار مي روند . طيف جرميفنيتروتيونو بوتاكلر در شــكل ۳ نشان داده شده است. براي اطمينان و تاييديه ديگراز جســتجوي كتابخانهاي دستگاه استفاده گرديد كه نتيجه آن در شكل : a۲نشــان داده شده اســت .براي صحت و اطمينان كامل استاندارد دو مادهفوق تزريق و زمان بازداري و همچنين طيف جرميمقايســه گرديد .يكي ازراههائي كه اكنون جهت تاييديه جرم ملكولي تركيبات اســتفاده ميشــود، روش يونيزاســيون شــيميائي خواهد بود كه معمولا عــلاوه بر پيك مادر
(M) يك واحد جرمي بيشــتر (۱+M) با شــدت و فراواني نســبي بيشترينســبت به جرم ملكولي ظاهر خواهد نمود. ايــن روش امروزه بهعنوان يك

جدول۱- درصدبازيافتنمونهفنيتروتيونوبوتاکلر(غلظتهرنمونه۵ نانوگرمدرليتروتکرارآزمايش۵ مرتبه)
Pesticide C۱۸ LLE LL microextraction
fenitrothion ۹۳ ۸۸ ۸۹
butachlor ۹۰ ۸۶ ۸۶
جدول ۲- ميزان غلظت فنيتروتيون و بوتاکلر( شهريور ماه ۱ ،: آب بندان ۲: پاشاگارو ۳: آب کنار)
Sample Pesticide LLE(ng/ml) LL Microextraction (ng/ml) SPE(ng/ml)
۱ fenitrothion ۷۶ ۸۱ ۸۵
۱ butachlor ۱۷ ۱۷ ۱۷
۲ fenitrothion ۳۹ ۴۱ ۴۳
۲ butachlor ۸ ۸ ۱۱
۳ fenitrothion __ __ __
۳ butachlor __ __ __
۱۰

تكنيك اسپكتروســكوپي جهت شناسائي تركيبات به كار ميرود . لازم بذكراســت كه همانطور كه قبلاً ذكر شد ، دســتگاه تله يوني به علت ويژگيهايخــاص خــود بعضي مواقع يك واحد جرمي بيشــتر ا ز خود نشــان ميدهدكه اين مســاله يك عيب محسوب ميشــود .اين پديده را ميت وان در طيفجرميفنيتروتيون كه قاعدتاً بايســتي جرم ۲۷۷ را نشان دهد ولي همانطوركه مشاهده مي شود جرم ۲۷۸ ظاهر نموده است.
همه روشــهاي ذكر شــده بر روي دو نمونه ديگر انجام گرفت ولي فقطكروماتوگرام و طيفهاي جرميمربوط به نمونه آبب ندان گزارش گرديد .
نتيجه
بهعلت مصرف حجم كم حلال و مســائل زيســت محيطي، استفاده ازروش اســتخراج ميكرو مايع-مايع يك روش مناسب و ساده براي استخراجســموم در نمونه هاي آبي پيشــنهاد ميگردد. درصد بازيافت ،حمل ساده ،صرفــه جوئي در زمان و همچنين بعلت كاهش مصرف حلالهاي ســمي وكلر دار ۹۰ ( درصد كمتر مصرف مي شــود ) تكنيك اســتخراج با فاز جامد۱۸(SPE-C ) در مقايســه با روشــهاي اســتخراج مايع-مايع و اســتخراجميكــرو مايع-مايع توصيه ميشــود . بهعبارت ديگر روش اســتخراج با فازجامد امروزه بهعنوان يك روش مناســب ، ساده و كارامد پيشنهاد ميگردد.اگرچه دستگاههاي طيف سنج جرمياز نوع تله يوني دستگاه بسيار حساسو داراي دقت بالائي ميباشد و عمدتاً براي اندازهگيريهاي مقادير ناچيز درماتريســهاي مختلف (آب، خاك وآب ) بهكار ميروند لذا پيشنهاد ميگرددكه از دستگاههاي چهارقطبي و مقناطيسي استفاده گردد .نتايج و داده هايبدست آمده نشان مي دهد كه قسمت مركزي و بويژه قسمت شرق تالاب ازآلودگي بيشتري برخوردار است .
بهعلتاينكهسمومكلرهدرمناطقشمالمورداستفادهگستردهكشاورزانقرارمي گيرد توصيهميگرددكهجهتاستفادهسمومكشاورزياز علوموفنونپيشــرفته استفادهوتحتنظارتوزارتكشــاورزيوسازمانحفاظتمحيطزيســت قرار گيرد .همچنين نظارت و كنترل دقيق بر پروژهها و نحوه استفادهســموم و كمكهاي مالي به كشاورزان جهت اســتفاده بهينه از سموم و آفتكشها پيشنهادمي گردد.جلوگيريازانتشارموادآلايندهوخطر ناكدرمحيطيك امر ضروري است و نهايتاً ممانعت از تخليه فاضلابهاي بهداشتي، شهري،صنعتي در حاشيه رودها و سواحل دريا توصيه مي گردد.

شكل ۲- طيف جرمي بمباران الكتروني (EI) فيتروتيون
۱۲

۱۵

مطالعه مقايسهاي تشخيص ساركوسيستيس در لاشه گوسفند ان ذبح شده در كشتارگاه تبريز

Archive of SID                               

 

  • • •

امور دام و آبزيان شماره 75 تابستان1386

مطالعه مقايسهاي تشخيص ساركوسيستيس

در لاشه گوسفند ان ذبح شده در كشتارگاه تبريز

t مهد ي ارشد كارشناس ارشد انگل شناسي پزشكي دانشگاه تربيت مدرسt عبدالحسين دليمي اصل

 استاد گروه انگل شناسي پزشكي دا نشگاه تربيت مدرس

t فاطمه غفاريفر

 استاديار گروه انگل شناسي پزشكي دانشگاه تربيت مدرس

تاريخ دريافت: د يماه4831  تاريخ پذيرش: خردادماه 5831

Email: [email protected]

چكيده

آلودگي ساركوسيسـتوزيس يك عفونت تك ياختهاي مشـترك بين انسان ودا م است كه توسط گونههاي مختلف ساركوسيستيسايجاد مي شـود. اين انگل داراي شيوع جهاني اسـت و قادراست در انسان و بسياري از حيوانات آلودگي ايجاد نمايد. در اين مطالعهآلودگي ساركوسيسـتيس در گوشـت گوسفندان ذبح شده در كشـتارگاه تبريز با روشهاي ماكروسكوپي، هضمي و تهيه گسترشبافتي مورد بررسـي و مقايسـه قرارگرفته است. بدين منظوردر مرحله اول 400 رأس گوسفند را به طور تصادفي انتخاب و اندام هاي

مري، ران، بازو، د يافراگم و قلب از لحاظ ماكروسكوپي از نظر وجود كيست ساركوسيستيس بازرسي شد. د ر مرحله د وم تعداد150

لاشه گوسفند به ظاهر غير آلوده را به طور تصادفي انتخاب و از اندامهاي مري، ران، بازو، د يافراگم و قلب نمونهبرداري و با روش هاي

هضمي و تهيه گسـترش بافتي به كمك ميكروسـكوپ نوري از نظر وجود ساركوسيسـتيس بررسـي شـد. د ر روش هضمي نمونه

بافت را در محلول هضمي حاوي پپسـين و اسـيدكلريد ريك قرار داده، سپس رسـوب حاصل از لحاظ وجود سيستي زوئيت در زيرميكروسكوپ مورد بررسي قرار گرفت. د ر روش گسترش بافتي، ابتدا روي لام از قطعهاي از بافت عضلاني گسترش تهيه كرده سپسبا رنگ آميزي و بدون رنگ آميزي با گيمسـا از لحاظ وجود سيسـتي زوئيت در زير ميكروسـكوپ مورد بررسـي قرار گرفت. طبقنتايج به د سـت آمد ه با روش ماكروسـكوپي آلودگي مري، ران، بازو، ديافراگم و قلب گوسفندان به ترتيب 7/42٪،2/ 16٪، 7/ 17٪،27٪ و 2/2٪ ولي با روش هضمي100 ٪ بوده اسـت. گرچه روش گسـترش بافتي با رنگآميزي آلودگي را كمتر از روش هضمي نشانداد ولي حساسـيت آن نسبت به روش گسـترش بافتي بدون رنگ آميزي بيشتر بود ه است. به طور كلي روش هضمي حساس ترينروش در آشكارسـازي واقعي آلود گي گوسفندان به ساركوسيستيس شناخته شد. باتوجه به آلود گي صد درصدي گوسفندان موردمطالعه به ساركوسيستيس و ميكروسكوپي بود ناندا زه اكثريت كيست ها، بايد بدون توجه به نتيجه بازرسي نسبت به پخت گوشتنهايت دقت را نمود.

    كلمات كليدي:  ساركوسيستيس، گوسفندان، روش هضمي با پپسين، تبريز

۶۸

مقدمه

ساركوسيستيس يكي از شايع ترين انگلها در چهار پايان اهلي است كه در برخي از ميزبانان همچون، گاو و گوسفند سبب آلودگيبسيار شديد ميشود. به علاوه اين انگل بسياري از حيوانات وحشي، پرندگان، جانوران خونسرد و انسان را نيز آلوده ميسازد)11 ،8( .در چرخه زند گي انگل به ميزبان واسط (شكار شونده) و ميزبان قطعي (شكارگر) نياز وجود دا رد. برخي از گونههاي ساركوسيستيسقاد ر به ايجاد بيماري و د ر نتيجه باعث كاهش وزن، بيا شــتهايي، تب، كمخوني، ضعف عضلاني، كاهش توليد شــير، ســقط جنينو گاهي مرگ در ميزبانان واســطي همچون گاو، گوســفند، بز و خوك ميشــوند. برخي از گونههاي ساركوسيستيس در انسان باعثاختلالات گوارشي از جمله تهوع، استفراغ و اسهال ميشوند. انسان معمولا با خوردن گوشت نيم پخته يا خام گاو آلوده ميشود 8(،11). تا كنون گونه هاي مختلفي از ساركوسيســتيس از گوســفندا ن اقصيً نقاط جهان گزارش شده است. برخي از اين گونه مانند(S. gigantea (ovifelis وS. medusiformis  به صورت ماكروسكوپي و برخي ديگر مانند( S. tenella (ovicanis وS. arieticanis  بهصورت ميكروسكوپي (كوچكتر از يك ميلي متر) بر روي لاشه گوسفندان قابل تشخيص هستند. د ر بازرسي كشتارگاهي معمولا فقطكيســتهاي ماكروسكوپيك تشخيص داده ميشوند لذا آمار ارائه شده توســط بازرسي كشتارگاهي معمولا كمتر از آمار واقعي است.آلودگي گوســفندا ن به ساركوسيســتيس از اكثر نقاط جهان گزارش شده است. آلود گي گوســفندان توسطDiez, Banos  از فرانسه،

Gebreab, Woldemeskel از اتيوپي، Ozturk از تركيه وBaranova, Mala  از اسلواكي،Latif  و همكاران از بغداد وDubey  از آمريكاگزارش شــد ه اســت 7(، 9، 01،21،51). در ايران تاكنون گزارشهاي متعدد ي در مورد آلود گي گوسفندان به ساركوسيستيس ارائهشــده اســت 1(،2،3، 4،31). از جمله ميتوان به مطالعه رضوي و همكاران(31) كه از روش هضمي براي تعيين آلودگي اســتفادهكرده اشاره كرد. هدف از مطالعه حاضر مقايسه و ارزيابي روشهاي ماكروسكوپي، هضمي و تهيه گسترش بافتي در تشخيص آلودگيگوشت گوسفندان ذبح شده د ر كشتارگاه تبريز به ساركوسيستيس بوده است.

                               ۶۹                         در امور دا م و آبزيان

 

روش كار

د ر ماههــاي مختلف ســال 1383 بمدت يكســال به كشــتارگاه تبريزمراجعه شــد400 رأس گوســفند را بــه تصادفي انتخاب واندامهــاي مري،ران، بــازو، ديافراگــم و قلــب به طور ماكروســكوپي از نظر وجود كيســتساركوسيســتيس بازرسي شــد سپس تعداد 051 لاشه گوســفند به ظاهرغير آلوده را به طور تصادفي انتخاب و از اندامهاي مري، ران، بازو، ديافراگموقلب نمونهبردا ري و با روشهاي هضمي و تهيه گسترش بافتي با و يا بدونرنــگ آميزي به كمك ميكروســكوپ نوري از نظر وجود ساركوسيســتيسبررسي شد. نحوه انجام آزمايش به شرح زير بوده است:

روش هضمي

در ايــن روش حدود02 گــرم از بافت مورد نظر (قلــب، ديافراگم،بازو، ران و مري) را با چرخ گوشــت له كرده و در 05 ميليل يتر محلولهضمي قرار دا ده شــد. محلول هضمي حاوي 3/1 گرم پپسين، 5/2 گرم NaClو 5/ 3 ميلي ليتر اســيد كلريدريــك در 500 ميلي ليتر آب مقطربود. ســپس ظرف حاوي نمونه را به مدت يك ســاعت در انكوباتور 04درجه ســانتيگراد گذاشــته و محلول را از صافي عبور دا ده، محلول صافشــده با د ور2500  به مدت 5 دقيقه ســانتريفوژ شــده سپس از رسوبلام تهيه كرده و با ميكروســكوپ نــوري با بزرگنمايي 400 از نظر وجودسيستي زويت ساركوسيست بررسي گرديد.

روش تهيه گسترش بافتي

جدول شماره1: درصد آلودگي گوسفندا ن نر و ماده كشتار شده د ر كشتارگاه تبريز به ساركوسيستيس با روشهاي تشخيصي مختلف

                                                                 ۷۰

حدود 1 گرم گوشت را در بين د و لام گذاشته و با وارد كردن فشار از آن اســمير نازكي تهيه شد پس از خشكشدن و فيكس نمودن، ابتدا لامهابدون رنگ آميزي زير ميكروســكوپ بررسي شــدند سپس با گيمسا آنها رارنگ آميزي كرده و از نظر وجود ساركوسيستيس مورد مطالعه قرار گرفت.در آزمايش ميكروسكوپي حداقل از هر گسترش 100 ميدان ميكروسكوپيمورد مطالعه قرار گرفت و در صورت مشاهده مروزويت، نمونه مثبت تلقي ودر جدول مربوطه ثبت ميگرديد.

نحوه تجزيه و تحليل داد هها

براي تجزيه و تحليل دادهها و مقايســه نســبتها از آزمون مربع كاياستفاده شد.

نتايج

در اين تحقيق از روش هاي ماكروسكوپي، روش تهيه گسترش بافتي بارنگ آميزي و بدون رنگ آميزي و روش هضمي استفاد ه گرديد.

طبق نتايج جد ول شــماره 1 در تشــخيص ساركوسيســتيس عضلانيروش هضمي نســبت به ســاير روشهاي ديگــر داراي ارجحيت تــام بودهبرعكس، روش ماكروســكوپي در تشــخيص ساركوسيستيس بسيار ضعيفبوده اســت. اختلاف اين روشها از لحاظ آماري كاملا معني دار بوده اســت0/05(<p). گرچه روش تهيه گســترش بافتي با رنگ آميزي نسبت به روشهضمي آلودگي كمتري را نشــان داد ولي نســبت به روش تهيه گســترشبافتي بدون رنگ آميزي از حساســيت بيشتري برخوردار بوده است(جدولشــماره 1). طبق جدول شــماره1 با روش تشخيص ماكروســكوپي د رصدآلودگي گوســفندان ماد ه بيش از نرها است كه از لحاظ آماري اين اختلافكاملا معني دار است 0/01(<p).

طبق نتايج به دســت آمده با روش ماكروســكوپي آلودگــي مري، ران،

بازو، ديافراگم و قلب گوســفندان به ترتيب 7/42٪،2/16٪،7/17٪، 27٪ و2/2٪ بود ه كه از لحاظ آماري اين اختلاف كاملا معنيدار اســت 0/05(<p)ايــن در حالي اســت كه بــا روش هضمي همه اين ان دامهــا100 ٪ آلودهبودهاند. (جدول شماره2).

طبق نتايج جدول شــماره2 آلودهترين اندام گوسفند در همه روش هاديافراگــم بــا27 ٪ بوده اســت. د ر روش گســترش بافتي با رنــگ آميزيآلود هتريناندام گوســفند دي افراگم با 3/93٪ و ســپس قلب با 6/82٪ و درروش گســترش بافتي بد ون رنگ آميزي آلودهت رين ا ندا م گوسفند ديافراگمبا19 /3 ٪ و سپس مري با12/6 ٪ بوده است (جدول 2).

بحث و نتيجه گيري

ساركوسيســتوزيس از بيماريهاي مشــترك بين انســان و دام است.برخــي گونه هاي عامل ايــن بيماري در دامها باعث ســقط جنين، كاهشوزن، كاهش توليد شــير، كم خوني و حتي مرگ ميشود. بنابراين از لحاظاقتصادي داراي اهميت اســت. در بررســي حاضر كه از روش هضمي برايآشكارسازي ساركوسيستيس در اندامهاي مختلف گوسفند استفاده گرديد100٪ گوسفندا ن آلوده بودهاند.

جدول شماره2: درصد آلودگيا ندامهاي مختلف گوسفندهاي كشتار شده در كشتارگاه تبريز به ساركوسيستيس با روشهاي مختلف

از بيــن روشهــاي بكار گرفته شــد ه در ايــن تحقيــق، روش هضميحســاسترين روش در آشكارســازي واقعــي آلودگــي گوســفند بــهساركوسيســتيس شناخته شــد. در روش بازرسي ماكروســكوپي بيشترينموارد آلودگي به ساركوسيســتيس در ديافراگم مشــاهده شــد و بيشــتركيســتهاي مشاهده شده در دي افراگم به صورت كيســت هاي بزرگ دانهبرنجي بودهاند. در روشهاي ميكروسكوپي گسترش بافتي با رنگ آميزي وبدون رنگآميزي نيز آلودهترين اندام ديافراگم بوده است.

آلودگي گوســفندا ن به ساركوسيســتيس تا كنــون از اكثر نقاط جهانگزارش شده است. آلودگي گوسفندان د ر گزارشBanos  وDiez  در فرانسه8/94 د رصــد (6)،در گــزارشWoldemeskel  وGebreab  د ر اتيوپي 39درصــد (51)، در گزارشOzturk  در تركيه 90 درصــد (21) و در گزارشMala وBaranova  در اسلواكي 6/ 87 درصد (01) بوده است. ميزان آلودگيدر دامهاي ذبح شد ه د ر بغداد به طور ماكروسكوپيك د ر گوسفند4/1  ٪ وليبا بررسي هضمي 79٪ گزارش شده است .)9(Dubey، آلودگي 001٪ را د رگوسفند در آمريكا گزارش كرد هاند.)7(

طبق نتايج تحقيقاتRazavi ،Svobodora, Nevole ، Diez ،Banos  وهمكاران با روش ماكروسكوپي گوسفندان نر بيش از گوسفندان ماده آلودهگــزارش ميشــوند 6(،11،31، 41). د ر مطالعه حاضر نيــز درصد آلودگيگوسفندان ماده بسيار بيشتر از نرها بوده است اما اين اختلاف بيشتر مربوطبه ســن گوسفندان است زيرا كه بر خلاف گوســفندان نر، گوسفندان ماد هد ر ســنين پيري كشتار ميشــوند. از طرفي با توجه به نتايج مطالعه حاضركــه د ر آن با روش هضمي همه گوســفندان آلوده بودهاند ميت ــوان چنيننتيجه گرفت كه احتمالا د ر گوســفندان ماده پير اندا زه كيستها بهاندازهايبزرگ اســت كه به راحتًي با چشم غير مسلح قابل رؤيت هستند و يا اينكهگوسفندان ماد ه پير استعدا د بيشتري به آلودگي به گونههاي (S. giganteaovifelis) وS. medusiformis  دارند.

در ايــران تاكنون گزارشــهاي متعــددي در مورد آلود گي گوســفند بهساركوسيســتيس ارائه شده اســت (1،2،3،4، 31). در اكثر اين مطالعاتاز روش هضمي براي تعيين درصدآلودگي اســتفاده نشــده بود. لذا احتمالمــيرود كه درصد آلودگي گزارش شــده كمتــر از مقدار واقعي باشــد. درمطالعهRazavi  و همكاران كه از روش هضمي براي تعيين آلودگي استفادهكردهاند ميزان آلود گي لاشههاي گوســفندان شيراز را 001٪ گزارش نمود(31) كه با نتيجه مطالعه حاضر مطابقت دارد.

ســگها و گربه ها معمولا ميزبانــان قطعي براي تعــدادي از گونههايشناخته شده ساركوسيستيس گوسفندي هستند يكي از علل وقوع عفونتشديد در ميزبانان واسطه به اين علت نسبت داده ميشود كه حيوانات مزارعدر ارتباط نزديكي با ســگ هاي نگهبان گله هســتند و سگها چراگاهها را بااسپوروسيستهاي ساركوسيستيس آلوده مي كنند. در يك مطالعه در بغدادنشــان داده شده است كه سگهاي آلوده حدود 200 ميليون اسپوروسيست(روزانــه حــدود 4 ميليون اسپوروسيســت) در طــول دوره آلودگــي دفعميكننــد(9). همچنين طبق گزارش فاير(7791) ســگهاي آلوده حدوددو ميليون اسپوروسيست درروز دفع ميكنند .اسپوروسيستها وقتي كه ازمد فوع ميزبان قطعي دفع ميشــوند خاصيت آلودهكنند ه دارند و اين فاكتورنقش مهمي را در اشــاعه و اپيد ميولوژي (همه گيري) ساركوسيستيس بازيميكند )7(

در تحقيــق حاضــر روشهــاي مختلفي براي تشــخيص كيســتهايميكروســكوپي ساركوسيســتيس استفاده شــد كه در نتيجه روش هضمي(Digestion) بالاتريــن درصــد آلودگــي را نشــان داد و بعــد از آن روشگســترش بافتي با رنگ آميزي و روش گســترش بافتي بدون رنگ آميزيبودهاند با روش ماكروســكوپي تعدا د اندكي از كيستهاي ساركوسيستيسقابل مشــاهده ميباشند. د ر مطالعات مختلف نشــان داده شده است كه درآشكار سازي ساركوسيستيس روش هضمي بافت حساستر از ساير روشهاميباشد .)5(

آلودگياندامهاي مختلف به كيســت ساركوسيست در حيوانات مختلفمتفاوت ميباشــد به طوريكه در گوسفند بيشترين آلودگي در مري گزارششده است ولي د ر مطالعه حاضر با روش ماكروسكوپي آلودهترين اندامها بهترتيب ديافراگم 27(٪) و پس از آن مري 7(/42٪) بودهاند.با افزايش ســنبه علت در معرض بود ن بيشــتر و فرصت زماني بيشــتر براي بروز آلودگي وتشكيل كيست ميزان آلودگي بيشتر مي شود.

گونه هاي مختلف گوســفند از لحاظ شكل واندازه كيستها كاملاً با هممتفاوت هستند با توجه به كوچك و غير قابل رويت بودن برخي از كيستهاو آلود گي شــديد گوســفندان به آنها بايســتي بدون در نظر گرفتن نتيجهبازرسي عادي نسبت به پخت گوشت نهايت د قت را نمود.

منابع مورد استفاده

1- ايرجي، ن،4731، بررسي كشتارگاهي ساركوسيستوزيس در نشخواركنندگانشهرستان خوي. پايان نامه دانشكده دامپزشكي دانشگاه اروميه، شماره771، صفحه73ـ06.

2ـ رزمي، غ. و رهبري، ص1379 .؛ بررسي ساركوسيستيس نشخوار كنندگان اهليدر اســتانهاي تهران و گلســتان، مجله علمي دانشكده دامپزشــكي دانشگاه شهيدچمران اهواز سال سوم شماره 4،صفحه 46ـ 93.

  • شــكر فروش، س.ش و عليخاني، ر.، 2831، ميزان آلودگي لاشــه گوســفندا نكشتار شــد ه در كشتارگاه اصفهان به ساركوسيســت. پژوهش و سازند گي، شماره

85، صفحه 27-86.

  • Afshar A.B. Naghshineh, R. and Neshat, H., .1974; Incidence of sarcosporidiosis in sheep in Iran. Trop. Anim. Hlth. Prod., 6:192. 5- Collins G. , .1979; Studies on Sarcocystis: III. The macrocystic species of sheep. New Zealand. Veterinary Journal, 27:204. 6- Diez, P. and Banos, P.D., 1978; The prevalence of sarcospordiosis in sheep in province of Leon, with a comparative study of various diagnostic methods. Anales de la Faculted de Veterinaria de Leon, 24: 195-199.

7- Dubey J.P. , .1976; A review of sarcocysitis of domestic animals and of other coccidian of cats and dogs. Journal of American Veterinary Medical Association, 169 (10): 1067– 1078. 8- Dubey J.P., Speer C.A. and Fayer R., .1989; Sarcocystis of animals and man. Florida CRC Press.

9- Latif B.M.A., Al-Delemi J.K., Mohammed B.S., Al-Bayati S.M. and Amiry A..M. .1999; Prevalance of Sarcocystis spp. In meat production animals in Iraq. Veterinary Parasitology, 84:85-90. 10- Mala, P. and Baranova, M., .1995; Diagnosis of Sarcocystis infection in slaughter animals at veterinary meat inspection. Veterinary Medicine, 40: 97-100.

  • Nevole M. and Lukesova D., .1981; Method for the direct detection of Sarcocystis and diagnosic reliability. Veterinary Medicine, 10:581-584.
  • Ozturk, G., .1994; Incidence of ovine sarcospordiosis in the myocardium of sheep. Saglik Bilimleri Dergisi, 8:66-69.
  • Razavi S.M., Shekarforoush S.S., Farahani M. and Sarihi K., 2003; Prevalence of sarcocyst in slaughtered sheep in Shiraz, Iran. Journal of Veterinary Parasitology, 17(2): 139-141.
  • Svobodova, V. and Nevole, M., .1990; Use of muscle digestion method and indirect immunoflourescence reaction in the diagnosis of Sarcocystostis in sheep. Acta Veterinaria, 59:157-170.
  • Woldemeskel, M. and Gebreab, F., .1996; Prevalence of Sarcocysts in livestock of northwest Ethiopia. Journal of Veterinary Medicine, Series B., 43: 55-58.

 

۷۲