پایان نامه ارشد درباره خانواده ها، آموزش و پرورش، وزارت خارجه

طلاق زياد نمي شود ؟ آيا فرزندان دچار بحران هاي روحي و بي اعتمادي نمي گردند ؟ آيا جامعه اعتماد و اطمينان و امنيت خود را از دست نمي دهد ؟آيا قتل آدم کشي و مصرف اعتياد و الکل و قرص هاي روان گردان سلامت و صحت خانواده ها و افراد را تهديد نمي کند ؟ آيا انجام فرايض ديني و مذهبي به فراموشي سپرده نمي شود ؟ آيا آرمان هاي ملي و مذهبي مثل علاقه به قهرمانان و الگوهاي برتر ديني مثل امامان و پيامبران و ائمه فراموش نمي شود ؟ آيا چهره قهرمانان ادب و فرهنگ و شعر و قصه و شاعري و اساطيري نابود نمي شود ؟ آيا شدت اعمال پليس زياد نمي شود ؟ آيا قضاوت و مراکز قضايي مملو از شکايت و درگيريها و بهم ريختن عناصر دروني حريم خانواده ها نمي شود ؟ آيا شغل و تعهد و الزام به انجام کار براي رضاي خدا و رضايت مردم جاي خود را به هوس و روابط افراد و … نمي دهد ؟ آيا هرج و مرج وگناه و مصرف کالاهاي آرايشي زياد نمي شود ؟آيا مصرف گرايي و مدگرايي باعث تعطيلي کارگاههاي توليد نيازهاي اساسي و اصيل اوليه مثل توليد کشاورزي و صنعتي و باز گشايي کانون هاي هوس و مد و چهره نمايي وتوليد لباس هاي آنچناني و مصرف مواد مخدر و مهوش و … نمي شود ؟ و اقتصاد و اجتماع و تعليم و تربيت و تکنولوژي و صنعت و توليد کشاورزي جاي خود را به بي اعتمادي و رقص و مد گرايي و لذت هاي آني و هوس هاي زودگذر و تخريب اذهان عمومي و هدف هاي اصيل انساني و مذهبي و ملي نمي شود ؟
اهداف تحقيق :
هدف عمده تحقيق حاضر يک چيز است .
راه هاي رسوخ مد هاي غير متعارف در جامعه : اما اين جمله کوتاه و خبري بسيار عميق وگسترده است . در نتيجه با يک جمله و گزاره نمي توان به هدف ومقصود رسيد چنانچه امروزه دولت ها و ملت ها با برنامه ها و سياست ها در صدد جلوگيري از اين موضوع هستند ولي سال به سال ميزان و گستره نفوذ اين مدل هاي غير متعارف در جوامع مختلف زياد مي شود . بر اين اساس هدف هاي اين تحقيق عبارتند از :
1- تعريف مد يا مدل هاي غير متعارف
2- راه هاي نفوذ و ورود مدل هاي غير متعارف به جامعه
3- علل و عوامل پذيرش اين مدل ها و مد ها
4- طبقات و گرو هاي پذيرنده
5- آسيب هاي ناشي از اين نفوذ در ميان جامعه
6- سياست ها و خط مشي عمومي و سياست گزاران
7- وظايف و کارکرد هاي خانوادگي
8- وظايف و نقش نهادهاي مرتبط با مبارزه با نفوذ مدل هاي غير متعارف
9- نوزايي و تحولات در مدل هاي متعارف خودماني
10- فرهنگ سازي و مدل گرايي ملي و مذهبي
متغير هاي تحقيق :
در آغاز و معني و مفهوم اوليه تحقيق بنظر مي رسد . که تحقيق توصيفي و يک سويه است يعني چه راه هايي براي رسوخ مد در ايران بوجود آمده است . که کاملاً صحيح ودرست است . وميتوان با استفاده از منابع و کتاب ها و گزارش ها وبخصوص داده هاي جرايدي و انعکاسات را ديد و تلويزيون و ماهواره ها به اين امر پرداخت
اما در درون جمله و موضوع متغيرها وجود دارند .
متغير مستقل : راه هاي نفوذ و رسوخ مد
متغير وابسته : مدگرايي
يعني مي توان مدگرايي را در کنار راه هاي نفوذ و رسوخ آن کاملاً به تصوير کشيد و از طريق ادبيات و مباني نظري به بحث تقليد و انواع تقليد که مايه و زيربناي مد هستند ، پرداخت و در فصل سوم به راه هاي جلوگيري از اين عوامل اشاره و در يک فرآيند آماري اين تعامل و شرايط را بررسي کرد . که در اين تحقيق کاملاً و به صورت دقيق به موضوع تقليد به عنوان دست مايه مدگرايي اشاره شده است . و راه هاي رسوخ که در بيان مسئله به عمده آنها اشاره گرديد.
فرضيه و سوالات تحقيق :
– هر چقدر الگوهاي متعارف در جامعه کم باشد گرايش جوانان به الگوهاي متعارف افزايش مي يابد .
– هر چه ايستايي و رکود مدل لباس و رنگ و رفتار در جامعه کهنه و قديمي و متروک باشد توجه به مدل هاي وارداتي در ميان جوانان و نوجوانان افزايش مي يابد .
سوالات :
1- چه نوع از الگوها و مدهايي با هنجارها و باورهاي ما متناسب است ؟
2- جامعه ما خود چه الگوها و مدهايي دارد ؟
3- چه برتري هايي مدل ها و الگوهاي ما نسبت به الگوهاي وارداتي دارد ؟
4- چه کساني از الگوها و مدل هاي وارداتي استقبال مي کنند ؟
5- چه الگوها و مدل هايي نامتعارف هستند ؟
6- چگونه مي توان الگوها و مدل هاي داخلي را رواج و توسعه داد؟
7- چه راهکارهايي براي جلوگيري از ورود الگوها و مدل هاي نامتعارف وجود دارد؟
8- خانواده ها در اين زمينه چه نقشي دارند؟
9- دولت و سياستهاي دولتي در اين زمينه چه نقشي دارد؟
10- نهادها و ارگان ها ( راديو و تلويزيون و نهادهاي مرتبط ارشاد ، آموزش و پرورش ، تبليغات اسلامي وزارت خارجه ، وزارت اطلاعات و … ) در اين زمينه چه نقشي دارند ؟
تعاريف واژه ها و اصطلاحات :
تعاريف واژه ها و اصطلاحات در اين تحقيق همان تعاريف عملياتي هستند زيرا در تعاريف واژه ها و اصطلاحات واژه مبهم و گنگي وجود ندارد – که مي توان به واژه هاي زير اشاره کرد .
جوانان : گروه سني جواناني که از حدود 16 تا 22 سالگي قرار دارند .
( شعاري نژاد )
نوجوانان : گروه سني نوجواناني که در حدود 18 – 12 سالگي قرار دارند
( شعاري نژاد )
مد : فراواني يک رفتار به صورت افزايشي و مورد پسند در جامعه از سوي جوانان
مد : گاهي به لباس به مو و يا به طرز آرايش و رفتار و يا حتي بيان و سخن گفتن نيز مي انجامد . ( خانم رهبر – شب پنجشنبه 13 / 4 / 87 از شبکه 4 ساعت 5/10 شب )
تعاريف عملياتي :
مد : رفتاري که تکرار و اجراي آن در جامعه چشمگير و باعث الگو پذيذي سايرين به سوي افزايش قابل توجه کمي باشد ( رهبر – همان مآخذ)
فراواني : تعداد دفعات انجام و تکرار يک رفتار و يا يک پوشش در مورد جوانان ( دلاور 1371 )
تقليد : تبعيت و پيروي يک رفتار از يک منبع و الگو ( کاردان ، 1372)
فصل 2
ادبيات و پيشينه تحقيق
مباني نظري و تئوريک و تحقيقات و مطالعات
تقليد ومدل گرايي در يادگيري بوسيله مشاهده
بخش زيادي از يادگيري انسان از طريق شرطي سازي کلاسيک و در نتيجه تقويت يا تنبيه صورت نمي گيرد ، بلکه از طريق مشاهده انجام مي شود . دو روان شناس که نوشته ها و آزمايش هاي آنها مکرراً بر اين واقعيت تاکيد دارند ، آلبرت بندورا1 و ريچارد اچ . والترز2 هستند . بندورا و والترز در کتاب کلاسيک خود به نام يادگيري اجتماعي و رشد شخصيت ( 1963 ) ، نشان دادند که نظريه يادگيري سنتي بسيار ناقص است ، چون نقش يادگيري مشاهده اي را ناديده گرفته است . به طوري که ديديم ، نظريه يادگيري سنتي بر اهميت تجربه فردي تاکيد مي ورزد : فرد رفتارهايي را انجام مي دهد و پيامدهاي بعدي آن را تجربه مي کند . نکته بندورا و والترز اين است که يادگيري به مقدار زياد از طريق تجربه جانشيني3 رخ مي دهد و نه تجربه شخصي : ما رفتار ديگران را مشاهده مي کنيم ، پيامدهاي رفتار آنها را مي بينيم ، و بعداً ممکن است از رفتار آنها تقليد کنيم . به طور خلاصه ، بندورا و والترز مدعي اند که رويکرد سنتي به يادگيري که بر تجربه شخصي و تمرين تاکيد دارند ، ناکافي است و فقط مي تواند برخي از انواع يادگيري و نه همه آنها را تبيين کند . به طوري که عنوان کتاب فوق نشان مي دهد، بندورا و و الترز علاقه مند بودند بدانند که چگونه مردم شخصيت متفاوتي را پرورش مي دهند ( براي مثال ، چرا برخي از افراد درون گر هستند و ديگران برون گرا ، برخي صلح جو هستند و ديگران پرخاشگر ، برخي سخت کوشند و ديگران تنبل ) . آنها پيشنهاد کردند در حالي که برخي از تفاوت هاي شخصيت پايه ارثي دارند ، بيشتر آنها ناشي ازتجربه هاي يادگيري فرد هستند . آنها رويکرد فرويدي يا روان پويشي به شخصيت را که بر تعامل نيروهاي رواني ناهشيار در تعيين شخصيت فرد تاکيد دارد، رد کردند.
بندورا و والترز همانند فرويد معتقدند که تجربه هاي اوليه کودکي مي توانند تاثير مهمي بر شخصيت بزرگسال داشته باشند ، ولي به نظر آنها ، اين تجربه ها از طريق اصول نظري? يادگيري اجتماعي ، تاثيرات خود را اعمال مي کنند . منظور بندورا و والترز از نظريه يادگيري اجتماعي ، ترکيب (1) اصول سنتي شرطي سازي کلاسيک و کنشگر ، به علاوه (2) اصول يادگيري مشاهده اي يا تقليد بود . بنابراين ، آنها گمان مي کردند که اصول نظريه يادگيري سنتي را رد نمي کنند ، بلکه يک اصل يادگيري مهم را به آن اضافه مي کنند.
( مازور ، 1989) .
بعدا در اين فصل به بررسي برخي از شواهد جمع آوري شده توسط بندورا و والترز و ديگران خواهيم پرداخت که نشان مي دهند يادگيري مشاهده اي واقعا عامل کمک کننده مهمي به تفاوتهاي شخصيت در بين افراد است .
ابتدا، به بررسي چندين نظريه مختلف درباره اينکه چرا اصلا تقليد رخ مي دهد، مي پردازيم و تحليل بندورا را از عواملي که تعيين مي کنند چه موقع رفتار تقليدي مشاهده مي شود و چه موقع مشاهده نمي شود ، مورد بررسي قرار خواهيم داد.
نظريه هاي تقليد
تقليد به عنوان يک غريزه
چند تن از نخستين روانشناسان ( مثل بالدوين ، 1906؛ مورگان ، 1896؛ مک دوگال ، 1908) اعلام داشتند که انسان و حيوانات ، گرايشي فطري به رفتارهايي دارند که مي بينند ديگران آنها را انجام مي دهند .
ويليام جيمز1 ، هنگام بحث درباره گرايش کودک به تقليد گفتار و حرکتهاي بزرگسالان ، و گرايش بزرگسالان به صحبت کردن ، راه رفتن و رفتار کردن همانند ديگران ، بيان داشت : ” اين نوع تقليد گري که انسان و حيوانات گروه زي مشترکاً از آن برخوردارند ، به معني کامل کلمه ، نوعي غريزه است ….”
( ص 408) . اين باور که تقليد گرايشي فطري است ، تا اندازه اي از شواهدي ناشي مي شود مبني بر اين که کودکان مي توانند از حرکتهاي يک بزرگسال تقليد کنند . براي مثال ، مک دوگال ( 1908) گزارش داد که کودک چهار ماهه او هنگامي که يک بزرگسال زبانش را بيرون مي آورد ، همين کار را مي کند . البته ، احتمال اينکه کودک اين پاسخ را به اين دليل که تقويت شده است .
( با لبخند و خنده بزرگسال ) يادگرفته باشد نمي توان به کلي نا ديده گرفت . پژوهشهاي جديدتر ، شواهد بسيار نيرومندتري را براي گرايش فطري به تقليد در اختيار مي گذارند .
ملتزوف1 و مور2 ( 1977) ، در چند آزمايش به دقت کنترل شده ، مي خواستند تعيين کنند که آيا کودکان 12تا 21روزه هر يک از چهار حالت زير را که توسط يک آزمايشگربزرگسال انجام مي شد ، تقليد خواهند کرد يا خير : غنچه کردن لبها ، باز کردن دهان ، بيرون آوردن زبان و حرکت متوالي انگشتان . آزمايشگر هر يک از اين حرکت ها را يکي در هر بار انجام مي داد ، سپس منتظر مي ماند که ببيند آيا کودک آن را کپي خواهد کرد يا خير . از رفتار کودک فيلمبرداري ويديويي مي شد و بعدا توسط افرادي که نمي دانستند کودک کدام يک از اين چهار حالت را در کوشش معيني مشاهده کرده بود ، نمره گذاري مي شد . ملتزوف و مور گرايش قابل اطميناني را در کودکان براي تقليد رفتار خاصي که تازه مشاهده کرده بودند ، يافتند . به خاطر نورس بودن اين کودکان ، بسيار بعيد به نظر مي رسد که اين گونه رفتارهاي تقليدي توسط والدين آنها تقويت شده باشد . در واقع ، تمام والدين اظهار داشتند که آنها هرگز رفتار تقليدي را در کودکانشان نديده بودند و اکثرا احساس مي کردند که چنين رفتاري در اين سن کم غير ممکن است .
نتايج ملتزوف و مور ، هنوز هم مورد اختلاف و بحث انگيز است ، اما چندين بار تکرار شده است . اين توانايي نوزادان در تقليد انواع حالتها از اين نظر جالب است که پيشنهاد مي کند انسانها با استعداد پيوند دادن درون داد ديداري ( ديدن بزرگسالي که حالت خاصي را به خود مي گيرد ) با مجموعه اي از حرکتهاي عضلاني متولد مي شوند که به کود

این نوشته در No category ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *