پایان‌نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد رشته روان شناسی بالینی

ضرورت و اهمیت پژوهش
هیجان خواهي از جمله صفات روانشناختي است که ممکن است شرایط رواني مساعدي را براي قرار گرفتن در معرض انتخاب مشاغل با هیجان خواهی بالا مهیا کند. ویژگي هیجان خواهي، یکي از صفات شخصیتي است که پایه ي مفهومي آن سطح توانایي و استعداد فرد در برانگیخته شدن است که به صورت جستجوي هیجان افراطي،ماجراجویي، تمایل به کسب تجربه هاي متنوع و تازه، پرشور بودن، میل به ریسك کردن بدني ،اجتماعي، قانوني و مالي نمایان مي شود(قائمیان، عبدی و نجفی زاده، 1389). فرد داراي هیجان خواهي بالا، تحریك بیروني دائمي مغز را ترجیح مي دهد و از کارهاي عادي خسته شده و مرتبا در جستجوي راه هایي براي افزایش انگیختگي از طریق تجربه هاي هیجان انگیز است. این افراد به ورزشهای خطر آفرین از قبیل سقوط آزاد و پرش در ارتفاع بلند، کوهنوردی، موتورسوای، چتر بازی، خلبانی و مشاغلی که ریسک پذیری بالایی را می طلبد بیشتر علاقه دارند(رجبی، نریمانی و حسینی، 1392). به طور مثال مشاغلی مثل امدادگران، آتش نشانان، ماموران پلیس و… از میزان خطر پذری و ریسک پذیری بدنی زیادی برخوردار می باشد و نیازمند سطح هیجان خواهی بالاتری نسبت به افراد و حرفه های دیگر است. و براساس نظریه‌ی شغلی – شخصیتی هالند بین افراد و محیط‌های کاریشان ارتباط متقابل وجود دارد. با توجه به نظریه هالند در زمینه انتخاب شغل یکی از عوامل موثر در انتخاب شغل برای افراد ویژگی های شخصیتی آنان است(سوانسون و فواد، 2001؛ ترجمه موسوی، 1381). از آنجایی که سازمانها براساس تحقيقات زيادي در يافتند، كاركناني كه از كار خود راضي هستند نسبت به افراد ناراضي كار بيشتري از خود نشان ميدهند. و همچنين مي دانند كه شخصيت افراد بعنوان اهرمي مؤثر در انجام صحيح وظايف و مسئوليتها نقش دارد. لذا دست بابي به اهداف سازمان مبتني بر توانائيهاي پرسنل درانجام وظايف تعييين شده و تطبيق پذيري آنها با محيط متغيير مي باشد و از این رو براي افزايش اثر بخشي و عملكرد كاركنان خود سرمايه گذاريهاي زیادی درمقاطع مختلف انجام ميدهند. یکی از این سازمانها که تناسب ویژگی های شخصیتی افراد با انتخاب شغل بسیار مهم و حیاتی می باشد سازمان هلال احمر می باشد. در اين بين توجه مديران سازمان های هلال احمر به ابعاد شخصيت افراد باعث مي شود تا افرادی جذب این شغل شوند که دارای میزان لازم هیجان خواهی مثبت و متناسب با ویزگی های لازم برای شغل امدادگری باشند. و از این طريق بر كارايي خود و اثر بخشي سازمان بيفزايند. اين تحقيق سعي دارد عوامل شخصيت را بر انتخاب فرد و تناسبي كه بين انتخاب شغل و شخصيت افراد وجود دارد را مورد بررسي و سنجش قرار دهد از این رو تناسب بين شغل امدادگری و ویژگی های شخصيتی افراد يك اصل مهم است كه ناديده گرفتن آن باعث بروز مشكلات زيادي از جمله نارضایتی شغلی و عدم انجام صحیح مسئولیت ها و بهره وری پایین خواهد شد . در نتیجه بررسی رابطه سبک های دلبستگی و ویژگی های شخصیتی با میزان هیجان خواهی در امدادگران هلال احمر ضروری به نظر می رسد.

اهداف تحقیق
هدف اصلی
بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی و سبک های دلبستگی با میزان هیجان خواهی امداد گران حلال احمر شهرستان کنگاور
فرضیه های تحقیق

1- بین روان رنجور خویی با هیجان خواهی رابطه وجود دارد.
2- بین برونگرایی با هیجان خواهی رابطه وجود دارد.
3- بین گشودگی به تجربه با هیجان خواهی رابطه وجود دارد.
4- بین مقبولیت با هیجان خواهی رابطه وجود دارد.
5- بین وظیفه شناسی با هیجان خواهی رابطه وجود دارد.
6- بین سبک دلبستگی ایمن با هیجان خواهی رابطه وجود دارد.
7- بین سبک دلبستگی اجتنابی با هیجان خواهی رابطه وجود دارد.
8- بین سبک دلبستگی دوسوگرا با هیجان خواهی رابطه وجود دارد.

تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها
تعریف مفهومی متغیرها
هیجان خواهی: صفتی است که ویژگی آن، نیاز به هیجان و تجربه های متنوع، جدید و پیچیده و میل اقدام به خطرهای جسمانی و بدنی به خاطر خود این تجربه هاست(وفایی و همکاران، 1390).
ویژگی های شخصیت: عبارت است از مجموعه سازمان یافته و واحدی متشکل از خصوصیات نسبتا ثابت و پایدار که یک فرد را از فرد دیگر متمایز می سازد و می تواند مبنای درجه بندی افراد قرار گیرد(شاملو، 1382).
سبک های دلبستگی: بر اساس نظریات بالبی، دلبستگی به معنای پیوند عاطفی است که در کودکی، بین کودک ومراقب اصلی وی شکل می گیرد و بر رشد اجتماعی و احساس کودک در کل زندگی موثر است(گوردون، 2008).
تعریف عملیاتی متغیرها
هیجان خواهی: در این پژوهش، منظور از هیجان خواهی نمره ای است که فرد در پرسشنامه هیجان خواهی زاکرمن (1978، نسخه پنجم 40 سوالی) کسب کرده است.
ویژگی های شخصیت: نمره ای است که فرد در پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصيت نئو (کوستا و مک کري،1992)کسب کرده است.
سبک های دلبستگی: نمره ای است که فرد در پرسشنامه سبک های دلبستگی هازن و شیور(1987) کسب کرده است.

هيجان خواهي
واژه هيجان كه در زبان متداول با واژه هاي شور، احساس ، انفعال و عاطفه معادل است روشنگر پاسخي است كه موجود زنده از نظر: 1-برانگيختگي بدني 2 – واكنشهاي مياني 3- تجربه آگاه در برابر محركها از خود نشان مي دهند.(پارسا، 1374).
كرول ايزارد معتقد است كه در تعريف كامل هيجان بايد به اين موارد سه گانه توجه داشت.
1-فرايندهايي كه در دستگاه عصبي رخ مي دهد.
2- الگوهاي مشهود و بيانگر هيجان در چهره.
3- احساس آگاهانه هيجان.
وي همچنين به انواع دهگانه اشاره كرده است و معتقداست كه بيشتر اين هيجانها در دوره شيرخوارگي (تولد تا 2 سالگي) وجود دارند و هيجانهاي ديگر تركيبي از اين هيجانهاي دهگانه به شمار مي آيند چنانكه عشق تركيبي از عامل سود برانگيز به اضافه شادماني است.
از اين ده هيجان، دو هيجان از نظر پديداري مثبت اند: علاقه و شادي ، هفت هيجان از نظر پديداري منفي اند: خشم ، انزجار ، اندوه ، تحقير ، ترس ، شرم و گناه و يكي از نظر پديداري خنثي است: تعجب (ريو1، 2013؛ ترجمه سید محمدي، 1393).
ارسطو نخستين كسي است كه ميان مولفه هاي فيزيولوژيكي و رواني هيجان عنوانهاي ماده، شكل يا نگاره را مطرح ساخته است. بقراط حكيم چهار ماده سيال: خون ، صفرا ، سودا ، بلغم را اساس هيجانها مي دانست ( پارسا،1374).
پژوهش در خصوص هيجان خواهي از مطالعات مرتبط به محروميت حسي نشات گرفته است. بدنبال اين پژوهشها گري ، (1994) فرض كرد كه برخي افراد (هيجان خواه بالا) سطوح بالايي از محرك را براي حصول سطح بهينه ي انگيختگي شان نياز دارند، ضمن اينكه ، به هنگام محروميت از محرك و درون داد حسي، چنين افرادي به ويژه حالت هاي ناخوشايندي را تجربه مي كنند. مطابق نظر اين پژوهشگر مبنايي فيزيولوژيك براي رفتار هيجان خواهي وجود دارد: يعني بر نقش انتقال دهندگان عصبي در بروز تفاوتها در هيجان خواهي متمركز بود(نيكو زاده،1386؛ به نقل از محمودی، 1390).
