مطالعه مقايسهاي تشخيص ساركوسيستيس در لاشه گوسفند ان ذبح شده در كشتارگاه تبريز

Archive of SID                               

 

  • • •

امور دام و آبزيان شماره 75 تابستان1386

مطالعه مقايسهاي تشخيص ساركوسيستيس

در لاشه گوسفند ان ذبح شده در كشتارگاه تبريز

t مهد ي ارشد كارشناس ارشد انگل شناسي پزشكي دانشگاه تربيت مدرسt عبدالحسين دليمي اصل

 استاد گروه انگل شناسي پزشكي دا نشگاه تربيت مدرس

t فاطمه غفاريفر

 استاديار گروه انگل شناسي پزشكي دانشگاه تربيت مدرس

تاريخ دريافت: د يماه4831  تاريخ پذيرش: خردادماه 5831

Email: dalimi4@yahoo.com

چكيده

آلودگي ساركوسيسـتوزيس يك عفونت تك ياختهاي مشـترك بين انسان ودا م است كه توسط گونههاي مختلف ساركوسيستيسايجاد مي شـود. اين انگل داراي شيوع جهاني اسـت و قادراست در انسان و بسياري از حيوانات آلودگي ايجاد نمايد. در اين مطالعهآلودگي ساركوسيسـتيس در گوشـت گوسفندان ذبح شده در كشـتارگاه تبريز با روشهاي ماكروسكوپي، هضمي و تهيه گسترشبافتي مورد بررسـي و مقايسـه قرارگرفته است. بدين منظوردر مرحله اول 400 رأس گوسفند را به طور تصادفي انتخاب و اندام هاي

مري، ران، بازو، د يافراگم و قلب از لحاظ ماكروسكوپي از نظر وجود كيست ساركوسيستيس بازرسي شد. د ر مرحله د وم تعداد150

لاشه گوسفند به ظاهر غير آلوده را به طور تصادفي انتخاب و از اندامهاي مري، ران، بازو، د يافراگم و قلب نمونهبرداري و با روش هاي

هضمي و تهيه گسـترش بافتي به كمك ميكروسـكوپ نوري از نظر وجود ساركوسيسـتيس بررسـي شـد. د ر روش هضمي نمونه

بافت را در محلول هضمي حاوي پپسـين و اسـيدكلريد ريك قرار داده، سپس رسـوب حاصل از لحاظ وجود سيستي زوئيت در زيرميكروسكوپ مورد بررسي قرار گرفت. د ر روش گسترش بافتي، ابتدا روي لام از قطعهاي از بافت عضلاني گسترش تهيه كرده سپسبا رنگ آميزي و بدون رنگ آميزي با گيمسـا از لحاظ وجود سيسـتي زوئيت در زير ميكروسـكوپ مورد بررسـي قرار گرفت. طبقنتايج به د سـت آمد ه با روش ماكروسـكوپي آلودگي مري، ران، بازو، ديافراگم و قلب گوسفندان به ترتيب 7/42٪،2/ 16٪، 7/ 17٪،27٪ و 2/2٪ ولي با روش هضمي100 ٪ بوده اسـت. گرچه روش گسـترش بافتي با رنگآميزي آلودگي را كمتر از روش هضمي نشانداد ولي حساسـيت آن نسبت به روش گسـترش بافتي بدون رنگ آميزي بيشتر بود ه است. به طور كلي روش هضمي حساس ترينروش در آشكارسـازي واقعي آلود گي گوسفندان به ساركوسيستيس شناخته شد. باتوجه به آلود گي صد درصدي گوسفندان موردمطالعه به ساركوسيستيس و ميكروسكوپي بود ناندا زه اكثريت كيست ها، بايد بدون توجه به نتيجه بازرسي نسبت به پخت گوشتنهايت دقت را نمود.

    كلمات كليدي:  ساركوسيستيس، گوسفندان، روش هضمي با پپسين، تبريز

۶۸

مقدمه

ساركوسيستيس يكي از شايع ترين انگلها در چهار پايان اهلي است كه در برخي از ميزبانان همچون، گاو و گوسفند سبب آلودگيبسيار شديد ميشود. به علاوه اين انگل بسياري از حيوانات وحشي، پرندگان، جانوران خونسرد و انسان را نيز آلوده ميسازد)11 ،8( .در چرخه زند گي انگل به ميزبان واسط (شكار شونده) و ميزبان قطعي (شكارگر) نياز وجود دا رد. برخي از گونههاي ساركوسيستيسقاد ر به ايجاد بيماري و د ر نتيجه باعث كاهش وزن، بيا شــتهايي، تب، كمخوني، ضعف عضلاني، كاهش توليد شــير، ســقط جنينو گاهي مرگ در ميزبانان واســطي همچون گاو، گوســفند، بز و خوك ميشــوند. برخي از گونههاي ساركوسيستيس در انسان باعثاختلالات گوارشي از جمله تهوع، استفراغ و اسهال ميشوند. انسان معمولا با خوردن گوشت نيم پخته يا خام گاو آلوده ميشود 8(،11). تا كنون گونه هاي مختلفي از ساركوسيســتيس از گوســفندا ن اقصيً نقاط جهان گزارش شده است. برخي از اين گونه مانند(S. gigantea (ovifelis وS. medusiformis  به صورت ماكروسكوپي و برخي ديگر مانند( S. tenella (ovicanis وS. arieticanis  بهصورت ميكروسكوپي (كوچكتر از يك ميلي متر) بر روي لاشه گوسفندان قابل تشخيص هستند. د ر بازرسي كشتارگاهي معمولا فقطكيســتهاي ماكروسكوپيك تشخيص داده ميشوند لذا آمار ارائه شده توســط بازرسي كشتارگاهي معمولا كمتر از آمار واقعي است.آلودگي گوســفندا ن به ساركوسيســتيس از اكثر نقاط جهان گزارش شده است. آلود گي گوســفندان توسطDiez, Banos  از فرانسه،

Gebreab, Woldemeskel از اتيوپي، Ozturk از تركيه وBaranova, Mala  از اسلواكي،Latif  و همكاران از بغداد وDubey  از آمريكاگزارش شــد ه اســت 7(، 9، 01،21،51). در ايران تاكنون گزارشهاي متعدد ي در مورد آلود گي گوسفندان به ساركوسيستيس ارائهشــده اســت 1(،2،3، 4،31). از جمله ميتوان به مطالعه رضوي و همكاران(31) كه از روش هضمي براي تعيين آلودگي اســتفادهكرده اشاره كرد. هدف از مطالعه حاضر مقايسه و ارزيابي روشهاي ماكروسكوپي، هضمي و تهيه گسترش بافتي در تشخيص آلودگيگوشت گوسفندان ذبح شده د ر كشتارگاه تبريز به ساركوسيستيس بوده است.

                               ۶۹                         در امور دا م و آبزيان

 

روش كار

د ر ماههــاي مختلف ســال 1383 بمدت يكســال به كشــتارگاه تبريزمراجعه شــد400 رأس گوســفند را بــه تصادفي انتخاب واندامهــاي مري،ران، بــازو، ديافراگــم و قلــب به طور ماكروســكوپي از نظر وجود كيســتساركوسيســتيس بازرسي شــد سپس تعداد 051 لاشه گوســفند به ظاهرغير آلوده را به طور تصادفي انتخاب و از اندامهاي مري، ران، بازو، ديافراگموقلب نمونهبردا ري و با روشهاي هضمي و تهيه گسترش بافتي با و يا بدونرنــگ آميزي به كمك ميكروســكوپ نوري از نظر وجود ساركوسيســتيسبررسي شد. نحوه انجام آزمايش به شرح زير بوده است:

روش هضمي

در ايــن روش حدود02 گــرم از بافت مورد نظر (قلــب، ديافراگم،بازو، ران و مري) را با چرخ گوشــت له كرده و در 05 ميليل يتر محلولهضمي قرار دا ده شــد. محلول هضمي حاوي 3/1 گرم پپسين، 5/2 گرم NaClو 5/ 3 ميلي ليتر اســيد كلريدريــك در 500 ميلي ليتر آب مقطربود. ســپس ظرف حاوي نمونه را به مدت يك ســاعت در انكوباتور 04درجه ســانتيگراد گذاشــته و محلول را از صافي عبور دا ده، محلول صافشــده با د ور2500  به مدت 5 دقيقه ســانتريفوژ شــده سپس از رسوبلام تهيه كرده و با ميكروســكوپ نــوري با بزرگنمايي 400 از نظر وجودسيستي زويت ساركوسيست بررسي گرديد.

روش تهيه گسترش بافتي

جدول شماره1: درصد آلودگي گوسفندا ن نر و ماده كشتار شده د ر كشتارگاه تبريز به ساركوسيستيس با روشهاي تشخيصي مختلف

                                                                 ۷۰

حدود 1 گرم گوشت را در بين د و لام گذاشته و با وارد كردن فشار از آن اســمير نازكي تهيه شد پس از خشكشدن و فيكس نمودن، ابتدا لامهابدون رنگ آميزي زير ميكروســكوپ بررسي شــدند سپس با گيمسا آنها رارنگ آميزي كرده و از نظر وجود ساركوسيستيس مورد مطالعه قرار گرفت.در آزمايش ميكروسكوپي حداقل از هر گسترش 100 ميدان ميكروسكوپيمورد مطالعه قرار گرفت و در صورت مشاهده مروزويت، نمونه مثبت تلقي ودر جدول مربوطه ثبت ميگرديد.

نحوه تجزيه و تحليل داد هها

براي تجزيه و تحليل دادهها و مقايســه نســبتها از آزمون مربع كاياستفاده شد.

نتايج

در اين تحقيق از روش هاي ماكروسكوپي، روش تهيه گسترش بافتي بارنگ آميزي و بدون رنگ آميزي و روش هضمي استفاد ه گرديد.

طبق نتايج جد ول شــماره 1 در تشــخيص ساركوسيســتيس عضلانيروش هضمي نســبت به ســاير روشهاي ديگــر داراي ارجحيت تــام بودهبرعكس، روش ماكروســكوپي در تشــخيص ساركوسيستيس بسيار ضعيفبوده اســت. اختلاف اين روشها از لحاظ آماري كاملا معني دار بوده اســت0/05(<p). گرچه روش تهيه گســترش بافتي با رنگ آميزي نسبت به روشهضمي آلودگي كمتري را نشــان داد ولي نســبت به روش تهيه گســترشبافتي بدون رنگ آميزي از حساســيت بيشتري برخوردار بوده است(جدولشــماره 1). طبق جدول شــماره1 با روش تشخيص ماكروســكوپي د رصدآلودگي گوســفندان ماد ه بيش از نرها است كه از لحاظ آماري اين اختلافكاملا معني دار است 0/01(<p).

طبق نتايج به دســت آمده با روش ماكروســكوپي آلودگــي مري، ران،

بازو، ديافراگم و قلب گوســفندان به ترتيب 7/42٪،2/16٪،7/17٪، 27٪ و2/2٪ بود ه كه از لحاظ آماري اين اختلاف كاملا معنيدار اســت 0/05(<p)ايــن در حالي اســت كه بــا روش هضمي همه اين ان دامهــا100 ٪ آلودهبودهاند. (جدول شماره2).

طبق نتايج جدول شــماره2 آلودهترين اندام گوسفند در همه روش هاديافراگــم بــا27 ٪ بوده اســت. د ر روش گســترش بافتي با رنــگ آميزيآلود هتريناندام گوســفند دي افراگم با 3/93٪ و ســپس قلب با 6/82٪ و درروش گســترش بافتي بد ون رنگ آميزي آلودهت رين ا ندا م گوسفند ديافراگمبا19 /3 ٪ و سپس مري با12/6 ٪ بوده است (جدول 2).

بحث و نتيجه گيري

ساركوسيســتوزيس از بيماريهاي مشــترك بين انســان و دام است.برخــي گونه هاي عامل ايــن بيماري در دامها باعث ســقط جنين، كاهشوزن، كاهش توليد شــير، كم خوني و حتي مرگ ميشود. بنابراين از لحاظاقتصادي داراي اهميت اســت. در بررســي حاضر كه از روش هضمي برايآشكارسازي ساركوسيستيس در اندامهاي مختلف گوسفند استفاده گرديد100٪ گوسفندا ن آلوده بودهاند.

جدول شماره2: درصد آلودگيا ندامهاي مختلف گوسفندهاي كشتار شده در كشتارگاه تبريز به ساركوسيستيس با روشهاي مختلف

از بيــن روشهــاي بكار گرفته شــد ه در ايــن تحقيــق، روش هضميحســاسترين روش در آشكارســازي واقعــي آلودگــي گوســفند بــهساركوسيســتيس شناخته شــد. در روش بازرسي ماكروســكوپي بيشترينموارد آلودگي به ساركوسيســتيس در ديافراگم مشــاهده شــد و بيشــتركيســتهاي مشاهده شده در دي افراگم به صورت كيســت هاي بزرگ دانهبرنجي بودهاند. در روشهاي ميكروسكوپي گسترش بافتي با رنگ آميزي وبدون رنگآميزي نيز آلودهترين اندام ديافراگم بوده است.

آلودگي گوســفندا ن به ساركوسيســتيس تا كنــون از اكثر نقاط جهانگزارش شده است. آلودگي گوسفندان د ر گزارشBanos  وDiez  در فرانسه8/94 د رصــد (6)،در گــزارشWoldemeskel  وGebreab  د ر اتيوپي 39درصــد (51)، در گزارشOzturk  در تركيه 90 درصــد (21) و در گزارشMala وBaranova  در اسلواكي 6/ 87 درصد (01) بوده است. ميزان آلودگيدر دامهاي ذبح شد ه د ر بغداد به طور ماكروسكوپيك د ر گوسفند4/1  ٪ وليبا بررسي هضمي 79٪ گزارش شده است .)9(Dubey، آلودگي 001٪ را د رگوسفند در آمريكا گزارش كرد هاند.)7(

طبق نتايج تحقيقاتRazavi ،Svobodora, Nevole ، Diez ،Banos  وهمكاران با روش ماكروسكوپي گوسفندان نر بيش از گوسفندان ماده آلودهگــزارش ميشــوند 6(،11،31، 41). د ر مطالعه حاضر نيــز درصد آلودگيگوسفندان ماده بسيار بيشتر از نرها بوده است اما اين اختلاف بيشتر مربوطبه ســن گوسفندان است زيرا كه بر خلاف گوســفندان نر، گوسفندان ماد هد ر ســنين پيري كشتار ميشــوند. از طرفي با توجه به نتايج مطالعه حاضركــه د ر آن با روش هضمي همه گوســفندان آلوده بودهاند ميت ــوان چنيننتيجه گرفت كه احتمالا د ر گوســفندان ماده پير اندا زه كيستها بهاندازهايبزرگ اســت كه به راحتًي با چشم غير مسلح قابل رؤيت هستند و يا اينكهگوسفندان ماد ه پير استعدا د بيشتري به آلودگي به گونههاي (S. giganteaovifelis) وS. medusiformis  دارند.

در ايــران تاكنون گزارشــهاي متعــددي در مورد آلود گي گوســفند بهساركوسيســتيس ارائه شده اســت (1،2،3،4، 31). در اكثر اين مطالعاتاز روش هضمي براي تعيين درصدآلودگي اســتفاده نشــده بود. لذا احتمالمــيرود كه درصد آلودگي گزارش شــده كمتــر از مقدار واقعي باشــد. درمطالعهRazavi  و همكاران كه از روش هضمي براي تعيين آلودگي استفادهكردهاند ميزان آلود گي لاشههاي گوســفندان شيراز را 001٪ گزارش نمود(31) كه با نتيجه مطالعه حاضر مطابقت دارد.

ســگها و گربه ها معمولا ميزبانــان قطعي براي تعــدادي از گونههايشناخته شده ساركوسيستيس گوسفندي هستند يكي از علل وقوع عفونتشديد در ميزبانان واسطه به اين علت نسبت داده ميشود كه حيوانات مزارعدر ارتباط نزديكي با ســگ هاي نگهبان گله هســتند و سگها چراگاهها را بااسپوروسيستهاي ساركوسيستيس آلوده مي كنند. در يك مطالعه در بغدادنشــان داده شده است كه سگهاي آلوده حدود 200 ميليون اسپوروسيست(روزانــه حــدود 4 ميليون اسپوروسيســت) در طــول دوره آلودگــي دفعميكننــد(9). همچنين طبق گزارش فاير(7791) ســگهاي آلوده حدوددو ميليون اسپوروسيست درروز دفع ميكنند .اسپوروسيستها وقتي كه ازمد فوع ميزبان قطعي دفع ميشــوند خاصيت آلودهكنند ه دارند و اين فاكتورنقش مهمي را در اشــاعه و اپيد ميولوژي (همه گيري) ساركوسيستيس بازيميكند )7(

در تحقيــق حاضــر روشهــاي مختلفي براي تشــخيص كيســتهايميكروســكوپي ساركوسيســتيس استفاده شــد كه در نتيجه روش هضمي(Digestion) بالاتريــن درصــد آلودگــي را نشــان داد و بعــد از آن روشگســترش بافتي با رنگ آميزي و روش گســترش بافتي بدون رنگ آميزيبودهاند با روش ماكروســكوپي تعدا د اندكي از كيستهاي ساركوسيستيسقابل مشــاهده ميباشند. د ر مطالعات مختلف نشــان داده شده است كه درآشكار سازي ساركوسيستيس روش هضمي بافت حساستر از ساير روشهاميباشد .)5(

آلودگياندامهاي مختلف به كيســت ساركوسيست در حيوانات مختلفمتفاوت ميباشــد به طوريكه در گوسفند بيشترين آلودگي در مري گزارششده است ولي د ر مطالعه حاضر با روش ماكروسكوپي آلودهترين اندامها بهترتيب ديافراگم 27(٪) و پس از آن مري 7(/42٪) بودهاند.با افزايش ســنبه علت در معرض بود ن بيشــتر و فرصت زماني بيشــتر براي بروز آلودگي وتشكيل كيست ميزان آلودگي بيشتر مي شود.

گونه هاي مختلف گوســفند از لحاظ شكل واندازه كيستها كاملاً با هممتفاوت هستند با توجه به كوچك و غير قابل رويت بودن برخي از كيستهاو آلود گي شــديد گوســفندان به آنها بايســتي بدون در نظر گرفتن نتيجهبازرسي عادي نسبت به پخت گوشت نهايت د قت را نمود.

منابع مورد استفاده

1- ايرجي، ن،4731، بررسي كشتارگاهي ساركوسيستوزيس در نشخواركنندگانشهرستان خوي. پايان نامه دانشكده دامپزشكي دانشگاه اروميه، شماره771، صفحه73ـ06.

2ـ رزمي، غ. و رهبري، ص1379 .؛ بررسي ساركوسيستيس نشخوار كنندگان اهليدر اســتانهاي تهران و گلســتان، مجله علمي دانشكده دامپزشــكي دانشگاه شهيدچمران اهواز سال سوم شماره 4،صفحه 46ـ 93.

  • شــكر فروش، س.ش و عليخاني، ر.، 2831، ميزان آلودگي لاشــه گوســفندا نكشتار شــد ه در كشتارگاه اصفهان به ساركوسيســت. پژوهش و سازند گي، شماره

85، صفحه 27-86.

  • Afshar A.B. Naghshineh, R. and Neshat, H., .1974; Incidence of sarcosporidiosis in sheep in Iran. Trop. Anim. Hlth. Prod., 6:192. 5- Collins G. , .1979; Studies on Sarcocystis: III. The macrocystic species of sheep. New Zealand. Veterinary Journal, 27:204. 6- Diez, P. and Banos, P.D., 1978; The prevalence of sarcospordiosis in sheep in province of Leon, with a comparative study of various diagnostic methods. Anales de la Faculted de Veterinaria de Leon, 24: 195-199.

7- Dubey J.P. , .1976; A review of sarcocysitis of domestic animals and of other coccidian of cats and dogs. Journal of American Veterinary Medical Association, 169 (10): 1067– 1078. 8- Dubey J.P., Speer C.A. and Fayer R., .1989; Sarcocystis of animals and man. Florida CRC Press.

9- Latif B.M.A., Al-Delemi J.K., Mohammed B.S., Al-Bayati S.M. and Amiry A..M. .1999; Prevalance of Sarcocystis spp. In meat production animals in Iraq. Veterinary Parasitology, 84:85-90. 10- Mala, P. and Baranova, M., .1995; Diagnosis of Sarcocystis infection in slaughter animals at veterinary meat inspection. Veterinary Medicine, 40: 97-100.

  • Nevole M. and Lukesova D., .1981; Method for the direct detection of Sarcocystis and diagnosic reliability. Veterinary Medicine, 10:581-584.
  • Ozturk, G., .1994; Incidence of ovine sarcospordiosis in the myocardium of sheep. Saglik Bilimleri Dergisi, 8:66-69.
  • Razavi S.M., Shekarforoush S.S., Farahani M. and Sarihi K., 2003; Prevalence of sarcocyst in slaughtered sheep in Shiraz, Iran. Journal of Veterinary Parasitology, 17(2): 139-141.
  • Svobodova, V. and Nevole, M., .1990; Use of muscle digestion method and indirect immunoflourescence reaction in the diagnosis of Sarcocystostis in sheep. Acta Veterinaria, 59:157-170.
  • Woldemeskel, M. and Gebreab, F., .1996; Prevalence of Sarcocysts in livestock of northwest Ethiopia. Journal of Veterinary Medicine, Series B., 43: 55-58.

 

۷۲