پایان‌نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد رشته روان شناسی بالینی- قسمت 5

عامل گشودگی
1- تخیل: به افکار، تصورات و تخیلاتی گفته می شود که افراد در دنیای درونی خود دارند.
2- زیباپسندی: به درک عمیق از هنرها و زیبایی ها، شعر و موسیقی گفته می شود.
3- احساسات: به تجارب و ادراک افراد از هیجانهای درونی خود اشاره دارد.
4- اعمال: تلاش و فعالیتهای تازه و متنوع را شامل می شود.
5- عقاید: به کنجکاوی ذهنی و علاقه به عقاید جدید اشاره دارد.
6- ارزش ها: به آمادگی برای امتحان ارزشهای مذهبی، سیاسی و اجتماعی اشاره دارد.
عامل روان رنجورخویی (N)
این عامل که اساس آن را تجربه هیجانات منفی و نامطلوب تشکیل می دهند، از تعداد صفاتی مانند: اضطراب، افسردگی، آسیب پذیر بودن و بی ثباتی هیجانی تشکیل شده است. یکی از مشخصه های اصلی این عامل ناسازگاری و عواطف منفی است. یعنی افرادی که در این عامل نمره بالایی بدست می آورند با محیط بیرونی سازگاری کمتری دارند و اغلب دچار عواطف منفی می شوند. برعکس افرادی که در این عامل نمره پایینی می آورند با محیط سازگاری بیشتری دارند و از لحاظ عواطف و هیجانات در سطح مطلوبی قرار می گیرند.
صفات روان رنجورجویی
1- اضطراب: ترس، نگرانی، استرس و انگیختگی بیشتر را شامل می شود.
2- پرخاشگری: به خصومت وخشم افراد نسبت به یک چیز یا یک شخص گفته می شود.
3- افسردگی: به خلق پایین و عواطف منفی و یاس و ناامیدی اشاره دارد.
4- کمرویی: به حالاتی مانند شرم و خجالت گفته می شود و گاهی اوقات ممکن است به ترسهای مرضی از اجتماع نیز منجر گردد.
5- تکانشوری: به رفتارهای انفجاری و تکانشی که نسبتاً غیرارادی هستند و بدون فکر کردن و تصمیم گیری انجام داده می شوند، گفته می شود.
6- آسیب پذیری: یعنی افراد در برابر فشارها و استرس ها آسیب های روانی و جسمی بیشتری را متحمل می شوند.
عامل برونگرایی (E)
این عامل دربرگیرنده صفاتی همچون جامعه پذیری، معاشرتی، سلطه جویی، هیجان خواهی، فعال بودن، پرحرف بودن، پرانرژی بودن، قاطعیت و … را شامل می گردد. افرادی که در این عامل نمره بالایی بدست می آورند بسیاری از صفات فوق در آنها دیده می شود. برای مثال، آنها مهارتهای اجتماعی زیادی دارند و دائماً در جنب و جوش هستند و به ریسکهای زیادی در زندگی خود علاقه نشان می دهند. افرادی که در این عامل نمره پایینی بدست می آورند، صفتها و ویژگیهایی همچون کم حرف بودن، کم فعال بودن و غیرمعاشرتی بودن در آنها دیده می شود.
صفات برونگرایی
1- گرمی: این صفت به میزان صمیمیت بین افراد و نیز روابط فرد با دیگران اشاره می کند.
2- قاطعیت: این صفت به قاطع بودن و جرأت و رک گویی افراد اشاره دارد.
3- فعالیت: این صفت بیانگر تحرک، قدرت و انرژی در افراد است.
4- هیجان خواهی: یعنی فرد دائماً در جستجوی تحرک و هیجان است.
5- هیجانهای مثبت: یعنی افراد به هیجانهای مثبت و لذتبخش مانند خنده، شادی و عشق گرایش دارند.
عامل وظیفه شناسی (C)
این عامل میزان وظیفه شناسی و احساس مسئولیت و همچنین نیاز به پیشرفت را معین می سازد. افرادی که در این عامل نمره بالایی بدست می آورند در جنبه های دیگر زندگی شان نیز پیشرفت زیادی دارند و به عنوان اشخاص با وجدان، با اراده و مصمم شناخته می شوند.
صفات عامل وظیفه شناسی
1- کفایت: یعنی شایستگی و قابلیت افراد نسبت به مسائل زندگی
2- وظیفه شناسی: یعنی احساس مسئولیت داشتن
3- نظم و ترتیب: به هماهنگی و برنامه ریزی درست در زندگی اشاره می کند.
4- خویشتن داری: توانایی کنترل رفتارهای تکانشی
5- تلاش برای موفقیت: به انگیزه پیشرفت بالا برای موفق شدن و پیروز شدن اشاره می کند.
عامل توافق (A)
این عامل میزان اعتماد، همکاری، هم حسی و توافق با دیگران را می سنجد. افرادی که در این عامل نمره بالایی کسب می کنند به دیگران اعتماد دارند و حس همکاری در آنها زیاد است. و افرادی که نمره پایینی در این عامل بدست می آورند نسبت به دیگران بدبین و بی اعتماد هستند و با دیگران هیچگونه توافق و همکاری ندارند.
صفات عامل توافق
1- اعتماد: به تکیه کردن و واگذاری کارها به دیگران اشاره می کند.
2- رک گویی: صداقت و بی ریایی را شامل می شود.
3- نوع دوستی: یعنی توجه زیادی به دیگران داشتن و میل مساعدت به آنها
4- همنوایی: فرد با دیگران همنوایی می کند و به دیگران احترام می گذارد.
5- تواضع: فروتن و بدون غرور بودن.
6- دلرحمی: افراد نسبت به دیگران گرایش داشته و تصمیم آنها از روی احساسات می باشد.
مک کری و کاستا (1996)، اساساً پنج عامل را به عنوان تمایلاتی مبنایی که زمینه زیستی دارد، معرفی کرده اند، یعنی تفاوت های رفتاری مربوط به پنج عامل به ژن ها، ساختار مغز و مانند آن برمی گردد. این تمایلات اساسی، آمادگی های عمل و احساس به نحوی خاص است و به طور مستقیم تحت تاثیر محیط قرار ندارد. با توجه به شواهد مربوط به ارثی بودن تمایلات اساسی، و مطالعاتی که در سایر فرهنگ ها و انواع موجودات شده است، مک کری و کاستا معتقدند که شخصیت از یک رسش درونی منشاء می گیرد. این تمایلات در طول زندگی فرد، بر ویژگی های مربوط به سازگاری که شامل نگرش ها، اهداف شخصی، باورهای خودکارآمدی، صفت سازگاری و انطباق و هم عوامل محیطی بیرون از فرد (مثل فرصت ها، هنجارها و محرومیت ها)، انتخاب ها و تصمیم هایی را که فرد در زندگی اتخاذ می کند، تحت تأثیر قرار می دهند، و در زندگی نامه واقعی وی منعکس می شوند، که رفتار فرد را شکل می دهند. این عوامل همچنین در خود پنداره فرد، یعنی جایی که وی به ساختن داستان زندگی و باورهای خود می پردازد نیز اثر گذارند (جان و همکاران، 2008).
جدول 1-1- با ذکر چند مثال از ارتباط بین تمایلات اساسی با ویژگی های سازگاری و زندگی نامه واقعی درک مطالب ذکر شده را روشن تر می نماید. جدول شامل سه ستون می باشد، که ستون اول مربوط به تمایلات اساسی است (پنج عامل بزرگ شخصیت)، در ابتدای هر عامل نمره ایی قرار دارد که نشان دهنده نمره فرد در آن عامل می باشد. مثلاً A4 یعنی فرد در عامل توافق نمره 4 گرفته است. بعد از آن توضیحی در مورد صفت مربوطه در همان ستون ارائه می گردد. در ستون دوم که مربوط به ویژگی های سازگاری است، تلاش ها و نگرش های فرد در ارتباط با آن صفت مورد توجه قرار می گیرد. در ستون آخر، زندگی نامه واقعی فرد، با ذکر نام مراجعه کننده (آزمودنی) و در داخل پرانتز بالا یا پایین بودن نمره فرد در آن عامل ذکر می گردد. و متعاقب آن واکنشهای عاطفی و رفتاری آزمودنی بیان می گردد (جان و همکاران، 2008).
جدول 1-2 مثال هایی از الگوی نظری پنج عامل بزرگ (جان و همکاران، 2008)
تمایلات اساسی ویژگی های سازگاری زندگی نامه واقعی
روان رنجورخویی:
N3: افسردگی (تمایل برای احساس غمگینی، ناامیدی و احساس گناه) عزت نفس پایین، غیرمنطقی، باورهای کمال گرایانه و نگرش های بدبینانه بتی (خیلی زیاد N3) احساس گناه در مورد پایین بودن اعتبار شغلی خودش (بروهل، 2002)
برون گرایی:
E2: اجتماعی بودن (یک میل برای شرکت در فعالیتهای اجتماعی) مهارتهای اجتماعی، دوستان فراوان شرکت در تیم های ورزشی، عضو باشگاه، علاقمند به سفر روزیو (خیلی کم E2) پاریس را فقط برای حومه شهر ترک می کند (مک کری، 1996)
گشودگی:
O4: فعال (نیاز مبرم برای تنوع، تازگی و تغییرات) علاقمند به سفر، داشتن علائق متفاوت اکرمن (زیاد O4) گشت های دریایی به قطب جنوب (مک کری، 1994)
توافق:
A4: فروتن (رضایت فروتنانه به دیگران در پی تعارضات بین فردی) نگرش های بخشندگی، اعتماد به همکاری و تشریک مساعی آزمودنی 3 (خیلی کم A4) در هنگام دعوا با شوهرش چیزهایی به سمتش پرتاب می کرد (مک کری، 1992)
وظیفه شناسی:
C4: انجام دادن کارها با کوشش (احساسی قوی برای انجام دادن هدف و داشتن سطوح آرزوهای بالا) مهارت های رهبری، برنامه های دراز مدت، شبکه حمایتی سازمانی نیکسون (خیلی زیاد C4) تلاش برای ریاست (کاستا و مک کری، 2005)

ثبات و تغییر در شخصیت
آیا سطوح کلی پنج عامل شخصیت در خلال بزرگسالی ثابت است یا این که تغییراتی کلی با توجه به سن در آنها به وجود می آید؟ بعضی از تحقیقات اولیه در آمریکا نشان می دهد که تاثیرات سن اگرچه کم، ولی معنی دار است. به خصوص، نمرات بزرگسالان مسن تر به طور معنی داری در روان رنجورخویی، برون گرایی، و گشودگی پایین تر و در توافق و وظیفه شناسی بالاتر از بزرگسالان و جوانان بزرگسال اوایل سنین بیست سالگی است (کاستا و مک کری، 1994؛ به نقل از گوهری، 1393). معمولا نوجوانان ظاهرا در معرض اضطراب بیشتری قرار دارند و نگران مورد قبول قرار گرفتن و عزت نفس خود هستند (یعنی نمره بالا در عامل روان رنجورخویی)، وقت بیشتری را صرف مکالمات تلفنی و فعالیت های اجتماعی با دوستان می کنند (نمره بالا در عامل برون گرایی)، نسبت به انواع تجارب و تجربه گری پذیراتر هستند (نمره بالا در عامل توافق)، و در عین حال، نسبت به بعضی از افراد به طور خاص و جامعه به طور اعم متوقع و منتقدند (نمره پایین در عامل توافق) و در مقایسه با آنچه از آنها انتظار می رود، کمتر مسئولیت پذیر و جدی هستند (نمره پایین در عامل وظیفه شناسی). لذا طبیعی است که از جوانان خشمگین صحبت شود تا از میانسالان خشمگین و یا پدربزرگ های خشمگین (جان و پروین، 2001، ترجمه جوادی و کدیور، 1381).
یافته های مربوط به تغییرات پنج عامل اصلی در سال های دهه بیست به عنوان حرکت به سوی پختگی بیشتر، در 30 سالگی تلقی می شود، فرض بر این است که ایفای نقش بزرگسالان به عنوان والدین، موجبات اعتماد، تعادل عاطفی و رشد توانایی ها و اجتماعی شدن را فراهم می آورد (همان منبع). به طور کلی، مک کری و دیگران (2000) توانستند یافته هایی را که قبلا به دست آمده بود تکرار کنند، هر چند مجبور بودند که بعضی از مواضع قبلی را مبنی بر این که شخصیت بعد از سن سی سالگی تغییر نمی کند، تغییر دهند. داده های بین فرهنگی نشان می دهد که بعضی از این روندهای سنی هر چند با نقصان، ولی بعد از 30 سالگی ادامه می یابد. باید توجه داشت که نتایج کلی کاملاً حیرت انگیز است: الگوی یکسانی از تغییر در صفات شخصیت در تمام فرهنگ ها دیده می شود و این علیرغم تمام تفاوت های موجود در تجارب سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کاملا مختلف این کشورها با یکدیگر است. این یافته ها مک کری و همکاران او را بر آن داشت که اذعان کنند که تغییر در صفات شخصیت به تفاوت در تجربیات در طول زندگی مربوط نیست، بلکه این تفاوت های نسبی را مانند سایر نظام های مبتنی بر عوامل زیستی به رسش درونی نسبت می دهند.
پیشرفت طبیعی در رشد شخصیت وجود دارد و این پیشرفت به بافت تاریخی و فرهنگی مربوط نیست. درست همان طور که کودکان، حرف زدن، شمردن و استدلال کردن را در دوره های منظم و مشخص یاد می گیرند، بزرگسالان نیز تحت تأثیر گذشت زمان می توانند سازگارتر شده و میزان برون گرایی در آنها کمتر شود. مفهوم رسش درونی به طور غیرمستقیم با شواهد دیگری مانند توارث، ثبات و عمومیت فرهنگ در همه جا حمایت می شود. این حمایت در تحلیل صفات به عنوان تمایلی اصلی و درونی تلقی می شود. (مک کری و دیگران، 2000 نقل از جان و پروین، ترجمه جوادی و کدیور، 1381).
پیش بینی پیامدهای مهم زندگی از طریق پنج عامل بزرگ شخصیت
روایی خارجی و امکان پیش بینی، موضوعاتی هستند که در گذشته توسط کسانی که به طور سنتی بر روی پنج عامل بزرگ کار می کردند کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در یکی دو دهه اخیر توجه به این نکته معطوف گشته که آیا صفات شخصیتی می توانند پیش بینی کننده پیامدهای زندگی از قبیل سلامت جسمی و روانی، وضعیت تحصیلی و شغلی، و ارتباطات اجتماعی گردند. این تحقیقات نشان داد که عوامل شخصیتی (صفات شخصیت افراد) و عوامل محیطی (جنبه های شغلی یا ارتباطات زناشویی) به صورت تعاملی در طول زندگی با هم در ارتباطند (کاسپی و بم، 1990؛به نقل از گوهری، 1383).

علایق شغلی و تحصیلی
روانشناسان علاقمند به رفتارهای شغلی، معتقدند که شخصیت افراد با نوع حرفه ای که انتخاب می کنند و نحوه عمل آنها در آن حرفه در ارتباط است، به عبارت دیگر، افراد دارای ویژگی های مشخص، مشاغل خاصی را انتخاب و در آن زمینه در مقایسه با دیگران بهتر کار می کنند. برای مثال، براساس الگوی پنج عاملی، عامل وظیفه شناسی در دامنه وسیعی از شغلها پیش بینی کننده قوی است، افرادی که در عامل وظیفه شناسی نمره بالایی می گیرند در مشاغل رسمی و مسئولیت دار بهتر عمل می کنند (بریک، مونت و گوپتا ، 2003؛ به نقل از گوهری، 1393). دیگر عوامل پنج عاملی نیز پیش بینی کننده جنبه های مختلف عملکرد شغلی و رضایت شغلی هستند. برای مثال: توافق و روان رنجورخویی پیش بینی کننده عملکرد شغلی در کارهای گروهی است و در بررسی عملکرد کارمندان در شرکتها و سازمانها پیش بینی کننده قوی است. افراد دارای نمره بالا در عامل برون گرایی، مشاغل اجتماعی و جسورانه را انتخاب می کنند. همچنین این افراد در فروش و مدیریت توانایی بالایی دارند. افراد دارای نمره بالا در عامل گشودگی، مشاغل هنری و اکتشافی را بهتر از آنهایی که در این عامل نمره پایینی اتخاذ می کنند عمل می نمایند. افراد روان رنجورخو زود به فرسودگی شغلی می رسند، همچنین خیلی زود شغل هایشان را تغییر می دهند. در مقابل افرادی که از ثبات هیجانی برخوردارند نسبت به سازمان خود تعهد و رضایت دارند (بریک، مونت و گوپتا، 2003؛ به نقل از گوهری، 1393).
پژوهشگران در بررسی نقش پیش بینی پذیری پنج عامل بزرگ با پیشرفت های تحصیلی به یافته های جالب توجه ای دست یافته اند. برای مثال: راینر و همکاران (1994 نقل از جان و همکاران، 2008) معتقدند که عوامل وظیفه شناسی و گشودگی پیش بینی کننده پیشرفت تحصیلی در نوجوانان است. در دانشجویان کالج، عامل وظیفه شناسی پیش بینی کننده پیشرفت تحصیلی است، همچنین کسب نمرات بالا در عامل گشودگی می تواند پیش بینی کننده پیشرفت تحصیلی در کل مقاطع آموزشی باشد (نوفتل و رابینز ، 2007).

تاریخچه جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران
آشنایی با تاریخچه هلال احمر
دولت عثمانی در سال 1876 به جای استفاده از نشان صلیب سرخ از معکوس رنگ های پرجم خود یعنی هلال احمر در زمینه سفید برای جمعیت ملی خود استفاده کرد که بعدها بسیاری از کشورهای اسلامی آن را به عنوان نشان جمعیت ملی خود بکار بردند. جایگاه جمعیت هلال احمر از نظر عرف بسیار حائز اهمیت است. صلیب سرخ و هلال احمر بین المللی، بزرگترین شبکه بشر دوستانه غیر سیاسی و امداد رسانی جهان محسوب می شوند.
امروزه در سطح بین المللی یکی از معیارهای سنجش میزان فعالیت های بشردوستانه وغیر سیاسی در هر کشور، وضعیت جمعیت ملی هلال احمر وعدم وابستگی و غیر سیاسی بودن آن است. عنوان سازمان بین المللی که با هدف تخفیف آلام انسانی وحفظ و پیشرفت بهداشت عمومی، بر طبق موافقتنامه ژنو در سال 1864 میلادی و در نتیجه تلاش ژن هنری دونان سوئیسی تشکسل شد، صلیب سرخ است.
در سال 1862 میلادی ژن هنری دونان کتاب خاطره ای از سولفرینو را شرح داد و خواستار تشکیل جمعیت های امدادی داوطلب برای تسکسن آلام این گونه آسیب دیدگان از جنگ شد. وی پیشنهاد داد که خدمت به زخکی های نظامی، فعالیتی بی طرف محسوب شود و انجمن ژنو امور عام المنفعه با اعلاقه وافر از پیشنهاد وی استقبال کرد. در نتیجه، کنفرانسی با شرکت نمایندگان 16 کشور در ژنو تشکیل شد و موافقتنامه 1864 برای بهبود وضع مجروحان و رنجوران نظمی میدان جنگ تدوین شد به امضا نمایندگان 12 دولت از کشورهای شرکت کننده رسید. در آن بی طرف شمردن متصدیان خدمات پژشکی نیروهای مسلح، رفتار انسانی با زخمی ها و بی طرفی غیر نظامیانی که داوطلبانه به کمک مجروحان جنگ می شتابند و نیز علامتی بین المللی به منظور مشخص شدن اعظا و وسایلی که در این راه به کار می روند، پیش بینی شده بود. و به خاطر ملیت دونان، صلیبی سرخ بر زمینه ای سفید به تقلید از پرچم سوئیس به عنوان نماد و علامت آن انتخاب شد. و در سال1963 میلادی، در 88کشور جهان جمعیت های ملی صلیب سرخ پدید آمد و همچنین 2 گروه بین المللی دیگر نیز مرکزشان در ژنو دایر شد. فعالیت صلیب سرخ بین المللی از پایان جنگ جهانی دوم توسعه فراوانی یافت. کمیته بین المللی صلیب سرخ(ICRC)، که مقر ان در ژنو قرار دارد، سازمانی است بی طرف، بی غرض و مستقل که وظیفه منحصرا بشر دوستانه آن عبارت است از: حفاظت از زندگی و کرامت قربانیان جنگ و نیز خشونت داخلی و یاری رسانی به آن ها. فعالیت های کمیته بین المللی بر پایه مقررات حقوق بشر دوستانه استواراست و در موارد سیاسی، دینی و عقیدتی بی طرف است (گزارش سازمان هلال احمر، 1370).

تاسیس در ایران
دولت ایران در سال 1301 جمعیت ملی خود را تاسیس کرد، ولی به جای استفاده از نشان صلیب سرخ و یا هلال احمر علامت شیر و خورشید سرخ را به عنوان نشان جمعیت خود انتخاب کرد.
علامت شیر و خورشید در کنفرانس ژنو سال 1929 به عنوان نشان سوم مورد حمایت بین المللی، به تصویب رسید. از آن پس 3 نشان صلیب سرخ، هلال احمر و شیر و خورشید سرخ به عنوان نشانه ای رسمی و بین المللی شناخته شد و نهایتا در متن کنوانسیون های چهارگانه ژنو مصوب 1949 به عنوان نشانه بین المللی که تحت حمایت حقوق بین المللی بشر دوستانه قرار دارد به تصویب رسید.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ودر سال 1359 دولت ایران با ارسال نامه ای به دولت سوئیس به عنوان امین و نگهدارنده قراردادهای چهارگانه ژنو، اعلام کرد که استفاده از شیر و خورشید سرخ را به حالت تعلیق در آورده و به جای آن از شان هلال احمر استفاده