برخي آنزيمها به ويژه بازدارنده ي مونو اكسيد از تك امين (MAO) مسئول حفظ سطوح مناسب انتقال دهندگان عصبي هستند. MAO پس از صدور مجوز عبور تكانه ي عصبي، از طريق تجزيه ي انتقال دهنده ي عصبي عمل مي كند. اگر ميزان بسيار زيادي MAO حضور داشته باشد ، مقدار بسيار زيادي از انتقال دهنده ي عصبي را تجزيه خواهد كرد، و در نتيجه انتقال دهنده ي عصبي كاهش خواهد يافت. چنانچه ميزان MAO بسيار كم باشد، ميزان بسيار زيادي ازانتقال دهنده ي عصبي در سيناپس باقي خواهد ماند، ومجوز بسياري از ان جستجوگران هيجان بالا درمقايسه با هيجان خواهان پايين، سطوح پايين MAO را در جريان خونشاننشان مي دهند. چنانچه هيجان خواهان بالا گرايش به داشتن سطوح MAO پايين داشته باشند، و MAOپايين به معني اين باشد كه انتقال دهنده ي عصبي بيشتري قابل دسترس است.
پس احتمالا هيجان خواهي بواسطه ي داشتن سطوح بالاي انتقال دهندگان عصبي در نظام عصبي ايجاد يا حفظ مي شود. MAO، از طريق تجزيه ي انتقال دهندگان عصبي و از آن راه بازداري انتقال عصبي مثل ترمز نظام عصبي عمل مي كنند. با سطوح MAO پايين، هيجان خواهان، بازداري كمتري درنظامهاي عصبي خودشان دارند و بنابراين كنترل كمتري بر روي رفتار ، افكار، هيجانات دارند. مطابق نظر اين پژوهشگر، رفتارهاي هيجان خواهي (مثل رفتار جنسي نامشروع، سوء مصرف مواد مخدر، مهماني هاي ماجراجويانه) بدليل جستجوي يك سطح بهينه انگيختگي نيست بلكه بدليل داشتن ترمزهاي زيست شناختي بسيار كم در سيناپس ها است (نيكو زاده، 1386؛ به نقل از محمودی، 1390)

مدل هيجان خواهی زاكرمن
در دوره هاي اخير گروهي از روان شناسان به اين نتيجه رسيدند كه نظريه هاي شخصيتي جامع نظير فرويد ، يونگ و ديگران، كوشيده اند به همه سؤالهاي مربوط به شخصيت آدمي پاسخ بگويند، اما در اين پاسخ گويي ناتوان و عاجز مانده اند، زيرا پيچيدگي انسان و علل و عوامل متعدد رفتاري او بيش از آن است كه يك نظريه هر قدر هم جامع بتواند به همه مسائل شخصيت انسان پاسخ دهد. اينان معتقدند كه به جاي توجه به ساختن نظريه هاي جامع، بهتر است نظريه هايي وضع شوند كه تنها يكي دو جنبه از شخصيت انسان را، اما به طور كامل تر مورد مطالعه و بررسي قرار دهند (كريمي، 1393).
يكي از اين نظريه ها، نظريه ماروين زاكرمن تحت عنوان هيجان خواهي است كه در درگيري افراد در بسياري از رفتارهاي پرخطر از جمله مصرف مواد مخدر نقش بسزا دارد. هيجان خواهي يك ويژگي شخصيتي است كه اولين بار توسط ماروين زاكرمن، نظريه پرداز زيست شناختي كه متأثر از ديدگاه آيزنگ بود، مطرح و توصيف شد (كريمي، 1393). طبق نظريه ماروين زاكرمن، هيجان خواهي، تحت عنوان نياز به تجارب و احساس هاي گوناگون، پيچيده، بديع و بي سابقه و تمايل به خطر جويي تعريف شده است. نكته مهمي كه بايد در اينجا متذكر شد آن است كه يكي از عناصر اصلي هيجان خواهي، تمايل يا اشتياق به خطر جويي است، در حالي كه نتيجه رفتار كاوشي اشارت بر اين خطر جويي اغلب برانگيزنده ترس است و ترس با رفتار كاوشي ناهمساز يا غير قابل تلفيق است. در چندين نظريه نيز چنين فرض شده است كه هيجان هايي از قبيل ترس باعث سطوح انگيختگي بالا مي شوند، به همين دليل، ترس مانع كنجكاوي موجودات ميشود (يعني از هيجان خواهي و كسب تجربيات جديد، خودداري مي كنند). زيرا آنها در سطح بهينه انگيختگي هستند و اما جالب است كه زاكرمن توانسته است، تمايل افراد را با خطرجويي به كاوشگري ارتباط دهد. به همين دليل اگر فردي در مرحله خاصي از هيجان خواهي باشد، به همان نسبت خود را از نظر كاركرد عملي در معرض آزمايش قرار مي دهد. اين موضوع بر روي نياز براي تجارب جديد و متنوع تمركز مي كند، از طريق رفتار بي بند و بارانه (سهل انگارانه) كه شامل فعاليت هاي خطرناك، شيوه غير متعارف زندگي، و عدم پذيرش يكنواختي مي باشد. هيجان خواهي براي ربط دادن حوادث با يكديگر ارايه مي شود. يكي از دلايل مهم به اين مسئله، از اين حقيقت نشأت مي گيرد كه اين يك فعاليت تقويتي متقابل است، بدين معنا كه اگر پيامد يك عمل ماننديك جنايت، باعث اثر مثبت در فرد مجرم شود دوست دارد كه آن را تكرار كند (تريم پاپ، كيركالدي،1998 ،كاتزك، كپ، رين لوبر، استين هر، 2002،به نقل از حاج خدادی، 1393).
دومين ويژگي، شخصيت بر اساس خلق و خو، انگيختگي و سطح بهينه تحريك قرار دارد. طبق نظر ماروين زاكرمن ، ساختار هيجان خواهي به مقدار انگيختگي كه دستگاه عصبي مركزي شخص (مغز و نخاع شوكي ) از منابع بيروني تحريك نياز دارد، مربوط است. همچنین هيجان خواهي همچون صنعتي است كه ويژگي آن نياز به هيجان و تجربه هاي متنوع، جديد و پيچيده و ميل اقدام به خطرهاي جسماني و بدني به خاطر خود اين تجربه هاست(زاکرمن، 1979).
فرد زياد هيجان خواه، تحريك بيروني دائمي مغز را ترجيح مي دهد، از كارهاي عادي خسته مي شود و مرتباً در جستجوي راههاي براي افزايش انگيختگي از طريق تجربه هاي هيجان انگيز است. فرد كم هيجان خواه، هجوم مداوم تحريك مغزي كمتري را ترجيح مي دهد و كارهاي عادي را نسبتاً خوب تحمل مي كند (مارشال ريو، 2013؛ ترجمه سيدمحمدي، 1393). به طور نمونه، نوجواناني كه به عنوان ماجراجويان و هيجان خواهان پرخاشگر در نظر گرفته مي شوند هنگامي كه تنها يا با دوستان خود هستند در مقايسه با زماني كه با والدين خود مي باشند، با سرعت بيشتري رانندگي مي كنند. افراد هيجان خواه در هر سني كه باشند نسبت به آنهايي كه هيجان خواهي كمتري دارند دوست دارند در هنگام رانندگي به اتومبيل جلويي خود بچسبند (يا با فاصله اندكي از ماشين جلويي خود رانندگي مي كنند) (مك ميلر، 1992؛ به نقل از شولتز و شولتز،2007؛ ترجمه سید محمدی، 1391).
مؤلفه های هیجان خواهی
هیجان خواهی و ماجراجویی، میل به مخاطره جویی بدنی است. فعالیت های غیر رقابت که مستلزم خطر و مبارزه شخصی است، مثل هوانوردی، پریدن با چتر، غواصی، موتور سواری، رانندگی سریع و کوهنوردی از جمله این فعالیت ها هستند.زاکرمن (1976، به نقل از وفای و همکاران، 1390)پیشنهاد میکند که ساختار هیجان خواهی به جای اینکه ساختار واحدی داشته باشد مجموعه مولفه های به هم پیوسته است، که عبارتند از:
1_ هیجان زدگی و ماجراجویی: هیجان زدگی و ماجرا جویی تمایل پرداختن به فعالیت های جسمانی و ماجراجویی است. این فعالیت ها شامل فعالیت های بیرونی و غیر رقابتی است که خطر، چالش شخصی و خطر پذیری در آن است.
2_ تجربه جویی: میل به دنبال کردن تجربه ها از طریق ذهن و حواس است. نقاشی، موسیقی و برخی از انواع مواد مخدر دنبال کردن تجربه را از طریق حواس می رسانند، در حالی که سبک زندگی خود انگیخته و ناهمرنگ با جماعت به ویژه با جماعت غیر عادی، تجربه جویی از طریق ذهن را نشان می دهد.
3_ بازداری زدایی: میل به رها کردن خود از قید و بندهای اجتماعی به خاطر لذت جویی است. مصرف الکل به عنوان وسیله ای برای بازداری زدایی و شرکت در قمار بازی، تنوع جنسی و مهمانی های بی بند بار بازداری زدایی را نشان می دهد.
4_ حساسیت نسبت به یکنواختی: بیزاری از هر گونه کار یکنواخت است. یکنواختی در کار، تکرار تجربه و یا مواجه شدن با افراد کسالت آور، وقتی که اوضاع تغییر نمی کند، آدم حساس نسبت به یکنواختی بی قرار و بی تحمل می شود (شولتز و شولتز، 2007، ترجمه‌ی، سید محمدی، 1391).
5_ هیجان خواهی عادی: منظور از هیجان خواهی تمایل فرد برای شروع و انجام فعالیت های مخاطره انگیز یا ماجراجویانه، جست وجو گری در زمینه تجارب حسی تازه، لذت بردن از هیجان ناشی از تحریک های اجتماعی و اجتناب از کسل شدن است. فردی که این خصوصیات را داشته باشد، هیجان خواه نامیده می شود.

جست و جوی تجربیات تازه
آرنت(1994؛ به نقل از حاج خدادادی، 1393) هیجان خواهی را نه تنها استعدادی برای انجام خطرات بلکه به عنوان کیفیت فزون-طلبی وتازگی در تجربه ی حسی در نظر می گرفت، که ممکن است در حوزه های گوناگون از زندگی شخصی بیان شود.
در دهه ی اخیر علاقه مندی پژوهشی به سمت اندازه گیری رفتارهای تازه طلبانه در بسیاری از حوزه ها نظیر علوم اجتماعی، روانشناسی و علوم سلامت افزایش یافته است(بوردن، زاسک، بروکز و دایت، 2005؛ ماوسون و همکاران، 1996؛ روزنبلوم، 2003؛ به نقل از حاج خدادادی، 1393). سازه های هیجان خواهی و تازه طلبی با یکدیگر همبستگی بالایی دارند و این واژه ها بعضا به صورت مترادف استفاده می شوند(هلمس، دونی، ارفکن، هندرمون و اسچاستر، 2001؛ زاکرمن، 1988؛ به نقل از ولکل ، 2010). فرد هیجان خواه به طور مداوم، تجربیات تازه ای مانند غذاهای تند، تغییر دادن کانال های تلویزیون، گووش کردن به موسیقی همراه با مقداری مشروبف و غیره را جستجو می کند. یکی از جلوه های جستجو کردن تجزبیات تازه، آمیزش جنسی است. افراد هیجان خواه در مقایسه با افراد هیجان گریز، از فراوانی بیشتر و تنوع فعالیت جنسی(تعداد شریکان جنسی) خبر می دهند( زاکرمن و همکاران، 1972؛ زاکرمن، نوشاپ و فینر، 1976، 1976؛ به نقل از ریو، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393). افراد هیجان خواه در مقایسه با افراد هیجان گریز، از رابطه کمتر و درآمیختگی عاطفی کمتر به عنوان پیش شرط مشارکت در روابط جنسی خبر می دهند(هندریک، 1987؛ زاکرمن و همکاران، 1976؛ به نقل از ریو،2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

مبنای زیستی هیجان خواهی
رویدادهای زیست- شیمیایی مغز تعیین می کنند چگونه افراد به تحریک محیطی واکنش نشان می دهند. به همین خاطر پژوهشگران درباره ارتباط صفت هیجان خواهی با رویدادهای زیست-شیمیایی در مغز تحقیق کرده اند. مطمئن ترین یافته ها این است که افراد هیجان خواه از سطح پایین مونوآمین اکسیداز(MAO)، برخوردارند(اسکولر و همکاران، 1978؛ به نقل از ریو، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393). MAO آنزیم سیستم لمبیک است که در تجزیه کردن انتقال دهنده های عصبی مغز، مانند دوپامین و سروتونین دخالت ارد. دوپامین در تجربیات پاداش مشارکت دارد و بنابراین به رفتارهای گرایشی کمک می کند(استلار و استلار، 1985؛ به نقل از ریو، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393). سروتونین در بازداری زیستی یا سیستم توقف فیزیولوژیکی مغز مشارکت دارد و از این رو جلوی رفتارهای گرایشی را می گیرد(ینکسپ، 1982؛ به نقل از ریو، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).
زاکرمن(2006، به نقل از شلدون ، 2012) به این نتیجه رسید که افراد زیاد هیجان خواه سطوح بالایی از دوپامین دارند، این بدین معنی است که زیست-شیمی بدن آن ها