عزت نفس، ادراک دانش آموزان، مقابله با استرس، پرسش نامه

دانلود پایان نامه

قبلي، ادراک دانش آموزان از معلمان درسي معنادار است، اما ضرايب مسير ساير متغير ها معنا دار نبود.
مانو225 (1997) رابطه ي تاثير والدين را بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان مهاجرين و آمريکايي بررسي کرد. منظور پژوهشگر از تاثير والديني عبارت است از انتظارات والدين و درگيري تحصيلي والديني است. نتايج نشان داد که تفاوت معنا داري بين دو گروه مهاجرين و آمريکايي ها در زمينه اثر والديني وجود دارد. به عبارت ديگر مهاجرين زمان بيشتري را صرف تحصيل و انجام تکاليف درسي دانش آموزان مي کردند.
شالمن226 (1993) و ديگران(دسي و ريان227،1985) سبک هاي رويارويي نوجوانان را با انواع جو خانوادگي متفاوت مورد بررسي قرار دادند. 178 نوجوان سنين 15-17 سال نمونه ي اين تحقيق بودند و براساس تحليل خوشه اي چهار جو خانوادگي بدست آمد. نتايج نشان داد که جو خانواده تعارضي و اجباري که ويژگي غير حمايتي داشتند زماني که با فشارزا ها روبه رو مي شوند تمايل به استفاده از سبک هاي منفعلانه دارند.
در خانواده هايي که ويژگي آنها کنترل مداري مي باشد نوجوانان احساس فشار مي کنند و انگيزش دروني آنان ناديده گرفته مي شود.
در مطالعه ديگري که توسط ليوايت228 و ديگران (1992)، تو مچين229 و ديگران (1996)، برد و هريس230(1990)در مورد نقش فشارزاي زندگي و حمايت اجتماعي به طور مستقيم با پيشرفت دانش آموزکه با نمره معدل محاسبه مي شد ارتباط داشت. از طرف ديگر ميزان حمايت هاي دريافت شده با سن کاهش مي يافت. به طور کلي نتايج تحقيقات مختلف نشان داده اند افرادي که از حمايت اجتماعي مطلوبي برخوردار نيستند بيشتر از شيوه هاي مقابله اي نا موثر و اجتنابي استفاده مي کنند. همچنين حمايت اجتماعي بالا موجب کاهش ميزان بيماري ها، خودکشي، مرگ و مير در افراد مي شود.
نتايج ديگر نشان داد که ميان راهبرد حل مساله دار و حمايت هاي دريافت شده با پيشرفت تحصيلي رابطه مثبت و معناداري وجود دارد وميان راهبرد هاي اجتنابي و پيشرفت تحصيلي رابطه منفي اما معنا داري نيز وجود داشت، نتايج تحليل رگرسيون نشان داد که در کل نمونه از بين راهبرد هاي رويارويي وحمايت ها ،راهبرد رويارويي حل مساله دار از قدرت پيش بيني کنندگي بيشتري در جهت پيش بيني و پيشرفت تحصيلي به عنوان متغير وابسته برخوردار بود.
در مورد تاثير جو خانواده بر فرزندان، نتايج پژوهش هايداسک231 (1992) نشان داد والديني که مقتدر مي باشند راهبرد هاي رويارويي موثر را در فرزندان خود پرورش مي دهند و نوجوانان والدين خود را با خصوصياتي مانند گرم، حامي عزت نفس آنان در جهت کشف شايستگي هاي خود در جهت جستجوي حمايت ادراک مي کردند.
آموزش حمايت اجتماعي دريافتي از ديگران و ارائه به آنها توسط وايسبرگ (1990) در دانشگاه ايلينوي مورد پژوهش قرار گرفته است. در برنامه او كه به برنامه رشد اجتماعي نيوهِيوِن11 معروف است، مهارت هاي اجتماعي از جمله حل مسأله، ارتباط با همسالان، كنترل تكانه ها، مقابله با مسائل و مشكلات، ومقابله با استرس ها كه از مؤلفه هاي زيربنايي هوش هيجاني هستند، آموزش داده مي شوند. مطالعات نشان داده اند كه آموزش اين مهارت ها به ارتقاي آنها منجر شده است.
پمپين232 و ديگران (1990) سطح رويارويي نوجواني که به صورت گروهي تعامل داشتند وآنهايي که در گروه شرکت نمي کردند را در تکاليف رشدي مقايسه کردند و نتايج نشان داد نوجواني که بيشتر با گروه همتايان خود در تماس بودند مشکلات کمتري را در ارتباط با مسائل رشدي گزارش کردند وحمايت بيشتري از همتايان را در هنگام رويارويي با تکاليف داشتند. زماني که دلايل آنان از الحاق به گروه خواسته شد آنان از گروه به عنوان يک منبع حمايتي ياد مي کردند که به آنان امنيت و اطمينان مي دهد.
در تحقيق بر روي 95 % کساني که در دهه 1940 دانشجوي دانشگاه هاروارد بوده اند و اکنون به ميانسالي رسيده اند، معلوم شد که تيز هوش ترين دانشجويان آن سال ها در مقايسه با دانشجويان متوسط، موفق تر نبوده اند و حتي از لحاظ درآمد و کارايي در وضعيت پاييني قرار داشتند. آنان هم چنين از لحاظ رضايت خاطر در زندگي و ارتباط با اطرافيان خود موفقيت چشمگيري نداشتند.
کارن آرنولد233 استاد دانشگاه بوستو که مطالعات متعددي روي دانش آموزان تيز هوش داشته، معتقد است ما از طريق تعيين ضريب هوشي افراد، فقط مي توانيم افراد وظيفه شناس يعني کساني که مي دانند چگونه در نظام آموزشي نمرات خوبي کسب کنند را کشف کنيم، ولي بهره هوشي افراد هيچگونه اطلاعي در اين باره نمي دهد که آنان در فراز و نشيب زندگي چگونه عمل خواهند کرد، زيرا هوش و استعداد تحصيلي هيچ گونه آمادگي و مهارتي را براي مقابله با ناملايمات زندگي يا استفاده از فرصت هاي مطلوب به دست نمي دهد.

ادبيات پژوهشي در زمينه حمايت اجتماعي را مي توان به دو دست تقسيم نمود
اول: مطالعاتي که متمرکز بر سيستم هاي حمايتي در محيط است .
دوم: مطالعاتي به سازه حمايت اجتماعي تصوري توجه دارند يعني بنا به تصور شخصي، چه ميزان از حمايت شخصي برخوردار است.
در مجموع تحقيقات بر نقش حمايت اجتماعي واقعي و تصوري تاکيد داشته اند. پژوهش هاي انجام گرفته بر روي دانشجويان ايراني نيز نشانگر اين بوده که دانشجوياني که از حمايت اجتماعي بالاتري برخوردار بودند داراي سلامت عمومي بيشتري بوده و نيز رضايت بيشتري از زندگي داشته اند. بطور کلي بر اساس پژوهش هاي فوق دانشجويان بومي از حمايت اجتماعي بالاتري نسبت به دانشجويان غير بومي برخوردار بوده اند. همچنين دختران از
حمايت اجتماعي بهتري نسبت به پسرهاي دانشجو بهرمند بوده اند.

مطالب ياد شده و ادبيات تحقيق نشان مي دهد که دينداري با بسياري از نتايج مثبت همراه است . از جمله اين نتايج مثبت، بهره مندي از حمايت اجتماعي است. همچنين دارا بودن حمايت اجتماعي و ادراك آن خود با پيامدهاي مثبتي براي سلامتي روانشناختي و حتي سلامت جسماني همراه است. بنابراين، مي توان با مطالعه رابطه اين متغيرها در بين دانشجويان و کشف نوع ارتباط بين آنها و نيز تقويت متغيرهاي مورد مطالعه در بين دانشجويان از طريق برنامه ها ي آموزشي و مشاورهاي آنها را از آثار مثبت دينداري و حمايت اجتماعي بهره مند ساخت.
شايد زود باشد که وجود هوش معنوي را مسلم بدانيم، هر چند معنويت از تمام معيار هاي مشخص شده در نظريه هوش هاي چند گانه گاردنر234 برخوردار است. طبق گفته ماير235 (2000 ، ص 22 ) هوش هايي که از معياري هاي هوش چندگانه برخوردار باشد مسلما ارزش مطالعه دارند و حتي ممکن است اطلاعاتي براي نسل هاي بعدي هوش فراهم کنند. در نظر گرفتن معنويت به عنوان يک هوش، ادارک ما را از معنويت و هوش گسترش مي دهد و باعث مي شود بتوان معنويت را در ارتباط با فرايند هاي شناختي عقلايي مثل حل مساله و کسب هدف بررسي کرد. مفهوم هوش معنوي همچنين توجه ما را به ويژگي هاي کارکردي، مثبت و تطبيقي معنويت جلب مي کند و تعريف معنويت به صورت امري غير عقلائي، بيش از حد هيجاني و از نظر علمي بي ارزش را به چالش مي کشد(ايمونز236 2000 الف ، ص 3-26). البته همانطورکه ذکر شد، بحث هايي درباره خطرات احتمالي سوء کاربرد و سوء تعبير يا اتکاي بيش از حد به هوش معنوي وجود دارد. شواهد علمي بيانگر نتايج مثبت استفاده از معنويت و هوش معنوي در محيط هاي تحصيلي و کاري است.

2-26 نتيجه گيري
بنابر مطالعات وتعاريف انجام شده در زمينه هوش هيجاني و هوش معنوي ميتوان اذعان نمود كه هوش معنوي و هوش هيجاني مي توانند بر يكديگر تأثير بگذارند و فرديكه از هر دو هوش برخوردار باشد، مي تواند در زندگي دنيوي موفق و براي زندگي اخروي نيز اندوخته مناسبي جمع كند.
همچنين بر اساس يافته ها و پيشينة پژوهش ميتوان به اين نتيجه رسيد كه هوش هيجاني وهوش معنوي دو سازة مكمل هستند كه ميتوانند درجهت خود شكوفايي و انطباق پذيري به فرد كمك كنند، به گونه اي كه افرادي باهوش هيجاني بالا بهتر با ديگر ان كنار مي آيند و اجازه نمي دهند اضطراب ها و پريشاني، آنان را از حل موفقيت آميز مشكلات باز دارد و همان طور كه يافته ها يديگر تحقيق نشان داد از تحمل بالايي براي روبه روشدن بافشارهاي رواني برخوردارند.آنان به سرعت و به سادگي ذهن خود را آرام و شفاف مي سازند و به اين ترتيب راه را براي بصيرت و بينش دروني و ايده هاي خلاق به روي خود مي گشايند.
براساس يافته هاي پژوهش ها مي توان اين گونه استنباط کرد که رشد و تقويت اعتقادات مذهبي(هوش معنوي) باعث افزايش توان کنترل احساسات و هيجانات دروني خود و ديگران و بهبود سطح هوش هيجاني افراد جامعه مي گردد.
براساس يافته هاي پژوهش ها قبلي و تعاريف آنها مي تواند به اين نتيجه رسيد که حمايت هاي اجتماعي از سوي خانواده، دوستان، اساتيد و ساير پژوهشگران و متخصصان به دانشجويان جهت پيشرفت تحصيلي و انجام فعاليت هاي علمي و پژوهشي نقش مهمي در ايجاد انگيزه، دقت و صحت در اين گونه فعاليت ها در ميان دانشجويان و دانش پژوهشان جوان دارند. اين حمايت در ابعاد مختلفي صورت مي پذيرد. اجتماع علمي مي تواند در بعد معرفتي به افزايش شناخت و آگاهي علمي و فني دانشجويان کمک نموده و در بعد مادي به کمک هاي مالي و ايجاد تسهيلات براي انجام فعاليت هاي علمي پژوهشي و پيشرفت تحصيلي توجه نمايد. همچنين نتايج پيشينه تحقيقات نشان مي دهد که از حيث منزلتي براي دانشجويان احترام و ارزش قائل شده و يا از حيث احساسي و عاطفي به آنها توجه نمايد .

فصل سوم
روش شناسي پژوهش

3-1 طرح تحقيق
با توجه به اينکه پژوهشگر درصدد مقايسه رابطه بين هوش معنوي، هوش هيجاني و جمايت هاي اجتماعي است اين تحقيق از لحاظ شيوه توصيفي و از نوع همبستگي است.

3-2 جامعه آماري
کليه دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم تحقيقات کرمانشاه که در سال تحصيلي 92-93 مشغول تحصيل هستند.
3-3 روش نمونه گيري و حجم نمونه
حجم نمونه 100 نفر که با استفاده از نمونه گيري تصادفي ساده (ازطريق قرعه کشي) انتخاب شدند. با توجه به اينکه گروه روانشناسي و مشاوره با سوالات پرسشنامه آشنايي داشتند از اين پژوهش حذف شده اند.

3-4 ابزار گردآوري داده ها
1- پرسشنامه هوش هيجاني: براي اندازه گيري هوش هيجاني از پرسشنامه بار-آن استفاده مي شود که اين پرسشنامه داراي 90 سوال که 15 مقياس (خودآگاهي هيجاني، خود ابزاري، عزت نفس، خود شکوفايي، استقلال، همدلي، مسئوليت پذيري اجتماعي، روابط بين فردي، واقع گرايي، انعطاف پذيري، حل مساله، تحمل فشار رواني، خوش بيني و شادکامي) را مي سنجد، که پايين ترين امتياز آن 90 و بالا ترين آن 450 مي باشد
2- پايايي اين آزمون از طريق محاسبه آلفا کرونباخ 93% بدست آمده است.
3- پرسشنامه هوش معنوي: براي اندازه گيري هوش معنوي از پرسش نامه هوش معنوي آمرام دير استفاده شده که در سال 1388 توسط خانم شيرين محمودي به لحاظ علمي بودن و روايي و اعتبار نرم يابي بررسي شد وداراي 63 سوال که 12 مقياس(شا
مل خود آگاهي فردي،حل مساله،هوشياري،کل نگر بودن،مراقبت،پرسش گري وجودي،معناي شهود عميق،الوهيت و نظارت دروني) را مي سنجد،پايين ترين امتياز آن 68 و بالا ترين آن 340 امتياز مي باشد.پايايي اين آزمون 90% است.

4- پرسشنامه حمايت اجتماعي: براي سنجش حمايت اجتماعي از پرسشنامه MOS که در سال 1991 توسط شربورن و استوارت ساخته شد استفاده شده و داراي 19 سوال و 5 زير مقياس(حمايت ملموس، حمايت هيجاني، همدردي و تشويق، اطلاع رساني و تعامل اجتماعي) را مي سنجد. پايين ترين امتياز آن 19 وبالاترين امتياز آن 95 است.
5- پايايي اين آزمون با استفاده از ضريب آلفاي کرونباخ در دامنه اي از 74% تا 93% گزارش شده است(شربورن واستوارت237 1991).

3-5 شيوه تجزيه و تحليل داده ها
به منظور تجزيه و تحليل داده ها از شاخص آمار توصيفي شامل جدول، نمودار، ميانگين، انحراف استاندارد،…و به منظور آزمون فرضيه ها و سوالات تحقيق از آزمون هاي ضريب همبستگي پيرسون و رگرسيون همزمان استفاده خواهد شد.

فصل چهارم
تجزيه و تحليل داده ها

4-1 مقدمه
در اين فصل از پژوهش با استفاده از روش هاي آمار توصيفي و آمار استنباطي مناسب، داده هاي جمع‌آوري شده مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرد و در سه بخش اطلاعات جمعيت شناختي نمونة مورد مطالعه، تحليل سؤالات و تحليل فرضيه هاي پژوهش، اطلاعات به دست آمده ارائه مي‌گردد.
4-2 توصيف يافته هاي تحقيق

4-3 توصيف مشخصات جمعيت شناختي نمونه موردمطالعه
4-3-1 سن نمونه مورد مطالعه
جدول1-4- فراواني و درصد فراواني نمونه آماري مورد مطالعه به لحاظ سن
شاخص
سن
فراواني
درصد فراواني
25-30 سال
15
15
31-45 سال
54
54
36-40 سال
26
26
جمع
100
100

براساس داده هاي جدول(1-4) 40 نفر (26.6درصد) از دانشجويان شرکت کننده در پژوهش بين 25تا30 سال سن دارند، 64 نفر (42.6درصد) بين31 تا 35 سال، 46 نفر (30.6درصد) بين 36 تا 40 سال سن دارند.
4-3-2 رشته تحصيلي نمونه مورد مطالعه
جدول2-4- فراواني و درصد فراواني نمونه آماري مورد مطالعه به لحاظ رشته تحصيلي
شاخص
رشته تحصيلي
فراواني
درصد فراواني
مهندسي فيزيک اتمي
2
2
حقوق
67
67
معماري
6
6
حسابداري
11
11
زبان انگليسي
14
14
جمع
100
100

بر اساس دادههاي جدول (2-4) رشته تحصيلي 2نفر (2درصد) مهندسي فيزيک اتمي، 67 نفر (67 درصد) حقوق، 6 نفر (6درصد) معماري، 11نفر (11درصد) حسابداري، 14 نفر (14 درصد) زبان انگليسي است.

4-4 پيشفرض استفاده از آزمونهاي آماري پارامتريک:238

آزمونهايي را که بر طبيعي بودن توزيع متغير در جامعه استوار هستند، آزمونهاي پارامتريک گويند. براي استفاده از اين روشها پژوهشگر بايد مفروضههايي را رعايت کند. برخي از اين مفروضهها عبارتند از:
1) دادههاي مورد استفاده پيوسته و منظم باشد يا به عبارت ديگر، مقياس اندازهگيري فاصله اي يا نسبي باشد. بر اساس اين فرض، آزمونهاي پارامتريک به مقياس فاصلهاي يا نسبي محدود هستند.
2) متغير مورد پژوهش در جامعه داراي توزيع طبيعي باشد (دلاور، 1388). داده‌هاي مورد استفاده در اين پژوهش به صورت پيوسته و منظم

این نوشته در پایان نامه ها و مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *