پایان نامه ارشد : بررسی رابطه هوش عاطفی و هوش معنوی بر عملکرد کارکنان مرکز آموزشی درمانی امام رضا (ع) کرمانشاه- قسمت 2

ی توصیفی…………………………………………………………………………………………………………………..112

4-4- یافتههای مرتبط با فرضیه های پژوهش………………………………………………………………………………………..113

فصل پنجم:نتیجه‌گیری و پیشنهادها

5-1- مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………..121

5-2- نتایج آزمون فرضیات تحقیق…………………………………………………………………………………………………….121

5-3- بحث و نتیجه‌گیری…………………………………………………………………………………………………………………126

5-4- پیشنهادهای تحقیق………………………………………………………………………………………………………………….127

5-4-1-پیشنهادهای کاربردی ………………………………………………………………………………………………………..127

5-4-2- پیشنهاداهایی برای تحقیقات آتی ………………………………………………………………………………………..129

5-5- محدودیت‌ها…………………………………………………………………………………………………………………………129

منابع و مآخذ

منابع فارسی…………………………………………………………………………………………………………………………………131

منابع لاتین…………………………………………………………………………………………………………………………………….133

پیوستها

پرسشنامه……………………………………………………………………………………………………………………………………….138

 

فهرست جداول

عنوان                                                                                                                                                شماره صفحه

جدول2-1- تعاریف هوش معنوی…………………………………………………………………………………………………….. 23

جدول 2-2- ابعاد هوش معنوی بر اساس دیدگاه زهر و مارشال ………………………………………………………………..29

جدول 2-3- مدل هوش معنوی از دیدگاه سیندی ویگزروث……………………………………………………………………32

جدول 2-4- مقایسه هوش معنوی و هوش متعارف…………………………………………………………………………………40

جدول 2-5- مقایسه سه نوع هوش (زهر و مارشال)…………………………………………………………………………………40

جدول2-6- تعاریف هوش عاطفی در مطالعات مختلف…………………………………………………………………………..49

جدول 2-7- تعاریف مختلف عملکرد …………………………………………………………………………………………………75

جدول 1-3- آلفای کرونباخ مربوط به آزمون هوش معنوی …………………………………………………………………….97

جدول 3-2- ضریب همبستگی بین خرده مقیاسهای هوش معنوی ……………………………………………………………98

جدول 3-3- آلفای کرونباخ مربوط به آزمون هوش عاطفی …………………………………………………………………….98

جدول 3-4- ضریب همبستگی بین خرده مقیاسهای هوش هیجانی با نمره کل آزمون………………………………….99

جدول3-5- تجزیه واریانس……………………………………………………………………………………………………………..104

جدول 4-1- نتایج آزمون کولموگروف-اسمیرنوف……………………………………………………………………………..107

جدول 4-2- توزیع فراوانی و در صد نمونه با توجه به جنسیت………………………………………………………………..108

جدول 4-3- توزیع فراوانی و در صد نمونه ا توجه به مدرک تحصیلی …………………………………………………….109

جدول 4-4- وضعیت سنی مورد بررسی……………………………………………………………………………………………..110

جدول 4-5- توزیع فراوانی و در صد نمونه بر حسب سابقه خدمت………………………………………………………….111

جدول 4-6- میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای پژوهش بر حسب جنسیت ………………………………………….111

جدول 4-7- ضرایب همبستگی ساده بین هوش معنوی و عملکرد شغلی …………………………………………………..113

جدول 4-8- ضرایب همبستگی ساده بین هوش عاطفی و عملکرد شغلی…………………………………………………..114

جدول 4-9- نتایج تحلیل رگرسیون برای پیش بینی عملکرد شغلی براساس

مؤلفه های هوش عاطفی و معنوی……………………………………………………………………………………………………….115

جدول 4-10- ضرایب رگرسیون برای پیش بینی عملکرد شغلی بر اساس مؤلفه های هوش

معنوی و هوش عاطفی……………………………………………………………………………………………………………………..115

جدول 4-11- مدل رگرسیونی به شیوه سلسله مراتبی برای پیش بینی عملکرد شغلی……………………………………116

جدول 4-12- ضرایب رگرسیونی برای پیش بینی عملکرد شغلی به شیوه سلسله مراتبی………………………………..117

جدول 4-13- ضرایب همبستگی بین هوش معنوی و هوش هیجانی با عملکرد

شغلی به تفکیک جنسیت…………………………………………………………………………………………………………………117

جدول 4-14- نقش تعدیلگری جنسیت در رابطه با هوش معنوی و عملکرد شغلی …………………………………….118

جدول 4-15- نقش تعدیلگر جنسیت در رابطه با هوش هیجانی و عملکرد شغلی ………………………………………119

 

 

 

فهرست نمودارها

عنوان                                                                                                                                                شماره صفحه

نمودار 2-1- سیستم عملکرد فردی………………………………………………………………………………………………………80

نمودار 4-1- توزیع فراوانی با توجه به جنسیت …………………………………………………………………………………….108

نمودار 4-2- توزیع فراوانی نمونه بر حسب مدرک تحصیلی ………………………………………………………………….109

نمودار 4-3- وضعیت سنی نمونه مورد بررسی……………………………………………………………………………………..110

نمودار 4-4- وضعیت سابقه خدمت در نمونه مورد بررسی……………………………………………………………………..111

نمودار 4-5- میانگین متغیرهای پژوهش در نمونه مورد بررسی………………………………………………………………..111

 

چکیده

نیروی انسانی یکی از با اهمیتترین منابع سازمان در جهت تحقق اهداف محسوب میگردد. لذا سازمان‌ها به دنبال برنامهریزیهای مناسب به منظور جذب و نگهداری نیروی انسانی کارا میباشند. عوامل مختلفی در کارایی نیروی انسانی نقش دارند و محققان به دنبال بررسی این عوامل و تأثیر آنها بر روی عملکرد نیروی انسانی می‌باشند. از جمله عوامل تأثیر گذار بر عملکرد نیروی انسانی، هوش عاطفی و هوش معنوی است، که در این پایان‌ نامه به آن پرداخته می‌شود. هدف اصلی این تحقیق، بررسی رابطه هوش عاطفی و هوش معنوی بر عملکرد کارکنان مرکز آموزشی-درمانی امام رضا(ع) شهر کرمانشاه است. روش تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی است. در این پژوهش جامعه آماری شامل کلیه پرسنل با مدرک تحصیلی دیپلم به بالا مرکز آموزشی درمانی امام رضا(ع) میباشد. روش نمونه گیری در این پژوهش تصادفی ساده بوده است. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان 300 نفر برآورد شده. به منظور جمع‌آوری اطلاعات و داده های پژوهش از پرسشنامههای استاندارد هوش معنوی کینگ، هوش عاطفی برادبری-گریوز و عملکرد شغلی پاترسون استفاده شده است. ضریب پایایی آنها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 92/0، 86/0، 81/0 بدست آمد. فرضیات از طریق آزمونهای آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج بدست آمده نشان میدهد که هوش عاطفی و مؤلفه های خودآگاهی، خودمدیریتی و آگاهی اجتماعی توان پیش‌بینی عملکرد شغلی را دارند اما مؤلفه مدیریت رابطه فاقد توان لازم برای پیش‌بینی عملکرد شغلی می‌باشد. علاوه بر آن یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که هوش معنوی و مؤلفه‌های آن که شامل تفکر انتقادی وجودی، تولید معنی شخصی، آگاهی و توسعه حالت‌آگاهی، فاقد توان لازم برای پیش‌بینی عملکرد شغلی می‌باشند.

واژگان کلیدی: هوش عاطفی، هوش معنوی، عملکرد کارکنان، مرکز آموزشی- درمانی امام رضا(ع)

 

 

 

فصل اول  

           کلیات تحقیق

 

 

  • مقدمه

هدف اصلی تمام سازمان‌ها افزایش کارایی و اثربخشی می‌باشد. سازمان‌ها با به کار‌گیر سرمایه و دارایی‌های فیزیکی به همراه نیروی انسانی کارآمد، تلاش در تحقق اهداف مذکور دارند. در سال‌های اخیر به نقش نیروی انسانی در سازمان‌ها نسبت به سایر منابع سازمان، توجه خاصی شده و محققان به دنبال بررسی عوامل و فاکتور‌هایی هستند که باعث افزایش کارایی نیروی انسانی می‌گردد. یکی از این عوامل، هوش عاطفی است که به مفهوم توانایی افراد در کنترل احساسات و هیجانات خود و دیگران می‌باشد.

امروزه میتوان هوش عاطفی را نیز به عنوان یه تفاوت عمده بین شخصیتهای مختلف قلمداد کرد. بطوری که افراد مختلف ممکن است از لحاظ میزان بهره هوش عاطفی متفاوت از یکدیگر باشند و به این تفاوت به شیوههای گوناگون در زندگی آن‌ها نمود پیدا کند. کارکردها و عملکردهای افراد به دلیل داشتن درجه هوش عاطفی متفاوت بوده و کل زندگی آنها را تحت الشعاع  خود قرار میدهد.

پدیده پیچیدگی محیط‌ها در عصر کنونی، سازمان‌ها را بر آن داشته است تا پاسخ‌های بسیار گوناگون و متفاوت داشته باشند، یکی از عملی‌ترین شیوه‌ها، ترغیب کارکنان به این است که با تمام وجود خود را وقف کار کنند و از این طریق«خود» تمام عیار خویش را در کار بیابند که پیامد آن کارکنانی خلاق و نوآور در پاسخگویی به محیط‌های متلاطم خواهد بود. بروز خود تمام عیار در کار با ورود معنویت در سازمان میسر خواهد بود، امروزه کارکنان در هر جایی که فعالیت می‌کنند، چیزی فراتر از پاداش‌های مادی در کار را جستجو می‌کنند. آنان در جستجوی کاری با معنا، امید بخش و خواستار متعادل ساختن زندگی‌شان هستند. سازمان‌ها با کارکنان رشد‌یافته و بالنده‌ای روبرویند که در پی یافتن کاری با معنا، هدفمند و پرورش محیط‌های کاری با چنین ویژگی‌هایی هستند. در واقع معنویت در کار، توصیف کننده تجربه کارکنانی است که کارشان ارضا کننده، با معنا و هدفدار است. همچنین تجربه معنویت در کار، با افزایش خلاقیت، صداقت، اعتماد و تعهد در کار همراه است. یکی‌دیگر از این عوامل هوش معنوی است که به مفهوم همان توانایی دانست که به ما قدرت، تلاش و کوششی برای به دست آوردن رویاهایمان می‌دهد. این هوش زمینه آن چیزهایی است که ما به آن‌ها معتقدیم و نقش باورها و هنجارها، عقایدو ارزشها را در فعالیتهای که ما بر عهده می‌گیریم در بر می‌گیرد. هوشی که به واسطه آن سؤالسازی درباره مسایل مهم و اساسی زندگیمان میپردازیم و به وسیله آن به کارها و فعالیتهایمان معنا و مفهوم می‌بخشد(فرامرزی،1388).

از آنجا که کارکنان بخش بهداشت و درمان نقش اساسی و مهم را بر عهده دارند و با سلامت و جان افراد سروکار دارند لذا تأمین نیاز‌های مادی و معنوی آنان و نیز ایجاد یک فضای مناسب هیجانی محل کار که احتمالا زمینه ساز توسعه اثر بخش بودن بیش از پیش آن‌هاست، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، لذا ما در این پژوهش به دنبال بررسی رابطه هوش عاطفی و هوش معنوی بر عملکرد کارکنان مرکز آموزشی-درمانی امام رضا(ع) شهر کرمانشاه میباشیم.

در این فصل از تحقیق با توجه به موضوع تحقیق به طور خلاصه به بیان مسئله، مسائل و نکات، اهداف اساسی تحقیق، روش تحقیق، روش گردآوری اطلاعات، جامعه آماری و نمونهگیری پرداخته و در پایان تعریف اصطلاحات تخصصی تحقیق ارائه میگردد.

 

1-2. بیان مسئله:

عملکرد تعاریف متفاوتی دارد و هر یک از صاحب نظران به جنبههای خاصی از آن اشاره کرده‌اند. رتمن[1](2002) عملکرد شغلی را به عنوان یک سازه چند بعدی که نشان‌دهنده چگونگی عملکرد کارکنان در شغل، میزان ابتکار عمل و تدابیر حل مسأله آن‌ها و روش‌های استفاده از منابع موجود خود و همچنین استفاده از وقت و انرژی در انجام وظایف شغلی می‌باشد، تعریف می‌کند. به عبارتی، عملکرد شغلی مجموعه‌ای از الگوهای رفتاری و عملکردی شامل دانش، مهارت‌ها، شایستگی مدیریت، وجدان و توانایی‌های ادراکی در محیط شغلی است(مورفی[2] و شیارلا[3] به نقل از رتمن، 2002).

هوش عاطفی[4] طی چند دهه گذشته، به طور روز افزونی در پیشینه‌ی نظری و تحقیقاتی به عنوان سازه‌ای که با رفتار‌های متعدد انسان در محیط‌های مختلف ارتباط دارد معرفی شده است(سیاروچی و چان، 2001). از نظر تاریخی مفهوم هوش عاطفی ریشه در مطالعات مربوط به هوش اجتماعی[5]  در دهه 1920 و یا حتی زودتر از آن دارد. با این حال این پدیده بعد‌ها به طور مجدد توسط سالووی و مایر یعنی کسانی که برای اولین بار این پدیده را هوش عاطفی، نامگذاری کردند مورد توجه قرار گرفت. سازه معرفی شده توسط سالووی و مایر دو بعد از هفت بعد هوش چندگانه گاردنر یعنی هوش بین فردی و درون فردی را در بر‌می‌گرفت(گاردنر، 1993). گلمن نیز مفهوم هوش عاطفی را با کتاب خود در سال 1996 به شهرتی فراگیر رسانده و برای اولین‌بار این مسئله را مطرح کرد که هوش عاطفی با احتمال زیاد سازه‌ای اساسی‌تر از سازه هوش بهر[6]  است(گلمن، 1996).

در حال حاضر تعاریف متعددی از هوش عاطفی وجود دارد، ولی بین تعاریف ارائه شده همخوانی وجود ندارد، چرا که این پدیده مفهومی چند بعدی است و نمی‌توان از آن تعریفی روشن و ساده ارائه کرد. برای نمونه گلمن هوش عاطفی را به عنوان توانایی تمیز احساسات خود و دیگران جهت برانگیختن خویش و مدیریت هیجان‌ها در خود و در روابط با دیگران تعریف کرده است(گلمن، 1998).

مارتینز[7] هوش عاطفی را ارائه‌ای از مهارت‌ها، توانایی‌ها و شایستگی‌های غیر شناختی تعریف نموده که بر توانایی فرد برای مقابله با تقاضا‌ها و فشار‌های محیطی تأثیر می‌گذارد(مارتینز، 1997). به هر حال شواهد تحقیقاتی این حوزه نشان از آن دارد که هوش عاطفی بالا با سلامتی، شادمانی، زندگی کارآمد و عملکرد مطلوب‌تر در محیط‌های کاری ارتباط دارد(بابرمن[8]، 2002).

مرور اخیر دلوتیز و هیگز[9]حاکی از آن است که هوش عاطفی بر نحوه عملکرد موفق و کارآمد افراد حتی در ارزیابی این عملکرد توسط خود، همکاران و یا سرپرستان تأثیر می‌گذارد. عملکرد موفق و کارآمد و ارزیابی آن در نظر این دو محقق به مثابه انجام امور وظایف محوله به نحو موفق و طی نمودن مسیر پیشرفت در شغل و فعالیت سازمانی معرفی شده است(دلوتیز و هیگز، 2000).

مایر، سالووی و کاروسو[10] پیشنهاد داده‌اند که هوش عاطفی بر عملکرد کاری و شغلی و تعاملات بین فردی تأثیر می‌گذارد. گلمن همیشه مدعی گشته که چون هوش عاطفی تقریبأ تمام جنبه‌های زندگی کاری را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بنابراین افرادی که دارای هوش عاطفی بالاتری هستند، دارای عملکرد بهتری خواهند بود(گلمن، 1998).

مؤلفه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های هوش عاطفی که شامل: 1- خودآگاهی به معنای توانایی برای درک احساسات و انجام خود ارزیابی صحیح می‌باشد، 2- خودمدیریتی یا مدیریت خویشتن به معنای توانایی برای اداره‌ حالات تنش‌ها و منابع درونی خود می‌باشد، 3- آگاهی اجتماعی که به درک صحیح افراد و گروه‌ها اشاره دارد و 4- مدیریت رابطه که به معنای توانایی برای ایجاد عکس‌‌العمل‌های مطلوب در دیگران می‌باشد.

هوش معنوی است برای نخستین بار در سال 1996 توسط استیونز[11] مطرح شد. بعد در سال 1999 توسط امونز[12] گسترش یافت. امونز(2000) پیدایش سازه هوش معنوی را به عنوان کاربرد ظرفیت‌ها و منابع معنو