دانلود پایان نامه با موضوع species)، genera,، سنگواره، زير

ها :
عقرب ها را مي توان جزء اجدادي ترين بندپايان هم از لحاظ منشأ و هم از لحاظ شکل بدن طبقه بندي کرد. آن ها ابتدا به صورت ارگانيسم هاي آبزي در طول سيلورين ظاهر شدند و از آن زمان تغييرات شکلي نسبتاً کمي پيدا کردند. هرچند شکل نگهدارنده ظاهري آن ها برخي کارشناسان را وادار کرد تا آن ها را به عنوان “فسيل زنده9” تعريف کنند، عقرب ها سازگاري هاي مهم بيولوژيک، فيزيولوژيک، رفتاري و اکولوژيک را به وجود آوردند که از موفقيت مداوم در طول 450 ميليون سال گذشته اطمينان مي دهند (Lourenço, 2013).
در رسوب هاي دوره ي سيلورين فوقاني تا دوره ي اوليگوسن10، يعني تقريبا از اواسط دوران اول زمين شناسي (پالئوزوئيک11) تا اواسط دوره ي سوم (ترتياري12)، سنگواره هايي از عقرب ها بدست آمده است (فرزان پي، 1366). به اين ترتيب عقرب ها 200 ميليون سال قبل از آن که دايناسورها در کره زمين پديدار شوند و در مقايسه با انسان که حدود 2.5 ميليون سال پيش در کره زمين ظاهر شده از قدمت بسيار زيادي برخوردار هستند. بيشترين سنگواره عقرب ها از صخره هايي با قدمت 290-220 ميليون سال که به دوره کربونيفر13 زيرين تعلق دارند کشف شده اند، اين عقرب ها در آب هاي کم عمق درياهاي گرمسيري مي زيسته اند (دهقاني، 1385). قديمي ترين نمونه از اين سنگواره ها متعلق به جزيره ي گوتلند واقع در کشور سوئد است اين سنگواره توسط ترل14 و ليندسترون15 پالئوفنوس- ننسيوس نام گذاري شده است (فرزان پي، 1366). اخيرا سنگواره جديدي در اسکاتلند به دست آمده است که تاريخچه سير تکاملي اين جانوران را پس از ترک درياها و فرمانروايي آنها بر زمين و چگونگي شکارچي شدنشان را بازگو مي کند اين سنگواره جديد از ناحيه کيرکتون شرقي در نزديکي هاي شهر ادينبورگ کشف کرده است . اولين فسيل عقرب توسط Corda در سال 1835 توصيف شد (دهقاني، 1385). ترل عقرب هاي دوره ي سيلورين را که داراي پنجه اي يک شاخه بودند در زير راسته ي جداگانه اي بنام آپکسي پدز و ساير عقرب ها را که داراي پنجه اي دو شاخه بودند در زير راسته ي ديونيکوپدز دسته بندي کرد. بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد که تنها عقرب هاي دوره ي سيلورين آپکسي پدز هستند. سنگواره هاي به دست آمده از دوره ي کربونيفر متعلق به زير راسته ي ديونيکوپدز بوده و از نظر ظاهري به نمونه هاي کنوني شباهت بيشتري دارند تا به عقرب هاي دوره ي سيلورين به همين دليل شايد بتوان گفت که پيدايش عقرب هاي امروزي و پراکندگي جغرافيايي آنها در زمين، تقريبا در دوره ي دونين بوده است (فرزان پي، 1366). تکه هاي نسبتا زيادي در سنگواره پوششي شاخي عقرب ها در لايه هاي رسوبي صخره هاي کاوش شده در کيرکتون شرقي به دست آمده اند که نشان مي دهند از اندازه عقرب هاي دوره کربونيفر به تدريج کاسته شده تا آنجا که در حدود 200 ميليون سال پيش ميانگين اندازه عقرب ها به 30 سانتي متر رسيده است هم چنين در طول زمان از تعداد چشم هاي مرکب جانبي هم به تدريج کاسته شده و تنها چند عدسي جدا از يکديگر باقي مانده در صورتي که تعداد اين چشم ها در بيشتر تيره هاي عقرب هاي دوره کربونيفر بالاي 40-20 عدد بوده که عقرب هاي جديد بسته به نوع فقط 5-2 چشم جانبي مجزا از يکديگر دارند (دهقاني، 1385). از دوران مزوزوئيک16 هم سنگواره هايي از عقرب ها بدست آمده است اين سنگواره ها به 6 گونه در جنس مزوفنوس از تيره ي مزوفنيده طبقه بندي شده اند. از دوران سنوزوئيک در رسوب هاي دوره ي سوم، بقاياي سنگواره اي از عقرب ها پيدا شده است که گمان نمي رود مربوط به دوره ي، قديمي تر از دوره اوليگوسن باشد (فرزان پي، 1366). مطالعه اين سنگواره ها نشان مي دهد که اين جانوران با توجه به اينکه آبشش ها بطور روشن در سنگواره مشخص است ابتدا آبزي بوده سپس به دوزيست تبديل شده و سپس خشکي زي شده اند (دهقاني، 1385).
116 فسيل شناخته شده از گونههاي عقرب موجود است که اکثريت آنها به عصر پالئوزوئيک و تعداد کمتري از آنها مربوط به عصر مزوزوئيک و سنوزوئيک17 هستند (Hembree et al., 2014). برخي گونهها کوچک، حدود يک سانتيمتر(Microbuthus ، Orthochirus ، خانواده Buthidae) هستند، برخي ديگر (Androctonus) ميتوانند به ده سانتيمتر يا بيشتر برسند. غول عقرب، عقربها، (Pandinus imperator ) ، بندپاي خاک زي غول پيکري با حداکثر طول بيست و پنج سانتي متر مي باشد (Goyffon and Tournier, 2014).
از نظر فون عقرب، کشور ايران در اواخر دوران سوم (سنوزوئيک) براي ادامه ي حيات اين جانور مساعد بوده است ، شايد بتوان عقرب ها را نه تنها قديمي ترين عنکبوتيان، بلکه قديمي ترين بندپاي زميني دانست. زيرا کهن ترين سنگواره ي به دست آمده از جانوران اين رده به عقرب ها تعلق دارد وجود زنجير گره هاي منفرد عصبي در بدن اين جانوران دليلي بر اين مدعاست. با وجود اين، برخي بر اين باورند که سوليفوژها و پالپي گرادها قديمي ترين جانوران اين رده را تشکيل مي دهند، اما به علت آنکه پوشش مقاومي نداشته اند سنگواره اي از آنها به جا نمانده است (فرزان پي، 1366).
عقرب ها در تمامي قاره ها پراکنده اند به طوريکه در مناطق گرمسيري و نيمه گرمسيري از وفور بيشتري برخوردارند، در سال 1968 Jaunqua و Vachon فهرست 79 گونه عقرب با اهميت پزشکي را که داراي گزش جدي بوده و در مواردي منجر به مرگ مي شده است را منتشر نموده اند ولي Polis به وجود 25 گونه با اهميت پزشکي در دنيا اشاره نموده است Maguire و همکاران 30 گونه عقرب را از نظر پزشکي با اهميت گزارش نموده و متذکر شده است هر ساله 5000 مورد مرگ و مير ناشي از گزش عقرب در دنيا، اتفاق مي افتد (دهقاني و بيگدلي، 1386). نوع انسان (Homo Sapiens) از آغاز پيدايش و آفرينش با
مشکل بندپاياني مانند پشه، مگس، شپش، کک، عقرب و غيره روبرو بوده است . عقرب ها به ويژه به دليل نيش زهري، دردناک و گاهي مرگ آور توجه بيشتري را به خود جلب کرده اند. مانند ساير ملل، ايرانيان نيز اين جانواران را مورد توجه قرار داده اند (دهقاني و ولائي، 1384). عقرب زدگي يكي از مشكلات بهداشتي عمومي در نواحي مختلف دنيا مي باشد. كشور ايران با توجه به نوع اقليم و آب و هوا از نظر گونه بندپايان مخصوصا عقرب ها بسيار غني مي باشد و در زمره كشورهايي است كه گونه هاي زيادي از عقرب ها به ويژه انواع خطرناك آن را داراست . هر ساله 40تا 50 هزار مورد عقرب گزيدگي و موارد متعدد مرگ ناشي از آن در كشور اتفاق مي افتد (حسيني نسب و همکاران، 1388). وضعيت عقرب زدگي در مناطق و كشورهاي گوناگون باتوجه به شيوه زندگي، وضع اجتماعي، اقتصادي، وضع مسكن، چگونگي ارائه خدمات بهداشتي و گونه هاي هر منطقه جغرافيايي، متفاوت است. عقرب زدگي در بعضي از كشورهاي آفريقايي و خاورميانه و در كشورهاي آمريكاي جنوبي و مركزي مشكل مهم پزشكي محسوب مي گردد (دهقاني و ولائي، 1388). عقرب زدگي در نواحي معتدل و گرمسيري به ويژه بين عرض 50 درجه شمالي و 50 درجه جنوبي رخ مي دهد (دهقاني، 1385).
شدت علايم و عوارض عقرب زدگي در انسان، به نوع عقرب و شرايط بوم شناسي محيط زيست اين جانور و همچنين، ترکيبات سم، مقدار سم تزريق شده، فصل گزش و فرد گزيده شده بستگي دارد (فرزان پي، 1366). گونه هاي آندروکتونوس کراسيکودا (Androctonus crassicauda) و هميسکورپيوس لپتوروس (Hemiscorpius Lepturus) به لحاظ فراواني گزش و عوارض ناشي از آن، جزو خطرناک ترين عقرب هاي ايران به شمار آمده اند (دهقاني و ولائي، 1384).
2-2- جايگاه عقرب ها در طبقه بندي بندپايان :
سلسله جانوران18 به دو زير سلسله تک ياختگان19 و پرياختگان20 تقسيم مي شود. زير سلسله تک ياختگان تنها داراي يک شاخه است اما زير سلسله ي پرياختگان به 13 شاخه تقسيم مي شود که يکي از آن ها شاخه ي بندپايان مي باشد، شاخه ي بندپايان در سلسله جانوري اهميت بسزايي دارد از 1.200.000 گونه جانور که تاکنون شناخته شده اند بيش از 1.000.000 گونه جز بندپايان مي باشند آن ها به تنهايي خيلي بيشتر از مجموع تمام جانوران ديگر هستند. شاخه ي بندپايان21 که پر جمعيت ترين شاخه در تمام سلسله ي جانوران مي باشد به دو زير شاخه ي گيره داران يا کليسرداران22 و شاخک داران يا آرواره داران تقسيم مي شود (دليلي، 1384).
عقرب ها راسته اي از کلاس يا رده عنکبوتيان و زير شاخه کليسرداران، در شاخه بندپايان مي باشند. واژه بندپايان حدود 140 سال پيش معرفي گرديد. بندپايان براساس پذيرش اين نظريه که منشا و نياي يگانه23 يا چندگانه24 داشته باشند به اشکال زير طبقه بندي مي گردند.
با منشا يک گانه بند پايان شامل:
1. تريلوبيتومورفا (Trilobitomorpha)
تريلوبيت ها (Trilobites)

2. آرواره داران (Gnathostomata)
سخت پوستان (Pancrustacea)
پائوروپودا (Pauropoda)
صدپايان (Chilopoda)
هزارپايان (Myriapoda)
سيمفيلا (Symphyla)
کولمبولا (Collembola)
حشرات (Insecta)

3. کليسر داران (Chelicerata)
عنکبوتيان (Arachnida)
عنکبوت مانندهاي دريايي (Pycnogonida)
پنتاستوميدا (Pantastomida)
تاردي گرادا (Tardigrada)
خرچنگ هاي عقرب مانند

با منشا چندگانه بندپايان شامل:
1. يونيراميا شامل:
شش پايان يا حشرات (Hexapoda)
هزارپايان (Myriapoda)
اونيکوفورا (Onychophora)

2. سخت پوستان (Pancrustacea)
تريلوبيت ها (Trilobites)
سخت پوستان (Pancrustacea)

3. کليسر داران (Chelicerata)

کلاس عنکبوتيان در زير شاخه کليسرداران شامل راسته هاي زير مي باشد:
راسته عنکبوت25 ها
راسته عقرب26 ها
راسته کنه27 ها و مايت ها
راسته تليفونيدا (عقرب هاي شلاقي)
راسته آمبليجي (عقرب هاي بدون دم)
راسته سولفيژيدا (رتيل ها يا عقرب هاي بادي يا عنکبوت هاي شتري)
راسته پسودو اسکورپيون28 (عقرب هاي دروغي)
از اين راسته ها ، فقط عنکبوت ها، کنه ها، مايت ها، عقرب ها، اهميت پزشکي دارند (دهقاني، 1385).
براساس نظريه ي پيشنهادي پترنکويچ عقرب ها به صورت زير در رده ي عنکبوتيان از شاخه ي بندپايان، در سلسله ي جانوري قرار مي گيرند :
رده ي عنکبوتيان
زير رده ي لاتي گاسترا
بالا راسته ي پکتي نيفرا
راسته ي عقرب ها (فرزان پي، 1366).
2-2-1- راسته ي عقرب ها C. L. Koch, 1850:
زيرراسته Branchioscorpionina Kjellesvig-Waering, 1986
Protobuthidae ، Gallioscorpionidae و چندين خانواده ديگر به انضمام تمام خانوادههاي منقرض شدهي عقربها بجز Palaeopisthacanthidae ، در دورهي زمينشناسي کرتاسه کشف شدند. به عقيدهي نويسندگان مختلف، زيرراسته Branchioscorpionina شامل 18 تا 21 بالاخانواده و 41 تا 47 خانواده ميباشد که به عبارت زير است :
Suborder Neoscorpionina Thorell and Lindstr?m, 1885
Infraorder Orthosternina Pocock, 1911
Family Akravidae Levy, 2007 (1 genus, 1 species)
† Family Archaeobuthidae Lourenço, 2001 (1 genus, 1 species)
Family Bothriuridae Simon, 1880 (14 genera, 145 species)
Family Buthidae C. L. Koch, 1837 (86/†6 genera, 990/†18 species)
Family Chactidae Pocock, 1893 (15/†1 genera, 180/†2 species)
Family Chaerilidae Pocock, 1893 (1/†1 genera, 43/† 1 species)
† Family Chaerilobuthidae Lourenço and Beigel, 2011 (1 genus, 1 species)
Family Diplocentridae Karsch, 1880 (9 genera, 116 species)
Family Euscorpiidae Laurie, 1896 (4 genera, 31 species)
† Family Gallioscorpionidae Lourenço and Gall, 2004 (1 genus, 1 species)
Family Hadogenidae Lourenço, 1999 (1 genus, 20 species)
Family Hemiscorpiidae Pocock, 1893 (1 genus, 15 species)
Family Heteroscorpionidae Kraepelin, 1905 (1 genus, 6 species)
Family Hormuridae Laurie, 1896 (9 genera, 54 species)
Family Iuridae Thorell, 1876 (8 genera, 42 species)
Family Lisposomidae Lawrence, 1928 (2 genera, 3 species)
Family Microcharmidae Lourenço, 1996 (2 genera, 16 species)
† Family Palaeoeuscorpiidae Lourenço
, 2003 (1 genus, 1 species)
† Family Palaeopisthacanthidae Kjellesvig-Waering, 1986 (3 genera, 4 species)
† Family Protobuthidae Lourenço and Gall, 2004 (1 genus, 1 species)
† Family Protoischnuridae Carvalho and Lourenço, 2001 (1 genus, 1 species)
Family Pseudochactidae Gromov, 1998 (3 genera, 6 species)
Family Scorpionidae Latreille, 1802 (5 genera, 135 species)
Family Scorpiopidae Kraepelin, 1905 (6/†1 genera, 56/†1 species)
Family Superstitioniidae Stahnke, 1940 (1 genus, 1 species)
† Family Palaeotrilineatidae Lourenço, 2012 (1 genus, 1 species)
Family Troglotayosicidae Lourenço, 1998 (2 genera, 4 species)
Family Typhlochactidae Mitchell, 1971 (4 genera, 10 species)
Family Urodacidae Pocock, 1893 (2 genera, 22 species)
Family Vaejovidae Thorell, 1876 (17 genera, 181 species)
(Lourenço, 2013).
2-2-2- سابقه مطالعات انجام گرفته و طبقه بندي عقرب ها در جهان :
اولين تحقيقات تجربي و علمي در مورد عقرب ها، بدون دخالت اعتقادات عامه، توسط فران سيزو ردي29 به سال 1668 و پس از آن موپرتينز30 به سال 1731 انجام شده است. اما لينه طبيعيدان سوئدي اولين کسي بود که به منظور رده بندي علمي آنها، به مطالعه ي اين جانوران پرداخت. نام برده تمام عقرب ها را در يک جنس تحت نام اسکرپيو31 قرار مي دهد، دوژير32 با قبول نظر لينه در مورد رده بندي عقرب ها در يک جنس، آنها را بر حسب تعداد چشم هاي جانبي در دو گروه چهار چشم و شش چشم، تقسيم مي کند.
بعد ها محققيني نظير هربست33، ليچ34، اهرنبرگ35، لاترل36، کک37 و جرويس38 براساس برخي از خصوصيات ظاهري نظير تعدا چشم ها، اين جانوران را در راسته، تيره، و زير جنس قرار دادند. پترز (1861) بر حسب شکل استرنوم و تعداد دندانه هاي انگشت متحرک کليسرها، عقرب ها را به چهار گروه تقسيم مي کند (فرزان پي، 1366).
مونوگراف منتشر شده توسط کراپلين39 اولين بررسي کامل فون جهاني عقرب بود. پيش از اين دست آورد، نويسندگان ديگر تلاش کردند با ترکيب تمام فونهاي شناخته شده از قبيل فون کوخ که 4 خانواده و 11 جنس را معرفي کرده و فون پترز40 که 4 خانواده و 19 جنس را ثبت کرده، يک تاليف خلاصه ايجاد کنند. بخشي از طبقهبندي کراپلين در کتاب Das-Tierreich که شامل 6 خانواده و 64 جنس ميباشد درمدت چندين دهه تقريبا بدون تغيير ماند

این نوشته در پایان نامه ها و مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *