پایان نامه با واژگان کلیدی عزت نفس، عشق و محبت، ناخودآگاه

ن که رسوا شود ناراحت نيست .( پور افکاري ، 1375)
اگر بخواهيم اختلالات رفتاري را به سه دسته تقسيم كنيم
فردي:
1-آرزوي شخصي ديگر بودن
2-احساس ناکامي و بي ارزشي
3-اضطراب آشکار
4- مکرر گريستن
5- نظر گاه منفي و بد بينانه نسبت به آينده( همان منبع ، ص68)
اجتماعي:
1 – اعمال پرخاشگرانه نسبت به همسالان( وجداني ، 1381، ص 163)
2-نداشتن اعتماد به بزرگتر غريبه و همسالان تازه وارد
3- اشکال در درک ديدگاه هاي ديگران
4- اجتناب از نقش هاي رهبري
5- آزادي طلب نبودن ( همان منبع ، ص 164)
آموزشي:
1-پريشان حال بودن
2-به ندرت سوال کردن(فيروز بخت ، 1377 ، ص 132) .
3-8عزت نفس يكي از دلايل اختلالات رفتاري نوجوانان
يكي از دلايل عمده بسياري از اختلالات رفتاري و شخصيتّي در كودكان و نوجوانان، ضعف در اعتماد به نفس و احساس خودارزشمندي (عزت نفس) است، بنابر اين امروزه در اصلاح و درمان بسياري از اين اختلالات، پرورش و تقويّت احساس عزت نفس و اعتماد به نفس و مهارتهاي فردي و اجتماعي آنان، نقش بسزايي ايفا مي‌كند.( همان منبع ، ص 133)
از اين رو با توجه به اهميّت عزت نفس در رشد شخصيت و سلامت رواني كودكان و نوجوانان، در جهت تقويت و افزايش آن، موارد زير به والدين و دست اندركاران تعليم و تربيّت توصيه مي شود:
1-روحيه ديني و ايمان مذهبي را در كودكان و نوجوانان تقويت كنيد.
2- سعي كنيد در برخورد با كودكان و نوجوانان، توانمندي هاي آن ها را مورد نظر قرار دهيد، نه ناتواني ها را.
3- زمينه كسب تجربه هاي خوشايند از فعاليت هاي مستقل و آزاد را براي آن ها فراهم كنيد.
4-تجربه هاي موفقيت آميز آنان را افزايش دهيد. ( بيگي ، 1377 ، ص 45)
5-قدرت تحمّل كودكان و نوجوانان را براي مواجه شدن با ناكامي هاي احتمالي افزايش دهيد.
6- رفتار مصمّم و مطمئن و در عين حال مطلوب كودكان و نوجوانان را تقويت كنيد.
7- كودكان و نوجوانان را در كنترل احساسات و عواطف خود ياري دهيد.
8-مهارت هاي اجتماعي كودكان و نوجوانان كمرو و فاقد اعتماد به نفس را افزايش دهيد.
9- آنان را با الگوهاي رفتاري مطلوب آشنا كنيد.
10-از انجام هر گونه رفتار تنبيهي و تحقيرآميز درباره ي دانش آموزان خودداري كنيد.( همان منبع، ص 50) .
3-9.عزت نفس سالم و نا سالم
ميزان اعتماد به نفس کودک در طي دورانهاي مختلف زندگي با نوعي نوسان روبرو ميشود. تجربيات کودک زياد مي شود و درک او نسبت به مسائل مختلف تغيير پيدا ميکند به همين دليل عزت نفس او به طور متناوب در حال تغيير است. اين امر مي تواند به والدين کمک کند تا نشانه هاي عزت نفس سالم و ناسالم را درک کنند(اينترنت 2)
کودکي که با عزت نفس پايين روبرو است هيچ گونه تمايلي به انجام کارهاي جديد ندارد. در اين شرايط کودک ممکن است دائماً در مورد توانايي هاي خود نگرش منفي داشته باشد و چيزهايي از اين قبيل بگويد: “من نادان هستم” يا “هيچ وقت ياد نميگيرم که چگونه بايد کارها را به درستي انجام دهد” يا “آخرش چه مي‌شود؟ به هر حال که هيچ کس به من اهميت نمي دهد.” ( همان منبع )
تاب و توان کودک در برابر مشکلات کم مي شود به راحتي تسليم موانع خارجي ميشود و هميشه منتظر کسي است که از راه برسد و بار مسئوليت هاي او را به دوش بکشد. اين قبيل کودکان به شدت نسبت به انتقادهاي خارجي از خود واکنش منفي نشان مي دهند، و به راحتي از خودشان نااميد مي شوند. کودکي که داراي عزت نفس سالمي است، از برقراري ارتباط با ديگران لذت مي برد. او از قرار گرفتن در در مکان هاي عمومي و اجتماعي لذت مي برد و در عين حال تنهايي نيز به او آرامش مي دهد. زمانيکه نوبت به مواجهه با مشکلات و چالش هاي خارجي مي رسد، مي تواند به راحتي راه حل هاي کاربردي و مفيد را پيدا کند. به راحتي متوجه کاستي ها مي شود و هيچ موقع خود و يا اطرافيانش را زير سؤال نمي‌برد. به عنوان مثال به جاي اينکه بگويد: “من نادان هستم” مي گويد: “من اين مطلب را به درستي متوجه نشده بودم.” اين قبيل کودکان نقاط ضعف و قوت خودشان را به خوبي مي شناسند و آنها را مي پذيرند. اين امر سبب مي شود که نوعي نگرش خوش بينانه در آنها ايجاد شود.(محمدي ، 1386، ص 211) .
3-10.والدين چه نقشي در تقويت عزت نفس فرزندشان دارند؟
مراقب صحبت کردن خود باشيد
کودکان نسبت به گفته هاي والدين خود بسيار حساس هستند. نه تنها بايد کودکان را به خاطر کاري که با موفقيت انجام داده اند، بلکه بايد آنها را به خاطر تلاشي که در اين زمينه انجام داده اند، نيز تشويق کنيد؛ اما در اين راه بايد صادق باشيد و از هر گونه مبالغه بپرهيزيد. به عنوان مثال اگر فرزند شمانتوانست وارد تيم فوتبال مدرسه شود، نبايد به او بگوييد: “خوب دفعه آينده مي تواني با تلاش بيشتر وارد تيم شوي” بلکه بهتر است چيزي شبيه به اين به او بگوييد: “درست است که تو نتوانستي وارد تيم فوتبال شوي، اما به هر حال تو تمام تلاش خود را به کار گرفتي و اين قابل تقدير مي باشد.” هميشه نتيجه مهم نيست، بلکه همان تلاشي که فرد انجام ميدهد نيز قابل ستايش است.( همان منبع ، ص 217) .
يک الگوي مثبت باشيد
اگر زندگي را بيش از اندازه به خودتان سخت بگيريد، منفي گرا باشيد و در مورد توانايي ها و محدوديت هاي فردي خود واقع بين نباشيد، کودک به صورت ناخودآگاه عيناً کارهاي شما را بازتاب خواهد داد. عزت نفس شخصي خود را پرورش دهيد تا کودکتان هم بتواند از شما الگو برداري کند.( نظري نژاد ، 1385، ص 73)
محيط خانه را امن و مطمئن سازيد.
کودکي که نمي‌تواند در خانه احساس اعتماد داشته باشد و در آنجا مورد آسيب قرار مي گيرد، از عزت نفس پايين رنج خواهد برد. کودکي که دائماً در برابر جر و بحث ها و دعوا‌هاي خانوادگي پدر و مادر قرار مي گيرد، افسرده و مضطرب خواهد شد. هميشه بايد به خاطر داشته باشيد که به کودک خود احترام بگذاريد.( همان منبع ، ص 74)
عقايد نادرست کودک را تشخيص داده و آنها را تغيير دهيد.
پدر و مادر بايد اين توانايي را داشته باشند که بتوانند عقايد غير منطقي کودک خود را تشخيص دهند. اين اعتقادات در هر زمينه اي مي توانند باشند: توانايي هاي فردي، جذابيت، کمال و يا هر چيز ديگري. اين امر مي تواند به کودک کمک کند تا در مورد ارزيابي توانايي هاي خود واقع بين تر باشد و همچنين مي تواند به کودک کمک کند تا نگرش هاي مناسب تري را در خود ايجاد کند. احساسات نادرست مي توانند در اعماق وجود فرد ريشه دوانده و به صورت يک واقعيت عيني در او بروز کنند. به عنوان مثال کودکي که در تمام موارد درسي در مدرسه به خوبي ظاهر مي شود و تنها در درس رياضي قدري ضعيف است، ممکن است با خودش بگويد: “من رياضيم خوب نيست، دانش آموز بدي هستم”. اين نوع تعميم دادن ها باعث مي شود که توانايي هاي ديگر کودک نيز به مرور زمان رو به تحليل رفته و به مرور زمان موجبات شکست کودک را فراهم آورند. در چنين شرايطي مي توانيد به او بگوييد: “تو دانش آموز خوبي هستي، رياضي درسي است که بايد وقت بيشتري روي آن بگذاري، ما با هم مي توانيم روي آن کار کنيم.”( لطف آبادي ، 1379، ص 96)
خانه خود را تبديل به مأمن امني براي تمام اعضاي خانواده کنيد.
دردسر‌هايي که ديگران ايجاد مي کنند، مشکلات مدرسه، اختلاف با همکلاسي ها، و ساير فاکتورهاي بالقوه اي که مي توانند بر روي عزت نفس کودک تاثير گذار واقع شوند، کار کنيد. اقدامات لازم را به سرعت و با حساسيت تمام انجام دهيد.(همان منبع ، ص 98) .
کودک را به کسب تجربيات سازنده تشويق کنيد.
انجام فعاليت‌هايي که حس همکاري را در کودک پرورش مي دهد، خيلي بيشتر از فعاليت هايي که حس رقابت را در آنها ايجاد مي کند مي تواند سودمند باشد. به عنوان مثال فعاليت هايي که در آن فرزند بزرگتر به خواهر يا برادر کوچک تر خود کمک ميکند، مي تواند تاثير شايان ذکري هم در زندگي فرزند بزرگتر و هم عزت نفس فرزند کوچکتر داشته باشد.( شفيع آبادي ، 1372، ص 120)
واکنش هاي مثبت و دقيق از خود نشان دهيد.
تعبيراتي مانند: “تو هميشه دست به ديوانگي مي زني” ممکن است به کودک اين حس را القا کند که هيچ گونه کنترلي بر روي بروز احساسات خود ندارد. به عنوان مثال ميتوانيد بگوييد”تو خيلي سريع در مقابل برادرت عصباني مي شوي، اما خوشحالم که سر او فرياد نمي زني و او را مورد ضربت قرار نمي دهي” اين امر به کوک نشان مي دهد که حق انتخاب دارد و به او کمک مي کند تا در شرايط مشابه ديگر نيز انتخاب صحيحي داشته باشد.( همان مبنع ، ص 122)
با فرزندان خود مهربان و خودجوش باشيد
عشق و محبت والدين مي تواند تاثير شگرفي بر روي ارتقاي عزت نفس کودکان داشته باشد. آنها را در آغوش بگيريد و به آنها بگوييد که مايه ي افتخارشما هستند. مي توانيد در ظرف غذاي او يادداشت هايي از اين قبيل بگذاريد: “به نظر من تو فوق العاده اي”، او را صادقانه تشويق کنيد و در اين کار به هيچ وجه مبالغه نکنيد. کودکان به راحتي مي توانند تشخيص دهند که آيا چيزي از اعماق وجود شما نشئت مي گيرد يا خير.( همان منبع ، ص 124)
کمک از منابع تخصصي
اگر احساس مي کنيد که کودک شما داراي عزت نفس پاييني است، مي توانيد از موارد حرفه اي و تخصصي کمک بگيريد. مشاور کودک و خانواده مي توانند دلايل اصلي اين امر را که چرا يک کودک در مورد خود احساس خوبي ندارد، بررسي کند. مشاوره هاي تخصصي مي تواند به کودک کمک کند تا در وهله اول درک واقع بينانه تري از خود داشته باشد و سپس مي تواند با شناختي که از خود پيدا مي کند قابليت هاي فردي خود را ارتقا بخشد. با ميزان کمي کمک هر کودک مي تواند عزت نفس سالم تري را براي دنبال کردن يک زندگي شادتر، سالم تر و کامل تر ايجاد کند.( شريعت مداري ، 1382، ص 126) .
نكته: والدين کودکان برخوردار از عزت نفس بالا در مقايسه با والدين فرزنداني که عزت نفس پايين دارند اين صفات را بروز مي دهند :
آنها فرزندان خود را بيشتر مي پذيرند . معمولاً بيشتر به آن ها احترام مي گذارند و با آنان به عنوان افرادي با ارزش رفتار مي کنند .
استواري عاطفي بيشتري دارند و متکي به نفس هستند . احتمال وضع کردن اهداف عالي و بزرگ براي فرزندانشان بيشتر است .( همان منبع ، ص 130)
سه گام جهت رسيدن به عزت نفس بهتر
پيش از آنكه شروع به بهبود عزت نفس خود نمائيد ،ابتدا،به توانايي تغيير آن اعتقاد داشته باشيد . لزوما هر تغييري سريع و آسان رخ نمي‌دهد، اما مي‌تواند اتفاق بيفتد. شما ضعيف نيستيد! به محض پذيرش و يا حداقل توجه به جمله مذكور ،مي‌توان گام‌هاي سه‌گانه را براي تغيير عزت نفس برداشت( فدردي ، 1373، ص200)
گام 1: سرپوش گذاردن بر انتقاد دروني
گام 2: تمرين پرورش خود
گام 3 : تقاضاي كمك از ديگران
3-11-1. گام اول : سرپوش گذاردن بر انتقاد دروني
اولين گام مهم در بهبود عزت نفس،شروع مبارزه با پيامدهاي منفي نداي دروني منتقد است . در جدول زير چند مثال شاخص از نداي دروني انتقادگر و راه ” سر پوش گذاردن ” بر آن آورده شده است ) همان منبع ، ص 201) .
تعاريفي در رابطه با اضطراب31 :
دست يافتن به تعريف دقيق از اضطراب بسيار دشوار است، اکثر نظريه پردازان بالانگ (1986) موافقند که اضطراب يک مفهوم فرضي است يعني اضطراب نوعي تصور است که وجود خارجي و عيني ندارد ولي در تفسير مشاهده پذير مي تواند مفيد باشد. (بخشي پور و رودسري 1380 ص 48)
اضطراب واکنش طبيعي به فشار رواني است که داراي مؤلفه هاي بدني و ذهني مي باشد، اضطراب زماني به مشکل تبديل مي شود که به صورت پاسخي غيرواقع بينانه درآيد يا آنکه بي دليل تداوم يابد (مبيني،ص67)
اضطراب معمولي ترين پاسخ به محرک تنش‌زاست منظور از اضطراب، هيجاني است ناخوشايند که همراه درجاتي از آن را در قالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *