پایان نامه با واژگان کلیدی اضافه وزن، عزت نفس، خودپنداره

نشانه هاي اضطراب :
سه نوع افكار وجود دارند كه در ايجاد و تشديد نشانه هاي اضطراب نقش محوري دارند، اين افكار در حد كوتاهي معرفي مي شود:
1- افكار پيش بيني37 : اين نوع افكار ما را در يك وضعيت خلقي قرار مي دهند كه احساس اضطراب در ما ايجاد مي كند مثلاً فردي كه از سگ مي ترسد ممكن است خود را قانع كند كه سگها هميشه مردم را مورد حمله قرار مي دهند و گاز مي گيرند اين گونه افكار معمولاً فاجعه يا نتيجه اي بسيار ناخوشايند را پيش بيني مي‌كنند. (احمد‌وند 1384 ص 179)
2) افكار ناتواني در مقابله 38 : افكاري نظير”من نمي توانم اين وضع را تحمل كنم” “من هرگز قادر به انجام اين كار نخواهم بود” اعتماد به نفس خود را كاهش مي دهند و موجب مي شوند قبل از اينكه فرد كوشش بيشتري براي انجام يك كار از خود نشان دهد، دست از كار بكشد. (همان منبع ص 179)
3- افكار گريز39 : چنين افكاري باعث مي شوند باعث مي شوند فرد خود را به طور سريع از موقعيت و شرايط ترسناك و ناگوار دور سازد . (من اگر همين الان كارم را ترك كنم و به خانه بروم و استراحت كنم خوب خواهم شد” . وقتي افكار توليد شده باعث گريز و دوري فرد از محرك نامطلوب شوند اضطراب كاهش مي يابد. هر چه فكر گريز بيشتر تقويت شود احتمال دوري و گريز در آينده افزايش مي يابد. (همان منبع- ص 179)
شاخص هاي فيزيولوژي اضطراب :
نخست بايد بر اين نكته تأكيد شود كه اضطراب بر حسب تعريف، مستلزم وجود پاره اي از علايم جسماني است چرا كه هر حالت هيجاني داراي يك مؤلفه رواني و يك مولفه ي بدني است. تحقيقاتي كه به بررسي شاخص هاي فيزيولوژيكي اختلالهاي اضطرابي پرداخته اند نشان مي دهد كه تغيير ضربان قلب، افزايش فشار خون و بحرانهاي تنفس از علائم عمده ي اضطراب در سطح بدن مي باشد، هم چنين تنگ شدن عروق موجب خشك شدن دهان و انقباض هاي مري احساس وجود گلوله اي را در گلو ايجاد مي كند. پرش عضلات و اختلالهاي خواب نيز در حالت اضطرابي به فراواني به چشم مي خورد.(نرابي نژاد 1370، ص 185)
علت شاخص هاي فيزيولوژيكي اضطراب :
فعال شدن مكانيسم دفاعي بدن براي مبارزه يا فرار، ترشح آدرنالين از غدد فوق كليوي را افزايش مي دهد و موادي كه از تجزيه آدرنالين در بدن جمع مي شود “كاتكول آمين ها” نهايتاً بخش هاي مختلف بدن را تحت تأثير بدن قرار مي دهند و موجب بروز علايم فيزيولوژيكي ذكر شده در بالا مي گردند. تلاش براي پرهيز از اضطراب، خود موجب اضطراب بيشتري مي گردد. (همان منبع، ص 186)
اضطراب در چه كساني بيشتر است ؟
1) در شرايط مساوي در دختران بيش از پسران و در زنان بيش از مردان مي باشد.
2) افرادي كه در ناز و نعمت بسيار رشد كرده اند بيشتر در سنين نوجواني دچار اضطراب مي شوند.
3) افرادي كه حساسيت و زودرنجي دارند.
4)كساني كه در محيط پر از تضاد رشد كرده اند.
5)كساني كه ضعيف المزاج باشند.
6) كساني كه از داشتن پدر و مادر محرومند.
7-كسي كه فكر مي كند زياد مورد انتقاد است و نقاط ضعف زيادي دارد. (محمد زاده، 1383 ص 179)
علل مهم پيدايش اضطراب :
1- استرس مرتبط با شغل : كساني كه در مشاغل حساس كار مي كنند بيشتر در خطر ابتلا به اضطراب هستند.
2- وجود بيماري هاي ديگر: مثل بيماريهاي صعب العلاج و سرطانها.
3- سرو صدا :كساني كه در مكانهاي شلوغ و پر سروصدا كار مي كنند بيشتر به اضطراب دچار مي شوند.
4- نحوه تربيت و خصوصيات رواني والدين. (همت خواه، 1380 ص 43-42)
اضطراب افراد در برابر فشار رواني و ايجاد اضطراب
گر چه براي انجام هر كاري درجاتي از اضطراب لازم است. در هر يك از افراد انساني يك حد بالايي نسبت به فشار رواني وجود دارد كه بدن مي تواند تحمل كند. به تدريج كه سطح فشار رواني در بدنمان افزايش يافت، در واقع به يك نقطه بحراني مي رسد، يعني جايي كه ظرفيت بدن از آن بيشتر تحمل ندارد و همين جاست كه بدن پيام مي دهد سطح فشار رواني بيش از حد بالا رفته اين پيام به صورت نشانه هاي جسمي، رواني يا رفتاري خود را نشان مي دهد (احمدوند 1384 ص 181)
در بعضي نخستين پيام، سر درد و بي حوصله شدن و احساس خمودگي مي باشد. اين امر داراي اهميت است كه بياموزيم واكنش ما به اين پيام اوليه، كدام پاسخ فردي ويژه است. اگر پيام ناديده گرفته شود كم كم فشار رواني افزايش مي يابد در اين مرحله نشانه اصلي ممكن است بدتر شود به اين صورت شخص به فشار رواني مزمن و بلند مدت گرفتار مي گردد و ممكن است مثلاً زود رنج گردد و سپس دردهاي سينه و آشفتگي هاي خواب يا نشانه هاي ديگر در او پديدار شود. اين پيامها يك راه با خبر شدن فرد است كه سطح فشار رواني به طور ناخوشايندي افزايش يافته و بايد كوشش شود براي كاهش فشار هر چه زودتر اقدام لازم صورت گيرد. (همان منبع، ص 181)
مهارتهاي مقابله با اضطراب :
اهميت راهبردهاي مقابله اي از جانب محققان سلامت با پذيرش عام روبرو شده است با اين حال، تنوع سبك ها و راهبردهاي مقابله اي تشخيص اينكه چه شيوه اي در كمك به بهبود بهتر است را مشكل مي سازد. (آشتياني، 1387 ص 167)
1- تن آرامي : با توجه به اينكه اضطراب به احساس تنيدگي، نگراني و برانگيختگي كلي در شما منجر مي‌شود، منطقي است كه اگر آرام شويد راحتر مي توانيد با اضطراب مقابله كنيد به دو طريق مي توان از آرام سازي براي مقابله با اضطراب استفاده كرد، يكي از روشهاي مؤثر، متمركز كردن توجه بر بدن خود مي باشد، تنفس، ضربان قلب و ساير علايم برانگيختگي بدني مانند تنيده شدن عضلات و تعرق، كف دست خود را مورد توجه قرار دهيد، هرگاه بدنتان علايم اضطراب مشاهده كرديد وقت آن است كه از مهارت خود آرام سازي استفاده كنيد به عنوان مثال : فرض كنيد در حال سخنراني يا انجام دادن كاري در مقابل جمعيت هستيد كه بدنتان علايم اضطراب را نشان مي دهد، به جاي اينكه وحشت كنيد و كنترل خود را از دست بدهيد به خودتان بگوييد” لازم است نفس عميق بكشم و آرام باشم” (محمد خاني 1381، ص 225)
2- كنترل افكار نگران كننده : اضطراب ممكن است به شكل خيال پردازي ها يا تصاوير ذهني، نشخوارهاي فكري، افكار نگران كننده اي كه كنار گذاشتن آنها غير ممكن است بروز كند.(مبيني1384، ص 54)
تفكر غير منطقي، اضطراب را تشديد مي كند و موجب مي شود كه به آساني در دام يك دور باطل بيفتد ارزيابي غير منطقي از يك رويداد زندگي، اضطراب بي جهتي را در شما ايجاد مي كند، سپس اين اضطراب به عنوان نشانه وجود يك اشكال تلقي مي شود، متقابلاً ارزيابي غير منطقي به وجود آمده است به مشكل درجه يكي كه ارتباط با واقعيت ندارد تبديل مي شود، وقتي اضطراب بر شما غلبه مي كند، مشكلات را آنقدر بزرگ تصور مي كنيد كه ترس از اضطراب بيشتر از ترس واقعي از مشكل شما را تضعيف و ناتوان مي سازد. (پور حسيني 1386 ص 307)
3- كنترل رژيم غذايي و ورزشي : افراد به راههاي مختلفي به فشار رواني پاسخ مي دهند، سيگار مي كشند الكل مي نوشند و بعضي نيز مصرف غذاهايشان كاهش يا افزايش مي يابد. تمامي اين رفتارها عيوبي را شكل مي‌دهند، يعني يك رفتار ناسازگارانه به فشار رواني موجب فشار بيشتري مي گردد، به نمونه پرخوري توجه نماييد نتيجه پرخوري اضافه وزن است كه اين اضافه وزن منجر به افزايش فشار رواني و اضطراب مي شود، شخصي با 25 درصد اضافه وزن احتمال ابتلا به حمله قلبي، فشار خون، سكته 5/2 برابر افزايش مي يابد. هم چنين با افزايش وزن خود آنگاه شخص پايين آمده موجب كاهش اعتماد به نفس مي شود كه به نوبه خود فشار رواني ديگري است، يك رژيم غذايي صحيح و دقت در جذب مواد مغزي مناسب مي تواند جهت كمك به مداوا با فشار رواني مورد استفاده قرار گيرد، افرادي كه تغذيه مناسبي دارند احساس خوبي نسبت به خودشان دارند. (بخشي‌پور، رودسري- 1380، ص 196)
4- استفاده از رويارويي مثبت : استفاده از رويارويي مثبت براي مقابله با اضطراب دو دليل خوب وجود دارد. اول اينكه مواجهه و رويارويي راهي است براي حساسيت زدايي خود نسبت به افراد، مكانها و تكاليفي كه زندگي را براي ما دشوار مي كند. دوم : رويارويي مثبت با مسائل بر خودپنداره‌ي شما تأثير مي‌گذارد (پور حسيني، 1386، ص 310- 309)
ترس از امتحان و انجام كار:
فرهنگ ما بر رقابت و موفقيت تأكيد زياد دارد. به خوب انجام دادن كار ايرادي نيست. اما اشكال اينجاست كه به اعتقاد بسياري از اشخاص موفقيت، تنها كليد خوشبختي و عزت نفس است اين افرادمعتقدند براي اينكه مورد مهم و پذيرش ديگران واقع شوند بايد به گونه اي برجسته و كامل باشند اين طرز تلقي مي تواند اضطراب توليد كند؛
ممكن است در حال مطالعه يا امتحان مضطرب شويد كه اصطلاحاً به آن “ترس ا امتحان” مي گويند اين اضطراب دو علت دارد كه يكي مسلم و ديگري نهفته است ترس از شكست علت مسلم اين قبيل اضطرابات است مثلاً احساس مي كنيد اگر موفق نشويد پيش ديگران عقيده مي شويد. (قراچه داغي 1385، ص 393)
علت دوم و پنهان ترس از انجام كار اينست كه احتمالاً هدف هاي شما با هدفهاي واقعي شما يكي نيستند ممكن است اضطراب شما به اين دليل باشد كه خود را به حركت در جهتي مجبور مي كنيد مناسب شما نيست. (همان منبع، ص 394)
اضطراب كي و به چه كساني ضربه مي زند؟
چنين نيست كه استرس گروه سني خاصي را برگزيند و از ساير گروههاي سني ديگر درگذرد، هر سني استرس هاي خاص خود را دارد در نتيجه اگر ما اغلب موقعيت هايي را كه استرس در آن ها عامل اوليه است بررسي كنيم در مي يابيم كه مي توانند در هر دوره زندگي آغاز گردند، ليكن اگر به سني كه بيماري اضطراب براي اولين بار شروع مي شود توجه كنيم آن را گسترش يافته در تمامي سنين نمي يابيم بلكه اكثريت حالات در اواخر نوجواني و سالهاي اوليه بعد از بيست سالگي شروع مي گردند و شروع بيماري در سنين قبل از 15 و بعد از 35 سال نسبتاً نادر است. (حديدي 1383، ص 21)
پژوهشها نشان داده اند كه اثرات زيان بخش مشكلات روزمره در افرادي كه تا به حال تحت استرس نبوده اند. (مونر 1982) افراد مضطرب و نيز كساني كه در حالت آشفتگي رواني تا در مقابله مؤثر نيستند شديدتر است، فشارهاي رواني ناشي از مسائل روزمره براي افرادي كه داراي عزت نفس بالا هستند و از سيستم حياتي خوبي برخوردارند كمتر است. (محمد خاني 1381، ص 54)
اضطراب در دوره هاي مختلف :
در چهار سال اول زندگي فقدان جهت مادري يا محدوديت از آن و به موقع نرسيدن غذا سبب اضطراب بچه مي‌شود. قبل از بلوغ عدم آشنايي بچه با مهارت هاي اجتماعي، فرار از برخورد به مسئله يا مانع، بي لياقتي فردي و عدم توفيق در اجراي نقشي كه از لحاظ مونث يا مذكر بودن جامعه به عهده فرد مي‌گذارد سبب پيدايش اضطراب در بچه ها مي شود، در دوره بلوغ اجراي استقلال شخصي، حالت تعرض و جمله تمايلات جنسي محافظت بدن و آشنايي به مهارتهاي عقلاني و حرفه اي سبب بوجود آمدن اضطراب در افراد است. (شريعتمداري 1385، ص 278)
اضطراب طبيعي در مقابل اضطراب مرضي :
اضطراب چه وقت طبيعي است و چه وقت به عنوان علامت يك بيماري يا يك اختلال محسوب مي شود؟
اگر اضطراب، توسط يك خطر واقعي برانگيخته شود و پس از رفع فروكشي كند، واكنش طبيعي تلقي مي‌شود، اما اگر درجه اضطراب با شدت و نوع خطر احتمالي بي تناسب باشد و پس از رفع خطر ادامه يابد، غير طبيعي محسوب مي گردد، راه ديگر قضاوت، ارزيابي درجه تأثير واكنش اضطراب بر روي عملكرد شخص است اگر چنين به نظر رسد كه شديداً از اضطراب رنج مي برد يا ميزاني از تأثيرات روان تني مانند ورم معده يا پوست وجود داشته باشد و اگر عملكرد هوشي يا سازگاري اجتماعي- شغلي شخص دچار اختلال شود در آن صورت رواست كه تشخيص اضطراب مرض داده شود حتي اگر تناسب كاملاً روشني هم بين علائم و اختلال وجود نداشته باشد. (پاسالاري 1383، 69)
اضطراب پيشرفت :
بسياري از مطالعات نشان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *